‏نمایش پست‌ها با برچسب تبریز. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب تبریز. نمایش همه پست‌ها

نکاتی پیرامون خبر اجرای احتمالی "طرح پایلوت آموزش زبان ترکی-آذری" در مدارس آزربایجان شرقی

Kategori: , , , , , , , , , Umud Urmulu - شنبه, شهریور ۰۲, ۱۳۹۸ - 0 comments
اومود اورمولو
اصرار بر پروژه شکست‌خورده آذریسم
انتخاب نام "ترکی-آذری" به بهترین شکل ممکن گویای اهداف و نیات احتمالی طراحان و اجرا‌کننده‌گان طرح یادشده می‌باشد. اگر واقعا هدف دولت ایران پایان‌دادن به سیاست‌های سیستماتیک آسیمیلاسیون زبانی و زبان‌کشی، تئوری آذریسم، انکار زبان و هویت تورکی و ... می‌بود، بی‌تردید اولین قدم به رسمیت شناختن نام "زبان تورکی" به عنوان زبان حداقل یک سوم جمعیت جغرافیای ایران بود. هدف از دوگانه‌سازی "ترکی-آذری" به جای کاربرد "آذری" کاستن از حساسیت‌های بخشی از جامعه تورک می‌باشد. نام‌ها صرفا اسامی بی‌محتوا و بی‌معنا نیستند، بلکه میدان منازعه منافع‌اند. نام زبان مادری بی‌هیچ پسوند و پیشوندی "زبان تورکی" هست. 
تاکتیکی انتخاباتی و گرم‌کردن تنور انتخابات
طی 6 ماه آینده در ایران انتخابات مجلس برگزار خواهد شد و وضعیت گسست اجتماعی میان حاکمیت و جوامع موجود در ایران بر همگان آشکار هست. نشر خبر یاد شده به یکباره آنهم تنها 6 ماه مانده به انتخابات می‌تواند نقش پروپاگاندای دولتی برای گرم کردن تنور انتخابات و کشاندن مردم تورک شرق آزربایجان به پای صندوق‌های رای را بازی کند.
بسندگی زبان فارسی و آموزش زبان ترکی-آذری
دولتی که در حال اجرای طرح زبان‌کشی "بسندگی زبان فارسی" که با هدف زدودن کامل زبان تورکی از مناطق تورک‌نشین طرح‌ریزی شده و بقاء زبان تورکی و انسان تورک را به خطر انداخته است، آیا می‌تواند آموزش زبان تورکی هر چند به صورت 2 ساعت در هفته را طرح‌ریزی کرده باشد؟ دولتی که کودکان خردسال تورک را تنها به سبب عدم آشنایی با زبان بیگانه فارسی ملزم به تحصیل در مدارس استثنایی و تحمیل هزینه به خانواده‌های تورک می‌کند چگونه می‌تواند و می‌خواهد هزینه 2 ساعت آموزش زبان تورکی در مدارس را متقبل شود؟  
تدریس 2 ساعته زبان تورکی-آذری در دوره‌ای سوخته از نظر آموزش زبان مادری
به گواه ده‌ها تحقیق و پژوهش داخلی، همه‌ی مفردات آموزشی و برنامه‌ریزی‌های تحصیلی در 5 سال اول تحصیل در مناطق تورک‌نشین برای زدودن آثار زبان مادری کودکان تورک و قبولاندن زبان بیگانه فارسی به عنوان زبان اول یا زبان مادری به کودکان تورک بکار بسته می‌شود. در حالیکه طرح آموزش زبان ترکی-آذری در استان آزربایجان شرقی در دو مقطع چهارم و نهم را مد نظر قرار داده است. اغلب کودکان تورک در این مرحله دیگر توانایی یادگیری زبان مادری خود، یعنی زبان تورکی را تا حدود بسیار از دست داده‌اند. طبق تحقیقات علمی و پداگوژیک مهمترین مرحله در یادگیری آموزش زبان مادری ویا آموزش دو یا چندزبانه 5 سال اول آغاز تحصیل می‌باشد. در مراحل بعدی آموزش حتی در صوریتکه دولت نیز به فرض محال و مثال در پی آموزش صادقانه زبان تورکی باشد آموزش غالب به زبان فارسی و آموزش 2 ساعت در هفته آموزش زبان تورکی به عنوان و در نقش ابزاری آسیمیلاسیونی عمل خواهد نمود و هیچ تاثیر مثبتی در آموزش زبان مادری کودکان تورک نخواهد داشت.
آغاز مهر‌ماه و عدم برنامه‌ریزی و نبود جدیت
طرح آموزش 2 ساعته زبان ترکی-آذری در هفته از سوی استاندار آزربایجان شرقی تنها 1 ماه مانده به آغاز مدارس در ایران که مصادف با مهرماه، ماه نسل‌کشی زبانی کودکان تورک می‌باشد، همراه شده است. طبیعتا طی 1 ماه فراهم نمودن مفردات آموزشی لازم به زبان تورکی چیزی در حد غیرممکن هست. تهیه مفردات آموزشی به زبان تورکی حتی برای 2 ساعت آموزش زبان تورکی در صورتیکه هدف دولت ترجمه تورکی مفردات فعلی کتب فارسی نیز باشد، به سبب عدم وجود نیروی متخصص در ترجمه، عدم وجود بودجه، برنامه‌ریزی لازم، عدم وجود زیرساخت‌ها و... ممکن نیست. در حالیکه بنا به تحقیقات پداگوژیک جهانی و خواستی که فعالین ملی تورک کارآزموده در مبحث زبان مادری دارند، تهیه وتدوین مستقل مفردات آموزشی با توجه به نیازها، فرهنگ، جغرافیا، تمدن، تاریخ، هنر و... جامعه تورکان در ایران بایستی صورت گیرد نه ترجمه صرف مفردات آموزش زبان فارسی به تورکی که مفردات فعلی سیستم آموزشی ایران بی‌تردید دارای بار ضدتورک، ایدئولوژیک، ضدزن، تکثرزدا، نژادپرستانه، دگرستیز و ...هست.
