‏نمایش پست‌ها با برچسب آنا دیلی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب آنا دیلی. نمایش همه پست‌ها

تورکجه‌ده فئعلین قاورامسال قورولوشو آدلی کیتاب یایینلاندی

Kategori: , , , , , , , , , , Umud Urmulu - سه‌شنبه, مرداد ۱۰, ۱۳۹۱ - 0 comments
تورکجه‌ده فئعلین قاورامسال قورومو" آدلی کیتاب یایینلاندی
استاد ناصیر منظوری-نین آغیز لؤوحه‌لری سیرا کیتاب‌لاریندان "تورکجه‌ده فئعلین قاورامسال قورومو" آدلی کیتابی یایینلاندی. 
کیتاب 232 واراقدا، اؤن بؤلوم، بیر باشلانیشی ایچه‌ریر. بو کیتابدا ناصیر منظوری‌نین کئچمیشده یایدیغی "سس قاورامی‌نین" آردیندا تورکجه فئعل‌لرین قاورامسال قوروم‌لارینی آراشدیریب. تورک دیلینین تئوریک آراشدیرماسی من بیلن آز اولوب. بئله بیر یاناشما دونیادا بیرینجی دؤنه اولاراق اورتایا قویولور. "آنلاییش عئلمی"-نه (COGNITIVE SCIENCE) اؤنملی اولدوغو وورغولانیلیر. 
کیتاب یازیچی‌نین اؤز آدیلا نشر اولونوب. کیتابـین دیلی فارسجا دیر. کیتابین سونوندا تورکجه(لاتین الیفباسیلا)، اینگیلیسجه آچیق‌لاما وئریلیب. دیل دیغدیغالاری اولان‌لارا(بوتون دیل‌لرده) بو کیتابین اوخوماغی اؤنریلیر. کیتاب‌دا دونیانین نیسبی‌لیک‌له آچیق‌لانماسی، فراکتال قورومونا دایاناراق فاکت‌لار وئریلیب. 
کیتابین قابیغینین طراحی سایین مهیار علیزاده دیر. 
کیتابین ساتیش یئری: تئهران، اینقیلاب مئیدانی، قوزئی کارگرین باشی، فیروز پاساژی، اندیشه نو یایین ائوی

نمایش کمدی موزیکال تولکی ایله قورد در تهران

Kategori: , , , , , , , , , , , , , Umud Urmulu - پنجشنبه, تیر ۰۸, ۱۳۹۱ - 0 comments
نمایش کمدی موزیکال ترکی "تولکو ایله قورد" که بر اساس افسانه های آزربایجان به رشته تحریر درآمده است روز شنبه 1391/4/10 ساعت 17 و 19 در تالار هنر تهران به روی صحنه خواهد رفت.
نویسنده نمایش ترکی فوق علی برنون می باشد.
دیگر دست اندرکاران این نمای شهرنی ترکی به صورت زیر می باشد:
صداپیشگان: بهنام قدیری، مهدی نورزاد لاله، علی برنون، محمد ملکی
عروسک گردانان: شیرین کریمی پور، جلیل شهنازی، مصطفی پورقاسم
طراح صحنه: لیلا مسلم نسب    
طراح عروسک: سمیرا یزدان پژوه
آهنگساز: استاد محمد ملکی اصل
زمان اجرا: شنبه، 1391/4/10 ساعت: 17 و 19
مکان اجرا: تالار هنر، تهران
برای حمایت از زبان مادریمان ترکی ، فرهنگ ملت ترک و ارج نهادن به هنر جوانانمان از عموم ترکان تهران برای حضور در این نمایش ترکی دعوت به عمل می آید.
هامی گلیسن

اوشاقلار اوچون تورکجه کیتاب بایراملیغی

Kategori: , , , , , , , , , , Umud Urmulu - پنجشنبه, اسفند ۲۵, ۱۳۹۰ - 0 comments
یئنی گون بایرامی گلدیغینده اوخول لار باغلی اولدوغو اوچون تورک عایله له ر اوشاقلارینین نئجه واختلارینی کئچیرمه قونوسوندا قایغیلاری اولور.
اورمیه نیوز سیته سی اولاراق بیر آزجیق دا اولسا بو بوش لوغو دولدورمایا چالیشاراق، اوشاقلاریمیز اوچون بیرنئچه تورکجه کیتاب پی دی اف فورمه تینده حاضیرلانیلیب دیر.
آماجیمیز هم اوشاقلارین بوش زمانلارینی یاخشی بیر اولچوده دولدورماق هم ده آنا دلیمیز تورکجه اوچو نبیر قاتقی ساغلاماق دیر.
یاینلانان تورکجه کیتابلاردا ایشله دی له ن الیفبا لاتین و عرب الیفباسیجادیر.
ایندیرمه ک اوچون حاضیرلانان کیتیابلارین قونوسونو اوشاق ادبیاتی، اوشاق قوشوقو، اوشاق گوسته ری له ری، تورکجه تاپماجالار و ...عیبارت اولور.
آتامین باشماقلارینین ناغیلی 
آغیللی قیز و تنبل احمد
آخماق جاناوار
اوشاق نمایشی: یاردیم چیل دوستلار. یازار: زهره وفائی
فیرچا
هامی یاتیب جیرداتان اویاق!
م.ع.صابر – اوشاقلار اوچون شعرلر
ظولومکار آسلان
یورد ایچینده گه زیشمه له ر
یاشیل کیتاب
طوطو و اونون دوستلارینین دنیز سیاحتی
لطیفه له ر، تولکو، بیر ده بالیقلار
سیرلی دولچا
غیرعادی یوخو
صمد بهرنگی و بهروز دهقانی- قوشماجالار، تاپماجالار   

