‏نمایش پست‌ها با برچسب مرگ زبانی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب مرگ زبانی. نمایش همه پست‌ها

آیا توسعه اقتصادی سبب مرگ زبانها می گردد؟

Kategori: , , , , , , , , , , , , , Umud Urmulu - چهارشنبه, شهریور ۲۶, ۱۳۹۳ - 0 comments
اومود اورمولو
بر اساس نتایج جدیدترین تحقیقات صورت گرفته توسعه اقتصادی سبب نابودی بسیاری از زبانهای اقلیت در اقصی نقاط دنیا الخصوص آمریکای شمالی، آروپا و استرالیا و.. گردیده است.
تحقیقات یاد شده به رهبری دکتر تاتسوآ آمانو از دانشگاه کمبریج صورت پذیرفته و نتایج تحقیقات نیز در مجله معتبر Proceedings of the Royal Society منتشر گردیده است، دانشمندانی که در تحقیقات مذکور حضور داشته‌اند بر حفاظت از زبانهای در معرض خطر مرگ‌زبانی تاکید ورزیده‌اند.
زبانهای در معرض خطر مرگ‌زبانی
بر اساس نظریات دکتر آمانو حدود یک چهارم(25% کل زبانهای زنده دنیا)زبانهای موجود در دنیا در معرض خطر واقع گردیده‌اند، نتایج بررسی‌های تحقیق مذکور حاکی از تاثیرات مضر توسعه اقتصادی بر زبانها در اکثر کشورهای دنیا می باشد.
تعداد متکلمین زبان Upper Tanana در آبلاسکا به حدود 25 نفر رسیده و زبان یاد شده تماما در معرض نابودی واقع شده است. در اروپا زبان Ume Samii و در فرانسه نیز زبان Auvergnat با ریسک نابودی مواجه می باشند. 
دکتر آمانو باور دارد "با گسترش اقتصاد در کشورها توسعه آموزش به زبان رایج یا حاکم سبب نابودی دیگر زبانهای مغلوب می ‌گردد"، او معتقد هست بسیاری از انسانها برای عدم طرد از زندگی اجتماعی، سیاسی و اقتصادی ملزم به فراگیری زبان مغلوب در جامعه می باشند. دکتر آمانو و همکارانش معتقدند که می باید برای حفاظت از زبانهای در معرض خطر پروژه‌های علمی و عملی با توجه به تجربه‌های موفق جهانی حفاظت از زبانها طراحی و تدوین گردد.     
نقش اقتصاد و سیاست در مرگ زبانها
دکتر دنیل کافومان رئیس زبانهای در معرض خطر از نقش مهم و عمده اقتصاد، اجتماع، سیاست و فرهنگ در مرگ زبانها در قیاس با عوامل محیطی خبر می دهد، بنا به گفته‌های وی در گذشته زبانها به سبب عوامل محیطی محکوم به نابودی می شدند ولی امروزه فاکتورهای سیاسی و اقتصادی جزء مهمترین عوامل مرگ زبانها محسوب می شوند.
جایگاه زبان ترکی در اقتصاد ایران
روزگاری نه چندان دور که بازارهای تبریز و اورمیه به عنوان یکی از مهمترین گذرگاه‌های جاده ابریشم محسوب می‌گردیدند به طبع آن زبان ترکی نیز در میان بازاریان، اصناف و تولیدات از جایگاه بسزائی برخوردار بود به طوریکه اکثر امورات اقتصادی بازارهای تبریز و اورمیه به زبان ترکی بود و حتی به جرات می توان ادعا نمود که بازاریان و ریش‌سفیدان بازار بسیار بیشتر از زبان فارسی به زبانهای ترکی عثمانی و روسی تسلط داشتند، ولی از سالهای آخر سقوط امپراطوری ترک قاجار رفته‌رفته بازارهای تبریز- اورمیه و به طبع آن زبان ترکی جایگاه خود را در اقتصاد از دست داده و اغلب بازاریان برای گذران چرخ اقتصادی خود ملزم به فراگیری و کاربرد زبان اقلیت حاکم فارس‌زبان نمودند. رخت بربستن زبان ترکی از بازارهای تبریز و اورمیه به موازات انتقال اقتصاد از تبریز به تهران صورت پذیرفت و گسترش وسایل ارتباط جمعی و مئدیاهای مختلف نیز که به انحصاریترین زبان اقلیت حاکم بود ضربه نهائی را بر پیکر زبان ترکی و اقتصاد در آزربایجان وارد نمود. در کنار تغییر مرکزیت اقتصادی از تبریز به تهران رسمیت انحصاری زبان اقلیت حاکم و تحمیل آن بر میلیونها ترکی که از آموزش به زبان مادری خود محروم داشته شده‌اند سبب وارد ساختن ضربات متعدد و کارائی بر زبان ترکی گردیده به طوریکه نسل جوان ترک امروزه از لغات و اصطلاحات قدیمی ترکی آگاهی ندارد و با پدران و مادربزرگان خود به زبان دیگری به جزء زبان مادری به برقراری ارتباط می پردازد که این مسئله نیز سبب عدم انتقال زبان ترکی و دارائی‌های این زبان غنی و زیبا به نسلهای بعدی ترک خواهد گردید.        