ترویج و تقویت لهجه‌گرایی و محلی‌گرایی
علت آغاز طرح پایلوت آموزش 2 ساعته زبان ترکی-آذری در هفته از استان آزربایجان شرقی و وجود و یا عدم وجود طرح مشابهی در دیگر استانها و مناطق تورک‌نشین هنوز مشخص نیست. با توجه به تجربه شبکه‌های استانی و نشریات دولتی در مناطق تورک‌نشین و با توجه به عدم وجود برنامه جامع و سراسری آموزش زبان تورکی محتملا طرح یاد شده، در صورت اجرا در دیگر مناطق، به مانند شبکه‌های رادیو و تلویزیونی که مهمترین عامل مخرب زبان تورکی و اصلی‌ترین ابزار شکل‌گیری زبان هیبرید متشکل از آذری باستانی و فارسی کوچه‌بازاری(فاذری) هست، عمل خواهند نمود. که این مسئله نیز سبب افغانستانیزه شدن هر چه بیشتر زبان تورکی خواهد گردید. در صورت ترویج لهجه‌گرایی و محلی‌گرایی به مانند مسیری که تا به امروز طی شده، این طرح نیز مهمترین مانع و سد در برابر شکل‌گیری زبان واحد تورکی معیار در ایران خواهد گردید.
عدم وجود مدرس آموزش زبان تورکی
با توجه به عدم وجود نیروی متخصص و تربیت‌شده آموزش زبان تورکی محتملا دولت از معلمین زبان و ادبیات فارسی در مناطق تورک‌نشین که مطمئنا قریب به 99% شان قادر به نوشتن نام خود به زبان تورکی نمی‌باشد{استثناها در مجموع شاید 1% هم نباشند}، چه رسد به آموزش زبان تورکی استفاده خواهد نمود. این مسئله نیز سبب تخریب ساختار هر چه بیشتر زبان تورکی خواهد گردید، موردی که در رادیو و تلویزیون‌های دولتی مناطق تورک‌نشین به وفور شاهدیم. ظهور جملات کاملا با ساختار فارسی و فعل معیوب تورکی در آخر جمله از نمونه‌های بارز این بیماری زبانی می‌باش. دولت ایران اگر واقعا هدف و نیتی در راستای آموزش زبان تورکی و حفظ آنرا مد نظر دارد بایستی از امروز شروع به تربیت نیروی متخصص آموزش زبان تورکی از طریق پذیرش در دانشگاه‌های تربیت معلم اقدام نماید.
عدم مشارکت نیروهای کارآزموده و ملی تورک در تهیه و تدوین طرح
طرح آموزش زبان ترکی-آذری در استان آزربایجان شرقی مشخص نیست توسط چه شخص و یا نهاد دولتی طرح‌ریزی، تهیه و تدوین شده است. آنچه که مشخص هست عدم مشارکت نیروهای کارآزموده ملی تورک و عدم نظرخواهی طراحان و برنامه‌ریزان دولتی طرح از نیروهای ملی تورک می‌باشد. این مسئله نیز به خودی خودی به سبب عدم شناخت نیازها، خواست‌ها، راه‌کارهای احتمالی و ... خواسته یا ناخواسته سبب عدم موفقیت طرح خواهد شد.
شعف زودهنگام برخی فعالین تورک
با توجه به عدم مشاهده کوچکترین گشایش و یا تغییر نگرش خرد و کلانی در رابطه با "مسئله تورک در ایران"، برخی فعالین ناآگاه و جوان تورک تنها با شنیدن خبر پروپاگاندای دولتی اظهار شعف و شادمانی زودهنگامی نمودند. در حالیکه با توجه به تجربیات تاریخی و گذشته‌مان، با تجزیه و تحلیل شرایط منطقه‌ای و جهانی، آنالیز چند و چون طرح موجود به راحتی و تاحدودی می‌توان از اهداف و نیات احتمالی طرح آگاه بود. 
سخن آخر اینکه ما به عنوان جامعه تورک حق آموزش به زبان تورکی را از فارسی‌زبانان و یا دولت گدایی نمی‌کنیم بلکه اگر ما جامعه تورک شهروندان با حقوق برابر دولت ایرانیم بایستی از حقوق برابری با اقلیت حاکم فارسی‌زبان برخوردار باشیم. ما نه خواستار حقوقی بیشتر از آنچه که اقلیت حاکم فارسی‌زبان سالهاست از آن برخوردارند هستیم نه به کمتر از آن حقوق قانع هستیم. ما به عنوان جامعه تورک با توجه به پیشینه حداقل هزار ساله رسمیت و دولتی‌بون زبان تورکی در دولت‌های تورک در ایران خواهان؛
برچیدن رسمیت انحصاری زبان اقلیت حاکم فارسی‌زبان،
پایان دادن به سیاست انکار زبان تورکی و پروژه‌های آسیمیلاسیون زبان تورکی،
به رسمیت شناختن زبان تورکی به عنوان یکی از زبان‌های موجود در جغرافیای ایران،
به رسمیت شناختن تکثر و تنوع زبانی در ایران و قید در قانون اساسی،
برچیدن آموزش تک‌زبانه، ایدئولوژیک و تک‌تیپ‌ساز و گذر به آموزش چندزبانه، متکثر و سکولار،
رسمیت و سراسری شدن زبان تورکی تحت ضمانت اجرایی قانون اساسی،
تاسیس روزنامه‌ و رادیو و تلویزیون سراسری به زبان تورکی،
تاسیس فرهنگستان زبان تورکی با چندین شعبه در تهران، تبریز و اورمیه،
برخورداری از تبعیض مثبت در بهره‌برداری از بودجه‌ها به سبب نزدیک به صد سال سیاست زبان‌کشی و تورک‌هراسی،
... می‌باشیم.

