‏نمایش پست‌ها با برچسب زبان فارسی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب زبان فارسی. نمایش همه پست‌ها

هدف از آموزش و پرورش ترویج علم و دانش یا ماشین تربیت انسان تک‌تیپ فارسی‌زبان؟

Kategori: , , , , , , , , , , Umud Urmulu - سه‌شنبه, مهر ۰۹, ۱۳۹۸ - 2comments
اومود اورمولو
مقایسه‌ی جایگاه زبان اجباری فارسی و علم ریاضی در برنامه‌ی هفتگی کودکان تورک
تصویر بالا برنامه‌ی هفتگی سال جاری یکی از دبستانهای شهر اورمیه می‌باشد. در حالیکه دانش‌آموزان دبستانی تورک در اورمیه هر هفته تنها 6 ساعت علم ریاضی را فرا می‌گیرند از آن سو شاهد گنجاندن 11 ساعت آموزش اجباری زبان فارسی در برنامه‌ی درسی کودکان تورک می‌باشیم. میزان آموزش اجباری زبان فارسی برای کودکان دبستانی تورک در اورمیه 2 برابر زمان آموزش علم ریاضی می‌باشد. 
در حالیکه بند دوم ماده 26 اعلامیه جهانی حقوق بشر هدف آموزش و پرورش را " شكوفایی همه جانبه‌ی شخصیت انسان و تقویت رعایت حقوق بشر و آزادی‌های اساسی" معرفی می‌کند و از وظایف و مسولیت‌های آموزش و پرورش همچون "گسترش حسن تفاهم، دگرپذیری و دوستی میان تمام ملت‌ها و تمام گروه‌های نژادی یا دینی و نیز گسترش فعالیت‌های ملل متحد در راه حفظ صلح" یاد می‌کند وظیفه‌ی اصلی آموزش و پرورش ایدئولوژیک در ایران تربیت انسان تک‌تیپ و تک‌زبان تعریف شده است.  
بی‌تردید هدف از گنجاندن این حجم از آموزش اجباری زبان فارسی برای کودکان دبستانی تورک در اورمیه ایجاد گسست زبانی، عاطفی، ذهنی و... کودکان خردسال تورک با زبان مادری و محیط خانواده‌های تورک می‌باشد. مهمترین پروسه زبان‌کشی در ایران از سالهای اول دبستان آغاز می‌شود و دولت ایران با برنامه‌های سیستماتیک وسیعی سعی در برچیدن ارتباط کامل میان کودکان تورک و زبان مادریشان تورکی را به هر وسیله‌ی سخت و نرم‌افزاری را مد نظر قرار داده است.       
تبعیضی که کودکان تورک متحمل می‌شوند
سیستم آموزشی تک‌زبانه و تک‌تیپ‌ساز ایران با اجبار آموزش زبان اقلیت حاکم فارسی‌زبان از یک سو و عدم ارائه آلترناتیو مناسب برای آموزش به زبان تورکی سبب متحمل شدن تبعیضات متعددی بر علیه کودکان تورک می‌شود. در حالیکه کودکان فارسی‌زبان به مدد رسمیت انحصاری زبان فارسی در ایران نیازی به آموزش این حجم از زبان ندارند، از آن سو کودکان تورک به سبب عدم برخورداری از آموزش به زبان مادری بایستی چندین برابر کودکان فارسی‌زبان زمان و انرژی صرف آموزش زبان ملتی دیگر کنند تا بلکه برای برخورداری از امکانات ملی شانسی هر چند کوچک داشته باشند. در حالیکه تحقیقات علمی جهانی حاکی از آن هست که تبعیض ایجاد شده توسط زبان در سیستم آموزشی تا مراحل دیگر دوره زندگی و شغلی کودک نیز تاثیر منفی می‌گذارد. سیستم تنوع‌ستیز در ایران سبب شده که در حقیقت کودکان تورک از بدو تولد به سبب‌ تورک‌بودن همیشه یک قدم از کودکان فارسی‌زبان در عقب بمانند.   
خواست‌های ملی جامعه‌ی تورک
در کنار رسمیت زبان تورکی در سراسر ایران که جزء اصلی‌ترین خواسته‌های بنیادین جامعه تورک برای برخورداری از موقعیت برابر شهروندی میان دو ملت تورک و فارسی‌زبانان می‌باشد گذر به سیستم آموزش چندزبانه بر پایه‌ی زبان مادری جزء خواست‌های اساسی جامعه تورک برای زیست مشترک در یک جغرافیاست. جامعه‌ی تورک نه خواهان حقوق و موقعیتی بیشتر از آنچه که سالهاست اقلیت حاکم فارسی‌زبانان به آن دسترسی دارند، می‌باشد بلکه هدف برخورداری از حقوقی هست که سالیان متوالی فارسی‌زبانان از آن بهره می‌برند، می‌باشد.      

زبان بربری در جزایر رسمی شد، تداوم کتمان زبان ترکی در ایران

Kategori: , , , , , , , , , , Umud Urmulu - دوشنبه, بهمن ۱۹, ۱۳۹۴ - 0 comments
اومود اورمولو
پاکت اصلاحات دمکراتیکی که توسط نماینده‌گان جزایر تهیه شده بود مورد موافق مجلس جزایر واقع گردید. به موجب قوانین یاد شده در پاکت اصلاحات حوزه‌های مسئولیتی رئیس جمهور کاهش یافت و در عین حال زبان بربری تحت ضمانت قانون اساسی واقع شده و به عنوان زبان رسمی ارتقاع یافت.
در کنار زبان عربی که زبان رسمی جزایر بود از این پس زبان بربری نیز در مکاتبات رسمی قابل کاربرد خواهد بود. از سال 2002 زبان بربری به عنوان زبان ملی ارتقاء یافته و به صورت قانونی در مدارس نیز مورد تعلیم واقع می‌گردید.
زبان بربری با نام محلی Tamazight شناخته شده و جزء زبان‌های آفروآسیائی می باشد و در کشورهای تونس، جزایر، مصر، لیبی، مراکش، لیبی و ... توسط جوامع ائتنیکی کم‌شمار بربر مورد استفاده قرار میگیرد. پس از آغاز بهار عربی در سال 2002 زبان بربر در مغرب و لیبی نیز به جایگاه یکی از زبان‌های رسمی دولت‌های یاد شده ارتقاء یافت.   
اصرار بر سیاست‌های تک زبانه و استعمارگرانه
در حالیکه همه روزه شاهد به رسمیت شناختن زبانها، گروه‌های ائتنیکی و گروه‌های دینی توسط دولت‌ها در سراسر جهان می باشیم متاسفانه سیاست رسمیت تک‌زبان و کتمان تنوع زبانی در ایران تداوم دارد به طوریکه شاهد تداوم سیاست استعمار زبانی گروه‌های مغلوب در ایران می باشیم. خواست رسمیت زبان‌ها در ایران از سوی گروه‌های مغلوب همیشه از سوی جامعه اقلیت حاکم فارسی‌زبان به عنوان موضوعی استثنائی تلقی و معرفی گردیده در حالیکه در جهان مدرن تحمیل یک زبان اقلیت بر اکثریت جامعه بی‌تردید مسئله‌ای استثنائی و غیرقابل باور می باشد.
گروه‌های سیاسی و غیرسیاسی ترک با هر نوع تفکر در به رسمیت شناخته شدن و سراسری اعلام نمودن زبان ترکی در ایران تحت ضمانت قانون اساسی اتفاق نظر دارند و این مسئله را گامی در جهت زدودن استعمار زبانی در ایران می پندارند.  
منبع ترجمه خبر:
http://tinyurl.com/zwf5h5p

آغاز تدریس رسمی زبان کردی از روز جهانی زبان مادری و استاندارد دوگانه در قبال زبان ترکی