منبع ترجمه خبر:
http://tinyurl.com/pv26dja 

نابودی بیش از 2500 زبان تا اواخر قرن جاری، آیا زبان ترکی با مرگ زبانی روبروست؟

Kategori: , , , , , , , , , , , Umud Urmulu - جمعه, شهریور ۰۸, ۱۳۹۲ - 0 comments
اومود اورمولو
بر اساس تحقیقات انستیتوی Smithsonian واشنگتن تا اواخر قرن جاری بیش از 2500 زبان در دنیا به فراموشی سپرده خواهند شد و مسئولین انستیتو برای جلب توجه به مسئله زبانهای در حال مرگ امسال فستیوالی بدین منظور ترتیب داده اند.
مسئولین فستیوال از متکلمین زبانهائی که در معرض خطر مرگ زبانی اند نیز به فستیوال دعوت کرده اند که از جمله زبان کچوا در جنوب آمریکا و یا زبان ترکان تووا در سیبری از جمله مهمترین زبانهای در معرض خطر مرگ زبانی اند که به فستیوال دعوت شده اند.
در فستیوال از بومیان هاوائی که زبان آنان نیز در معرض خطر مرگ زبانی می باشد به فستیوال دعوت شده و یکی از متکلمین به این زبانها نیز از اهمیت حفظ زبانها سخنان چندی در مراسم فستیوال بر زبان می آورد.
هدف برگزار کننده گان فستیوال مذکور آشنائی با دیگر زبانها و فرهنگ های مختلف جوامع انسانی مشخص گردیده است. 
خبر فراموشی 2500 زبان تا اواخر قرن جاری این سوال را در ذهن پدید می آورد که آیا زبان ترکان موجود در ایران نیز یکی از این 2500 زبان خواهد بود؟ اغلب زبانها به عللی همچون جنگ، نسل کشی ائتنیکی، ژنوساید زبانی(Linguistic genocide)، مهاجرت های اجباری و هدف دار، سیاست های آسیمیلاسیون و انتگراسیون دولت های حاکم بر زبانهای محکوم، اشغال سرزمینی، مرگ متکلمین زبان، هجمه رسانه ای و زبان غالب آموزشی، کتمان، تحقیر و عدم رسمیت زبانها، عدم کاربرد زبانها در امور روزمره و اقتصاد و .. به مرگ زبانی دچار می گردند. در منطقه جغرافیائی ایران بنا به آمارهای غیررسمی 25 – 35 میلیون ترک زندگی می کنند و مرگ زبانی ناشی از مرگ متکلمین به زبان ترکی تقریباً ملتفی می باشد ولی مهمترین مسئله ای که سبب می شود نسبت به مرگ زبان ترکی در ایران اعلام خطر کنیم عدم کاربرد زبان ترکی در سیستم آموزشی و سیستم اقتصادی می باشد. در ایران طی 100 سال گذشته تمامی سیاست های فرهنگی و زبانی دول ایران برای زدودن زبان ترکی و دیگر زبانهای ملت های غیرفارس به پیش برده شده و عدم رسمیت زبان ترکی و تحمیل زبان اقلیت فارس زبان به عناوین زبان ملی، زبان دولتی، زبان رسمی، زبان ایرانیت، زبان مشترک، زبان رابط و ... نمونه ای از نگرش دول ایران به مسئله زبانهای ملی ملل غیرفارس می باشد. سیستم آموزشی ایران بر اساس زبان اقلیت فارس شکل گرفته و هدف گذاری آن نه ترویج علوم مختلف و آموزش علوم انسانی بلکه تماماً فارسیزه کردن کودکان دیگر ملتهای تحت ستم ملی بنیان گذاری شده است. در دیگر سوی وضعیت سطح سواد به زبان مادری در ترکان ایران علارغم وجود آمار بدون تردید نزدیک به ارقام 1 تا 5% خواهد بود، این طیف نیز بیشتر تحصیل کننده گان به زبان ترکی در کشورهائی نظیر ترکیه و آزربایجان شمالی و .. می باشند و قشر وسیع جامعه ترک از بعد سطح سواد آموزی زبان مادری بی سواد مطلق تلقی می گردند. منطقه جغرافیائی ایران تمامی ویژگیهای یک جامعه چندملیتی، چندزبانی، چندینی، چندفرهنگی و ... را دارا می باشد که متاسفانه تمامی این تنوعات نه به عنوان میراثی بشری بلکه به عنوان تهدیدی امنیتی نگریسته شده و در عین کتمان و تحقیر شدن مورد سیاست های یکسان سازی زبانی و ائتنیکی دولت و ملت حاکم قرار گرفته اند. 
