‏نمایش پست‌ها با برچسب کورد. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب کورد. نمایش همه پست‌ها

حمایت از "آزادسازی مناطق اشغال‌شده" در شرق فرات وظیفه‌ی ملی هر تورک و انسان صلح‌جوست

Kategori: , , , , , , , , , , Umud Urmulu - سه‌شنبه, مهر ۱۶, ۱۳۹۸ - 0 comments
اومود اورمولو
گروه‌های مسلح کرد اشغال‌گران حقیقی‌اند
دول اروپایی و الخصوص دولت آمریکا از سال 2014 با بهانه‌ی مبارزه با داعش(دولت اسلامی) به صورت رسمی و مستقیم اقدام به حمایت کامل و تجهیز و مسلح‌نمودن سازمان تروریستی حزب کارگران کردستان(پ‌ک‌ک)/ یگان‌های مدافع خلق(ی‌پ‌گ) نمود که این حمایت آشکار منجربه اشغال بیش از 30% کل مناطق سوریه توسط پ‌ک‌ک/ی‌پ‌گ‌ گشت.
گروه‌های مسلح کورد ورژن لائیک دولت اسلامی‌اند
20 هزار و 698 مایل مناطق اشغال شده توسط حزب کارگران کوردستان(پ‌ک‌ک)/ یگان‌های مدافع خلق(ی‌پ‌گ) در سوریه وسعتی برابر با 3 برابر کویت و به اندازه ایالت ویرجینیای غربی می‌باشد که این منطقه نیز بیش از 60% از درآمدهای تولیدی سوریه را تولید می‌کند. بنابه آمارهای رسمی حدود 5 میلیون نفر عبارت از تورکمان، عرب، آسوری، کرد، سریانی، آشوری، چالدی و ... جزء ساکنین این منطقه بودند که با اشغال این منطقه وسیع شاهد قتل‌عامها، پاک‌سازی‌های ائتنیکی وسیع، الزام به کوچ‌ اجباری و راندن مردمان محلی غیرکورد، نقض انواع حقوق بشر، بستن مدارس مسیحیان، اجبار به آموزش زبان کردی به غیرکوردها و ... در راستای سیاست کردستانیزه کردن منطقه و ایجاد تغیرات دمگرافیک بودیم که موارد یادشده در گزارشات متعدد سازمان عفو بین‌الملل نیز منعکس گردیده است به طوریکه سازمان عفو بین‌الملل چندین بار حزب کارگران کردستان(پ‌ک‌ک)/ یگان‌های مدافع خلق(ی‌پ‌گ) را به جنایت جنگی متهم نموده است. 
حزب کارگران کوردستان(پ‌ک‌ک)/ یگان‌های مدافع خلق(ی‌پ‌گ) با حمایت دول اروپایی و الخصوص آمریکا اقدام به اشغال یک سوم از مناطق سوریه نموده است که در خوشبینانه‌ترین حالت آمار مجموع کردها در سوریه عددی بالغ بر 5 تا 10% کل جمعیت سوریه می‌باشد و کردها از نظر تعدد ائتنیکی پس از ترکمان‌ها قرار می‌گیرند.
به‌هم خورد توازن قوا به نفع گروه‌های مسلح کرد 
آمریکا با گسیل بیش از 5 هزار کامیون انواع تجهیزات نظامی و لجستیکی به حزب کارگران کردستان(پ‌ک‌ک)/ یگان‌های مدافع خلق(ی‌پ‌گ) و ایجاد 18 پایگاه نظامی با 2 هزار نیروی آمریکایی در کنار آموزش حزب کارگران کوردستان(پ‌ک‌ک)/ یگان‌های مدافع خلق(ی‌پ‌گ) به فنون جنگی، ارتشی در ابعاد کوچک با بیش از 20 هزار تروریست را تاسیس نموده است. تاسیس و تجهیز سازمان تروریستی پ‌ک‌ک/‌ی‌پ‌گ سبب به‌هم خوردن توازن قوا در منطقه به نفع گروه‌های مسلح کورد و بر علیه دیگر ملل غیرکرد اللخصوص ملت تورک در منطقه گردیده است. حزب کارگران کردستان(پ‌ک‌ک)/ یگان‌های مدافع خلق(ی‌پ‌گ) و دیگر گروه‌های مسلح و تروریستی کرد موجود در منطقه که با حمایت وسیعی که از سوی دول غربی دریافت می‌کنند ادعای اراضی بر تمامی مناطق تورک‌نشین و غیرکردنشین منطقه را سالهاست که پیگیرند و سیاست توسعه‌طلبی ارضی را به عنوان راهبرد اصلی خود انتخاب نموده‌اند، مطئنا تهدیدی ملی برای بقاء ملت تورک و دیگر ملل صلح‌جوی غیرکرد موجود در منطقه می‌باشند. ‌ 
هدف ایران هست
بی‌تردید یکی از اهداف اصلی از تاسیس و حمایت تسلیحاتی آمریکا از حزب کارگران کوردستان(پ‌ک‌ک)/ یگان‌های مدافع خلق(ی‌پ‌گ) استفاده ابزاری به عنوان پیاده‌نظام از این سازمان در صورت حمله نظامی به ایران می‌باشد. از همین روی حمایت دولت ایران از عملیات محتمل ضدتروریستی دولت تورکیه در آزادسازی و پاک‌سازی شرق فرات در واقع قدمی در راستای منافع ملی دولت ایران می‌تواند تلقی گردد.     
عملیات آزادسازی مناطق اشغال‌شده توسط تورکیه     
محتملا نیروهای مسلح تورکیه طی ساعات آینده اقدام به آغاز عملیات ضدتروریستی برای آزادسازی مناطق اشغال‌شده توسط حزب کارگران کوردستان(پ‌ک‌ک)/ یگان‌های مدافع خلق(ی‌پ‌گ) و پاک‌سازی منطقه از گروه‌های تروریستی خواهند نمود. حمایت هر تورک فارغ از محل زیست جغرافیایی از عملیات ضدتروریستی دولت و ارتش تورکیه وظیفه‌ی ملی هر تورک و هر انسان صلح‌جوست. دولت و ارتش تورکیه به مانند آنچه که در تاریخ معاصر شاهد آن بودیم امروز نیز به عوض ملل تورک موجود در منطقه و الخصوص ما ملت تورک در ایران در حال تاوان دادن و متحمل شدن انواع خسارت می‌باشد. به همین سبب تمامی تشکیلات‌ها و شخصیت‌های ملی تورک می‌بایستی با اعلام حمایت از عملیات ضدتروریستی آزادسازی و پاک‌سازی شرق فرات با دولت تورکیه ابراز همدلی کنند. امروز هر گونه لغزش و ضعف احتمالی دولت و ارتش تورکیه در عملیات ضدتروریستی در شرق فرات سبب متحمل شدن خسارات متعدد و تاوان‌دادن ما فردا در آزربایجان جنوبی خواهد گردید.
و سخن آخر اینکه ما به عنوان ملت تورک هیچ مشکلی با ملت کرد که خود متحمل انواع رنج‌ها و دردها شده نداریم، بلکه مسئله ما گروه‌های تروریستی و مسلح کورد موجود در منطقه می‌باشد که با سیاست ضدتورک خواهان الحاق عمده مناطق تورک‌نشین به کردستان بزرگ‌اند.    

