‏نمایش پست‌ها با برچسب نسل کشی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب نسل کشی. نمایش همه پست‌ها

ترکان عراق بازنده اصلی جنگ دئموگرافی خاورمیانه

Kategori: , , , , , , , , , , , , , , Umud Urmulu - یکشنبه, آذر ۲۴, ۱۳۹۲ - 0 comments
اومود اورمولو
در حالیکه جنگ خانمان سوز ائتنیکی- دینی در خاورمیانه و الخصوص در سوریه و عراق تداوم دارد جنگ دئموگرافیکی که در منطقه در جریان می باشد ترکان عراق را بر تخته هدف نشانده و روز به روز تنهاتر می کند به طوریکه شاهد افزایش ترورها، بمب گذاریها، پاک سازی ائتنیکی و ... وسیعی که ترکان عراق را هدف قرار داده می باشیم. حتی سرآغاز و صدای پای کوچ اجباری میلیونها ترک عراق به ترکیه را کمابیش می شنویم.
ترکان عراق با توجه به بافت جمعیتی، ویژگی های اجتماعی – تاریخی، نفوس و ... یکی از مهمترین موانع در ایجاد نقشه کردستان بزرگ در خاورمیانه می باشند، به همین سبب نیز بازیگران جهانی و منطقه‌ای سعی در پاک سازی کامل ترکان عراق برای رفع این سد می باشند.
پروپاگاندای انتقال نفت و گاز شمال عراق به ترکیه – اروپا و رویاهائی که کشورهای غربی در این راستا در حال بافیدنش می باشند یکی از مهمترین علائم جنگ روانی هست که برای پاک کردن حافظه تاریخی ملل منطقه از وجود 3 میلیون ترک موجود در عراق بکار بسته میشود. این در حالی می باشد که شاهد تغییرات عمیق دئموگرافیک در عراق و پاکسازی کامل ائتنیکی ترکان عراق را توسط کردزبانها شاهدیم، به طوریکه جمعیت شهرهای تاریخی ترکنشینی همچون کرکوک، موصل، اربیل، دوزخورماطو و ... پس از سال 2003 به یکباره به شدت کردنشین گردیده و با مهاجرت انبوه کردزبانها برای کردستانی کردن مناطق یاد شده مواجه گشته‌یم.
نتیجه دو تحقیق میدانی که از سوی مرکز مطالعات استراتژیک خاورمیانه (Center for Middle Eastern Strategic Studies) در رابطه با ترکان عراق و سوریه صورت گرفته دقیقا منطبق بر این واقعیت می باشد که نسل کشی جمعی و پاک سازی ائتنیکی بی صدائی را بر علیه ترکان عراق و سوریه را از سوی کردزبانان شاهد می باشیم. سخن فاروق قایمچی سفیر ترکیه در عراق به همین مضمون که شاهد "نسل کشی دسته‌جمعی ترکان عراقی می باشیم" نیز دلیلی بر این مدعاست که پاک سازی ائتنیکی وسیعی در جریان می باشد. 
طبیعتا پاک سازی بی صدای ترکان عراق و سوریه می باید زنگ خطری برای ما ملت ترک ساکن ایران و الخصوص تمامی مناطق ترکنشین غرب آزربایجان باشد، چون کردستانی کردن مناطق ترکنشین غرب آزربایجان و پاک سازی ائتنیکب ترکان سالهاست که با سکوت و چراغ سبز دولت و ملت حاکم برای سرکوب ملی‌گرای ترک در غرب آزربایجان که همواره به سبب نزدیکی به دولت عثمانی و اکنون ترکیه نوین یکی از سردمداران پرچم ملی‌گرای ترک بوده و هست بکار بسته شده / می شود. پس برماست که از تجربه تلخ پاک سازی های ائتنیکی خواهران و برادرانمان در عراق و سوریه دروس لازم را فرا بگیریم، بی تردید در این وادی تاریخی نیز مهمترین وظیفه را می باید نیروهای نظامی و مسلحی که امروزه در ارتش و سایر قوای نظامی ایران عضو می باشند بر دوش بکشند چون فردائی که سر سوزنی با خلع قدرت نیروهای مرکزی مواجه شویم صدها ارگان و سازمانهای متعدد تروریستی کردزبانی همچون حزب کارگران کردستان، حزب حیات آزاد کردستان، پ.ی.د و .... برای سربریدن تک تک ما ترکها و پاک سازیهای ائتنیکی وسیع دست بکار خواهند شد، چون امروز رسانه‌های احزاب کردی روزی نیست که سخن از کردستان بزرگ که در برگیرنده صدها و هزاران منطقه ترک‌نشینمان را در بر نگیرد مواجه نباشیم. بی تردید سالهای پیش نیز گروههای افراطی ارامنه تاکتیک متشابهی را قبل از نسل کشی خوجالی و قره‌باغ در آزربایجان شمالی بکار بستند و امروز پس از نسل کشی ترکان قره‌باغ اکنون به آرتساخ مبدل شد. طبیعتا در این وادی تاریخی نیز نیروهای مسلح فارس زبان اصفهان،یزد، سمنان و ... قادر به درک موقعیت پاک سازی ترکان و سیاست وسیع کردستانی کردن منطقه نخواهند بود چون خود آنها نیز دانسته یا ندانسته جزیئ از گفتمان حاکمند و در صورت شروع آشکار پاک سازئی های ائتنیکی ترکان در غرب آزربایجان خانواده و وطن آنان مورد تجاووز قرار نخواهد گرفت ولی شما و بنده‌ نوعی که شاهد تجربیات شیخ عبدالله، قاسملو، اوجالان، پژاک، پ.ک.ک، پ.ی.د، قتل عام سولدوز و ... بوده‌ایم به بهترین شکل ممکن با این مسئله دست به گریبان می باشیم.