اولین خواسته عموم جامعه ترک و پیشروان حقیقی اش برای پایان دادن به تبعیض های متعدد در ایران رسمیت و سراسری شدن زبان ترکی تحت ضمانت قانون اساسی و عدم تحمیل زبان فارسی به هر نام و عنوانی می باشد.      
منبع خبر: بخش ترکی صدای آمریکا
http://tinyurl.com/k6jp9wp

روز جهانی زبان مادری و زبان ترکی در ایران

Kategori: , , , , , , , , , , , Umud Urmulu - دوشنبه, بهمن ۳۰, ۱۳۹۱ - 0 comments
اورمولو
همه ساله با نزدیک شدن به 21 فوریه که با نام روز جهانی زبان مادری شناخته می شود در میان ملیت های دنیا و الخصوص جوامع چندملیتی – چندزبانی به مانند ایران جنب و جوش خاصی را شاهدیم. در میان ملتهای غیرفارس ساکن ایران و ملت حاکم فارس زبان بیشتر مباحث 12 ماه سال که حول مسائل ملل تحت ستم و مستمعره داخلی می گذرد با نزدیک شدن به روز جهانی زبان مادری بحث عدم رسمیت و عدم آموزش زبان مادری ملت های غیرفارس و تحمیل آموزش زبان بیگانه فارسی دوباره نقل محافل می گردد، البته سانسور و کتمان موضوع به کنار.
با افزایش شعور ملی ترک در جامعه و روند بیداری ملی چندسالی هست که بحث زبان مادری و الخصوص رسمیت و سراسری شدن زبان ترکی از سوی اکثر قریب به اتفاق گروههای سیاسی، فرهنگی، جامعه ادب و هنر و... ترک به عنوان اولین گام برای ورود دمکراسی به منطقه جغرافیائی ایران نمود قابل توجهی یافته و رفته رفته در کنار دیگر مسائل ملل غیرفارس وجود مشکلی به نام 'مسئله ترک' در ایران در موضوعات مختلف نمود بیشتری می یابد، البته ناگفته نماند علت گستردگی مسئله ملی ملت ترک در ایران به علت وجود جمع کثیری از ترکان ساکن این جغرافیا می باشد که بنا به نظر بسیاری از محققین بی طرف ترکان ساکن ایران را نه به عنوان اقلیت بلکه به عنوان اکثریتی تحت مستمعرگی و حاکمیت اقلیت فارس زبان معرفی می کنند. با تثبیت گروههای ائتنیکی – زبانی – دینی در کشورهائی به مانند عراق، افغانستان و ... جنگ زده در سطح خاورمیانه ای و ترکیه در سطح اروپائی بدون تردید ترکان ساکن ایران نیز با صدائی رساتر و مصمم تر از همیشه خواستار تحقق تمامی حقوق پایمال شده و به یغما رفته خویش از جمله رسمیت هویت و زبان ترکی تحت ضمانت قانون اساسی، سیستم آموزشی و تحصیلی بر مبنای زبان ترکی، برابری زن و مرد، تقسیم منابع اقتصادی به صورت برابر، تغییر هژمونی قدرت و جایگیری نماینده گان واقعی ملت ترک در سیستم سیاسی حاکم، آزادی های دین باوران و غیردین باوران، تعریف جدید و مدرنی از شهروند ایران که در برگیرنده تمامی واقعیت های منطقه جغرافیائی ایران باشد و نه به مفهوم داشته های فارس زبانان تحت قالب ایرانیت، وجود نیروی نظامی برای حفاظت از ملت ترک، مدیریت مناطق ملی و ... طی پروسه های کوتاه– میان و طولانی مدت می باشند.              
جغرافیای تحت حاکمیت دولت ایران یکی از نادرترین مناطق چندملیتی – چندزبانی دنیا می باشد که هنوز هم سیاست های رسمی و غیررسمی اش مبتنی بر کتمان و اجرای آسیمیلاسیون زبانی – فرهنگی ائتنیک های مغلوب و مستمعره تعریف شده و به پیش برده می شود، هر ساله با نزدیک شدن به روز جهانی زبان مادری گروههای فعال حقوق بشر و غیرسیاسی ترک بیانیه های مرتبطی بنا به کنوانسیون های حقوق بشر جهانی و اعلامیه جهانی حقوق زبانی به محکومیت دولت ایران به سبب نقش آشکار حقوق ترکان ساکن این جغرافیا می پردازند. آموزش زبان مادری یکی از اصلی ترین مسائل در حوزه حقوق بشر می باشد و عدم جایگیری زبان ترکی در سیستم آموزشی ایران و در دیگر سو تحمیل زبان بیگانه فارسی بدون کوچکترین تردیدی یکی از عمده نقض های حقوق میلیونها ترک می باشد. سیاست رسمیت زبان فارسی در یک جغرافیای چندملیتی – چندزبانی به مانند ایران و عدم رسمیت زبان ترکی و دیگر زبانهای ائتنیک های غیرفارس به واقع مهمترین سد در برابر ورود دمکراسی به منطقه جغرافیائی ایران می باشد. در حالی که سیستم های سیاسی و غیرسیاسی منطقه و دنیا به سمت به رسمیت شناختن تمامی حقوق زبانی و فرهنگی ائتنیک های مغلوب در جوامع سیری سعودی دارد متاسفانه در ایران سیاست رسمی دولت ایران مبنی بر کتمان و تحقیر مفهوم ائتنیک های مغلوب و مستمعره بوده و در این راه نیز مدیای مرکزگرای فارس زبان (چه داخلی و چه خارجی) اوج تطابق را با پایمال نمودن و نقض حقوق اولیه ملت های مغلوب دارد. بر اساس آمار سازمان جهانی یونسکو بیش از 50% زبانهای دنیا طی 100 سال پیش رو تماماً به مرگ زبانی مبتلا خواهند شد و عمده ترین علت مرگ زبانها به نظر زبان شناسان عدم رسمیت و عدم جایگیری زبانهای مغلوب در سیستم آموزشی و تحصیلی اند، در دنیای کنونی حتی با رسمیت زبانی نیز خطر مرگ زبان ها از بین نمی رود و بدون تردید حمایت دولت های از زبان های موجود در یک جغرافیا به صورت برابر از اهمیت بسزائی برای زیست زبان ها برخوردار می باشد. 