Kategori: , , , , , , , , , , , Umud Urmulu - یکشنبه, اسفند ۱۰, ۱۳۹۳ - 0 comments
اومود اورمولو
تدریس زبان کردی از روز جهانی زبان مادری
تدریس  آزمایشی زبان کردی در مدرسه دولتی راهنمائی صلاح‌الدین ایوبی سقز از دوم اسفند که مطابق با روز جهانی زبان مادری می‌باشد آغاز و از روز نهم اسفند تدریس رسمی زبان کردی طی مراسمی با حضور معلمان و اولیاء آغاز گردیده است.
تدریس زبان کردی در سقز همراه با رونمائی کتاب "درس کردی" که از سوی گروه زبان فارسی تهیه و تدوین گردیده صورت پذیرفته است، از اعضاء هیت تحریره کتاب درس کردی می‌توان به اشخاصی نظیر محمد عرفان پارسا، عبدالخالق رحمانی(شیدا)، امیر حبیبی، محمود کریمی(نوا)، زاهد آرمی و انور برقی ... اشاره نمود. از محتوای کتاب درس کردی می‌توان به زندگینامه و آثار ژیلا حسینی شاعر کرد سقزی اشاره نمود.  
بر اساس سخنان مسئولان مدرسه، آغاز تدریس رسمی زبان کردی و تهیه و تدوین کتاب درس کردی تماما تحت نظر و هماهنگی کامل با مسئولین آموزش و پروش و دیگر ارگان‌های دولتی صورت گرفته است.   
تدریس زبان کردی در دانشگاه آزاد سنندج
رئیس دانشگاه آزاد واحد سنندج از آغاز ارائه 2 واحد درس زبان کردی به صورت اختیاری از سال تحصیلی 1394 خبر داد. بر اساس گفته‌های محمد قربان کیانی در سفر میرزاده رئیس دانشگاه آزاد به سنندج در آذر ماه امسال، مصوبه تدریس زبان کردی در واحد سنندج به تصویب رسیده و منعی برای تدریس زبان کردی در دانشگاه آزاد واحد سنندج وجود ندارد.
بنا به گفته‌های ایشان از اساتید و پژوهشگران زبان کردی نیز برای تهیه و تدوین سرفصل‌های کتاب آموزش زبان کردی در دانشگاه آزاد سنندج نیز دعوت به عمل آمده و با نهائی شدن سرفصل کتاب آموزش زبان کردی از سال آینده دانشگاه آزاد واحد سنندج ارائه 2 واحد اختیاری آموزش زبان کردی را در دستور کار خود قرار خواهد داد.
استاندارد دوگانه در مورد زبان‌های ترکی و کردی 
در حالیکه دولت ایران خود پیشگام تهیه و تدوین کتب آموزش زبان کردی و شروع تدریس زبان کردی در یکی از مدارس دولتی سقز آنهم در روز جهانی زبان مادری گشته چندین فعال ملی ترک در روز جهانی زبان مادری تنها به سبب اینکه با اسامی حقیقی و جمع‌آوری هزاران امضاء با طی طوماری خواستار بزرگداشت روز جهانی زبان مادری در یکی از سالن اجتماعات تهران بوده‌اند‌ و درخواست مجوز رسمی را نیز به استانداری تهران اعلام نموده بودند اکنون در زندان اوین با ادعا‌های واهی به سر می‌برند. اکنون این سوال پیش می‌آید که علت این استاندارد دوگانه دولت ایران در قبال زبان‌های ترکی و کردی در چیست؟ آیا شهروندان ترک دولت ایران اکنون نیز تنها به سبب داشتن هویت ائتنیکی ترک و زبان مادری ترکی نیز در قیاس با شهروندان فارسی‌زبان و کرد می‌باید مورد تبعیض آشکار و سیستماتیک دولت ایران واقع گردند؟ چه عاملی سبب شده که دولت ایران خود پیشگام به رسمیت شناختن و تحقق برخورداری شهروندان کردش از حق آموزش زبان مادری گردد ولی در عین حال همین حق را برای شهروندان ترک به رسمیت نشناسد و منع نماید؟ آیا صرف نزدیکی ساختار زبانی زبان کردی به زبان گروه اقلیت حاکم فارسی‌زبان و تمایز زبان مادری شهروندان ترک از زبان مادری اقلیت حاکم یکی از فاکتورهای به رسمیت شناخته شدن حق برخورداری از آموزش زبان مادری شهروندان کرد بوده است؟ دلیل انتخاب شهروندان کرد برای تدریس زبان کردی چه بوده است؟ چرا شهروندان ترک و مناطق ترک‌نشین که بی‌هیچ تردید از نظر تعدد جمعیتی و پراکندگی قابل قیاس با شهروندان کرد و حتی گروه اقلیت حاکم فارسی‌زبان نمی‌باشند برای اجرای تدریس زبان مادری انتخاب نشده‌اند؟ آیا ساختار قدرت در ایران با به رسمیت شناختن آموزش زبان کردی سعی در نزدیکی هر چه بیشتر جامعه کرد با گروه اقلیت حاکم فارسی‌زبان و استفاده ابزاری از کارت کرد در قبال دیگر ملل غیرفارس از جمله ملت ترک را در سر می‌پروراند؟ سوالات بی‌پاسخ متعددی وجود دارد که همگی ناشی از وجود استاندارد دوگانه و دید تبعیض‌آمیز دولت ایران در قبال شهروندان ترک و کرد می‌باشد.

تحویل کارنامه کردی دانش‌آموزان ترکیه‌ای، محرومیت دانش‌آموزان ترک از آموزش به زبان ترکی

