‏نمایش پست‌ها با برچسب هویت. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب هویت. نمایش همه پست‌ها

سخنی با جامعه فرهنگی – هنری ترک

Kategori: , , , , , , , , , , , , , Umud Urmulu - سه‌شنبه, آذر ۲۱, ۱۳۹۱ - 0 comments
اومود اورمولو
پس از وقوع 2 زلزله مهیب در شهرهای اهر، هریس، ورزقان و ... آزربایجان که تلفاتی بالغ بر 1000 کشته و 6000 زخمی را برای مردم ترک به ارمغان آورد جامعه فرهنگی – هنری ترک نیز گوئی دچار نیمه زلزله ای گشت.
پس از گذشت چندین روز، هفته و ماه از زلزله آزربایجان و وضعیت وخیم زلزله زده گان جامعه مجازی و حقیقی ترک با ابراز همدردی تنی چند از هنرمندان شناخته شده "ایرانی" که هویت ترک را به یدک میکشند مواجه گردید. بعضی از هنرمندان ترک پس از چندین روز به منطقه زلزله زده رفته و تصاویر یادگاری برای صفحات فیسبوک، مجلات و .... را انداخته و در فضای مجازی به اشتراک گذاشتند. راقم این سطور در آن روزها پس از دیدن تصاویر خانم ها لادن طبابائی، تهمینه میلانی و آقایان پرویز پرستوئی و... در کنار زلزله زده گان آزربایجان منتشر گردیده بود سوالی مبتنی بر رابطه و پیوند مابین جامعه و هنرمند در ذهنم شکل گرفت تا بدین روز که فرصتی کوتاه برای پرداخت به قسمتی از مسئله فراهم گردید. به شخصه تا قبل از زلزله آزربایجان نمی دانستم هنرمندان یاد شده دارای هویت ترک اند، البته دانستن هویت این هنرمندان شاید در وهله اول برای انسان اهمیتی نداشته باشد ولی زمانی که از ورای هویت به موضوع تعلق خاطر هنرمند به جامعه بنگریم به تناقضات متعددی برمی خوریم که آیا هنرمند به واقع آیئنه و پیوندی به جامعه ای که از آن برآمده دارد یا نه؟
در آن زمان سوالات اینچنینی در ذهنم پدیدار شد که :
- آیا جامعه فرهنگی  هنری ترک درکی از غم ها، شادی ها، مشکلات، اعیاد، مراسمات ملی و سنتی و ... جامعه ترک دارد؟
- کدام هنرمند ترک به واقع توانسته تصویری از مشکلات، کاستی ها، شادی ها، غم ها و ... جامعه ترک را به مردمان این منطقه و دنیا عرضه کند؟ 
- جامعه فرهنگی - هنری ترک چقدر با مفهومی به نام ملت ترک، سرزمین مادریمان آزربایجان، زبان ترکی، فرهنگ ترک، تاریخ ترک و ... آشنائی داشته و پیوند دارد؟ 
- تاکنون کدام یک از اعضای جامعه فرهنگی – هنری ترک برای هویت، زبان مادری، فرهنگ، فولکلور، تاریخ، میحط زیست و ...آزربایجان و مناطق ترک نشین قدمی با نشر و آفرینش آثار فرهنگی – هنری ، ادبی و ...برداشته اند؟   
- آیا جامعه فرهنگی – هنری ترک به واقع صدای جامعه ای به نام ملت ترک بوده اند؟
- برای مثال کدام هنرمند از مفهومی به نام عدم آموزش زبان مادریمان ترکی، فقر موجود در مناطق ترک نشین، آسیمیلاسیون زبانی – فرهنگی، مسائل محیط زیستی آزربایجان نظیر خشکانیده شدن دریاچه اورمیه، استعمار داخلی خلق ترک و ... سخنی بر زبان آورده که هیچ کوشیده در آثارش بر مسائل یاد شده نقدی داشته اشد؟
- آیا نشر تصویر پرچم تراختور، حضور در مناطق زلزله زده و تصاویر یادگاری با زلزله زده گان و ... هنرمندی می تواند دلیل پیوند هنرمند مذکور با جامعه ای که از آن برآمده باشد؟ و یا این مسائل ابزاری کلیشه ای برای ابراز وجود هنرمندان میباشد؟  
- برای مثال آیا برای بیان عدم آموزش زبان مادریمان ترکی در مدارس و تحمیل زبان فارسی می باید انسان سیاسی بود یا هنر می تواند کاستی ها جامعه را با زبان خویش بیان کند بدون اینکه وارد مرزهای سیاسی گردد؟ 
- آیا شخص ایکسی که علارغم ترک بودنش سالها برای بسط زبان فارسی قلم زده و خود دانسته و یا ندانسته سبب مرگ زبان مادرمیان ترکی گشته به واقع هنرمند متعلق با جامعه ترک هست؟ یا پیوندی که هنرمند را به جامعه نسبت می دهد ورای هویت اجباری ائتنیکی میباشد؟
- آیا سکوت جامعه فرهنگی – هنری ترک در قبال سیاست تحقیر، کتمان و هدف قرار دادن هویت ترک در صدا و سیما و جامعه فرهنگی مرکزگرا و فارس زبان به معنی رضایت هست یا خود این انسانها با سکوت سبب ترویج این مسائل گشته اند؟      
- آیا اجتماع ترک توانسته جامعه هنری برخواسته از داشته های خویش را عرضه کند، یا به به صورت برعکس هنرمندان و فرهنگیان برخواسته از جامعه ترک توانسته اند مسئولیت خویش را در قبال جامعه ترک ادا کنند یا سرباز زده اند؟  
- براستی علت تداوم استعمار داخلی خلق ترک پس از سلسله ترک و آزربایجانی قاجارعدم وجود جامعه فرهنگی و هنری و اندیشمندان ترک بوده ؟
- آیا در آزربایجان و مناطق ترک نشین باید زلزله مهیبی اتفاق می افتاد و هزاران انسان کشته می شد تا جامعه فرهنگی – هنری ترک از وجود اجتماعی به نام ترک، وطن مادری به نام آزربایجان خبردار میشدند؟
و ....
آفرینش هر اثر هنری بدون تردید از طرف هنرمندی پدید می آید، بدون شک در صورت معنا دهی برای هنرمند سوای از جامعه ای که از آن برآمده ما را با مفاهیمی نقصان دار روبرو می سازد. احساسات، تفکر، خصوصیات شخصیتی و .. انسانها از جامعه ای که در آن رشد یافته اند شکل می گیرد. شخصی که لقب هنرمند را به یدک می کشد از جامعه ای که از آن برآمده تصویری را ارائه می دهد که به صورت دانسته و در بسیاری از اوقات حتی ندانسته در اثرش هویدا می گردد. جوامع به وسیله هنرمندان (آثار، آفرینش ها، نگرش به مسائل و ..) جهت دهی کلی می گردند، تفکر و شیوه نگرش تک تک انسانهای منتسب به جامعه یاد شده بر اساس مدلهائی که از سوی هنرمندان و فرهنگیان ارائه می گردد شکل می گیرند. اگر از این زاویه دید به موضوع پیوند هنرمند و جامعه بنگریم می توان دریافت که تمامی آفرینشها و آثار هنرمند تاثیر بسزائی در جامعه دارد البته برعکس این موضوع نیز صادق هست و اکثر آفرینش های هنرمند تصویری از جامعه ای که به آن تعلق دارند را به بیننده ارائه می دهند.   
همانطور که در تعریف بالا نیز به طور خلاصه ذکر گردید جامعه فرهنگی – هنری پیوند زیادی با جامعه ای که از آن برخواسته دارد حال باید تامل کرد که پیوندهای موجود مابین جامعه هنری و فرهنگی و اجتماع برآمده از آن چیست.      
هنرمندی به هنر بیان کاستیها، دلگرمی ها، تعلقات، مشکلات، به طور کلی داشته های جامعه ای معنا می یابد، براستی کدام یک از این هنرمندان گران قدر تاکنون صدای جامعه ترک بوده اند؟ آیا تنها به سبب اینکه هنرمندی ناخواسته هویت ترک را به یدک می کشد می توان وی را به مفهوم ملت ترک نسبت داده و جزئی از آن دانست؟ یا مسئله لوای به یدک کشیدن هویتی ناخواسته درک از جامعه خویش و بیان مسائل جامعه توسط هنر هنرمند می باشد که سبب ایجاد و گسترش پیوندهای اجتماعی شخص مذکور با جامعه خویش می گردد؟ 
خبطی تاریخی
با نگرشی به جامعه فرهنگی – هنری ملل محکوم و مغلوب منطقه و جهانی در می یابیم که هنرمندان در جبهه اول مبارزه برای احقاق حقوق جامعه ای برآمده از آن و حفظ و بسط فرهنگ مغلوب درتقابل با فرهنگ غالب میباشند به طوریکه جهبه ای جدید فرهنگی در بسیاری از کشورهای چندملیتی نظیر ایران از سوی هنرمندان ایجاد شده و می شود در حالیکه جامعه فرهنگی – هنری ترک نه تنها در چنین وضیعتی قرار ندارد بلکه خود نیز با حل شدن در جامعه غالب و ترویج تفکرات، فرهنگ و ... جامعه غالب سعی در نابود کردن فرهنگ مغلوب خویش نموده اند. برای مثال در حوزه ادبیات اشخاصی که علارغم هویت ترک و زبان مادری ترکی عمری خویش را برای قلم زدن به زبان فارسی گذارنده و سبب تولید آثار فاخر به زبان فارسی و عدم محتوا سازی به زبان مادریمان ترکی نموده اند بدون تردید در کنار خبط تاریخی، ترویج زبان و فرهنگ غالب، بی مهری به زبان مادری و ... خود شانه از مسئولیتی که بر دوش جامعه ادبی ترک بوده نیز خالی کرده اند.     
راهی برای بازگشت هنرمندانی که هویت ترک را به یدک می کشند به معانی نهفته در جامعه ترک وجود دارد؟
طبیعتاً انسانهائی که به سبب بسیاری از مسائل امروزه به حدی در فرهنگ، هویت، زبان، هنر و ... غالب حل شده اند که بسیاری از آنها نمی توانند ترکی بخوانند، ترکی بنویسند، حتی بعضی ها از هویت و زبانشان نفرت دارند، بعضی ها سعی در القاء مفاهیم جامعه حاکم بر ملت ترک را دارند و .. بازگشتان به آغوش مفاهیم اجتماع ترک کار بسی دشواری می باشد، ولی این به معنی عدم تلاش جامعه فرهنگی – هنری ترک برای بازگشت به خویشتن خویش نیست. باید قدمهای بزرگ و بسیاری برداشت تا تاثیر قدم های اشتباه گذشته رفته رفته کاسته شود. جامعه فرهنگی – هنری، اندیشمندان، نویسندگان، شعرا، نقاشان، عکاسان، منتقدان و  .. ترک از سلسله پس از قاجار تا بدین روز به تولید محتوای ترکی نپرداخته اند و بهترین و میانبرترین راه را حل شدن در جامعه و فرهنگ غالب دیده اند، طبیعتاً سیستمهای سیاسی و اجتماعی نیز در این راه یاور جامعه فرهنگی – هنری ترک بوده است. جامعه فرهنگی – هنری ترک برای ادای مسئولیت و دین خویش به جامعه ترک ملزم به تولید محتوا به زبان ترکی می باشد، باید فیلم های ترکی، ترانه های ترکی، اشعار ترکی، عکاسی از مناطق ترک نشین، نقد ادبی ترکی، رمان ترکی و ... آفرید تا بتوان مسیر بازگشت را طی نمود، به باور راقم این سطور جامعه فرهنگی – هنری کنونی ترک گسست و شکاف عمیقی با مفهوم ملت ترک دارد و بسیار بیگانه با این مفهوم می  باشد، به طوریکه زلزله چند ریشتری قره داغ آزربایجان تنها توانست تلمگری بر گوشه کوچکی از جامعه فرهنگی – ترک باشد، باید زلزله های 10 ریشتری برای پرکردن این شکاف عمیق ظاهر شوند و گرنه جامعه فرهنگی – هنری ترک رفته رفته بیگانه تر از گذشته به مفهوم هویت، زبان، سرزمین مادری و ... خواهد نگریست.        
متاسفانه به سبب عدم سواد و درک نوشتار به زبان ترکی توسط جامعه فرهنگ و - هنری ترک این نوشته به زبان به غیر از زبان مادریمان ترکی نگاشته شده است و خود حکایتی دارد که جامعه فرهنگی – هنری ترک قادر به خواندن و نوشتن به زبان ترکی نمی باشد.