برای تحقق خواست آموزش به زبان مادری 1 هفته بایکوت مدارس

Kategori: , , , , , , , , , , , , Umud Urmulu - شنبه, شهریور ۲۳, ۱۳۹۲ - 0 comments
اومود اورمولو
احمد تۆرک نماینده شهر ماردین ترکیه که خود اصالتا کرد می باشد برای خواست تحقق آموزش به زبان مادری در ترکیه از والدین خواست 1 هفته مدارس را بایکوت کنند.
احمد تۆرک که در کنفرانسی مطبوعاتی که در مورد خواست آموزش به زبان مادری بود شرکت می نمود، وی آموزش به زبان مادری را یکی از اساسی ترین حقوق و خواست مردم کورد قلمداد نموده و برای اینکه مسئله آموزش به زبان مادری در مرکز توجه رسانه های ترکیه و جهانی قرار گیرد خواستار بایکوت 1 هفته ای مدارس ترکیه از سوی خانواده ها گردید.
در حالیکه نماینده گان اقلیت کورد زبان ترکیه ای به راحتی هر چه تماتر برای تمرکز رسانه های داخلی و خارجی به مسئله آموزش زبان مادری خواستار بایکوت 1 هفته ای مدارس می شوند و نکته قابل توجه تمامی رسانه های دولتی و غیردولتی ترکیه هم به راحتی این درخواست را بازتاب می دهند ما در منطقه جغرافیائی ایران به زمان بازگشائی مدارس نزدیک می شویم و در سال تحصیلی پیش رو نیز آموزش به زبان مادری ملل غیرفارس کوچکترین جایگاهی در سیستم آموزشی ایران نخواهد داشت، سیستم آموزشی که بر پایه رسمیت انحصاریترین زبان اقلیت موجود در ایران شکل گرفته و رسالتش نه تعلیم و تربیت کودکانمان بلکه فارس سازی کودکان ترک و غیرفارس بنا نهاده شده است. منطقه جغرافیائی ایران به سبب پروسه تاریخی شکل گیری اش همواره دارای ویژگی های یک جامعه چندملیتی، چنددینی،چندفرهنگی و چندزبانی بوده که متاسفانه طی 100 سال گذشته تمامی این تنوعات نادیده گرفته شده و کتمان گردیده است. در ایران چندملیتی، چنددینی، چندزبانی و چندفرهنگی گروههای ائتنیکی – زبانی غیرفارس تنها به سبب داشتن هویت ائتنیکی و زبان مادری متفاوت از گروه اقلیت فارس از اجتماع طرد گردیده و از سوی دولت و ملت حاکم مورد کتمان واقع شده و در عین حال بر آنان تبعیض های متعددی روا داشته شده است. بسیاری از برنامه های سیستم آموزشی در ایران بر یکسان سازی زبانی – فرهنگی گروههای مغلوب و انتگراسیون در اقلیت حاکم فارس زبان پایه ریزی شده است. کتب سیستم آموزشی و تحصیلی در ایران نیز بر پایه دارائی های گروه اقلیت حاکم و طرد گروههای محکوم بوده و در مورد تنوع زبانی، دینی، فرهنگی و ائتنیکی کوچکترین نکته ای را نمی توان در این کتب یافت بلکه محتوای کتب سیستم آموزشی در ایران نیز در راستای کتمان تمامی این تنوعات بکار بسته شده است. در کنار عدم آموزش زبان مادری گروههای محکوم در ایران کودکان این گروههای ائتنیکی – زبانی نیز در سیستم آموزشی مورد تبعیضات متعددی واقع می گردند، برای مثال کودکان ترک در حالیکه با ممنوعیت آموزش زبان ترکی در سیستم آموزشی ایران مواجه اند ملزم به یادگیری زبان اقلیت فارس که هیچ سنخیتی با زبان مادریش ندارد را نیز مواجه می باشند، زبان اقلیت فارس زبان در حالیکه به کودکان ترک در سیستم آموزشی و تحصیلی ایران تحمیل گردیده کودکان فارس زبان تنها به آموزش زبان مادری خود اکتفا می کنند و این سبب ایجاد تبعیضی بزرگ در سیستم آموزشی و تحصیلی ایران می گردد به طوریکه بنا به آمارهای غیرموثق دولت ایران بیشترین فرار از تحصیل و افت تحصیلی در مناطق ترک نشین و دیگر مناطق غیرفارس نشین این جغرافیا را شاهدیم. چند سال پیش بود که وزیر آموزش و پرروش وقت آقای حاجی بابائی در مصاحبه ای خبر از عدم تبدیل 70% زبان مادری کودکانی که به سیستم آموزشی و تحصیلی ایران وارد میشوند را به زبان فارسی بیان نمود و این رسمی ترین سخن از یک مقام دولت ایران در قبال نسل کشی زبانی و فرهنگی میلیونهاغیرفارس تا به اکنون بوده است.          
اولین خواسته روشنفکران واقعی ملت ترک برای زدودن تبعیض های متعدد زبانی در ایران رسمیت و سراسری شدن زبان ترکی در ایران تحت ضمانت اجرائی قانون اساسی می باشد.   
منبع ترجمه خبر:
http://tinyurl.com/ks9nc2q