اهمیت زبان مادری در ایجاد فرهنگ و شکل دهی هویت ملی

Kategori: , , , , , , , , , , , , , Umud Urmulu - دوشنبه, اسفند ۰۱, ۱۳۹۰ - 0 comments
اومود اورمولو
یکی از مهمترین عناصری که جوامع را از دیگر اجتماعات متمایز می کند زبان و فرهنگ می باشد. زبان یکی از مهمترین عناصر تشکیل دهنده هویت و فرهنگ ملی می باشد. 
زبان مادری نحوه بیان تکامل ملتی به شیوه خود می باشد. نوع نگرش به جهان پیرامون و حیات را ملت ها بوسیله ابزار زبان مشخص می سازند. ملل و ائتنیسسیته ها کائنات و جهان پیرامون را هر یک با نشانه های زبانی خود آشکار می سازند. بنا بر آنچه که گفته شد می توان زبان را به عنوان فرم دهنده اجتماع نامگذاری کرد. انسانهائی که در یک اجتماع زندگی می کنند محیط و جهان پیرامون خود را نه به شکل حقیقی آن بلکه به شکل زبانی که به آنها ارائه می شود می نگرند.
از زمانی که مفهوم ملت با ارزش ها و مفاهیم خاص مشخص شد مشخصه ها و خصوصیات ملت در زبان نیز کم و بیش نمود داشته اند. بر اساس گفته ها زبان شناسان مشهور دنیا خصوصیات معنوی ساختارهای اجتماعی ملتها، کاراکترهای روشنفکران، شخصیت های ملی در زبان و فرهنگ اجتماعات دارای علایق و پیوندهای بسیار زیادی می باشند. بنا به این گفته می توان زبان را از آثار قدرت معنوی یک ملت نام برد. نمای روح بیرونی یک ملت پیوسته در زبان خود را نمایان می کند. بر اساس گفته ویلهلم فون هومبولت (Wilhelm von Humboldt) زبان شناس، دیپلمات و فیلسوف آلمانی "زبان یک ملت روح آن می باشد، و روح ملتی در زبان آن نهفته می باشد".
در عصر کنونی تغییرات متعدد و پرسرعت جزء خصیصه های اجتماعات می باشد. در عصری که مفاهیم و تفکرات از نو شکل می گیرند مفاهیم و اساس هائی که در زمینه فرهنگ شکل گرفته اند بی شک بدون استفاده و کاربرد نخواهند بود. مسائلی که در محیط خانواده، محیط کار و ... اتفاق می افتد ما را از نو برای دوباره اندیشیدن و تفکر وادار می سازد. این ارزیابی ها به عنوان پلی فرهنگی مابین زمان گذشته - حال و زمان حال و آینده بوده و به عنوان دارائی های فرهنگ نمود پیدا می کند.
اگر در روستای و یا شهری دور دست زندگی کنیم نیز با این مفهوم و عناصر مرتبط با آن مواجه خواهیم شد. 
در تمامی بخش ها و دوره های زندگی اجتماعیمان با این کلمه و مفهوم مواجه می باشیم. از فرهنگ زبانیمان بحث می کنیم، پل ارتباطی مابین تکنولوژی، مدنیت و فرهنگ را مورد ارزیابی قرار داده و بحث می کنیم. با مفهومی که در تمامی شاخه های هنر خود را بروز داده استفاده می کنیم، فرهنگ موزیک، فرهنگ سینما، فرهنگ ادبیات و ... را می گوئیم. برای معرفی زندگی اجتماعیمان از کلمات و مفاهیم فرهنگ شهری، فرهنگ روستائی و ... بهره می بریم.
این مفاهیم تنها در مقالات روزنامه ها، کانال های تلویزیونی و رادیوئی و مجلات جای نگرفته در تمامی بخش های اجتماع پیوسته در حال جای گیری و استفاده می باشند.
طی سالهای متمادی از چگونگی شناسائی، تاثیرات و قدرت فرهنگ مان بحث های متعددی را محقق ساختیم. در این سالها بحث ها و مقالات متعددی در مورد چگونگی حفظ فرهنگ و انتقال آن به نسل بعدی مان بحث های متعددی را شکل دادیم. بسیاری از انسانهای پیرامونمان با سمپاتی و بسیاری دیگر با آنتی سمپاتی به موضوع نگریستند.               
در تعریفی که متخصصین سازمان جهانی یونسکو در ارتباط با فرهنگ بیان می دارند اشاره به خصوصیت تکامل و سیر تاریخی فرهنگ دارند. این شعار همواره به نقش محتوائی شعور اجتماعی- معنوی فرهنگ اشاره داشته و بر روند ضرورت نقش ملی فرهنگ تاکید دارد. بر اساس تعریف نیز فرهنگ ها تنها در سایه داشته های تاریخی اجتماعی ظاهر می شوند. فرهنگ ها در طی دوره های متعدد انسانی ظاهر شده و سبب استواری ملت ها شده و میشوند.
بر اساس نظریه ای قدرتی که سبب احیای تاریخ به امروز شده علم، فرهنگ و هنر بوده و این سه عنصر تاریخ را تا ابد همراهی خواهند کرد. طی زمانها و دوره های متوالی عناصر فوق در تاریخ تاثیرات فراوانی داشته اند.
اگر فرهنگ و ملت را به کودکی در درون رحم مادر تشبیه کنیم. تنها بند ناف کودک را به مادر متصل کرده است. اگر آن بند ناف را جدا کنیم نتیجه فاجعه بار خواهد بود. ملتها تنها با فرهنگ خود می توانند زیسته و به رشد و شکوفائی برسند. 
فرهنگ ها دارای جایگاه باور و اعتقادات دینی، اطلاعات تاریخی، ارزشها، عادات و رسوم و ... ملت ها می باشند. به طور کلی فرهنگ نوع و شیوه زندگی ملتی می باشد. 
فرهنگ شیوه زندگی اجتماع مشخصی در یک منطقه جغرافیائی می باشد. این فرهنگ در هنر، سیستم اجتماعی، عادات و رسوم این خلق پیوسته جاری می باشد. انسانهائی که دارای فرهنگ یکسانی بوده و در یک محدوده جغرافیائی مشخص زندگی کرده و زبان یکسانی را بکار می برند با تعریف دیگر انسانهائی که این خصوصیات را در چهارچوب گفته شده همراهی نمی کنند بی شک دارای تفکرات، هیجان ها، نوع بینش و نگرش متفاوتی می باشند. 
اهمیت زبان مادری در ظهور و شکل دهی معنای هویت ملی
زبان در بسیاری از اوقات به عنوان رابط و واسطه ادراک بین انسانها تعریف می شود. در زمانهای اخیر به جای رابط مفهوم برقرای پیوند را بکار می بریم. این تعریف در عین ناقص بودن بخش های اجتماعی و فرهنگی زبان را نادیده گرفته و زبان را به مانند یک تلفن موبایل تعریف می کند. اگر قصدمان از تعریف فوق برای زبان تنها برای بیان زبانهای ماشینی رابطی که پس از ظهور کامپیوتر در دنیای برنامه نویسی ظاهر شده اند باشد شاید این تعریف بتواند معنا و مفهوم زبان را دربرگیرد، ولی بی شک برای زبانهای انسانی تعریف فوق بسیار عاجز و ناتوان می باشد.
زبان انسان واسطه و حاصل هزاران سال انباشتگی تجربه می باشد. هر زبان ناشی از تجربه متفاوت یک اجتماع و یک خلق می باشد. زمانیکه علم روز قادر به کشف تاریخ عمیق گذشته نبوده و عاجز می باشد زبان مردم مشخصی که در یک جغرافیای مشخصی زیسته اند اکثر ویژگی های آن اجتماع را کم و بیش منتقل می کند. مردمی که در جغرافیای مشخصی زیسته ، شرایط جغرافیائی، پوشش گیاهی و تنوع حیوانات و ... در شکل گیری محتوای زبان نقش بسزائی داشته و دارند. برای مثال اعراب برای بیان مفهوم شتر کلمات متعددی را بکار می برند در دیگر سو اسکیموها نیز برای بیان مفاهیم برف و یخ کلمات مختلفی را استفاده می کنند. بر همین اساس زبانها در حین زاده شدن خود گذشته تاریخی و نوع زندگی آن خلق یا اجتماع را در تونل تاریخ و زمان به خوبی مشخص می سازند. 
برای مثال در ایجاد زبان ترکی ترکان بوُزکْر (bozkır) مشخصات جغرافیائی و نحوه و نوع زیست این اجتماع ترک به خوبی نمایان می باشد. این قوم ترک برای تمامی حیوانها اسامی خاص خود را داشته و حتی برای نامیدن و تمایز اسبها نام رنگ هائی را نیز ایجاد کرده است. در زبان ترکی bozkır برای بیان شرق مفاهیم گون دوغوشو(محل زاده شدن خورشید)، غرب گون باتی سی(محل غروب خورشید)، شمال گئجه اورتاسی (نیمه شب)، جنوب گوندوز اورتاسی (نیمه صبح)، تانری (آسمان)،گوغو گوْک(آسمان) و ...بکار می رود که نشان از اهمیت فعل ها در زبان bozkır ها می باشد. با مثال های فوق می توان به نوع برخورد روانشناسانه این اجتماع ترک پی برد ، به طوریکه برای آمدم، رفتم، دویدم و ... احتیاجی نبوده و فعل در جمله محل، زمان و شرایط را به خوبی ابراز می کند. برای مثال برای بیان جمله دیروز به خانه آمدم bozkır ها جمله دیروز قبل از غروب آفتاب به خانه آمدم (دونن گونش باتمادان ائوه گلدیم) را بکار می برند که جمله فوق به خوبی شرایط طبیعی و فرهنگ این قوم ترک را ابراز می کند. 
روندی که فرهنگ ها طی دوره های متوالی بر یکدیگر گذاشته اند به بهترین وجه ممکن در زبان اجتماعات جای خود را حفظ کرده است. کلمات غیرخودی زبانهائی که انسان ها امروزه به کار می برند نشان دهنده همان ارتباطات و علایق فرهنگها می باشد که در بستر زبان بروز کرده اند. انسانها تنها با تحقیقات علمی و زبانشناسانه می توانند از نحوه ارتباط اجتماعات و خلق ها مطلع شوند وگرنه راه را به بیراهه خواهند رفت. زبان مادری را نمی توان به مانند زبانهای خارجی با استفاده از قوانین آموزشی و سیستم ها آموخت چون قبل از بوجود آمدن سیستم های سیاسی و آموزشی زبان مادری می زیسته است. "کودکان با استفاده از رفلکس هائی که از اشیاء موجود در محیط می گیرند زبان مادری را می آموزند". در واقع زبان مادری به مانند چشم، حس بویائی و چشائی و تمامی ارگانهایمان یکی از طبیعی ترین خصوصیات هر انسانی می باشد. این تکامل همواره از پدر و مادر به کودکان به ارث رسیده و طی حیات بشری این روند ادامه داشته است. حتی این روند برای کودکانمان و نواده هایمان نیز تکرار خواهد شد. از یک سو زبان اجتماع مشخصی که در طول تجربه هزاران ساله گسترش یافته و از دیگر خصوصیت یادگیری طبیعی زبان در کنار هم یکی از مهمترین عناصر تشخیص اجتماعی می باشد. در سایه زبان فرد در کنار شناخت الفبای محیط خود را درون اجتماع حس کرده و تفاوت اجتماع خویش را با دیگر اجتماعات به خوبی درک می کند. در همین صورت می باشد که زبان فرد را عضوی از اجتماع مشخص تعریف کرده و هویت می بخشد و از دیگر سو با استفاده از تفاوت های زبانی اجتماعات مفهوم ملت را تقویت می کند. در کنار زبان برای معنا بخشیدن مفهوم ملت عناصر متعدد دیگری نیز وجود دارد، ولی بنا به تحقیقات متعدد در ایجاد جوامع زبان از مهمترین عناصر تشکیل دهنده می باشد.
بحث هائی که در مورد زبان در مطالب بالا ذکر شده است از اهمیت زبان برای هر اجتماعی سخن می گوید. اهمیت زبان هر اجتماع با تحقیقات زبان شناسی و گسترش زبان معنا پیدا می کند.  زبان با اجتماع رشد و تکامل می یابد. 
آموزش به زبان مادری مسئولیت گسترش و حفظ زبان اجتماعی را به دوش می کشد. هیچ اجتماعی بدون آموزش به زبان مادری و تنها با گفتگوی روزانه به زبان مادری قادر به حفظ و گسترش زبان اجتماع خود نمی باشد. "حفظ ملتی به آموزش به زبان مادری وابسته می باشد". در کنار عوامل اقتصادی و سیاسی آموزش به زبان مادری از پر اهمیت ترین موضوعات حفظ ملتی بوده و در غیر اینصورت اجتماع تابع و تحت سلطه خلق و اجتماعی دیگر خواهد بود.
کشور بنگلادش در سال 1999 پیشنهادی برای نامگذاری 21 فوریه (2 اسفند ماه) در دنیا برای پاسداشت زبان مادری به سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد (یونسکو) ارائه داد که این پیشنهاد به تصویب نمایندگان بسیاری از کشورها رسید. پس از این واقعع تاریخی ارگانهای متعددی در جهت حفظ و پاسداشت زبان های بشری دنیا شکل گرفت و همه ساله در روز 21 فوریه در بسیاری از کشورهای دنیا مراسمات فرهنگی متعددی برگزار می شود.  
متاسفانه در جامعه چند ملیتی ایران هنوز وجود میلیونها انسان ترک، عرب، لر، کرد و دیگر ملل غیرفارس کتمان شده و همگی به اجبار تحت سلطه استعمار داخلی ائتنیک فارس واقع شده اند. علارغم سقوط رژیم فاشیست پهلوی و پیروزی انقلاب اسلامی که با نام برابری در میان ائتنیک ها جایگاهی یافته بود متاسفانه پس از گذشته 33 سال هنوز هم هویت ملی ائتنیک های غیرفارس ساکن این منطقه جغرافیائی کتمان شده و شهروند درجه دوم محسوب می شوند. اصل های بسیار عقب مانده ای به مانند اصل های 15 و 19 قانون اساسی فوق که حداقل 100 سالی از زمان محقق شدن این اصول عقب مانده گذشته است باز هم به حالت معلق و راکت باقی مانده اند. زبانهای ترکی، عربی و ... فارغ از هویت های ترک، عرب و ... میراث انسانیت اند و با نابودی این زبانها میراثی از این پازل بزرگ خالی خواهد ماند.    
منبع نوشته: برداشت آزادی از تز دکترای پرفسور دکتر احمد.ب.ارجیلاسون با نام در اثنای قرن 21 و اهمیت زبان در نحوه شکل گیری هویت ملی

مراسم بزرگداشت روز جهاني زبان مادري در دانشگاه آزاد اورميه

Kategori: , , , , , , , , , , Umud Urmulu - دوشنبه, اسفند ۰۹, ۱۳۸۹ - 0 comments
روز چهارشنبه مورخه  4/12/89 مراسم گراميداشت روز جهاني زبان مادري در دانشگاه آزاد اورميه از طرف دانشجويان اين دانشگاه برگزار گرديد
لازم به ذكر است كه مراسم روز جهاني زبان مادري به خاطر تعطيلي روز دوشنبه(2 اسفند) با دو روز تاخير در روز چهار شنبه برگزار گرديد.
در اين مراسم  مهماناني همچون بهرام اسدي (نويسنده، شاعر و مدير مسئول نشريات ياز ) نيز حضور داشتند. اين مراسم با سخنراني مهمانان و تعدادي از دانشجويان در مورد زبان مادري و اهميت آن و لزوم تحصيل به زبان مادري، با شكوه هر چه تمام تر برگزار گرديد.
http://tinyurl.com/633c7z3