فرهنگستان زبان ترکیه در حال آماده سازی فرهنگ لغت کردی می باشد

Kategori: , , , , , , , , , , , , Umud Urmulu - جمعه, مهر ۱۴, ۱۳۹۱ - 0 comments
با تغییر نگرش عمیقی که از سال 2002 تا به اکنون در ترکیه در قبال مسائل شهروندان کرد، ارمنی و دیگر اقلیتهای ائتنیکی و اعتقادی موجود در ترکیه صورت گرفته هر روزه شاهد پروژه ای در جهت تحقق حقوق تمامی شهروندان ترکیه می باشیم.
پیش نویس قانون اساسی ترکیه اکنون در حال نگارش می باشد و در پیش نویس قانون اساسی تعریف جدید و مدرنی از شهروندان ترکیه ای که در برگیرنده تمامی واقعیت های موجود در جامعه ترکیه می باشد هدف گذاری شده است به طوریکه تعریف ائتنیکهای موجود در ترکیه و تضمین تمامی حقوقشان با معیار تعریف شهروندی در اروپا و آمریکا مشابهت های فراوانی داشته و قابل رقابت خواهد بود.
بر همین اساس از سال 2002 تا به اکنون اولین انستیتوی زبان کردی نه در کردستان عراق بلکه در ترکیه گشایش یافته است در دیگر سو تاسیس کانال تلویزیون 24 ساعته به زبان کردی TRT 6 از دیگر کارهای صورت گرفته می باشد. علاوه بر این اکنون کردهای ترکیه ای قادر به آموزش زبان کردی در مدارس ترکیه می باشند گرچه که به علت نبود کادر کافی در حوزه آموزش زبان کردی با کاستهای متعددی همراه می باشد ولی رسمیت زبان کردی در سیستم آموزشی ترکیه یکی از مهمترین قدم های دمکراتیک شدن ترکیه میباشد. علاوه بر موارد مذکور حق دفاع از خود در سیستم قضائی به زبان های به غیر ترکی نیز با توجه به تصحیح قانون اساسی ترکیه در حال تحقق میباشد که به راحتی کرد زبانان ترکیه ای خواهند توانست در دادگاه ها به زبان مادری خود از خویش دفاع کنند.
درجدیدترین سلسله از تغییرات تحقق حقوق ائتنیک های موجود در ترکیه فرهنگستان زبان ترکیه اقدام به تحقیقات و گردآوری اولین فرهنگ لغت زبان کردی در دنیا نموده است(1)، بی شک این عمل بسیار بجای فرهنگستان زبان ترکی برای حفظ و بسط زبان کردی قابل ستایش می باشد.
روند تحقق تمامی خواسته های مشروع ائتنیک های غیرترک ترکیه ای در حالی صورت می گیرد که در ایران علارغم وجود میلیونها ترک، عرب، بلوچ، لر و ... تمامی این ائتنیک ها کتمان شده و از کوچکترین حقوقی برخوردار نمی باشند. ترک های ساکن ایران که نه ب هصورت تعریف اقلیت بلکه به صورت پرجمعیت ترین ائتنیک ساکن ایران هنوز از کوچکترین حقی در سیستم آموزشی ، سیستم قضائی و ...برخوردار نبوده و حتی سیاست دولت، اپوزوسیون مرکزگرا و ملت حاکم نیز مبنی بر کتمان هویت و زبان ترکی و به زیرسوال بردن بسیار آسان هویت و زبان جامعه ترک نهادینه شده است. امروزه در عراق دو زبان عربی و کردی زبانهای رسمی سراسری و زبان ترک زبان رسمی منطقه ای، در افغانستان زبانهای پشتو و دری زبانهای رسمی سراسری و زبانهای ازبکی، ترکمنی، بلوچی، پشه ای، نورستانی، پامیری و .. زبانهای رسمی منطقه ای اند ولی در ایران بنا به اصل 15 قانون اساسی جمهوری اسلامی "زبان و خط رسمی و متشرک مردم ایران فارسی بوده و اسناد و مکاتبات و متون رسمی و کتبی ملزم به استفاده از این زبان و خط می باشد" تعریف گردیده است، بدون اینکه زبانهائی به مانند زبان ترکی در این قانون اساسی تعریف گردند. در دیگر سو بسیاری از انسانهای متعلق به ملت حاکم در اپوزوسیون به ظاهر سراسری از امروز چماغ زبان فارسی را برای فردا در دست گرفته اند و با مفاهیمی نظیر اینکه زبان فارسی زبان مشترک ملل ایران هست به مانند 88 سال گذشته قصد تداوم این راه بی راهه را دارند که مطمئناً سخن گفتن از چنان مسائلی برای جامعه ترک و دیگر ملل غیرفارس قابل قبول و قابل تصور نیست چه رسد به تحققش، زبان فارسی به فرض هر چقدر هم زبان شیرین، باتمدن، قدرتمند، غنی و ...باشد تنها زبان خلق فارس زبان هست و خواهد بود نه بیشتر   
منابع نوشته:
1- http://tinyurl.com/9cmz9zd

