‏نمایش پست‌ها با برچسب قانون اساسی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب قانون اساسی. نمایش همه پست‌ها

زبان بربری در جزایر رسمی شد، تداوم کتمان زبان ترکی در ایران

Kategori: , , , , , , , , , , Umud Urmulu - دوشنبه, بهمن ۱۹, ۱۳۹۴ - 0 comments
اومود اورمولو
پاکت اصلاحات دمکراتیکی که توسط نماینده‌گان جزایر تهیه شده بود مورد موافق مجلس جزایر واقع گردید. به موجب قوانین یاد شده در پاکت اصلاحات حوزه‌های مسئولیتی رئیس جمهور کاهش یافت و در عین حال زبان بربری تحت ضمانت قانون اساسی واقع شده و به عنوان زبان رسمی ارتقاع یافت.
در کنار زبان عربی که زبان رسمی جزایر بود از این پس زبان بربری نیز در مکاتبات رسمی قابل کاربرد خواهد بود. از سال 2002 زبان بربری به عنوان زبان ملی ارتقاء یافته و به صورت قانونی در مدارس نیز مورد تعلیم واقع می‌گردید.
زبان بربری با نام محلی Tamazight شناخته شده و جزء زبان‌های آفروآسیائی می باشد و در کشورهای تونس، جزایر، مصر، لیبی، مراکش، لیبی و ... توسط جوامع ائتنیکی کم‌شمار بربر مورد استفاده قرار میگیرد. پس از آغاز بهار عربی در سال 2002 زبان بربر در مغرب و لیبی نیز به جایگاه یکی از زبان‌های رسمی دولت‌های یاد شده ارتقاء یافت.   
اصرار بر سیاست‌های تک زبانه و استعمارگرانه
در حالیکه همه روزه شاهد به رسمیت شناختن زبانها، گروه‌های ائتنیکی و گروه‌های دینی توسط دولت‌ها در سراسر جهان می باشیم متاسفانه سیاست رسمیت تک‌زبان و کتمان تنوع زبانی در ایران تداوم دارد به طوریکه شاهد تداوم سیاست استعمار زبانی گروه‌های مغلوب در ایران می باشیم. خواست رسمیت زبان‌ها در ایران از سوی گروه‌های مغلوب همیشه از سوی جامعه اقلیت حاکم فارسی‌زبان به عنوان موضوعی استثنائی تلقی و معرفی گردیده در حالیکه در جهان مدرن تحمیل یک زبان اقلیت بر اکثریت جامعه بی‌تردید مسئله‌ای استثنائی و غیرقابل باور می باشد.
گروه‌های سیاسی و غیرسیاسی ترک با هر نوع تفکر در به رسمیت شناخته شدن و سراسری اعلام نمودن زبان ترکی در ایران تحت ضمانت قانون اساسی اتفاق نظر دارند و این مسئله را گامی در جهت زدودن استعمار زبانی در ایران می پندارند.  
منبع ترجمه خبر:
http://tinyurl.com/zwf5h5p

"رسمیت زبان کردی در ترکیه" راه‌حل مسئله کرد می‌باشد

Kategori: , , , , , , , , , , Umud Urmulu - شنبه, آبان ۱۷, ۱۳۹۳ - 0 comments
اومود اورمولو 
بر اساس نظرات پرفسور دکتر فاضل حۆسنۆ اردم حقوقدان و عضو هیات علمی دانشگاه دجله ترکیه رسمیت زبان ترکی در منطقه خودمختار کردستان عراق قدمی مهم بشمار می‌آید و برای حل مسئله کرد در ترکیه نیز رسمیت زبان کردی می‌تواند به عنوان یکی از اقداما‌ت قابل توجه جهت مرتفع نمودن مسئله یاد شده تجویز گردد.
طی روزهای گذشته پارلمان کردستان عراق لایحه رسمیت زبان ترکی را در مناطقی که حدود 20% ترک‌نشین می‌باشند را به رای گذاشت و و لایحه یاد شده مورد قبول اعضای پارلمان واقع گردید به طوریکه زبان ترکی پس از زبان‌های کردی و عربی سومین زبان رسمی کردستان عراق اعلام شد. رسمیت زبان ترکی در کردستان عراق سبب افزایش حساسیت کردهای ترکیه‌ای نسبت به زبان مادری خود گردید.
ماده سوم قانون اساسی ترکیه بر رسمیت زبان ترکی دلالت دارد و ماده مذکور سبب عدم کاربرد رسمی زبان‌های دیگری شده است، البته یاد آور شویم که بر اساس رفرم‌های زبانی که از سال 2002 تا به اکنون صورت پذیرفته کاربرد زبان‌های گروه‌های ائتنیکی غیرترک در امور آموزشی، قضائی، سلامت و.. چه به عنوان دروس آموزش زبان مادری و یا تاسیس مدارس غیرانتفاعی آموزش زبان مادری به رسمیت شناخته شده است.
عضو هیات علمی دانشکده حقوق دیجله ترکیه تنها راه به رسمیت شناختن زبان کردی به عنوان دومین زبان رسمی ترکیه را تدوین قانون اساسی جدید معرفی می‌کند، وی جهت رسمیت 2 یا چندین زبان در ترکیه آلترناتیوهای متفاوتی را ارائه می‌کند. اردم باور دارد یکی از رویکردها در  قانون اساسی جدید می‌تواند عدم ذکر مسئله "زبان رسمی" باشد، دومین رویکرد در صورتیکه بر عدم ذکر نام زبان کردی یا دیگر زبان‌ها اصراری باشد می توان از عباراتی نظیر ‌"زبان‌های منطقه‌ای و یا بومی" استفاده نمود، در عین حال سومین رویکرد می‌تواند به صورت منفرد به ذکر تک‌تک زبان‌های رسمی در ترکیه اشاره نمود.
بنا به نظرات اردم بولیوی با 36 زبان رسمی و احترام به چندزبانگی – چندفرهنگی توانسته تمامیت ارضی خود را حفظ نموده و با مسئله زبان‌ها به صورت دمکراتیک برخورد نماید، در عین حال بسیاری از کشورهای اروپائی دارای چندین زبان رسمی می‌باشند و تجزیه نگردیده‌اند.
مسئله زبان‌های ملی در ایران
جغرافیای ایران نیز یکی از کشورهائی با تنوع زبانی وائتنیکی می ‌باشد که به طور رسمی تاکنون وجود گروه‌های ائتنیکی و زبانی غیرفارس در ایران توسط دولت و ملت حاکم کتمان گردیده و حق زیست را از زبان‌های غیرفارس تنها به سبب تمایز زبانی با گروه اقلیت حاکم گرفته است. در حالیکه کشورهای جنگ‌زده‌ای همچون افغانستان و عراق هر کدام دارای چندین زبانی رسمی منطقه‌ای و رسمی سراسری می باشند و کشورهائی نظیر ترکیه نیز به سرعت در حال گذر به سیستم‌های سیاسی و آموزشی تکثرگرا و چندزبانه‌اند در ایران شاهد تداوم رسمیت انحصاری زبان اقلیت حاکم و سیاست‌های خرد و کلان تکثرزدا، آسیمیلاسیونی، انکارکننده، ائتنوساید و ... می‌باشیم. همانطور که تجربه کشورهای دنیا و حتی کشورهای هم‌مرز ایران اثبات نموده یکی از اساسی‌ترین اقدامات جهت احقاق حقوق زبانی گروه‌های محکوم به رسمیت شناختن زبان‌ها و حقوق گروه‌های ائتنیکی محکوم در قوانین اساسی می باشد، البته طبیعتا مسئله گروه‌های محکوم در کشورهائی نظیر ایران به احقاق حقوق زبانی ختم نگردیده و مسئله دارای ابعاد مختلفی همچون تقسیم قدرت سیاسی را نیز در برمی‌گیرد. طبیعتا رسمیت و سراسری گشتن زبان ترکی در ایران می‌تواند به عنوانیکی از اقدمات اساسی دولت و ملت حاکم در حل و فصل دمکراتیک مسئله ترک در ایران گردد. ترک‌ها و رسمیت زبان ترکی در ایران
طبیعتا ترکان ساکن ایران دارای تفکرات سیاسی و اجتماعی متفاوت و متنوعی‌ از هم می‌باشند ولی آنچه که سبب معنا بخشیدن به مفهوم "ملت ترک" می‌گردد خواست و اراده‌ای مشترکی هست که بر رسمیت زبان ترکی و سراسری اعلام نمودن و ضمانت اجرائی آن توسط قانون اساسی ‌گرد هم آمده و توانسته به عنوان پل ارتباطی و عامل پیوندی در جامعه ترک عمل نماید.      
منبع ترجمه خبر: سایت راداو
http://tinyurl.com/lxafnxl