رسمیت زبان مادری موضوعی امنیتی و متضاد با تمامیت ارضی یا کتمان زبان مادری و تداوم سیاست های آسیمیلاسیون زبانی – فرهنگی علت تجزیه ایران؟
براستی آیا رسمیت و سراسری شدن زبان ترکی سبب تجزیه ایران می شود یا عدم رسمیت و تداوم اجرای سیاست های آسیملاسیون زبانی – فرهنگی بر علیه ملت ترک و دیگر ملتهای مغلوب سبب تجزیه این جغرافیا خواهد شد؟ آیا با رسمیت زبان ترکی در ایران تمامیت ارضی این جغرافیا به خطر می افتد یا با عدم رسمیت زبان ترکی هست که حرکت های به حق استقلال طلبانه روز به روز گسترش یافته و جایگاه اجتماعی قابل توجهی را مابین ملت ترک می یابند؟ در دیگر سو فرض مثال رسمیت  وسراسری شدن زبان ترکی سبب تجزیه ایران شود، مگر برای عدم تجزیه این جغرافیا می توان میلیونها انسان ترک را از حق اولیه اش که آموزش زبان مادری می باشد به عناوین مختلف از جمله تمامیت ارضی کتمان کرده و نادیده گرفت؟ آیا اصلاً رسمیت و سراسری شدن زبان ترکی سبب تجزیه ایران می گردد و یا وجود تبعیض های متعددی ائتنیکی، زبانی، دینی، اقتصادی و ... بر مردمان ساکن این جغرافیاست که سبب بروز حرکت های به حق استقلال طلبانه ملی گشته است. آیا در دنیا کدام کشور چندزبانی – چندملیتی می باشد که با احقاق حقوق ملتهای تحت ستمش و یا رسمیت یافتن زبان مادری گروه های مغلوب تجزیه گردیده است؟ با رسمیت و انحصار بی حد و حصر زبان فارسی در کنار عدم رسمیت و کتمان زبان ترکی و دیگر زبانهای ملت های غیرفارس اکنون بسیاری از این زبانها مبتلا به انواع بیماریهای زبانی گشته و با خطر مرگ زبانی مواجه می باشند. باید قانون اساسی جدیدی منبطق با واقعیت بافت چندملیتی – چندزبانی ایران آماده گردد و دقیقاً زبان، ائتنیک ، فرهنگ و ... مختلف و متعدد در ایران نه به عنوان تهدیدی امنیتی بلکه به عنوان میراثی انسانی با قبول و به رسمیت شناختن تمامی حقوقشان و تضمین در قانون اساسی محقق شود که شاید بتوان به امید اشتراک منطقه جغرافیائی مشترک و تعریف جدید و مدرنی از شهروند ایران در کنار هم زندگی کرد، بدون تردید خلاف این امر می تواند جنگ های ویران کننده ائتنیکی – مذهبی را شعله ور سازد و سبب ایجاد نتایج غیرقابل جبرانی برای تمامی ملت های ساکن این جغرافیا گردد. موضوع ستم و وجود نژادپرستی بر علیه ملتهای مغلوب و تحت ستم مسئله آتش زیر خاکستر هست و در زمانش به شدت شعله ور خواهد گشت.