باقری در اخطار قانون اساسی: زبان فارسی هویت ما را نشان نمی‌دهد

Kategori: , , , , , , , , , , , Umud Urmulu - پنجشنبه, مهر ۰۶, ۱۳۹۱ - 2comments
بر اساس خبری که در سایت رسمی خانه ملت منتشر شده است دبیر دوم کمسیون فرهنگی مجلس نیز به محتویات کتاب های کلاس ششم ابتدائی که در برگیرنده اشعاری نژادپرستانه و کتمان دیگر هویتها و زبانهای مردمان غیرفارس ساکن ایران می باشد اعتراض داشته و در صحن علنی مجلس چنین بیان داشته است:
برخی از متون کتاب های کلاس ششم ابتدایی باعث تاسف است گفت: متاسفانه بعد از ۱۴۰۰ سال برخی از افراد ملیت مردم را ایرانی و زبان را فارسی می‌دانند. بنده نمی‌دانم چگونه مکتب ایرانی در وزارتخانه‌ها نفوذ کرده است(1) 
گفته اند "اگر ميخواهيد يك ملت را نابود سازيد، از تخريب زبان آن ملت شروع كنيد". اگر دارای زبانی هستيد، يعنی كه دارای دنيائی هستيد. دفاع از اين دنيا، حقی است كه زيستن و مسئوليتی است كه تاريخ به شما داده است. زبان امری فرعی نيست، ديگر نمی توان خلق ما را با دروغهائی مانند "مهم درك همديگر و افاده مرام به هر زبانی است" فريب داد. اين، دروغ محض است. زبانی استعماری و تحميلی مانند فارسی، به جای آنكه همبستگی ايجاد نمايد، تجزيه و افتراق ببار می آورد. به جای ايجاد ارتباط با زبانی تحميلی، سكوت و به جای رضايت به زبان استعماری، جدائی انتخابی به دفعات بهتر و شريفتر است. ما زبانی از آن خود داريم و آن ما را بس است.
آری، ما با زبان تركی بر عليه استعمار و نژادپرستی فارسی، بر عليه زبان تحميلی و قاتل فارسی عصيان خواهيم نمود. امروز در ايران، زبان نافرمانی و عصيان، زبان تركی است. سياست سركوب و ناديده گرفتن ملت، زبان و فرهنگ ترك از طرف دولت، نخبگان و قوم فارس، تنها به آزاد شدن پتانسيل نفرت و شعله ور شدن آتش انتقام جوئی در ميان خلق ترك كمك می كند.
اصل ١٥ قانون اساسی فعلي جمهوری اسلامی ايران، منحصراً زبان و خط قوم اقليت فارس را به رسميت می شناسد. قانونی كه تساوی كامل ملتهای ساكن در ايران، حرمت خلق، فرهنگ و زبان ترك و حقوق بشری اش را به رسميت نشناسد، برای مردم ما مشروعيت حتی رسميت ندارد. مردم از قانونی تبعيت ميكنند كه از واقعيتهای عينی كشورشان، سنن تاريخی دولتهايشان و آموزه های ملی و جهان شمول انسان دوستانه و تعاليم دينی متساهلشان سرچشمه گرفته باشد. آموزش زبان فارسی به كودكان ترك در مهد كودكها و مدارس را می بايد سياستی استعماری تلقی نمود. وظيفه ايرانيان، مقاومت همه جانبه در مقابل روند فارسسازی زبانی مردم ايران، توليد انسانهايی تك زبان و شهروندهای تك تيپ و تك فرهنگ فارس است، وظيفه آنها مقاومت در مقابل رسميت انحصاری زبان فارسی و تحميل ضدانسانی آن در ايران به عنوان زبان مشترك، پيش از آنكه دير شود است.
هویت ترک ما چه خالص ‌باشد چه نباشد، چه زبان فارسی زبان چندين هزارساله ادبی باشد چه نباشد، چه آتيلا و چنگيز و كسروی و اوغوز خوب باشند و يا بد، خلق ترك ساكن در ايران مصمم است خود را از انقياد و سلطه قومی و فرهنگی و زبانی و سياسی فارسی رها كند. در ايرانی كه قريب نصف آن ترك است ما ديگر اين ننگ را نميپذيريم كه به كودكانمان زبان بيگانه ای آموخته شود، كه زبان مليمان كماكان از طرف دولت تحقير و تضعيف و سركوب شود، كه مامورين فارس و مقامات مملكت فارسستان تصميم بگيرند كه مادران و پدرانمان چه اسمی بر فرزندانمان بگذارند، كه در هر روزنامه مان چند خط به زبان تركی بايد باشد، كه در پايتخت با ۵ ميليون ترك يك راديو، يك كانال تلويزيونی يك مدرس و يك روزنامه تركی نباشد ..
منابع نوشته:
سایت خبری خانه ملت: 
http://www.icana.ir/NewsPage.aspx?NewsID=207331
2- مقاله آقای مئهران باهارلو با نام ما دیگر این ننگ را نمی پذیریم

