‏نمایش پست‌ها با برچسب عراق. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب عراق. نمایش همه پست‌ها

"رسمیت زبان کردی در ترکیه" راه‌حل مسئله کرد می‌باشد

Kategori: , , , , , , , , , , Umud Urmulu - شنبه, آبان ۱۷, ۱۳۹۳ - 0 comments
اومود اورمولو 
بر اساس نظرات پرفسور دکتر فاضل حۆسنۆ اردم حقوقدان و عضو هیات علمی دانشگاه دجله ترکیه رسمیت زبان ترکی در منطقه خودمختار کردستان عراق قدمی مهم بشمار می‌آید و برای حل مسئله کرد در ترکیه نیز رسمیت زبان کردی می‌تواند به عنوان یکی از اقداما‌ت قابل توجه جهت مرتفع نمودن مسئله یاد شده تجویز گردد.
طی روزهای گذشته پارلمان کردستان عراق لایحه رسمیت زبان ترکی را در مناطقی که حدود 20% ترک‌نشین می‌باشند را به رای گذاشت و و لایحه یاد شده مورد قبول اعضای پارلمان واقع گردید به طوریکه زبان ترکی پس از زبان‌های کردی و عربی سومین زبان رسمی کردستان عراق اعلام شد. رسمیت زبان ترکی در کردستان عراق سبب افزایش حساسیت کردهای ترکیه‌ای نسبت به زبان مادری خود گردید.
ماده سوم قانون اساسی ترکیه بر رسمیت زبان ترکی دلالت دارد و ماده مذکور سبب عدم کاربرد رسمی زبان‌های دیگری شده است، البته یاد آور شویم که بر اساس رفرم‌های زبانی که از سال 2002 تا به اکنون صورت پذیرفته کاربرد زبان‌های گروه‌های ائتنیکی غیرترک در امور آموزشی، قضائی، سلامت و.. چه به عنوان دروس آموزش زبان مادری و یا تاسیس مدارس غیرانتفاعی آموزش زبان مادری به رسمیت شناخته شده است.
عضو هیات علمی دانشکده حقوق دیجله ترکیه تنها راه به رسمیت شناختن زبان کردی به عنوان دومین زبان رسمی ترکیه را تدوین قانون اساسی جدید معرفی می‌کند، وی جهت رسمیت 2 یا چندین زبان در ترکیه آلترناتیوهای متفاوتی را ارائه می‌کند. اردم باور دارد یکی از رویکردها در  قانون اساسی جدید می‌تواند عدم ذکر مسئله "زبان رسمی" باشد، دومین رویکرد در صورتیکه بر عدم ذکر نام زبان کردی یا دیگر زبان‌ها اصراری باشد می توان از عباراتی نظیر ‌"زبان‌های منطقه‌ای و یا بومی" استفاده نمود، در عین حال سومین رویکرد می‌تواند به صورت منفرد به ذکر تک‌تک زبان‌های رسمی در ترکیه اشاره نمود.
بنا به نظرات اردم بولیوی با 36 زبان رسمی و احترام به چندزبانگی – چندفرهنگی توانسته تمامیت ارضی خود را حفظ نموده و با مسئله زبان‌ها به صورت دمکراتیک برخورد نماید، در عین حال بسیاری از کشورهای اروپائی دارای چندین زبان رسمی می‌باشند و تجزیه نگردیده‌اند.
مسئله زبان‌های ملی در ایران
جغرافیای ایران نیز یکی از کشورهائی با تنوع زبانی وائتنیکی می ‌باشد که به طور رسمی تاکنون وجود گروه‌های ائتنیکی و زبانی غیرفارس در ایران توسط دولت و ملت حاکم کتمان گردیده و حق زیست را از زبان‌های غیرفارس تنها به سبب تمایز زبانی با گروه اقلیت حاکم گرفته است. در حالیکه کشورهای جنگ‌زده‌ای همچون افغانستان و عراق هر کدام دارای چندین زبانی رسمی منطقه‌ای و رسمی سراسری می باشند و کشورهائی نظیر ترکیه نیز به سرعت در حال گذر به سیستم‌های سیاسی و آموزشی تکثرگرا و چندزبانه‌اند در ایران شاهد تداوم رسمیت انحصاری زبان اقلیت حاکم و سیاست‌های خرد و کلان تکثرزدا، آسیمیلاسیونی، انکارکننده، ائتنوساید و ... می‌باشیم. همانطور که تجربه کشورهای دنیا و حتی کشورهای هم‌مرز ایران اثبات نموده یکی از اساسی‌ترین اقدامات جهت احقاق حقوق زبانی گروه‌های محکوم به رسمیت شناختن زبان‌ها و حقوق گروه‌های ائتنیکی محکوم در قوانین اساسی می باشد، البته طبیعتا مسئله گروه‌های محکوم در کشورهائی نظیر ایران به احقاق حقوق زبانی ختم نگردیده و مسئله دارای ابعاد مختلفی همچون تقسیم قدرت سیاسی را نیز در برمی‌گیرد. طبیعتا رسمیت و سراسری گشتن زبان ترکی در ایران می‌تواند به عنوانیکی از اقدمات اساسی دولت و ملت حاکم در حل و فصل دمکراتیک مسئله ترک در ایران گردد. ترک‌ها و رسمیت زبان ترکی در ایران
طبیعتا ترکان ساکن ایران دارای تفکرات سیاسی و اجتماعی متفاوت و متنوعی‌ از هم می‌باشند ولی آنچه که سبب معنا بخشیدن به مفهوم "ملت ترک" می‌گردد خواست و اراده‌ای مشترکی هست که بر رسمیت زبان ترکی و سراسری اعلام نمودن و ضمانت اجرائی آن توسط قانون اساسی ‌گرد هم آمده و توانسته به عنوان پل ارتباطی و عامل پیوندی در جامعه ترک عمل نماید.      
منبع ترجمه خبر: سایت راداو
http://tinyurl.com/lxafnxl

