‏نمایش پست‌ها با برچسب چندزبانی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب چندزبانی. نمایش همه پست‌ها

گام بلند مقدونیه جهت رسمیت دوزبانگی، اصرار بر سیاست‌ ورشکسته تک‌زبانگی در ایران

Kategori: , , , , , , , , , , Umud Urmulu - یکشنبه, دی ۲۴, ۱۳۹۶ - 0 comments
گام بلند مقدونیه جهت رسمیت دوزبانگی، اصرار بر سیاست‌ ورشکسته تک‌زبانگی در ایران
اومود اورمولو
طرح قانونی با نام "کاربرد زبان‌ها" در مجلس مقدونیه که امکان استفاده رسمی از زبان آلبانیائی را در کنار زبان رسمی فعلی مقدونیه فراهم میکند، با موافقت نمایندگان از مجلس مقدونیه رای آورد.
علارغم عدم شرکت دو حزب "سازمان انقلابی مقدونیه" و "اتحاد ملی دمکراتیک" که احزاب مخالف در مجلس‌اند، نمایندگان در رای‌گیری اول طرح یاد شده 69 رای آری دادند که سبب گذر به مرحله دوم رای‌گیری گشت که در مرحله دوم نیز با 26 رای موافق و 1 رای ممتنع طرح کاربرد زبان‌ها از مجلس مقدونیه رای مثبت گرفته و به تصویب رسید.
بنا به سخنان آرتان قرۇبی از حزب اتحاد دمکراتیک با تصویب قانون کاربرد زبان‌ها از این به بعد تمامی شهروندان در تمامی ارگانهای مرکزی حس برابری میان زبان‌های آلبانیائی و مقدونی را احساس خواهند نمود. آرتان یادآوری می‌نماید که با انتشار طرح تصویب شده در روزنامه رسمی هیچ مانعی بر کاربرد زبان آلبانیائی در بناهای مجلس، رئیس جمهور و دیگر بناها وجود نخواهد داشت.  وزیر دادگستری مقدونیه نیز با تصویب قانون کاربرد زبان‌ها از رسمیت زبان آلبانیائی که زبان 20% شهروندان مقدونیه می باشد سخن گفته است. 
گئورگ ایوانوف رئیس جمهور مقدونیه در سخنرانی آخر سال خود در مجلس با انتقاد از طرح کاربرد زبان‌ها، طرح یاد شده را تهدیدی برای ساختار یکپارچه مقدونیه اعلام نموده و آن را متضاد با قانون اساسی خوانده بود.
تداوم سیاست شکست خورده تک‌زبانگی در ایران
علارغم تسریع روندهای منطقه‌ای و جهانی به سمت رسمیت شناختن تفاوتهای زبانی، دینی، ائتنیکی، فرهنگی که شاهدیم ما در جغرافیای ایران چندملیتی، چنددینی، چندفرهنگی، چندزبانی شاهد تداوم سیاست ورشکسته بر اساس تئوری یک ملت-یک زبانیم. سیاست دیگرستیزی که به جزء بازتولید گفتمان نفرت ائتنیکی و انشقاق هرچه بیشتر شهروندان این جغرافیاعایدی به همراه نداشته است. به باور بسیاری از اکتیویست‌های غیرفارس به رسمیت شناختن تنوع زبان‌ها در ایران به وسیله درج در قانون اساسی در کنار احقاق حقوق زبانی گروه‌های ائتنیکی مغلوب میتواند به عنوان اولین قدم دولت در جهت توقف سیاست‌های آسیمیلاسیونی و تحمیل یک زبان اقلیت در نظر گرفته شود. 
ترک‌ها با پیشنهاد گذر از سیستم آموزشی تک‌زبانه، ایدئولوژیک و تک‌تیپ‌ساز خواستار رسمیت زبان ترکی تحت ضمانت  اجرائی قانون اساسی و آموزش رسمی و اجباری زبان ترکی از مهد کودک تا دانشگاه‌اند.      
منبع ترجمه خبر:
https://tinyurl.com/yasgp6tl