رسمیت چند زبان در کردستان عراق، تداوم سیاست تک‌زبانی در ایران

Kategori: , , , , , , , , , , , , Umud Urmulu - دوشنبه, آبان ۱۲, ۱۳۹۳ - 0 comments
اومود اورمولو
نماینده‌گان پارلمان منطقه کردستان عراق در نشستی رسمیت زبان ترکی ترکمانی را در مناطق کردستان عراق به رسمیت شناختند و با این قدم برداشته شده توسط حکومت خودمختار کردستان عراق به صورت رسمی این منطقه نیز به جمع مناطقی با رسمیت چند زبان پیوست.
دیروز لایحه‌ای که دربرگیرنده رسمیت زبان ترکی ترکمانی در منطقه کردستان عراق بود توسط تنی چند از نماینده‌گان کردستان عراق به پارلمان آورده شده بود و پس از رای‌گیری در کنار رسمیت زبان‌های کردی و عربی زبان ترکی ترکمانی نیز به عنوان سومین زبان رسمی منطقه خودمختار کردستان عراق به رسمیت شناخته شد و حکومت کردستان عراق شرط برخورداری از این حق را برای ترکان عراقی جغرافیاهائی که دربرگیرنده 20% جمعیت ترک‌نشین باشد را اعلام نموده است. 
آیدین معرۇف نماینده حزب جبهه ترکمان عراق با ذکر اهمیت رسمیت زبان ترکی ترکمانی در منطقه خودمختار کردستان عراق سخنان زیر را بیان داشت:
از این پس زبان ترکی در کنار زبان‌های عربی و کردی در منطقه خودمختار کردستان عراق از موقعیت رسمی برخوردار بوده و در ادارات، سازمان‌ها، نها‌دها و... نیز قابل کاربرد رسمی خواهد بود. مناطقی از اربیل و سلیمانیه که دارای جمعیت قابل توجهی ترکمان نشین می‌باشند از این پس می‌توانند از رسمیت زبان ترکی بهره ببرند.
وجود یا عدم وجود ساختارهای آموزش زبان ترکی در کردستان عراق
معروف با ذکر کاربرد زبان ترکی ترکمانی در مدارس عراق از سال 1993 خاطرنشان می‌کند:
ترکمانان در این موضوع دارای زیرساخت‌های لازم جهت آموزش زبان ترکی می‌باشند، برای مثال ما در اربیل 13 و در سلیمانیه دارای 3 مدرسه می‌باشیم که مفردات مدارس یاد شده تماما به زبان ترکی به دانش آموزان ارائه می‌گردد.  در دیگر سو تا به امروز هزاران جوان ترک از دانشگاه صلاح‌الدین اربیل موفق به اتمام تحصیلات خود در رشته زبان و ادبیات ترکی گردیده‌اند که می‌توانند در فراهم نمودن زیرساختهای آموزش زبان ترکی مسئولیت بر عهده گیرند. 
سوای اهمیت برخورداری زبان ترکی از موقعیت رسمی در منطقه خودمختار کردستان عراق تحقق کامل آموزش چندزبانه به صورت تساوی با شهروندان کرد کردستان عراق خود مقاله‌ای دیگر را می‌طلبد، ولی مهمترین مسئله شناخت زبان ترکی در کردستان عراق و گذر از سیستم تک‌زبانه و تک‌تیپ و ایدئولوژک به سیستم آموزشی تکثرگرا می‌باشد که می‌باید مسئولیت کردستان عراق را بابت این مسئله ستود. گذر کردستان عراق به سیستم آموزشی چندزبانه بیانگر واقعیت عدم قیاس این منطقه خودمختار با ایران می‌باشد. 
آموزش به زبان مادری ایران
علارغم اینکه جغرافیای ایران دربرگیرنده صدها گروه ائتنیکی و زبانی مختلف با اقلیت حاکم می‌باشد تاکنون به صورت رسمی وجود گروه‌های ائتنیکی و زبانی یاد شده از سوی دولت و ملت حاکم کتمان گردیده و شهروندان غیرفارس دولت ایران تنها به سبب تمایز زبانی و ائتنیکی با گروه اقلیت حاکم به واقع شهروندان درجه چندم دولت نگریسته شده‌اند. میلیون‌ها ترک که بی‌تردید بزرگترین گروه زبانی و ائتنیکی موجود در جغرافیای ایران‌اند علارغم داشتن پیشینه تاریخی دولت‌مداری ترکی و رسمیت زبان ترکی در دوره‌های متعدد حکمداران ترک اکنون از اولیه‌ترین حقوق زبانی و ائتنیکی محروم گردیده و حتی هزینه‌های ملی فراوانی برای تحقیر، کتمان، به زیر سوال بردن، طرد، آسیمیلاسیون و ... زبان و هویت ترک در ایران طی سال‌های گذشته و اکنون بکار بسته شده و می‌شود.
رسمیت انحصاری زبان اقلیت حاکم فارسی‌زبان
در حالیکه منطقه خودمختار کردستان عراق با جمعیتی حدود 5 میلیونی دارای 3 زبان رسمی کردی، عربی و ترکی می‌باشد ایران 75 میلیون نفری با صدها گروه ائتنیکی و زبانی دارای یک زبان رسمی می‌باشد و دولت و ملت حاکم با استفاده از ابزارهای تبلیغاتی وسیعی که دارند بر تداوم سیاست‌های تک‌زبانی و تحمیل زبان اقلیت حاکم بر میلیون‌ها غیرفارس به عناوین مختلف اصرار می‌ورزند، در منظر گروه اقلیت حاکم رسمیت چند زبان مسئله‌ای استثنائی تلقی گردیده در حالیکه امروزه رسمیت تک‌زبان در جغرافیاهائی به مانند ایران که میزبان صدها گروه ائتنیکی و زبانی می‌باشد موردی استثنائی هست.   
سیستم آموزش تک‌زبانه در ایران
سیستم آموزشی ایران بر پایه زبان اقلیت حاکم بنا نهاده شده و میلیون‌ها کودک ترک، عرب، بلوچ، کرد،گیلک، مازنی، لر و ... برای برخورداری از امکانات آموزشی دولت ایران می‌باید هویت ائتنیکی و زبان مادری خود را طرد نموده و در گفتمان اقلیت حاکم آسیمیله گردند تا بتوانند از امکانات دولتی برخوردار شوند. این مسئل در حالی صورت می‌پذیرد که قانون اساسی فعلی ایران در بندهائی سخن از مسئولیت دولت ایران در جهت فراهم نمودن زیرساخت‌های آموزشی برای تمامی شهروندانش را بیان می‌کند.
حسن روحانی و آموزش زبان مادری
در حالیکه حسن روحانی در صورت پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری تحقق آموزش به زبان مادری گروه‌های مغلوب را در سفر به مناطق ملی غیرفارس‌نشین وعده داده بود و حتی بیانیه‌ای را نیز امضا و منتشر نموده بود علارغم گذشت نزدیک به 2 سال از بر عهده گرفتن مسئولیت ریاست جمهوری توسط وی کوچکترین قدمی در راه آموزش به زبان مادری گروه‌های مغلوب برداشته نشده و شاهد تکرار گفتمان استعماری گذشته می‌باشیم.     
منبع ترجمه خبر:
http://tinyurl.com/m9su63o