ترکان عراق به عنوان سومین گروه ائتنیکی عراق معرفی شدند

Kategori: , , , , , , , , , , Umud Urmulu - یکشنبه, مرداد ۰۸, ۱۳۹۱ - 0 comments
طی نشست عادی پارلمنت عراق گزارشی از وضعیت ترکان عراق توسط هیات پارلمنت خوانده شد و طی قراری رسمی ترکان عراق به عنوان سومین گروه ائتنیکی عراق اعلام گردیدند.
نشست پارلمنت عراق در تاریخ 27.7.2012 روز جمعه صورت گرفت و در این نشست عباس بیاتلی قرار پارلمنت عراقی را خواند.
پس از خواندن گزارش ترکان عراق، قرار فوق با رای اکثریت اعضای پارلمنت عراق به تصویب رسیده است. 
در گزارش ترکان عراقی از وضعیت ترکان عراق و خواست اداره امور در مناطق ترک نشین نیز مطالب بسیاری خوانده شده است. 
در زمان صدام حسین درشهرهای ترک نشین به مانند کرکوک، اربیل، موصل و ... صدام حسین سیاست تغییر بافت دمگرافی و عرب سازی مناطق را در پیش گرفته بود و تغییر بسیاری در بافت جمعیتی شهر ترک نشین کرکوک در آن زمان بوجود آمده است.
پس از اشغال عراق توس امریکا نیز کوردها به علت همراهی با نیروهای آمریکائی بسیاری از شهرها و مناطق ترکنشینی به مانند کرکوک، موصل، اربیل را بر طبق سیساتهای کردستانیزه کردن منطقه به کردستان اضافه نمودن، تنها وضعت کرکوک ترک نشین تا به اکنون مشخص نشده است، کرکوک دارای بیشترین منابع نفتی عراق می باشد و در طول تاریخ شهری ترک نشین بوده است. کوردها هم اکنون به صورت فله ای به محلات و مناطق شهر کرکوک هجوم آورده اند و این سیاست های از حکومت کرد شمال عراق حمایت می گردد. سیاست کردستانیزه کردن منطقه دقیقاً در سوریه؛ غرب آزربایجان نیز در حال اجرا می باشد.  