رسمیت چند زبان در کردستان عراق، تداوم سیاست تک‌زبانی در ایران

Kategori: , , , , , , , , , , , , Umud Urmulu - دوشنبه, آبان ۱۲, ۱۳۹۳ - 0 comments
اومود اورمولو
نماینده‌گان پارلمان منطقه کردستان عراق در نشستی رسمیت زبان ترکی ترکمانی را در مناطق کردستان عراق به رسمیت شناختند و با این قدم برداشته شده توسط حکومت خودمختار کردستان عراق به صورت رسمی این منطقه نیز به جمع مناطقی با رسمیت چند زبان پیوست.
دیروز لایحه‌ای که دربرگیرنده رسمیت زبان ترکی ترکمانی در منطقه کردستان عراق بود توسط تنی چند از نماینده‌گان کردستان عراق به پارلمان آورده شده بود و پس از رای‌گیری در کنار رسمیت زبان‌های کردی و عربی زبان ترکی ترکمانی نیز به عنوان سومین زبان رسمی منطقه خودمختار کردستان عراق به رسمیت شناخته شد و حکومت کردستان عراق شرط برخورداری از این حق را برای ترکان عراقی جغرافیاهائی که دربرگیرنده 20% جمعیت ترک‌نشین باشد را اعلام نموده است. 
آیدین معرۇف نماینده حزب جبهه ترکمان عراق با ذکر اهمیت رسمیت زبان ترکی ترکمانی در منطقه خودمختار کردستان عراق سخنان زیر را بیان داشت:
از این پس زبان ترکی در کنار زبان‌های عربی و کردی در منطقه خودمختار کردستان عراق از موقعیت رسمی برخوردار بوده و در ادارات، سازمان‌ها، نها‌دها و... نیز قابل کاربرد رسمی خواهد بود. مناطقی از اربیل و سلیمانیه که دارای جمعیت قابل توجهی ترکمان نشین می‌باشند از این پس می‌توانند از رسمیت زبان ترکی بهره ببرند.
وجود یا عدم وجود ساختارهای آموزش زبان ترکی در کردستان عراق
معروف با ذکر کاربرد زبان ترکی ترکمانی در مدارس عراق از سال 1993 خاطرنشان می‌کند:
ترکمانان در این موضوع دارای زیرساخت‌های لازم جهت آموزش زبان ترکی می‌باشند، برای مثال ما در اربیل 13 و در سلیمانیه دارای 3 مدرسه می‌باشیم که مفردات مدارس یاد شده تماما به زبان ترکی به دانش آموزان ارائه می‌گردد.  در دیگر سو تا به امروز هزاران جوان ترک از دانشگاه صلاح‌الدین اربیل موفق به اتمام تحصیلات خود در رشته زبان و ادبیات ترکی گردیده‌اند که می‌توانند در فراهم نمودن زیرساختهای آموزش زبان ترکی مسئولیت بر عهده گیرند. 
سوای اهمیت برخورداری زبان ترکی از موقعیت رسمی در منطقه خودمختار کردستان عراق تحقق کامل آموزش چندزبانه به صورت تساوی با شهروندان کرد کردستان عراق خود مقاله‌ای دیگر را می‌طلبد، ولی مهمترین مسئله شناخت زبان ترکی در کردستان عراق و گذر از سیستم تک‌زبانه و تک‌تیپ و ایدئولوژک به سیستم آموزشی تکثرگرا می‌باشد که می‌باید مسئولیت کردستان عراق را بابت این مسئله ستود. گذر کردستان عراق به سیستم آموزشی چندزبانه بیانگر واقعیت عدم قیاس این منطقه خودمختار با ایران می‌باشد. 
آموزش به زبان مادری ایران
علارغم اینکه جغرافیای ایران دربرگیرنده صدها گروه ائتنیکی و زبانی مختلف با اقلیت حاکم می‌باشد تاکنون به صورت رسمی وجود گروه‌های ائتنیکی و زبانی یاد شده از سوی دولت و ملت حاکم کتمان گردیده و شهروندان غیرفارس دولت ایران تنها به سبب تمایز زبانی و ائتنیکی با گروه اقلیت حاکم به واقع شهروندان درجه چندم دولت نگریسته شده‌اند. میلیون‌ها ترک که بی‌تردید بزرگترین گروه زبانی و ائتنیکی موجود در جغرافیای ایران‌اند علارغم داشتن پیشینه تاریخی دولت‌مداری ترکی و رسمیت زبان ترکی در دوره‌های متعدد حکمداران ترک اکنون از اولیه‌ترین حقوق زبانی و ائتنیکی محروم گردیده و حتی هزینه‌های ملی فراوانی برای تحقیر، کتمان، به زیر سوال بردن، طرد، آسیمیلاسیون و ... زبان و هویت ترک در ایران طی سال‌های گذشته و اکنون بکار بسته شده و می‌شود.
رسمیت انحصاری زبان اقلیت حاکم فارسی‌زبان
در حالیکه منطقه خودمختار کردستان عراق با جمعیتی حدود 5 میلیونی دارای 3 زبان رسمی کردی، عربی و ترکی می‌باشد ایران 75 میلیون نفری با صدها گروه ائتنیکی و زبانی دارای یک زبان رسمی می‌باشد و دولت و ملت حاکم با استفاده از ابزارهای تبلیغاتی وسیعی که دارند بر تداوم سیاست‌های تک‌زبانی و تحمیل زبان اقلیت حاکم بر میلیون‌ها غیرفارس به عناوین مختلف اصرار می‌ورزند، در منظر گروه اقلیت حاکم رسمیت چند زبان مسئله‌ای استثنائی تلقی گردیده در حالیکه امروزه رسمیت تک‌زبان در جغرافیاهائی به مانند ایران که میزبان صدها گروه ائتنیکی و زبانی می‌باشد موردی استثنائی هست.   
سیستم آموزش تک‌زبانه در ایران
سیستم آموزشی ایران بر پایه زبان اقلیت حاکم بنا نهاده شده و میلیون‌ها کودک ترک، عرب، بلوچ، کرد،گیلک، مازنی، لر و ... برای برخورداری از امکانات آموزشی دولت ایران می‌باید هویت ائتنیکی و زبان مادری خود را طرد نموده و در گفتمان اقلیت حاکم آسیمیله گردند تا بتوانند از امکانات دولتی برخوردار شوند. این مسئل در حالی صورت می‌پذیرد که قانون اساسی فعلی ایران در بندهائی سخن از مسئولیت دولت ایران در جهت فراهم نمودن زیرساخت‌های آموزشی برای تمامی شهروندانش را بیان می‌کند.
حسن روحانی و آموزش زبان مادری
در حالیکه حسن روحانی در صورت پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری تحقق آموزش به زبان مادری گروه‌های مغلوب را در سفر به مناطق ملی غیرفارس‌نشین وعده داده بود و حتی بیانیه‌ای را نیز امضا و منتشر نموده بود علارغم گذشت نزدیک به 2 سال از بر عهده گرفتن مسئولیت ریاست جمهوری توسط وی کوچکترین قدمی در راه آموزش به زبان مادری گروه‌های مغلوب برداشته نشده و شاهد تکرار گفتمان استعماری گذشته می‌باشیم.     
منبع ترجمه خبر:
http://tinyurl.com/m9su63o