رسمیت چند زبان در کردستان عراق، تداوم سیاست تک‌زبانی در ایران

Kategori: , , , , , , , , , , , , Umud Urmulu - دوشنبه, آبان ۱۲, ۱۳۹۳ - 0 comments
اومود اورمولو
نماینده‌گان پارلمان منطقه کردستان عراق در نشستی رسمیت زبان ترکی ترکمانی را در مناطق کردستان عراق به رسمیت شناختند و با این قدم برداشته شده توسط حکومت خودمختار کردستان عراق به صورت رسمی این منطقه نیز به جمع مناطقی با رسمیت چند زبان پیوست.
دیروز لایحه‌ای که دربرگیرنده رسمیت زبان ترکی ترکمانی در منطقه کردستان عراق بود توسط تنی چند از نماینده‌گان کردستان عراق به پارلمان آورده شده بود و پس از رای‌گیری در کنار رسمیت زبان‌های کردی و عربی زبان ترکی ترکمانی نیز به عنوان سومین زبان رسمی منطقه خودمختار کردستان عراق به رسمیت شناخته شد و حکومت کردستان عراق شرط برخورداری از این حق را برای ترکان عراقی جغرافیاهائی که دربرگیرنده 20% جمعیت ترک‌نشین باشد را اعلام نموده است. 
آیدین معرۇف نماینده حزب جبهه ترکمان عراق با ذکر اهمیت رسمیت زبان ترکی ترکمانی در منطقه خودمختار کردستان عراق سخنان زیر را بیان داشت:
از این پس زبان ترکی در کنار زبان‌های عربی و کردی در منطقه خودمختار کردستان عراق از موقعیت رسمی برخوردار بوده و در ادارات، سازمان‌ها، نها‌دها و... نیز قابل کاربرد رسمی خواهد بود. مناطقی از اربیل و سلیمانیه که دارای جمعیت قابل توجهی ترکمان نشین می‌باشند از این پس می‌توانند از رسمیت زبان ترکی بهره ببرند.
وجود یا عدم وجود ساختارهای آموزش زبان ترکی در کردستان عراق
معروف با ذکر کاربرد زبان ترکی ترکمانی در مدارس عراق از سال 1993 خاطرنشان می‌کند:
ترکمانان در این موضوع دارای زیرساخت‌های لازم جهت آموزش زبان ترکی می‌باشند، برای مثال ما در اربیل 13 و در سلیمانیه دارای 3 مدرسه می‌باشیم که مفردات مدارس یاد شده تماما به زبان ترکی به دانش آموزان ارائه می‌گردد.  در دیگر سو تا به امروز هزاران جوان ترک از دانشگاه صلاح‌الدین اربیل موفق به اتمام تحصیلات خود در رشته زبان و ادبیات ترکی گردیده‌اند که می‌توانند در فراهم نمودن زیرساختهای آموزش زبان ترکی مسئولیت بر عهده گیرند. 
سوای اهمیت برخورداری زبان ترکی از موقعیت رسمی در منطقه خودمختار کردستان عراق تحقق کامل آموزش چندزبانه به صورت تساوی با شهروندان کرد کردستان عراق خود مقاله‌ای دیگر را می‌طلبد، ولی مهمترین مسئله شناخت زبان ترکی در کردستان عراق و گذر از سیستم تک‌زبانه و تک‌تیپ و ایدئولوژک به سیستم آموزشی تکثرگرا می‌باشد که می‌باید مسئولیت کردستان عراق را بابت این مسئله ستود. گذر کردستان عراق به سیستم آموزشی چندزبانه بیانگر واقعیت عدم قیاس این منطقه خودمختار با ایران می‌باشد. 
آموزش به زبان مادری ایران
علارغم اینکه جغرافیای ایران دربرگیرنده صدها گروه ائتنیکی و زبانی مختلف با اقلیت حاکم می‌باشد تاکنون به صورت رسمی وجود گروه‌های ائتنیکی و زبانی یاد شده از سوی دولت و ملت حاکم کتمان گردیده و شهروندان غیرفارس دولت ایران تنها به سبب تمایز زبانی و ائتنیکی با گروه اقلیت حاکم به واقع شهروندان درجه چندم دولت نگریسته شده‌اند. میلیون‌ها ترک که بی‌تردید بزرگترین گروه زبانی و ائتنیکی موجود در جغرافیای ایران‌اند علارغم داشتن پیشینه تاریخی دولت‌مداری ترکی و رسمیت زبان ترکی در دوره‌های متعدد حکمداران ترک اکنون از اولیه‌ترین حقوق زبانی و ائتنیکی محروم گردیده و حتی هزینه‌های ملی فراوانی برای تحقیر، کتمان، به زیر سوال بردن، طرد، آسیمیلاسیون و ... زبان و هویت ترک در ایران طی سال‌های گذشته و اکنون بکار بسته شده و می‌شود.
رسمیت انحصاری زبان اقلیت حاکم فارسی‌زبان
در حالیکه منطقه خودمختار کردستان عراق با جمعیتی حدود 5 میلیونی دارای 3 زبان رسمی کردی، عربی و ترکی می‌باشد ایران 75 میلیون نفری با صدها گروه ائتنیکی و زبانی دارای یک زبان رسمی می‌باشد و دولت و ملت حاکم با استفاده از ابزارهای تبلیغاتی وسیعی که دارند بر تداوم سیاست‌های تک‌زبانی و تحمیل زبان اقلیت حاکم بر میلیون‌ها غیرفارس به عناوین مختلف اصرار می‌ورزند، در منظر گروه اقلیت حاکم رسمیت چند زبان مسئله‌ای استثنائی تلقی گردیده در حالیکه امروزه رسمیت تک‌زبان در جغرافیاهائی به مانند ایران که میزبان صدها گروه ائتنیکی و زبانی می‌باشد موردی استثنائی هست.   
سیستم آموزش تک‌زبانه در ایران
سیستم آموزشی ایران بر پایه زبان اقلیت حاکم بنا نهاده شده و میلیون‌ها کودک ترک، عرب، بلوچ، کرد،گیلک، مازنی، لر و ... برای برخورداری از امکانات آموزشی دولت ایران می‌باید هویت ائتنیکی و زبان مادری خود را طرد نموده و در گفتمان اقلیت حاکم آسیمیله گردند تا بتوانند از امکانات دولتی برخوردار شوند. این مسئل در حالی صورت می‌پذیرد که قانون اساسی فعلی ایران در بندهائی سخن از مسئولیت دولت ایران در جهت فراهم نمودن زیرساخت‌های آموزشی برای تمامی شهروندانش را بیان می‌کند.
حسن روحانی و آموزش زبان مادری
در حالیکه حسن روحانی در صورت پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری تحقق آموزش به زبان مادری گروه‌های مغلوب را در سفر به مناطق ملی غیرفارس‌نشین وعده داده بود و حتی بیانیه‌ای را نیز امضا و منتشر نموده بود علارغم گذشت نزدیک به 2 سال از بر عهده گرفتن مسئولیت ریاست جمهوری توسط وی کوچکترین قدمی در راه آموزش به زبان مادری گروه‌های مغلوب برداشته نشده و شاهد تکرار گفتمان استعماری گذشته می‌باشیم.     
منبع ترجمه خبر:
http://tinyurl.com/m9su63o