Kategori: , , , , , , , , , , Umud Urmulu - جمعه, بهمن ۰۳, ۱۳۹۳ - 0 comments
اومود اورمولو
گرچه گشایش اولین مدرسه به زبان کردی در شهر دیاربکیر ترکیه خالی از حادثه نبود ولی اولین کارنامه به زبان کردی با الفبای لاتین کردی را مسئولین مدرسه مابین 110 دانش‌آموزی که در مدرسه تحصیل کرده‌اند تحویل دادند.
مدرسه‌ای که به آموزش زبان کردی در شهر دیاربکیر ترکیه مشغول می‌باشد بدون توجه به مقررات و قوانین آموزشی و وزارت آموزش و پرورش ترکیه تاسیس گردیده و به همین سبب بارها مهر و موم شده ولی به علت حمایت‌های بی‌دریغ شهردار منتخب از حزب ب‌د‌پ(شاخه سیاسی حزب کارگران کردستان) مدرسه آموزش زبان کردی توانسته با مشکلاتی به آموزش زبان کردی بپردازد.
اولین کارنامه 110 دانش‌آموزشی که در مدرسه ثبت نام نموده بودند توسط خانم گۆلتن قیشاناق و دیگر شهرداری‌های بزرگ‌شهر دیاربکیر به همراه ارگان‌های سیاسی و اقماری حزب کارگران کوردستان و والدین کودکان تحویل دانش‌آموزان شد. زبان آموزش در مدرسه زبان کردی می‌باشد و به همین منظور کارنامه‌ای که به دانش‌آموزان تحویل شده نیز به زبان کردی و به الفبای لاتین کردی هست.
علت انتخاب مدرسه توسط والدین آموزش زبان مادریست
تیمور پدر چییا سۇدؤکن علت ثبت نام فرزندش در مدرسه فوق را آموزش زبان مادری عنوان می‌کند. او می‌گوید: ما کردیم و ارتباطمان با دنیا به زبان کردی می‌باشد، به همین سبب این مدرسه را انتخاب نمودیم. من می‌خواهم فرزندم هم زبان، فرهنگ، تاریخ و ... خود را بیاموزد. کودکان در صورتیکه به زبانی به غیر از زبان مادری خود آموزش ببینند با خویشتن خود بیگانه می‌شوند در حالیکه با آموزش زبان مادری کودکان به رمز ماندن می‌اندیشند.
فاطمه مادر خاتۇن گۆر از اینکه کودکش در مدرسه‌ای که به زبان مادری‌اش امکان تحصیل هست به تحصیل می‌پردازد ابزار رضایت و خشنودی می‌کند. بنا به گفته او دختر دومش خوش‌شانس بوده که اکنون می‌تواند در مدرسه‌ای که زبان آموزش زبان کردی هست به آموزش ادامه دهد.
 رویای آموزش به زبان مادریمان به حقیقت پیوست
سلما ایرماق عضو کنگره دمکراتیک اجتماع(یکی از نهادهای سیاسی و اقماری وابسته به پ‌ک‌ک) از تحقق رویای آموزش به زبان مادری سخن می‌گوید. بنا به گفته او آموزش به زبان مادری و فراگیری زبان مادری توسط کودکان کرد آرزو و خیال بسیاری از شهروندان ترکیه‌ای بود که امروز تحقق یافته است. 
آموزش زبان مادری در ترکیه توسط قانون اساسی برای چندین اقلیت از جمله کردها تحت عنوان دروس آموزش زبان مادری در تمامی مدارس دولتی و گشایش مدارس خصوصی اکنون قابل تحقق می‌باشد. دولت ترکیه رفرم‌های متعددی را جهت زدودن تبعیض زبانی و فرهنگی برداشته و اقلیت کرد ترکیه‌ای اکنون می‌توانند از آموزش زبان مادری خود بهره ببرند.
آموزش به زبان مادری در ایران
در ایران چندملیتی، چندزبانی، چنددینی و چندفرهنگی میلیونها شهروند ترک، عرب، بلوچ، کرد، گیلک و... که اکثریت شهروندان جغرافیای ایران را تشکیل می‌دهند هنوز نیز محروم از آموزش به زبان مادری خود بوده و ملزم به آموزش اجباری زبان گروه اقلیت حاکم‌ فارسی‌زبان‌اند. به رغم اینکه به گواه تاریخ زبان ترکی حداقل طی 1000 سال متمادی گذشته یکی از اصلی‌ترین زبان‌های حکام ترک بوده اکنون نه تنها از هیچ موقعیتی برخوردار نمی‌باشد بلکه حتی میلیون‌ها شهروند ترک تنها به سبب داشتن هویت ائتنیکی ترک و زبان ترکی و تمایز با گروه اقلیت حاکم از سوی دولت و ملت حاکم کتمان می‌گردند و روزی نیست که هویت ترک و زبان ترکی به زیر سوال برده نشود. 
حسن روحانی و وعده فراموش شده آموزش به زبان مادری
در حالیکه 2 سال از وعده حسن روحانی در ایام انتخابات ریاست جمهوری و در سفر به شهرهای ترک‌نشین مبتنی بر آموزش به زبان مادری، احیاء دریاچه اورمیه و تاسیس فرهنگستان زبان و ادب ترکی می‌گزرد هنوز شاهد کوچکترین اقدام عملی نبوده‌ایم و حتی در اغلب اوقات شاهد افزایش فضای امنیتی، غلطیدن در گفتمان سابق پان‌ایرانیستی، کتمان صورت مسئله نیز می‌باشیم، بارها علی یونسی دستیار حسن روحانی در امور به اصطلاح اقوام و ادیان صورت مسئله آموزش به زبان مادری گروه‌های ائتنیکی غیرفارس را انکار نموده و از عدم وجود چنین مسئله‌ ملی در ایران سخن گفته است.
رسمیت و سراسری شدن زبان ترکی خواست جامعه ترک
بی‌تردید با توجه به سیر تغییر و تحولات منطقه‌ای و جهانی خواست آموزش به زبان ترکی اکنون بیشتر از گذشته در جامعه ترک نهادینه شده به طور فارغ از نگرش متضاد احزاب و سازمان‌های سیاسی / غیرسیاسی ترک همگی بر رسمیت زبان ترکی و سراسری شدن با توجه به ضمانت قانون اساسی تاکید می‌ورزند.   
منبع ترجمه خبر: سایت الجزیره ترکی
http://tinyurl.com/l5fjg8z

آموزش به زبان مادری اقلیت سوریانی در ترکیه، محرومیت آموزش به زبان مادری در ایران

Kategori: , , , , , , , , , , , Umud Urmulu - جمعه, مهر ۰۴, ۱۳۹۳ - 0 comments
اومود اورمولو
مدرسه سوریانی موْر افرم که در منطقه یاشیل‌کؤی شهر استنابول واقع شده سال تحصیلی جدید را با میزبانی 22 دانش آموز آغاز نمود و هدف گزاری امسال مدرسه سریانی میزبانی 30 دانش آموز بیان شده است.
آخرین مدرسه سریانی‌ها در سال 1928 در شهر ماردین ترکیه بود و درست پس از 86 سال مدرسه سریانی موْر افرم کار خود را با جذب 22 دانش آموز جهت آموزش زبان سریانی آغاز نموده است. آغاز آموزش به زبان مادری سریانی‌ها پس از مجادله طولانی حقوقی در ترکیه و پیروزی در سال پیش که در دادگاه‌ عالی ترکیه کسب نمودند شروع شده است.
مجادله حقوقی سریانی‌ها جهت تحقق آموزش به زبان مادری
محکمه 13 اداری شهر آنکارا پارسال بخشنامه عدم گشودن مدرسه از سوی سریانی‌ها که توسط وزیر آموزش و پرورش ابلاغ گردیده بود را لغو نموده و در عین حال پس از لغو قرار صادره نیز اعتراضی از سوی وزیر آموزش و پرورش ترکیه به لغو قرار صورت نگرفت. وقف کلیسای مادر مریم استانبول پس از خرید محلی جهت تاسیس مدرسه اقدام به تهیه، تدوین و کاربرد مفردات درسی سریانی‌ها نموده و سپس برای کسب نشر به وزیر آموزش و پرورش فرستاده شد که سرانجام مسئولین آموزش و پرورش نیز اقدام به تصویب مفردات درسی سریانی‌ها نمودند و نهایتا سریانی‌ها موفق به شروع آموزش زبان مادری خود در سال جدید گشتند. شروع آموزش به زبان مادری سبب ایجاد هیجانی غیرقابل وصف در جامعه سریانی‌ها گردیده است.
تهیه و تدوین مفردات دروس آموزش زبان مادری
مفردات دروس زبان مادری سریانی‌ها توسط بخش انستیتوی سریانی دانشگاه آرتۇکۇله شهر ماردین ترکیه و به رهبری پرفسور محمد ساعد توپراق تهیه و تدوین شده است. ملزومات آموزش زبان سریانی به مانند آنچه که در مدارس ارمنی، رومی و یهودی موجود در ترکیه صورت گرفته توسط وزارت آموزش و پرورش نشر می‌گردد. 
تربیت معلمین آموزش زبان سریانی
به علت عدم وجود آموزش به زبان سریانی معلم و کادر آموزشی که دارای تسلط به زبان یاد شده باشد تربیت نگردیده و معلمین و کادر آموزشی فعلی به همراه دانش آموزان در حال گذراندن دوره فراگیری زبان سریانی می باشند.
ایران و آموزش زبان مادری
در حالیکه دولت ترکیه آموزش به زبان مادری را برای اقلیت 17.000 نفری سریانی به رسمیت شناخته در ایران شاهد تداوم انکار هویت‌های ائتنیکی غیرفارس و سیستم آسیمیلاسیونی آموزشی تک‌زبانه، ایدئولوژیک و تک‌تیپ‌ساز می باشیم. هدف سیستم آموزشی ایران نه تعلیم و تربیت کودکان بر اساس موازین حقوق بشری و مدرن جهانی بلکه فارسیزه کردن کودکان غیرفارس و ببار آوردن جامعه‌ای تک‌زبان و تک‌تیپ بر اساس ویژگی‌های گروه اقلیت فارسی‌زبان حاکم می‌باشد. در حالیکه اصل 19 قانون اساسی ایران بر حقوق برابر و مساوی مردم ایران فارغ از هر قوم، قبیله، رنگ، نژاد، زبان و ... و عدم امتیاز گروه ائتنیکی و زبانی بر دیگری تاکید‌ ورزیده ولی تاکنون میلیون‌ها شهروند ساکن ایران تنها به سبب تمایز زبانی و ائتنیکی با گروه اقلیت حاکم شهروندان درجه چندم دولت محسوب گردیده و از بسیاری از حقوق که اقلیت حاکم از آن بهره‌منداند محروم نگه داشته‌ شده‌اند. در عین حال اصل 30 قانون اساسی ایران از تکلف دولت به تامین وسایل آموزش و پرورش رایگان سخن می‌گوید در حالیکه میلیون‌ها غیرفارس به سبب عدم وجود آلترناتیو آموزشی و عدم جایگیری زبان مادری خود در سیستم آموزش ایران به صورت تحمیلی ملزم به آموزش زبان اقلیت حاکم می باشند.
وعده‌های حسن روحانی در مورد زبان مادری
در حالیکه حسن روحانی در ایام قبل انتخابات ریاست جمهوری و سفر به شهرهای ترک‌نشین و دیگر شهرهای غیرفارس‌نشین وعده تحقق آموزش به زبان مادری را داده بود تاکنون علارغم گذشت بیش از 1 سال از روی کار آمدن دولت وی کوچکترین اقدام عملی در جهت آموزش زبان مادری گروه‌های ائتنیکی مغلوب صورت نگرفته و میلیونها کودک ترک، عرب، بلوچ، کرد، گیلک، مازنی و ... امسال نیز سال تحصیلی جدید را بدون زبان مادری خود و با تحیمل زبان اقلیت حاکم آغاز نمودند.        
منبع ترجمه خبر:
http://tinyurl.com/l2zuv9b