مبارزه با "استعمار زبانی" در آفریقا

Kategori: , , , , , , , , , , , Umud Urmulu - شنبه, تیر ۱۴, ۱۳۹۳ - 0 comments
اومود اورمولو
در آفریقا نقشه زبانی کلاسیک در حال تغییر می باشد، زبان های رسمی به علل اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و ... به عقب نشسته و جای آنها را زبانهای جدیدی می گیرد.
گامبیا که در غرب قاره آفریقا واقع شده و سالها زبان رسمی‌اش زبان انگلیسی بوده اکنون با توجه به سیاست‌های دولت گامبیا مبنی بر مبارزه با "استعمار زبانی"، زبان عربی جایگاه زبان حاکم را به خود اختصاص داده است. یحیی جمیح رئیس جمهور گامبیا در تاریخ 6 مارس از نیت حکومت خود مبنی بر مبارزه با استعمار زبانی و بازگشت به خویش تن خویش که همانا کاربرد وسیع زبان ملیشان می باشد خبر داده است.
آقای جمیح در مصاحبه‌ای که با کانال تلویزیون دولتی GRTS داشت سخنان زیر را بر زبان آورده:
استعمارگران هر آنچه داشتیم را به یغما بردند و در پس خود تنها زبان انگلیسی را به عنوان میراث استعماری بجای گذاشتند، ما مصمم به مبارزه استعماری زبانی می باشیم و به زودی زبان عربی جایگزین زبان انگلیسی خواهد شد.
تفکر مبارزه با استعمار زبانی سبب گردیده که گامبیا از مجمع کشورهای مشترک المنافع بریتانیا کنار گذاشته شود، در تاریخ 2 اکتبر 2013 حکومت وقت از عدم اشتراک گامبیا در یک مجمع استعماری خبر داده بود و در تاریخ 24 مارس به صورت رسمی زبان عربی زبان رسمی گامبیا اعلان گردید.    
یکی از زبان شناسان دانشگاه شیخ آنتا دیوپ در مصاحبه‌ای که در همین زمینه با سایت خبری آناطولی ترکیه داشته چنین می گوید:
زبان عربی بی تردید جزئی جداناپذیر از میراثمان می باشد و طرد زبان استعماری انگلیسی و کاربرد رسمی و دولتی زبان عربی به نوعی بازگشت به خویشتن خویش می باشد. پس از انقلاب زبانی و کشف حقیقت زبان بود که اتحاد ملی‌مان بیشتر شد و در سایه رشد اقتصادی نیز کاربرد زبان عربی فزونی می یاید و انسانها به سبب گردش چرخه اقتصادی به زبان ملی خود روی می آوردند. 
گرچه که ملت ترک ساکن منطقه جغرافیائی ایران اکنون در استعمار داخلی دولت و ملت حاکم به سر می برند و از دولت ملی خود بی‌نصیب‌اند و نمی توان از مبارزه دولت ملی با استعمار زبانی سخن گفت ولی شیوه‌های مبارزاتی که در دنیا و الخصوص در جغرافیاهائی نظیر آفریقا که استعمار زبانی را تجربه کرده‌اند بی‌تردید می تواند سبب افزایش آگاهی جامعه ترک و نسل جوان ترک با مفهوم "استعمار زبانی" و شیوه‌های مسالمت آمیز و مدرن علیه مبارزه با استعمار زبانی یاری رساند. بی‌شک تنها در سایه رهائی زبان مادری و ملی‌مان ترکی خواهیم توانست به سمت احیاء دولت مداری ترکی و رهائی از یوغ استعمار داخلی قدم برداریم.   
منبع ترجمه خبر:
http://tinyurl.com/olv8mua