علی یونسی: آموزش زبان مادری یک نیاز و خواست ملی نیست

Kategori: , , , , , , , , , , , , Umud Urmulu - پنجشنبه, فروردین ۰۷, ۱۳۹۳ - 0 comments
اومود اورمولو
علی یونسی دستیار به اصطلاح ویژه دولت حسن روحانی در امور اقوام سه‌شنبه 5 فروردین 1393 مصاحبه‌ای با سایت دولتی افکار نیوز داشته و در مصاحبه یاد شده برای چندین بار متوالی پس از انتصاب به این سمت غیراجرائی ایشان مسئله آموزش زبان مادری را یک نیاز و خواست ملی ندانسته و حتی سخن گفتن از آموزش زبان مادری را جفا به مردم(کدامین مردم مشخص نیست، خودتان بیابید) معرفی نموده است.  سوال ابتدائی اینجاست که اگر دولت حسن روحانی اعتقادی به مسئله و خواست ملی همچون آموزش به زبان مادری در میان گروههای مغلوب ندارد پس به چه علت علی یونسی را به عنوان دستیار به اصطلاح ویژه در امور اقوام معرفی نموده است؟
علی یونسی که سالها در نهادهای امنیتی بالادست مشغول فعالیت بوده از سوی حسن روحانی پس از وعده های انتخاباتی وی در سفر به مناطق ملی غیرفارس نشین برای رفع تبعیض های متعدد و برخورداری ملل غیرفارس از حقوق برابر شهروندی به سمت غیراجرائی دستیار به اصطلاح ویژه در امور اقوام و اقلیت های مذهبی برگزیده شد. یونسی پس از انتصاب مصاحبه های متعددی با مئدیای دولتی داشته و تاکنون در تمامی مصاحبات و گزارشاتی که ایشان انجام داده وجود مسئله، نیاز و خواستی به نام "آموزش زبان مادری" گروههای ائتنیکی و زبانی مغلوب در ایران را تماما به زیر سوال برده و این موضوع را مسئله چند حزب و گروه سیاسی خارج نشین و انگشت شمار معرفی نموده است. نکته بارز در تمامی مصاحبات، ایشان روشن ساختن نوع دیدگاه دولت حسن روحانی به مسئله ملل غیرفارس بوده که علارغم تمامی وعده وعیدهای پرطمطراق حسن روحانی برای جمع آوری رای در مناطق ملی غیرفارس نشین تمامی گفته ها و ناگفته ها نشان از عدم تغییر نگاه امنیتی دولت و ملت حاکم به مسئله ملل غیرفارس می باشد.
یونسی در کنار اینکه خواست "آموزش به زبان مادری" از سوی گروههای ائتنیکی مغلوب را مسئله و نیازی ملی ندانسته و مبحثی روشنفکر مابانه معرفی می کند مهمترین نگرانی و خواست مردم را اشتغال و مسائل اقتصادی میداند. دقیقا نکته همینجاست، طبیعتا زبان تنها زبان نیست و مسئله و خواست ملل مغلوب نیز تنها آموزش به زبان مادری نیست بلکه یکی از مهمترین علل استعمار داخلی و تبعیض روا داشته شده در مناطق ملی غیرفارس نشین نتایج حاصل از عدم آموزش به زبان مادری و نهایتا عدم شکل گیری شعور ملی، ائتنیکی و زبانی مابین گروههای محکوم می باشد که به استعمار داخلی ملل مغلوب توسط دولت و ملت حاکم انجامیده است. اگر سالها پیش تبعیض زبانی موجود در ایران به شیوه‌ای دمکراتیک حل می گردید امروز مسئله ملل مغلوب نه تحقق آموزش به زبان مادری بلکه سهیم شدن در ساختار قدرت و رهائی از استعمار داخلی بود و این نیز به نوبه خود یعنی پایان دادن به برتری‌ها، موقعیتهای ویژه و انحصاری گروه ائتنیکی برگزیده دولت را در پی می داشت. این در حالی می باشد که اکنون علارغم خواست "آموزش به زبان مادری" از سوی گروههای محکوم دولت و ملت حاکم مسئله را به آموزش 1-2 ساعته زبان مادری در هفته و تداوم استعمار زبانی گروههای مغلوب تقلیل داده گویا ملل مغلوب نه شهروندان دولت ایران بلکه مهاجرین از  دیگر کشورها می باشند که می باید در کنار آموزش اجباری زبان گروه اقلیت حاکم دولت و ملت غالب لطف نموده و در هفته 1-2 ساعت آموزش زبان مادری را به آنان می بخشند. گویا ملل مغلوب در هنگام مالیان دادت به دولت و ملت حاکم تنها 1-2% مالیات خود را به دولت می پردازند که می باید 1-2 ساعت در هفته آموزش زبان مادری خود را بیاموزند.           
یونسی در مصاحبه به منشور حقوق شهروندی حسن روحانی نیز پرداخته و بخشی از توقعات و انتظارات به اصطلاح اقلیت ها را در راستای حقوق شهروندی معرفی نموده، این در حالی می باشد که منشور به اصطلاح حقوق بشر دولت حسن روحانی نسخه معیوب و اما و اگردار قانون اساسی فعلی بدون کوچکترین تغییری می باشد که بی تردید نمی تواند پاسخگوی نیازهای جوامع مغلوب با توجه به روندی منطقه‌ای و جهانی موجود باشد. به عنوان مثال در جائیکه عراق جنگ زده رسما دارای 5 زبان رسمی می باشد منشور حقوق به اصطلاح شهروندی که به مانند قانون اساسی رسمیت انحصاری زبان گروه اقلیت حاکم را به عنوان تنهاترین زبان رسمی ملل ساکن ایران می پذیرد به سبب عدم تطابق با واقعیات جوامع ایران نمی توان مشروعیت لازم را داشته باشد و پشیزی برای ملل مغلوب اهمیت ندارد.
کتمان مسئله ملل مغلوب و تداوم دید ساده انگارانه و تقلیل گرایانه به این موضوع تنها پاک نمودن صورت مسئله و تداوم آتش زیر خاکستر می باشد که مستقیما سبب تسریع روند گسست اجتماعی میان دولت و ملت حاکم و ملل مغلوب خواهد بود و این امر نیز به نوبه خود سبب افزایش دیوارهای بی اعتمادی خواهد گردید. 