آیا ملاک "آموزش به زبان مادری" قانون اساسی فعلی می باید باشد؟

Kategori: , , , , , , , , , , , , Umud Urmulu - جمعه, بهمن ۱۱, ۱۳۹۲ - 0 comments
اومود اورمولو
مبحث حق برخورداری از "آموزش به زبان مادری" در میان ملل غیرفارس به سبب مخالفت صریح اعضای فرهنگستان زبان و ادب فارسی با آموزش زبان به اصطلاح اقوام غیرفارس چند روزی می باشد که به بحث داغ مئدیاهای ملل غیرفارس مبدل گردیده، مئدیاهای فارس زبان و مرکزگرا نیز هر کدام به نوعی به بحث آموزش به زبان مادری از زاویه دید خود پرداخته اند که با نگاهی گذرا به تمامی مقالات و مباحث ذکر شده در تمامی مئدیاهای متعلق به گروه حاکم و دیگر مئدیاهای مرکزگرا نکته‌ای که همگان بر روی اجرای آن تاکید کرده‌اند بخش مرتبط با زبان قانون اساسی فعلی و به قولی اصل 15 می باشد. برای اینکه دید جامعتری نسبت به مبحث آموزش زبان مادری داشته باشیم به بخش‌های مرتبط با زبان های رسمی قوانین اساسی در کشورهای هم مرز ایران نگاهی می اندازیم تا نقاط ضعف قانون اساسی فعلی ایران از بعد مسئله آموزش زبان های ملل غیرفارس روشنتر گردد، چون رسمیت زبانها مهمترین مسئله اجرا و تحقق آموزش به زبان مادری می باشد و بدون رسمیت زبانها امکان عملی برای آموزش زبانی وجود ندارد. 
ماده 4 قانون اساسی عراق جنگ زده چنین می گوید:
1-  زبان عربی و کردی زبان‌های رسمی عراق هستند و عراقی‌ها حق دارند طبق اصول آموزش زبان‌های مادری مانند ترکی یا سریانی، ارمنی یا هر زبان دیگری را در مؤسسه‌های آموزشی دولتی یا خصوصی به فرزندان خود آموزش دهند.
2- دامنه اصطلاح زبان رسمی و چگونگی اجرای احکام این ماده در قانونی به شرح زیر تعیین می‌شود.
الف: انتشار دو روزنامه رسمی به این دو زبان.
ب: در اماکن رسمی مثل پارلمان، هیئت دولت، دادگاه‌ها و کنفرانس رسمی از این دو زبان استفاده می‌شود.
ج: اسناد رسمی و نامه‌ها به این دو زبان به رسمیت شناخته می‌شود و اسناد رسمی نیز به این دو زبان منتشر خواهد شد.
د: طبق ضوابط آموزشی، مدارس دو زبانه دایر خواهد شد.
ه: هر مسئله دیگری مثل پول، گذرنامه و تمبر که اصل برابری برای آن ضروری باشد.
3- نهادها و دستگاه‌های فدرال در منطقه کردستان از هر دو زبان استفاده می‌کنند.
4- زبان ترکی و سریانی در واحدهای اداری که اکثریت جمعیت را در آن جا تشکیل می‌دهند زبان رسمی به شمار می‌روند.
5- در صورتی که اکثریت مردم یک منطقه یا استان در همه‌پرسی عمومی موافقت کنند هر منطقه یا استان می‌تواند هر زبان محلی را به عنوان زبان رسمی دیگر خود برگزیند.  
موارد 4 و 16 قانون اساسی افغانستان جنگ زده نیز در مبحث زبانها چنین می گوید:
ماده چهارم : 
ملت افغانستان متشکل از اقوام پشتون، تاجيک، هزاره، ازبک، ترکمن، بلوچ، پشه‌يی، نورستانی، ايماق، عرب، قرغيز(قرقيز)، قزلباش، گوجر، براهوى و ساير اقوام می باشد. 
ماده شانزدهم :
از جمله زبان هاى پشتو، درى، ازبکی، ترکمنی، بلوچی و پشه‌يی، نورستانی، پاميرى و ساير زبان هاى رايج در کشور، پشتو و درى زبانهاى رسمی دولت می باشند. در مناطقی که اکثريت مردم به يکی از زبان هاى ازبکی، ترکمنی، پشه‌يی، نورستانی، بلوچي و يا پاميرى تکلم می نمايند، آن زبان علاوه بر پشتو و درى  به حيث زبان سوم رسمی مي باشد و نحوه تطبيق آن توسط قانون تنظيم می گردد. دولت براى تقويت و انکشاف همه زبانهاى افغانستان پروگرامهاى موثر طرح  و تطبيق می نمايد. نشر مطبوعات و رسانه هاى گروهی به تمام زبانهاى رايج در کشور آزاد می باشد. 