ترکان عراق و سوریه ملتی با سرنوشتی یکسان

Kategori: , , , , , , , , , , , , , , Umud Urmulu - دوشنبه, تیر ۱۹, ۱۳۹۱ - 0 comments
ترکان عراق از اینکه نتوانسته اند آنطور که باید خود را معرفی کرده و مشکلات خود را به کشور دوست و برادر ترکیه بشناسانده و نظر ترکیه را در رفع مشکلات خود همراه داشته باشند شکایت می کنند. این احساس در دیگر ترکانی که طی پروسه تاریخی از خاکهای حکمرانی امپراطوری عثمانی جدا شده و امروزه به عنوان اقلیت ائتنیکی در کشورهای عراق، سوریه و... زندگی می کنند نیز عیناً صادق می باشد. 
امروزه در عراق و سوریه ترکان ناشی از همین تغییرات تاریخی مسکون یافته و جمعیت چند میلیونی کشور مقصد را تشکیل می دهند ولی علارغم جمعیت چند میلیونی دارای مشکلات متعدد و مشابه یکسانی می باشند گوئی هر دو دارای سرنوشت یکسانی اند. ترکان سوریه نیز به مانند ترکان عراق دارای مشابهت های فراوانی در زمینه شناساندن مشکلات خود به ملل ترک و کشورهائی به مانند ترکیه که جایگاه وطن مادری آنان را به یدک می کشد دارای می باشند. امروزه در سوریه ترکان زیرمجموعه اوغوز به مانند باییر- یوجاق و به ی دیلی جمعیتی بالغ بر 2 الی 3 میلیون نفر از جمعیت کشور سوریه را به خود اختصاص می دهند. ترکان سوریه میراثدار امپراطوریهائی عثمانی و سلجوقی اند. پس از فروپاشی امپراطوریهای فوق خواسته یا ناخواسته ارتباط با دیگر ترکان موجود در این امپراطوریها تماماً و یا به صورت عمده ای قطع شد. تمامی این ترکان گرچه با سیاستهای آسیمیلاسیون در کشور مقصد مواجه شده اند ولی در ضمیر خودآگاه و ناخوداگاه خود همیشه خود را قطعه ای جدانشدنی از دنیای ترک و ریشه های خود در این امپراطوریها دانسته اند، بلکه خطا از کشورهائی به مانند ترکیه می باشد که دست رد به سینه خواسته های زبانی، فرهنگی و ... ترکان سوریه و عراق زده و شاید با دیده خود روند آسیمیلاسیون زبانی و هوتی ترکان مذکور را مشاهده نموده است. با تمامی این موضوعات ترکان عراق و سوریه به علت قرار گرفتن در بافت اقلیت جامعه و حکام مستبد به هیچ یک از حقوق زبانی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و ... خود در کشورهای عراق و سوریه دست نیافته اند و گوئی در بی صدائی مطلق در اجتماع به سر برده شده اند. 
ترکان عراق و سوریه برای تداوم زندگی در جامعه خفقان خود سعی در حل شدن در اقلیت غالب نموده و به نوعی دچار از بی خود شدگی هویتی و زبانی گشته اند، به طوریکه بسیاری از ترکان عراق و سوریه به علت عدم تحصیل به زبان ترکی اکنون قادر به تکلم و تحریر به زبان ترکی نمی باشند و تنها تحصیل کنندگان در کشورهای ترکیه و آزربایجان شمالی و جوانانی که به مدیای ترکیه علاقه نشان داده اند قادر به تکلم و تحریر زبان ترکی می باشند، این عدم تکلم و نگاشت زبان ترکی به خودی خودی سبب بیگانگی با کشورهای ترکیه و آزربایجان شمالی گشته است.   
ترکان سوریه وعراق به علت فقدان شعور ملی ترک هیچ یک دارای سازمان سیاسی قدرتمند و تشکیلات اساسی ملی نیستند و بیشتر در دیگر گروههای سیاسی حل شده اند. بیشتر ترکان عراق در شهرهای کرکوک، اربیل، موصول، دیاله و بیشتر ترکان سوریه در شهرهای لازکیه، حموص، حماء، ایلدلیب، حلب ساکن اند. عراق در سال 2003 به اشغال نیروهای آمریکائی درآمده و در سوریه نیز طی 16 ماه گذشته معترضین به حکومت بشار اسد برای سرنگونی وی از هیچ کوششی دریغ نمی کنند به طوریکه امروز شاهد وقوع جنگ های داخلی در سوریه می باشیم.  
در عراق وضعیت پس از تغییر رژیم کمی متفاوت تر از گذشته شده ولی همچنان مشکلات متعددی در شهرهای ترک نشینی به مانند کرکوک وجود دارد و گروههای تند رو کرد با همکاری که با نیروهای آمریکائی در براندازی رژیم بعث و صدام حسین داشتند پس از خروج آمریکائیها از عراق به سب خوش خدمتی در بافت سیاسی عراق دارای وزنه سیاسی قابل توجهی می باشند در آنسو ترکان عراق به علت عدم شعور ملی ترک و آسیمیله شدن و خطاهائی مرتکب شده اند که امروز گریبانگیرشان شده است. در سوریه وضعیت کمی متفاوت می باشد و ترکان علارغم شعور ملی ترک و عدم وجود تشکیلات سیاسی همواره در کنار معترضین به حکومت بشار اسد و رژیم بعث واقع شده و حتی بنا به آخرین گزارشهای حقوق بشری بیش از 300 ترک سوریه ای در حوادث نزدیک به چند ماه پیش جان خود را از دست داده و هزاران نفر نیز در زندان به سر می برند.  شهرهائی به مانند حموص که مرکز اصلی مقاومت در برابر بشار اسد می باشد یکی از مهمترین شهرهای ترک نشین سوریه می باشد که برای مثال در محله باب العمر بیشتر کشته شدگان از ترکان سوریه اند شهر با خسارات متعددی که شهر به خود دیده دیگر امروز به صورت ویرانه گشته است.  
ترکان سوریه ای امروز در برحه زمانی بسیار ارزشمندی در تثبیت وجود هویت ترک و راه کارهای ضمانت احقاق حقوق خود در سوریه می باشند. ترکان سوریه ای در تاریخ نزدیک به علت اینکه هویت ائتنیکی خود را در مرحله دوم قرار داده و به ناچار هویت سوریه ای را برتر از هویت ائتنیکی خود دیده اند متاسفانه آنطور که باید در مدیای ترکیه به آنان جای داده نشده است و حتی در پروسه حوادث سوریه نیز ارگان سیاسی تشکیل شده ترکان سوریه ای تا به اکنون مورد قبول و پذیرش ترکیه واقع نشده اند(البته جبهه ملی ترکمان سوریه در ترکیه شکل گرفته است). موقعیت ترکان سوریه ای دقیقاً مشابه موقعیت ترکان عراق در پروسه هنگام و پس از سقوط صدام می باشد.
آیا ترکان عراق، آزربایجان جنوبی و آزربایجان شمالی می توانند کاری کنند؟
ترکان عراق به مانند ترکان سوریه در پروسه مهم ولی متفاوتی قرار دارند؛ آنان دوران گذر از دیکتاتوری صدام حسین را سپری کرده اکنون در حال تحقق و احقاق حقوق ملی – ائتنیکی خود میباشند. در همین راستا موضوع شهرهائی ترک نشینی به مانند کرکوک نیز از جمله مسائل ترکمانان عراقی می باشد که هنوز راه حلی قطعی برای آن ارائه نشده است. چشم طمع گروههای کرد عراقی به شهر ترک نشین کرکوک به علت وجود منابع نفتی سرشار آن می باشد، در حالیکه کرکوک ترک نشین خارج از بافت ائتنیکی و اداری و جغرافیای کردنشین می باشد در دیگر سو کرکوک قلعه مقاومت ترکان عراقی در طول تاریخ می باشد و منابع نفت نیز از ویژگی استراتژیکی برای فردای ترکان دارا می باشد. به غیر از مسئله کرکوک ترکان عراقی دارای زیرساختهای تشکیلاتی مستحکم و مدیای قابل نفوذی نمی باشند، گروههای رادیکال کورد به علت استفاده از منابع نفت کرکوک امروزه پروپاگاندای وسیعی بر علیه مناطق ترکنشین از جمله کرکوک آغاز کرده اند و قسمت مهمی از انرژی ترکمانان در جهت خنثی سازی این پروپاگاندا صرف می گردد. همانطور که به صورت خلاصه وار گذشت ترکان عراق خود دارای مشکلات متعددی می باشند که اجازه یاری رساندن به برادارن خود در سوریه را علارغم میلشان غیرممکن نمی سازد.
ترکان آزربایجان جنوبی و دیگر ترکان ساکن ایران نیز خود پس از سالها خواب غفلت طی چند سال گذشته با حرکت راسیستی روزنامه ایران بیداری ملی را در اکثر زمینه ها آغاز کرده اند و امروزه در بین ملل غیرفارس به عنوان یکی از پایگاههای اصلی مبارزه با راسیسم فارس و پان ایرانیسم مبدل گشته اند، ولی خود دارای دولت ملی نمی باشند. ترکان آزربایجان جنوبی و دیگر ترکان ساکن ایران نیز به علت سالها غفلت امروزه خود با مشکلات عدیده ای از جمله عدم وجود تشکیلات متعدد سیاسی و فرهنگی در داخل و خارج، عدم وجود مدیای قدرتمند و تاثیرگذار منطقه ای و جهانی و ... خود دارای مشکلت متعددی می باشند که یاری رساندن به برادران ترک سوریه ای خود را غیرممکن می سازد.
در آزربایجان شمالی به رغم وجود دولتی ترک مشکل اصلی مردم و حاکمیت سیاسی عدم وجود استانداردهای قابل قبول دمکراسی، وجود مناطق اشغال شده از جمله قره باغ و عدم شعور ملی و دیدگاه ترک محور در حاکمیت آزربایجان شمالی از جمله مهمترین مسائلی می باشد که سبب غفلت از موقعیت استراتژیک ترکان سوریه و عراق گشته است.    
باید کاری کرد
مسعود بارزانی رئیس حکومت نیمه مستقل  کرد در شمال عراق با فراخوانی از کردهای سوریه ای گروههای معترض بشار اسد را در شهر اربیل عراق گردهم آورده و توانست یکدلی دربین گروههای مختلف کرد سوریه ای بوجود آورده و صدای کوردهای سوریه ای را به مدیای جهانی برساند. امروز در مرکزی که در شهر استانبول با نام مخالفین سوریه ای تشکیل شده است عبدالباسید سیدا مسئول گروههای مخالف کرد و عبدالاحد استیو به عنوان مسئول گروهای مخالف سریانی مشغول به فعالیت می باشند. ولی متاسفانه گروههای ترک سوریه ای آنطور که باید در ترکیه دارای پایگاه سیاسی نمی باشند در حالیکه یکی از مهمترین اقلیت های ائتنیکی که در حال حاضر روبه روی بشار اسد و رژیم بعث ایستادگی می کنند همین ترکان سوریه ای اند. باید گروههای سیاسی ترک سوریه ای در ترکیه دارای پایگاه سیاسی شده و زیرساختهای متعدد تشکیلاتی را فراهم سازند تا بتوانند در آینده سوریه نقش اساسی را ایفا کرده و به تمامی یا حداقل حقوق های ملی، شهروندی، زبانی، اجتماعی و .... خود دست یابند.    
ترکان آزربایجان شمالی – آزربایجان جنوبی، ترکان ساکن ایران و ترکان عراق در پروسه زمانی کنونی تنها به بعد خبررسانی و ارتباط متقابل با ترکان سوریه ای پرداخته اند. ولی موقعیت ترکیه متفاوت از بقیه می باشد.  
ترکیه در گذشته حمایت معنوی و صاحب خانگی معترضین صدام حسین را بر عهده داشته امروز نیز یکی از پایگاههای معنوی معترضین به حکومت بشار اسد می باشد. ترکیه به علت جایگاهی که در جغرافیای خاورمیانه دارد و به عنوانی دیگر برترین قدرت منطقه می باشد بی شک نمی تواند به صورت جانب دارانه با مسائل برخورد کند. حرکت جانب مدارانه نه با سیاست در پیش گرفته شده از سوی ترکیه در قبال منطقه و نه با پرستیژ سیاسی ترکیه در دنیا همخوانی دارد بلکه ترکیه باید همانطور که به دیگر گروههای معترض بشار اسد حمایت معنوی خود را دریغ نمی ورزد سایه معنوی خود را نیز از ترکان سوریه دریغ نکند. ترکیه می باید صدای ترکان سوریه بوده و مشکلات آنان را به مدیای بین المللی برساند.  
بیداری ملی ترکان سوریه، عراق، آزربایجان جنوبی و دیگر ترکان ایران بهترین فرصت و شاید تاریخی ترین فرصت 100 ساله گذشته برای تصحیح خطاهای ترکیه در قبال این ترکان که جزء بدنه اصلی ترک منطقه می باشند را فراهم ساخته است، اگر در این فرصت تاریخی روشنفکران، نویسندگان، مردم ترک و سیاسیون به مانند گذشته در برخود با ترکان منطقه دچار اشتباهات استراتژیکی  شوند بی شک فرصت تاریخی مذکور نیز به هدر رفته و ترکان منطقه برای همیشه در هویت غالب کشورهای خود مغلوب شده و به تمام معنا آسیمله خواهند شد. در حالیکه اگر حمایت معنوی ترکیه از هویت ترکان سوریه، عراق، آزربایجان جنوبی و دیگر ترکان ایران صورت گرفته در آینده هر سیستمی که بوجود آید(چه به صورت دولت مستقل، چه فدرالیسم و یا چه به صورت ادامه این روند فعلی) مطمئناً به تثبیت هویت ترک منطقه کمک کرده و در راستای احقاق حقوق ملی ترکان خواهد بود.      
منبع مقاله: با نگرشی آزاد بر مقاله پروفسور ماهیر ناکیپ