آیا توسعه اقتصادی سبب مرگ زبانها می گردد؟

Kategori: , , , , , , , , , , , , , Umud Urmulu - چهارشنبه, شهریور ۲۶, ۱۳۹۳ - 0 comments
اومود اورمولو
بر اساس نتایج جدیدترین تحقیقات صورت گرفته توسعه اقتصادی سبب نابودی بسیاری از زبانهای اقلیت در اقصی نقاط دنیا الخصوص آمریکای شمالی، آروپا و استرالیا و.. گردیده است.
تحقیقات یاد شده به رهبری دکتر تاتسوآ آمانو از دانشگاه کمبریج صورت پذیرفته و نتایج تحقیقات نیز در مجله معتبر Proceedings of the Royal Society منتشر گردیده است، دانشمندانی که در تحقیقات مذکور حضور داشته‌اند بر حفاظت از زبانهای در معرض خطر مرگ‌زبانی تاکید ورزیده‌اند.
زبانهای در معرض خطر مرگ‌زبانی
بر اساس نظریات دکتر آمانو حدود یک چهارم(25% کل زبانهای زنده دنیا)زبانهای موجود در دنیا در معرض خطر واقع گردیده‌اند، نتایج بررسی‌های تحقیق مذکور حاکی از تاثیرات مضر توسعه اقتصادی بر زبانها در اکثر کشورهای دنیا می باشد.
تعداد متکلمین زبان Upper Tanana در آبلاسکا به حدود 25 نفر رسیده و زبان یاد شده تماما در معرض نابودی واقع شده است. در اروپا زبان Ume Samii و در فرانسه نیز زبان Auvergnat با ریسک نابودی مواجه می باشند. 
دکتر آمانو باور دارد "با گسترش اقتصاد در کشورها توسعه آموزش به زبان رایج یا حاکم سبب نابودی دیگر زبانهای مغلوب می ‌گردد"، او معتقد هست بسیاری از انسانها برای عدم طرد از زندگی اجتماعی، سیاسی و اقتصادی ملزم به فراگیری زبان مغلوب در جامعه می باشند. دکتر آمانو و همکارانش معتقدند که می باید برای حفاظت از زبانهای در معرض خطر پروژه‌های علمی و عملی با توجه به تجربه‌های موفق جهانی حفاظت از زبانها طراحی و تدوین گردد.     
نقش اقتصاد و سیاست در مرگ زبانها
دکتر دنیل کافومان رئیس زبانهای در معرض خطر از نقش مهم و عمده اقتصاد، اجتماع، سیاست و فرهنگ در مرگ زبانها در قیاس با عوامل محیطی خبر می دهد، بنا به گفته‌های وی در گذشته زبانها به سبب عوامل محیطی محکوم به نابودی می شدند ولی امروزه فاکتورهای سیاسی و اقتصادی جزء مهمترین عوامل مرگ زبانها محسوب می شوند.
جایگاه زبان ترکی در اقتصاد ایران
روزگاری نه چندان دور که بازارهای تبریز و اورمیه به عنوان یکی از مهمترین گذرگاه‌های جاده ابریشم محسوب می‌گردیدند به طبع آن زبان ترکی نیز در میان بازاریان، اصناف و تولیدات از جایگاه بسزائی برخوردار بود به طوریکه اکثر امورات اقتصادی بازارهای تبریز و اورمیه به زبان ترکی بود و حتی به جرات می توان ادعا نمود که بازاریان و ریش‌سفیدان بازار بسیار بیشتر از زبان فارسی به زبانهای ترکی عثمانی و روسی تسلط داشتند، ولی از سالهای آخر سقوط امپراطوری ترک قاجار رفته‌رفته بازارهای تبریز- اورمیه و به طبع آن زبان ترکی جایگاه خود را در اقتصاد از دست داده و اغلب بازاریان برای گذران چرخ اقتصادی خود ملزم به فراگیری و کاربرد زبان اقلیت حاکم فارس‌زبان نمودند. رخت بربستن زبان ترکی از بازارهای تبریز و اورمیه به موازات انتقال اقتصاد از تبریز به تهران صورت پذیرفت و گسترش وسایل ارتباط جمعی و مئدیاهای مختلف نیز که به انحصاریترین زبان اقلیت حاکم بود ضربه نهائی را بر پیکر زبان ترکی و اقتصاد در آزربایجان وارد نمود. در کنار تغییر مرکزیت اقتصادی از تبریز به تهران رسمیت انحصاری زبان اقلیت حاکم و تحمیل آن بر میلیونها ترکی که از آموزش به زبان مادری خود محروم داشته شده‌اند سبب وارد ساختن ضربات متعدد و کارائی بر زبان ترکی گردیده به طوریکه نسل جوان ترک امروزه از لغات و اصطلاحات قدیمی ترکی آگاهی ندارد و با پدران و مادربزرگان خود به زبان دیگری به جزء زبان مادری به برقراری ارتباط می پردازد که این مسئله نیز سبب عدم انتقال زبان ترکی و دارائی‌های این زبان غنی و زیبا به نسلهای بعدی ترک خواهد گردید.        
منبع ترجمه خبر:
http://tinyurl.com/pv26dja 

وعده انتخاباتی حسن روحانی در تبریز: تاسیس فرهنگستان زبان و ادب ترکی

Kategori: , , , , , , , , , , , Umud Urmulu - دوشنبه, خرداد ۲۰, ۱۳۹۲ - 0 comments
فارغ از اینکه این وعده انتخاباتی به مانند وعده های متعدد انتخاباتی 33 سال گذشته هست یا نه تنها ذکر این نکته خالی از لطف نیست که همین وعده انتخاباتی نیز نشان از عمق گفتمان حرکت اجتماعی - ملی ترک در این جغرافیا می باشد. متاسفانه آقای روحانی به مانند دولتمردان ایران از لفظ راسیستی "آذری" برای نامیدن ملت ترک بهره برده است که رویای تحقق وعده های ایشان رو صدچندان سخت می کند. در کنار این وعده آقای روحانی ملت ترک نیز خواسته هائی از به قول اصطلاح منتخب این انتخابات دارند که بعضی از این خواسته های پایمال شده درزیر گردآوری می شود.