شروع "آموزش زبان ترکی" در دبیرستان‌های آلمان، عدم "آموزش به زبان ترکی" در ایران

Kategori: , , , , , , , , , , , Umud Urmulu - پنجشنبه, اسفند ۲۹, ۱۳۹۲ - 0 comments
اومود اورمولو
بعضی از مدارس آلمان در دوره دبیرستان شروع به آموزش زبان ترکی برای دانش آموزانی که خواستار آموزش زبان مادری خود می باشند نموده اند.
مئدیای ترکیه گزارشی از این مدارس تهیه کرده که ترجمه آزادی از این گزارش در زیر گردآوری شده است. 
آموزش زبان ترکی در آلمان
در شهر گلزنکیرشن(Gelsenkirchen) آلمان و دبیرستان ریچارد که 15 دانش آموز به کلاس 11 وارد خواهند شد می باشیم، تمامی 15 دانش آموز آموزش زبان ترکی را در مدارس آغاز نموده و در کلاس ها شرکت داشته اند. دانش آموزان یاد شده در کنار امتحانات لازم جهت گرفتن مدرک دیپلم در آزمونهای زبان ترکی نیز شرکت خواهند کرد. درس امروز در مورد شعر و تحلیلش می باشد.
انس چتین‌ار یکی از دانش آموزان در مورد شعر چنین می گوید: شاعر زیبائی های دنیای زنان را با دیدی بسیار ظریف به تصویر می کشد. دبیرستان ریچارد یکی از اولین مدارسی می باشد که شروع به آموزش زبان ترکی برای کودکان ترک نموده به طوریکه بیش از 30 سال می باشد آموزش زبان ترکی در مفردات دروس این دبیرستان به عنوان عضوی ثابت تدریس می گردد. مدیر مدرسه آقای اورسلا کله علت آموزش زبان ترکی در این دبیرستان را در راستای افزایش تسهیلات برای مهاجرین جوان بیان می کند.
آموزش زبان ترکی به کودکان مهاجرین ترک
بسیاری از کودکان خانواده های مهاجر دارای شرایط لازم جهت ورود به دانشگاه گلزنکیرشن را دارا می باشند ولی به دلایلی ما را انتخاب نمی نمودند، ما به عنوان مسئولین این دبیرستان سعی در برنامه ریزی برای حل مشکلات کودکان مهاجر نمودیم. برای مثال آزمون های دیپلم ما دربرگیرنده امکان انتخاب دومین زبان از مابین زبانهای فرانسوی، لاتین ویا ترکی می باشد که برای دانش آموزانی که مسلط به زبان ترکی نمی باشند دروس در سطح بالائی ارائه می گردد که سبب بوجود آمدن مشکلاتی نیز می گردد.
سرنای اۆلکر در مورد آموزش زبان ترکی چنین می گوید: در اساس با آموزش دروسی که به زبان آلمانی می گیریم تفاوتی ندارد. شیوه های آنالیز و بحث شعر را تماما یکسان تنها با تفاوت زبان انجام می دهیم. بر اساس آمار رسمی ایالت راین وستفالن در سال گذشته حدود 8 هزار و 500 دانش آموز دبیرستانی درس آموزش زبان ترکی را به عنوان زبان مادری خود فرا گرفته اند. تخمینها حاکی از این می باشد که مدارس در سال پیش رو  نیز با افزایش قابل ملاحظه‌ای از دانش آموزانی که خواهان آموزش زبان مادری خود یعنی زبان ترکی باشند مواجه خواهد شد.
در آلمان دانشکده دیوسبورگ اسن ویژگی تنهاترین مجمع آکادمیکی را دارا می باشد که به امر تربیت و پرورش معلم جهت آموزش زبان ترکی می پردازد. این دانشکده در سال 1995 تاسیس گردیده که بنا به گفته پینار اۏغۇزقان که یکی از مسئولین بخش ترکولوژی دانشکده یاد شده آن زمان که دانشکده کار خود را با 30 معلم آغاز نموده بود اکنون میزبان 620 معلم جهت گذراندن دوره معلمی آموزش زبان ترکی می باشند.      
آموزش به زبان مادری در ایران  
در حالیکه دولت آلمان با بودجه ملی هزینه های لازم جهت آموزش کودکان مهاجر را تقبل می کند در جغرافیای ایران چندملیتی، چنددینی، چندفرهنگی و چندزبانی میلیونها کودک ترک،عرب، بلوچ، لر، کرد، گلیک، مازنی و ... علارغم اینکه هزاران سال در این جغرافیا زیسته و دارای مناطق ملی خود می باشند تنها به سبب تمایز زبانی و ائتنیکی با گروه اقلیت حاکم از تمامی حقوق خود از جمله حق آموزش به زبان مادری محروم نگه داشته شده و  ملزم به آموزش اجباری زبان گروه اقلیت حاکم می باشند. این مسئله در حالی صورت می پذیرد که گروه اقلیت حاکم فارس زبان در سیستم آموزشی سراسری و اجباری که بر اساس رسمیت انحصاری زبان گروه اقلیت حاکم شکل گرفته تنها به آموزش زبان مادری خود اکتفا می کند و بدین صورت کودکان ملل غیرفارس متحمل تبعیض زبانی می گردند.  
دولت حسن روحانی و وعده هائی که تحقق نگردید