همانطور که مشاهده می کنید قانون اساسی عراق جنگ زده 2 زبان عربی و کردی را به صورت رسمی سراسری و 3 زبان ترکی، ارمنی و سریانی را به صورت رسمی منطقه‌ای به رسمیت شناخته در عین حال قانون اساسی افغانستان جنگ زده نیز 2 زبان پشتو و دری را به صورت رسمی سراسری و 6 زبان ازبکی، ترکمنی، بلوچی، پشه‌یی، نورستانی، پایمری و .. را به صورت رسمی منطقه‌ای به رسمیت شناخته است. طبیعتا با توجه به رسمیت زبان های مذکور و به رسمیت شناختن حق آموزش به زبان مادری تمامی زبانهای یاد شده در کشورهای مذکور از حق آموزش به زبان مادری برخوردار به صورت یکسان برخوردار می باشند.
حال در مثال ایران اصل 15 قانون اساسی فعلی جمهوری اسلامی ایران  می گوید:  
 "زبان و خط رسمی و مشترک مردم ایران فارسی است. اسناد و مکاتبات و متون رسمی و کتب درسی باید با این زبان و خط باشد ولی استفاده از زبانهای محلی و قومی در مطبوعات و رسانه‏های گروهی و تدریس ادبیات آنها در مدارس، در کنار زبان فارسی آزاد است."
همانطور که مشاهده می کنید اصل 15 قانون اساسی به هیچ وجه قابل قیاس با اصول مشابه قوانین اساسی دو کشور هم مرز و جنگ زده افغانستان و عراق نمی باشد، در حالیکه قوانین اساسی هر دو کشور جنگ زده بر پایه واقعیات ائتنیکی و زبانی موجود در هر کدام از جوامع یاد شده شکل گرفته اصل 15 قانون اساسی رسمیت انحصاری زبان گروه اقلیت حاکم را پذیرفته و حق آموزش به زبان مادری گروههای مغلوب را به اما و اگرها و تفسیرهائی سپرده که طی 34 سال گذشته حتی اشخاص شناخته شده‌ای به مانند "حمید احمدی" سخن از اجرای این اصل طی 15 سال گذشته به میان آورده‌اند.
حال سخن اینجاست که آیا قانون اساسی که دربرگیرنده واقعیت ائتنیکی و زبانی شهروندانش نبوده و وجود آنان را به رسمیت نمی شناسد به چه میزان با مشروعیت حقوقی مواجه بوده و در عین حال در این قانون اساسی حق تمثیل گروههای مغلوب در ساختار قدرت به زیر سوال نمی رود؟ در صورتیکه کشورهای هم مرز ایران دارای قوانین اساسی بسیار تکثرگرا، تنوع طلب و دمکراتیک در مبحث زبان های رسمی و آموزش به زبان مادری می باشند آیا لزوما و می باید ملاک حق برخورداری از آموزش به زبان مادری گروههای مغلوب در ایران تنها به اصل 15 قانون اساسی فعلی محدود گردد؟ آیا یکی از مهمترین مباحث حول موضوع آموزش به زبان مادری عدم ظرفیت پاسخگوئی اصل 15 قانون اساسی فعلی به نیازها و واقعیات ائتنیکی و زبانی موجود در ایران نیست؟ آیا لازمه تحقق و ضمانت اجرائی آموزش به زبان مادری گروههای مغلوب تغییراتی در قانون اساسی و به رسمیت شناختن زبانه های دیگر گروههای ائتنیکی نیست؟
می باید به صراحت گفت اصل 15 قانون اساسی فعلی نه قابلیت پاسخگوئی به نیازهای زبانی ملل غیرفارس را دارد و نه می تواند الگو و ملاکی برای حل دمکراتیک مسئله زبان های ملی و آموزش زبان های گروههای مغلوب در ایران باشد، برای رفع این مسئله می باشد در وهله اول برای حل دمکراتیک مسئله زبان های ملی و به رسمیت شناختن حق آموزش به زبان مادری گروههای یاد شده به رسمیت شناختن هویت های ائتنیکی و زبانی گروههای مغلوب و عکس در آن قانون اساسی بوده و در وهله دوم نیز در کنار رسمیت زبانهای یاد شده سپردن و ضمانت اجرائی آموزش به زبان مادری ملل غیرفارس بر عهده آموزش و پرورش می باشد. برای تحقق این امر نیز می باید از نخبگان واقعی گروههای مغلوب و تشکیل کمسیون های آموزشی در مناطق ملی غیرفارس استفاده نمود، می باید وطیفه دولت در امر آموزش و پرورش را تنها به تامین زیرساخت های آموزشی و پرورشی محدود نمود و از دخالت مستقیم دولت در امر آموزش و پرورش به جد خوددار گردد.