مرگ 220 زبان طی 60 سال، زبان ترکی در ایران با مرگ زبانی روبروست

Kategori: , , , , , , , , , , , , Umud Urmulu - سه‌شنبه, بهمن ۰۳, ۱۳۹۱ - 0 comments
اورمولو - بر اساس نظر زبان شناسان طی 50 سال پیش روز بیش از نصف زبان هائی که امروز می زیند به مرگ زبانی مبتلا خواهند گشت و تماماً از بین خواهند رفت. به علت جهانی شدن، سیستم های دیکتاتوری در کشورهای چندملیتی – چند زبانی، وجود زبانهای غالب رابط بین المللی، آسیمیلاسیون و استعمار زبانی ملت های محکوم ومستمعره، عدم رسمیت زبان ها و بسیاری از دیگر مسائل امروزه زبان ها با خطر مرگ زبانی دست به گریبان می باشند. برای مثال عدم رسمیت و ممنوع بودن زبان کائورنا در استرالیا در سالهای 1880 سبب مرگ زبان کائورنا به سال 1920 گشت در آن سال آخرین متکلم به این زبان فوت کرده و به کله زبان کائورنا از روی زمین محو گشت. 
در دنیا 7 میلیارد انسان زندگی می کنند که بر اساس پیش بینی ها حدود 7 هزار زبان و لهجه نیز موجود می باشد که نکته قابل تامل کاربرد حدود 4% از زبانهای دنیا از سوی 96%  مردمان دنیا می باشد. یعنی حدود 4% دیگر مردمان دنیا میراث دار 94% از زبانهای بشری می باشند.    
 در ایران نیز به علت عدم رسمیت زبان ترکی و عدم جایگیری اش در سیستم آموزشی و تحصیلی زبان ترکی به جد با خطر مرگ زبانی روبروست. 
بر اساس نظر زبان شناسان مرگ زبانها ارتباطی با تعدد متکلمین به آن زبان ندارد و در دنیای امروزی با عدم حمایتی از زبانی توسط دولت و عدم جایگیری اش در سیستم های آموزشی و تحصیلی، اداری، اجتماعی، قضائی و ... زبان ها در معرض مرگ زبانی می توانند واقع شوند. عدم تولید آثار فاخر به زبان ترکی علارغم وجود 25 الی 35 میلیون ترک در ایران و مبتلا بودن زبان ترکی به انواع بیماری های زبانی به بهترین شکل ممکن نشان از شروع روند مرگ زبان ترکی در ایران می باشد، در کنار این رویه سیستماتیک آسیمیلاسیون زبانی توسط سیستم ایزار آموزشی و تحصیلی نیز پروسه مرگ زبان ترکی در ایران را تسریع می بخشد. 
متاسفانه علارغم وجود میلیونها ترک در جغرافیای ایران دولت ایران به  صورت رسمی وجود ملتی به نام ملت ترک و زبان ترکی را کتمان می کند و با عناوین مختلف از جمله زبان مشترک، زبان رابط، زبان رسمی، زبان دولتی و زبان بیگانه، اجباری و استعماری فارسی را بر کودکان ترک تحیمل می نماید، تحیمل زبان بیگانه فارسی در حالی صورت می گیرد که زبان ترکی از هیچ جایگاهی در ایران برخوردار نمی باشد. حتی رسمیت زبان ترکی نیز نمی تواند تاثیری بر روند مرگ  زبان ترکی داشته باشد چون بنا به تحقیقات جهانی زبان شناسان زبانها در صورتیکه از سوی دولتی حمایت نگردند و دولت مذکور زیرساخت های کاربرد زبان را در اجتماع فراهم نسازند جامعه مغلوب به علت بسیاری از مسائل به سمت یادگیری زبان غالب خواهد رفت و در صورت ایجاد زیرساخت های برای زبان ترکی هست که در عین رسمیت و سراسری بودنش می توان جلوی مرگ زبان ترکی را گرفت. برای مثال دولت ایران می باید به صورت قانونی اولویت ایجاد کسب و کار و استخدام دولتی در مناطق ترک نشین ایران را مبتنی بر آموزش زبان ترکی اشخاص در نظر بگیرد تا انسانها به آموزش و و یادگیری "زبان مادری" خود برای کسب و کار و ایجاد زیرساختهای زندگی امید وار باشند.   
مرگ زبان ها به تنهائی مرگ زبانی نیست، بلکه با مرگ زبانی هویت ، تاریخ، فرهنگ، فولکلور، هنر و به صورت جامع تر میراث بشری نیست می گردد. مرگ "زبان ترکی" در ایران بدون تردید مرگ ملت ترک، فرهنگ ترک، تاریخ ترک، فولکلور ترک، ادبیات ترک، هنر ترک و ... خواهد بود.

یکی دیگر از زبانهای دنیا به مرگ زبانی مبتلا شد

Kategori: , , , , , , , , , , , Umud Urmulu - یکشنبه, مهر ۱۶, ۱۳۹۱ - 0 comments
یکی از زبانهای محلی اسکاتلندی به نام Cromarty که از سوی بلژیکی ها مورد تکلم واقع می شد به علت مرگ تنهاترین متکلم این زبان متاسفانه یک زبان دیگر نیز به لیست بلند بالای زبان هائی که دچار مرگ زبانی گشته اند افزوده شد.
آقای Bobby Hogg که 92 سال داشت تنهاترین متکلم این شیوه محلی بود که با مرگش یک زبان و به طبع میراث یک اجتماع را نیز به وادی فنا سپرد. 