در دوره تبلیغات انتخاباتی حسن روحانی در سفری که به مناطق ترک نشین نظیر تبریز، اورمیه، اردبیل و .. داشت در صورت پیروزی در انتخابات تحقق وعده هائی همچون حق برخورداری از آموزش به زبان مادری، احیاء دریاچه اورمیه و تاسیس فرهنگستان زبان و ادب ترکی را داده بود که علارغم گذشت بیش از 6 ماه از آغاز بکار دولت حسن روحانی شاهد تداوم نگاه امنیتی به مسئله زبانهای گروههای ائتنیکی محکوم الخصوص ملت ترک می باشیم به طوریکه در روز جهانی زبان مادری صدها فعال مدنی و ملی ترک تنها به سبب پاسداشت روز جهانی زبان مادری در اهر آزربایجان بازداشت شدند.
"آموزش به زبان مادری" یا "آموزش زبان مادری" 
دولت حسن روحانی پس از تشکیل کابینه برای اولین بار علی یونسی وزیر اطلاعات دوره پیشین را به سمت غیراجرائی مشاور به اصطلاح اقوام منصوب نمود که ایشان نیز طی مصاحبه های متعدد با بیان نگاه دولت حسن روحانی مسئله‌ای به نام "آموزش به زبان مادری" را به کل به عنوان موضوعی ملی و سراسری کتمان نموده و با دیدی تقلیل گرایانه این موضوع را خواست چند شخص و یا گروه سیاسی خوانده اند. در کنار این مسئله ایشان چند بار از آموزش 1-2 ساعت در هفته زبان مادری گروههای محکوم یا همان آموزش زبان مادری در کنار یگانه زبان رسمی حاکم سخن راندند. در حالیکه در همین خبر و صدها نمونه مشابه می توان دید دولت ها در جوامع مدرن، مترقی و دمکرات برای عدم دیکتاتوری اکثریت بر اقلیت حقوق زبانی گروههای اقلیت و الخصوص گروههای مهاجر را تحت ضمانت اجرائی دولتها قررا می دهند. برای مثال در نمونه آلمان جمعیت 4-5 میلیونها ترک ساکن آلمان در کنار آموزش زبان آلمانی زبان مادری خود را نیز فرا می گیرند در این سو ما در ایران دهها گروه ائتنیکی و زبانی به مانند ترکان را که تاکنون دارای دهها دولت و امپراطوری مستقل بوده و زبان ترکی اکثرا زبان سراسری دولت بوده مواجه می باشیم که از کوچکترین حقوق زبانی خود محروم نگه داشته شده اند. در مثال ترکان ساکن ایران علارغم اینکه نه گروه اقلیت ملی بلکه ملتی بی دولت تحت استعمار داخلی گروه اقلیت حاکم اند سخن گفتن از آموزش 1-2 ساعته زبان مادری در طول هفته و آموزش اجباری زبان گروه اقلیت حاکم بیشتر به طنز تلخ استعمار داخلی این ملت می ماند تا واقعیات جامعه زبانی و ائتنیکی جغرافیای ایران. اگر میلیونها ترک مهاجرین به جغرافیای ایران بودند می توانستیم از این مورد سخن بگوئیم ولی زندگی در خاک آبا و اجدادی جامعه ترک و وجود دهها دولت مستقل طی 1000 سال گذشته به مسئله مفهومی دیگر می بخشد.
ولایت مطلقه فقیه و یگانه زبان حاکم فارسی  
در کنار فارس زبانان داخل و خارج نشین گروهی از پان ایرانیست های دو آتشه آزربایجانی که خود به عنوان مهاجر در جوامع مدرن اروپائی که آموزش زبان مادری برای چند کودک مهاجر را به رسمیت می شناسند از جمله مهمترین مخالفین آموزش به زبان مادری گروههای محکوم در ایران می باشند. اکثر این اشخاص سالخورده که در سیستم آموزشی تک‌زبانه، تکثرزدا، تک ایدئولوژیک و تک تیپ به بار آمده اند علارغم زندگی در دنیا مدرن و مترقی که بر مفاهیمی همچون احترام به تنوع زبانی و ائتنیکی بسط یافته می باشد به سبب ببار آمدن در سیستم آموزشی ایران خواسته یا ناخواسته دچار بحران هویتی گردیده و تعریفی که از زبان گروه اقلیت حاکم به عنوان انحصاری ترین زبان رسمی حاکم ارائه می دهند بیشتر که نه تماما شبیه تعریفی می باشد که روحانیون ایران از ولایت مطلقه فقیه ارائه می دهند. برای آنان زبان کشی میلیونها کودک ترک، عرب، لر، بلوچ، کرد، مازنی، گیلک و ... تنها به سبب اینکه در تفکر آنان یگانه زبان رسمی حاکم نه عامل تبعیض، نژادپرستی، زبان کشی، برتری زبانی بر دیگری و ... بلکه به عنوان به اصطلاح سخن کلیشه ای و شعار گونه "عامل اتحاد و یکپارچگی و تمامیت ارضی جغرافیا ایران" معنا یافته با تقدس زائی از استعمار زبانی گروه اقلیت حاکم و تقدس زدائی از زبانهای محکوم خواستار تداوم یکه تازی زبان گروه اقلیت حاکم در فردا نیز می باشند. غافل از اینکه رسمیت انحصاری و برتری های زبانی و در کل گروه اقلیت حاکم به عنوان مهمترین عامل تبعیض زبانی، زبان کشی و تهدید تمامیت ارضی این جغرافیا می باشند که دیر یا زود در صورت عدم رفع دمکراتیک مسئله زبان های ملی آتش زیر خاکستر شعله ور گردید و به گسست اجتماعی مابین ملل مغلوم و دولت و ملت حاکم به نقطه ای خواهد رسید که دیگر نتوان حتی به اشتراک گذاشتن یک جغرافیا فکر نمود چه رسد به تداوم استعمار ملل مغلوب.       
منبع ترجمه خبر:
http://tinyurl.com/pyemd98