خواسته های زبانی – فرهنگی خلق ترک در ایران را اگر بشماریم کم و بیش بدین صورت خواهد بود.
1- رفع ممنوعیت زبان ترکی در ایران 
2- رسمی و سراسری شدن زبان ترکی در ایران توسط قانون اساسی 
3- استفاده از زبان ترکی در تمامی مقاطع تحصیلی – آموزشی از مهد کودک تا دوران پی اچ دی به صورت اجباری و تحت حمایت کامل دولت.
4- پایان دادن به سیاست های آسیمیلاسیون، انتگراسیون و ژنوساید زبانی / فرهنگی خلق ترک در جهت منافع زبان فارسی و فارس زبانان.
5-  تعریف مفهوم شهروند ایران فارغ از هر نوع سطله طلبی گروه حاکم فارس زبان و قید منطقه جغرافیائی ایران به عنوان منطقه ای چندملیتی، چندزبانی، چندفرهنگی، چنددینی و ... در قانون اساسی
6- پایان دادن به رسمیت انحصاری زبان فارسی و توقف تحمیل زبان فارسی به عناوین گوناگون بر ملت ترک.
7- حمایت از تاسیس رسانه های دیداری، شندیداری، نوشتاری و ... مستقل به زبان ترکی در مناطق ترک نشین.
8- عذر خواهی رسمیت دولت ایران از سیاست های کشتار زبانی و فرهنگی، سیاست های آسیمیلاسیونی، راسیستی سیستماتیمک و .. بر علیه ملت ترک.
9- گنجاندن نام "ملت ترک" و "زبانی ترکی" به عنوان یکی از ملیت ها و زبانهای مردمان ساکن این جغرافیا.
10- ایجاد انیستیتوهای ترکولوژی در تمامی دانشگاه های معتبر مناطق ترک نشین
11- اختصاص بودجه ای ویژه برای رفع تبعیض های زبانی / فرهنگی سالهای گذشته
12- پایان دادن به تکه تکه کردن مناطق ملی ترک نشین و توقف سیاست های تغییرات دمگرافیک در مناطق ملی و تاریخی ترک نشین.
13- گشودن راه قانونی برای مسئولیت پذیری مسائل فرهنگی - زبانی از سوی شهرداری های مناطق ترک نشین.

مسمومیت دانش آموزان مقطع ابتدائی تبریز

Kategori: , , , , , , , , , , , Umud Urmulu - شنبه, آذر ۱۸, ۱۳۹۱ - 0 comments
آزربایجان، تبریز: گوئی آموزش و پرورش آزربایجان این روزها نه برای آموزش و رشد کودکان ترک بلکه مکانی برای گرفتن جان کودکان مبدل شده است.  
بر اساس اخبار منتشر شده توسط سایت عصر ایران 12 دانش اموز تبریزی در حال آموزش دیدن در یکی از استخرهای آموزش و پرورش استان آزربایجان شرقی بوده اند که به گفته مسئولین آموزشی به علت قطع برق استخر با نشت گاز کلر مواجه شده و مسموم گشته اند.
بنا به مصاحبه اشکان کیانفر که یکی از دانش آموزان مسموم شده می باشد پس از آنکه تعدادی از دانش اموزان از استخر خارج شده اند گروهی دیگر در حال شنا بوده اند که ناگهان برق استخر قطع می گردد و دانش اموزان که در حوزه ابتدائی بوده اند به علت تاریکی دچار مسمویست با کلر می گردند. 
اکثر دانش آموزانی که در استخر بوده اند به علت مسمومیت به بیمارستان سینای تبریز منتقل گشته اند. 
بر اساس اطلاعات منتشر شده حال 4 تن از دانش آموزان به علت مسمومیت شدید خطرناک گزارش گردیده و اکنون نیز بستری شده اند.
بر اساس گزارشات تائید نشده ریه های یکی از دانش آمزوان تبریزی دچار آسیب دیدگی گشته است.
این سومین اتفاق در حوضه آموزش و پرورش و برای کودکان در آزربایجان می باشد که طی 1 هفته گذشته اتفاق افتاده، طی 1 هفته سه حادثه برای آموزش و پرورش بی شک یک رکورد جهانی محسوب می شود. حادثه آتش سوزی بخاریهای نفتی خانا (نام جعلی پیرانشهر)، آتش سوزی کلاس سلماس و اکنون مسمومیت دانش آموزان تبریزی   

اگر در آزربایجان زلزله نمی شد ...

Kategori: , , , , , , , , , , , , , , Umud Urmulu - پنجشنبه, مرداد ۲۶, ۱۳۹۱ - 0 comments
دو زلزله مهیبی که در تاریخ 2012/11/04 شهرهای تبریز، اهر، ورزقان، هریس و ... آزربایجان را لرزاند و سبب کشته شدن بیش از 1000 و زخمی شدن نزدیک به 6000 انسان شد سبب تغییر نگرش ظاهری و گذرا به ملت ترک و آزربایجان در میان خلق فارس و گروههای سیاسی مرکزگرا که اغلب نام سراسری را به یدک می کشند شد.