ظلمی که بر "زبان ترکی" و "انسان ترک" در ایران روا داشته شده / می شود

Kategori: , , , , , , , , , , Umud Urmulu - شنبه, مرداد ۱۱, ۱۳۹۳ - 0 comments
اومود اورمولو
پس از فروپاشی سلسله ترک قاجار و ظهور فردی دست نشانده همچون رضاخان تئوریسین‌های نزدیک به وی برای اعمال حاکمیت مطلق دولت مرکزی و عدم تضعیف آن از سوی گروه های ائتنیکی و زبانی متعدد موجود در جغرافیای ایران دست به یکسان سازی وسیع و سراسری قوانین زدند ولی برای اعمال قوانین یکسان ساز وجود یک دولت ملی جزء ضروریات بود. دولت تازه تاسیس شده توسط رضاخان بدون اینکه حق تمثیلیت تمامی گروههای زبانی و ائتنیکی موجود در ایران را داشته باشد این حق را بر خود قائل شد که خود را نماینده تمامی گروههای ائتنیکی و زبانی نامیده و دولتش را "دولت ملی" بخواند، در حالیکه به مرور زمان و تصویب قوانین، گفتمان و ایدئولوژی برتری طلبانه‌ای همچون آریانیسم و باستانگرائی توسط خاندان پهلوی روشن شد که نه تنها دولت وی دولت ملی نبوده و حق تمثیل گروههای متعددی ائتنیکی و زبانی را نداشته بلکه دولت وی تماما از بعد گفتمان، کردار و ایدئولوژی برخواسته و تمثیل کننده جامعه فارس زبان ساکن ایران بوده است.
پس از دولت سازی مصنوعی پروسه‌ای مشابه اینبار برای ملت سازی نیز شروع گردید، ولی مهمترین مانع برای ملت سازی تنوع ائتنیکی، فرهنگی و زبانی ملل عمده موجود در جغرافیای ایران بود. رضاخان برای پدید آوردن جامعه‌ای هموژن دست به دامن اقتصاد مرکزگرا، سیستم اجباری و سراسری آموزش و پرورش، ساخت راه آهن سراسری و ... و الخصوص اصلاحات وسیع در زبان فارسی و موقعیت ویژه و انحصاری بخشیدن بر آن همچون زبان دولتی، زبان ایرانیت، زبان فرهنگ و هنر، زبان ادبیات و شعر، زبان اقتصاد و ... نمود.   
توسعه روند ملت سازی با ویژگی های یکسان ساز به بستر اسامی و نام ها نیز کشیده شد و به بهانه خالص سازی زبان فارسی که زبان برگزیده دولت بود موجی شدید و تکان دهنده بر لیه زبان فارسی و علیه زبان هائی همچون ترکی و عربی به راه افتاد تا تمامی واژه‌هائی که از زبانهای ترکی و عربی وارد زبان فارسی شده و دیگر "بیگانه" خوانده می شدند از زبان فارسی بیرون رانده شوند. نشریاتی همچون کاوه، ایرانشهر، ایران باستان و ... که جزء هم فکران رضاشاه در نیمه اول قدرت وی بودند با یاری جستن از نظریات تئوریسن های آلمان نازی همچون آرتور دو گوبینو، ماکس مولر، استوارات چمبرلین و ... زیرساختهای تاریخی و ایدئولوژیکی لازم جهت مشروعیت بخشیدن به برتری طلبی فارس زبانان و الخصوص زبان فارسی در ایران را به عنوان تمثیل کننده آریائیان محیاء می نمودند. در داخل نیز اشخاصی همچون محمود افشار، تقی زاده، فروغی، جمال زاده، مشفق کاظمی، احمد فرهاد، غلامحسین فروهر، احمد کسروی تبریزی و ... نیز بر طبل ترک و عرب ستیزی می کوبیدند. 
در پروژه مصنوعی ملت سازی رضاخانی که بر پایه طرد تنوع ائتنیکی، فرهنگی و زبانی ملل موجود در جغرافیای ایران شکل گرفته بود زبان گروه اقلیت فارس زبان جزء یکی از ارکان اصلی "ایرانیت" تعریف شده بود و به طور بارزتر ایرانی بودن مترادف با فارس زبان بودن معنا شده بود. در این دوره زبان گروه اقلیت حاکم به عنوان یکی از مهمترین ابزارها برای ایجاد وحدت اجباری ملل موجود در جغرافیای ایران و پروژه ملت سازی بکار بسته شد و در همین حال بود که دیگر زبانها همچون ترکی، عربی، لری، گیلکی، بلوچی، کردی، مازنی، طبری و.. به سبب تمایز با زبان گروه اقلیت حاکم به عنوان زبانهای "غیرملی ایران" نامیده شدند(اکبری، 1384، ص 252). در نامه باستان در زمینه طرز نگرش دولت به زبان حاکم چنین آمده بود: "دم از پارسی‌پرستی و ایران دوستی زدن و سخنان تازی و دیگر بیگانگان را گفتن و نبشتن، آهن سرد کوفتن است.... ما می خواهیم در سایه شاهنشاهی پهلوی، ایران نو را چون ایران باستان بیارائیم و... اگر پلی برای پیوند ایران باستان و ایران نو باشد، همین پارسی خواهد بود و بس..."(ایران باستان 1311 بهمن). در کنار موقعیت های انحصاری زبان فارسی، ارتش واحد، سازمان‌های اداری، سیستم آموزشی و پرورشی اجباری و سراسری مهمترین ابزارهای یکسان ساز دولت پهلوی برای ملت سازی بشمار می رفتند.  
رضاخان برای تغییر و فارسی سازی اسامی ترکی و عربی که بیگانه خوانده می شدند اول از ارتش که خود وزیر جنگ بود شروع نمود و در ادامه فرهنگستان ایران عهده دار فارسی سازی یا به عبارتی ترکی و عربی زدائی شد. فارسی سازی اسامی ترکی نیز تحت قالب "اسامی ایرانی" رفته رفته شروع گردید برای مثال روزنامه ایران به سال 1301 ش. نامه‌ای را که از طرف وزارت خارجه به وزارت داخله ارسال شده بود را به چاپ رساند، به این مضمون که چون ایستگاه های راه آهن جلفا، تبریز و دریاچه اورمیه به اسامی روسی نامیده شده و موجب اشکال است، لازم است که اسامی مزبور را تغییر و برای نقاط مذکور "اسامی ایرانی" انتخاب و معمول شود(1301 دلو 29). این تنها شروع فارسیزده کردن اسامی ترکی و غیرفارسی بود و پس از مدتی فارسی سازی و ترکی زدائی به تغییر نام واحد پول، نام خانوادگی، تابلوها مغازه، اسامی شهرها و روستا، خیابانها، معابر شهری، کوچه ها، میدانها، مدارس، ماهها و ... با تصویب قوانین و دستورات دولتی رسید. 