احداث پژوهشکده زبان و گویش‌های کردی در کرمانشاه، استاندارد دوگانه با زبان ‌های ترکی و کردی

Kategori: , , , , , , , , , , , Umud Urmulu - دوشنبه, اسفند ۲۶, ۱۳۹۲ - 0 comments
اومود اورمولو
استاندار کرمانشاه با ذکر اینکه گویش های محلی مردم استان تهدید نبوده و بلکه یک فرصت می باشد از برنامه مدیریت ارشد استان برای تاسیس پژهشکده زبان و گویش های محلی در کرمانشاه خبر داد.
ابراهیم رضائی بابادی عصر روز جمعه در نشستی خبری هنگامی که خبرنگاری سوالی با مضمون افت شاخص های فرهنگی در استان و نگاه امنیتی به مسائل زبانی و فرهنگی مردم منطقه از ایشان پرسید ایشان  در جواب سوال خبرنگار از احداث پژوهشکده زبان و گویش های محلی و مجموعه های فرهنگی مرتبط دیگر در کرمانشاه خبر دادند.
رضائی در ادامه پاسخ به سوال خبرنگار تصریح کرده که برای تاسیس پژوهشکده زبان و گویش های محلی تیم کارشناسی مشخص شده که اکنون نیز به فعالیت می پردازد و در آینده نزدیک نیز این مسئله با جدیت بیشتری پیگیری خواهد شد. ایشان زبانها و گویش های محلی را نه یک تهدید بلکه فرصتی برای آینده جهت استفاده معرفی نموده‌اند.
بی شک احداث پژهشکده زبان و گویش های محلی می تواند قدمی مثبت در راه تحقیق بر روی زبانها و گویش های موجود در کرمانشاه گردد و ما نیز به عنوان جامعه ترک از احداث این پروژه حمایت می کنیم، ولی سوال اینجاست که چرا تنها منطقه کردنشین کرمانشاه برای احداث این پژوهشکده برگزیده شده است؟
طبیعتا اینکه احداث پژوهشکده زبان و گویش های محلی را بخواهیم در حیطه وظایف استاندار و بدون اجازه مراجع امنیتی و کشوری بالادست ارزیابی کنیم بی تردید دیدی ساده انگارانه خواهد بود چون مسئله زبانهای گروههای ائتنیکی غیرفارس در ایران مسئله‌ای در حیطه وظایف هیچ استانداری نبوده و مستقیما از مراجع تراز اول کشور تنها می توان حتی اجازه سخن گفتن در چنین اموری را یافت چه برسد به احداث پژوهشکده زبانها. مسئله تامل برانگیز این می باشد که گروه ائتنیکی کرد که از بعد تکثر جمعیتی مابین گروههای مغلوب پس از گروههای ائتنیکی ترک و عرب سومین گروه ائتنیکی موجود در جغرافیای ایران می باشد برای اولین بار صاحب پژوهشکده زبان ها و گویش های محلی باید باشد ولی گروه ائتنیکی همچون ترک ها که نه گروهی اقلیت بلکه اکثریتی در استعمار داخلی اقلیت اند می باید تنها به سبب تمایز ائتنیکی و زبانی با گروه اقلیت حاکم به عنوان شهروندان درجه چندم دولت ایران ارزیابی شوند.
براستی چرا یکی از شهرهای ترک نشینی همچون تبریز، اورمیه، اردبیل و ... برای احداث پژوهشکده زبانها و گویش ها انتخاب نگردیده است؟ آیا مسئله ناشی از استاندار شهرها و مناطق ترک نشین یاد شده می باشد یا این حرکت دولت ایران در برگیرنده پیغامی برای جامعه ترک می باشد؟ استفاده ابزاری از کارت کرد در مواجه با ترک ها مسئله جدیدی نیست و چراغ سبز به گروههای افراطی و رادیکال کرد در مواجه با تغییرات دموگرافی غرب آزربایجان و دیگر مناطق ملی ترک نشین سیاستی قدیمی می باشد که از سوی دولت و ملت حاکم سالهاست که برای تغییر موازنه در مسائل ائتنیکی به عنوان اهرم بکار بسته می شود.

تصویب "آموزش به زبان مادری" و "آموزش زبان مادری" در ترکیه، عدم آموزش به زبان مادری در ایران

Kategori: , , , , , , , , , , , Umud Urmulu - دوشنبه, اسفند ۱۲, ۱۳۹۲ - 0 comments
اومود اورمولو
حکومت ترکیه که پاکتی با محتوای تضمین قانونی حقوق اساسی و آزادی های فردی برای تسریع هر چه بیشتر روند دمکراتیزه کردن ترکیه به مجلس ملی ترکیه ارائه داده بود پس از رای گیری مورد قبول مجلس ترکیه واقع شده و مبدل به قانون گردید.
فارغ از اینکه محتوی پاکت دمکراتیزه کردن ترکیه دربرگیرنده کدامین موارد در جهت تضمین حقوق اساسی و آزادی های فردی بوده یکی از مهمترین مباحث گنجانده شده در پاکت مذکور مبحث آموزش به زبان مادری و آموزش زبان مادری تمامی گروههای ائتنیکی و زبانی موجود در ترکیه بوده است. 
آموزش به زبان مادری و آموزش زبان مادری
بر اساس محتوای پاکت از این پس مدارس خصوصی برای "آموزش به زبان مادری" و "آموزش زبان مادری" گروههای زبانی و ائتنیکی ترکیه‌ای به شرطی که زیر مجموعه سیستم آموزشی ترکیه باشد را به رسمیت شناخته است. قانون اساسی ترکیه برخورداری از حق آموزش را مورد ضمانت قرار داده و با افزوده شدن بندهای مرتبط با آموزش به زبان مادری و آموزش زبان مادری گروههای ائتنیکی و زبانی ترکیه‌ای از این پس در صورتیکه ارگان و یا سازمانی سدی در برابر آموزش به زبان مادری و آموزش زبان مادری گروههای زبانی و ائتنیکی ایجاد نماید به واقع مرتکب جرم خواهد گردید و پیگیری قضائی را می توان آغاز نمود. جذائی که در قانون اساسی برای سد نمودن حق برخورداری از آموزش دیده شده 2 تا 5 سال حبس می باشد. 
آموزش به زبان مادری در ایران
متاسفانه گفتمان حاکم در جغرافیای ایران نه تحقق حقوق اولیه‌ای فردی و اجتماعی همچون حق برخورداری از آموزش به زبان مادری بلکه وجود یا عدم وجود گروههای ائتنیکی و زبانی متعدد به غیر از گروه اقلیت حاکم فارس زبان می باشد. اکنون نیز در ایران به صورت سیستماتیک و رسمی بافت چندملیتی، چنددینی، چندزبانی و چندفرهنگی ملل موجود در جغرافیای ایران از سوی دولت و ملت حاکم کتمان می گردد. دولت حسن روحانی نیز که در ایام تبلیغاتی ریاست جمهوری سخن از تاسیس فرهنگستان زبان ترکی و به رسمیت شناختن حق آموزش به زبان مادری در سفر به شهرهای ترک نشینی همچون تبریز، اورمیه، اردبیل و ... داده بود علارغم گذشت 6 ماه از آغاز به کار دولت شاهد عدم تغییر نگاه امنیتی به مسئله زبانهای ملی و آموزش به زبان مادری گروههای ائتنیکی محکوم می باشیم به طوریکه علی یونسی که با سمت غیراجرائی مشاور رئیس جمهوری در امور به اصطلاح اقوام تعیین گردیده مسئله آموزش به زبان مادری را نه خواست عمومی جوامع محکوم بلکه نظر چند گروه سیاسی اقلیت و مبحثی روشنفکر مابانه خوانده است.      
منبع ترجمع خبر:
http://tinyurl.com/mrmp7h4