عابد فتاحی و ناخرسندی و اعتراض به بازگرداندن اسامی ترکی محلات شهر اورمیه

Kategori: , , , , , , , , , , , , , Umud Urmulu - چهارشنبه, مرداد ۱۵, ۱۳۹۳ - 0 comments
اورمولو
عابد فتاحی یکی از به اصطلاح نماینده‌گان "شهر اورمیه" که با توجه به ساختار مافیای قدرت در درون دولت ایران و به سبب چراغ سبز دولت و ملت حاکم جهت کردستانیزه کردن غرب آزربایجان و دیگر مناطق ترک‌نشین طی چند سال گذشته به شیوه‌‌ای تردستی‌وار به مجلس ایران راه یافته پس از برگرداندن اسامی اصیل ترکی محلات و خیابانهای شهر اورمیه از سوی شهرداری همصدا با مئدیای خارج نشین گروه‌های ناسیونالیست افراطی و دیگر گروههای مسلح کرد اعتراض جدی و ناخرسندی خود از بازگرداندن اسامی اصیل ترکی را از طریق سایت جوان پرس که منتصب به گروههای کرد حامی وی بوده و دیگر مئدیاهای افراطی کرد همچون کردستان مئدیا، روژه‌هلات، کانال تیشک، نیسان نیوز و ... را ابراز نموده است.
انتخاب عابد فتاحی به عنوان نماینده اجباری اقلیت کرد ساکن شهر اورمیه در حالیکه چنین مدلی برای هیچ یک از دیگر مناطق اقلیت نشین ایران همچون بیجار، قروه، تهران و ... صورت نمپذیرد خود علامت سوال بزرگی را پس این انتخاب و سیاستهای دولت و ملت حاکم برای غرب آزبایجان را به همراه دارد که خود مقاله‌ و مجالی دیگر را می طلبد. 
عابد فتاحی ناخشنودی خود از بازگرداندن اسامی اصیل ترکی محلات شهر اورمیه را با غلطیدن در گفتمان به غایت نژادپرستانه پان‌ایرانیستی- آریانیستی و تحریک روح ایرانگرایان ابراز داشته، به طوریکه وی اقدام شهرداری اورمیه در جهت تغییر اسامی جعلی فارسی به اسامی تاریخی ترکی را مغایر با قوانین دولت ایران در کاربرد نام های اصیل به اصطلاح فرهنگ ایرانی معرفی نموده و از اسامی ترکی با نامهائی همچون اسامی غیرایرانی و غربی یاد نموده است. در عین حال منبعی که ایشان برای ناخرسندی از اسامی ترکی ارائه داده آئین نامه‌ای هست که توسط حداد عادل در مجلس ایران به تصویب رسیده که از بعد محتوا و و مفاهیم هیچ کاستی از آئین نامه‌ها و بخش نامه‌های دوران آلمان فاشیستی ندارد.
عابد فتاحی در چندین مصاحبه‌ای که با سایت خبری جوان پرس داشته از تغییر اسامی محلات کرد‌نشین اورمیه و به الطبع اعتراض شهروندان کرد اورمیه‌ای سخن رانده است، طبیعتا اسامی بازگردانده شده ترکی محلات اورمیه قدمتی بسیار بیشتر از ورود مهاجرین کرد به شهر اورمیه و غرب آزربایجان را به یدک می کشد و لزومی به توضیح پیشینه اسامی ترکی همچون شورشورا آغزی، یئتدی دئییرمان، دره‌چائی و ... نیست. سخن اینجاست که هدف عابد فتاحی از همصدائی با گروههای ناسیونالیست افراطی کرد موجود در منطقه در تقابل با بازگرداندن اسامی ترکی اصیل شهر اورمیه در چیست؟ آیا اوضاع بلبوشیی که امروز در عراق و سوریه شاهدیم و سبب تحریک احساسات ناسیونالیسم کرد گردیده، به طوریکه در عراق و سوریه بادهای گذرای یاد شده سبب اشغال آشکار و مسلحانه کروکوک ترکمان نشین و دیگر مناطق غیرکردنشین عراق و سوریه گردیده اینبار از دهان و تریبون عابد فتاحی برای اجرا این نقشه شوم در غرب آزربایجان را شاهدیم؟ هدف عابد فتاحی از سخنان تحریک آمیز در حالیکه منطقه خاورمیانه در جنگ خانمان سوز مذهبی و ائتنیکی می سوزد از برافروختن آتش این شعله  در غرب آزربایجان را بر اساس کدامین هدف می توان بازگو نمود؟ آیا اصرار بر گفتمان ایدئولوژی ناسیونالبیم کرد و ناخرسندی از اسامی اصیل ترکی متضاد با وحدت شیعه و سنی که افرادی همچون عابد فتاحی از آن دم می زنند نیست؟ چه شده که ناسیونالیسم کرد ارجحتر از وحدت شیعه و سنی گردیده است. در دیگر سو پس از اعتراض به بازگرداندن اسامی اصیل ترکی محلات شهر اورمیه توسط عادل فتاحی مئدیای خارج‌نشین گروههای ناسیونالیست افراطی کرد جوانان ناآگاه کرد را به پاک کردن و خسارت زدن به تابلوهای ترکی دعوت نموده که متاسفانه طی چند روز گذشته به چندین تابلوی ترکی محلات خسارت وارد شده است. باید یادآور شد که مسئولیت مستقیم ایجاد ناامنی و درگیری ائتنیکی در شهر اورمیه بر عهده عادل فتاحی و مئدیاهائی که از ایشان حمایت می کنند می باشد.   
در دیگر سو بر اساس کدامین الگو می باید اسامی چند محله اقلیت نشین کرد اورمیه با اسامی کردی تغییر داده شوند؟ در کدام برهه تاریخی محلات و خیابانهای شهر اورمیه دارای اسامی کردی بوده‌اند که سپس این اسامی ترکیزه شده‌اند؟ آیا الگوی یاد شده در مناطق اقلیت نشین تهران، شیراز و .. و یا مناطق ترکنشین بیجار و قروه که علارغم پیشنه ترکی به سبب بازیهای سیاسی جهت زدودن نام آزربایجان و حذف تاریخ ترک از مناطق ملی و ائتنیکی به استان کردستان تقدیم گردیده نیز اجرا گردیده است؟ 
عابد فتاحی یکی از علل مخالفت خود با بازگرداندن اسامی ترکی را نامانوس بودن اسامی یاد شده عنوان کرده است، باید گفت طبیعتا اسامی تاریخی و اصیل ترکی شهری همچون اورمیه که دارای پیشینه ترکی بوده برای گروه‌های مهاجر کرد نامانوس آید ولی بی‌تردید هیچ یک از اسامی ترکی محلات اورمیه برای ساکنین اصلی و صاحبین اورمیه که آمیخته با فرهنگ اصیل و آداب و سنن جامعه ترک می باشد نامانوس نبوده بلکه تماما آئینه فرهنگی شهر اورمیه را به یدک می کشد. سخن اینجاست که نماینده اقلیت کرد اورمیه‌ای چرا تاکنون ناخرسندی خود از اسامی نامانوسی و غریبه‌ای همچون روژین، روژه‌هلات، آرارات و .. که با تبلیغ مئدیای ناسیونالسیت خارج نشین کرد-ارمنی در چندین مغازه اورمیه با هدف کردستانیزه کردن شهر اورمیه را شاهد بوده‌ایم عکس العملی نداشته و رگ ایرانیت و آریائی ایشان در بازگرداندن اسامی ترکی به محلات اورمیه عود نموده است؟ آیا برگزیدن اسامی که با نیات و اهداف سیاسی صورت پذیرفته مغایر با قوانین دولت ایران هست یا کاربرد اسامی اصیل هزاران ساله ترکی شهر اورمیه؟ 
سایت جوان پرس در همین رابطه مصاحبه‌ای با کارشناسی به نام "سهیلا همتی" که خود را دارای مدرک دیپلم ریاضی معرفی نموده انجام داده، بر اساس گفته‌های کارشناس یاد شده بیشتر نامهای مغازه و مراکز خرید به زبان ترکیه است و بعضی از مردم معنای آنها را نمی دانند. باید به کارشناس محترم عرض نمود که زبانی به نام "زبان ترکیه"وجود خارجی ندارد و اگر منظور زبان ترکی ترکیه بوده باشد به علت قرابت و نزدیکی که مابین دو شیوه آزربایجان و ترکیه‌ای زبان ترکی وجود دارد نمی توان این دو را از هم مستثنا دانسته و تمایز نمود و در صورتیکه حتی نامهای رایج در شهر اورمیه به شیوه ترکی ترکیه‌ای نیز باشند مسئله‌ای غیرعادی نیست و دقیقا به مانند کاربرد و یا حتی نزدیکتر از شیوه فارسی سمنانی و فارسی اصفهانی برای برگزیندن نامهاست. اما اینکه بسیاری از مردم معنای نامها را نمی دانند باید اذعان نمود که بله به سبب عدم آموزش زبان مادری میلیونها ترک در ایران شهروندان ترک ایران بی‌سواد مطلق از بعد زبان مادری‌اند و عدم درک نامهای ترکی مسئله‌ای غیرعادی نیست.
امید صالحی یکی دیگر از کارشناسان سایت جوان پرس که وی نیز دانشجوی رشته زبان و ادبیات فارسی بیان شده در مصاحبه خویش گفته: استفاده از این اسامی به تدریج باعث جایگزین شدن برخی از کلمات و عناوین زبان های خارجی در زبان فارسی و حتی نادیده گرفتن و فراموش شدن زبان مادری مردم می شود. میباید گفت از چه زمانی زبان ترکی که اقلا زبان نزدیک به 30% شهروندان دولت ایران هست زبانی خارجی گردیده و در ثانی کاربرد لغات ترکی آیا سبب فراموشی کدام زبان مادری خواهد شد؟ آیا فارس زبانان ساکن اورمیه که بی‌تردید رقم ناچیزی‌ می توانند باشند خدائی ناکرده دچار مشکل زبان مادری خواهند شد یا مردم ترک اورمیه‌ای که از تحصیل به زبان مادری محروم نگه داشته شده‌اند؟
یادآور شویم که این اولین حرکت ضدترک و همنوائی با گروههای ناسیونالیست خارج نشین عابد فتاحی نیست و بی‌تردید آخرین نیز نخواهد بود.  
سخن آخر اینکه دستهای پلیدی که در اورمیه طی دوره‌های گذشته به انتخاب تردست‌وار عابد فتاحی به عنوان نماینده اجباری اقلیت کرد ساکن اورمیه اعتراض نکرده‌اند امروزه میباید روبروی جامعه ترک پاسخگوی خیانت خود به وطن ملیمان آزربایجان و جامعه ترک باشند. سکوت در برابر زیاده‌خواهی‌ها و توسعه‌طلبی ارضی که از سوی تریبونهای مشخصی ابراز می گردد می تواند آینده‌ ناگواری را برای همه ما رقم زند و صاحبین این آب و خاک همواره باید به جد مواظب زیاده‌خواهی‌ها باشند.