پيشينه تدريس زبان ترکي در مدارس آزربايجان

Kategori: , , , , , , , , , , , , , Umud Urmulu - یکشنبه, بهمن ۱۷, ۱۳۸۹ - 0 comments
پيشينه تدريس زبان ترکي در مدارس آذربايجان
مرحوم دکتر صمد سرداری نیا
طبق  اصل 15 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، » تدريس ادبيات اقوام ايراني در کنار زبان فارسي آزاد است « . لکن پس از 32 سال از پيروزي انقلاب اسلامي، هنوز اين اصل به مرحله اجرا در نيامده ، در حالي که » به تصديق متخصصان امر، يکي از عوامل موثر در ميزان موفقيت کودکان در يادگيري زبان دوم، يادگيري زبان مادري است . در مورد کودکاني که آموزش مدرسه‌اي خود را به زبان غير مادري خود فرا مي‌گيرند ،‌گفته مي‌شود که نه تنها روند آموزشي آنان به کندي پيش مي‌رود بلکه به دانش زباني خود آنان نيز لطمه مي‌خورد و فرهنگشان مورد بي‌توجهي قرار مي‌"گيرد.«(1)
اين بي‌توجهي در شرايطي است که صفحات تاريخ آموزش و پرورش نوين ايران، که بر اساس اصول فنوتيک يا الفباي صوتي به ابتکار زنده ياد حاج» ميرزا حسن رشديه« در تبريز بنيانگذاري شده ، نشان مي‌دهد که تدريس در مدارس جديد  با زبان مادري مردم آذربايجان ، يعني زبان ترکي آذربايجاني آغاز شده و تا دوران سلطنت منحوس پهلوي ادامه داشته است.
»رشديه« با استفاده از دانش و آموخته‌هاي متخصصان بزرگ فن تعليم و تربيت از جمله » اوشينسکي« و »چئرنيايئوسکي« و با بهره‌گيري از تجارت گرانبهاي پنج ساله تعليم و تربيت خود در شهر ايروان ، توانست با تاليف و تدريس کتاب » وطن ديلي« در مدرسه‌اي که در تبريز بنيان گذاشته بود . اصول نوين علم آموزش و پرورش را در 120 سال پيش با موفقيت به مرحله اجرا در آورد .
سال‌ها پس از اقدام اساسي وي . سازمان يونسکو بارها بر اين اصل تاکيد کرده است که آموزش مدرسه اي کودکان بايد در تمام مراحل و يا لااقل در مراحل ابتدائي آن، به زبان مادري صورت پذيرد.(2)
يرزا حسن رشديه (1323 ـ 1228 شمسي) که نخست مي‌خواست براي تحصيل به نجف برود، پس از خواندن  مقاله‌اي در روزنامه اختر چاپ استانبول ، با همدستاني پدرش روانه استانبول ، مصر و بيروت مي"‌گردد. و در اين شهر بازپسين ، چگونگي آموزگاري نوين را ياد مي‌"گيرد.(3)
رشديه پس از ورود به تبريز ، نخستين مدرسه در ربيع‌الاول 1305 ه . ق درمحله ششگلان در مسجد مصباح الملک تاسيس مي کند و کودکان را از اسلوب جديد تدريس الفبا ، در مدت 60 ساعت خواندن و نوشتن مي‌آموزد و ولي قبل از آمدن به تبريز وي به مدت پنج سال مدرسه‌اي را در شهر ايروان داير کرده و آن را با اصول نوين تعليم و تربيت اداره مي‌کند و در همان جاست که، هم با تشکيلات مدارس روس‌ها آشنا مي‌شود و هم با نظريات مترقي متخصصان فن تعليم و تربيت . محمدعلي حسيني در اين  زمينه مي‌نويسد: رشديه که شرايط عمومي قفقاز را براي آغاز کارش مناسب مي ديد .‌درسال 1882 ميلادي مدرسه‌اي را به سبک نوين در شهر ايروان افتتاح مي‌کند ،‌در طول پنج سال ضمن تجربه فن آموزش و پرورش ،‌در اين مدت با نظريات مترقي متخصصان فن تعليم و تربيت . به ويژه با ايده‌هاي »اوشينسکي« درباره اصول جديد تحصيل آشنا مي‌شود. 
ادامه دهنده نظريات مترقي» اوشينسکي« در قفقاز، متخصص نامدار آذربايجان در فن تعليم و تربيت آلکسي» اوسيپوينچ چئرنيايئوسکي« بود کتاب درسي معروف او به نام » وطن ديلي« که بر اساس اصول صوتي به رشته تحرير در آمده بود ، دقت رشديه را به خود جلب مي‌کند.
اين کتاب که چئرنيايئوسکي در سال 1880 ميلادي آنرا براي آموزش زبان ترکي آذربايجاني به دست چاپ سپرده بود ،‌نخستين وسيله آموزشي در مشرق زمين بود که با اصول صوتي نگارش يافته بود.
رشديه اين روش جديد تدريس را به خوبي آموخته، بعدها کتاب درسي خود را تحت عنوان »وطن ديلي« در سال 1312 ه . ق / 1894 ميلادي درتبريز به چاپ رساند. اين کتاب درسي، هم از اين نظر که براي اولين بار با اصول صوتي نوشته شده بود و هم از نقطه نظر روش علمي نگاشته شدنش در تاريخ تدريس زبان مادري در آذربايجان، يک نقطه عطف به شمار مي‌رود . پروفسور» آقا محمد عبدالله يف« دراثر ارزشمند خود تحت عنوان» آذربايجان ديلي‌نين تدريسي تاريخي «(4) درباره اين کتاب درسي رشديه مي‌نويسد:»مولف در کتاب وطن ديلي به موضوعات زبان و اسلوب، توجه ويژه‌اي نموده است . رشديه با در نظر گرفتن سادگي و طبيعي بودن زبان و آ?فريدن مشکلات براي کودکان و اهميت سخن در درک زندگي ، سعي در حفظ شفافيت زبان(ترکي) آذربايجاني کرده بود. 
رشديه با توجه به تمام ظرافت‌ها و آهنگدار بودن زبان (ترکي) آذربايجاني در اين کتاب به سلامت اسلوب و اختصار متن بيشتر دقت کرده است . وي در تمام عمرش تلاش کرده بود براي آسان کردن آموزش الفباي بغرنج و سنگين عربي به کودکان آذربايجان ، راهها و روش‌هاي جديدي پيدا مي‌کند . تطبيق کردن اصول صوتي براي آسان کردن تعليم الفباي عربي قدم بزرگي بود که توسط او نه فقط در آذربايجان ،‌ بلکه در سراسر ايران برداشته شده است« .
بنا به نوشته فريدون کوچرلي، در تمام دنياي اسلام، آذربايجان نخستين خطه‌اي است که تدريس با اصول صوتي را آغاز نموده است.« (5)
کتاب درسي »وطن ديلي« نوشته ميرزا حسن رشديه که در مدرسه به دانش آموزان دوره ابتدائي تدريس مي‌کرد در سال 1312 ه. ق در چاپخانه دارالفنون تبريز چاپ شده است . در صفحه اول آن ، شناسنامه کتاب به زبان ترکي آذربايجاني نوشته شده که ترجمه فارسي آن بدين شرح است:
» کتابخانه‌اي است که مشتمل بر الفباي جديد که خواندن و نوشتن را بر اساس الفباي صوتي، به شاگردان مبتدي قبل از شش سالگي آموزش مي دهد.«
مولف و ناشرش در قطعه ايران ،‌صفحه آذربايجان حس‌بن‌مهدي مدير رشديه شهر تبريز است . در چاپخانه دارالفنون تبريز، مدرسه نظاميه که به نام مظفريه ناميده مي شود ، چاپ و منتشر گرديده است .‌تجديد چاپ آن با اجازه مولف خواهد بود.
در نگارش کتاب» وطن ديلي« که به زبان ترکي آذربايجاني و با روش علمي نگاشته شده است .‌مولف از طرز معيشت مردم آذربايجان الهام گرفته است . مردم ترک زبان با خواندن آن در عرض 60 ساعت با سواد مي‌شدند. 
اين کتاب دو بخش دارد ، قسمت اول را الفبا و قسمت دوم را مثال ها تشکيل مي‌دهند. تدريس الفبا بر اساس ادبيات شفاهي مردم آذربايجان  تدوين گرديده و مولف براي تفهيم مباني کلمات و واژه‌ها براي نوباوگان ، از امثال و حکم  و آتالار سؤزو« استفاده کرده و در نتيجه توانسته است با کمک کلام پندآموز بزرگان . معاني مختلف را به دانش آموزان بياموزد. 
اين سخنان حکم آميز ، دانش آموزان را نسبت به خيرخواهي و نوعدوستي تشويق کرده و آنان را از شرارت، دروغگويي و رياکاري منع مي‌کند . مثلا : اؤزگه‌يه قويو قازان اؤزو دوشرـ خائن هئچ زآمان آرتماز ـ درس اوخويان درسدن دوْيماز ـ بوگون ايشيني صاباحا قوْيما و ديگر مثال‌ها . 
کتاب وطن ديلي به طرز زيبايي با زبان مادري مؤلف و با شيوه‌اي ساده و سليس نوشته شده است . در اين اثر، جمله‌ها کوتاه و روش‌ و مثال‌ها سهل و منسجم هستند(6) 
مثلا درصفحه 104 کتاب در حکايتي تحت عنوان خسته مارال حادثه‌اي را با استادي اين چنين ترسيم مي‌کند :
مارالين بيري خسته اوْلموشدور ، دوْست و آشنالاري اونون کئف و احواليندان خبر آلماق اوچون ياتديغي محلّه ‌يه‌گليرديلر . بونلار گليب گئتديکلردن زامان او يئرده کي اوت و علفي يئييب تلف ائتميشديلر . مارال خسته‌ليکدن خلاص اولدو . اما اطرافيندا يئيه‌جک هئچ بير شئي قالماديغي اوچون آجيندان تلف  اولموشدور.« (7)
در اين شرايط بود که يادگيري زبان فارسي هم در کنار زبان مادري نوباوگان آذربايجان آسان‌تر مي‌نمود و به همين علت است که طبق نظر بعضي از محققان خارجي ، وقتي که آموزش زبان دوم مبتني بر يادگيري زبان مادري باشد، نتيجه بهتري خواهد داد و يادگيري زبان دوم براي کودک آسان‌تر خواهد بود از همين روست که در به کار بردن زبان مادري کودک لااقل در آغاز تعليم ، تأکيد شده است.(8)
چگونگي تدريس در مدرسه‌اي که مرحوم »ناصر دفتر روائي« در سال 1326 ه . ق در شهر خلخال تأسيس کرده مثال روش ديگري بر اين امر بديهي است . وي درخاطرات خود مي‌نويسد:
قضاراحاج ميرزا محمد تقي خوجيني که سابقا در بادکوبه مکتبخانه‌اي با اصول قديمه داشت و اخيرا حاج زين‌العابدين تقي اوف که از متموّلين و معارف خواهان عالم اسلامي قفقاز بود يک نفر معلم از اسلامبول به بادکوبه جلب کرد و جمعي از معلمان قديمي را تحت تعليم و تربيت او گرد‌آورده  و دارالتعليمي افتتاح کرد و اصول جديد تعليم و تدريس را به آن‌ها ياد داده بود . که از جمله آن‌ها حاج ميرزا محمد تقي بود که مدتي نيز دربادکوبه تدريس داشته و اين اوقات براي ديدار خانواده خود به خلخال آمده بود. 
با اين که در خلخال افکار عمومي به کلي از اين گونه تاسيسات بيگانه و اقدام بدان مستلزم انواع مخاطره و فداکاري‌ها بود نگارنده از روي يک احساسات دروني خود را براي مقابله با هر گونه مرارت و مخاطره حاضرکردم . و با استفاده از وجود حاج ميرزا محمد تقي مرحوم بدين اراده افتادم که مدرسه‌اي در قصبه خلخال افتتاح و خدمات وطني خود را از اين راه تعقيب نمايم . . .  اين مدرسه در جاي خود از حيث ترتيبات و اتحاد شکل لباس شاگردان و انتظامات داخلي از مدارس شهرهاي بزرگ پايي که نداشته و مخصوصا پيشرفت‌هايي در ظرف دو سه ماه براي شاگردان  تهيه مشهود گرديد و به خوبي از عهده ترکيب کلمات و خواندن و نوشتن برآمدند . درنظر همه حيرت‌آور و رفته رفته انظار عمومي را به طرف مدرسه جلب کرد و زبان طاعنان را کوتاه ساخت و اين حال در اثر مهارت تام و تمامي بود که حاج ميرزا تقي مرحوم در تدريس مقدماتي و جلب توجه اطفال داشت.
فقط نقصي که داشت اين بود _که اين فن را به زبان ترکي و از روي اصول عثماني تحصيل کرده بود . از قضا اين حال به مذاق شاگردان ابتدائي اين مدرسه که ترک زبانند مفيد افتاد و بهتر و سهل‌تر مي‌توانستند مطلب را درک نمايند .‌والا با اصول و اصطلاحات فارسي ممکن نيست اطفال خردسال ترک زبان ،‌خواندن و نوشتن را بدين زودي و سرعت زياد ياد بگيرند . (9)
نگارش و تدريس کتب درسي به زبان ترکي درآذربايجان ، مختص زنده ياد حاج ميرزا حسن رشديه نبود.‌پس از وي نيز اين اقدام خيرخواهانه را ديگري ادامه دادند از جمله کتب درسي پنج جلدي به زبان ترکي آذربايجاني تحت عنوان خمسه ادبيّه نيز از سوي ميرزا  صادق تبريزي فرزند ملا اسدالله در سال 1893 ميلادي( 1272شمسي) با اصول نوين تعليم و تربيت در تبريز چاپ و منتشر شده است._(10)
زبان ترکي در آن دوران نه تنها در مدارسي که خود آذربايجاني‌ها تاسيس کرده بودند تدريس مي‌شد ، بلکه در آموزشهائي هم که توسط ميسيون‌هاي آمريکائي و ديگران در شهرهاي آذربايجان تاسيس گرديده بود از جمله در مموريان(11) اسکول جزو برنامه‌هاي درسي بود دکتر »جان الدر« دراين زمينه مي‌نويسد:
در اين هنگام در آموزشگاه آمريکايي تبريز فقط زبان ارمني تدريس مي‌شد ومقصود اصلي ميسيون. تربيت عده‌اي از جوانان براي مشاغل آموزگاري و بشارت بود . زبان ترکي‌ نيز از آن جهت که زبان متداول آذربايجان بود در اين آموزشگاه شاگردان تعليم داده مي‌شد. کلاس‌هاي اول و دوم آموزشگاه که به ترتيب در سال‌هاي 1889و 1890 فارغ التحصيل شدند. هر يک از 7 نفر شاگرد تشکيل مي‌ شد . بار ديگر به کمک سخاوتمندانه خانم تاو يک سالن بزرگ و دو اطاق مطالعه ، مخصوصا به منظور توسعه بخش ترکي مدرسه ساخته شد . چون دايما تقاضا مي‌شد زبان انگليسي  هم در آموزشگاه تدريس شود . آقاي باسکرويل براي تدريس انگليسي و آقاي وانير براي تعليم زبان فرانسه ، توسط ميسيون استخدام شدند به تدريح والدين مسلمان به برتري آموزشگاه آمريکا پي برده فرزندانش را به آنجا فرستادند . در سال 1909 دويست و شصت و سه کودک در آموزشگاه تحصيل مي‌کرد . که از آن ميان 124 نفرشان مسلمان بودند . سال بعد .‌عده شاگردان به 313 نفر رسيد که قريب نيمي از آنان را کودکان مسلمان تشکيل مي‌دادند . در سال‌هاي بعد ، برنامه مدرسه را اصلاح و تکميل نموده . تدريس زبان‌هاي فارسي و روسي را هم به آن اضافه کردند(13). اين ميسيون در مراسم افتتاح کليسايي در تبريز، در سخنراني‌ها علاوه بر زبان‌هاي انگليسي و ارمني، از زبان ترکي نيز استفاده کردند . » دکتر جان الدر« مي‌نويسد: 