برگزاری کنفرانس افشاء دروغهای ارامنه با محوریت نسل کشی ترکان آزربایجان جنوبی

Kategori: , , , , , , , , , , , , Umud Urmulu - شنبه, شهریور ۱۶, ۱۳۹۲ - 0 comments
اورمولو
کنفرانسی در ترکیه از سوی "انجمن دوستی و اتحاد جوانان دنیای ترک" در دانشگاه محمد عاکیف ارسوی شهر بوردور ترکیه با نام "افشاء دروغ های ارامنه" طی 4 روز برگزار خواهد گردید. در کنفرانس یاد شده آکادمیسین ها و محققینی از کشورهای مختلف حضور خواهند داشت. 
در کنفرانس افشاء دروغ های ارامنه "نسل کشی جیلوولوق" که بر علیه ترکان آزربایجان جنوبی از سوی گروه های مهاجر جیلوو صورت پذیرفته نیز مورد بررسی و تحقیق آکادمیک واقع خواهد شد. در اثنای سالهای 1915 تا 1920 چته های ارمنی و آسوری پاک سازی های ائتنیکی وسیعی را در مناطق ترک نشین منطقه انجام داده اند که یکی از مهمترین این نسل کشی های حادثه جیلوولوق می باشد که در این واقعه ترکان اورمیه، خوی، سالماس، کهنه شهر و .. از سوی گروههای مسلح ارمنی و آسوری قتل عام و غارت شده اند. 
بر اساس اطلاعیه رسمی مسئولین برگزاری، کنفرانس طی روزهای 10 تا 14 مهر ماه 1392 برگزار خواهد شد.    
بدون تردید نور افکندن بر نسل کشی جیلولوق که از سوی دولت ایران تاکنون نادیده گرفته شده و با سکوت معناداری از کنار آن گذشته است از سوی ترکیه و انجمن های جهان ترک می تواند سبب نزدیکی هر چه بیشتر ترکان ساکن ایران با هم زبانان خود در آن سوی مرزها گردد و حس اتحاد را در آنان افزایش دهد. در عین حال می باید زیرساخت های لازم برای عذر خواهی رسمی دولت ارمنستان و پرداخت غرامت به بازمانده گان این نسل کشی از سوی ارگانهای ترک مورد توجه قرار گیرد و از دولت ایران به صورت رسمی درخواستی مبتنی بر تاسیس بنای یادبودی برای این فاجعه خواسته شود. مهمترین بخش این مسئله نیز تشکیل پایگاهی برای جمع آوری آثار و اسناد و مدارک این نسل کشی می باشد که می باید از سوی گرداننده گان این کنفرانس مورد توجه واقع شود.
منبع ترجمه خبر:
سایت تی آر تی ترکی 
http://tinyurl.com/ktg2hy3