بر اساس نظرات آکادمیسین های شهر ادینبورگ پس از گذشت سالها تازه متوجه تنها ترین متکلم زبان Cromarty که نام روستائی نیز در حول ایدینبورگ می باشد به مرگ زبانی دچار شده، این زبان محلی در زمانی بسیار در این منطقه مورد تکلم واقع می شده است. تنها ترین آثاری که از این زبان مانده صداهای ضبظ شده ای است که توسط آقای باب ضبظ و نگه داری شده است.
آقای باب دارای برادر کوچکی به سن 86 ساله بود که ایشان نیز طی سال گذشته فوت شدند، او نیز یکی از متکلمین زبان مذکور بود.
رابرت میلر از اساتید دانشگاه Aberdeen مرگ آقای باب را فاجعه بیان کرده و با مثال زیبائی به موضوع پرداخت. به نظر آقای رابرت میلتر همانطور که با افزایش گونه ها بر زیبائی طبیعت افزوده شده و می گردد تنوع زبانها نیز به مانند زیبائی طبیعت در عین تنوع می باشند.
در سال 1960 نیز یکی از لهجه های زبان فرانسوی در که متکلمینش در جزایر مانش که متعلق به بریتانیا می باشد نیز به مرگز زبانی دچار شده بود، در سال 1974 نیز در جزایر مان آخرین شخص متکلم به زبان مانی درگذشته و به زیست زبان مانی نیز پایان داده بود.  
بر اساس آماری که از سوی سازمان جهانی یونسکو ارائه شده در دنیا بیش از 6000 زبان و لهجه وجود دارد که طی 100 سال پیش رو بیش از 90% این زبان ولهجه ها به مرگ زبانی دچار خواهند شد. مرگ زبانها همیشه متاثر از تعداد متکلمین نبوده و در بسیاری از اوقات زبان مغلوب به علت مغلوبیت در تقابل با زبان و فرهنگ غالب به مرگ زبانی دچار می گردد، برای مثال در ایران اجتماع ترک و زبان ترکی به علت اینکه در سیستم آموزشی و تحصیلی به اجبار به زبان فارسی گرویده است و زبان ترکی از هیچ جایگاه آموزشی و تحصیلی برخوردار نمی باشد زبان ترکی سالهاست که به انواع بیماریهای زبانی مبتلا شده و از آفرینش آثار ادبی فاخار در قالب نظم و نثر محروم گردیده است. 
منبع مقاله: سایت Daily Mail

مرگ زبانها و نوع نگرش به زبان ترکی از دیروز تا امروز

Kategori: , , , , , , , , , , , Umud Urmulu - دوشنبه, شهریور ۰۶, ۱۳۹۱ - 0 comments
اومود اورمولو
بنا به بسیاری از تحقیقات صورت گرفته امروزه در دنیا نزدیک به 7 هزار زبان موجود می باشد. البته رقم فوق قطعی نیست، عدم قطعیت آمار نیز متاثر از تفاوت نظر بین محققین و زبان شناسان جهانی در متمایز نمودن "لهجه" و "زبان" می باشد. بر اساس نظر بسیاری از زبان شناسان لهجه های متفاوت تشکیل زبانی متفاوت را می دهند، در حالیکه بعضی دیگر از زبانشناسان این نظریه را رد می کنند.
مثالی از موقعیت کشورهای اسکاندیناوی می آورم: زبانهای سوئد، نروژ و دانمارک در نظر بعضی از زبان شناسان به عنوان یک زبان تقدیم می گردند ولی به نظر بسیاری از زبانشناسان به عنوان 3 زبان مختلف معرفی می شوند.
در عین این تفاوت نگرش ها حقیقتهائی نیز توسط تمامی زبان شناسان جهان مطرح می گردد و آن هم مرگ بسیاری از زبانهاست. بر اساس تحقیقات علمی که از سوی سازمان یونسکو صورت گرفته از هر 10 زبان 9 زبان تا 100 سال پیش رو تماماً به فراموشی سپرده خواهد شده و به نوعی دچار مرگ زبانی خواهند گشت ، این رقم به صورت عددی برابر با 5 هزار و 400 زبان میباشد.
در سال 1994 کتابی با نام Atlas of the World's Languages in danger که در برگیرنده اطلس زبانی ملل دنیا می باشد توسط Christopher Moseley و همکارش در 374 صفحه و 113 نقشه منتشر گردید که کتاب فوق تاکنون یکی از مهمترین و قابل استناد ترین منابع زبانی در دنیا می باشد. در کتاب مذکور بحث زبانهای در خطر مرگ به صورت علمی و با توجه به آمار مورد بحث قرار گرفته اند.
امروزه 497 زبان در خطر مرگ فوری اند، اکثر این زبانان دارای متکلمین زیر 50 نفر می باشند. نکته جالب توجه در مرگ زبانی مختص به وسعت جغرافیائی نمی باشد، برای مثال در پاپوآ گینه نو (Papua New Guinea) که در ابعادی به مانند کشور دانمارک واقع شده مردم موجود در این کشور در حال تکلم به 830 زبان مختلف می باشند. 