تهیه و تدوین کتب آموزش زبان لاز در انستیتوی لازهای ترکیه

Kategori: , , , , , , , , , , , Umud Urmulu - یکشنبه, اسفند ۱۱, ۱۳۹۲ - 0 comments
اومود اورمولو
انستیتوی لاز با همکاری دکتر اسماعیل بۇجاقلیشی در حال اتمام تهیه و تدوین کتب مرتبط با آموزش زبان لاز در دوره ابتدائی سیستم آموزشی ترکیه می باشد، به همراه کتب آموزش زبان لاز شاهد آماده سازی لغت نامه لاز و در عین حال فراهم نمودن زیرساختهای برگزاری کنگره بین المللی زبان از جمله مهمترین برنامه های انستیتوی لاز ترکیه می باشد.
وزیر آموزش و پرورش ترکیه پس از شروع به فعالیت نمودن انستیتوی لاز‌ شناسی ترکیه در مه 2013 دستور تهیه و تدوین کتب آموزشی زبان لاز را صادر نموده بود. انستیتوی لاز شناسی ترکیه نیز پس از دعوت رسمی وزیر آموزش و پرورش برای تدوین کتب آموزشی، لاز شناس و زبان شناس نامور اسماعیل بۇجاقلیشی را به کمک فرا خواند. اکنون مراحل تهیه و تدوین کتب آموزشی زبان لاز به اتمام رسیده و به زودی برای دریافت مجوز رسمی به وزارت آموزش و پرورش ترکیه ارسال خواهد شد تا در صورت رای مثبت وزارت آموزش و پرورش ترکیه از سال جدید تحصیلی پیش رو کودکان لاز بتوانند در سیستم آموزشی ترکیه زبان مادری خود را فرا گیرند. کتبی که برای آموزش زبان مادری کودکان لاز تهیه و تدوین  گردیده در کلاس های 5، 6، 7 و 8 دوره ابتدائی ترکیه مورد کاربرد قرار خواهد گرفت.
مشقت تهیه و تدوین کتب آموزش زبان لاز
خانم ارن که از موءسسین انستیتوی لاز می باشد تهیه و تدوین کتب آموزش زبان مادری برای کودکان لاز را مشقت بار توصیف می کند. وی دانستن تمامی لهجه ها و زیرگروههای زبانی لاز و تسلط علمی و زبان شناسی کافی به مسائل تربیتی را از جمله مشقات تهیه و تدوین کتب یاد شده معرفی می کند. در عین حال ایشان از ناکافی بودن کارشناسان خبره‌ای که بتوانند هم به مسائل علمی زبان لاز، تهیه و تدوین کتب آموزشی مختص لازها و کارشناسان آموزشی و تربیتی آشنا به فرهنگ لازها باشد خبر می دهد. 
به صورت رسمی و قانونی از 2 سال پیش در ترکیه با تصویب و تغییرات قانون اساسی آموزشی زبان مادری زبانها و لهجه های تمامی شهروندان ترکیه آزاد گردیده است. برای آموزش زبان مادری گروههای ائتنیکی در سیستم آموزشی ترکیه وجود 10 دانش آموز نیز از جمله شرایط اولیه تشکیل کلاس بیان گردیده که در بعضی از مناطق به علت کمی دانش آموزان لاز کلاس ها تشکیل نشد. مشکل اساسی دوم کمبود معلم برای تدریس آموزش زبان لاز می باشد، برای مثال در بعضی از مناطق نیز علارغم وجود 10 دانش آموز به علت کمبود کادر آموزشی کلاس های آموزش زبان لاز تشکیل نگردیده است. 
بنا به گفته های خانم ارن برای حل مشکلات یاد شده می باید کادر آموزشی زبان لاز تحت نظر مستقیم وزارت آموزش و پرورش ترکیه به فعالیت بپردازد و برنامه های مدونی برای آموزش زبان لاز در حین خدمت نیز فراهم گردد. در دیگر سو می باید تحت حمایت دانشگاههای ترکیه انستیتوهائی برای تربیت کادر آموزشی گشایش یابد. 
تعداد لازها در ترکیه و خطر مرگ زبانی لاز   
بر اساس گفته های انستیتوی لاز شناسی در ترکیه حدود 1 میلیون لاز در حال زیستن می باشند که از این تعداد بیش از 70% در منطقه قارا‌دنیز و 30% نیز در منطقه مارمارا واقع شده اند. سازمان جهانی یونسکو در سال 2010 با گزارشی که در مورد زبانهای در معرض خطر مرگ زبانی منتشر نموده بود زبان لاز را در معرض خطر مرگ زبانی ارزیابی کرده بود.  
تنوع ائتنیکی و زبانی در جغرافیای ایران
جغرافیای ایران به واقع با میزبانی دهها گروه ائتنیکی، دینی، فرهنگی و زبانی متعدد یکی از متنوع ترین و متکثرترین جغرافیاها از بعد زبان و گروههای ائتنیکی می باشد که متاسفانه به سبب سیاست های دولت- ملت سازی مصنوعی برای پدید آوردن جامعه‌ای تک زبان، تک تیپ و تک ایدئولوژیک آنهم بر اساس ویژگهای گروه اقلیت حاکم، تاکنون تنوع ائتنیکی و زبانی این جغرافیا از سوی دولت و ملت حاکم کتمان گردیده و مسئله تنوع ائتنیکی و زبانی به عنوان موضوعی امنیتی نگریسته شده است. در کنار کتمان گروههای ائتنیکی و زبانی تمامی سیاست های دولت و ملت حاکم برای یکسان سازی زبانی و فرهنگی ملل غیرفارس با توجه به سیستم آموزشی اجباری که بر پایه رسمیت انحصاری زبان گروه اقلیت حاکم پایه ریزی شده به پیش برده شده است. اکنون نیز علارغم زیست در سال 2014 روشنفکران گروه اقلیت حاکم به مانند "محمد بقائی ماکان"ها به راحتی وجود انسان غیرفارس را در جغرافیای ایران کتمان نموده و همگی انسانهای موجود در این جغرافیا را اول "فارس" و سپس به سبب فارس بودن "ایرانی" معرفی می کند. طبیعتا در کنار گفتمان به غایت نژادپرستانه پیشروان جامعه گروه اقلیت حاکم عدم درک از تنوع ائتنیکی و زبانی و تفکر یکسان ساز که همگی موجودات روی کره زمین را فارس، فارسی و سپس ایرانی پنداشتن نشان از دیدی ذات گرایانه می باشد. بی تردید تبلیغ المانها و سمبل هائی نظیر زبان به عنوان انحصاریترین زبان رسمی، تاریخ به عنوان یکی از پرشکوه ترین تواریخ بشریت، فرهنگ به عنوان داراترین و...گروه اقلیت حاکم در ایران سبب ایجاد این تفکر پوچ و تهی از واقعیت گردیده به طوریکه انسان فارس تنها به سبب فارس بودن و تزئین داشته‌ها و نداشته هایش با عنوان ایرانیت گوئی یک و سر و گردن بالاتر و ارجحتر از دیگر انسانها نمایان تر گردیده است.
آموزش به زبان مادری یا آموزش زبان مادری
در حالیکه کشورهای هم مرز ایران همچون عراق و افغانستان جنگ زده هر کدام دارای چندین زبان رسمی بوده و تنوع ائتنیکی و زبانی را به صورت مدرن و دمکراتیک در قوانین اساسی خود به صورت جزئی تعریف نموده و در پی تکثرگرائی می باشند ما در ایران شاهد عدم تغییر نگرش دولت و ملت حاکم می باشیم. هنوز در ایران روشنفکران جامعه حاکم فارس زبان قادر به درک و نقد رسمیت انحصاری زبان گروه اقلیت حاکم، تحمیل زبانن اقلیت فارسی بر دیگر ملل غیرفارس، ارائه نژادپرستی سیستماتیک، سیاست های تنوع زداع و همچنین استعمار زبانی گروههای مغلوب نمی باشند. علارغم اینکه گروههای غیرفارس در انقلاب اسلامی با هدف رفع تبعیض ها به میدان آمده بودند طی 34 سال گذشته شاهد رفع تبعیض های متعدد بر علیه گروههای مغلوب نبوده و شاهد تغییر عرضه گفتمان گروه غالب با آغشتن به سمبل های دینی و بدون تغییر محتوا می باشیم. در حالیکه دولت حسن روحانی در سفر به شهرهای ترک نشینی همچون تبریز، اورمیه، اردبیل و ... 3 وعده تشکیل فرهنگستان زبان و ادب ترکی، احیاء دریاچه اورمیه و آموزش به زبان مادری را به جامعه ترک داده بود علارغم گذشت 6 ماه و انتخاب شخصی امنیتی به مانند علی یونسی به سمت مشاور به اصطلاح اقوام که دارای هیچ مسئولیت اجرائی نمی باشد ایشان هر دو روز یک بار مسئله آموزش به زبان مادری را مسئله بعضی از گروههای سیاسی و روشنفکری به اصطلاح اقوام معرفی می نمایند و خواست جوامع مغلوب نمی دانند و در عین حال مسئله تبعیض زبانی در ایران را با دیدی تقلیل گرایانه نگریسته و سعی در گنجاندن 1 -2 ساعت کلاس آموزش زبان مادری گروههای مغلوب در سیستم آموزشی را در سر می پرورانند، گوئی ملل غیرفارس در هنگام مالیات دادن نه به صورت 100% بلکه 1-2% مالیاتی را که شهروندان فارس زبان می دهند را به دولت حاکم می پردازند و می باید از امکانات آموزشی و پرورشی دولت نیز تنها 1-2 ساعت بهره ببرند.
راه ها و پیشنهادهائی برای رفع تبعیض زبانی در ایران(با محوریت زبان ترکی)    
- برچیدن رسمیت انحصاری زبان اقلیت حاکم
- پایان دادن به سیاست های ورشکسته آسیمیلاسیونی و راسیستی
- رسمی نمودن زبان ترکی به صورت سراسری و تحت ضمانت اجرائی قانون اساسی
- تاسیس انستیتوهای متعدد زبان شناسی ترکی و تربیت معلمین جهت آموزش زبان ترکی  در مناطق ترک نشین
- تهیه برنامه های مدونی با توجه به الگوهای موجود در کشورههای چندملیتی و چندزبانی
- عدم تحمیل زبان گروه اقلیت حاکم به هر نام و عنوانی
- ساخت برنامه های آموزش زبان ترکی و پخش از شبکه های سراسری رادیو و تلویزیون
- تاسیس فرهنگستان زبان و ادب ترکی
- تهیه و تدوین کتب آموزش زبان ترکی 
- تدوین برشورهائی در مورد فواید آموزش زبان مادری و چندزبانگی
- سوق دادن تمامی کودکان ملل غیرفارس و فارس زبانان به سمت آموزش چندزبانه و چندفرهنگی         
منبع ترجمه خبر: سایت ترکی الجزیره، ترجمه گزارش وئرجهان ظفراوغلو
http://tinyurl.com/mb9ymgb