بعضی از گروههای منتصب به خلق فارس همچون حرکت اعتراضی "جنبش سبز" سعی در جهت دهی امور و استفاده تبلیغاتی از زلزله برای پیشبرد اهداف خود نمود، بعضی از گروههای سیاسی پان ایرانیست و سلطنت طلب نیز با استفاده از فضای احساساتی بوجود آمده سعی در موج سواری نمودند. در کنار این گروههای مرکزگرا گروهی شناخته شده نیز با افکار به شدت نژادپرستانه و متحجرآمیز به مانند همشیه از ابزار زلزله و کشته شدگان نیز برای سرکوب ملت ترک و آزربایجان استفاده نمودند، در بسیاری از شبکه های اجتماعی به مانند فیسبوک، توئیتر، فرندفید، گوگل پلاس و .. سخنانی با مضمون زیر در همان ساعات اولیه زلزله آزربایجان و بعدها منتشر شد:
با کشته شدن چند ترک مگر چه می شود؟
******
شاید این مجازاتی ست برای خیانت آذربایجان در خرداد 88 / ما خیانت پان ترکان را فراموش نکرده ایم ولی به کمک هم وطنانمان خواهیم رفت..
******
میگم ها سال 88 رو یادتان هست؟
جوانان ما کتک خوردن .. باتوم خوردن ... کشته شدن...
اما صدائی از این ترکها بلند نشد...
حالا زمین و طبیعیت اینگونه پاسخ خیانت این انیرانیها رو داد..
حالا ما چرا باید بریم کمک؟
*****  
امید وارم پان ترکها اندکی بوئی از انسانیت ببرن... برخی ها میگن زمین لرزه ساختگی بوده و اما اینها همشان ترک اند... خامنه ای ، احمدی نژاد، موسوی ...
دولت آران (آذرابادگان دروغین) و ترکیه گوش به زنگ هستن تا اینا یه حرکتی بیان ..
انوقت مگه ساکت میشن...
و ..
همانطور که دیده میشود بیشتر این گروههای نژادپرست از گروههای مننتسب به حرکت اعتراضی مردم فارس (جنبش سبز) و سلطنت طلبان و دیگر گروها می باشند، در مورد عمل زشت نژادپرستانه این گروهها که نمونه های فوق در این نوشته به صورت مختصر ذکر شد لزومی به نوشتن مقاله نبوده و هر شخصی که دارای ذره ای نگرش انسان مدارانه باشد باید چنین مسائل راسیستی را به شدت محکوم کند، ما نیز این حرکت نژادپرستانه را محکوم می کنیم. سخن مقاله فوق پرداختن به این گونه نژادپرستی های آشکار که ملت ترک و دیگر ملل غیرفارس سالهاست با آنها دست به گریبان اند نمی باشد، بلکه همانطور که تیتر نوشته هم تداعی می کند سخنم در مورد اگر در آزربایجان زلزله نمی شد ... هست. 
پس از زلزله آزربایجان جنوبی بسیاری از همسایگان فارس زبان و غیرفارس زبان نیز به ضرورتهای انسانی و کمک به هم نوع فارغ از هویت! و زبان! دست یاری به سمت زلزله زدگان آزربایجان جنوبی برده و کمک های شایانی را به زلزله زده گان آزربایجان نمودند که مطمئناً قابل تقدیر می باشد، باید دست مریزاد گفت ولی باید پرسید اگر زلزله آزربایجان نمی شد همین فارس زبانان، گروههای سیاسی مرکز گرا، گروه اعتراضی مردم فارس زبان (حرکت سبز) و ... نمی باید صدای ملت ترک و آزربایجان می بودند و صدایشان را می شنیدند؟
مطمئناً پاسخ به سوال فوق منفی می باشد، بلکه نه تنها صدای آزربایجان و ملت ترک نمی شدند بلکه سعی در خفه کردن صدایشان در گلو نیز با انواع ابزارها می نمودند، چون تمامی این گروهها فارغ از نام و نگرش سیاسی که به یدک میشکند در یک مورد دید مشترک با حکام ایران داشته و دارند و آنهم کتمان هویت و حقوق پایمال شده میلیونها ترک، عرب، بلوچ، لر، کرد و ... دیگر ملل غیرفارس.
دلیل این پاسخم را نیز به تمامی مسائل مرتبط با ملل غیر فارس و در اینجا ملت ترک و آزربایجان شرح می دهم. پس از ساقط شدن سلسله ترک و آزربایجانی قاجار و به روی کار آمدن دولت ایران بر پایه ایدئولوژی بر اساس داشته های مردم فارس زبان که تا به امروز نیز هر چند دارای تغیرات ظاهری در نام و مسائل فرعی شده ولی بدون کوچکترین تغییر نگرشی ادامه دار بوده است. حکومت پهلوی پدر و پسر بی شک با سخت نظریه های نژادپرستانه ای به مانند آذری، کشتار مردم و ارتش پس از اشغال آزربایجان در سال 1235، ممنوع ساختن زبان ترکی، سیاست فارسی سازی، آسیمیلاسیون زبانی و فرهنگی و ... ضربه مهلکی را بر تن ناتوان آزربایجان و خلق ترک وارد ساخت و برای به خاک سیاه نشاندن و مستعمرگی داخلی همیشگی آزربایجان اساسی ترین قدم ها در این دو حکومت برداشته شد. همین سیاستها در دوره جمهوری اسلامی نیز دقیقاً با ظاهری آراسته با اسلام عرضه شد و برای مثال هم اکنون نیز زبان مادریمان ترکی تنها در خانه هایمان قابل تکلم میباشد و ... طی این سالها کوچکترین قدمی در راه تحقق حقوق پایمال شده ملت ترک برداشته نشد، بلکه بعضی از قدمهای تاریخ مصرف گذشته نیز تنها از جبر مسائل منطقه ای و جهانی نشئت گرفت. طی این 33 سال انواع گروههای دوم خردادی، اصلاح طلب، اصول گرا، پیرو خط امام و رهبری و ... هر یک از گروههای مذکور یا خود در حکومت بوده و یا جزئی از اقتدار سیاسی وقت بوده اند. تاکنون کدام یک از گروههای سیاسی به ظاهر سراسری کوچکترین سخنی در مورد حقوق پایمال شده ملت ترک و آزربایجان ابراز نموده است؟ تاکنون کدام یک از گروههای مذکور در مورد علت عدم ممنوع بودن زبان ترکی و آموزش اجباری زبان فارس بر میلیونها ترک سخنی به میان آورده است؟ تاکنون کدام یک از این گروهها در مورد پایمال کردن حقوق زبانی، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی، مدنی، قضائی، ملی، شهروندی، تاریخی، انسانی، محیط زیستی و ... ملت ترک و آزربایجان مطلبی ابراز کرده اند؟ مطمئناً هیچ کدام چون این گروهها همانطور که در بالا نیز ذکر شد در یک مورد دید تماماً موازی با سیستم اقتداری دارند. 