در حقیقت مرگ زبانی مرگ اجتماع و مرگ فرهنگی تلقی می گردد، بسیاری از زبانها به علت وجود در سیستم هائی که در موقعیت زبان مغلوب قرار داشته و توسط زبان غالب پس زده شده و از گزند انواع سیاست های آسیمیلاسیون در امان نبوده اند دچار مرگ زبانی می گردند. مرگ زبانی بستگی به تعدد انسانهای متکلم به یک زبانی بستگی ندارد بلکه میلیونها انسان متکلم به یک زبان زمانی که قادر به آفرینش ادبیات (نظم و نثر)، فولکلور، آثار هنری و ...در زبان مادری خود نباشند به قولی آن زبان در حال خطر مرگ زبانی بوده و در آینده ای بسیار نزدیک دچار مرگ زبانی خواهد شد. 
انسانها و اجتماعات تنها با ابزار زبان می توانند به بیان آلام، شادی ها، احساسات، عواطف، آداب و ...خویش پرداخته و به انسان و یا جامعه ای دیگر منتقل سازند. افسانه ها، حکایت ها، مجالس، داستان، طرز و شیوه صحبت کردن، احوال پرسی روزانه، بحث ها، شادی، طرز سخن با کودکان، رفتارها، احساسات و .. تنها و تنها در سایه زبان معنا می یابند. مرگ یک زبان در حقیقت مرگ تمامی موارد مذکور به همراه مرگ فرهنگ و مرگ علم را در بر می گیرد. مرگ یک زبان یعنی فراموشی و از دست دادن یافته ها دیروز ... 
علت افزایش مرگ های زبانی مشخص می باشد ولی متاسفانه هیچ سازمان جهانی در این مورد قدم هائی را برنمی دارد. تنها در بعضی از کشورهای توسعه یافته با استانداردهای بالای دمکراسی به مانند کانادا برای حفظ زبانهائی به مانند اسکیموها و .. قدم هائی برداشته شده است.
جلوگیری از مرگ یک زبان بی شک وظیفه انسانی تمامی ماست. باید سکوت را شکسته و در برابر سیاست های آسیمیلاسیون زبانی بایستیم چون در غیرانیصورت با سکوت خود شریک در این جنایت علیه بشریت شده ایم. 
متاسفانه در ایران نیز پس از سقوط سلسله قاجار زبان ترکی مورد هجمه شدید سیاست های آسیمیلاسیونی زبانی واقع شده، به طوریکه طی دوره هائی حتی سخن گفتن به زبان ترکی در مدارس ممنوع بوده و دانش آموزان با تکلم کلمات ترکی مجبور به پرداخت جریمه می گشتند، بسیاری از روشنفکران آن دوره برای ریشه کن کردن زبان ترکی مسائلی را ابراز می کرده اند که شاید مروری کوتاه بر این تفکرات خالی از لطف نباشد:
برای مثال جواد شيخ الاسلامی استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران در جائی از کتاب خود چنین می نویسد:
"برای فارسی کردن مردم آذربایجان باید کودکان خردسال ترك را از مادر و خانواده شان دور کرد و به خانواده های فارسی در شهرستان های فارسی زبان سپرد، تا بعد از بزرگ شدن به زبان فارسی صحبت کنند.... بايد تمام کارمندان ترک را از استانهاي ترک زبان به مناطق فارس فرستاده و به جايشان کارمندان فارسي زبان را به آزربايجان بياورند".
حتی در دوره ای کار به جائی رسیده بود که بسیاری از روشنفکران مرکزگرا کمر همت برای از بین بردن زبان ترکی بسته بودند، برای مثال تقی آرانی در مقاله آزربایجان یا یک مسائله مماتی و حیاتی برای ایران چنین می نویسد:
بايد افراد خيرانديش ايرانی فداكاری نموده و براي از بين بردن زبان تركی و رايج كردن زبان فارسی در آزربايجان بكوشند. مخصوصا وزارت معارف بايد عده زيادی معلم فارسی زبان بدان نواحی فرستاده، كتب و رساله ها و روزنامجات مجانی و ارزان در آنجا انتشار دهد و خود جوانان آذربايجانی بايد جانفشانی كرده، متعهد شوند تـا ميتوانند زبان تركی تكلم نكرده، به وسيله تبليغات عاقبت وخيم آن را در مغز هر ايرانی جايگير كنند”!
یا در نشریه پرچم چاپ شده در سالهای 1321-1322  به چنین جملاتی برمی خوریم:
"این آرزوی ایرانیانست، آرزوی همگی ماست. ما این را به یاری خدا از پیش خواهیم برد و همه زبانها را جز فارسی از میان خواهیم برداشت. من که در اینجا ایستاده ام زبان مادرزادی من ترکی بوده ولی همه می دانند که چه کوشش هایی به کار می برم که آن زبان از ایران برافتد. ترکی برافتد، عربی برافتد، آسوری برافتد، ارمنی برافتد، کردی برافتد. ارمنیان اگر از مایند باید با زبان ما درس خوانند و سخن گویند".