ژنوساید زبان ترکی برای پاسداشت زبان فارسی

Kategori: , , , , , , , , , , , Umud Urmulu - جمعه, دی ۲۲, ۱۳۹۱ - 0 comments
علارغم بافت چندملیتی ایران هنوز هم وجود ائتنیک ها، زبان ها، مذاهب و ادیان و ... مختلف در این جغرافیا مورد کتمان دولت ایران واقع گردیده و دولت با قوانین رسمی و غیررسمی سعی در تداوم سیاستهای انکار، آسیمیلاسیون، ژنوساید زبانی – فرهنگی هویت های ائتنیکی و زبانهای مغلوب و مستمعره به مانند هویت و زبان ترکی در ایران را به پیش می برد. 
در حالیکه زبان ترکی در ایران با قوانین نانوشته ای تماماً ممنوع بوده و زبان ترکی نیز از هیچ جایگاهی نه در سیستم آموزشی و تحصیلی و نه در سطح دولتی برخوردار نمی باشد دولت ایران تعریفی که از زبان ترکی به صورت رسمی ارائه می دهد "زبان ترکی را زبان بیگانه" تعریف می کند.  سیاست بیگانه خواندن زبان ترکی از سوی دولت ایران در حالی می باشد که در کشورهای هم مرز با ایران همچون افغانستان، عراق جنگ زده در سطح استاندرادهای خاورمیانه ای و در ترکیه در سطح استانداردهای اروپائی به سرعت دولتهای مذکور سعی در تحقق حقوق پایمال شده زبانها و ائتنیکهای مغلوب را به پیش می برند. امروزه در عراق بافت چندملیتی، چنددینی، چندزبانی، چندفرهنگی و .. عراق به صورت رسمی مورد پذیرش دولت عراق واقع شده و واقعیت چندملیتی عراق نیز در قانون اساسی ذکر گردیده است. امروزه عراق به صورت سیستمی فدرال اداره می گردد و تمامی ملت های ساکن عراق در سیستم دولتی نقشی قابل تعریفی را بر عهده دارند به طوریکه حتی سخن از اعلان استقلال حکومت خودمختار کرد شمال عراق روزی نیست که در خبرگزاریها منتشر نگردد در این سوی مرز هنوز هم زبان فارسی که زبان اقلیت جامعه می باشد به عنوان ابزاری استعماری برای نسل کشی زبانی – فرهنگی ملت های مغلوب بکار برده می شود، هنوز هم تک تک اعضای منتصب به ملت ترک به سبب هویت ائتنیکی ترک و زبان ترکی به عنوان شهروند درجه دوم تلقی می گردند، هنوز هم زبان ترکی نه رسمیتی دارد و نه در سیستم آموزشی و تحصیلی به عنوان زبان مادری جایگاهی، هنوز هم آزربایجان جنوبی و مناطق ترک نشین از بعد اقتصادی به صورت رابطه مستمعره و استعمارگر اداره می شوند، هنوز هم دولت به صورت رسمی – غیررسمی سیاست های آسیمیلایون و ژنوساید زبانی – فرهنگی را به پیش می برد و بسیاری از هنوز های دیگر....
پروسه های تحقق حقوق ملت های محکوم در عراق و افغانستان جنگ زده که هم مرز ایران می باشند را با پروسه رفراندوم ملت ها ومناطق ملی کاتالان، باسک، فلاندر، اسکاتلند و ... و سکوت معنی دار جامعه حاکم و استعمارگر فارس زبان و گروههای سیاسی مرتبط با این جامعه را زمانیکه در کنار هم بسنجیم به موقعیت ملت های محکوم و مستمعره در ایران بهتر پی می بریم.      
روز سه شنبه آقای "محمدجعفر محمدزاده" معوان امور مطبوعاتی و اطلاع رسانی وزارت ارشاد به اصطلاح اسلامی طی جلسه ای از ممنوعیت قانونی و رسمی اسامی غیرفارسی در سردر واحد های صنفی که به گفته وی اسامی بیگانه تلقی می شوند برای اعتلای خط و زبان فارسی خبر داد.
ممنوعیت رسمی و قانونی زبان های مغلوب از جمله "زبان ترکی" در سردر مغازه های اصناف و بسته بندی کالاها در حالی صورت می گیرد که بنا به تعریف دولتی ارائه شده زبان های مغلوب از جمله زبان ترکی نیز در تعریف زبانهای بیگانه تلقی و تعریف می گردند. باید از مسئولین دولتی پرسید که مگر ملت ترک به قول ناسیونالیست های فارس زبان "ایرانی" نیست که زبان مادری اش ترکی به عنوان زبان بیگانه تعریف می گردد؟ آیا حمایت بی دریغ دولت ایران از زبان فارسی و کتمان و تحقیر زبانهای مغلوب به مانند ترکی در عین محرومیت و عدم رسمیت زبان ترکی به عنوان نسل کشی زبانی تلقی نگردیده و متضاد با کنوانسیون های جهانی حقوق بشری نمی باشد؟ آیا باید برای پاسداشت زبان فارسی زبان مادری میلیونها ترک، عرب، بلوچ، لر و ...به مرگ زبانی مبتلا شوند تا زبان دردانه و شیرین فارسی بتواند بزید؟ آیا با بیگانه خواندن زبان ترکی توسط دولت ایران مشروعیت حرکت های اسقلال طلبانه به حق ملت های محکوم اثبات نمی گردد؟ آیا حمایت بی و چون چرای دولت ایران از زبان و فرهنگ فارسی و ممنوعیت زبانها و فرهنگ های مغلوب در تمامی سطوح به عنوان نشانه ای از تبعیض  وسیع سیستماتیک بر زبانها و ملت های مغلوب نمی باشد؟