نمونه هائی از حق آموزش به زبان مادری در قوانین اساسی 19 کشور

Kategori: , , , , , , , , , , Umud Urmulu - دوشنبه, شهریور ۲۵, ۱۳۹۲ - 0 comments
اومود اورمولو
دولت ترکیه که در حال تدوین قانون اساسی مدرنی برای مطابقت با نیازهای عصر حاضر و جامعه ترکیه می باشد اکنون در حال تحقیق و بررسی ماده قانونی مرتبط با زبان آموزشی و حق آموزش به زبان مادری می باشد. 
کمیسیونی که در رابطه با تدوین قانون اساسی جدید ترکیه شکل گرفته دیروز میزبان پرونده ای از نمونه قوانین اساسی کشورهای مختلف در مورد آموزش زبان مادری و نحوه تعریف و جایگیری این حقوق انسانی در قوانین اساسی کشورهای مختلف بود. سیرری ثۆریا اٶندر یکی از نمایندگان موجود در کمسیون در پیشنهادی سخنان زیر را در مورد ماده آموزش زبان مادری بر زبان آورد:
باید قانونی را تدوین کنیم که آموزش زبان ترکی از سوی هر شخص را یک حق و مسئولیتی شناخته در مرحله دوم حق آموزش زبان مادری را تحت ضمانت اجرائی قرار دهد.  
وی در ادامه سخنانش مثال هائی از قانون اساسی 19 کشور دنیا در مورد آموزش زبان مادری و حق آموزش به قرار زیر برشمرد:
آزربایجان:  
هر شخصی به هر زبانی که خواستار بود می تواند آموزش دیده و به فراگیری علوم مختلف بپردازد.
برزیل:
به صورت عمومی و پایه ای حق آموزش گارانتی شده و سیستم آموزشی به صورت منطقه ای و برای حفظ تاریخ و هنر و میراث و در عین حال احترام به پایه ریزی شده است.
بلغارستان:
شهروندان بلغارستان در کنار آموزش زبان بلغاری حق آموزش به زبان مادری خود را نیز دارا می باشند.
استونی:
تمامی ارگانهائی که از سوی دولت برای اقلیت های ایجاد شده قادراند زبان آموزشی را انتخاب کنند.
فیلیپین:
زبان رسمی فیلیپین "زبان فیلیپینی" می باشد ولی در عین حال اگر مواردی بر خلاف قانون اساسی وجود نداشته باشد زبان انگلیسی کاربرد وسیع دولتی دارد. زبان های مناطق مختلف فیلیپین هر کدام در سیستم آموزشی منطقه نقشی اساسی داشته و برای آموزش آنها دولت برنامه هائی را ارائه می دهد.
آفریقای جنوبی:
هر شخصی قادر به انتخاب زبان مادری خود برای آموزش می باشد که این زبان می تواند از مابین چندین زبان رسمی دولت باشد یا نه، ارگانهای آموزشی نیز موظف به آموزش و احترام به زبان مادری گروههای دیگر می باشند.
کرواسی:
تمامی ملت و گروههای اقلیت قابلیت افاده هویت ملی، آزادی انتخاب الفبا و میراث معنوی و فرهنگی خود را دارا می باشند و دولت نیز تمامی این حقوق را به ضمانت اجرائی قانون اساسی گارانتی نموده است.
سوئد:
تمامی کانتونها (مناطق سیاسی) که دارای ویژگی چندزبانگی و چندفرهنگی می باشند از سوی دولت حمایت می شوند و دولت نیز موظف به فراهم نمودن زیرساختهای آموزش زبان مادری شهروندانش می باشد.
قزاقستان:
هر شخصی زبان مادری و فرهنگ خویش را می تواند بکار بندد،هر شهروند قزاقستان می تواند به صورت آزادانه زبان، ارتباطات، آموزش و فعالیت های هنری را طبق خواسته اش بهره برداری کند.
کلمبیا:
برای حفظ زبان و میراث فرهنگی خود تمامی شهروندان کلمبیا قادر به استفاده از سیستم آموزشی دوزبانه می باشند.
مجارستان:
قانون اساسی مجارستان کاربرد زبان ملی و زبان گروههای اقلیت ائتنیک ملی را در مجامع عمومی به رسمیت شناخته و قانون اساسی برای حفاظت و بسط فرهنگ و زبان دیگر گروههای ضمانت اجرائی لازم را در خود تعریف نموده است.
لهستان:
گروههای ملی و دیگر گروههای ائتنیکی برای حفاظت از زبان و دین خود می توانند ان جی او ها و ارگانهای مرتبطی تاسیس نمایند.
رومانی:
تمامی دوران تحصیلی به زبان رومانی بوده ولی تمامی گروههای اقلیت نیز از حق آموزش به زبان مادری برخوردار می باشند. 
روسیه:
هر شهروند روسیه در انتخاب زبان آموزشی، ارتباطی و دینی آزاد می باشد.
اسلواکی:
گروههای اقلیت ملی و یا دیگر گروههای ائتنیک اقلیت که شهروندان اسلوونی می باشند از حقوق آموزش زبان مادری و کاربرد و بسط آن برخوردار خواهند بود، در عین گروههای مذکور می توانند برای برخورداری از آموزش به زبان مادری و حفظ فرهنگ خویش ارگانها و ان جی او های مختلفی را تاسیس نمایند.
اسلوونی:
هر شخصی به ملت و جامعه ای که منصوب به آن می باشد وابسته هست، هر شخصی می تواند برای حفظ و گسترش زبان ، دین و فرهنگ خویش و کاربرد الفبا از حق آموزش زبان مادری برخوردار شود. 
اکراین:
شهروندان اکراین که جزء اقلیت ها می باشند می توانند در صورت عدم تداخل و تضاد با قوانین اکراین از زبان مادری خود در آموزش بهره ببرند و دولت نیز موظف به گارانتی نمودن حق آموزش زبان مادری می باشد. 
بولیوی:
بولیوی در کنار زبان اسپانیائی دارای 38 زبان رسمی می باشد.
مراکش:
زبان رسمی عربی می باشد ولی قوانین اساسی مراکش زبان Amazigh را نیز به رسمیت می شناسد.   
قانون اساسی جغرافیای ایران چندملیتی، چنددینی، چندزبانی و چندفرهنگی نیز رسمیت انحصاری زبان مادری گروه اقلیت فارس زبان را به رسمیت شناخته و سعی در ارجحیت بخشیدن به دارائی های گروه اقلیت فارس زبان نموده است، در عین حال اصل 15 قانون اساسی وجود دارد که قابلیت تطابق با نیازهای عصر حاضر و واقعیات موجود در جامعه ایران ندارد. از اصل 15 نیز تاکنون صدها تشریح مختلف شده و حتی اشخاصی به مانند امیر احمدی که دارای تمایلات شدید راسیستی اند چندماه پیش سخن از اجرا شدن این اصل عقب مانده طی 15 سال گذشته خبر داده بودند. ما در مثال ایران در حالیکه با عدم رسمیت زبان مادری میلیونها ترک مواجه می باشیم در عین حال با تحمیل زبان اقلیت فارس زبان که برای زدودن تنوع ائتنیکی – زبانی در ایران با ابزار سیستم آموزشی مزین گردیده مواجه ایم. عدم تحقق حقوق اولیه میلیونها شهروند ترک در حالی صورت می پذیرد که ترکان ساکن ایران به سبب تعدد، پراکندگی و سابقه دیرینه دولت مداری حداقل هزاران ساله در این جغرافیا نه گروه اقلیتی ملی بلکه ملتی بدون دولت تحت استعمار داخلی گروه اقلیت فارس زبان اند.
مهمترین خواسته و هدف فعالین ترک از هر طیف و گروه فکری رسمیت و سراسری شدن زبان ترکی در ایران تحت ضمانت اجرائی قانون اساسی می باشد.                
منبع:
http://tinyurl.com/lsp9z4f