اهمیت زبان مادری در ایجاد فرهنگ و شکل دهی هویت ملی

Kategori: , , , , , , , , , , , , , Umud Urmulu - دوشنبه, اسفند ۰۱, ۱۳۹۰ - 0 comments
اومود اورمولو
یکی از مهمترین عناصری که جوامع را از دیگر اجتماعات متمایز می کند زبان و فرهنگ می باشد. زبان یکی از مهمترین عناصر تشکیل دهنده هویت و فرهنگ ملی می باشد. 
زبان مادری نحوه بیان تکامل ملتی به شیوه خود می باشد. نوع نگرش به جهان پیرامون و حیات را ملت ها بوسیله ابزار زبان مشخص می سازند. ملل و ائتنیسسیته ها کائنات و جهان پیرامون را هر یک با نشانه های زبانی خود آشکار می سازند. بنا بر آنچه که گفته شد می توان زبان را به عنوان فرم دهنده اجتماع نامگذاری کرد. انسانهائی که در یک اجتماع زندگی می کنند محیط و جهان پیرامون خود را نه به شکل حقیقی آن بلکه به شکل زبانی که به آنها ارائه می شود می نگرند.
از زمانی که مفهوم ملت با ارزش ها و مفاهیم خاص مشخص شد مشخصه ها و خصوصیات ملت در زبان نیز کم و بیش نمود داشته اند. بر اساس گفته ها زبان شناسان مشهور دنیا خصوصیات معنوی ساختارهای اجتماعی ملتها، کاراکترهای روشنفکران، شخصیت های ملی در زبان و فرهنگ اجتماعات دارای علایق و پیوندهای بسیار زیادی می باشند. بنا به این گفته می توان زبان را از آثار قدرت معنوی یک ملت نام برد. نمای روح بیرونی یک ملت پیوسته در زبان خود را نمایان می کند. بر اساس گفته ویلهلم فون هومبولت (Wilhelm von Humboldt) زبان شناس، دیپلمات و فیلسوف آلمانی "زبان یک ملت روح آن می باشد، و روح ملتی در زبان آن نهفته می باشد".
در عصر کنونی تغییرات متعدد و پرسرعت جزء خصیصه های اجتماعات می باشد. در عصری که مفاهیم و تفکرات از نو شکل می گیرند مفاهیم و اساس هائی که در زمینه فرهنگ شکل گرفته اند بی شک بدون استفاده و کاربرد نخواهند بود. مسائلی که در محیط خانواده، محیط کار و ... اتفاق می افتد ما را از نو برای دوباره اندیشیدن و تفکر وادار می سازد. این ارزیابی ها به عنوان پلی فرهنگی مابین زمان گذشته - حال و زمان حال و آینده بوده و به عنوان دارائی های فرهنگ نمود پیدا می کند.
اگر در روستای و یا شهری دور دست زندگی کنیم نیز با این مفهوم و عناصر مرتبط با آن مواجه خواهیم شد. 
در تمامی بخش ها و دوره های زندگی اجتماعیمان با این کلمه و مفهوم مواجه می باشیم. از فرهنگ زبانیمان بحث می کنیم، پل ارتباطی مابین تکنولوژی، مدنیت و فرهنگ را مورد ارزیابی قرار داده و بحث می کنیم. با مفهومی که در تمامی شاخه های هنر خود را بروز داده استفاده می کنیم، فرهنگ موزیک، فرهنگ سینما، فرهنگ ادبیات و ... را می گوئیم. برای معرفی زندگی اجتماعیمان از کلمات و مفاهیم فرهنگ شهری، فرهنگ روستائی و ... بهره می بریم.
این مفاهیم تنها در مقالات روزنامه ها، کانال های تلویزیونی و رادیوئی و مجلات جای نگرفته در تمامی بخش های اجتماع پیوسته در حال جای گیری و استفاده می باشند.
طی سالهای متمادی از چگونگی شناسائی، تاثیرات و قدرت فرهنگ مان بحث های متعددی را محقق ساختیم. در این سالها بحث ها و مقالات متعددی در مورد چگونگی حفظ فرهنگ و انتقال آن به نسل بعدی مان بحث های متعددی را شکل دادیم. بسیاری از انسانهای پیرامونمان با سمپاتی و بسیاری دیگر با آنتی سمپاتی به موضوع نگریستند.               
در تعریفی که متخصصین سازمان جهانی یونسکو در ارتباط با فرهنگ بیان می دارند اشاره به خصوصیت تکامل و سیر تاریخی فرهنگ دارند. این شعار همواره به نقش محتوائی شعور اجتماعی- معنوی فرهنگ اشاره داشته و بر روند ضرورت نقش ملی فرهنگ تاکید دارد. بر اساس تعریف نیز فرهنگ ها تنها در سایه داشته های تاریخی اجتماعی ظاهر می شوند. فرهنگ ها در طی دوره های متعدد انسانی ظاهر شده و سبب استواری ملت ها شده و میشوند.
بر اساس نظریه ای قدرتی که سبب احیای تاریخ به امروز شده علم، فرهنگ و هنر بوده و این سه عنصر تاریخ را تا ابد همراهی خواهند کرد. طی زمانها و دوره های متوالی عناصر فوق در تاریخ تاثیرات فراوانی داشته اند.
اگر فرهنگ و ملت را به کودکی در درون رحم مادر تشبیه کنیم. تنها بند ناف کودک را به مادر متصل کرده است. اگر آن بند ناف را جدا کنیم نتیجه فاجعه بار خواهد بود. ملتها تنها با فرهنگ خود می توانند زیسته و به رشد و شکوفائی برسند. 
فرهنگ ها دارای جایگاه باور و اعتقادات دینی، اطلاعات تاریخی، ارزشها، عادات و رسوم و ... ملت ها می باشند. به طور کلی فرهنگ نوع و شیوه زندگی ملتی می باشد. 
فرهنگ شیوه زندگی اجتماع مشخصی در یک منطقه جغرافیائی می باشد. این فرهنگ در هنر، سیستم اجتماعی، عادات و رسوم این خلق پیوسته جاری می باشد. انسانهائی که دارای فرهنگ یکسانی بوده و در یک محدوده جغرافیائی مشخص زندگی کرده و زبان یکسانی را بکار می برند با تعریف دیگر انسانهائی که این خصوصیات را در چهارچوب گفته شده همراهی نمی کنند بی شک دارای تفکرات، هیجان ها، نوع بینش و نگرش متفاوتی می باشند. 
اهمیت زبان مادری در ظهور و شکل دهی معنای هویت ملی
زبان در بسیاری از اوقات به عنوان رابط و واسطه ادراک بین انسانها تعریف می شود. در زمانهای اخیر به جای رابط مفهوم برقرای پیوند را بکار می بریم. این تعریف در عین ناقص بودن بخش های اجتماعی و فرهنگی زبان را نادیده گرفته و زبان را به مانند یک تلفن موبایل تعریف می کند. اگر قصدمان از تعریف فوق برای زبان تنها برای بیان زبانهای ماشینی رابطی که پس از ظهور کامپیوتر در دنیای برنامه نویسی ظاهر شده اند باشد شاید این تعریف بتواند معنا و مفهوم زبان را دربرگیرد، ولی بی شک برای زبانهای انسانی تعریف فوق بسیار عاجز و ناتوان می باشد.