خلقی فراموش شده: ترکان Ahıska هنوز در آوارگی تبعید

Kategori: , , , , , , , , , , , , Umud Urmulu - جمعه, آبان ۲۶, ۱۳۹۱ - 0 comments
درست 68 سال پیش استالین طی فرمانی دستور به تبعید بیش از 86 هزار نفر ترک و مسلمان Ahıska نمود، که این تبعید اجباری امروزه چیزی به جزء آوارگی و دربدری برای ترکان Ahıska به ارمغان نیاورده است.
طی فرمان تبعید اجباری توسط استالین هزاران ترک Ahıska در راه به انواع بیماری ها مبتلا شده و جان سپردند و زنان و کودکان جزء اولین صدمه دیدگان این کوچ اجباری گشتند، در دیگر سو ترکان Ahıska موطن خود را از دست دادند.
در تاریخ 31 جولای 1944 و در کاخ کرملین طی شورای فوق سری که برای حفظ مرزهای جمهوری سوسیالیستی گرجستان شکل گرفته بود استالین دستور کوچ اجباری 86 هزار ترک را به مرزهای ازبکستان و قرقیزستان صادر کرد.
بر اساس فرمان استالین بیش از 40 هزار ترک Ahıska به ناچار به قزاقستان، 30 هزار به ازبکستان، 16 هزار به قرقیزستان مهاجرت داده شدند. پس از این کوچ اجباری در تاریخ 16 نوامبر 1944 دوباره 3 کوچ اجباری ترکان Ahıska از منطقه ملی شان صورت گرفت.
کوچ اجباری ترکان بیش از 6 هفته در واگن ها متعدد به طول انجامید، بر اساس آمار رسمی بیش از 17 هزار انسان در این کوچ اجباری به سبب مختف جان خود را از دست دادند. کوچ اجباری ترکان Ahıska پایان داستان سرنوشت آنان نبود اردوگاه های کار اجباری و بدون اینکه زن و مرد، کودک و جوان و ...از هم تمیز داده شود روزهای سختی در انتظار آنان بود. ورود به شهر ها و خروج از روستاها برای آنان ممنوع بود، در حالیکه این قوانین را زیر پا می گذاشتند استالین فرمان 25 سال تبعید به سیبری را به همراه خانواده برای آنان تضمین کرده بود. پروسه آداپته شده به جغرافیائی جدید نیز بسیار سخت گذشت، پس از تبعید نیز بیش از 30 هزار انسان ترک به علت بیماری هیا واگیردار، سرما، بی خانمانی، گرسنگی، کمبود دارو ... جان خود را از دست داد.
علت تبعید ترکان  Ahıska
پس از سقوط اتحاد جماهیر شوروی بر اساس منابع تاریخی منتشر شده یکی از ادعاهائی که دلیل اصلی صدور فرمان مهاجرت اجباری ترکان Ahıska از سوی استالین می گردد همکاری ملت Ahıska با نازی ها بیان گردیده است، محققین دیگری باور دارند در جنگ جهانی دوم ترکان Ahıska همراه با ارتش اتحاد جماهیر شوروی جنگیده اند و این ادعا نمی تواند حقیقت داشته باشد. بر پایه دیگر ادعائی که از آرشیو دولتی اتحاد جماهیر شوری منتشر گردید هدف استالین پاک سازی ائتنیکی ترکان جغرافیای قارادنیز (دریای سیاه) بوده است، سبب این امر نیز به یدک کشین نام هویت "ترک" در اتحاد جماهیر شوروی بیان گردیده است، در کنار ترکان Ahıska دیگر گروههای ترک نیز در اتحاد جماهیر شوروی حضور داشتند ولی هیچ کدام در آن زمان برای نامیدن خود از مفهوم ترک بهره نمی جستند. پس از مرگ استالین در سال 1956 بسیاری از ائتنیک هائی که در زمان استالین ملزم به کوچ اجباری گشته بودند به موطن خود بازگشتند ولی تنها ترکان Ahıska و ترکان قریم نتوانستند به دیار خود بازگردند. 
ترجمه قسمتی از مقاله ترکان Ahıska
http://tinyurl.com/br6z5xa

دولت ترکیه فیلم مستند "مسئله ارمنی" را خواهد ساخت

Kategori: , , , , , , , , , , , , Umud Urmulu - چهارشنبه, آبان ۲۴, ۱۳۹۱ - 0 comments
بر اساس گفته های بولند آرینج دولت ترکیه قصد دارد فیلم مستند و تاریخی با موضوعیت مسئله ارمنی که دربرگیرنده تمامی وقایع تاریخی مستند از دیدگاه های متفاوت نسبت به این موضوع ارامنه را در فیلم مستندی برای اگاهی ملل دنیا تهیه و منتشر کند. 
گفته های معاون آقای رجب طیب اردوغان حاکی از شروع جمع آوری دیدگاه های مختلف در مورد مسئله ارمنی را آغاز کرده است. آرینچ در کمسیون بودجه مقداری از وقت سخنرانی خود را به موضوع مسئله ارامنه اختصاص داده و از پروژه بزرگ دولت ترکیه برای خاتمه دادن به نقاط تاریک این موضوع پرده برداشت.
بولند آرینج از کارگردان و بقیه مسائل مرتبط با این پروژه بزرگ مسائلی را بیان نکرد و موضوع را به روزهای پیش رو واگذار کرد.
مسئله تاریخی ارمنی به موضوع جدل دولت ترکیه از امپرطوری عثمانی تا جمهوری ترکیه با دیاسپورای ارمنی در غرب مبدل گردیده است و در بسیاری از اوقات این مسئله به عنوان چماغی برای اهرم فشار بر علیه دولت ترکیه استفاده می گردد. گروههای افراطی ارمنی باور دارند در حوادث جنگ جهانی اول امپراطوری عثمانی نسل کشی وسیعی را در حق ارامنه روا داشته است و آنها این عمل را نسل کشی می نامند در حالیکه اسناد تاریخی متعدد دقیقاً عکس موضوع را اثبات می کند و کشتارو نسل کشی ترکان در ترکیه، آزربایجان در قره باغ و خوجالی و ..، اورمیه، خوی، سلماس، کهنه شهر و ...که به فاجعه جیلوولوق مشهور می باشد یکی از پاک سازی های ائتنیکی ارامنه بر حق ترکان و مسلمانان می باشد.  
متاسفانه علارغم اصرارهای دولت ترکیه به بررسی این حادثه از سوی تاریخ نگاران جهانی و گشودن آرشیو های دولتی هر دو دولت تاکنون دولت ارمنی به این مسئله جواب رده داده است و آنها اول قبول نسل کشی و عذر خواهی دولت ترکیه را درخواست کرده و بعداً خواستار بررسی موضوع اند.  
منبع ترجمه خبر:
http://tinyurl.com/aw6m5q8 