حال روی سخنم با مردم فارس زبان می باشد، دستتان درد نکند که پس از ویرانی آزربایجانی که خود شما سالها تیشه بر ریشه اش زدید امروز پس از کشته شدن هزاران انسان دوباره یادی از این فرزند ناتنی خود کردید، ولی باور کنید سرمایه های ناشی از معدن مس سرنگون ورزقان که تامین کننده 40% مس ایران هست در همان شیراز، اصفهان، یزد، سمنان، تهران، مشهد و ... سرمایه گذاری شده و دیگر شهرهای آزربایجان جنوبی تنها با قطره چکان اقتصادی امورات خود را می گذارنند. مردم فارس نیز خود طی 88 ساله گذشته در راه سیاستهای دولت ایدئولوژیک فارس تماماً نقشی اساسی را ایفا کرده اند، طی این سالها کدام یک از نویسندگان، شعرا، اندیشمندان، روشنفکران، سینماگران، روزنامه نگاران ،سیاست مداران و ... کوچکترین سخنی در مورد ظلمی که بر ملت ترک روا داشته میشد لب گشودند؟ کدام یک طی این سالها از ممنوع بودن زبان ترکی مطلبی نوشت؟ کدام یک از علل عقب ماندگی اقتصادی و فقر مناطق ترک نشین و آزربایجان قلم زد؟ کدام یک از علل فجایع زیست محیطی منطقه که ناشی از عدم مدیریت و نگاه امنیتی و سیاست زمین سوخته بود سخنی گفت؟ ... .از همین حادثه خرداد 85 آزربایجان مثالی ذکر کنم، فکر نکنم حافظه تاریخی مان معیوب باشد، گرچه که به مدد علم نیز امروزه می توان در صورت معیوب بودن بخشی از حافظه نیز از طریق همین اینترنت آرشیو بسیاری از سایتهائی مثل بی بی سی، رادیو فردا، صدای آمریکا، سایتهای همین اصلاح طلبان که امروزه صدای دمکراسیشان گوش فلک را کر میکند و به ظاهر تحت لوای جنبش اعتراضی مردم فارس (جنبش سبز) صدای ملت ترک و آزربایجان شده اند را در همان خرداد 85 جستجو کرده و یافت، مگر ما فراموش کرده ایم که همگی در قتل عام خلق ترک در آن زمان نقش  داشتید، مگر همین بی بی سی ، رادیو فردا، صدای آمریکا و .. که جزء بانیان راسیسم فارس و پان ایرانیسم اند نوع برخوردشان در آن زمان در کنار سیستم اقتدار وقت نبود که همگی انسانهائی را که به جهت توهین نژادپرستانه به خیابانها ریخته بودند را جیره بگیر علیف، ترکیه ، سازمان های اطلاعاتی و ... معرفی می کرند، مگر همان تلویزیون های خارج نشین لس آنجلسی در همان روزها نمی فرمودند که اگر خلق ترک و آزربایجان به فکر ماه و هلال بیافتد فارغ از نوع سیستم حکومتی تا پایان در کنارش خواهند بود... نوع رفتار همین بی بی سی فارسی، صدای آمریکا، رادیو فردا، سایتها و مدیای جنبش به اصطلاح سبز و اصلاح طلبی در مورد زندانیان سیاسی ترک و ازربایجانی را فراموش کرده ایم، مگر آن جوانان دختر و پسر رعنای ترک در نظر اینان تجزیه طلب و پان ترک معرفی نمی گردد؟ مسائل خرداد 85 به کنار، تنها از سالگرد حادثه خرداد 85 برای آزربایجان و خلق ترک نیز 2 ماه می گذرد، چرا هیچ یک از مدیاها (بی بی سی، صدای آمریکا، رادیو فردا و..)، همین گروهای اصلاح طلب، جنبش خلق فارس (جنبش سبز) و ... در آن زمان هیچ سخنی از ظلمی که بر حق ملت ترک از سوی سیستم حاکم ایران روا داشته شد اشاره نداشته که هیچ حتی تنها یه سطر نیز در این مورد مطلب ننگاشتند. یا چرا در روز جهانی زبان مادری (هر ساله 2 اسفند) بیانیه ای در مورد عدم آموزش زبانهای ترک، عربی، لری، بلوچی، کردی و ... در سیستم آموزشی ایران و آموزش اجباری زبان فارسی که به اجبار و تحمیل به میلیونها ترک، عرب، بلوچ، لر، کرد و ... روا داشته میشود سخنی نگفته اید؟       
در ترکی مثلی هست که می گوید: اه یری اوتوروب دوز دانیشاق (کج نشسته و درست و رو راست باشیم). 
دوباره می پرسم اگر در آزربایجان زلزله نمی شد... یا بهتر هست بگویم پس از زلزه نیز همان رفتار عادت کرده خلق ترک را از مردم فارس، مدیای ها نام برده شده، گروههای سیاسی مرکز گرا و گروهای منتصب به جنبش خلق فارس (جنبش سبز) و ... را شاهد خوایم بود؟ برای مثال نظر خلق فارس و گروههای سیاسی فارس از هر طیف و جناحی که باشند در مورد حق تعیین سرنوشت ملت ترک چیست؟ در مورد رسمی و سراسری شدن زبان ترکی چطور؟ یا در مورد تقسیم قدرت و وجود مجلسی در تبریز با حق وتو؟ در مورد تقسیم منابع اقتصادی به چه نحوی میباشد؟ در مورد اعاده اراضی تاریخی و ائتنیکی ترک و ازربایجان چطور؟ و بسیاری از سوالهای دیگر که ذهنم را می آزارد...