آموزش زبان مادری در ترکیه به صورت فرمول بلغارستانی

Kategori: , , , , , , , , , , Umud Urmulu - پنجشنبه, شهریور ۱۴, ۱۳۹۲ - 0 comments
اومود اورمولو
کمیسیونی متشکل از احزاب داخل مجلس ترکیه طی چند ماه گذشته به بررسی پیش نویش قانون اساسی جدید ترکیه مشغول بوده اند، یکی از مهمترین مباحث در قانون اساسی جدید ترکیه تغییراتی می باشد که در حوزه تعریف "زبان رسمی و حق آموزش زبان مادری" مد نظر بوده است. دیروز به پیشنهاد ثۆریا اٶندر از حزب ب.د.پ (حزب دست راست پ.ک.ک در مجلس ترکیه) ماده مرتبط با حق آموزش و پرورش دوباره برای بازنگری مورد مذاکره واقع گردید.
اعضای نماینده گان احزاب م.ه.پ (حزب حرکت ملی ترکیه)، ج.ه.پ (حزب جمهوریت خلق ترکیه) و آ.ک.پ (حزب عدالت و توسعه) هر سه بر رسمیت و جایگاه آموزش زبان ترکی در سیستم آموزشی ترکیه تاکید داشته و به اتفاق نظر رسیده بودند. در این مذاکره اٶندر آموزش زبان مادری را جزء حقوقی دانست که می باید برآورده شود و بنا به گفته های وی کردهای ترکیه نیز می باید از حق آموزش به زبان مادری برخوردار باشند و هیچ سدی نمی تواند حق آموزش به زبان مادری را از کوردها سلب کند. محمد علی شاهین از حزب آ.ک.پ در سوالی از اٶندر مبنی بر اینکه شما در کنار زبان ترکی خواهان آموزش زبان کردی می باشید؟ را مطرح نمود و اٶندر نیز پاسخ داد:
"نه، ما خواهان آموزش زبان کردی می باشیم، هر شخصی خواهان آموزش زبان ترکی نیز بود می تواند آن را فراگیرد. این مسئله برای حزبم خط قرمزی می باشد، ولی دوباره از حزبی که به آن تعلق دارم خواهم پرسید. اگر این شرط بجای آورده نشودهیچ لزومی به شرکت ما در این کمیسیون وجود ندارد.    
به مصالحه برسیم
پس از ظهر نیز جلسه کمسیون قانون اساسی ترکیه ادامه یافت و اینبار اٶندر طرحی مبتنی بر آموزش دوزبانه در سیستم آموزشی ترکیه را ارائه داد و نماینده حزب جمهوری خلق ترکیه نیز با چراغ سبزی از بحث در این مورد استقبال نمود. از دیگر سوی سهیل باتۇ از رسمیت زبان ترکی در سیستم آموزشی ترکیه سخن گفت و اٶندر نیز فرمول آموزش زبان مادری به صورت بلغارستان را ارائه نمود.
در قانون اساسی بلغارستان در مورد زبان به فرمول زیر بر می خوریم:
آموزش و کاربرد زبان بلغاری جزء حقوق و تکلیف هر شهروند بلغارستان می باشد. شهروندان بلغاری که دارای زبان مادری بلغاری نیستند در کنار آموزش اجباری زبان بلغاری حق آموزش و استفاده از زبان مادری خود را دارا می باشند. 
دو تن از نماینده گان حزب جمهوری خلق ترکیه به فرمول بلغارستان برای آموزش زبان مادری با دید مثبت نگاه می کنند و تنها 1 نماینده این حزب از مشورت با حزبش برای پاسخگوئی خبر داد.
در حالی دولت ترکیه از سال 2002 تا به اکنون قدم های مثبت و موثری برای رفع تبعیض های زبانی و تحقق تمامی حقوق شهروندان ترکیه فارغ از داشتن هر نوع هویت ائتنیکی، زبانی، دینی، فرهنگی و.... را مد نظر قرار داده و در پراتیک نیز قدم هائی همچون گشایش کانال تلویزیون TRT6، گشودن انیستیتوی کردشناسی در دانشگاه ماردین، اجازه تاسیس مدارس خصوصی به زبان مادری، تعریف جدیدی از شهروندی ترکیه و .. ترکیه را به ثمر رسانده ما در ایران شاهد تداوم استعمار و استثمار ملت ترک و دیگر ملتهای غیرفارس تحت ستم ملی می باشیم. در منطقه جغرایائی ایران به صورت رسمی تنوع ائتنیکی، دینی، زبانی، فرهنگی و ... از سوی دولت و ملت حاکم مورد کتمان واقع گردیده و سیاست های آسیمیلاسیون و انتگراسیون در جهت یکسان سازی هویتی، دینی، زبانی فرهنگی و .. با ابزار سیستم آموزشی و تحصیلی اجباری مبتنی بر زبان اقلیت فارس زبان به پیش برده می شود. رسمیت انحصاری زبان اقلیت فارسی چه در زمان های شاه و شیخ و حتی در سناریوها و رویاهای کودکانه پس از آنها نیز جزء خطوط به اصطلاح قرمز دولت و ملت حاکم بوده و می باشند، این در حالی هست که در همین عراق، افغانستان جنگ زده امروز قوانین اساسی مبتی بر به رسمیت شناختن حقوق گروههای ائتنیکی ، دینی، فرهنگی ،زبانی و ... تحقق یافته و در هر کدام از کشورهای مذکور چندین زبان به صورت رسمی سراسری و رسمی منطقه ای می باشند. عدم آموزش زبان مادری و تحمیل زبان بیگانه و اقلیت فارسی بر اکثریت جامعه ایران نقض آشکار قوانین حقوق بشر می باشد، در بسیاری از اسناد و معاهدات حقوق بشری مانند منشور زبان مادری، اعلامیه جهانی حقوق زبانی، بندهای 3 و 4 ماده 4 اعلامیه حقوق اشخاص متعلق به اقلیتهای قومی، ملی، زبانی و مذهبی، ماده 30 کنوانسیون حقوق کودک، ماده 27 میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی و… مورد تاکید قرار گرفته است. این در حالی می باشد که مسئله ملت ترک در ایران نه مسئله گروه اقلیت قومی بلکه ملتی بدون دولت و تحت استعمار و استثمار داخلی گروه اقلیت فارس زبان می باشد.      
خواست و هدف اصلی جامعه ترک برای زدودن تبعیض های متعدد زبانی موجود و حقوق برابر " رسمیت و سراسری شدن زبان ترکی تحت ضمانت اجرائی قانون اساسی" می باشد.   
منبع ترجمه خبر:
http://tinyurl.com/krej69p

طرح استفاده از "زبان مادری" از کمسیون حقوق بشر مجلس ترکیه گذشت

Kategori: , , , , , , , , , , , , , Umud Urmulu - پنجشنبه, آبان ۲۵, ۱۳۹۱ - 0 comments
بر اساس اخباری که لحظاتی پیش منتشر شد طرح ماده قانونی که به سیستم قضائس ترکیه اجازه می داد متهمین، مجرمین و اشخاصی که به سیستم قضائی مراجعه می کنند بتوانند از زبان مادری خود اعمم از زبانهای کردی، زازکی، ارمنی، عبری، عربی و ...بهره ببرند از کمسیون حقوق بشر مجلس ملی ترکیه گذشته و به زودی برای تصویب وارد صحن علنی مجلس ترکیه خواهد گشت.
طی این طرح از این پس تمامی شهروندان ترکیه خواهند توانست در سیستم قضائی ترکیه علارغم مسلط بودن به زبان ترکی به هر زبان دیگر از جمله زبان مادری خود در دادگاه و مراحل قضائی حاضر شوند.
در حالیکه عراق، افغانستان و .. در حال تحقق حقوق پایمال شده ائتنیک ها با استاندرادها منطقه ای می باشند و در دیگر سو ترکیه پارا فراتر نهاده و با استانداردهای اروپائی به مسئله ائتنیک ها می پردازد در ایران مفهومی به نام ملت ترک و ملل غیرفارس چه از سوی ملت حاکم، سیستم سیاسی، اپوزوسیون ملت حاکم و ... تماماً نادیده گرفته شده و انکار می گردد. در افغانستان زبانهای انگلیسی، پشتو، دری، ازبکی و ... در عراق زبانهای عربی، کردی، ترکی به عنوان زبانهای رسمی دولت برگزیده شده و در قانون اساسی ضمانیت اجرئی یافته اند در حالیکه در ایران به صورت بسیار آسان هویت و زبان جامعه ترک به زیر سوال برده می شود و اکثراً مسئله عدم تحقق حقوق به حق پایمال شده ملل غیرفارس را برگردن سیستم های سیاسی 88 سال گذشته حواله می گردد ،آیا واقعاً مشکل اصلی سیستم های سیاسی بوده اند یا زیاده خواهی موجود در ملت حاکم؟ برای مثال کدام کدام به اصطلاح روشنفکر ملت حاکم از حق تعیین سرنوشت ملت ترک و دیگر ملل محکوم دفاع کرده؟ کدام به اصطلاح روشنفکر ملت حاکم تداوم تحمیل زبان فارسی را برای ملل محکوم سخنی بر زبان آورده؟ کدام به اصطلاح روشنفکر ملت حاکم از حقوق پایمال شده ملل محکوم و نژادپرستی موجود در جامعه حاکم اعتراضی کرده؟ و بسیاری از کدام ها که بی شک نمی توان برای آنها مثالی آورد.
در حالیکه خبر استفاده رسمی زبان مادری را در سیستم قضائی ترکیه ترجمه می کردم در فیسبوک به سوالی با چنین مضمونی برخوردم:
آیا با رسمی شدن زبان ترکی و استفاده از آن در مدارس و نامه نگاریهای دولتی همانند زبان فارسی موافق هستید؟
همانطور که در تصویر استفاده شده دیده میشود متاسفانه 19.146 انسان ملت حاکم این حق بشری و اولیه انسانی ملت ترک و دیگر ملل محکوم غیرفارس را زیرپا گذاشته و تداوم زبان تحمیلی فارسی را خواستار شده.
بس مشکل بزرگ پایمال کردن حقوق ملل غیرفارس در کنار سیستم های سیاسی ذهن های نژادپرست جامعه حاکم اسست که حتی اجازه خواندن زبان مادری را از ملل محکوم گرفته، می گیرد و خواهد گرفت. 
منبع ترجمه خبر:
http://tinyurl.com/dy7f3v7