فیلم "قتل عام خوجالی" در فستیوال فیلم آنتالیا نمایش داده شد

Kategori: , , , , , , , , , , , , , Umud Urmulu - دوشنبه, مهر ۱۷, ۱۳۹۱ - 0 comments
امسال با شروع قدیمی ترین فستیوال فیلم ترکیه فیلمی از آزربایجان شمالی نیز با عنوان "حوجا" که در مورد قتل عام خوجالی توسط ارامنه می باشد نیز در معرض دید عموم قرار گرفته است.
امسال ترکیه 49 مین فستیوال بین المللی پرتغال طلائی آنتالیا را برگزار می کند که در این فستیوال فیلم های متعددی از کارگردانان بنام ترکیه نیز وجود دارند.  
فیلم قتل عام خوجالی نیز با تدابیری که اندیشیدیه شد هبود در یکی از معروفترین سالن های سینمائی شهر آنتالیا در معرض دید عموم قرار گرفت. فیلم حوجا به کارگرادانی جوان آزربایجانی به نام وحید مصطفی اف تهیه شده است. 
فیلم قتل عام خوجالی در برگیرنده مضامین جنگ و ابعاد مختلف ان از جهات مختلف چه در هنگام و چه بعد از جنگ را به تصویر می کشد. 
کارگران فیلم در مورد نمایش این فیلم به خبرنگاران چنین گفت:
امروزه جنگ های متعددی در دنیا شکل گرفته و احتمالاً نیز صداهائی از طبل جنگ های جدید نیز هر روزه شنیده می شود. فیلم قتل عام خوجالی تنها مربوط به آزربایجان و دردهای مردم آزربایجان از قتل عام خوجالی نیست، بلکه دربردارنده پیامی به تمامی مردمان دنیا در مورد جنگ و عواقب آن می باشد.
فیلم قتل عام خوجالی پس از فستیوال ترکیه در کشورهای متعددی همچون آمریکا، مصر و چندین کشور اروپائی نیز به نمایش گذاشته خواهد شد.
خلاصه فیلم قتل عام خوجالی:
علی اکبر و گونل دو عاشق طی برنامه هائی که ترتیب داده شده به زودی ازدواج کرده و مراسم عروسی خود را نیز در باکو برگزار خواهند کرد که در نزدیکی روستای علی اکبر که در قره باغ اشغالی می باشد جنگی آغاز می گردد. علی اکبر که خواهان ازدواج می باشد در عین حال در خدمت سربازی هست و جنگ قره باغ شروع می گردد .... فیلم در برگیرنده موضوع عشق و جنگ می باشد. 
قتل عام خوجالی:
در 26 فوریه 1992 صدها نفر از مردم بی سلاح از جمله زنان، کودکان، کهنسالان و .. توسط نیروهای ارمنستان سلاخی شدند. بر اساس گزارشات سازمانهای حقوق بشر بین المللی پس از قتل عام قره باغ اشغالی نسل کشی خوجالی یکی از فجیع ترین قتل عام هاست، در این قتل عام ناجوانمردانه صدها شهروند بدون مسلح آزربایجانی توسط نیروهای تماماً مسلح ارمنی به فجیع ترین شکل ممکن قتل عام و مورد تحقیر واقع شدند. بسیاری از کشورهای جهان نظیر مکزیک، کلمبیا، پاکستان و .. این حادثه را به صورت رسمی به عنوان نسل کشی می شناسند. 
منبع ترجمه خبر:
http://tinyurl.com/92k6rlw