به لطف قاچاقچیان کردزبان شهر اورمیه مهمترین منطقه تولید هروئین ایران شد

Kategori: , , , , , , , , , , , , Umud Urmulu - سه‌شنبه, مهر ۰۹, ۱۳۹۲ - 0 comments
اورمولو
سمینار 1 روزه ای در دادگستری آزربایجان غربی و با مشارکت دادگستری کل ، شورای هماهنگی مبارزه با مواد مخدر و دانشگاه علوم پزشکی آزربایجان غربی برگزار گردیده که در این سمینار یک روزه وضعیت اسفبار تولید، قاچاق و مصرف انواع مواد مخدر در شهر اورمیه و آزربایجان غربی از زبان دولتیان بیان گردیده است. 
بنا بر آمارهای رسمی معاون اجتماعی پیشگیری از وقوع جرم دادگستری آزربایجان غربی 50% از زندانیان استان آزربایجان غربی در رابطه با مواد مخدر دستگیر شده اند، آقای پرویز علیزاده از افزایش 2 برابری تعداد زندانیان در یک دهه گذشته خبر داده و در عین حال سهم مواد مخدر را در دیگر جرمهای صورت گرفته نظیر سرقت را که از سوی معتادان صورت می گیرد 80% ارزیابی نموده است در عین حال مجرمین مرتبط با مصرف مواد مخدر در ایران حدود 2 میلیون نفر بیان می شود که این آمار خوشبینانه ترین حالت ممکن می باشد. طبق آمار رسمی دولت، در ایران 1 میلیون و 200 هزار معتاد وجود دارد که 800 هزار نفر به صورت تفننی مصرف می کنند حال این رقم چقدر به واقعیت جامعه نزدیک می باشد خود بحث دیگری را می طلبد. علیزاده در بخش دیگری از سخنانش به تغییر الگوی مصرف از مواد مخدر سنتی به مواد مخدر سنتی نیز اشاره ای کرده است. 
فرمانده نیروی انتظامی آزربایجان غربی نیز که یکی از دعوت شده گان به مراسم بود از افزایش مراکز ترک اعتیاز از 71 مرکز به 91 مرکز خبر داده، بر اساس آمار یحیی شرفی هم اکنون حدود 17 هزار و 400 نفر معتاد تحت پوشش رسمی مراکز ترک اعتیاد آزربایجان غربی قرار دارند. در استان آزربایجان غربی 27 مرکز اعتیاد دولتی، 68 مطب پزشک مرتبط با ترک اعتیاد و 6 کمپ غیردولتی به فعالیت مشغول می باشند. بنا به آمارهای شرفی الگوی مصرف معتادان آزربایجان غربی به صورت 44% هروئین، 38% شیشه، 43% تریاک و 3% بقیه انواع مواد مخدر می باشد. 
قدیرزاده مشاور رئیس سازمان پزشکی قانونی ایران جزء سخنرانان ویژه سمینار 1 روزه بوده است، وی ایران را به عنوان یکی از مهمترین صادر کننده گان شیشه در منطقه یاد کرده و در عین حال در استان آزربایجان غربی شهر اورمیه را به عنوان "مهمترین منطقه تولید هروئین ناب" در ایران نامیده است. 
به سبب مقدار پولی که از تجارت انواع مخدر کسب می شود عمده کرد زبانان آزربایجان غربی و الخصوص مناطق مرزنشین به کار تجارت و ترانزیت انواع مواد مخدر مشغول می باشند، در ترانزیت انواع مواد مخدر از جمله هروئین نیز در مقیاس وسیع تری از سوی گروههای تروریست کوردی به مانند پ.ک.ک و پژاک صورت می گیرد و بنا بر آمارهای رسمی اینترپل بیش از 70% مواد مخدره وارد به اروپا تحت حمایت یا ترانزیت رسمی سازمانهای تروریست کردی همچون حزب کارگران کردستان و حزب حیات آزاد کردستان و ...صورت می پذیرد، همانطور که بارها در مقالات و اسناد متعددی آشکار شده میلیتانهای مسلح هر یک از این سازمانهای تروریست کورد برای حمایت از قاچاقچیان در قبال گذارندن از مرزها مالیات مشخصی نیز طلب می کنند. سالیانه میلیاردها دلار پول توسط گروههای تروریستی مذکور از طریق تجارت و ترانزیت انواع مخدر بدست می آید که صرف خرید سلاح و دیگر مسائل می گردد. متاسفانه دولت، ملت و مدیای حاکم فارس زبان نیز تحت اصطلاحات من درآوردی همچون کولبری و ... سعی در مشروعیت بخشیدن به تجارت انواع مواد مخدر از سوی کردزبانان دارد، گوئی تنها کردزبانان می باشند که به سبب وضعیت بغرنج مالی می باید از طرق غیرقانون و ضدانسانی همچون تجارت و ترانزیت انواع مواد مخدر به امرار معاش بپردازند و آن کارمند و دانشجوئی که سالها نور چشمش برای درس خواندن از تاب افتاده و اکنون بیکار می باشد نیز برای امرار معاش نه مسافرکشی و کارگری بلکه می باید شغل شریف به اصطلاح کولبری را به جان بخرد تا بتواند امرار معاش کند. اگر شخص ساکن منطقه و یا حتی اشخاص غیربومی سری به زندان های آزربایجان غربی بزنند متوجه خواهند شد که بیش از 80% زندانیان مرتبط با مواد مخدر همگی کردزبان اند.