» در حدود سال 1890 يکي از دوستان آقاي » اولد فادرز« نوشت چون دخترش وفات يافته ميل دارد به ياد او هر طور که ميسيون تبريز صلاح بداند ،‌موسسه‌اي بنا کند . ميسيون تبريز پيشنهاد کرد با مبلغي که والدين دختر متوفي مي‌پردازند ، کليسائي در آن شهر ساخته شود. براي ساختن کليسا از تهران کسب اجازه شد و دستور رسيد که هيچ مانعي در امر ساختن ايجاد ننمايند .‌ساختمان کليسا در تابستان 1891 ، بدون برخورد به مانعي ، به اتمام رسيد . حتي در يکي از روزهاي ماه محرم جماعتي وارد محوطه کليسا شدند و رو به کارگران کرده و گفتند : خدواند به شما قوت دهد و کارتان را متبارک گرداند« بناي زيبائي با گنجايش 250 نفر ساخته شد . چون مخارج ساختمان از ميزان بخشش‌هاي کاوينگتون تجاوز کرد . مبلغ 450 تومان آن را در همان تبريز جمع کردند. در روز گشايش کليسا ، داخل عمارت از جمعيت مملو بود و تا آن روز کليساي تبريز چنين جمعيتي را به چشم نديده بود . مراسم گشايش و تقديس کليسا به سه ز بان ترکي و ارمني و انگليسي انجام يافت (14)
در دوران مشروطيت که تعداد مدارس در تبريز رو به افزايش گذاشته بود، تدريس به ز بان ترکي ادامه داشت و دانش آموزان که در صحنه‌هاي مختلف انقلاب شرکت فعال داشتند‌، تمام خطابه‌ها و اشعار خود را به زبان ترکي نوشته و قرائت مي‌کردند.
در اين ايام ، آگهي‌هاي متعددي براي پذيرش دانش‌آموز ، از سوي مداري تبريز در جرايد آن روزگار از جمله روزنامه » انجمن« به چاپ رسيده است که نشانگر تدريس به زبان ترکي در اين آموزشگاهها مي باشد . از جمله اين اعلان، از سوي مدرسه ادبيّه در شماره نهم نشريه » انجمن «که در تاريخ چهارم سوال 1324 ه، ق منتشر شده ، بدين شرح درج گرديده است:
» مدرسه ادبيّه قبول مي‌کند طفل هفت ساله را که هيچ  به مکتب نرفته ، در مدت چهار ماه به نوشتن جمع الفاظ مشکله خواه فارسي و خواه ترکي و عربي و عدد نويسي مي باشد دارا نمايد.‌ الان اطفالي که در مدرسه تحصيل مي‌کنند ،‌اولياي اطفال حق دارند آمده امتحان نمايند. محل مدرسه حاجي سيد حسين کهنه‌«.‌ 
فعاليت‌هاي سياسي دانش آموزان مدارس تبريز هم در صفحات جرايد آن عهد از جمله نشريه  » انجمن« منعکس است که محصلين چسان در صحنه‌هاي مبارزه حاضر شده و در حمايت از آزادي چه نقش ارزنده‌اي ايفا مي‌کردند . در تمام اين مجاهدت‌ها ، کودکان تبريزي خطابه‌هاي خود را به زبان مادريشان نوشته و همراه با اشعاري به زبان ترکي قرائت مي‌کردند . درشماره 44 روزنامه » انجمن « که در غره محرم 1325 ه .‌ق منتشر شده در اين زمينه آمده است:
روز پنجشنبه 23 ذيحجه (1324 برحسب موعد حضرات حجج الاسلام  و اعضاي محترم انجمن مبارک در تلگرافخانه حاضر شدند که با حضرات حجج الاسلام تهران و اعضاي دارالشوراي کبراي ملي مخابره حضوري نموده. صحّت و سقم اخبارات و مکتوبات منتشره و وارده را بدانند. اهالي نيز بازار و دکان را بسته و منتظر جواب سوالات و اجراي مطالب و عرايض بوده، در مساجد و تلگرافخانه جمع گشتند . تمامي اطفال و شاگردان کارخانجات فرشبافي که تعطيل کرده بودند ،‌به قدر هزار نفر در صحن تلگرافخانه جمع شده  به آواز حزين با شعارهاي ترکي مترنم بودند و مي‌گفتند » بير قاشيق قانيميز وار امنا و وکلاي ميلته نصار گتيرميشيک « حضار را رقّت دست داده ،‌مي‌"گريستند و مي‌"گفتند ما سلطنت مشروطه مي‌خواهيم. . . 
متعلمين مدرسه سعادت و ادبيّه و نوبر دبستان تماما با معلمين خود دسته به دسته در صحن تلگرافخانه جمع شده ، اشعار ذيل را مي‌خواندند:
آماليميز افکاريميز اقبال وطن‌دير
سر حدّ بيزه قلعه بيزيم خاک وطن‌دير
دعوا گونو يکسر گؤرونن قانلي کفن‌دير
ايرانليلاريق جان وئروبن نام آلاريق بير.
دعواده شهادتله هامي کام آلاريق ‌بير
قانيله قيليجدير گؤرونن بيرَقيميزده 
جان قوْرخوسو يوخدور ديلميزده جانيميزدا 
هر گوشه‌ده بير شير ياتيب توپراقيميزدا 
ايرانليلاريق جان وئرن نام آلاريق‌بيز
دعواده شهادتله‌ هامي کام آلاريق بيز
ايرانلي آدي هر اوره‌گه‌ لرزه سالاندير
اجداديميزين هيبتي معروف جهاندير
و خطابه مفصلي که مضمون آن مبتني بر سلطنت مشروطه و رفع و دفع ظالمين و مستبدّين و ترغيب و تحريص ملت براخذ حقوق خود بود ، قرائت کرده و مي‌گفتند» بير بير قاشيق قانيميزي اليميزه آليب ميلته نثار ائيله‌مگه گلميشيک . . .« 
متعلمين مدرسه رشديه و رشد قدس با ازدحام و جمعيت به تلگرافخانه آمدند . چون در صحن ،‌جا و مکان تنگ بود لهذا متعلمين دو مدرسه که قريب دويست نفر بودند بر بام اطاق‌هاي تلگرافخانه بالا رفته از آنجا اشعار ترکي و فارسي را با آهنگ غريب و حزين مي‌خواندند و مردم را به اخذ حقوق خود تشويق مي‌کردند . حقيقتاً عالم غريبي داشت. . . 
بعد متعلمين مدرسه پرورش (و مدرسه اول رشديه) با بيرق‌هاي سرخ که منقوش بود به (ياشاسين مشروطه) ، (ياشاسين انجمن)‌، (ياشاسين حريت) در دست شاگردان به تلگرافخانه آمده جهت ضيق مکان به پشت بام‌ها رفته با صف و نظام ايستاده ، بيرق‌ها را به پشت‌بام نصب نموده اشعار ذيل را خواندند:
چوخ ياشا اي انجمن اي افسر فوق وطن
دولت مشروطه ايله اولسون در امن
يا صاحب الزمان ظهورت شتاب کن
اسلام شد ز پاي تو پا در رکاب کن
و با ترکي مي‌گفتند خدايا خداوندا:
سود اَمَر اوشاقلار اوياندي
قيرميزي علملر گؤيه اوجالدي
بوتون قان رنگينه بوياندي
صور اسرافيل چاليندي
فريادلر گؤيه اوجالدي
تمام نظم‌لر پوزولدي
ميلت قوربانلارينين صفي دوزلدي
اي ژاپونلره رحم ائليين الله
اي ميکادوي ژاپوني آييلدان الله
تلگراف سيملري يورولدي
ملت‌ قاني هيجانه گلدي
اي مظلوملاري ظولمدن قورتاران الله
ملت سينه‌سين دويونمکدن 
توک تلگراف باران
جوان شاهيميزين قلبينه ائت
استبداد سئونلري پايمال ائت
ظولم قوشونوني داغيت
بيز ملت بيچاره ترحم ائت« 
اين دانش آموزان در مناسبت‌هاي مختلف با شور و شوق زايدالوصفي به انجمن ايالتي‌ آذربايجان آمده و خطابه‌هاي خود را که به زبان ترکي مي‌نوشتند براي حضار قرائت مي‌کردند.
در شماره‌‌هاي مختلف روزنامه‌» انجمن « از اين خطابه‌ها فراوان ديده مي‌شود. به عنوان مثال » خطابه‌ تلامذه مدرسه سعادت و نوبر« را که به مناسبت جشن اولين سالگرد صدور فرمان مشروطيت به رشته تحرير درآمده ،‌از شماره 116 نشريه » انجمن « که در تاريخ 25 جمادي الثاني 1325 ه . ق منتشر شده مرور مي‌کنيم:
»بو روز فيروز کي حقيقتاً ثاني نوروز ، بلکه ملي بايراملارين و نوبر شاگردلري تبريکات صميمانه‌لري يگانه حاميلريميز انجمن مقدس ملي حضور‌لارينا و حضرت اجل آقاي حکمران قوللوغونا خصوصا و افراد مجاهدين هموطنلريميزه عموما تقديم و حسّيات مليّه‌ميزي ذيلا عرض ائلمگه‌ جسارت ائيليروخ. 
دونياده هر بايرامين بير سببي واردير کي افراد ملت او بايرام گونون احتراميني و عظمتيني او سببه رعايت ائيلرلر و بو بايراملار هر ييريسي ميلتين بير قدرت و اختيار و شرف و اعتبار قازانديغي گوندور. 
بيزيم بو بايراميميزين شرف و اعتباريني تخمين ائيلياخ بيزيمکيلر نه باشارا بيلر، آنجاق دئيه‌بيللم کي بوگون بي‌ادب ستمگر و دلبخواه حاکم‌لرين ظلموندن گئجه گوندوز آخان گؤز ياشلاري قورودي و آجي آجي نوحه‌لر واينن‌لر شيرين شيرين اميدلره و تبسملره عوض اولدي، حدي حسابي اولچوسي اولمايان قولي چوماخلوخلاره سدّ چکيلدي و اللي آتميش ، بلکه نئچه يوز ايلليک مظلوملارين تظلم سسي بوگوندن اعتبارا ائشيديلماغا باشلادي . دين و دوولت يولوندا باش وئرن سربازلارين شرف و اعتباري کئچن ايل بو گونکي گون واسيطه‌سيله معين اولدي . بير ايل مقدم هر جور حقارت و بي‌‌اعتناليخلارا تقليد و پيرو اولورلار.
نئچه مين نفر بلکه خانوار زراعتچيلريميز کي ايندييه کيمي بير خداناشناس ويجدانسيز مباشرين و معده بخارينا و بير بوش سوزلرينه آيه مُنّزل کيمي اطلاعات ائيلردي و هر گونه حقوق بشريتدن محروم ائدرديلر اما ايندي طهران انجمن ملي سينده عالم و سوزي نافذ وکيللري وار بوندان اقدم بير نفر بدخواه و دشمن معارف مدرسه‌لريله ميخانه‌لري بير گؤزده گوررديلر بير حکم ايله مسدود ائدرديلر اولاد و مربيلريني سورغو سؤالسيز محکوم ائليب بيگانه مملکتلره نفي تبعيد ائيلر اما الحمدا.‌. . ايندي کمال شوق و اشتها ايله معلم‌لري آختاريرلار و نوباگان وطني تربيت و تعليم اوچون مجلس و انجمن‌لر منعقد اولور و مدرسه‌لر تاسيس ائديرلر. پس بيزيم بورجوموزديرکي بو مشروطه مقدسين يولونداکي طهران شهداسي و قراجه‌داغ و ماکو مظلوملاريني خير دعا ايله ذکر ائيلياخ و حال حاضرده جان و ماليله چاليشان وکيللريميزي دعا ائيليخاخ«.
اين روال ادامه داشت تا اين که بر سلسله منحوس پهلوي با تعطيل کردن مدارس ترکي در آذربايجان ، ضربه سنگيني بر روند پيشرفت و توسعه فرهنگي اين خطه حماسه آفرين وارد آورد .
»پروانه آبراهاميان« در اين زمينه مي‌نويسد:
» در اين بين اقدام رضا شاه براي يکسان سازي ملي رنجش‌هاي بيشتري بين اقليت‌هاي ديني و زباني ايجاد کرده .‌. . اما روبه تعطيل مدارس و چاپخانه هاي اقليت‌ها به ويژه به آذري‌ها سخت ضربه زد آذري‌ها شهري‌تر از کردها ، عرب‌ها ،‌بلوچ‌ها و ترکمن‌ها بودند . روشنفکران بومي داشتند .‌در نتيجه وقتي مدارس ،‌روزنامه‌ها و چاپخانه‌هاي فارسي در آذربايجان جايگزين مدارس ، روزنامه‌ها و چاپخانه‌هاي ترکي شدند . رنجش فرهنگي فزوني گرفت، نوسازي (مدرنيزاسيون) نوع جديدي از گروه گرائي را برانگيخته بود. نوعي نه مبتني بر روستاها ، قبايل و محلات شهري منطقه ،‌بلکه بر اقليت‌هاي زباني و فرهنگي خرده دولت(15).
اين ضربه رضاخان ميرپنج چنان طاقت‌فرسا بود که با گذشت هشتاد سال از آن روزهاي تير و تار، هنوز هم که هنوز است نوباوگان آذربايجان نمي‌توانند در کنار زبان فارسي ، زبان مادري خود را در مدارس بياموزند ، هر چند که طبق اصل 15 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، اين حق ابتدائي به صراحت به ايرانيان غير فارس داده شده است.
 زير نويس:
1و 2 ـ سولماز مدرس ـ» سواد آموز« يا » نوآموز« ـ اختر 1381/9/12 ـ ص 6
3 ـ براي اطلاع از شرح احوال رشديّه مراجعه کنيد به کتاب » تبريزشهر اولين‌ها « بهمين قلم
4ـ آقا محمد عبدالله يف ـ آذربايجان ديلي‌نين تدريس تاريخي ـ باکي ـ معارف ـ 1966  ـ‌ص 103 و 238
5 ـ‌ محمدعلي حسيني ـ رشديه  و وطن‌ ديلي ـ مهد آزادي ـ تورکجه‌ ادبيات صحيفه‌سي ـ 79/10/4
6 ـ حسن مجيدزاده (ساوالان ) ـ حاج ميرزا حسن رشديه‌ـ مجله وارليق ـ شماره 2 ـ خرداد 1358 ـ ص 47
7 ـ مهد آزادي ـ تورکجه ادبيات صحيفه‌سي ـ  1387/8/26ـ ص 4
8 ـ‌ سولماز مدرس ـ پيشين
9 ـ خاطرات و اسناد ناصر دفتر رواني ـ تهران ـ 1363 ـ به کوشش ايرج افشار ـ ص 21
10 ـ محمد لوي عباسي ـ مجله شفق ـ شماره مرداد 1325 ـ ص 41
11 و 12 ـ براي اطلاع بيشتر درباره مموريان اسکول و باسکرويل مراجعه کنيد به جلد دوم مشاهير آذربايجان به همين قلم
13 ـ تاريخ ميسيون آمريکائي در ايران ـ مترجم سهيل آذري ـ انتشارات نورجهان ـ تهران 1333 ـ‌ص 59 
14 ـ تاريخ ميسيون آمريکائي در ايران ـ مترجم سهيل آذري ـ انتشارات نورجهان ـ تهران 1333 ـ‌ص 59 
15 ـ‌ ايران بين دو انقلاب ـ ترجمه کاظم فيروزمند و . . . ـ ص 