زبان انسان واسطه و حاصل هزاران سال انباشتگی تجربه می باشد. هر زبان ناشی از تجربه متفاوت یک اجتماع و یک خلق می باشد. زمانیکه علم روز قادر به کشف تاریخ عمیق گذشته نبوده و عاجز می باشد زبان مردم مشخصی که در یک جغرافیای مشخصی زیسته اند اکثر ویژگی های آن اجتماع را کم و بیش منتقل می کند. مردمی که در جغرافیای مشخصی زیسته ، شرایط جغرافیائی، پوشش گیاهی و تنوع حیوانات و ... در شکل گیری محتوای زبان نقش بسزائی داشته و دارند. برای مثال اعراب برای بیان مفهوم شتر کلمات متعددی را بکار می برند در دیگر سو اسکیموها نیز برای بیان مفاهیم برف و یخ کلمات مختلفی را استفاده می کنند. بر همین اساس زبانها در حین زاده شدن خود گذشته تاریخی و نوع زندگی آن خلق یا اجتماع را در تونل تاریخ و زمان به خوبی مشخص می سازند. 
برای مثال در ایجاد زبان ترکی ترکان بوُزکْر (bozkır) مشخصات جغرافیائی و نحوه و نوع زیست این اجتماع ترک به خوبی نمایان می باشد. این قوم ترک برای تمامی حیوانها اسامی خاص خود را داشته و حتی برای نامیدن و تمایز اسبها نام رنگ هائی را نیز ایجاد کرده است. در زبان ترکی bozkır برای بیان شرق مفاهیم گون دوغوشو(محل زاده شدن خورشید)، غرب گون باتی سی(محل غروب خورشید)، شمال گئجه اورتاسی (نیمه شب)، جنوب گوندوز اورتاسی (نیمه صبح)، تانری (آسمان)،گوغو گوْک(آسمان) و ...بکار می رود که نشان از اهمیت فعل ها در زبان bozkır ها می باشد. با مثال های فوق می توان به نوع برخورد روانشناسانه این اجتماع ترک پی برد ، به طوریکه برای آمدم، رفتم، دویدم و ... احتیاجی نبوده و فعل در جمله محل، زمان و شرایط را به خوبی ابراز می کند. برای مثال برای بیان جمله دیروز به خانه آمدم bozkır ها جمله دیروز قبل از غروب آفتاب به خانه آمدم (دونن گونش باتمادان ائوه گلدیم) را بکار می برند که جمله فوق به خوبی شرایط طبیعی و فرهنگ این قوم ترک را ابراز می کند. 
روندی که فرهنگ ها طی دوره های متوالی بر یکدیگر گذاشته اند به بهترین وجه ممکن در زبان اجتماعات جای خود را حفظ کرده است. کلمات غیرخودی زبانهائی که انسان ها امروزه به کار می برند نشان دهنده همان ارتباطات و علایق فرهنگها می باشد که در بستر زبان بروز کرده اند. انسانها تنها با تحقیقات علمی و زبانشناسانه می توانند از نحوه ارتباط اجتماعات و خلق ها مطلع شوند وگرنه راه را به بیراهه خواهند رفت. زبان مادری را نمی توان به مانند زبانهای خارجی با استفاده از قوانین آموزشی و سیستم ها آموخت چون قبل از بوجود آمدن سیستم های سیاسی و آموزشی زبان مادری می زیسته است. "کودکان با استفاده از رفلکس هائی که از اشیاء موجود در محیط می گیرند زبان مادری را می آموزند". در واقع زبان مادری به مانند چشم، حس بویائی و چشائی و تمامی ارگانهایمان یکی از طبیعی ترین خصوصیات هر انسانی می باشد. این تکامل همواره از پدر و مادر به کودکان به ارث رسیده و طی حیات بشری این روند ادامه داشته است. حتی این روند برای کودکانمان و نواده هایمان نیز تکرار خواهد شد. از یک سو زبان اجتماع مشخصی که در طول تجربه هزاران ساله گسترش یافته و از دیگر خصوصیت یادگیری طبیعی زبان در کنار هم یکی از مهمترین عناصر تشخیص اجتماعی می باشد. در سایه زبان فرد در کنار شناخت الفبای محیط خود را درون اجتماع حس کرده و تفاوت اجتماع خویش را با دیگر اجتماعات به خوبی درک می کند. در همین صورت می باشد که زبان فرد را عضوی از اجتماع مشخص تعریف کرده و هویت می بخشد و از دیگر سو با استفاده از تفاوت های زبانی اجتماعات مفهوم ملت را تقویت می کند. در کنار زبان برای معنا بخشیدن مفهوم ملت عناصر متعدد دیگری نیز وجود دارد، ولی بنا به تحقیقات متعدد در ایجاد جوامع زبان از مهمترین عناصر تشکیل دهنده می باشد.
بحث هائی که در مورد زبان در مطالب بالا ذکر شده است از اهمیت زبان برای هر اجتماعی سخن می گوید. اهمیت زبان هر اجتماع با تحقیقات زبان شناسی و گسترش زبان معنا پیدا می کند.  زبان با اجتماع رشد و تکامل می یابد. 
آموزش به زبان مادری مسئولیت گسترش و حفظ زبان اجتماعی را به دوش می کشد. هیچ اجتماعی بدون آموزش به زبان مادری و تنها با گفتگوی روزانه به زبان مادری قادر به حفظ و گسترش زبان اجتماع خود نمی باشد. "حفظ ملتی به آموزش به زبان مادری وابسته می باشد". در کنار عوامل اقتصادی و سیاسی آموزش به زبان مادری از پر اهمیت ترین موضوعات حفظ ملتی بوده و در غیر اینصورت اجتماع تابع و تحت سلطه خلق و اجتماعی دیگر خواهد بود.
کشور بنگلادش در سال 1999 پیشنهادی برای نامگذاری 21 فوریه (2 اسفند ماه) در دنیا برای پاسداشت زبان مادری به سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد (یونسکو) ارائه داد که این پیشنهاد به تصویب نمایندگان بسیاری از کشورها رسید. پس از این واقعع تاریخی ارگانهای متعددی در جهت حفظ و پاسداشت زبان های بشری دنیا شکل گرفت و همه ساله در روز 21 فوریه در بسیاری از کشورهای دنیا مراسمات فرهنگی متعددی برگزار می شود.  
متاسفانه در جامعه چند ملیتی ایران هنوز وجود میلیونها انسان ترک، عرب، لر، کرد و دیگر ملل غیرفارس کتمان شده و همگی به اجبار تحت سلطه استعمار داخلی ائتنیک فارس واقع شده اند. علارغم سقوط رژیم فاشیست پهلوی و پیروزی انقلاب اسلامی که با نام برابری در میان ائتنیک ها جایگاهی یافته بود متاسفانه پس از گذشته 33 سال هنوز هم هویت ملی ائتنیک های غیرفارس ساکن این منطقه جغرافیائی کتمان شده و شهروند درجه دوم محسوب می شوند. اصل های بسیار عقب مانده ای به مانند اصل های 15 و 19 قانون اساسی فوق که حداقل 100 سالی از زمان محقق شدن این اصول عقب مانده گذشته است باز هم به حالت معلق و راکت باقی مانده اند. زبانهای ترکی، عربی و ... فارغ از هویت های ترک، عرب و ... میراث انسانیت اند و با نابودی این زبانها میراثی از این پازل بزرگ خالی خواهد ماند.    
منبع نوشته: برداشت آزادی از تز دکترای پرفسور دکتر احمد.ب.ارجیلاسون با نام در اثنای قرن 21 و اهمیت زبان در نحوه شکل گیری هویت ملی