زبان مهمترین عامل ملت شوندگی با مثال انقلاب زبان کردی در مناطق کردنشین سوریه

Kategori: , , , , , , , , , , , Umud Urmulu - چهارشنبه, اسفند ۰۲, ۱۳۹۱ - 0 comments
بر اساس آمار رسمی ارائه شده از سوی یونسکو حدود 3 هزار لهجه و زبان با خطر مرگ زبانی مواجه می باشند و بدون کوچکترین تردیدی زبان ترکی در ایران نیز به علت سیاستهای آسیمیلاسیون، کتمان، تحقیر، عدم رسمیت، ژنوساید زبانی، هجمه زبان فارسی و ..  با مرگ زبانی دست به گریبان می باشد.
در حالیکه کردهای سوریه تا همین شروع اعتراضات حتی شهروند سوریه نیز محسوب نمی شدند پس از شروع اعتراضات در سوریه با کش و قوس های فراوانی که گاه در کنار اسد و گاه در موضعی بی تفاوت نسبت به آنچه که در کل سوریه که به عنوان جنگ داخلی شناخته می شود می گذرد به خود گرفتند تصویری بسیاری درهم و نامشخص از وضعیت خود را ارائه کردند، البته ناگفته نماند که پس از خروج نیروهای بشار اسد مناطق نیمه و یا اکثراً کوردنشین سوریه در سخن هم که شده با نوعی خودمختاری مواجه گشت که گروههای رادیکال و مسلح زیرشاخه سازمان تروریستی حزب کارگران کردستان در ترکیه نیز به بهترین شکل ممکن از این خلاء استفاده نمودند. در کنار تمامی مسائل یاد شده و نشده کردهای سوریه امروز در وضعیت بسیاری بهتری نسبت به دیروز واقع شده اند و بر اساس امار غیررسمی منتشر شده از سوی مدیای ناسیونالیست کرد منطقه طی این مدت 100 مدرسه تماماً به زبان کردی و حدود 500 معلم آموزشگر زبان کوردی پرورش و ساخته شد.    
گروه های سازمان یافته کوردهای سوریه ای با حمایتی که از سوی مسعود بارزانی و دیگر ناسیونالیستهای کرد چه به صورت شخصی و یا سازمانی دریافت نموده اند در عین حال با افزایش شعور ملی و تهیه نقشه راه اولین مسئله را "آموزش زبان کردی" و ترویج آن مابین کرد زبان قرار داده اند نه خواست رفراندوم برای استقلال، دقیقاً انتخاب نقشه راه بر پایه افزایش شعور ملی که بدون تردید از آموزش و تحصیل به زبان کردی و ترویج و پروراندن انسانهای مسلط به زبان کردی می گذرد اکنون در قسمت بزرگی از کردهای سوریه در جریان می باشد، با افزایش شعور ملی و کسب دانش به زبان مادری در عین حال پروراندن روشنفکران ملی کردهای سوریه ای خواهند توانست آینده خود را چه به صورت فدرال، استقلال و .... شکل داده و رقم زنند.
به علت اعمال سیاستهای غیرانسانی و غیراخلاقی گروههای سیاسی و غیرسیاسی کرد که مناطق ملی ترک نشین و آزربایجان را مورد هجمه قرار داده اند متاسفانه در بضعی از فعالین ملی ترک احساس خوبی نسبت به گروههای مذکور مشاهده نمی شود که قابل درک می باشد ولی این به منزله نادیده گرفتن اعمال گروههای سیاسی صلح طلب کورد در منطقه نمی باشد. مثلاً فراهم نمودن زیرساختهای انقلاب زبان کوردی در مناطق کردنشین سوریه یکی از این اعمال می باشد، کردهای سوریه اول نه بحث رفراندوم برای "حق تعیین سرنوشت" را چه از دولت و چه از مخالفین خواسته اند بلکه اولین قدم تهیه نقشه راهی مبتنی بر اهداف کوتاه، میان و بلند مدت می باشد که مهمترین بخش از این مسئله کمک به تثبیت هویت و زبان کردی در سوریه بوده و به احتمال بسیار زیاد در روندهای پیش رو نیز سعی در تثبیت و ضمانت تمامی حقوق زبان و هویت کردهای سوریه در قانون اساسی سوریه خواهد بود. این نقشه راه ارتباطی با تجزیه، فدرالیسم، تداوم وضعیت فوق و یا هر سناریوی دیگری ندارد و یکی از مترقی ترین و غیرقابل اغماض ترین اقدامات در جهت روند ملت شوندگی کردان سوریه در صورت تکرار هر سناریوئی می باشد.
نقش زبان در پروسه ملت شوندگی بر کسی پوشیده نیست و زبان یکی از مهمترین عوامل در روند ملت شوندگی در جوامع مستمعره و مغلوب می باشد، همانطور که امروزه هزاران و میلیونها انسان در این جغرافیا به مدد زبان مادری ترکی توانسته اند حول مفاهیم و منافع مشترکی قابلیت تعریف مفهومی به نام ملت ترک را ایجاد کنند یکی از نمونه های بارز نقش زبان می باشد. بدین جهت می باشد که در ایران اکثر قریب به اتفاق فعالین ملی ترک خواستار رسمی و سراسری شدن زبان ترکی و رفع تبعیض های ائتنیکی – زبانی اند. 
سوالی که به ذهن می رسد این می باشد که آیا فعالین ملی و روشنکفران جامعه ترک ساکن ایران چنین نقشه راه کوتاه مدت- میان مدت و بلند مدتی را دارند و یا نه از همان اول خواستار رفراندومی برای حق تعیین سرنوشت می باشند. دیگر ملتهای مستمعره و مغلوب در دنیا از جمله کاتالان ها، باسکی ها، ایرلند، اسکاتلند و .. نیز موقعیت و پروسه مشابهی را با ملت ترک گذرانده اند و تجربیات انان نیز در تهیه نقشه راه می تواند برای ما درسی بزرگی باشد.