زبانهائی که در خانه‌ها حبس شوند سرانجامی نخواهند داشت

Kategori: , , , , , , , , , , Umud Urmulu - پنجشنبه, اسفند ۰۸, ۱۳۹۲ - 0 comments
اومود اورمولو
مرگ زبانها 
بر اساس نتایج تحقیقات Summer Institute of Linguistics که در سال 2000 صورت گرفته حدود 6809 زبان از سوی مردمان کره زمین مورد تکلم واقع می گردد، یافته های یونسکو نیز حاکی از در معرض خطر مرگ زبانی بودن نیمی از 6000 زبان زنده کنونی می باشد. نتایج بعضی از تحقیقات حاکی از مرگ 10 زبان هر ساله ویا بعضی تحقیقات نیز از مرگ 1 زبان در طول دو هفته خبر می دهند. برای تداوم زیست یک زبان نیز وجود متکلمینی مابین 10 تا 100 هزار نفر بیان می گردد. از دیگر سو یکی از مهمترین ادعاهائی که از سوی زبان شناسان مطرح می گردد مرگ بیش از 95% حدود 6000 زبان زنده کنونی می باشد، به یاد داشته باشیم که حدود 200 دولت شناخته شده در دنیا به رسمیت شناخته شده در حالیکه ما حدود 6809 زبان زنده داریم این یعنی اکثریت زبانها در موقعیت محکوم در کشورها واقع شده اند به مانند مثال ایران که علارغم تنوع زبانی و ائتنیکی دارای یک زبان گروه اقلیت حاکم می باشد. 
بسیاری از زبانهای در معرض خطر مرگ زبانی منحصر به جغرافیای خاص و یا رژیم های دیکتاتوری اقلیت بر اکثریت محدود نمی باشند برای مثال در آمریکا و کانادا 200 ، آمریکای لاتین 500، آسیای جنوب شرقی 700 زبان در معرض خطر مرگ زبانی واقع شده‌اند. در اروپا نیز از 123 زبان 9 زبان در معرض جدی خطر مرگ زبان و 26 زبان دیگر نیز با نابودئی مواجه می باشند.  
جوامع چندزبانی و چندائتنیکی 
از بعد جامعه شناختی هیچ یک از دولتها دارای بافت هموژن نمی باشند و در حقیقت اکثر قریب به اتفاق دولتها به صورت نسبی دارای بافت چندفرهنگی، چندائتنیکی و چندزبانی‌اند، دولت ایران نیز یکی از همین دولتهائی می باشد که دارای تکثر زبانی و ائتنیکی وسیعی می باشد. بعضی از دولتها با تکثر زبانی و فرهنگی با روی باز نگریسته و به خواستها و نیازهای زبانی و فرهنگی گروههای متعدد در جامعه پاسخگو بوده‌اند ولی بعضی از دولتهای تکثرزدا به مانند دولت ایران نیز از هر شیوه خشونت آمیز و قوه قهره‌یه‌ای برای یکسان سازی زبانی و فرهنگی ویا انتگراسیون زبانهای متعدد در گروه ائتنیکی – زبانی برگزیده دولت دست میزنند.  
تا به حال سیاستهای یکسان سازی زبانی و فرهنگی دولتهای یونیتار به سبب پروسه دولت – ملت سازی کره زمین را به مزاری برای زبانها و هویت های ائتنیکی مبدل ساخته است. بعضی از دولتها به مانند نروژ، سوئد و ... از تفکر تکثرزدا و یکسان ساز دست کشیده و با قبول یک سری از حقوق زبانی و فرهنگی و کنار گذاشتن بودجه‌ای خاص برای رشد، بسط و آموزش زبانها سبب بسط عدالت اجتماعی و برخورداری تمامی شهروندانشان از حقوق برابر گشته اند. بعضی از دولتها نیز به مانند دولت ایران علارغم شکست پروژه دولت – ملت سازی بر اساس ویژگهای گروه اقلیت حاکم هنوز نیز بر سیاست های یکسان ساز زبانی و فرهنگی و تکثرزدای خویش اصرار می ورزند. هنوز هم بافت چندملیتی، چنددینی، چندفرهنگی و چندزبانی جغرافیای ایران به صورت رسمی از سوی دولت و ملت حاکم کتمان می گردد و تمامی سیاست های دولت در جهت یکسان سازی زبانی و فرهنگی و پدید آوردن جامعه‌ای تک زبان، تک تیپ و تک ایدئولوژیک با ابزار سیستم آموزشی سراسری و اجباری که بر پایه رسمیت انحصاری زبان گروه اقلیت حاکم می باشد به پیش رانده می شود.    
زبان تنها وسیله ارتباطی نیست
زبانها نه صرفا وسیله‌ای ارتباطی بین انسانها بلکه دربرگیرنده میراثی از گذشته و حال برای بنا نهادن آینده جوامع می باشند. اگر صرفا زبان وسیله‌ای ارتباطی بود بی تردید در پروژه شکست خورده دولت – ملت سازی رضاخانی زبان گروه اقلیت حاکم توسط دولت به انحصاریترین زبان رسمی دولت و زبان سیستم آموزش سراسری و اجباری انتخاب نمی گشت بلکه به واقع زبانها مهمترین مجادله مابین گروههای ائتنیکی و زبانی برای حق تمثیل در بافت قدرت و مجادله قدرت‌اند. بر همین اساس می  باشد که گروههای ائتنیکی و زبانی محکوم در ایران ساختار قدرت در ایران را برخواسته از جامعه فارس و تمثیل کننده آن می دانند چون به واقع رسمیت انحصاری زبان فارسی و گفتمان برگزیده دولت همگی المانهای گروه اقلیت حاکم را دربرگرفته و میزبانی می کنند.
زبانهای حبس شده در خانه ها
در ایران دولت و ملت حاکم بارها از عدم مرگ زبانهای گروههای محکوم و کاربرد زبان های مادری در خانه‌ها توسط کودکان سخن می رانند، گوئی صرف اینکه زبانی در خانه محبوس گردد می تواند با توجه به نیازهای عصر حاضر زیسته و به نیازهای متکلمینش پاسخگو باشد. نظرات زبان شناسان شناخته شده جهان حاکی از این می باشد که مهمترین راه رشد، حفظ و بسط زبانها تنها و تنها از آموزش به زبان مادری می گذرد چونکه نسل جوان مهمترین حاملان زبانها می باشند و در صورتیکه به طرق علمی و عملی زبان مادری خود را فرا نگیرند نخواهند توانست بانی حفظ، رشد و بسط آن گردند. با پیشرفت روز افزون تکنولوژی و حاکمیت بی حد و حصر زبانهای حاکم در دنیا اگر زبانی در سیستم آموزشی قرار نگیرد خواسته یا ناخواسته محکوم به نابودی می باشد و گریزی از مرگ زبانی نیست. زبان مادریمان ترکی نیز یکی از همین زبانهائی می باشد که به سبب عدم جایگیری در سیستم آموزشی ایران با مرگ زبانی روبروست و عدم سواد خواندن و نوشتن به زبان مادری در جامعه ترک خود گویای واقعیت شروع پروسه مرگ زبان ترکی می باشد.
با پشتیبانی Blogger.
 
UrmiyeNews.Com - Batı Azerbaycan'ın Sesi
Tema: Bal Medya