همکاری آموزشی با اقلیم کردستان عراق آری ولی با ترکیه و آزربایجان شمالی نه

Kategori: , , , , , , , , , , , Umud Urmulu - شنبه, اسفند ۲۴, ۱۳۹۲ - 0 comments
اومود اورمولو
مدیر کل آموزش و پرورش استان آزربایجان غربی اعلام آمادگی خود را برای همکاری در موضوعات فرهنگی و آموزشی با اقلیم کردستان عراق اعلام نموده است.
فریدون سید مصطفوی امروز شنبه در بازدید مسئولان آموزش و پرورش اقلیم کردستان عراق از مراکز کار و دانش و هنرستان های فنی و حرفه‌ای اورمیه میزبان مسئولین عراقی بوده از رغبت همکاری اداره آموزش و پرورش استان با همتایان خود در اقلیم کردستان عراق در زمینه های برگزاری اردوهای علمی، دعوت از اساتید و دبیران مجرب، برگزاری سمینارها، همکاری علمی و آموزشی مشترک، همکاری در تالیف نشریات علمی و آموزشی، سخنرانی های مشترک، برگزاری جشنواره های علمی، آشنائی با شیوه های نوین تدریس در دو کشور، انجام مطالعات تطبیقی مشترک، برگزاری مسابقات علمی و کاربردی و ... خبر داده است.
طبیعتا همکاری در زمینه های مختلف علمی از جمله علوم آموزشی و پرورشی کشورهای مختلف مسئله‌ای به غایت نرمال هست ولی علت رغبت همکاری اداره آموزش و پروش استان آزربایجان غربی با اقلیم کردستان عراق و عدم رغبت همکاری با کشورهائی نظیر ترکیه و آزربایجان شمالی در چیست؟ استان آزربایجان غربی که دارای بافت ائتنیکی و زبانی غالبا ترک نشین با اقلیتی کرد، ارمنی،آسوری و .. می باشد چرا با کشورهائی همچون ترکیه و آزربایجان شمالی در زمینه علوم آموزشی و پرورشی رابطه برقرار نمی کند و در عین حال مسر به ارتباط نزدیک با اقلیم کردستان عراق می باشد؟ براستی چرا اکثریت ترک منطقه و نیازهای فرهنگی آنان با هم زبانان شان در آن سوی مرزها نادیده گرفته ویا کتمان می گردد ولی دولت و ملت حاکم سعی در استفاده ابزاری از اقلیت کرد موجود در غرب آزربایجان را در تقابل با ترک‌ها به پیش می برند؟ مسئله حق برخورداری از "آموزش به زبان مادری " که جزء وعده های انتخاباتی دولت حسن روحانی بود چرا دولت با کشورهای ترکیه و آزربایجان شمالی در جهت تحقق آموزش به زبان ترکی برای میلیونها شهروند ترک خود به مبادله افکار و همکاری نمی پردازد، آیا نمی توان از تجربیات دو کشور همسایه که در هر دو زبان رسمی و سراسری "زبان ترکی" می باشد در تحقق وعده برخورداری از آموزش به زبان مادری شهروندان ترک بهره جست؟ آیا رغبت به همکاری با اقلیم کردستان عراق و عدم رغبت با ترکیه و آزربایجان شمالی در حیطه وظایف استاندار و مدیر کل آموزش و پرورش استان می باشد یا از سوی مسئولین بالادست صادر گردیده و اینان تنها به جای آورنده اوامراند؟ 
دولت ایران در برخورد با شهروندان ترک و کرد خود طی 35 سال گذشته با تبعیض برخورد کرده به طوریکه نام گذاری اسامی کردی برای کودکان کرد آزاد ولی همین عمل برای کودکان ترک ممنوع می باشد و یا صدها مورد دیگر نشانه از برخورد دوگانه دولت و ملت حاکم و یا به طور صریحتر استفاده ابزاری از کارت کرد در تقابل با ترک‌ها می باشد. برخورد تبعیض آمیز با مسئله ترک و اعمال این چنین دولت ایران سبب رفع شبهات و مبدل شدنشان به یقین در قبال بی اعتنائی به مسئله حق برخورداری از آموزش زبان مادری می گردد. 
یاد آور شویم که حسن روحانی در وعده های انتخاباتی اش در سفر به شهرهای ترک نشینی همچون تبریز، اورمیه، اردبیل و ... 3 وعده تاسیس فرهنگستان زبان و ادب ترکی، احیاء دریاچه اورمیه و آموزش به زبان مادری را داده بود که تاکنون به جژ پروپاگاندا دولتی شاهد تغییر نگرش امنیتی دولت و ملت حاکم نبوده‌ایم، دستگیری صدها فعال مدنی ترک در روز جهانی زبان مادری خود گویای واقعیت دولت حسن روحانی در قبال وعدهایش می باشد. 