مرگ زبانها و نوع نگرش به زبان ترکی از دیروز تا امروز

Kategori: , , , , , , , , , , , Umud Urmulu - دوشنبه, شهریور ۰۶, ۱۳۹۱ - 0 comments
اومود اورمولو
بنا به بسیاری از تحقیقات صورت گرفته امروزه در دنیا نزدیک به 7 هزار زبان موجود می باشد. البته رقم فوق قطعی نیست، عدم قطعیت آمار نیز متاثر از تفاوت نظر بین محققین و زبان شناسان جهانی در متمایز نمودن "لهجه" و "زبان" می باشد. بر اساس نظر بسیاری از زبان شناسان لهجه های متفاوت تشکیل زبانی متفاوت را می دهند، در حالیکه بعضی دیگر از زبانشناسان این نظریه را رد می کنند.
مثالی از موقعیت کشورهای اسکاندیناوی می آورم: زبانهای سوئد، نروژ و دانمارک در نظر بعضی از زبان شناسان به عنوان یک زبان تقدیم می گردند ولی به نظر بسیاری از زبانشناسان به عنوان 3 زبان مختلف معرفی می شوند.
در عین این تفاوت نگرش ها حقیقتهائی نیز توسط تمامی زبان شناسان جهان مطرح می گردد و آن هم مرگ بسیاری از زبانهاست. بر اساس تحقیقات علمی که از سوی سازمان یونسکو صورت گرفته از هر 10 زبان 9 زبان تا 100 سال پیش رو تماماً به فراموشی سپرده خواهد شده و به نوعی دچار مرگ زبانی خواهند گشت ، این رقم به صورت عددی برابر با 5 هزار و 400 زبان میباشد.
در سال 1994 کتابی با نام Atlas of the World's Languages in danger که در برگیرنده اطلس زبانی ملل دنیا می باشد توسط Christopher Moseley و همکارش در 374 صفحه و 113 نقشه منتشر گردید که کتاب فوق تاکنون یکی از مهمترین و قابل استناد ترین منابع زبانی در دنیا می باشد. در کتاب مذکور بحث زبانهای در خطر مرگ به صورت علمی و با توجه به آمار مورد بحث قرار گرفته اند.
امروزه 497 زبان در خطر مرگ فوری اند، اکثر این زبانان دارای متکلمین زیر 50 نفر می باشند. نکته جالب توجه در مرگ زبانی مختص به وسعت جغرافیائی نمی باشد، برای مثال در پاپوآ گینه نو (Papua New Guinea) که در ابعادی به مانند کشور دانمارک واقع شده مردم موجود در این کشور در حال تکلم به 830 زبان مختلف می باشند. 
در حقیقت مرگ زبانی مرگ اجتماع و مرگ فرهنگی تلقی می گردد، بسیاری از زبانها به علت وجود در سیستم هائی که در موقعیت زبان مغلوب قرار داشته و توسط زبان غالب پس زده شده و از گزند انواع سیاست های آسیمیلاسیون در امان نبوده اند دچار مرگ زبانی می گردند. مرگ زبانی بستگی به تعدد انسانهای متکلم به یک زبانی بستگی ندارد بلکه میلیونها انسان متکلم به یک زبان زمانی که قادر به آفرینش ادبیات (نظم و نثر)، فولکلور، آثار هنری و ...در زبان مادری خود نباشند به قولی آن زبان در حال خطر مرگ زبانی بوده و در آینده ای بسیار نزدیک دچار مرگ زبانی خواهد شد. 
انسانها و اجتماعات تنها با ابزار زبان می توانند به بیان آلام، شادی ها، احساسات، عواطف، آداب و ...خویش پرداخته و به انسان و یا جامعه ای دیگر منتقل سازند. افسانه ها، حکایت ها، مجالس، داستان، طرز و شیوه صحبت کردن، احوال پرسی روزانه، بحث ها، شادی، طرز سخن با کودکان، رفتارها، احساسات و .. تنها و تنها در سایه زبان معنا می یابند. مرگ یک زبان در حقیقت مرگ تمامی موارد مذکور به همراه مرگ فرهنگ و مرگ علم را در بر می گیرد. مرگ یک زبان یعنی فراموشی و از دست دادن یافته ها دیروز ... 
علت افزایش مرگ های زبانی مشخص می باشد ولی متاسفانه هیچ سازمان جهانی در این مورد قدم هائی را برنمی دارد. تنها در بعضی از کشورهای توسعه یافته با استانداردهای بالای دمکراسی به مانند کانادا برای حفظ زبانهائی به مانند اسکیموها و .. قدم هائی برداشته شده است.
جلوگیری از مرگ یک زبان بی شک وظیفه انسانی تمامی ماست. باید سکوت را شکسته و در برابر سیاست های آسیمیلاسیون زبانی بایستیم چون در غیرانیصورت با سکوت خود شریک در این جنایت علیه بشریت شده ایم. 
متاسفانه در ایران نیز پس از سقوط سلسله قاجار زبان ترکی مورد هجمه شدید سیاست های آسیمیلاسیونی زبانی واقع شده، به طوریکه طی دوره هائی حتی سخن گفتن به زبان ترکی در مدارس ممنوع بوده و دانش آموزان با تکلم کلمات ترکی مجبور به پرداخت جریمه می گشتند، بسیاری از روشنفکران آن دوره برای ریشه کن کردن زبان ترکی مسائلی را ابراز می کرده اند که شاید مروری کوتاه بر این تفکرات خالی از لطف نباشد:
برای مثال جواد شيخ الاسلامی استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران در جائی از کتاب خود چنین می نویسد:
"برای فارسی کردن مردم آذربایجان باید کودکان خردسال ترك را از مادر و خانواده شان دور کرد و به خانواده های فارسی در شهرستان های فارسی زبان سپرد، تا بعد از بزرگ شدن به زبان فارسی صحبت کنند.... بايد تمام کارمندان ترک را از استانهاي ترک زبان به مناطق فارس فرستاده و به جايشان کارمندان فارسي زبان را به آزربايجان بياورند".