نگرشی بر قتل عام ترکان عراقی در دوزخورماتو

Kategori: , , , , , , , , , , , , , Umud Urmulu - جمعه, بهمن ۱۳, ۱۳۹۱ - 0 comments
اومود اورمولو
در تاریخ 23 ژانویه 2013 طی انفجاری که در مسجدی در شهر دوزخورماتو وابسته به ایالت صلاح الدین عراق صورت گرفت 24 نفر کشته و 90 نفر زخمی شد. 
دوزخورماتو یکی از مهمترین شهرهای ترک نشین عراق می باشد که به علت موقعیت استراتژیکش یکی از مناطق بحث برانگیز مابین دولت مرکزی عراق و حکومت کرد شمال عراق می باشد، بدون تردید بمب گذاری 23 ژانویه 2013 با هدف ترور رهبران ترک عراقی صورت گرفته است. پس از حوادث 16 نوامبر 2012 و درگیری که مابین نیروهای مسلح حزب اتحاد میهنی کردستان و نیروهای مسلح حکومت مرکزی عراق به رهبری نوری المالکی شکل گرفت وضعیت شهر با اکثریت ترک نشین دوزخورماتو به شدت بغرنج تر شد، با بغرنج تز شدن اوضاع شهر دوباره رهبران گروههای سیاسی ترک عراقی به عنوان هدف حملات تروریستی واقع شدند که انفجار 23 ژانویه 2013 یکی از این موارد می باشد.
شهر توزخورماتوی (Tuz Khurmatu) عراق تا به سال 1970 از نظر سیاسی به شهر تاریخی ترک نشین کرکوک متصل بود ولی پس از سال 1976 به شهر صلاح الدین وابسته گشت. بر اساس تخمین ها جمعیت شهر اکنون حدود 150 هزار نفر می باشد که عمده ائتنیک شهر را ترکان تشکیل می دهند. در کنار ترکان عراقی ائتنیک های کورد و عرب نیز ساکن اند، پس از اشغال عراق در سال 2003 به دست آمریکا به مانند دیگر شهر ها و مناطق ترک نشین توزخورماتو نیز با کوچ هدف دار گروههای کرد برای تغییر بافت دمگرافی شهر مواجه شد. علارغم کوچ  هدف دارای خانواده های کورد که با حمایت بی دریغ حکومت کردستان شمال عراق صورت گرفته است توزخورماتو به علت بافت تاریخی، سیاسی، ائتنیکی، فرهنگی و ... جلوه گر یک شهر ترک نشین می باشد و پس از سال 2003 نیز یکی از مهمترین شهرهای ترک نشین عراق به علت وجود شعور ملی ترک خود را هویدا ساخت. جبهه ترکمانان عراق که به مرکزیت توزخورماتو شکل گرفته دلیلی بر اهمیت شعور ترک در این شهر ترک نشین می باشد. علی هاشم اوغلو که هم عضو جبهه ترکمانان عراقی و در عین حال عضو مجلس محلی صلاح الدین می باشد پس از سال 2003 در صلاح الدین و توزخورماتو سیاستهای مبتنی بر واقعیت وجود جمعیت کثیری از ترکان عراق در این منطقه را به پیش برده است. سیاست مدار عباس بیاتی، جاسم محمد جعفر وزیر جوانان و ورزش عراق، فریاد توزلو، فوضی اکرم و امثال این اشخاص به عنوان نماینده گان واقعی ترکان عراقی از منطقه توزخورماتو و صلاح الدین عمل رشد یافته اند. به علت کثرت گروههای ترک در توزخورماتو و صلاح الدین پس از سال 2003 ترکان عراق و الخصوص رهبران سیاسی مورد هدف عمل عملیاتهای تروریستی، بمب گذاری، گروگانگیری و ربایش و .. شده اند، اوضاع مذکور در سال 2012 به شدت افزایش چشم گیری یافته است. از تاریخ نوامبر 2012 تا ژانویه 2013 صدها عملیات تروریستی با هدف قرار دادن ترکان و رهبران سیاسی ترک صورت گرفته است که 5 تن از این عملیاتها خسارات جانی و مالی متعددی و بسیار بزرگی داشته اند. از بزرگترین عملیاتهای تروریستی که ترکان دوزخورماتو و صلاح الدین را مورد هدف قرار داده اند می توان به عملیات انفجاری 17 دسامبر 2012 که بمبی در دو ماشین جاسازی شده بود اشاره داشت و یا به عملیات تروریستی 23 ژانویه 2013 که در مسجدی در منطقه ترک نشین دوزخورماتو صورت گرفت. در حالیکه ترکان عراقی در این مناطق از حکومت مرکزی عراق درخواست تامین امنیت منطقه را کرده بودند حکومت مرکزی در قبال تامین امنیت مناطق ترک نشین مذکور عملکرد بسیار ضعیفی داشته است و به علت ضعف امنیتی حکومت مرکزی در قبال ترکان عراق گروههای ترک خواستار تشکیل گروه مسلح ترک برای تامین امنیتی خویش می باشند.
انفجار تروریستی 23 ژانویه 2013 که در مجلس عزای برادر زن علی هاشم مختار اوغلو و یکی از کارمندان اکیپ بیمارستانی توزخورماتو که خود طی عملیات تروریستی کشته بود بسیار معنی دار و جهت دار می باشد. در مراسم عزاداری شخص فوت شده شناخته شده ترین اشخاص سیاسی و غیرسیاسی ترک نیز حضور داشتند و حمله تروریستی به این مسجد بدون تردید با برنامه ریزی از قبل تعیین شده صورت گرفته است. در مراسم عزادارای احمد قوجا معاون استاندار کرکوک، منیز قافلی رئیس مجلس محلی کرکوک، سامی قولسوز یکی از اعضای مجلس محلی کرکوک، سعادت الدین اه ر گئچ رئیس قبلی جبهه ترکام عراقی، حیدر قصاب اوغلو رئیس جبهه ملی ترکمانان عراقی صلاح الدین، شاعر و نویسنده معروف ترک محمد مهدی بیات که زحمات زیادی را برای فرهنگ ترکان عراقی و الخصوص شهر ترک نشین کرکوک کشیده حضور داشته اند که تمامی اعضای مذکور در این حادثه تروریستی کشته شدند. عملیات تروریستی مذکور با هدف وارد ساخت ضربه به قوای متفکر و سیاسیون ترک شکل گرفته است. در انتخابات 20 آوریل 2013 که در عراق تحقق خواهد یافت ترکان عراقی برای اولین بار از شهردوزخورماتو و صلاح الدین با تک لیست شرکت خواهند کرد. در انتخابات گذشته ترکامانان در این منطقه به صورت چندلیستی شرکت داشتند که این بار با تک لیست هم اتحاد خود را نشان خواهند داد و هم سعی در کسب کرسی های بیشتری خواهند داشت. این مهم بدون تردید در نزد گروههای مخالف ترک چه در حکومت مرکزی و چه گروههای کرد شمال عراق با خوش روئی استقبال نخواهد شد. بدین سبب می باشد که دست هائی آشکار و پنهانی سعی در ایجاد ضعف در گروههای ترک در این مناطق را در سر می پرورانند. گروههای ترک دوزخورماتو گرچه از نظر مذهب شیعه می باشند ولی روند افزایش شعور ملی ترک بدون تردید بر مذهب غالبیت داشته و گروههای سیاسی این منطقه سعی در تمایز دین و سیاست از هم می باشند.
وضعیت بغرنج ترکان عراق تنها به دوزخورماتو و کرکوک محدود نبوده و در دیگر مناطق نیز وضعیت مشابهی را می تواند تثبیت نمود. ترکان عراقی در حالی که بدون نیروی مسلح می باشند دست هائی در کار می باشد تا به تمام معنا هویت ترک را در عراق تماماً پاک سازی کنند. در حالیکه مرزهای عراق بنا به عقاید و مذاهب تقسیم بندی گردیده است ترکان عراقی سعی در اترجحیت هویت ائتنیکی و زبان به عنوان خط تمایز خود و دیگر گروههای ائتنیکی دارند. ترکان عراقی در زمان صدام نیز با سیاست های متشابه عربی سازی منطقه و پاک سازی هویت ترک مواجه بودند. 
منبع مقاله: برداشت آزادی از آنالیز بیلگای دومان یکی از کارشناسان مرکز استراتژیک خاورمیانه می باشد.