حق استفاده از زبان کردی در سیستم قضائی ترکیه، تدوام عدم رسمیت زبان ترکی در ایران

Kategori: , , , , , , , , , , , Umud Urmulu - شنبه, آبان ۱۳, ۱۳۹۱ - 0 comments
بر اساس تغییراتی که در قانون قضائی و قانون اساسی ترکیه که در شرف تغییر می باشد صورت گرفته از این پس مجرمین و یا متهمانی که بخواهند در دادگاه از خود به زبان کردی دفاع کنند فراهم شده است به طوریکه قانون قضائی ترکیه به متهم این فرصت را می دهد که به زبانی که بیشتریت تسلط را به آن داشته و می تواند خود را ایفا کند بتواند از حق خویش دفاع کند.
سعدالله ارگین وزیر دادگستری ترکیه طی کنفرانسی از حق استفاده قانونی و رسمیت زبان مادری در سیستم قضائی ترکیه سخن گفته و خبر از تهیه و فراهم نمودن زیرساختهای قانونی این امر مهم را به اصحاب رسانه ای رساند. 
به گفته وزیر دادگستری ترکیه پیش نویس طرح استفاده از زبان مادری در سیستم قضائی ترکیه به اتمام رسیده و به زودی به صحن علنی مجلس راه خواهد یافت که به احتمال بسیار زیاد نیز تغییرات صورت گرفته در این قانون به تصویب خواهد رسید. مهمترین نکته قانون قضائی جدید بدین صورت می باشد که "هر شخصی حتی با تسلط کامل به زبان ترکی خواهد توانست به زبان مادری و یا هر زبانی که تسلط دارد از خود دفاع کند". بر اساس ماده 202 قانون اساسی ترکیه از این پس در صورت خواست متهم خواهد توانست از مترجمی نیز برای دفاع از خود بهره ببرد.
در کنار استفاده و تضمین حمایت از زبان مادری در سیستم قضائی ترکیه توسط قانون اساسی قدم ها و رفرم های متعددی برای احقاق تمامی گروهای ائتنیکی و اعتقادی ترکیه نیز در تدوین قانون اساسی جدید ترکیه که در حال نگاشتن می باشد در نظر گرفته شده است. برای مثال در پیش نویس قانون اساسی جدید ترکیه تعریف جدید و مدرنی از شهروند ترکیه بر پایه حقوق بشر و استانداردهای اروپائی ارائه شده است که دولت ترکیه را ملزوم می سازد بدون در نظر گرفتن هویت ائتنیکی، دینی و ... حقوق تک تک شهروندان ترکیه را تضمین کرده و به اجرا بگذارد. در کنار رفورم های مذکور تمامی حقوق زبان کردی و دیگر زبان های اقلیت های ائتنیکی ترکیه نیز به رسمیت شناخته شده و ضمانت اجرائی از سوی قانون اساسی ترکیه خواهد یافت. 
موقعیت و پروسه احقاق حقوق ائتنیک های ترکیه ای را با وضعیت بغرنج ترکان ساکن در ایران مقایسه کنید، علارغم وجود میلیونها ترک در ایران نه زبان ترکی در سیستم آموزشی ایران جایگاهی دارد، نه هویت ترک و فرهنگ ملت ترک مورد قبول سیستم حاکم قرار گرفته و ضمانت اجرائی برای تحققش در قانون اساسی وجود خارجی دارد و نه با نوع نگرش مشخص ملت حاکم و اپوزوسیون جامعه حاکم بر ملل محکوم امیدی به تغییر و تحقق تمامی حقوق جامعه ترک و دیگر ملل غیرفارس را می توان متصور شد. به باور راقم این سطور ملت حاکم و اپوزوسیون مرکزگرای ملت حاکم اکنون علارغم تغییر بسیاری از مسائل ماکرو و میکروی جهانی در خلاف جهت تمامی این تغییرات در حرکت اند و مسئله ملت ترک و دیگر ملل غیرفارس گوئی به کوچه بن بستی که سرانجام مشخصی ندارد به عمد کشانده می شود که بدون تردید سرانجام امیدوار کننده ای را نمی توان متصور نمود. برای نمونه اپوزسیون ملت حاکم که از اکنون چماغ زبان فارسی را برای آینده متصور خیالی به زور می خواهد بر ائتنیک های غیرفارس تحمیل کند نمی تواند کوچکترین درکی از مشکلات جوامع غیرفارس داشته باشد، زبان فارسی سالهاست که مشروعیت خویش را برای جوامع غیرفارس از دست داده و به عنوان آلتی استعماری و جبری نگریسته می گردد.   
منبع ترجمه خبر:
http://tinyurl.com/bwczseq
با پشتیبانی Blogger.
 
UrmiyeNews.Com - Batı Azerbaycan'ın Sesi
Tema: Bal Medya