فارسی سازی اسامی حتی به تغییر نام طوایف، مناطق ایلی، زبان مادری، گروه ائتنیکی و... نیز انجامید به طوریکه احمد کسروی در همین راستا کتابی به نام "آذری یا زبان مردم آذربایجان" نگاشته و در آن کتاب با طرح نظریه های غیرعلمی  به شدت به مفاهیم ترک و زبان ترکی حمله نبوده و به عناونین مخلتف زیر سوال برد، از همان هنگام بود که در راستای سیاست ترکی زدائی پهلوی نام های "آذری" و "زبان آذری" به ترتیب به جای مفاهیم "ترک" و "زبان ترکی" گنجانده شد و این سیاست انکار کننده زبان و هویت ائتنیکی انسان ترک تا به امروز در ایران تداوم داشته است. این مسئله در مورد تغییر نام طوایف و مناطق ایلی نیز برای حذف نشانه های دیگر گروههای ائتنیکی و زبانی غیرفارس زبان بکار بسته شد، برای مثال نامهای خزعل آباد به خسروآباد، خرعلیه به خرم کوشک، عرب به پل دشت، قراعئینی به سیه‌چشمه و ... تغییر داده شدند. بنا به نوشته های خود رضاشاه در سفرهائی که به دیگر مناطق غیرفارس نشین داشته وی شخصا دست به تغییر اسامی و فارسیزه کردن آنها نموده برای مثال در خاطراتش می نویسد: "من در مرکز امر کردم این ایالت را به نام حقیقی و شریف خود یعنی "خوزستان" بخوانند و به تمام ادارات دستور دادم که ابدا این ولایت را عربستان ننویسند(سفرنامه خوزستان، 2535، ص 180؛ حکمت، 2535، ص 237). فارسیزه کردن اسامی غیرفارسی و ترک - عرب زدائی در این دوره به حدی بود که مریت هاکس می نویسد: "روحیه جدید ناسیونالیسم در ایران دریائی است از فاشیسم اگر قرار بود اسمی بر روی محلی بگذارند، دقت خاصی بکار می رفت تا یک کلمه فارسی سره و نه عربی بکار رود". از حدود 107 واژه جغرافیائی که در این دوره با اسامی فارسی عوض گردیده 69 اسم مربوط به منطقه آزربایجان جنوبی بوده است(ساکما: 240027290). بعدها که کمسیون جغرافیائی برای تغییر اسامی و فارسیزه کردن آنها شکل گرفت در اساسنامه و بندهای 3 و 4 آن به ترتیب تغییر اسامی که با پیشوند و پسوند ترکی چای، سو، داغ، بلاغ و ... بود و تغییر اسامی ترکی یا عربی طوایف و نیروهای عشایر ایران به فارسی رسما به صورت سیستماتیک مورد تغییرات اساسی واقع گردید (بدره‌ای، 1357، ص 75).   
فارسیزده کردن سیستماتیک اسامی غیرفارسی و ترکی زدائی در دوره‌های اول و دوم خاندان پهلوی به صورت تماما مشابه ادامه یافت تا اینکه انقلاب اسلامی تحقق یافته و فضای نسبتا باز اندکی برای ملل غیرفارس پدید آمد. ولی این فضاء باز و تغییر نگرش دولت به تنوع زبانی، ائتنیکی و فرهنگی نیز گذرا بود و تمامی سیاست های پهلوی اول و دوم بی کم و کاست تنها با روتوشی از تفسیری خاص از اسلام تشیع دوباره عرضه گردید. رسمیت انحصاری زبان گروه اقلیت حاکم فارس زبان، تصویب آیین نامه اجرایی قانون ممنوعیت بکار گیری اسامی، عناوین و اصطلاحات بیگانه، تداوم فارسی سازی و تغییر اسامی تاریخی ترکی مناطق ملی ترک نشین، تداوم کتمان وجود انسان ترک و زبان ترکی در ایران، عدم آموزش زبان مادری، تحمیل زبان گروه اقلیت حاکم، کتمان تنوع ائتنیکی و زبانی جغرافیای ایران، و صدها مورد اینچنین دیگر ناشی از تداوم همان سیاستهای تنوع ستیز اینبار در دوران انقلاب اسلامی می باشد. حتی چند وقت پیش که حداد عادل رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی در مصاحبه‌ای به صراحت از نقشش در اخراج یک کارمند صدا و سیما تنها به سبب استفاده از کلمه اس‌ام‌اس پرده برداشت راقم این سطور ناخواسته به اخراج رئیس پست و تلگراف احواز وقت به دستور رضاشاه آنهم به سبب اینکه در نامه‌اش به وی یک کلمه اروپائی بکار برده بود(مراسان: 120 786-2-46)افتادم که طرز نگرش افراطی در مورد زبان اقلیت حاکم تغییر نکرده است.
گوشه‌ای از هزاران اسامی ترکی که با اسامی جعلی فارسی عوض گردیده‌‌اند:
ساری سو( آب زرد)، ايسسی سو (آبگرم)، دیلک آداسی (آرزو- جزیره دریاچه اورمیه)، قانلی قایا  (آرش- جزیره دریاچه اورمیه)، آلگون یا الگلو (سقز)، اردشه ‌تپه‌سی(اردشیر – جزیره دریاچه اورمیه)، آراز باری (ارسباران)، یاریم قایا (اشکسر – جزیره دریاچه اورمیه)، اومود (اومید – جزیره دریاچه اورمیه)، تورکلر آداسی (ایران نژاد – جزیره دریاچه اورمیه)، باریش (بارنج - روستا)، باشماق (باشه – از توابع سقز در استان کردستان فعلی)، داغ باغی(خیابان امام علی- اورمیه)، قاراداغ(ارسباران)، خیاو(مشکین شهر)، قاراآغاج(قدس)، اورمیه(رضائیه، ارومیه)، قالاجیک(عزیز آباد)، سۇ باتان(تازه ده)، سرایسکند(هشترود)، ملک کندی(ملکان)، گؤووز کندی(گاوخس)،  توفارقان(آذرشهر)، قاراخاچ(علی آباد)، ساوالان(سبلان)، تیکان تپه(تکاب)، بهنق 2(اسد آوا- اورمیه)، قوتان قوش (برزین – جزیره دریاچه اورمیه)، گمیچی تپه بزرگ تپه – (جزیره دریاچه اورمیه)، بوز قوش (بزگوش- نام کوه)، امچه‌لی (بناور- شهرستان گرگان)، بیناب (بناب- شهر)، بندر انزلی (بندر پهلوی)، آق مسته (بهرام – جزیره دریاچه اورمیه)،  بیله سووار (بیله سوار)، قان یاخماز (پناده - گرگان)، آق قالا (پهلوی دژ- قلعه)، یام (پیام)، دمیر داش (تنجک – جزیره دریاچه اورمیه)، چاخیرلی (جاگر)، جالایان (جلایان – رودخانه)، گامیش آوان (جمشید آباد – محله تبریز)، جووه‌ت (جوبند)، آرپالیق (جوزار – جزیره دریاچه اورمیه)، تاپداق (جوین – جزیره دریاچه اورمیه)، آغ زمی (خاک سفید - مرند)، آللاهیار (خدایار - سقز)، خاروانا (خروانق)، خالخال (خلخال)، داراوار (درآباد)، ترکمن صحرا (دشت گرگان)، گوموش تپه (دمشقیه)، قارل گوز (زال- از ایستگاه های راه آهن)، ساری تپه (زر تپه)، یوخاری آلتین (زرینه بالا - سقز)، آشاغی آلتین (زرینه پائین - سقز)، زولا چای (زولا رود)، ساری قایا (سارقیه)، ساققیزچی (ساقزچی)، سامانلی (سامانی - جزیره دریاچه اوزمیه)، آغ داغ (سپید – جزیره دریاچه اورمیه)، آغ قالا (سپید دژ)، یراق (ستام)، ساراب (سراب)، باش بولاق (سرچشمه - سقز)، سرئین (سرعین)، جئیرانلی(جاریحانی)، آخما قایا(احمقیه)، آجی چای(تلخه رود)،ساری قایا(سارقیه)،قارا گؤل(سیاه استخر)،قیزیل اؤزن(سفید رود) ،اوجان(بستان آباد)، آراز(ارس)، مئیدان چای(مهران رود) ،هلاکو(هرزند)،گلن به‌ی(گل انبر) ،انه‌مه‌(انانق)، تۆرکان اۏوا(فرزانه آباد)، کاظیم خان دیزه‌سی(فلاحی- اورمیه)، ساوۇج(ساوه) ، شورشورا(خیابان منتظری- اورمیه)، باخچاجیق(سردار آباد)، ساریجا (سریجه – جزیره دریاچه اورمیه)، ساغ مئشه (سعدی - اردبیل)، سئداوا (سعید آباد)، آغ تپه (سفید تپه – استان کردستان فعلی)، آغ گونبد (سفید گنبد)، سیئوان (سگبان)، سولطان داغی (سلطان داغی)، سوماقلو کندی (سوماق ده)، سولئیمان کندی (سلمان کند – استان کردستان فعلی)، سونقور (سنقر)، کاظیم خان داشی یا قیرخلار (سنگ کاظم – جزیره دریاچه اورمیه)، قارا گؤل (سیاه استخر)، قاراقایا (سیاه پایه)، قارا سو (سیاه چر)، آللاه وئری خان كؤرپوسو (سی و سه پل - اصفهان)، قارا چمن (سیاه چمن)، قارا چور (سیاه چور)، قاراقان یا قاراغان (سیاه دشت – در استان کردستان فعلی)، قارا بوغدا (سیاه گندم – در استان کردستان فعلی)، قاراناو (سیاه ناو - سقز)، قارا سو (سیاه آب)، قارا آدا (سیاوش- جزیره دریاچه اورمیه)، آغ ائولر(سیمین ده)، قاراعئین (سیاه چشمه – نزدیک ماکو)، قوروچای (شاه آباد)، قورشاقلی (شبدیز – جزیره دریاچه اورمیه)، دوه‌چی (شتربان)، شاراوخانا (شرفخانه)، دوزلوجا تپه‌سی (شورتپه – جزیره دریاچه اورمیه)، قاراوول داغی (شیر کوه)، صوفو چای (صافی رود)، صاندیقلی (صندوقلو)، سفلی آشاغی سوما (صومعه)، باش سوما (صومعه علیا)، قالاجیق (عزیز آباد)، آل آشیق (علی شیخ)، آستاریچای (عنصرود)، گودار چای (قادر رود)، داش آتان(دانش آباد)، قازان خان(غازیان)،قره تپه(سیاه کوه)، قاراوۇل داغی(شیرکوه)،حاجی به‌ی کندی(حاجی بکنده)، سایین قالا(شاهین دژ)،میشو(میشاب)، قافلانتی(قافلانکوه) ،باش بۇلاق(سرچشمه) ،قره سۇ(سیه چشمه) ،اۇچ نووا(اشنویه) ،عربلر(پلدشت)،قویون داغی(کبودان- از جزایز دریاچه اورمیه) ،کیوی(کوثر) ، گۇن‌دۏغان(کندوان)،طارم(آب بر)،زنگان(زنجان)،کؤشک سارای(کشکسرای) ، قره‌لر(علامه مجلسی- اورمیه)سۏیۇق‌بۇلاق(مهاباد) ،ساری‌داش(سردشت)،قاراعئینی(سیه چشمه)، خانا(پیرانشهر)، شئیطان اۏوا(طالقان)، ایراق دهنه(راهدانه)،ائششک یا ائشیک داغی!(جزیره اشک- از جزایر دریاچه اورمیه)،جیغاتی(زرینه رود)، دیلمقان یا سالماس(شاپور)،سولدوز(نقده)،گؤز آیران(کوزه گران)،داش دورگه(درگه سنگ)،قالالار(قلات)،تاتائو(سیمینه رود)،قۏشاچای(میان‌دوآب)، قافلانتی (قافلانکوه)، قیبله بوداغی (قبله چشمه – در استان کردستان فعلی)، قیزیل آغاج (قزل آقاچ)، قالا چای (قلعه رود)، قورووچای (قوری چای)، بارینما یا یوخاری گولایان داشی (کاکائی بالا – جزیره دریاچه اورمیه)، قامچیلار (کام – جزیره دریاچه اورمیه)، یالاقلی (کامه – جزیره دریاچه اورمیه)، آفشارجیق (کاوه – جزیره دریاچه اورمیه)، قویون داغلی (کبودان- جزیره دریاچه اورمیه)، گوجو وار (کجا آباد)، چاغلایان (کرکس- جزیره دریاچه اورمیه)،  کهرلان (کلخوران)، کئچل داشی (کلسنگ)، گون دوغان (کندوان)، قاشیق (کوشک - سقز)، امه‌جنلر (گرز – جزیره دریاچه اورمیه)، قیشلاق (گرمسار)، گلین (گلشن – در استان کردستان فعلی)، كؤمورچايی (گمناب)، خزر (مازندران)، یئددی گؤز(هفت چشمه)،یئددی دئییرمان(هفت آسیاب- اورمیه)،خان دره‌سی(دره قاسملو، دره شهدا)، آرواد کندی(ارباب کندی) ،لاها یا لاهی(لحاق)، چاناق بۇلاق(جناقیرد)، ارجه(ارجق)،کویوز(کویج)،سوم‌ارین(ثمرین)، شوشه‌گمیرن(شیشه‌گران)، دووار باشی(خیابان حر- اورمیه)، قالاجيق (قلعه‌جوق)، موتور باشی(ابوذر- اورمیه)، احمد آوا(احمد آباد)، چیل‌گز(چهل گز)، قارا دووروش (دولت‌آباد)، کهرآلان(کلخوران)، باری(بارق)، سالتاوار(سلطان آباد)، چاناق بۇلاق(چناق بولاق)، کؤرپۆ چونقارالی‌سی(چناقلی پل- اورمیه)، قوناق قیران(روئین دزق)، بیرازمان(پیرازمان، پیرازمیان)، اونار(انار)، سرداراووا(سردابه)، گؤل‌اۆستۆ(فلکه سرگل- اورمیه)، خئیرک(خیارک)، سوما(صومعه)، لیغلی گؤل(لجن گل)، آق‌قالا(آق قلعه)، دووقالاسی(دیو قالاسی)، دده مقصود(بابا مقصود)، ائیوازلی(عیوضلو)، خه‌نه‌یه(خانقاه- اورمیه)، ، قارینجا (ماغ – جزیره دریاچه اورمیه)، ماکی (ماکو)، ماراغا (مراغه)، دره‌گز (محمد آباد)، موتاللیق (متعلق)، آشاغی ماماق (مامک پائین)، گؤی مچيد (مسجد کبود)، عوثمان یوموروغو (مشت عثمان – جزیره دریاچه اورمیه)، چوميسا بولاغی (مهباد چای)، چاناق قایا (مهدیس – جزیره دریاچه اورمیه)، مئیدان چای (مهران رود)، مییو (میاب)، ایری داش (مهرداد – جزیره دریاچه اورمیه)، میشوو (میشاب)، میششو داغ (میشوداغ)، گمیچی آداسی (ناخدا – جزیره دریاچه اورمیه)، آداجیق (نادید – جزیره دریاچه اورمیه)، دانالی یا دانلو (ناهید – جزیره دریاچه اورمیه)، نازلیچای (نازلو رود)، موشون دره‌سی (نوشین دره)، یئنگیجه (نیکجه)، گرگر (هادی شهر)، بين گؤل یا مين گول (هزار برکه)