 Ref: http://www.navidazerbaijan.com/

اعلاميه جهاني حقوق زباني - به مناسبت روز جهانی زبان مادری

Kategori: , , , , , , , , , , , , Umud Urmulu - شنبه, بهمن ۱۶, ۱۳۸۹ - 0 comments
 ترجمه: علي دده بيگلو
 به مناسبت روز جهاني زبان مادري- ٢٠٠٥
 مقدمات
 موسسات و تشكيلات غيردولتي، امضاء كنندگان "بيانيه جهاني حقوق زباني" حاضر، گردهم آمده از ٦ تا ٩ ژوئن ١٩٩٦ در بارسلونا؛
 با در نظر گرفتن "اعلاميه جهاني حقوق بشر" مورخ ١٩٤٨، كه در مقدمه اش اعتقاد خود را به "برابري حقوق پايه اي بشر، كرامت و ارزش افراد انساني و حقوق برابر مرد و زن" بيان مينمايد؛ و نيز در ماده دوم خود كه اعلام ميكند "همه افراد، بدون در نظر گرفتن "نژاد، رنگ، جنسيت، زبان، دين، باورهاي سياسي و يا ديگر باورها، منشاء ملي و يا اجتماعي، مالكيت، محل تولد و يا خصوصيات ديگر"، داراي همه حقوق و آزاديها ميباشند"؛
 با در نظر گرفتن "عهدنامه بين المللي حقوق سياسي و مدني" ١٦ دسامبر ١٩٦٦ (ماده ٢٧) ، و "عهدنامه بين المللي حقوق فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي" به همان تاريخ، كه در مقدمه هاي خود بيان مينمايند آحاد نوع بشر نميتوانند آزاد شمرده شوند مگر آنكه شرايطي فراهم گردد كه آنها را قادر به اعمال و بهره برداري از هر دوي حقوق مدني و سياسي و حقوق فرهنگي و اجتماعي و اقتصادي خود نمايد؛ 
 با در نظر گرفتن "قطعنامه ١٣٥-٤٧"، ١٨ دسامبر ١٩٩٢مجمع عمومي سازمان ملل متحد كه "بيانيه در حقوق افراد متعلق به اقليتهاي ملي، ائتنيكي، ديني و زباني" را تصويب نمود؛
 با در نظر گرفتن اعلاميه ها و توافقنامه هاي (كنوانسيونهاي) مجمع اروپا مانند "كنوانسيون اروپائي براي حفظ حقوق بشر و آزاديهاي اساسي"، به تاريخ ٤ نوامبر ١٩٥٠ (ماده ١٤)؛ "كنوانسيون شوراي وزيران مجمع اروپا" به تاريخ ٢٩ ژوئن ١٩٩٢، كه "مقاوله نامه (چارتر) اروپائي براي زبانهاي منطقه اي و يا اقليتي" را تصويب نمود؛ "اعلاميه در باره اقليتهاي ملي" تهيه شده توسط نشست سران مجمع اروپا در تاريخ ٩ اكتبر ١٩٩٣؛ و "كنوانسيون چهارچوب براي محافظت از اقليتهاي ملي" نوامبر ١٩٩٤؛ 
 با در نظر گرفتن "بيانيه انجمن بين المللي قلم در سانتياگو د كومپوستلا" و "بيانيه ١٥ دسامبر ١٩٩٣ كميته حقوق زباني و ترجمه اي انجمن جهاني قلم، در رابطه با پيشنهادي براي برگزاري كنفرانسي جهاني در موضوع حقوق زباني"؛
 با در نظر گرفتن اين امر كه در شهر رسيف برزيل، "اعلاميه ٩ اكتبر ١٩٨٧ دوازدهمين سمينار انجمن بين المللي براي توسعه تفاهم و ارتباط بين فرهنگها"، به سازمان ملل متحد توصيه نمود كه گامهاي لازم را براي تصويب و اجراي اعلاميه جهاني حقوق زباني بردارد؛
 با در نظر گرفتن "كنوانسيون ١٦٩ سازمان جهاني كار" مورخه ٢٦ ژوئن ١٩٨٩ در باره مردمان بومي و طائفه اي در كشورهاي مستقل؛
 با توجه به "اعلاميه جهاني حقوق جمعي خلقها"، بارسلونا، مي ١٩٩٠، كه اعلام نمود همه خلقها، در درون چهارچوبهاي سياسي متفاوت از حق افاده و توسعه فرهنگ، زبان و قواعد سازمانيابي خويش و در نهايت از حق پذيرش و دارا بودن نهادهاي حكومتي، ارتباطاتي، تحصيلي و سياسي خود برخوردار ميباشند؛
 با در نظر گرفتن "بيانيه نهائي پذيرفته شده در همايش عمومي فدراسيون جهاني معلمان زبان مدرن" در شهر پئچ (مجارستان) به تاريخ ١٦ آگوست ١٩٩١، كه به شناخته شدن رسمي حقوق زباني به عنوان حقوق پايه اي انساني توصيه نموده بود؛
 با در نظر گرفتن "گزارش كميسيون شوراي اقتصادي و اجتماعي سازمان ملل متحد، ٢٠ آوريل ١٩٩٤ " در ارتباط با طرح "اعلاميه در حقوق خلقهاي بومي" كه به حقوق فردي در پرتو حقوق جمعي نظر ميكند؛
 با در نظر گرفتن طرح "بيانيه كميسيون حقوق بشر بين آمريكائي در باره مردمان بومي"، مصوب نشست ١٢٧٨ به تاريخ ١٨ سپتامبر ١٩٩٥؛
 با در نظر گرفتن اينكه اكثريت زبانهاي در خطر نابودي، متعلق به گروههاي مردماني ميباشند كه از حق حاكميت ملي خود برخوردار نيستند و اينكه عوامل اصلي كه از توسعه اين زبانها ممانعت كرده و به روند جايگزيني زباني ديگر به جاي آنها شتاب ميبخشند، عبارتند از نبود حكومتهاي خودگردان آنها و سياست دولتها، كه ساختارهاي سياسي و اداري و زبان خود بر آنها را تحميل مينمايند؛
 با در نظر گرفتن اينكه حمله نظامي، مستعمره نمودن، اشغال و ديگر نمونه هاي به انقياد در آوردن اجتماعي، اقتصادي و سياسي، اغلب اوقات شامل تحميل مستقيم زباني خارجي بوده و يا حداقل، تصورات موجود در باره ارزش و منزلت زبانها را خدشه دار  نموده و موجب ايجاد آنچنان رفتارهاي زباني سلسله اي ميگردند كه وفاداري زباني متكلمين به آنها را از بين ميبرند؛
 و با در نظر گرفتن اينكه زبانهاي برخي از خلقهائي كه حاكميت ملي خود را بتازگي بدست آورده اند، متعاقبا و در نتيجه سياستي كه زبان قبلي قدرتهاي استعماري و يا امپرياليستي را مقدم ميشمارد، در روند جانشيني زباني در ميغلطند؛
 با در نظر گرفتن اينكه جهاني شدن ميبايست بر اساس تلقي اي از تنوع زباني و فرهنگي، غالب آمده بر روندهاي يكسانسازي و تجريد حذفي زبانها و فرهنگها، بنياد گذارده شود؛
 با در نظر گرفتن اين نكته كه به منظور تامين نمودن همزيستي صلح آميز بين جمعيتهاي زباني، ميبايست اصولي عمومي يافت شوند كه تشويق و ارتقاء موقعيت و احترام به همه زبانها و كاربرد اجتماعي آنها در محيطهاي عمومي و خصوصي را تضمين نمايند؛  
 با در نظر گرفتن اينكه عوامل گوناگون با ماهيتهاي غيرزباني (عاملهاي تاريخي، سياسي، سرزميني، جمعيت شناسي، اقتصادي، اجتماعي-فرهنگي و اجتماعي-زباني و عوامل ديگر مربوط به رفتارهاي جمعي) مسائلي را ايجاد ميكنند كه منجر به نابودي، به حاشيه رانده شدن و يا انحطاط زبانهاي بيشمار ميگردند، و نيز براي اينكه بتوان راه حل هاي مناسبي براي هر مورد خاصي اعمال نمود، حقوق زباني ميبايست به طوري همه جانبه بررسي گردند؛
 با اعتقاد به اينكه "اعلاميه جهاني حقوق زباني"، به منظور تصحيح عدم توازنهاي زباني در پرتو تضمين احترام و توسعه كامل همه زبانها، و پايه گذاري اصولي براي صلح و برابري عادلانه زباني در سراسر جهان به عنوان عاملي كليدي در حفظ روابط اجتماعي موزون، مورد نياز ميباشد؛
 بدينوسيله اعلام ميدارند كه:
 آغاز
 موقعيت هر زبان، در پرتو ملاحظاتي كه در زير آمده اند، محصول تقارب و اندركنش دامنه وسيعي از عوامل با ماهيتهاي سياسي و قانوني، ايدئولوژيك و تاريخي، جمعيت شناختي و قلمرو-سرزميني، اقتصادي و اجتماعي، فرهنگي، زبان شناختي و زباني-اجتماعي، بين زباني و ذهني است.
 در حال حاضر، اين فاكتورها بدينگونه تعريف ميشوند:
 1)     تمايل ديرينه يكسانسازي اكثريت دولتها به كاهش تنوع و تشويق رفتارهائي كه بر ضد چندگانگي فرهنگي و تكثر زباني ميباشند. 
2)     سير به سوي اقتصاد جهاني و بدنبال آن بازار جهاني اطلاعات، ارتباطات و فرهنگ كه باعث مختل گرديدن محيطهاي مناسبات مشترك و گونه هاي تاثير متقابلي كه انسجام دروني جمعيتهاي زباني را تضمين مينمايند، ميشود.
3)     مدل رشد اكونوميسيستي پيشنهاد شده توسط گروههاي اقتصادي ماوراء ملي، كه خواهان يكي نشان دادن كاهش كنترلهاي دولتي با پيشرفت و فرديت گرائي رقابتي بوده و باعث ايجاد نابرابريهاي جدي و فزاينده زباني، فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي ميگردد.
4)     جمعيتهاي زباني در عصر حاضر از سوي عواملي مانند نداشتن حكومتهاي ملي (خودگردان) خود، نفوس محدود، و يا جمعيتي كه به لحاظ جغرافيائي قسما و يا كاملا پراكنده شده است، اقتصادي شكننده، زباني استاندارديزه نشده، و يا مدلي فرهنگي در ضديت با مدل فرهنگي مسلط، در معرض تهديد قرار دارند. اين عوامل، ادامه حيات و گسترش بسياري از زبانها را عملا غيرممكن ميسازد. مگر آنكه اهداف اساسي زيرين ملحوظ شوند:
 أ‌.         از ديدگاه سياسي، هدف طراحي روشي براي سازماندهي تكثر و تنوع زباني به گونه اي كه به مشاركت موثر جمعيتهاي زباني در اين مدل توسعه جديد اجازه دهد.
ب‌.     از ديدگاه فرهنگي، هدف تامين و ايجاد محيط ارتباطات جهاني اي سازگار با مشاركت برابر همه خلقها، جمعيتهاي زباني و افراد در روند توسعه.  
ت‌.     از ديدگاه اقتصادي، هدف تشويق پايدار توسعه بر پايه مشاركت همه و بر اساس احترام به تعادل محيط زيست جوامع و در روابط برابر بين همه زبانها و فرهنگها.
 بنا به همه دلايل فوق الذكر، اين اعلاميه مبداء حركت خود را "جمعيتهاي زباني" و نه "دولتها" قرار ميدهد و ميبايست به اين اعلاميه در متن تقويت موسسات بين المللي قادر به تضمين نمودن توسعه برابر و پايدار همه جامعه بشري نگريست. به همين دلايل، همچنين از اهداف اين اعلاميه، تشويق ايجاد چهارچوبي سياسي براي تنوع زباني مبتني بر احترام، همزيستي هماهنگ و منافع متقابل ميباشد.