نگرشی بر وضعیت شهر ترک نشین کرکوک از سال 2003 تا به اکنون

Kategori: , , , , , , , , , , , , , Umud Urmulu - چهارشنبه, بهمن ۰۴, ۱۳۹۱ - 0 comments
اومود اورمولو
کرکوک شهر تاریخی ترک نشین با منابع عظیم نفت و گاز می باشد که وجود منابع عظیم نفت و گاز نیز سبب بوجود آمدن انواع مشکلات و موانع بر سر راه این شهر تاریخی ترکنشین گردیده به طوریکه پس از اشغال عراق در سال 2003 توسط آمریکا گروههای مسلح و سیاسی کرد از همه طریق فشارهائی متعددی را برای پاک سازی ائتنیکی شهر از وجود ترکان عراقی به معرضه ظهور گذاشتند، از ترور اشخاص روشنفکر ترک تا آدم ربائی و ... از مهمترین این مسائل می باشد. در کنار ترور، بمب گذاری، آدم ربائی و ... مهمترین مسئله کرکوک ترکنشین سیاست های تغییر بافت دمگرافی شهر چه در زمان صدام حسین که به صورت عربیزه کردن منطقه و چه پس از سال 2003 به صورت کردستانی کردن آشکار می گردد. علارغم برگزاری 3 انتخابات پس از اشغال عراق سیاستهای گروههای مسلح و سیاسی کورد در کرکوک ترک نشین برای کوردستانی کردن منطقه هنوز هم تداوم دارد، برای خنثی سازی سیاست های کردستانیزه کردن منطقه سیاست های ترک و عرب کرکوکی به علت موانع ایجاد شده توسط سیاست مداران کلان آمریکائی بی نتیجه مانده است.
در اکتبر 2005 و طی نوشتن قانون اساسی عراق توسط آمریکا و دیگر کشورهای صاحب سخن منطقه در عراق گروههای سیاسی و مسلح کرد عراقی تلاش های فراوانی برای متصل نمودن کرکوک ترک نشین به منطقه خودمختار شمال عراق آغاز کرده و به معرضه ظهور گذاشتند. در آن زمان دولتمردان ترکیه ای وضعیت کرکوک را خط قرمز خود معرفی کرده بودند که این سخن دولتمردان ترکیه ای سبب خشم گروههای سیاسی کورد شمال عراق گشته و حتی یک بار ناسیونالیست شناخته شده کرد مسعود بارزانی سخن اینچنینی را بر زبان آورد:
"اگر خط قرمز ترکیه کرکوک می باشد و خواستار اعاده و تحقق حقوق ترکان می باشد ما نیز خواستار اعاده حقوق 30 میلیون کرد ترکیه ای هستیم"
حزب اتحاد میهنی و حزب دمکرات کردستان هر دو برای تغییر بافت دمگرافی شهر ترک نشین کرکوک برای هر یک از اعضای 600 خانواده کورد که به شهر کرکوک مهاجرت کردند 10 هزار دلار پول تعیین کرده و پرداختند که این عمل غیراخلاقی و به نوعی پاک سازی ائتنیکی به بهترین وجه ممکن نشان از سیاست های حساب شده اشغال کرکوک و کوردستانی نمودن آن توسط گروههای سیاسی کرد می باشد.
سیاست های غیراخلاقی کردستانی کردن شهر ترک نشین کرکوک و پاک سازی ائتنیکی اش سبب نگرانی هائی عمده ای در بین ترکان عراقی و الخصوص ترکان شهر کرکوک شده است. شهر ترک نشین کرکوک که صاحب یکی از عمده منابع نفت دنیا می باشد در صورتیکه به منطقه خودمختار کردستان عراق متصل گردد یکی از مهمترین قدمهای تجزیه عراق و تشکیل دولت کرد را در شمال عراق محقق خواهد ساخت. کرکوک که به علت موقعیت و وجود منابع عظیم نفت و گازش یکی از مهمترین شهرهای منطقه می باشد سبب تاثیرات متعدد منطقه ای خواهد شد و پیوستنش به منطقه خودمختار شمال عراق یکی از آرزوهای گروههای کرد عراقی می باشد. 
قبل از اشغال عراق توسط آمریکا در سال 2003 جمعیت کرکوک حدود 850 هزار نفر بود که پس از سال 2003 جمعیت عظیم کورد مهاجر با حمایت سیستماتیک گروههای سیاسی کورد به منطقه کرکوک و حومه کوچ گردانیده شد به طوریکه جمعیت شهر از 850 هزار نفر در سال 2003 به حدود 1.5 میلیون نفر رسیده است. با نگاهی به وضعیت کرکوک می توان دریافت که تمامی بازهای صورت گرفته از جمله ترور، افزایش خشونت، آدم ربائی، تغییر بافت دمگرافی منطقه، سیاست کردستانیزه کردن منطقه و ... تنها و تنها برای تحقق ضمانت استقلال حکومت کرد شمال عراقی صورت می گیرد.
ماده 140 قانون اساسی عراق طرحی سه مرحله ای را برای تعیین ترکیب ائتنیکی کرکوک بیان کرده است که هدف این طرح تثبیت متصل نمودن کرکوک به حکومت کورد شمال عراق تا سال 2007 بود که به علت بسیاری از مسائل منطقه و جهانی محقق نگشت. پس از آوریل 2003 کنترل تمامی ادارات، ارگانهای دولتی و اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و .. کرکوک توسط گروههای کورد بدست گرفته شد و استراتژی کوردستانیزه کردن کرکوک به طور قابل توجهی با حمایت های بی دریغ مسعود بارزانی تحقق یافت. حکومت مرکزی عراق نیز بنا به بسیاری از مسائل منطقه و جهانی به هیچ وجه نتوانسته اند تاکنون سیاست های اشغال و بدست گرفتن تمامی امور کرکوک توسط مسعود بارزانی و کوردها را خنثی سازد. 
به علت عدم همراهی ترکیه با اشغال عراق و قرار داد معروف 1 مارس که به دولت ترکیه برای همراهی با اشغال عراق توسط عراق اجازه نمی داد روابط آنکار و واشنگتن به سردی گرائیده و دولتمردان آمریکا دوباره برای اهرم فشار قرار دادن ترکیه از کارت بازی کردها و کرکوک به بهترین شکل استفاده نمودند. کردها که در عراق به عنوان یکی از مهمترین متفقین آمریکا در منطقه ظاهر گشتند دولتمردان آمریکائی نیز چشم بر بسیاری از مسائل همچون سیاست های کردستانیزه کردن کرکوک، بدست گرفتن اداره تمامی امور کرکوک، پاک سازی ائتنیکی، تغییر بافت دمگرافی کرکوک، کنترل منابع نفت و گاز کرکوک، اعمال فشار بر ترکان و اعراب سنی و .. چشم بستند. به عبارت دیگر مسئله کرکوک ترک نشین به عنوان یکی از استراتژیهای انرژی آمریکا با همراهی کردها شکل گرفت و دولتمردان آمریکائی نیز گنجاندن طرح فدرالیسم در قانون اساسی عراق را به عنوان هدیه ای به گروهای کرد عرضه کردند.       
برداشت آزادی از : مجله تحقیقاتی ژئوپلتیک، اکونومیک، فرهنگ ترکیه (بیلگه سام). جلد 3، تاریخ 2011

کردهای ترکیه ای روز اول مدارس را بایکوت خواهند کرد، ترکهای ساکن "ایران" چرا بایکوت نکنند؟