آیا ملاک "آموزش به زبان مادری" قانون اساسی فعلی می باید باشد؟

Kategori: , , , , , , , , , , , , Umud Urmulu - جمعه, بهمن ۱۱, ۱۳۹۲ - 0 comments
اومود اورمولو
مبحث حق برخورداری از "آموزش به زبان مادری" در میان ملل غیرفارس به سبب مخالفت صریح اعضای فرهنگستان زبان و ادب فارسی با آموزش زبان به اصطلاح اقوام غیرفارس چند روزی می باشد که به بحث داغ مئدیاهای ملل غیرفارس مبدل گردیده، مئدیاهای فارس زبان و مرکزگرا نیز هر کدام به نوعی به بحث آموزش به زبان مادری از زاویه دید خود پرداخته اند که با نگاهی گذرا به تمامی مقالات و مباحث ذکر شده در تمامی مئدیاهای متعلق به گروه حاکم و دیگر مئدیاهای مرکزگرا نکته‌ای که همگان بر روی اجرای آن تاکید کرده‌اند بخش مرتبط با زبان قانون اساسی فعلی و به قولی اصل 15 می باشد. برای اینکه دید جامعتری نسبت به مبحث آموزش زبان مادری داشته باشیم به بخش‌های مرتبط با زبان های رسمی قوانین اساسی در کشورهای هم مرز ایران نگاهی می اندازیم تا نقاط ضعف قانون اساسی فعلی ایران از بعد مسئله آموزش زبان های ملل غیرفارس روشنتر گردد، چون رسمیت زبانها مهمترین مسئله اجرا و تحقق آموزش به زبان مادری می باشد و بدون رسمیت زبانها امکان عملی برای آموزش زبانی وجود ندارد. 
ماده 4 قانون اساسی عراق جنگ زده چنین می گوید:
1-  زبان عربی و کردی زبان‌های رسمی عراق هستند و عراقی‌ها حق دارند طبق اصول آموزش زبان‌های مادری مانند ترکی یا سریانی، ارمنی یا هر زبان دیگری را در مؤسسه‌های آموزشی دولتی یا خصوصی به فرزندان خود آموزش دهند.
2- دامنه اصطلاح زبان رسمی و چگونگی اجرای احکام این ماده در قانونی به شرح زیر تعیین می‌شود.
الف: انتشار دو روزنامه رسمی به این دو زبان.
ب: در اماکن رسمی مثل پارلمان، هیئت دولت، دادگاه‌ها و کنفرانس رسمی از این دو زبان استفاده می‌شود.
ج: اسناد رسمی و نامه‌ها به این دو زبان به رسمیت شناخته می‌شود و اسناد رسمی نیز به این دو زبان منتشر خواهد شد.
د: طبق ضوابط آموزشی، مدارس دو زبانه دایر خواهد شد.
ه: هر مسئله دیگری مثل پول، گذرنامه و تمبر که اصل برابری برای آن ضروری باشد.
3- نهادها و دستگاه‌های فدرال در منطقه کردستان از هر دو زبان استفاده می‌کنند.
4- زبان ترکی و سریانی در واحدهای اداری که اکثریت جمعیت را در آن جا تشکیل می‌دهند زبان رسمی به شمار می‌روند.
5- در صورتی که اکثریت مردم یک منطقه یا استان در همه‌پرسی عمومی موافقت کنند هر منطقه یا استان می‌تواند هر زبان محلی را به عنوان زبان رسمی دیگر خود برگزیند.  
موارد 4 و 16 قانون اساسی افغانستان جنگ زده نیز در مبحث زبانها چنین می گوید:
ماده چهارم : 
ملت افغانستان متشکل از اقوام پشتون، تاجيک، هزاره، ازبک، ترکمن، بلوچ، پشه‌يی، نورستانی، ايماق، عرب، قرغيز(قرقيز)، قزلباش، گوجر، براهوى و ساير اقوام می باشد. 
ماده شانزدهم :
از جمله زبان هاى پشتو، درى، ازبکی، ترکمنی، بلوچی و پشه‌يی، نورستانی، پاميرى و ساير زبان هاى رايج در کشور، پشتو و درى زبانهاى رسمی دولت می باشند. در مناطقی که اکثريت مردم به يکی از زبان هاى ازبکی، ترکمنی، پشه‌يی، نورستانی، بلوچي و يا پاميرى تکلم می نمايند، آن زبان علاوه بر پشتو و درى  به حيث زبان سوم رسمی مي باشد و نحوه تطبيق آن توسط قانون تنظيم می گردد. دولت براى تقويت و انکشاف همه زبانهاى افغانستان پروگرامهاى موثر طرح  و تطبيق می نمايد. نشر مطبوعات و رسانه هاى گروهی به تمام زبانهاى رايج در کشور آزاد می باشد. 
همانطور که مشاهده می کنید قانون اساسی عراق جنگ زده 2 زبان عربی و کردی را به صورت رسمی سراسری و 3 زبان ترکی، ارمنی و سریانی را به صورت رسمی منطقه‌ای به رسمیت شناخته در عین حال قانون اساسی افغانستان جنگ زده نیز 2 زبان پشتو و دری را به صورت رسمی سراسری و 6 زبان ازبکی، ترکمنی، بلوچی، پشه‌یی، نورستانی، پایمری و .. را به صورت رسمی منطقه‌ای به رسمیت شناخته است. طبیعتا با توجه به رسمیت زبان های مذکور و به رسمیت شناختن حق آموزش به زبان مادری تمامی زبانهای یاد شده در کشورهای مذکور از حق آموزش به زبان مادری برخوردار به صورت یکسان برخوردار می باشند.
حال در مثال ایران اصل 15 قانون اساسی فعلی جمهوری اسلامی ایران  می گوید:  
 "زبان و خط رسمی و مشترک مردم ایران فارسی است. اسناد و مکاتبات و متون رسمی و کتب درسی باید با این زبان و خط باشد ولی استفاده از زبانهای محلی و قومی در مطبوعات و رسانه‏های گروهی و تدریس ادبیات آنها در مدارس، در کنار زبان فارسی آزاد است."
همانطور که مشاهده می کنید اصل 15 قانون اساسی به هیچ وجه قابل قیاس با اصول مشابه قوانین اساسی دو کشور هم مرز و جنگ زده افغانستان و عراق نمی باشد، در حالیکه قوانین اساسی هر دو کشور جنگ زده بر پایه واقعیات ائتنیکی و زبانی موجود در هر کدام از جوامع یاد شده شکل گرفته اصل 15 قانون اساسی رسمیت انحصاری زبان گروه اقلیت حاکم را پذیرفته و حق آموزش به زبان مادری گروههای مغلوب را به اما و اگرها و تفسیرهائی سپرده که طی 34 سال گذشته حتی اشخاص شناخته شده‌ای به مانند "حمید احمدی" سخن از اجرای این اصل طی 15 سال گذشته به میان آورده‌اند.
حال سخن اینجاست که آیا قانون اساسی که دربرگیرنده واقعیت ائتنیکی و زبانی شهروندانش نبوده و وجود آنان را به رسمیت نمی شناسد به چه میزان با مشروعیت حقوقی مواجه بوده و در عین حال در این قانون اساسی حق تمثیل گروههای مغلوب در ساختار قدرت به زیر سوال نمی رود؟ در صورتیکه کشورهای هم مرز ایران دارای قوانین اساسی بسیار تکثرگرا، تنوع طلب و دمکراتیک در مبحث زبان های رسمی و آموزش به زبان مادری می باشند آیا لزوما و می باید ملاک حق برخورداری از آموزش به زبان مادری گروههای مغلوب در ایران تنها به اصل 15 قانون اساسی فعلی محدود گردد؟ آیا یکی از مهمترین مباحث حول موضوع آموزش به زبان مادری عدم ظرفیت پاسخگوئی اصل 15 قانون اساسی فعلی به نیازها و واقعیات ائتنیکی و زبانی موجود در ایران نیست؟ آیا لازمه تحقق و ضمانت اجرائی آموزش به زبان مادری گروههای مغلوب تغییراتی در قانون اساسی و به رسمیت شناختن زبانه های دیگر گروههای ائتنیکی نیست؟
می باید به صراحت گفت اصل 15 قانون اساسی فعلی نه قابلیت پاسخگوئی به نیازهای زبانی ملل غیرفارس را دارد و نه می تواند الگو و ملاکی برای حل دمکراتیک مسئله زبان های ملی و آموزش زبان های گروههای مغلوب در ایران باشد، برای رفع این مسئله می باشد در وهله اول برای حل دمکراتیک مسئله زبان های ملی و به رسمیت شناختن حق آموزش به زبان مادری گروههای یاد شده به رسمیت شناختن هویت های ائتنیکی و زبانی گروههای مغلوب و عکس در آن قانون اساسی بوده و در وهله دوم نیز در کنار رسمیت زبانهای یاد شده سپردن و ضمانت اجرائی آموزش به زبان مادری ملل غیرفارس بر عهده آموزش و پرورش می باشد. برای تحقق این امر نیز می باید از نخبگان واقعی گروههای مغلوب و تشکیل کمسیون های آموزشی در مناطق ملی غیرفارس استفاده نمود، می باید وطیفه دولت در امر آموزش و پرورش را تنها به تامین زیرساخت های آموزشی و پرورشی محدود نمود و از دخالت مستقیم دولت در امر آموزش و پرورش به جد خوددار گردد.