آیا خلق فارس زبان ، مدیای فارس، گروهای سیاسی مرکز گرای فارس حاضر اند برای ملت ترک و آزربایجان هزینه دهند؟ آیا حاضرید در یک روز مشخص صدای دریاچه اورمیه باشید و در خیابانهای تجمعاتی داشته باشید؟ یا حاضرید برای تحقق رسمی شدن زبان ترکی روزی را در کنار هم به اعتصاب سراسری بگذرانیم؟ برای آزادی زندانیان سیاسی ترک و ازربایجانی چطور؟ برای رفع نوع نگاه استعماری به مناطق ترک نشین و آزربایجان چطور؟ ...
مطمئناً جوابتان خیر می باشد، پس چرا ملت ترک و آزربایجان باید برای منافع خلق فارس و دولت ایدئولوژیک فارس هزینه دهد؟ مگر ستارخانها، خیابانی ها، شاه اسماعیل صفوی ها، باکریها، امینی ها و ... کم هزینه برای خلق فارس زبان و دولت ایدئولوژیک فارس دادند؟ جواب این همه هزینه برای خلق ترک و ازربایجان به غیر از ناتوانی و درماندگی بیشتر چه شد؟ باور کنید ملت ترک از گذشته درس لازم را آموخته و تنها برای منافع ملی خود اگر لزومی باشد به پرداخت هزینه می باشد.   
مبارزه خلق فارس زبان برای بدست آوردن حقوقی به مانند افزایش استانداردهای دمکراسی، حقوق زنان، آزادی های فردی و اجتماعی، آزادی مطبوعات و ... می باشد ولی مبارزه ملت ترک برای احقاق حقوق پایمال شده ای به مانند رسمی شدن زبان ترکی، کنترل و اداره مناطق ترک نشین و آزربایجان، مبارزه برای وجود اثبات هویت و زبان ترکی در ایران، مبارزه با سیاست های آسیمیلاسیون زبانی – فرهنگی، مبارزه با راسیسم فارس و پان ایرانیسم و ... و در سطحی بالاتر مبارزه برای دمکراسی... همانطور که دیده میشود مبارزه ما نیز برای اهداف متفاوتی می باشد. 
مسائل زلزله پس از چند روز، هفته و ماه به فرمواشی سپرده خواهد شد ولی هیچ یک از دردها، خواسته های به حق و بی پاسخ ما به هیچ وجه قابل فراموشی نیستند. به نظرم زلزله آزربایجان فرصتی را برای خلق فارس ، مدیای فارس و گروهای سیاسی فارس فراهم ساخت تا ذره ای هم که شده خود را از عذاب وجدان سکوت و ظلمی که بر حق ملت ترک روا داشته اند رهایی یابند.
گروه های سیاسی مرکز گرا و فارس و مدیای فارسی بی شک اوضاع خاورمیانه را در نظر دارند و آنالیزهائی را نیز برای فردای ایران ترتیب می دهند، امروز اتفاقاتی که در سوریه شاهدیم شاید فردا در ایران اتفاق بیافتد و شاید کمک به زلزله زدگان آزربایجان فرصتی را برای غلبه بر ترس هر آنچه که در سوریه اتفاق افتاده تکرارش را درایران شاهد نباشیم صورت گرفته باشد. ولی باور کنید دنیا در حال تغییر نگرش هست و شما نیز مجبورید از قابل کوچکی که برای خود ساخته اید رهایی یابید، بی شک فردای این منطقه آنطوری نخواهد بود که از اکنون برای آن در بیرون و هر جائی با پولهای میلیاردی دول خارجی پی ریزی می گردد، بلکه آینده این منطقه را خلق های تحت ستم و ظلم شکل دهی خواهند کرد، انقلابهای عربی مصدقا بارز این ادعا هستند، برای فردای ایران نیز ملت ترک و دیگر ملل تحت ستم غیرفارس نقشی اساسی و تعیین کننده خواهند داشد.

سخنان تامل برانگیز غنیره پاشایوا نماینده آزربایجان شمالی از زلزله آزربایجان جنوبی

Kategori: , , , , , , , , , , , Umud Urmulu - سه‌شنبه, مرداد ۲۴, ۱۳۹۱ - 0 comments
غنیره پاشایوا که در در سفری خیرخواهانه در سومالی به سر می برد پس از فاجعه زلزله در شهرهای تبریز، اهر، ورزقان، هریس و .. آزربایجان جنوبی سراسیمه برای کمک و بازدید اوضاع خود را به تبریز رساند. وی هنگامی که در تبریز و مناطق زلزله زده بوده است نکات قابل تاملی از زلزله بیان داشته است که خواندن آنها خالی از لطف نیست. تمامی سخنان زیر از صفحه رسمی فیسبوک خانم Ganire Pashayeva  ترجمه گردیده است.
امروز با عجله از سومالی به سمت تبریز برای کمک و یاری به برادران و خواهرانم زلزله زده انم براه افتادم. بیشتر کمکم مبنی بر یاری معنوی به زلزله زدگان می باشد. با سفارت تبریز هماهنگ کردم و آنها نیز سعی در کمک دهی به من نمودند. من و ملتم به عنوان بخشی از آزربایجان شمالی در کنار زلزله زدگان آزربایجان جنوبی هستیم. خداوند به اشخاصی که جانشان را در زلزله از دست داده رحمت  وبرای بازماندگان شفاء عاجل عنایت کند. سر ملتمان به سلامت ...
پس از شنیدن خبر زلزله در شهرهای آزربایجان جنوبی با پروازی از سومالی به سمت استانبول و از آنجا به سمت تبریز راهی شدم. 