 عنوان مقدماتي: مفاهيم
 ماده ١
  ١- اين بيانيه "جمعيت زباني" را بدين گونه تعريف مينمايد: هر جامعه انساني كه به لحاظ تاريخي در "محيط سرزميني" معيني، فارغ از به رسميت شناخته شدن و يا نشدن آن، سكني گزيده و خود را به عنوان يك توده با هويت واحد دانسته و زبان مشتركي را به عنوان وسيله اي طبيعي براي ارتباط و همبندي فرهنگي بين اعضاي آن توسعه داده است. تعبير "زبان خاص يك سرزمين" (زبان نياخاكي) به زبان جمعيتي كه به شرح فوق در همچو محيطي سكني گزيده باشد اطلاق ميشود.
 ٢- اين اعلاميه مبداء حركت خود را بر اين اصل قرار ميدهد كه حقوق زباني در عين حال و يكجا، هم فردي و هم جمعي ميباشند. در تعريف دامنه كامل حقوق زباني، اين اعلاميه مرجع خود را مورد يك جمعيت زباني تاريخي، در محيط سرزميني خود قبول مينمايد. و آنچه از اين محيط درك ميشود، نه تنها گستره جغرافيائي اي كه جمعيت در آنجا زندگي مينمايد، بلكه محيط اجتماعي و عملي اي كه براي توسعه و شكوفائي تمام و كمال يك زبان حياتي است ميباشد. تنها بر اين اساس امكان دارد كه حقوق زباني گروههاي ذكر شده در نقطه ٥ ام اين اعلاميه و حقوق افرادي كه در خارج سرزمين زباني خويش ميزيند را، برحسب پيوستگي و درجه بندي تعريف نمود.  
 ٣- به منظور كاربرد در اين بيانيه، گروههايي كه داراي يكي از موقعيتهاي زير باشند نيز متعلق به يك جمعيت زباني و ساكن در سرزمين خود شمرده ميشوند:
 الف- هنگامي كه آنها از بدنه اصلي جمعيت خود توسط مرزهاي اداري و يا سياسي جدا شده باشند.
ب – هنگامي كه در طول تاريخ، در منطقه كوچك جغرافيائي اي محصور شده توسط اعضاء جوامع زباني ديگر، تثبيت شده باشند.
ج- هنگامي كه در منطقه جغرافيايي اي كه در آن با اعضاء جمعيتهاي زباني ديگري با سوابق تاريخي مشابه، سهيم و شريكند تثبيت شده باشند.
 ٤- اين بيانيه همچنين مردمان عشايري كوچرو در مناطق قشلاق-ييلاق خودشان و همچنين مردمان تثبيت شده در نواحي به لحاظ جغرافيايي پراكنده را به عنوان جمعيتهاي زباني در سرزمينهاي تاريخي خود ميپذيرد.
 ٥- اين اعلاميه "گروه زباني" را بدين شكل تعريف مينمايد: هر گروه از اشخاص داراي زبان واحد، كه زبانشان در محيط سرزميني جمعيت زباني ديگري تثبيت شده اما داراي سابقه تاريخي برابري با اشخاص جمعيت مهمان پذير نبوده نباشد. نمونه هاي اين چنين گروههائي مهاجرين، پناهندگان، اشخاص ديپورت شده و اعضاي دياسپورا ميباشند.
  ماده ٢
 ١- اين بيانيه اعلام ميدارد كه هرگاه گروهها و جمعيتهاي زباني گوناگون در سرزمين واحدي مشترك باشند، حقوق مندرجه در اين اعلاميه ميبايست بر اساس احترام متقابل و به گونه اي اعمال شوند كه دمكراسي به حداكثر اندازه ممكنه تضمين گردد.
 ٢- در جستجو براي وصول به تعادل اجتماعي-زباني رضايت بخش، به عبارت ديگر به منظور ايجاد هماهنگي مناسب بين حقوق مربوطه چنين جمعيتها و گروههاي زباني و افراد متعلق بدانها، عوامل مختلفي - علاوه بر سوابق تاريخي مربوطه آنها در سرزمينها و مطالبات آنها كه به روشهاي دمكراتيك بيان شده اند- ميبايد در نظر گرفته شوند. اينچنين عواملي شامل ماهيت اجباري مهاجرتها، كه منجر به همزيستي جمعيتها و گروههاي مختلف ميشود و همچنين درجه آسيب پذيري فرهنگي، اجتماعي-اقتصادي و سياسي آنها ميگردد. 
 ماده ٣
 ١- اين اعلاميه حقوق زير را به عنوان حقوق شخصي غيرقابل سلبي كه در هر گونه شرايط، امكان برخورداري از آنها وجود دارد، قبول مينمايد:
 - حق به رسميت شناخته شدن شخص به عنوان عضوي از يك جمعيت زباني؛
- حق شخص براي استفاده از زبان خود در مكانهاي خصوصي و عمومي؛
- حق شخص براي استفاده از نام خود؛
- حق شخص براي ايجاد مناسبات و پيوند با ديگر اعضاي جمعيت زباني مبداء خود؛
- حق شخص براي حفظ و گسترش فرهنگ خود؛
- و همه حقوق ديگر مربوط به زبان كه در "عهدنامه بين المللي حقوق سياسي و مدني ١٦ دسامبر ١٩٦٦ " و "عهدنامه بين المللي در باره حقوق  اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي" به همان تاريخ به رسميت شناخته شده اند.
 ٢- اين بيانيه اعلام ميدارد كه حقوق جمعي گروههاي زباني، علاوه بر حقوق فوق الذكر كه تك تك افراد عضو گروههاي زباني از آنها برخوردار ميباشند، در تطابق با شرايط تشريح شده در بند ٢.٢ شامل موارد زير ميباشد:
 - حق گروههاي زباني براي آموخته شدن زبان و فرهنگشان؛
- حق گروههاي زباني براي دستيابي به خدمات فرهنگي؛
- حق گروههاي زباني براي حضور برابر زبان و فرهنگهايشان در رسانه هاي ارتباطي؛
- حق گروههاي زباني در دريافت توجه و اعتناء نهادهاي حكومتي و در روابط اجتماعي-اقتصادي تهيه شده به زبان خود.
 ٣- حقوق فوق الذكر اشخاص و گروههاي زباني به هيچ طريقي نميبايست مانع برقراري مناسبات متقابل بين اينگونه اشخاص و گروههاي زباني، با جمعيت زباني مهمان پذير و يا ادغامشان در آن جمعيت گردد. همچنين اين حقوق نبايد به محدود نمودن حقوق جمعيت مهمان پذير و يا اعضاء آن در كاربرد زبان خود جمعيت در سراسر فضاي سرزميني آن زبان منجر شود.  
 ماده ٤
 ١- اين اعلاميه بيان ميدارد اشخاصي كه به سرزمين جمعيت زباني ديگري رفته در آنجا ساكن ميشوند حق دارند و موظفند كه نسبت به اين جمعيت (مهمان پذير) رفتاري همگرايانه از خود نشان دهند. آنچه از اين بيان استنباط ميشود تلاشي اضافي است از سوي اينگونه اشخاص براي انسيت با اعضاء جمعيت مهمان پذير؛ به طرزي كه در ضمن حفظ خصوصيات فرهنگي اصلي خويش ؛ مراجع، ارزشها و گونه هاي رفتاري كافي اي را با جامعه اي كه در آن سكني گزيده اند سهيم شوند. اين امر آنها را قادر خواهد ساخت كه به لحاظ اجتماعي و بدون مواجه شدن با مشكلاتي بيش از آنچه اعضاي جمعيت مهمان پذير با آن مواجه اند، كارآ عمل نمايند .  
 ٢- اين اعلاميه، از سوي ديگر، بيان ميكند كه يكسان سازي –آسيميلاسيون، تعبيري به مفهوم اخذ فرهنگ جامعه ميهمان پذير به شكلي كه خصوصيات فرهنگي اصلي، با مراجع، ارزشها و گونه هاي رفتاري جامعه مهمان پذير جايگزين ميگردند، به هيچوجه نبايد تحميلي و يا جبري بوده و تنها ميتواند كه محصول انتخابي تماما آزادانه باشد.
 ماده ٥
 اين اعلاميه بر اين اساس استوار است كه حقوق تمامي جمعيتهاي زباني مساوي و مستقل از موقعيت اين زبانها به عنوان زبان رسمي، محلي و يا اقليتي بودن ميباشد. در اين اعلاميه، تعبيراتي مانند محلي و يا اقليتي بكار برده نشده اند زيرا - هرچند در بعضي موارد مشخص، شناساني زبانها به عنوان اقليتي و يا محلي ميتواند احقاق برخي از حقوق معين را تسهيل نمايد- با اينهمه، اين و ديگر تعابير جرح و تعديل كننده، غالبا براي اعمال محدوديت بر حقوق جمعيتهاي زباني بكار برده ميشوند.
 ماده ٦
 اين اعلاميه اعلام ميكند كه نميتوان تنها بر اين مبناء كه يك زبان، زبان رسمي دولت است و يا به طور سنتي براي مقاصد اداري و يا برخي از فعاليتهاي فرهنگي مشخص در يك سرزمين بكار رفته است، آنرا "زبان خاص سرزمين" بشمار آورد.
 عنوان اول: اصول عمومي
 ماده ٧
 ١- همه زبانها بيان هويتي جمعي و راهي مجزا براي درك و توصيف واقعيت اند و بنابراين ميبايست كه از همه شرايط لازم براي گسترش و پيشرفتشان در همه نوع فعاليت و كاركرد برخوردار باشند.
 ٢- همه زبانها محصول آفرينش جمعي بوده و به عنوان ابزار همبستگي، تعيين هويت، ارتباط و افاده خلاق براي استفاده فردي در درون يك جمعيت، در دسترس همگان قرار دارند.
  ماده ٨
 ١- همه جمعيتهاي زباني از حق سازماندهي و مديريت منابع خويش، براي تضمين نمودن كاربرد زبانهايشان در همه فعاليتها در درون جامعه برخوردارند.
 ٢- همه جمعيتهاي زباني محق اند كه بر هرگونه وسائط لازمه ممكن براي تضمين نمودن انتقال و پيوستگي زماني زبان خود دسترسي داشته باشند.
 ماده ٩
 همه جمعيتهاي زباني حق دارند كه سيستم زباني خود را، بدون مداخلات اجباري و يا القائي، تنظيم و  استاندارديزه نموده، حفظ، توسعه و ارتقاء دهند.
 ماده ١٠
  ١- همه جمعيتهاي زباني داراي حقوق برابرند.
 ٢- اين اعلاميه تبعيض بر عليه جمعيتهاي زباني را غيرقابل قبول ميداند، فارغ از آنكه اين تبعيض بر مبناي درجه حاكميت سياسي مستقل جمعيت زباني؛ موقعيت تعريف شده آن جمعيتها از لحاظ اجتماعي، اقتصادي و يا ديگر لحاظها؛ درجه استاندارديزه شدن، مدرنيزاسيون و يا به روز شدگي زبانهايشان و يا هر معيار ديگري اعمال گردد.
 ٣- همه گامهاي ضرور براي تحقق اصل برابري و به جا آوردن موثر آن ميبايست برداشته شوند.
  ماده ١١