عراق رسما دارای 5 زبان رسمی گردید، تداوم رسمیت انحصاری زبان فارسی در ایران

Kategori: , , , , , , , , , Umud Urmulu - پنجشنبه, دی ۱۹, ۱۳۹۲ - 0 comments
اومود اورمولو
دیروز پس از آنکه نماینده‌گان پارلمان عراق در نشستی به لایحه رسمیت زبان کردی به عنوان دومین زبان رسمی سراسری عراق و رسمیت منطقه‌ای زبانهای ترکی، سریانی و آسوری رای مثبت دادند عراق جزء یکی از کشورهائی گشت که به صورت رسمی دارای 5 زبان رسمی به صورت رسمی سراسری و رسمی منطقه‌ای گردید.
لایحه رسمیت زبان های موجود در عراق با 185 رای مثبت نماینده‌گان پارلمان به تصویب رسید. بر اساس قانون یاد شده در تمامی مناطقی که گروههای زبانی ترکی، سریانی و آسوری در اکثریت باشند زبان‌های یاد شده به صورت زبان رسمی قابلیت کاربرد خواهد داشت. بر اساس گفته‌های رئیس اداره فرهنگ و روابط عمومی پارلمان عراق لایحه رسمیت زبان های موجود در عراق پس از بررسی های طولانی مدت و دقیق به پارلمان ارائه گردید و در لایحه برای کاربرد آسان زبان مادری هر گروه ائتنیکی تمهیداتی اندیشیده شده است. وی در کنفرانس خبری بعد از تصویب قانون چندزبانگی عراق اظهار داشت: بی تردید قانون رسمیت چند زبان در عراق سبب افزایش استانداردهای دمکراسی در عراق خواهد گردید و تمامی ملت های موجود در عراق از این پس خواهند توانست به صورت آزاد و قانونی زبان مادری خود را بکار ببندند.
در حالیکه عراق جنگ زده به صورت رسمی و با توجه به قانون اساسی اکنون دارای 5 زبان رسمی گشته ما در ایران چندملیتی، چنددینی، چندفرهنگی و چندزبانی شاهد رسمیت انحصاری زبان گروه اقلیت فارس زبان که بی هیچ تردیدی ناهنجار با عرف منطقه‌ هست مواجه‌یم. امروزه در کشورهائی نظیر عراق، افغانستان، ترکیه، پاکستان و ... مسئله زبان های ملی و آموزش زبان مادری تا حدودی مرتفع گردیده است. اکثر دولت های یاد شده با قبول تنوع زبانی و ائتنیکی مردم خود سعی در مدیریت منطقی تنوع زبانی و مسئله آموزش زبان مادری را در پیش گرفته‌اند و تنها در ایران می باشد که خلاف عرف منطقه شاهد رسمیت انحصاری زبان گروه اقلیت حاکم استعمارگر می باشیم. امروز در اکثر کشورهای منطقه و همسایه ایران نظیر عراق، افغانستان، پاکستان و... تقریبا تمامی زبانهای رایج توسط دولتهای کشورهای یاد شده به عنوان زبان رسمی سراسری و یا زبان رسمی منطقه‌ای شناخته شده‌اند. چنانچه در عراق شاهد رسمیت 5 زبان به صورت 2 زبان رسمی سراسری و 3 زبان رسمی منطقه‌ای؛ در افغانستان 2 زبان رسمی سراسری(زبانهای دری و پشتون) و 7 زبان رسمی منطقه‌ای (ازبکی، پامیری، ترکمنی، نوریستانی، بلوچی، پاشائی، پامیری) و در پاکستان 2 زبان رسمی سراسری(زبانهای اردو و انگلیسی) و 5 زبان رسمی منطقه‌ای (پونجابی، بلوچی، پشتون، سیندگی، سرائیکی) می باشیم. همانطور که مشاهده می گردد در سه کشور یاد شده مسئله زبان های ملی و رسمیتشان تا حدود بسیاری بر اساس فرمول رسمیت سراسری و رسمیت منطقه‌ای زبان ها حل گردیده است. در ترکیه نیز از سال 2002 پروسه رسمیت زبان کردی و دیگر زبانهای گروههای ائتنیکی اقلیت با توجه به رفرم های متعدد زبانی از جمله به رسمیت شناخت حق آموزش به زبان مادری و ...که بسیاری از این رفرم ها نیز در سایت "اورمیه نیوز" ترجمه و منتشر گردیده قدم های مثبت و تاثیرگذاری برداشته شده، در منطقه تنها ایران است که به علت نبود اراده سیاسی مسئله زبان های ملی و مسئله گروههای ائتنیکی حل نگردیده و به قوت خود باقیست به طوریکه وضعیت حقوق بشری و حقوق زبانی ملل غیرفارس هر روز نیز بدتر و حادتر گردیده است. در ایران نیز آنچه که برای رفع مسئله زبان های ملی می باید بنا به عرف منطقه محقق گردد رسمیت زبان های پرمتکلمی همچون ترکی و فارسی به صورت رسمی سراسری و رسمی نمودن زبان های همچون عربی، ترکمنی، کردی، بلوچی، گیلکی، لری، مازنی، لکی و .. به صورت رسمی منطقه‌ای می باشد. 
یکی از اساسی ترین مطالبات فرهنگی ملت ترک ساکن جغرافیای ایران "رسمیت سراسری زبان ترکی" تحت ضمانت اجرائی قانون اساسی و دومین قدم برای تبعیض زدائی زبانی عدم تحمیل زبان فارسی به هر نام و عنوانی می باشد.
منبع ترجمه خبر:
http://tinyurl.com/qzza7en