حتی در دوره ای کار به جائی رسیده بود که بسیاری از روشنفکران مرکزگرا کمر همت برای از بین بردن زبان ترکی بسته بودند، برای مثال تقی آرانی در مقاله آزربایجان یا یک مسائله مماتی و حیاتی برای ایران چنین می نویسد:
بايد افراد خيرانديش ايرانی فداكاری نموده و براي از بين بردن زبان تركی و رايج كردن زبان فارسی در آزربايجان بكوشند. مخصوصا وزارت معارف بايد عده زيادی معلم فارسی زبان بدان نواحی فرستاده، كتب و رساله ها و روزنامجات مجانی و ارزان در آنجا انتشار دهد و خود جوانان آذربايجانی بايد جانفشانی كرده، متعهد شوند تـا ميتوانند زبان تركی تكلم نكرده، به وسيله تبليغات عاقبت وخيم آن را در مغز هر ايرانی جايگير كنند”!
یا در نشریه پرچم چاپ شده در سالهای 1321-1322  به چنین جملاتی برمی خوریم:
"این آرزوی ایرانیانست، آرزوی همگی ماست. ما این را به یاری خدا از پیش خواهیم برد و همه زبانها را جز فارسی از میان خواهیم برداشت. من که در اینجا ایستاده ام زبان مادرزادی من ترکی بوده ولی همه می دانند که چه کوشش هایی به کار می برم که آن زبان از ایران برافتد. ترکی برافتد، عربی برافتد، آسوری برافتد، ارمنی برافتد، کردی برافتد. ارمنیان اگر از مایند باید با زبان ما درس خوانند و سخن گویند".
و هزاران مورد دیگر این چنینی که ناشی از نوع نگاه و برخورد حکام و دولت ایران با زبان ترکی می باشد. آیا وضعیت زبان ترکی از آن زمان تا به اکنون دچار تغییر شده؟ 
متاسفانه موقعیت زبان ترکی از آن سالها تا به اکنون دچار هیچ تغییری نگشته است، در قانون اساسی فعلی ایران تنها زبان رسمی زبان فارسی ذکر گردیده دریغ از کوچکترین حق و موقعیتی برای زبان ترکی. در کنار قانون اساسی فعلی جمهوری اسلامی ایران سخنان مسئولین و ارگانهای دولتی نیز موید تکرار همان روند تاریخی تحت لوائی دیگر می باشد، برای مثال متن زیر از مصوبه های مجمع تشخیص مصلحت نظام می باشد:
"زبان و خط فارسی محور اصلی وحدت و همبستگی ملی است و تقويت آنها از مبانی اصلی سياست های كلی نظام است"
 (از مصوبه هاي مجمع تشخيص مصلحت نظام به نامهای "سياستهای‌ كلي‌ نظام‌ در بخش‌ اقوام‌ و مذاهب" مصوب ٠٢/١١/١٣٧٨ و "سياست‌های كلی نظام در خصوص وحدت و همبستگی ملی" مصوب ١٥/١١/١٣٨٤)   
یا "شواری عالی امنیت ملی ایران" زبان ترکی را چنین وصف می کند:
بهتر است در ايران زبان آذربايجانيها به عنوان زبان معنوی آنها تلقی گردد نه زبان رسمی و مادری آنها. سوءاستفاده از مساله قوميت ها برای كشور از لحاظ امنيت ملی قابل تحمل نيست و ‌شورای عالی امنيت ملی اجازه نخواهد داد كه كسانی بخواهند با اين مسايل بازی كنند".
و یا آقای رفسنجانی موقعیت زبان فارسی را چنین وصف کرده اند:
"ما بايد خيلی اهميت بدهيم به فارسی. فارسی بسيار زبان نيرومند است. فارسی ريشه دارتر از عربی است. فارسی زبان تمدن دنيا بوده است، فارسی مقدمه زبان عربی است. ..... ما بخصوص الان زبان فارسی بايد برايمان اهميت داشته باشد."
و برای خاتمه از سخنان محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران مثالی را ذکر می کنم:
"زبان فارسی مترادف با ايران و فرهنگ ايران، و رمز هويت ملی و همبستگی مردمان ايران است. شما بايد ارتباطتان را با ايران و فرهنگ ايران و زبان فارسی حفظ كنيد... زبان فارسی حامل متعالی‌ترين ادبيات انسانی است و بايد تقويت شود. رمز جاودانگی، هويت ملی و همبستگی ما، زبان فارسی است. بايد به نقطه‌ای برسيم كه تعصب فارسی به افتخار عمومی تبديل شود".
همانطور که دیده می شود سطرهای کوتاه فوق گویای نوع نگرش و وضعیت گذشته و حال زبان ترکی اند، حال باید پرسید آیا واقعا ًزبان ترکی مسئله ای امنیتی می باشد که رسمی و سراسری شدنش سبب تجزیه ایران خواهد شد یا کتمان، تحقیر و نادیده گرفتنش سبب تجزیه ایران؟ آیا زبان فارسی عامل ایجاد پیوند بین ملل ساکن ایران بوده و یا عامل نفاق، برتری زبانی، مرگ زبانهای غیرفارس، مرگ فرهنگ ملل غیرفارس و ..؟ 
زبان ترکی از گذشته تا به امروز با این نگرش تماماً سرکوب شده و از بسیاری منظر زبانشناسی دچار بیماریهای متعددی به مانند کمبود کلمات برای ادای کلمات بیگانه، کاهش و یا نبود آثار چشم گیری نظم و نثر، نابودی و فراموشی بسیاری از کلمات قدیمی زبان ترکی، بیگانگی نسل جدید با زبان ترکی و ... همگی نشان از وضعیت بغرنج زبان ترکی می باشد که زنگ های مرگ زبانی را به صدا درآورده اند، مرگ زبانها همانطور که در متن علمی فو نیز ذکر شده به تعداد متکلمین بستگی ندارد بلکه نشئت گرفته از عدم کاربرد زبانی در تمامی وجوهات زندگی یک اجتماع می باشد.   
جهان در حال تغییر می باشد و این تغییر به خاورمیانه نیز رسیده اگر ملت حاکم دیر بجنبد خواسته های به حق ملت ترک و دیگر ملل غیرفارس وارد کوچه ای خواهد شد که دیگر راه بازگشتی نخواهند داشت. 
با پشتیبانی Blogger.
 
UrmiyeNews.Com - Batı Azerbaycan'ın Sesi
Tema: Bal Medya