 همه جمعيتهاي زباني از حق دستيابي به و استفاده از همه وسائط ترجمه به ديگر زبانها و يا ترجمه از ديگر زبانها، كه براي تضمين نمودن اعمال و برخورداري از حقوق ذكر شده در اين اعلاميه ضروري باشند، برخوردارند.
 ماده ١٢
 ١- هر كس حق دارد كه كليه فعاليتهاي خود را در محيطهاي عمومي به زبان خويش به جا آورد؛ به شرط آنكه آن زبان، "زبان خاص سرزميني" محلي باشد كه وي در آن ساكن است.
 ٢- هر كس حق دارد كه زبان خود را در محيطهاي شخصي و خانوادگي بكار برد.
  ماده ١٣
 ١- هر كس حق دارد كه زبان خاص سرزميني (زبان نياخاكي) خود را كه در آن زندگي ميكند بياموزد.
  ٢- هر كس حق دارد كه چند زبانه شود و بر اساس تضميناتي كه در اين اعلاميه براي كاربرد عمومي زبان خاص سرزميني (زبان نياخاكي) تثبيت شده اند، و بدون هيچ گونه پيشداوري، مناسبترين زباني را كه موجب پيشرفت شخصي و يا تحرك اجتماعي وي ميگردد آموخته و بكار برد.  
 ماده ١٤
 تدابير اين اعلاميه نميتوانند به طرزي تفسير شوند و يا بكار روند كه به نرمها و يا رويه هاي عملي ناشي از موقعيت داخلي و يا بين المللي يك زبان - كه براي كاربرد آن زبان در سرزمين خود مناسبتتر ميباشند- زيان برسانند.
 عنوان دوم: رژيم جامع زباني
 بخش اول: ادارات دولتي و نهادهاي رسمي
 ماده ١٥
 ١- همه جمعيتهاي زباني حق دارند كه زبانهايشان در سرزمين- قلمرو خود به طور رسمي بكار برده شوند.
 ٢- همه جمعيتهاي زباني از اين حق برخوردارند كه تمام اسناد اداري، مدارك شخصي و دولتي و قيديات محضرهاي عمومي ثبت شده به زبان خاص سرزمينشان (زبان نياخاكيشان)، معتبر و قابل اجراء شناخته شوند. و هيچ كس و مقامي نميتواند تظاهر به ناديده گرفتن و بيخبري از اين زبان بنمايد.
 ماده ١٦
 همه اعضاي يك جمعيت زباني حق دارند كه با مقامات دولتي به زبان خويش ارتباط برقرار كرده و اعتناء متقابل در زبان خود را از آنها دريافت كنند. اين حق همچنين بخشهاي مركزي، سرزميني، محلي و تقسيمات فرامنطقه اي، شامل سرزميني كه زبان مورد نظر، زبان خاص نياخاكي آن ميباشد، را فراميگيرد.
 ماده ١٧
 ١-همه جمعيتهاي زباني از اين حق برخوردارند كه به همه اسناد و مدارك رسمي كه به نحوي مربوط به سرزمين نياخاكي يك زبان ميباشد، تهيه شده در زبان خودشان دسترسي داشته و آنها را كسب نمايند، چه اين چنين مداركي چاپي، قابل خواندن با ماشين و يا در هر فرم ديگري بوده باشد.
 ٢- فرمها و اسناد اداري استاندارد، چه در شكل چاپي و چه در شكل قابل خواندن توسط ماشينها و يا به هر فرم ديگر، بايد به همه زبانها تهيه شده و در محلهاي قابل دسترسي براي عموم و استفاده آنها قرار گيرند. اين خدمت بايد توسط مقامات دولتي به شكلي انجام پذيرد كه همه سرزمينهايي را كه براي يك زبان، سرزمين خاص زباني (نياخاكي) شمرده ميشوند تحت پوشش قرار دهد.  
 ماده ١٨
 ١- همه جمعيتهاي زباني حق دارند كه قوانين و ديگر ملاحظات قانوني كه به نحوي به آنها مربوط ميشود، به زبان خاص سرزمينيشان (زبان نياخاكشان) تهيه و منتشر شوند.
 ٢- مقامات دولتي كه در حوزه حاكميت خود، داراي بيش از يك زبان خاص سرزميني (زبان نياخاكي) تاريخي هستند، ميبايست همه قوانين و مقررات ديگر قانوني و حقوقي داراي ماهيت عمومي را، به تك تك اين زبانها تهيه  و منتشر سازند. فارغ از اينكه متكلمين به هر كدام از اين زبانها قادر به فهم زبانهاي ديگر باشند و يا نه. 
 ماده ١٩
 ١- زبان رسمي همه مجالس نمايندگي، ميبايست زبان(هاي) به طور تاريخي رايج در سرزمينهايي كه نمايندگان، نمايندگي آن را بر عهده دارند باشد. 
 ٢- اين حق همچنين شامل زبانهاي جمعيتهاي زباني سكني گزيده در مناطق جغرافي پراكنده كه به آنها در بند ١ پاراگراف چهار اشاره گرديد نيز ميشود.  
 ماده ٢٠
 ١- هركس حق دارد زباني را كه به طور تاريخي در يك سرزمين به آن تكلم ميشود - هم به شكل شفاهي و هم به شكل نوشتاري- در محاكم و دادگاههاي قضائي واقع در آن سرزمين بكار برد. محاكم قضائي بايد در امورات داخلي خود، زبان خاص سرزمين (زبان نياخاكي) را بكار برند و اگر بنا به سيستم حقوقي فعلا موجود در كشور، ضرورتي به ادامه جريان محاكمات در محلي ديگر موجود باشد، ميبايد به كاربرد زبان اصلي در محل جديد همچنان ادامه داده شود.
 ٢- هر كس حق دارد كه در تمام موارد، به زباني كه آنرا درك ميكند و قادر به تكلم به آن است محاكمه شود، همچنين حق دارد كه از خدمت مترجمي مجاني بهره مند گردد.
 ماده ٢١
 همه جمعيتهاي زباني حق ثبت و بايگاني مدارك و اسناد به زبان سرزميني خود (زبان نياخاكي) توسط محضرهاي عمومي را دارا ميباشند. 
 ماده ٢٢
 همه جمعيتهاي زباني حق دارند كه مدارك تائيد شده آنها توسط ثبت اسناد، محضرهاي عمومي و يا ديگر ماموران صلاحيتدار دولتي، به زبان خاص سرزمين (زبان نياخاكي) محل خدمت ماموران دولتي و يا محضرهاي عمومي تهيه و تنظيم شوند.
 بخش دوم: تحصيل
 ماده ٢٣
 ١- آموزش و تحصيل ميبايست در سرزميني كه در آن عرضه ميگردد، به تشويق افاده فرهنگي خود از سوي جمعيت زباني، كمك نمايد.
 ٢- آموزش و تحصيل ميبايست در سرزميني كه عرضه ميشود، به حفظ و توسعه زباني كه يك جمعيت زباني به آن سخن ميگويد ياري رساند.
 ٣- آموزش و تحصيل همواره ميبايست در خدمت تكثر و تنوع زباني و فرهنگي و روابط آهنگدار بين جمعيتهاي زباني گوناگون در سراسر جهان باشد.
 ٤- در بستر اصول پيش گفته، هر كس حق دارد كه هر زباني را بياموزد.
 ماده ٢٤
 همه جمعيتهاي زباني حق دارند در باره گستره حضور زبانشان، به عنوان زبان رابط و به عنوان زبان مورد مطالعه، در تمام سطوح تحصيلي در سرزمين خود (پيش دبستاني، ابتدائي، متوسطه، حرفه اي و فني، دانشگاهي و آموزش بزرگسالان) تصميم بگيرند.
 ماده ٢٥
 همه جمعيتهاي زباني از حق دستيابي و كاربرد همه منابع انساني و مادي لازم براي تضمين نمودن حضور زبانشان در همه سطوح تحصيلي در نياخاك خود، از قبيل آموزگاران ورزيده، روشهاي آموزشي مناسب، كتب و متون درسي، منابع مالي، تجهيزات و ساختمانها، تكنولوژيهاي سنتي و مدرن و در وسعتي كه خواهان آنند برخوردار ميباشند.
 ماده ٢٦
 همه جمعيتهاي زباني محق اند از تحصيلي كه اعضاي آن جامعه را قادر به تسلط كامل در كاربرد زبانشان سازد، شامل توانائيهاي مختلف مربوط به همه محيطهاي روزمره كاربرد زبان، همچنين گسترده ترين تسلط ممكنه به هر زبان ديگري كه خواهان يادگيري آن باشند، برخوردار شوند.  
 ماده ٢٧
 همه جمعيتهاي زباني حق دارند از تحصيلي كه اعضاي آن جمعيت را قادر به كسب دانش هر زباني كه مربوط به سنن فرهنگيشان بوده باشد برخوردار شوند. مانند زبانهاي ادبي و يا زبانهاي مقدس كه سابقا زبانهاي معمول آن جمعيت بوده اند.
 ماده ٢٨
 همه جمعيتهاي زباني حق دارند كه از تحصيلي كه اعضاي آن جمعيت را به دستيابي به آگاهي همه جانبه در باره ميراث فرهنگي خود (تاريخ، جغرافيا، ادبيات، و ديگر نمودهاي فرهنگيشان) قادر سازد برخوردار شوند. همچنين محق اند كه از گسترده ترين آگاهي ممكنه در باره هر فرهنگ ديگري كه خواهان دانستن آن باشند بهره مند شوند.
 ماده ٢٩
 ١- هر كس محق است كه از تحصيل و آموزش به زبان خاص سرزمين خود كه در آنجا ساكن است (زبان نياخاكي) برخوردار گردد.
 ٢- اين حق، حق كسب دانش گفتاري و نوشتاري زباني ديگر را كه شخص ممكن است به عنوان ابزار ارتباط با ديگر جمعيتهاي زباني بكار برد، نفي و سلب نميكند.
 ماده ٣٠
 زبان و فرهنگ همه جمعيتهاي زباني ميبايست كه موضوع مطالعه و تحقيقات علمي در سطح دانشگاهي قرار گيرند.
 بخش سوم: نامهاي شخصي
 ماده ٣١
 همه جمعيتهاي زباني حق دارند كه سيستم نامهاي شخصي خويش را در همه محيطها و در همه مناسبتها حفظ نموده و آنها را بكار برند.
 ماده ٣٢
 ١-همه جمعيتهاي زباني حق دارند كه نامهاي محل و مكان به زبان خاص سرزميني خود را (زبان نياخاكي)، هم به صورت شفاهي و هم به صورت كتبي، در محيطهاي خصوصي، عمومي و رسمي بكار برند.
 ٢- همه جمعيتهاي زباني حق دارند كه نامهاي بومي محلها و مكانها را تثبيت و حفظ نموده، در آنها اصلاحاتي اعمال نمايند. همچو نامهاي امكنه را نميتوان به طور كيفي موقوف و منسوخ نمود و يا تحريف و جرح و تعديل كرد. همچنين نميتوان اينگونه نامها را پس از تغييرات سياسي و يا هر گونه دگرگوني حادثه ديگر، تغيير داد.
 ماده ٣٣
 همه جمعيتهاي زباني حق دارند كه جمعيت خود را به همان نامي كه در زبان خودشان بكار ميبرند بنامند. هرگونه ترجمه به زبانهاي ديگر ميبايست از نامگذاريهاي تحقير آميز و ابهام انگيز اجتناب نمايد.
 ماده ٣٤