کردی زبان رسمی دوم عراق شد، زبان ترکی همچنان در ایران کتمان می شود

Kategori: , , , , , , , , , Umud Urmulu - چهارشنبه, دی ۱۸, ۱۳۹۲ - 0 comments
اومود اورمولو
بر اساس گفته‌های سخنگوی کمسیون فرهنگ و اطلاع رسانی مجلس عراق پس از توافق فراکسیون های پارلمان عراق امروز نماینده‌گان به لایحه رسمیت زبان کردی در سراسر عراق رای مثبت داده و لایحه مذکور به تصویب مجلس عراق رسیده است با این اوصاف عراق به همراه افغانستان جنگ زده جزء اولین کشورهائی می باشند که اقدام به رسمیت چندین زبان به صورت رسمی سراسری و رسمی منطقه‌ای را بر اساس قانون اساسی به تصویب رسانده‌اند.
رسمیت زبان کردی به عنوان زبان دوم عراق گرچه که در قانون اساسی عراق با توجه به وجود ماده 4 به صورت موقتی وجود داشت ولی با تصویب لایحه قانونی رسمیت زبان کردی این مسئله به‌ شکل پراتیک درآمد. بر اساس گفته‌های موئد طیب از این پس بر اساس قانون اساسی و لایحه تصویب شده در تمامی ادارات، نهادها، ارگانهای دولتی، اوراق، اسکانس ها، پاسپورت، جلسات پارلمان، هیات وزیران و .. عراق از رسم الخط و زبان کردی هم در کنار زبان عربی استفاده خواهد شد، در عین حال رسمیت قانونی زبان کردی سبب افزایش کسب و کار مابین جوانان کرد نیز خواهد گردید. در کنار رسمیت زبان کردی به عنوان زبان عربی زبان های ترکی و سریانی نیز در مناطق و شهرهائی که گروههای ائتنیکی – زبانی یاد شده در اکثریت باشند را به رسمیت می شناسد.
در حالیکه احترام به چندزبانگی، تنوع ائتنیکی و تکثرگرائی در کشورهای جنگ زده‌ای به مانند عراق و افغانستان با رسمیت چندین زبان شکل حقیقی بیشتری به خود می گیرد در این سوی در ایران چندملیتی، چنددینی، چندزبانی و چندفرهنگی شاهد تداوم سیاست‌ های یکسان‌سازی زبانی و فرهنگی با توجه به رسمیت انحصاری زبان گروه اقلیت فارس و سیستم آموزشی تک زبانه که بر پایه تحمیل زبان گروه اقلیت بر ملل محکوم و طرد زبان مادری گروههای اکثریت جامعه را شاهدیم. قانون اساسی ایران تنها زبان و هویت ائتنیکی گروه اقلیت فارس زبان را به رسمیت شناخته و حق زیست را از دیگر زبانها سلب نموده است. در عین حال سیستم آموزشی ایران به جای آموزش و تربیت کودکان به علوم نوین انسانی ابزاری در دست استعمارگر برای فارسیزه کردن کودکان ملل غیرفارس می باشد. ملت ترک ساکن ایران با جمعیتی بالغ بر 35- 25 میلیون نفر یکی از ملل مستمعره اکثریت می باشد که به صورت رسمی و سیستماتیک هویت ائتنیکی و زبان مادری‌اش به عناوین مختلف کتمان و تحقیر می شود، در حالیکه در سال 2013 به سر می بریم هویت ائتنیکی و زبان مادری میلیونها ترک تنها به سبب تمایز با گروه اقلیت حاکم استعمارگر از اجتماع طرد گردیده و از هیچ حقوق اولیه‌ای برخوردار نمی باشند.
خواست و هدف فعالین ملی ترک از هر طریف و گروه فکری "رسمیت و سراسری اعلام نمودن زبان ترکی" بر اساس ضمانت اجرائی قانون اساسی و عدم تحمیل زبان فارسی به هر نام و عنوانی می باشد، اگر روزی فارس زبانان به جای آموزش زبان مادریشان خواهان یادیگری زبان ترکی باشند ما نیز به عنوان ملت ترک بی تردید خواهان آموزش زبان فارسی خواهیم بود. تحیمل زبان فارسی و عدم آموزش زبان مادریمان ترکی به صراحت نسل کشی زبانی می باشد.    
منبع ترجمه خبر:
http://tinyurl.com/kfnum33