تغییر نام روستاها از ترکی به کردی در ترکیه، تغییر نامهای ترکی به فارسی در ایران

Kategori: , , , , , , , , , , Umud Urmulu - چهارشنبه, خرداد ۰۷, ۱۳۹۳ - 0 comments
اومود اورمولو
پس از تصویب قانونی در ترکیه که به صورت رسمی اجازه تغییر اسامی از ترکی به دیگر زبانها و عدم اجبار کاربرد زبان ترکی در اسامی روستاها و شهرها را به ارمغان آورد اسامی بسیاری از روستاها و مناطق به زبانهائی به جزء ترکی تغییر یافت به طوریکه وزیر دارائی ترکیه نیزدر مراسم رسمی اقدام به تغییر نام روستای محل زندگی خود از ترکی به کردی شرکت نمود.
محمد شیمشک وزیر دارائی ترکیه با حضور در شهر باتمان و منطقه گۆرجۆش با دستان خود اقدام به نصب تابلوی روستای "بجیرمان" که به زبان ترکی به معنای روستای بدون مالیات می باشد نمود. بنا به گفته‌های وزیر ترکیه‌ای طی سالهای گذشته در حق نام روستا به علت کردی بودن و قانون اجبار کاربرد اسامی ترکی اجحاف شده بود که با تصویب قانون عدم اجبار اسامی ترکی و کاربرد رسمی دیگر زبانها در نامگذاری اسامی روستائی و شهری نام اصلی روستا اعاده شد. بجیرمان در زبان کردی به معنای بدون مالیات می باشد که در دوران عثمانی این روستا از دادن مالیات معاف بود و بدین جهت نیز همین نام به آن داده شده بود.
وزیر دارائی ترکیه تفاوت‌ها را دارائی ترکیه خوانده و از قدم های برداشته شده طی سالهای گذشته در جهت افزایش استانداردهای دمکراسی ترکیه سخن گشود که یکی از این قدمها اعاده بسیاری از اسامی قدیمی به جزء ترکی روستاها و مناطق و حتی خواست تغییر اسامی ترکیه به دیگر زبانها در صورت خواست مردم محلی بود.
در حالیکه ترکیه به سرعت در حال رفع اجحافات زبانی بر شهروندانش که از جمله نتایج دولت- ملت سازی قرون 19‌’همی بوده می باشد ما در ایران شاهد تداوم تبعیضات زبانی و یا به عبارت صریحتر استعمار زبانی گروههای محکوم می باشیم. هنوز نیز هزاران نام اصیل و تاریخی ترکی تنها به سبب رسمیت انحصاری زبان گروه اقلیت حاکم و کتمان سکونت میلیونها شهروند ترک با اسامی جعلی و بعضا تحقیر آمیز فارسی تغییر داده میشوند. در حالیکه دولت ملت حاکم در ایران کمر همت به فارسی سازی اسامی ترکی در آزربایجان جنوبی و دیگر مناطق ترک نشین بسته در عوض با استانداردی دوگانه برای نام "خلیج عرب" که بی تردید جزئی از جغرافیای تاریخی اعراب داخلی و خارجی می باشد میلیاردها دلار پول ملی جهت پروپاگاندا سازی بکار بسته میشود، حتی در بسیاری از مناطق ترک نشین همچون اورمیه دهها مدرسه، پل، فروشگاه‌های دولتی و .. با نام خلیج عرب مزین گردیده‌اند. دقیقا همین چند سال پیش بود که تمامی اسامی ترکی جزایر دریاچه اورمیه به اسامی مضحک فارسی تغییر داده شد. 
گوشه‌ای از هزاران نام ترکی که به اسامی جعلی فارسی تغییر داده شده‌اند: 
یالاقلی (کامه – جزیره دریاچه اورمیه)، آفشارجیق (کاوه – جزیره دریاچه اورمیه)، قویون داغلی (کبودان- جزیره دریاچه اورمیه)، گوجو وار (کجا آباد)، چاغلایان (کرکس- جزیره دریاچه اورمیه)،  کهرلان (کلخوران)، کئچل داشی (کلسنگ)، گون دوغان (کندوان)، قاشیق (کوشک - سقز)، امه‌جنلر (گرز – جزیره دریاچه اورمیه)، قیشلاق (گرمسار)، گلین (گلشن – در استان کردستان فعلی)، كؤمورچايی (گمناب)، خزر (مازندران)، یئددی گؤز(هفت چشمه)،یئددی دئییرمان(هفت آسیاب- اورمیه)،خان دره‌سی(دره قاسملو، دره شهدا)، آرواد کندی(ارباب کندی) ،لاها یا لاهی(لحاق)، چاناق بۇلاق(جناقیرد)، ارجه(ارجق)،کویوز(کویج)،سوم‌ارین(ثمرین)، شوشه‌گمیرن(شیشه‌گران)، دووار باشی(خیابان حر- اورمیه)، قالاجيق (قلعه‌جوق)، موتور باشی(ابوذر- اورمیه)، احمد آوا(احمد آباد)، چیل‌گز(چهل گز)، قارا دووروش (دولت‌آباد)، کهرآلان(کلخوران)، باری(بارق)، سالتاوار(سلطان آباد)، چاناق بۇلاق(چناق بولاق)، کؤرپۆ چونقارالی‌سی(چناقلی پل- اورمیه)، قوناق قیران(روئین دزق)، بیرازمان(پیرازمان، پیرازمیان)، اونار(انار)، سرداراووا(سردابه)، گؤل‌اۆستۆ(فلکه سرگل- اورمیه)، خئیرک(خیارک)، سوما(صومعه)، لیغلی گؤل(لجن گل)، آق‌قالا(آق قلعه)، دووقالاسی(دیو قالاسی)، دده مقصود(بابا مقصود)، ائیوازلی(عیوضلو)، خه‌نه‌یه(خانقاه- اورمیه)، ، قارینجا (ماغ – جزیره دریاچه اورمیه)، ماکی (ماکو)، ماراغا (مراغه)، دره‌گز (محمد آباد)، موتاللیق (متعلق)، آشاغی ماماق (مامک پائین)، گؤی مچيد (مسجد کبود)، عوثمان یوموروغو (مشت عثمان – جزیره دریاچه اورمیه)، چوميسا بولاغی (مهباد چای)، چاناق قایا (مهدیس – جزیره دریاچه اورمیه)، مئیدان چای (مهران رود)، مییو (میاب)، ایری داش (مهرداد – جزیره دریاچه اورمیه)، میشوو (میشاب)، میششو داغ (میشوداغ)، گمیچی آداسی (ناخدا – جزیره دریاچه اورمیه)، آداجیق (نادید – جزیره دریاچه اورمیه)، دانالی یا دانلو (ناهید – جزیره دریاچه اورمیه)، نازلیچای (نازلو رود)، موشون دره‌سی (نوشین دره)، یئنگیجه (نیکجه)، گرگر (هادی شهر)، بين گؤل یا مين گول (هزار برکه)، آغ ائولر(سیمین ده)، قاراعئین (سیاه چشمه – نزدیک ماکو)، قوروچای (شاه آباد)، قورشاقلی (شبدیز – جزیره دریاچه اورمیه)، دوه‌چی (شتربان)، شاراوخانا (شرفخانه)، دوزلوجا تپه‌سی (شورتپه – جزیره دریاچه اورمیه)، قاراوول داغی (شیر کوه)، صوفو چای (صافی رود)، صاندیقلی (صندوقلو)، سفلی آشاغی سوما (صومعه)، باش سوما (صومعه علیا)، قالاجیق (عزیز آباد)، آل آشیق (علی شیخ)، آستاریچای (عنصرود)، گودار چای (قادر رود)، داش آتان(دانش آباد)، قازان خان(غازیان)،قره تپه(سیاه کوه)، قاراوۇل داغی(شیرکوه)،حاجی به‌ی کندی(حاجی بکنده)، سایین قالا(شاهین دژ)،میشو(میشاب)، قافلانتی(قافلانکوه) ،باش بۇلاق(سرچشمه) ،قره سۇ(سیه چشمه) ،اۇچ نووا(اشنویه) ،عربلر(پلدشت)،قویون داغی(کبودان- از جزایز دریاچه اورمیه) ،کیوی(کوثر) ، گۇن‌دۏغان(کندوان)،طارم(آب بر)،زنگان(زنجان)،کؤشک سارای(کشکسرای)     
منبع ترجمه خبر: سایت روزنامه حریت چاپ ترکیه  
http://tinyurl.com/qzwfudc