 هر كس حق دارد كه نام خود را در همه محيطها به زبان خويش بكار برد. و همچنين حق دارد كه نامش، اگر لزومي به بكاربردن سيستم نوشتاري متفاوت با زبان وي وجود داشته باشد، با لحاظ دقيقترين آوانگاري ممكن ثبت گردد.
 بخش چهارم: رسانه هاي ارتباطي و تكنولوژيهاي جديد 
 ماده ٣٥
 همه جمعيتهاي زباني از اين حق برخوردارند كه در باره درجه حضور زبانشان در رسانه هاي ارتباطي در سرزمين خود (نياخاك خود)، بدون در نظر گرفتن متد پخش و يا انتقال توليدات آنها تصميم بگيرند. چه اين رسانه ها محلي و يا سنتي، چه رسانه هاي داراي شمول گسترده تر و چه رسانه هايي كه از تكنولوژيهاي پيشرفته تر استفاده ميكنند باشند.
 ماده ٣٦
 همه جمعيتهاي زباني حق دارند كه به همه منابع مادي و انساني لازم براي تضمين نمودن درجه مطلوبي از حضور زبان خويش و درجه مطلوبي از افاده فرهنگي خودشان در رسانه هاي ارتباطي در سرزمين خود؛ و از پرسنل ورزيده، منابع مالي، ساختمانها و تجهيزات، تكنولوژيهاي سنتي و مدرن دسترسي داشته باشند.   
 ماده ٣٧
 همه جمعيتهاي زباني حق دارند كه از طريق رسانه هاي ارتباطي آگاهي كاملي در باره ميراث فرهنگي خويش (تاريخ، جغرافيا، ادبيات، و ديگر نمودهاي فرهنگشان)، همچنين حداكثر اطلاعات ممكنه در باره هر فرهنگ ديگري كه اعضاي آن جمعيت، خواستار دانستن آن باشند را دريافت نمايند.  
 ماده ٣٨
 زبانها و فرهنگهاي همه جمعيتهاي زباني در سراسر جهان، ميبايست در رسانه هاي ارتباطي از معامله و برخوردي برابر و غيرتبعيض آميز بهره مند شوند.
 ماده ٣٩
 جمعيتهاي توصيف شده در ماده ١ ، پاراگراف ٣ و ٤ اين اعلاميه و گروههاي ذكر شده در پاراگراف ٥ همان ماده، از حق برابر تمثيل زبانشان در رسانه هاي ارتباطي سرزميني كه در آن ساكنند و يا به آنجا مهاجرت مينمايند برخوردارند. اين حق بايد در هماهمنگي با حقوق ديگر گروهها و جمعيتهاي زباني ساكن در آن سرزمين اعمال گردد.
 ماده ٤٠
 در عرصه تكنولوژي اطلاعاتي، همه جمعيتهاي زباني حق دارند كه به تجهيزات تطبيق داده شده با سيستم زبانيشان و به ابزارآلات و محصولات تهيه شده در زبان خودشان دسترسي داشته باشند. به نحوي كه بتوانند از همه امكانات و پتانسيلهاي ممكنه توسط چنين تكنولوژيهايي براي افاده خود، براي تحصيل، در ارتباطات، انتشارات، ترجمه و پروسسينگ اطلاعاتي و پخش و كلا تبليغ فرهنگشان حداكثر بهره برداري را بنمايند.
 بخش پنجم: فرهنگ
ماده ٤١
 ١- همه جمعيتهاي زباني حق دارند كه زبان خويش را در همه فرمهاي افاده فرهنگي بكار برده، آنرا حفظ نموده و توسعه دهند.
 ٢- همه جمعيتهاي زباني ميبايست بتوانند حق مذكور را تمام و كمال اعمال نمايند، بي آنكه محيط آن جمعيت به اشغال سلطه گرايانه فرهنگي بيگانه معروض شود.
 ماده ٤٢
 همه جمعيتهاي زباني از حق رشد و توسعه تمام و كامل در داخل محيط فرهنگي خود برخوردارند.
 ماده ٤٣
 همه جمعيتهاي زباني از حق دستيابي به آثار آفريده شده به زبان خود برخوردار ميباشند.  
 ماده ٤٤
 همه جمعيتهاي زباني محق اند كه به برنامه هاي بين فرهنگها، از طريق پخش اطلاعات كافي دسترسي داشته باشند. همچنين حق دارند كه از فعاليتهايي مانند آموزش زبانشان به خارجيان، ترجمه، دوبلاژ، پست سنكرونيزاسيون و زيرنويسي حمايت نمايند.
 ماده ٤٥
 همه جمعيتهاي زباني از اين حق برخوردارند كه زبان خاص سرزمينيشان (زبان نياخاكيشان) جايگاه ممتازي را در رويدادها و خدمات فرهنگي (كتابخانه ها، كلوبهاي ويدئويي، سينماها، تئاترها، موزه ها، آرشيوها، فرهنگ عامه، صنايع فرهنگي و در همه ديگر نمودهاي حيات فرهنگي) اشغال نمايد.
 ماده ٤٦
 همه جمعيتهاي زباني حق دارند كه ميراث زباني و فرهنگي خويش را، شامل نمودهاي مادي آن مانند مجموعه هاي اسناد، آثار هنري و معماري، ابنيه تاريخي و متون نوشته شده به زبان خود را محافظه نمايند.
 بخش ششم: محيط اجتماعي-اقتصادي
 ماده ٤٧
 ١- همه جمعيتهاي زباني حق دارند كه كاربرد زبان خويش در همه فعاليتهاي اجتماعي-اقتصادي در سرزمينهاي خود را نهادينه نمايند.
 ٢- همه اعضاي جمعيتهاي زباني محق اند كه براي اجراي فعاليتهاي حرفه اي خود، به همه وسائط ضروري تهيه شده به زبانشان، مانند اسناد و كارهاي مرجع، دستورالعملها، فرمها و تجهيزات كامپيوتري، ابزارآلات و توليدات دسترسي داشته باشند.
 ٣- استفاده از زبانهاي ديگر در اين محيط، تنها در صورتي ميتواند مورد احتياج باشد كه طبيعت فعاليت حرفه اي نياز به آنرا موجه سازد. به همه حال در هيچ شرايطي زبان تازه واردتر، نميتواند موقعيت زبان نياخاكي را تنزل داده و يا جانشين استفاده از آن گردد.
 ماده ٤٨
 ١- در درون سرزمين جمعيت زباني خويش، هر كس حق دارد كه زبان خود را با اعتبار قانوني كامل در همه معاملات اقتصادي از هر جنس، مانند خريد و فروش كالاها و خدمات، بانكداري، بيمه، قراردادهاي شغلي و غيره بكار برد.
 ٢- هيچ ماده ي از اينگونه مقررات و عقدهاي خصوصي، نميتواند كاربرد زبان خاص سرزمين (زبان نياخاكي) را محدود و يا ممنوع سازد.
 ٣- در داخل سرزمين يك جمعيت زباني، هر كس محق شمرده ميشود كه به همه اسناد لازم براي انجام عمليات فوق الذكر، تهيه شده به زبان خويش دسترسي داشته باشد. اينچنين اسنادي شامل فرمها، چكها، قراردادها، رسيدها، صورت حسابها، سفارشنامه ها، دريافت نامه ها و غيره ميشود.
 ماده ٤٩  
 در داخل سرزمين هر جمعيت زباني، هر شخص حق دارد كه زبان خويش را در انواع سازمانهاي اجتماعي-اقتصادي مانند تشكيلات اتحاديه اي و سنديكاهاي كارگري، انجمنهاي حرفه اي، كارفرمايان، اصناف و بازرگاني بكار برد.
 ماده ٥٠
  ١- همه جمعيتهاي زباني حق دارند كه زبانشان از جايگاهي ممتاز در تبليغات، آگهيها، تابلوها، علائم و نشانگاههاي بيروني و به عنوان يك كل در چهره كشور برخوردار باشد.
 ٢- در داخل سرزمين جمعيت زباني، هر كس حق دارد به اطلاعات تمام و كامل شفاهي و نوشتاري تهيه شده به زبان خود در باره كالاها و خدمات عرضه شده توسط موسسات بازرگاني، از جمله به نحوه استفاده، اتيكتها، ليست هاي مواد سازنده، تبليغات و آگهيها، ضمانت نامه ها و غيره دستيابي داشه باشد. 
 ٣- همه علائم و نشانه هاي عمومي كه تاثير گذار بر سلامتي اشخاصند، به قيد آن كه پستتر از نشانه هاي مربوط به زبانهاي ديگر نباشند، ميبايست كه اقلا به زبان خاص سرزمين (زبان نياخاكي) تهيه شوند.
 ماده ٥١
 ١- همه كس حق دارد زبان خاص سرزمين خود را در ارتباط با شركتها و موسسات بازرگاني و نهادهاي خصوصي بكار برد و به همان زبان پاسخ و يا خدمت دريافت دارد.
 ٢- هر كس حق دارد به عنوان يك مشتري، مصرف كننده، خريدار و يا استفاده كننده، از موسسات عمومي، اطلاعات شفاهي و نوشتاري تهيه شده به زبان خاص سرزمين خود را (زبان نياخاكي) دريافت دارند.
 ماده ٥٢
 هر كس حق دارد تمام فعاليتهاي حرفه اي خويش را به زبان خاص سرزمين خود (زبان نياخاكي) به انجام رساند. مگر آنكه طبيعت شغلش كاربرد زبانهاي ديگري را الزامي سازد، مانند معلمين زبانهاي خارجي، مترجمين و يا راهنمايان توريستي.
 ملاحظات اضافي
 نخست
 مقامات دولتي ميبايد تمام گامهاي لازم براي تحقق و جاري شدن حقوق مندرجه در اين اعلاميه را در محدوده حوزه صلاحيتهاي خويش بردارند. به طور مشخصتر، براي تشويق نمودن تحقق حقوق زباني جمعيتهايي كه آشكارا از جنبه منابع مالي در مضيقه ميباشند، ميبايست منابع مالي بين المللي تدارك ديده شوند. بنابراين، مقامات دولتي ميبايست حمايت لازمه براي استاندارديزه شدن، ترجمه، آموخته شدن و استفاده از زبانهاي جمعيتهاي گوناگون تحت اداره خود را فراهم نمايند.  
 دوم
 مقامات عمومي ميبايست مطلع شدن نهادهاي رسمي، سازمانها و اشخاص مرتبط را با حقوق و وظائف مربوطه ناشي از اين اعلاميه، تضمين و تامين نمايند.
 سوم
 مقامات عمومي ميبايست در پرتو سيستم قانونگذاري موجود، مجازاتهائي قابل اجراء براي هرگونه اخلال در حقوق زباني تشريح شده در اين بيانيه برپادارند.
 ملاحظات نهائي
 نخست
 اين اعلاميه بنيانگذاري "شوراي زبانها" در بنيه سازمان ملل متحد را توصيه مينمايد. مجمع عمومي سازمان ملل متحد عهده دار برپاساختن چنين شورائي، تعريف وظائف آن و انتساب اعضاي شورا؛ و همچنين عهده دار ايجاد نهادي در قوانين بين المللي براي حفاظت از جمعيتهاي زباني در دستيابي و اعمال حقوق خويش كه در اين اعلاميه شناخته شده اند خواهد بود.
 دوم
 اين اعلاميه تشكيل "كميسيون جهاني حقوق زباني" را، نهادي غير رسمي و مشاوره اي مركب از نمايندگان سازمانهاي غير دولتي و ديگر تشكيلات فعال در زمينه قوانين زباني، توصيه و تشويق مينمايد.
 بارسلون، ژوئن، ١٩٩٦

با پشتیبانی Blogger.
 
UrmiyeNews.Com - Batı Azerbaycan'ın Sesi
Tema: Bal Medya