Kategori: , , , , , , , , , , , , , Umud Urmulu - دوشنبه, شهریور ۱۳, ۱۳۹۱ - 0 comments
از اعلان روز 21 فوریه توسط سازمان یونسکو که در جهت تحقق حفاظت از زبانها به عنوان روز جهانی زبان مادری بوده چندین سال می گذرد. همه ساله در 21 فوریه خلق ترک ساکن ایران به همراه دیگر ملیت های غیرفارس مراسمات، بیانیه ها، اعتراضات و ... را به سبب ممنوعیت و عدم رسمیت زبان ها غیرفارس تدارک می بینند. در کنار روز جهانی زبان مادری روز اول مهر به سبب بازگشائی مدارسی که مهمترین ماشین آسیمیلاسیون دولت ایران بوده و می باشد نیز همه ساله اعتراضات مدنی دانش جوئی شکل می گیرد، مهمترین و مسالمت آمیزترین اعتراض برای روز نسل کشی زبانهای غیرفارس به نظر بایکوت روز اول رفتن به مدرسه و یا هفته اول مدارس می باشد.
بایکوت مدارسی که بر مبنای آموزش زبانی به غیراز زبان مادری ائتنیکهای موجود در کشوری می باشند اولین بار نیست و برای مثال کردهای ترکیه تا همین چند سال پیش روز اول مدارس و یا 1 هفته اول مدارس را بایکوت می کرده اند. اکنون نیز به سبب بهبود و روند دمکراتیک شدن ترکیه که در حال نوشتن قانون اساسی بر مبنای استانداردهای اروپائی در موضوع حقوق ائتنیکها، حقوق شهروندی، حقوق زبانی، حقوق دین باوران مختلف و ..می باشد بایکوت مدارس ترکیه توسط کوردهای ترکیه ای با حمایت های سندیکاهای سراسری ترکیه، گروههای فمنیسم، گروههای چپ، بسیاری از سازمانهای غیردولتی ترک و ... در شرف تحقق می باشد(1)، این در صورتی می باشد که کردهای ترکیه که جمعیتی بالغ بر 9 میلیون نفر می باشند اکنون دارای چندین کانال تلویزیون 24 ساعته به زبان کردی، اولین انستیتوی زبان کرد در دنیا، روزنامه های متعددی به زبان کوردی، صدها سندیکا و سازمان غیر دولتی در موضوعات مختلف، تدریس اختیاری زبان کردی در دانشگاه و ...می باشند ، ولی در ایران متاسفانه از زمان ممنوعیت و عدم رسمیت زبان ترکی تا به اکنون هیچ یک از سازمانهای غیردولتی، گروههای چپ، گروهای سیاسی فارس زبان به اصطلاح سراسری و ... کوچکترین سخنی در مورد نسل کشی زبانی- فرهنگی خلق ترک و دیگر ملل غیرفارس بر زبان نیاورده و حتی بعضی ها به سبب رویاروئی با هیولای تمامیت ارضی و ترس از قبول واقعیت چند ملیتی بودن این جغرافیا با سیستم های حاکم همراه بوده و هستند.   
چرا خلق ترک و دیگر ملل غیرفارس مدارس ایران را که نمونه بارز ماشین آسیمیلاسیون زبانی- فرهنگی می باشد بایکوت نکنند؟ مگر بایکوت کردن مصداق بارز حرکتی صلح طلبانه برای تحقق خواسته های به حق نیست؟ براستی آیا دولت ایران، ملت حاکم، گروههای سیاسی فارس زبان و .. واقعیت چند ملیتی بودن این جغرافیا را پذیرفته و در جهت احقاق حقوق پایمال شده میلیونها ترک، عرب، بلوچ، لر، گیلک، مازنی، کرد و .. قدم برداشته تا در زمره کشورهای معاصر قرار گیرند و یا با ادامه سیاست کتمان و آسیمیلاسیون زبانی – فرهنگی سبب مرگ زبانهای ملل غیرفارس خواهند شد؟    
بر اساس یافته علمی آموزش به زبان مادری سبب بسط ذهنی در کودکان می گردد(2)، نقش زبان مادری در دنیای کودک علاوه بر اینکه تحققش یکی از نیازهای اولیه انسانی می باشد از نظر توسعه ذهنیتی نیز نقش بسزائی دارد. بر اساس آمار سایت Ethnologue اکنون در اروپا 230، قاره آمریکا 1013 ، قاره آفریقا 2.058 ، آسیا 2.197، منطقه اقیانوس آرام 1311 و در کل دنیا حدود 7.000 نوع زبان و لهجه مورد تکلم واقع می گردد. بر اساس آمار رسمی و علمی که از سوی یونسکو ارائه شده بیش از 90-95% زبانهای امروزی تا سال 2010 تماماً دچار مرگ زبانی خواهد گشت(2)، بر همین اساس تنها 45-40 زبان خواهند توانست به دوره بعدی راه یابند. بیشتر زبانهائی که با خطر مرگ زبانی مواجه می باشند زبانهای اقلیت های ائتنیکی، زبانهای غیررسمی، زبانهای مغلوب در مواجه با زبان غالب و ... میباشند. امروزه در کشورهائی به مانند ایران به علت عدم آموزش زبان مادری و اجبار و تحمیل زبانی دیگر برای غیرفارس زبانان زبان اکثریت مغلوب با بحرانهای متعددی روبرو گشته است، به طوریکه بسیاری از زبانهای ملل غیرفارس امروزه در حوضه پاسخگوئی به نیازهای انسان غیرفارس زبان امروزی دچار نقصان های متعددی گشته اند، آثار فاخر ادبی (نظم و نثر) در بسیاری از زبانهای ملل غیرفارس وجود ندارد و یا در صورت وجود ضعیف و انگشت شمار می باشد. در دیگر سو به سبب روند جهانی شدن بعضی از زبانهای رابط بین المللی به سبب بهره گیری در زیرساخت جهانی ارتباطات اولین ترجیح خانواده های برای آموزش زبانی واقع می شود، خانواده ها برای تامین کار برای فردای کودک خواسته یا ناخواسته سعی در آموزش زبان رابط امروزی جهانی دارند. 
در بسیاری از کشورهای جهان به مانند ایران ائتنیک ها  و ملیت های مختلفی زندگی می کنند، زبان این ملیتها در صورتیکه به عنوان زبان رسمی کشور مذکور دارای ضمانت اجرائی نباشد به سبب مسائلی که سیستم های حاکم و زبان حاکم بر زبانهای محکوم روا می دارند این زبانها جزء طبقه بندی در معرض خطرترین زبانها واقع می شوند. در حالیکه یونسکو حق آموزش به زبان مادری را به رسمیت شناخته در بسیاری از کشورها به مانند ایران این حقوق هنوز هم نادیده گرفته شده و پایمال می گردد. 
سیستم های آموزشی که بر اساس زبان غالب می باشند سبب مرگ زبانهای مغلوب که جزء میراث بشریت می باشند می گردد. یونسکو زبان را به عنوان میراث فرهنگی شناخته و آموزش و بسط زبان مادری هر شخص و اجتماعی را برسمیت شناخته در عین حال حمایت های دولت ها را نیز برای گسترش زیرساختهای حفظ و گسترش زبانها خواستار شده، در حالی که بر اساس نتایج صورت گرفته بیشتر کودکان در سنین کوچکی در معرض آسیب زبان غالب می باشند، به طوریکه اغلب کودکان در چنین کشورهائی زبان مادری خود را فراموش کرده و ملزم به یادگیری زبان غالب می گردند. این کودکان در دوران بعدی به جای اینکه در کنار زبان مادری زبان رابطی را فرا گیرند تنها مبدل به متکلم به زبان غالب می گردند. هر یک از این اشخاص نیز به سبب تعلق به اجتماعی رفته رفته سبب نابودی فرهنگی می شوند.   
تحقیقات علمی در مورد زبان مادری
تحقیقات متعددی در مورد زبان مادری در محیط های شهری و روستائی دنیا صورت گرفته است. برای مثال در سال 1991 رامیرز(Ramirez) در مورد زبان مادری اقلیت اسپانیائی موجود در آمریکا که در حدود 2.352 نفر دانش آموز بوده انجام داده است. او دانش اموزان را به سه گروه مختلف تقسیم کرده و سه سیستم آموزشی مختلف را برای هر یک به اجرا گذاشت. گروه اول تنها زبان انگلیسی، گروه دوم 1-2 سال اسپانیائی و پس از آموزش زبان انگلیسی و گروه سوم 4-6 سال زبان اسپانیائی و پس از آموزش زبان انگلیسی را آموخت. از نتایج این تحقیق می توان نکات زیر را بیان کرد:
آموزش زبان مادری سبب افزایش خلاقیت در یادگیری زبان دوم، افزایش بهره وری در کلاس و ... می گردد. بر اساس نتایج تحقیق گروهی که زبان مادری را به صورت طولانی مدن در سیستم آموزشی آموخته اند در یادگیری زبان دوم که انگلیسی باشد دارای مهارت زیادی گشتند. گروهی که اصلاً زبان مادری را در سیستم تحصیلی اش گنجانده نشده بود دچار مشکلات عدیده درسی و آموزشی گشت، اعضای این گروه در سالهای بعدی در یادگیری زبان انگلیسی و دیگر دروس تحصیلی دچار ضعف های متعددی گشتند.   
در تحقیقی دیگری که توسط Thomas و Collier بر روی 210.000 دانش آموز روستائی و شهری که دارای زبان مادری اسپانیائی بودند صورت گرفت، این محققین دانش آموزان را به سه گروه تحصیلی تنها زبان مادری، زبان مادری و زبان انگلیسی و تنها زبان انگلیسی تقسیم کرده و آموزش دادند. در پایان تحصیلات و نتایج تحقیق برتری تحصیلی با دانش آموزانی بود که به زبان مادری خود آموزش دیده بودند این گروه از دانش آموزان در دوران دانشگاهی نیز موفق گشتند، در موضوع دو زبانگی نیز اولویت با آن دسته از دانش آموزانی بود که در کنار زبان مادری موفق به آموش زبان دوم گشته بودند(4). 
اومود اورمولو
منابع:
1- http://tinyurl.com/c6tb27m
2- http://tinyurl.com/c3e8ytm 
3- http://tinyurl.com/c6tb27m  
4- Cummins, J. (2000). Language, power, and pedagogy. Bilingual children in the crossfire. Clevedon, England: Multilingual Matters.