تاسیس دانشگاه با محوریت آموزش به زبان کردی در ترکیه، تداوم عدم آموزش به زبان ترکی در ایران

Kategori: , , , , , , , , , , , Umud Urmulu - یکشنبه, اردیبهشت ۰۷, ۱۳۹۳ - 0 comments
اومود اورمولو
تاسیس اولین دانشگاه با محوریت زبان کردی
دولت ترکیه در راستای به رسمیت شناختن حق برخورداری از آموزش به زبان مادری تمامی شهروندانش در سلسله رفرم های زبانی و فرهنگی اکنون دست به تاسیس اولین دانشگاه با محوریت آموزش به زبان کردی در دیاربکیر زده است.
پس از اعلان تاسیس اولین دانشگاه با محوریت زبان کردی در نشریه رسمی دولت ترکیه که به نام وقف "بین النهرین" ثبت گردیده عملیات اجرائی و قانونی تاسیس دانشگاه شروع گردیده است. وقف بین النهرین دارای اعضای متعدد و شناخته شده از جامعه کرد از جمله شیوان پرور خواننده ناسیونالیست کرد، فعالین حقوق بشر کرد، روزنامه نگاران کرد، سرمایه داران کرد، آکادمیسینهای کرد و ... می باشد.
بر اساس اخبار اولیه منتشر شده زبان اول آموزش زبان کردی و سپس در سالهای پیش رو زبان های ترکی و انگلیسی نیز به آموزش افزوده خواهد شد، در برنامه بلند مدت دانشگاه آموزش زبانهای ارمنی و سریانی نیز در دستور کار واقع شده است.
نهادهای آموزشی چندزبانه
بر اساس گفته های دکتر سلیم اولچر رئیس وقف بین النهرین زیرساخت های لازم برای تاسیس اولین دانشگاه به زبان کردی در ترکیه از 1 سال پیش و با همکاری 15 نفر از فعالین پیشروی جامعه کرد آغاز شده است. رئیس وقف بین النهرین از برنامه های مدون مسئولین دانشگاه برای تاسیس نهادهای آموزشی چندزبانه در منطقه خبر داده است. هدف دانشگاه بسط و گسترش زبان کردی، فراهم نمودن آموزش به زبان مادری، مد نظر قرار دادن فرهنگ کرد و... بیان گردیده است.      
سنت شکنی در نام دانشگاه
اولین دانشگاه با محوریت آموزش به زبان کردی در ترکیه ویژگی دیگری که دارد نام آن می باشد که به نام "آمد" که ناسیونالیست های کرد این نام را نام اصلی شهر دیاربکیر ترکیه معرفی می کند خواهد بود که در نوع خود سنت شکنی بزرگی می باشد. 
آموزش به زبان مادری در ایران
علارغم اینکه منطقه جغرافیائی ایران از بعد تعدد و تنوع ائتنیکی و زبانی قابل قیاس با هیچ یک از کشورهای منطقه و دنیا نیست به سبب سیاست های ورشکسته دولت- ملت سازی قرن 18 آنهم بر اساس ویژگی های گروه اقلیت حاکم فارس زبان اکنون نیز وجود تعدد ائتنیکی و زبانی در ایران به صورت رسمی کتمان می گردد. برای مثال در حالیکه عراق جنگ زده دارای 5 زبان رسمی و افغانستان نیز دارای چندین زبان رسمی می باشند در ایران اکنون نیز با رسمیت انحصاری گروه اقلیت حاکم فارس زبان مواجه می باشیم. در جغرافیای ایران بحثی که از سوی دولت و ملت حاکم در جریان می باشد وجود یا عدم وجود انسان ها، زبان ها، ادیان و فرهنگ های مختلف می باشد نه تحقق ابتدائی ترین حقوق میلیونها شهروند این جغرافیا که تنها به سبب تمایز ائتنیکی و زبانی با گروه اقلیت حاکم شهروندان دولت حاکم نبوده و مورد انواع تبعیض ها واقع می گردند. اکنون نیز وجود انسان ترک و زبان ترکی به صورت رسمی و سیستماتیک در این جغرافیا از سوی دولت و ملت حاکم کتمان گردیده و  به زیر سوال برده می شود. ترکان ساکن این جغرافیا که نه گروه اقلیت قومی بلکه ملتی بی دولت تحت استعمار داخلی گروه اقلیت حاکم می باشند از اولیه‌ترین حقوق ابتدائی خود مرحوم نگه‌ داشته‌ شده‌اند.
روحانی و آموزش به زبان مادری
حسن روحانی که در سفرهای انتخاباتی به شهرهای ترک نشین وعده تاسیس فرهنگستان زبان و ادب ترکی، احیاء دریاچه اورمیه و آموزش به زبان مادری را داده بود علارغم گذشت بیش از 6 ماه از آغاز بکار دولت به جزء انتصاب وزیر اطلاعات دولت قبلی به سمت غیراجرائی مشاور امور به اصطلاح اقوام هیچ عملی انجام نداده است.  
منبع ترجمه خبر:
http://tinyurl.com/m7wsybt
با پشتیبانی Blogger.
 
UrmiyeNews.Com - Batı Azerbaycan'ın Sesi
Tema: Bal Medya