ترکان عراق بازنده اصلی جنگ دئموگرافی خاورمیانه

Kategori: , , , , , , , , , , , , , , Umud Urmulu - یکشنبه, آذر ۲۴, ۱۳۹۲ - 0 comments
اومود اورمولو
در حالیکه جنگ خانمان سوز ائتنیکی- دینی در خاورمیانه و الخصوص در سوریه و عراق تداوم دارد جنگ دئموگرافیکی که در منطقه در جریان می باشد ترکان عراق را بر تخته هدف نشانده و روز به روز تنهاتر می کند به طوریکه شاهد افزایش ترورها، بمب گذاریها، پاک سازی ائتنیکی و ... وسیعی که ترکان عراق را هدف قرار داده می باشیم. حتی سرآغاز و صدای پای کوچ اجباری میلیونها ترک عراق به ترکیه را کمابیش می شنویم.
ترکان عراق با توجه به بافت جمعیتی، ویژگی های اجتماعی – تاریخی، نفوس و ... یکی از مهمترین موانع در ایجاد نقشه کردستان بزرگ در خاورمیانه می باشند، به همین سبب نیز بازیگران جهانی و منطقه‌ای سعی در پاک سازی کامل ترکان عراق برای رفع این سد می باشند.
پروپاگاندای انتقال نفت و گاز شمال عراق به ترکیه – اروپا و رویاهائی که کشورهای غربی در این راستا در حال بافیدنش می باشند یکی از مهمترین علائم جنگ روانی هست که برای پاک کردن حافظه تاریخی ملل منطقه از وجود 3 میلیون ترک موجود در عراق بکار بسته میشود. این در حالی می باشد که شاهد تغییرات عمیق دئموگرافیک در عراق و پاکسازی کامل ائتنیکی ترکان عراق را توسط کردزبانها شاهدیم، به طوریکه جمعیت شهرهای تاریخی ترکنشینی همچون کرکوک، موصل، اربیل، دوزخورماطو و ... پس از سال 2003 به یکباره به شدت کردنشین گردیده و با مهاجرت انبوه کردزبانها برای کردستانی کردن مناطق یاد شده مواجه گشته‌یم.
نتیجه دو تحقیق میدانی که از سوی مرکز مطالعات استراتژیک خاورمیانه (Center for Middle Eastern Strategic Studies) در رابطه با ترکان عراق و سوریه صورت گرفته دقیقا منطبق بر این واقعیت می باشد که نسل کشی جمعی و پاک سازی ائتنیکی بی صدائی را بر علیه ترکان عراق و سوریه را از سوی کردزبانان شاهد می باشیم. سخن فاروق قایمچی سفیر ترکیه در عراق به همین مضمون که شاهد "نسل کشی دسته‌جمعی ترکان عراقی می باشیم" نیز دلیلی بر این مدعاست که پاک سازی ائتنیکی وسیعی در جریان می باشد. 
طبیعتا پاک سازی بی صدای ترکان عراق و سوریه می باید زنگ خطری برای ما ملت ترک ساکن ایران و الخصوص تمامی مناطق ترکنشین غرب آزربایجان باشد، چون کردستانی کردن مناطق ترکنشین غرب آزربایجان و پاک سازی ائتنیکب ترکان سالهاست که با سکوت و چراغ سبز دولت و ملت حاکم برای سرکوب ملی‌گرای ترک در غرب آزربایجان که همواره به سبب نزدیکی به دولت عثمانی و اکنون ترکیه نوین یکی از سردمداران پرچم ملی‌گرای ترک بوده و هست بکار بسته شده / می شود. پس برماست که از تجربه تلخ پاک سازی های ائتنیکی خواهران و برادرانمان در عراق و سوریه دروس لازم را فرا بگیریم، بی تردید در این وادی تاریخی نیز مهمترین وظیفه را می باید نیروهای نظامی و مسلحی که امروزه در ارتش و سایر قوای نظامی ایران عضو می باشند بر دوش بکشند چون فردائی که سر سوزنی با خلع قدرت نیروهای مرکزی مواجه شویم صدها ارگان و سازمانهای متعدد تروریستی کردزبانی همچون حزب کارگران کردستان، حزب حیات آزاد کردستان، پ.ی.د و .... برای سربریدن تک تک ما ترکها و پاک سازیهای ائتنیکی وسیع دست بکار خواهند شد، چون امروز رسانه‌های احزاب کردی روزی نیست که سخن از کردستان بزرگ که در برگیرنده صدها و هزاران منطقه ترک‌نشینمان را در بر نگیرد مواجه نباشیم. بی تردید سالهای پیش نیز گروههای افراطی ارامنه تاکتیک متشابهی را قبل از نسل کشی خوجالی و قره‌باغ در آزربایجان شمالی بکار بستند و امروز پس از نسل کشی ترکان قره‌باغ اکنون به آرتساخ مبدل شد. طبیعتا در این وادی تاریخی نیز نیروهای مسلح فارس زبان اصفهان،یزد، سمنان و ... قادر به درک موقعیت پاک سازی ترکان و سیاست وسیع کردستانی کردن منطقه نخواهند بود چون خود آنها نیز دانسته یا ندانسته جزیئ از گفتمان حاکمند و در صورت شروع آشکار پاک سازئی های ائتنیکی ترکان در غرب آزربایجان خانواده و وطن آنان مورد تجاووز قرار نخواهد گرفت ولی شما و بنده‌ نوعی که شاهد تجربیات شیخ عبدالله، قاسملو، اوجالان، پژاک، پ.ک.ک، پ.ی.د، قتل عام سولدوز و ... بوده‌ایم به بهترین شکل ممکن با این مسئله دست به گریبان می باشیم.
با پشتیبانی Blogger.
 
UrmiyeNews.Com - Batı Azerbaycan'ın Sesi
Tema: Bal Medya