فعالیت صدها جاسوس و نیروی اطلاعاتی ایران در ترکیه

Kategori: , , , , , , , , , , , , Umud Urmulu - شنبه, شهریور ۱۱, ۱۳۹۱ - 0 comments
با توجه به خبرها و اطلاعاتی که در سایتهای معتبر جهانی و منطقه ای منتشر شده پس از ماه مارس و شروع اعتراضات در سوریه بر علیه حاکمیت دیکتاتور بشار اسد به سبب نوع نگرش ترکیه به حاکمیت سوریه و پناه دادن به آوارگان و مخالفین سوریه هزاران جاسوس و نیروی اطلاعاتی ایران به ترکیه گسیل شده و شروع به فعالیت نموده اند. علت این فعالیت نیروهای جاسوسی و اطلاعاتی ایران ضربه زدن به ترکیه و سعی در تاثیر گذاری در سیاستهای دولت ترکیه بر علیه بشار اسد و حاکمیت بعث مشخص شده است. بسیاری از مامورین اطلاعاتی و جاسوسان ایرانی طی این مدت بارها با کادر رهبری سازمان تروریستی حزب کارگران کردستان (Kurdistan Workers' Party) دیدارهائی داشته اند.
بسیاری از این جاسوسان و نیروهای اطلاعاتی ایران لحظه به لحظه از سوی سیستم اطلاعاتی و امنیتی ترکیه مورد تعقیب قرار گرفته و حرکاتشان ضبط شده است. بنا به گزارشات منتشر شده از سوی سیستم اطلاعاتی و امنیتی ترکیه جاسوسان و نیروهای اطلاعاتی ایران بارها از مکانهای استراتژیک ترکیه، مکانهای نظامی، مکانهای امنیتی ترکیه تصویربرداری کرده و اطلاعات وسیعی را جمع کرده اند، حتی بسیاری از این جاسوسان به علت وجود آوارگان سوریه ای برای کسب اطلاعات لازم در داخل این گروهها نیز نفوذ کرده اند.
شهرام ضرغام کوهی و محمد رضا اسماعیل پور دو جاسوس ایران که سال پیش در ترکیه دستگیر شده اند منابع اطلاعاتی بسیاری را برای ارگانهای دولتی ایران جمع آوری کرده بودند، در این مابین چندین شهروند ترکیه ای نیز که با این جاسوسان مرتبط بودند نیز دستگیر شدند. این جاسوسان ایرانی با استفاده از دوربین های بسیار پیشرفته سعی در بدست آوردن مختصات مکانهای استراتژیک ترکیه داشته اند. سازمان اطلاعاتی ترکیه (MİT) حتی فیلمها و تصاویر دیدار این جاسوسان و نیروهای اطلاعاتی ایران را با اعضای سازمان تروریستی حزب کارگران کوردستان نیز بدست آورده و منتشر کرده است. بسیاری از اشخاصی که در دیدارهای جاسوسان ایران و گروههای کادر بلند پایه سازمان تروریستی حزب کارگران کردستان دیدار داشته اند از جمله اشخاصی هستند که با دولت ایران در دیدارهای پ.ک.ک نیز مورد استفاده قرار گرفته اند.
پس از دستگیری چندین جاسوس ایران در شهر ایغدیر ترکیه و همکاری چندین شخص ترکیه ای نیز با این جاسوسان مشخص شده است که جاسوسان ایرانی مختصات مکانهای نظامی و استراتژیک ترکیه را به اعضای سازمان تروریستی حزب کارگران کردستان برای بمب گذاری می داده اند. چندین ایرانی دستگیر شده در این عملیات بنا به اطلاعات کشف شده عضو وزارت اطلاعات ایران بوده اند. 
منبع ترجمه خبر:
http://tinyurl.com/blsnqqz
سئدات لاچین اه ر یکی از استراتژیست های ترکیه امروز در روزنامه ملی و سراسری استار در این مورد چنین نوشت:
چند روزی میباشد که خبر از دستگیر و تعقیب صدها جاسوس و نیروی اطلاعاتی ایران نقل محافل خبری شده است، من به شخصه تعداد این جاسوسان و نیروهای اطلاعاتی ایران را بیش از 1000 نفر تخمین زده و حوضه فعالیتشان را در 4 گوشه ترکیه می دانم. 
بسیار خوب صدها و هزاران جاسوس و نیروی اطلاعاتی ایران در ترکیه چه کار می کنند؟ اولین مورد به طبع برقراری ارتباط با سازمان تروریستی حزب کارگران کوردستان (Partiya Karkerên Kurdistan) می باشد، بسیاری از این جاسوسان و نیروهای اطلاعاتی مختصات مکانهای مهم ترکیه را برای هدف واقع شدن پ.ک.ک در اختیار این سازمان تروریستی قرار می دهند. در کنار این مسئله کمک های مادی نیز برای پ.ک.ک می تواند دومین مورد از فعالیت این جاسوسان باشد. در دیگر سو ایجاد اختلافات مابین سنی و شیعه یا علوی های ترکیه برای بهره برداری سیاسی می باشد تا در ترکیه جنگ مذهبی براه افتد. به علت وجود مسائل جنگ داخلی در سوریه و نزدیک مرزهای ترکیه مرزهای ترکیه ای که نزدیک این جنگ داخلی اند اکنون جزء حساسترین دوران خود را سپری می کنند. استفاده ابزاری از علوی ها توسط حاکمیت ایران بیشتر رسم تاریخی می باشد، حتی در دوره عثمانی زمانیکه در ایران نیز شاهان ترکی بر مسند قدرت بودند علارغم وجود زیرساختهای هویت ترک در دو دولت عثمانی و صفوی بارها و بارها این دو دولت به هم تاخته بودند. در کنار این موارد گروههای اسلامی افراطی از دیگر گروههائی می باشد که جاسوسان و نیروهای اطلاعاتی می توانند در انها تاثر گذار باشند. لزومی ندارد که این گروهها ایرانی باشند بلکه اگر در راستای منافعشان باشد بی شک زیر چتر حمایتی ایران قرار خواهند گرفت. 
ایران و سازمان تروریستی حزب کارگران کردستان
برقراری رابطه مابین ایران و سازمان تروریستی حزب کارگران کردستان (PKK) موضوع جدیدی نیست و بارها این چماغ و ماشه توسط ایران بر علیه ترکیه چکانده شده است. در طی سالهائی که آمریکا می خواست عراق را اشغال کند سازمان تروریستی حزب کارگران کوردستان بارها بر علیه ایران از سوی اسرائیل و آمریکا مورد بهره برداری قرار گرفت. بسیاری از سلاح های توسط این دولتها برای ضربه زدن به دولت ایران در اختیار سازمان تروریستی حزب کارگران کردستان قرار گرفت. ولی چکاندن ماشه پ.ک.ک بر علیه حاکمیت ایران 1.5-2 سال پیش به اتمام رسید، به گفته مسئولین دولت ایران سازمان تروریستی حزب حیات آزاد کردستان یا پژاک (PJAK) موفق به امضائی تفاهم آشتش بس با دولت ایران شد، سوالی که در این توافق نامه نهفته این میباشد که آیا حاکمیت ایران خود توانست با سازمان تروریستی حزب حیات آزاد کردستان قرار داد آتش بس را امضاء کند یا اسرائیل و آمریکا اجازه دادند تا این آتش بس امضاء گردد؟
پس از امضاء این تفاهم نامه ایران به طور آشکارا دست به حمایت از سازمان تروریستی حزب کارگران کردستان نمود. برای اولین مورد مرزهایش را بر روی حزب کارگران کوردستان گشود، در این صورت میلیتانهای سازمان تروریستی حزب کارگران کردستان (Kurdistan Workers' Party) به راحتی توانستند حکاری، شیمدینلی، شمال عراق و مرزهای ایران را برای رفت و آمد راحت خود استفاده نمایند. حتی خبرهائی مبنی بر استفاده چندین پاسگاه مرزی ایران توسط سازمان تروریستی حزب کارگران کوردستان نیز بارها در مدیا منتشر شد، در دیگر سو تامین سلاح و آموزش در داخل مرزهای ایران را نیز باید افزود، آخرین رقم ها از آموزش تروریستهای عضو حزب کارگران کردستان که در ایران آموش دیده اند بیش از 400 تروریست تخمین زده می شود. 
پس از خروج نیروهای آمریکائی از عراق ایران با استفاده ابزاری از ماشه سازمان تروریستی حزب کارگران کوردستان توانست قدرت مانور خود را افزایش دهد. پس از شروع بهار عربی اختلاف فکری ترکیه و ایران در نوع برخورد با این انقلابهای متفاوت بود و نکته تقابل در سوریه شکل گرفت. ایران با استفاده از گروههای پیرو خود در عراق، لبنان توانست گروههای متفق خود را در یک حوزه جمع آوری کند، مهمترین ابزار بر علیه ترکیه که آماده نیز بود سازمان تروریستی حزب کارگران کردستان نیز دراین طرح جای خود را یافت.
آیا ایران می تواند در این بازیهای غالب گردد؟ به نظر شخصی ایم نخواهد توانست، چون دنیای اسلام میلی به افتادن به چاه عمیق مذهب گرائی را ندارد و بیشترین مسائل در حوزه ایران اتفاق خواهد افتاد.کشوری به مانند ترکیه که دارای جاذبه های فکری، مادی، دمکراسی و .. میباشد بی شک در این دام ها نخواهد افتاد ولی ایرن که وجودش بر مبنای لاین شعار شکل گرفته بی شک روزهای سختی در یپش روی خواهد داشت.
منبع ترجمه مقاله:
http://tinyurl.com/9tb8ewz
با پشتیبانی Blogger.
 
UrmiyeNews.Com - Batı Azerbaycan'ın Sesi
Tema: Bal Medya