مولانا ترک است، هر شاعری که به فارسی شعر بگوید لزومی ندارد فارس باشد

Kategori: , , , , , , , , , , , , , , Umud Urmulu - پنجشنبه, اسفند ۰۵, ۱۳۸۹ - 0 comments
حمید بقایی معاون ریس جمهور ایران در جشنواره ی فرهنگی ایران که هفته گذشته در استانبول برگزار شد مولانا را اندیشمند بزرگ ایرانی معرفی کرد ولی اکثر رسانه های ترکیه به جای اندیشمند ایرانی از قول حمید بقایی جمله اندیشمند ترک را درج کرده اند
ایران  ترکیه  را به مصادره کردن مولانایی محکوم میکند میکند که به ادعای ایران تمام شعرهایش فارسی هستند.
 در مقابل این ادعا  محققان و مولانا شناسان ترکیه با بیان اینکه در ترک بودن مولانا هیچ شبهه ای نمی تواند وجود داشته باشد چرا که خود مولانا ۸۰۰ سال پیش  در یکی از رباعیاتش  جمله معروف  به مضموم (( اگرچه من شعرهایم را به فارسی گفته ام ولی اصالت من ترک است)) به کار برده است.
 بدون شک مولانا ترک است
 دکتر نوری شیمشکلر رییس پژوهشکده مولانا شناسی دانشگاه سلجوک با بیان اینکه تمام جرو بحث ها در مورد ترکیه ای یا ایرانی بودن مولانا بی مورد می باشد چرا که اکنون دیگر مولانا برای ایران یا ترکیه نمی باشد بلکه مولانا ارزش و وجهه ای جهانی دارد. در طول صدها سال اینگونه بحث ها به وجود نیامده بود بلکه در ۴۰-۵۰ سال اخیر به وجود امده است. وی دلیل فارسی شعر گفتن مولانا را اینطور بیان میکند که زبان فارسی در ان دوران به عنوان زبان ادبی استفاده میشد ولی مولانا شعرهای ترکی نیز اگرچه تعدادشان کم باشد دارد.
 دکتر نوری شیمشکلر با بیان اینکه باتوجه به گفته ی خود مولانا دریکی از رباعیاتش که در ایران هم به چاپ رسیده درترک بودن وی هیچ شک وشبهه ای وجود ندارد بلکه بحث ما سر این است که مولانا را به عنوان یک چهره ی ملی اعلام نکنیم چرا که دیگر در ۱۵۰-۱۰۰ سال اخیر مولانا تبدیل به چهره ی جهانی شده است و ادعای ایران در موردمولانا به خاطر این است که در سالهای اخیر وی به عنوان یک متفکر در جهان شناخته شده است و ایران می خواهد این افتخار را به کشور خود نسبت دهد و دلیل ادعای خود را شعر های فارسی مولانا اعلام می کند این در حالی است که شاعرهای بزرگ زیادی مانند فضولی و شهریار درایران بوده اند که به زبان ترکی شعر گفته اند که در این صورت هم باید انها را دارای ملیت غیر ایرانی معرفی کنیم .گفتن ملیت یک شاعر از روی زبان  شعرش کار اشتباهی می باشد همانطور که امروزه از زبان انگلیسی به عنوان زبان مشترک علمی در دنیا استفاده میشود در قرن ۱۳ نیز زبان فارسی به عنوان زبان ادبی مشترک در ایران و منطقه استفاده میشد.
وی گفت به جای بحث بر سر ملیت مولانا بهتر است از چگونگی انسانگونه زیستن وی بهره ببریم.
 مولانا را ترک میشناسم
 پروفسور دکتر  کارا اسماعیل اوغلو ((معاون ریس دانشگاه کرک کاله و رییس هییت مدیره انجمن مولانا شناسی ))؛  برای ایرانی نشان دادن مولانا تلاشهای زیادی می کنند و این بحث ها سالهای متمادی است که ادامه دارد درحالی که مردم انادولی از مولانا بهره برده اند .
در کشورهای شرقی چون از اول زادگاه ترکها بوده ممکن است چنین ادعاهای وجودداشته باشد چون  از لحاظ نژادی ترک هستند ولی اطلاعات تاریخی نمی تواند شواهد روشنی از نژادهابه ما بدهد بنابراین این بحث ها را زیاد مهم نمی دانیم ، این ارزش مولانا است که در طول تاریخ هیچ شبهه ای نخواهد داشت و به خاطر این ارزش مولاناست که دیگر ملت ها نیز ارزوی داشتن او را دارند در نهایت شاعر های زیادی مثل مولانا  بوده اند که به فارسی شعر گفته اند . فارسی به عنوان یک زبان خارجی در بین ترکها بوده و اثرهای زیادی هم به فارسی در طول قرنها بوده است اما با وجود اتحاد فرهنگی با انها مولانا را از ترکها می دانیم
 عمولانا ترک است
پروفسور دکتر یاکیت اسماعیل
مدیر گروه فلسفه اسلامی دانشکده فلسفه و دین دانشگاه سلیمان دمیرل:
 در چند مورد از مقاله هایم ترک کاشغری بودن مولانا را نوشته بودم .مولانا ترک است و با خانواده اش هم با گویش هاکانی که یکی از گویش های اسیای مرکزی است صحبت می کند این همان گویش محمود کاشغری و احمد یسوی است.
 همچنین یکی از دلایل مهم ترک بودن مولانا پسرش سلطان ولد می باشد. مولانا پس از اینکه خانواده اش به کارامان امدند به دنیا امده است
 با اینکه در انادولی همه با لهجه انادولی حرف میزدند ولی مولانا در خانه شان به لهجه هاکانی شعر میگفت 
 اصل و ذات من ترک است
تقریبا در همه ی نسخه ها ی خطی مولانا این رباعی امده است که:
 من را به عنوان یک خارجی نشناسید من هم از ایل و تبار شما هستم
 -- در خاک شما دنبال وطن خود هستم
 هر چقدر هم مثل یک دشمن دیده شوم ولی دشمن نیستم
 هر چقدر به زبان فارسی شعر بگویم باز اصل من ترک است
http://tinyurl.com/45lvqrz

نمايش جام زرین حسنلو در موزه اورمیه

Kategori: , , , , , , , , , , , , Umud Urmulu - سه‌شنبه, مرداد ۰۵, ۱۳۸۹ - 0 comments
"در سال 1337 شمسی در بعد از ظهر یک روز کاری کاوش،رابرت دایسون باستان شناس آمریکایی دانشگاه پنسیلوانیا و سرپرست حفاریهای پروژه حسنلو به همراه چارلزبرنی یکی دیگر از باستانشناسان انگلیسی در ادامه حفاریهای یک سرکارگر، داخل گودال شده و حفاری را ادامه می دهد. او می گوید: وقتی خاکها را کنارزدم، دیوار پشت و تعدادی استخوان دست نمایان شد. جسد موجود در میان آوارهای ساختمان سوخته ظاهر به نحوی روی زمین افتاده بود که دست راست وی که شمشیر را در آن داشت مقابل دیوار افتاده بود... در آن لحظه میان استخوانهای دست راست و دیوار لبه نازکی از طلا نمایان شد. حیرت زده شدم. برسم را چند بار روی آن کشیده خاکها کنار رفتند و ظرفی بزرگ پوشیده از شمایلهای برجسته نمایان شد. ما جام زرین حسنلو را یافته بودیم.گنج بی بدیلی که حدود 3000 سال قدمت داشت."
این عبارات بر روی بنری در محوطه موزه اورمو (اورمیه) نقش بسته بود و محمدی یابنده جام فاخر حسنلو در حاشیه ای بر یافته گرانقدرش خیره بود و فوج فوج نور و فلش عکاسان رسانه های داخلی و خارجی بودند که از چشمان دوخته شده پیرمرد به جام تصویر ثبت می کردند.
موزه اورمیه 29 تیرماه تا 11 شهریور میزبان گنجینه های ارزشمند کشف شده در تپه باستانی حسنلوی سولدوزدر نمایشگاهی تحت عنوان اورمیه گنجینه ای از هنر و تمدن است.
آزاده اردکانی رئیس موزه ملی ایران این اشیاء را به زادگاهش آورده و مدتی به متولیان میراث فرهنگی استان امانت داده تا نسل امروز تاریخ و مفاخر گذشتگان خوود را باز یابد
منبع خبر: http://urmulutaymaz.blogspot.com/2010/07/blog-post_5227.html

با پشتیبانی Blogger.
 
UrmiyeNews.Com - Batı Azerbaycan'ın Sesi
Tema: Bal Medya