و هزاران مورد دیگر این چنینی که ناشی از نوع نگاه و برخورد حکام و دولت ایران با زبان ترکی می باشد. آیا وضعیت زبان ترکی از آن زمان تا به اکنون دچار تغییر شده؟ 
متاسفانه موقعیت زبان ترکی از آن سالها تا به اکنون دچار هیچ تغییری نگشته است، در قانون اساسی فعلی ایران تنها زبان رسمی زبان فارسی ذکر گردیده دریغ از کوچکترین حق و موقعیتی برای زبان ترکی. در کنار قانون اساسی فعلی جمهوری اسلامی ایران سخنان مسئولین و ارگانهای دولتی نیز موید تکرار همان روند تاریخی تحت لوائی دیگر می باشد، برای مثال متن زیر از مصوبه های مجمع تشخیص مصلحت نظام می باشد:
"زبان و خط فارسی محور اصلی وحدت و همبستگی ملی است و تقويت آنها از مبانی اصلی سياست های كلی نظام است"
 (از مصوبه هاي مجمع تشخيص مصلحت نظام به نامهای "سياستهای‌ كلي‌ نظام‌ در بخش‌ اقوام‌ و مذاهب" مصوب ٠٢/١١/١٣٧٨ و "سياست‌های كلی نظام در خصوص وحدت و همبستگی ملی" مصوب ١٥/١١/١٣٨٤)   
یا "شواری عالی امنیت ملی ایران" زبان ترکی را چنین وصف می کند:
بهتر است در ايران زبان آذربايجانيها به عنوان زبان معنوی آنها تلقی گردد نه زبان رسمی و مادری آنها. سوءاستفاده از مساله قوميت ها برای كشور از لحاظ امنيت ملی قابل تحمل نيست و ‌شورای عالی امنيت ملی اجازه نخواهد داد كه كسانی بخواهند با اين مسايل بازی كنند".
و یا آقای رفسنجانی موقعیت زبان فارسی را چنین وصف کرده اند:
"ما بايد خيلی اهميت بدهيم به فارسی. فارسی بسيار زبان نيرومند است. فارسی ريشه دارتر از عربی است. فارسی زبان تمدن دنيا بوده است، فارسی مقدمه زبان عربی است. ..... ما بخصوص الان زبان فارسی بايد برايمان اهميت داشته باشد."
و برای خاتمه از سخنان محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران مثالی را ذکر می کنم:
"زبان فارسی مترادف با ايران و فرهنگ ايران، و رمز هويت ملی و همبستگی مردمان ايران است. شما بايد ارتباطتان را با ايران و فرهنگ ايران و زبان فارسی حفظ كنيد... زبان فارسی حامل متعالی‌ترين ادبيات انسانی است و بايد تقويت شود. رمز جاودانگی، هويت ملی و همبستگی ما، زبان فارسی است. بايد به نقطه‌ای برسيم كه تعصب فارسی به افتخار عمومی تبديل شود".
همانطور که دیده می شود سطرهای کوتاه فوق گویای نوع نگرش و وضعیت گذشته و حال زبان ترکی اند، حال باید پرسید آیا واقعا ًزبان ترکی مسئله ای امنیتی می باشد که رسمی و سراسری شدنش سبب تجزیه ایران خواهد شد یا کتمان، تحقیر و نادیده گرفتنش سبب تجزیه ایران؟ آیا زبان فارسی عامل ایجاد پیوند بین ملل ساکن ایران بوده و یا عامل نفاق، برتری زبانی، مرگ زبانهای غیرفارس، مرگ فرهنگ ملل غیرفارس و ..؟ 
زبان ترکی از گذشته تا به امروز با این نگرش تماماً سرکوب شده و از بسیاری منظر زبانشناسی دچار بیماریهای متعددی به مانند کمبود کلمات برای ادای کلمات بیگانه، کاهش و یا نبود آثار چشم گیری نظم و نثر، نابودی و فراموشی بسیاری از کلمات قدیمی زبان ترکی، بیگانگی نسل جدید با زبان ترکی و ... همگی نشان از وضعیت بغرنج زبان ترکی می باشد که زنگ های مرگ زبانی را به صدا درآورده اند، مرگ زبانها همانطور که در متن علمی فو نیز ذکر شده به تعداد متکلمین بستگی ندارد بلکه نشئت گرفته از عدم کاربرد زبانی در تمامی وجوهات زندگی یک اجتماع می باشد.   
جهان در حال تغییر می باشد و این تغییر به خاورمیانه نیز رسیده اگر ملت حاکم دیر بجنبد خواسته های به حق ملت ترک و دیگر ملل غیرفارس وارد کوچه ای خواهد شد که دیگر راه بازگشتی نخواهند داشت. 
با پشتیبانی Blogger.
 
UrmiyeNews.Com - Batı Azerbaycan'ın Sesi
Tema: Bal Medya