در تبریز با کنسولگری آزربایجان آقای علی علی زاده دیداری داشته و از وضعیت جویا شدم، خدا را شکر دولت آزربایجان شمالی در اولین ساعات زلزله اقدام به کمک رسانی و فرستادن اقلام مورد نیاز مردم نموده است. بسیاری از اقلام فرستاده شده توسط دولت آزربایجان نیز به دست مردم رسیده و کمک های دیگری نیز در راه می باشد. ای کاش ملتمان هیچ وقت دچار چنین بلاهائی نگردد. 
در زلزله آزربایجان جنوبی بیش از 1000 نفر کشته و بیش از چندین هزار نفر زخمی شده اند، هزاران انسان بی خانمان گشته اند. دولت ایران در اولین ساعات زلزله درخواست های کمک هلال احمرهای کشورهای همسایه را نپذیرفت، ولی پس از درخواست و مشورت هلال احمر آزربایجان شمالی دولت ایران خوشبختانه اجازه ورود کمک های دولت آزربایجان شمالی به آزربایجان جنوبی را صادر کرد. 
ای کاش دولت ایران کمکهای هلال احمر ترکیه را می پذیرفت و برگشت نمی داد. چون ترکیه یک کشور خارجی نیست و برای ترکان ساکن ایران و که حداقل نصف جمعیت ایران را تشکیل می دهند به عنوان همزبان و هم هویت بسیار نزدیک بوده و رابطه برادری دارد. در دیگر سو چون احتیاجات مردم زلزله زده آزربایجان جنوبی بزرگ بوده و ترکیه می توانست با کمک های خود قسمتی از این احتیاجات را رفع کند. در کنار این موارد هدف ترکی هاز ارسال این کمک های تنها اهداف انسان دوستانه می باشد.
نمی دانم چرا دولت ایران تنها در آزربایجان شرقی اعلام عزا نموده است، در حالیکه این فاجعه بسیار بزرگتر از آنی هست که در مدیای دولتی ایران بازگو می گردد.  
خانم Qənirə Paşayeva متولد 7 مارس سال 1975 در شهر تووز آزربایجان شمالی می باشد. او از دانشگاه طب آزربایجان فارغ التحصیل شده و مسلط به زبانهای ترکی، انگلیسی و روسی می باشد. 

آزربایجان را فقر زلزله زد نه خود زلزله

Kategori: , , , , , , , , , , , , Umud Urmulu - سه‌شنبه, مرداد ۲۴, ۱۳۹۱ - 0 comments
بیش از 40 درصد ذخیره مس ایران در معدن مس سرنگون ورزقان قرار دارد ولی ورزقان دارای یک بیمارستان نیست، در همین حال بنا به آمار رسمی ورزقان دارای 50 امامزاده ، اهر دارای 41 امام زاده  و 1 بیمارستان می باشد (1). پولی که بابت ساخت این همه بنا برای امام زادگان می شود آیا برای ساخت بیمارستان و مجتمع های درمانی برای انسانهای آنجا که تامین کننده 40% مس ایرانند صرف می گردید مطمئناً آمار 1000 کشته و 6000 زخمی را امروز پس از زلزله شاهد نبودیم. 
از معدن مس سرنگون ورزقان هر روز به طور متوسط 25 هزار تن سنگ معدن استخراج می گردد که 500 تن به کنسانتره مبدل می گردد. بنا به آمارهای علمی – دولتی عیار خاک معدن مس سرنگون ورزقان 60% می باشد. (2)  
بر اساس سرشماری عمومی نفوس مسکن در سال 1385 شهرستان ورزقان دارای 19917 نفر شاغل بوده اند که تنها 3.2% یعنی 460 نفر از اهالی محلی در بخش معدن اشتغال دارند، یعنی معدن مس ورزقان در ایجاد شغل برای مردم منطقه نیز موفق نبوده است. بنا به آمار دولتی جمعیت ورزقان 49.000 نفر می باشد و حساب کنید منطقه ای از آزربایجان که تولید کننده 40% مس ایران می باشد با وجود جمعیت 49.000 نفری دارای یک بیمارستان نیست، این موضوع را به غیر از مفاهیم مستمعره داخلی و اسعتمار با چه مفاهیمی می توان پاسخ داد؟
در کنار این چرا یک زلزله 6 ریشتری باید بیش از 1000 کشته و 6000 زخمی داشته باشد، اکنون که در حال نوشتن این مقاله ام زلزله به قدرت 7 ریشتر شمال ژاپن را لرزانده هست احتمالاً به جزء چند مورد خراشیدگی خبری دیگری را شاهد نخواهیم بود، چون زلزله های 7 ریشتری حداقل چند روز یک بار مهمان ژاپنی هایند.
آزربایجان را خود زلزله نه ولی فقر زلزله لرزاند     
پس از دو زلزله مهیب در آزربایجان و مناطق اهر، ورزقان، هریس و ...که تلفاتی ببنا به آمارهای رسمی 306 کشته و 2600 زخمی ولی آمارهای غیررسمی حاکی از 1000 کشته و 6000 زخمی را ببار آورد در حالیکه در اولین ساعات زلزله اکیپ های متعددی از هلال احمر ترکیه و آزربایجان خواستار کمک رسانی در جستجوی و امداد بودند به ناگهان مسئولین دولت ایران خبری مبنی بر پایان فعالیت های امداد رسانی را از طریق خبرگزاریهای دولتی منتشر کرده و در اطلاعیه این چنین بیان شده است: که مسئولن دولتی ایران خود می توانند عملیات امداد رسانی و جستجو را انجام دهند و نیازی به کمک های خارجی وجود ندارد. گروههای اکیپ متخصص هلال احمر ترکیه نیز که در اولین ساعات زلزله خود را به تبریز رسانده بودند ناچار به برگشت به ترکیه شدند. 
پس از درخواست هلال احمر کشورهای ترکیه و آزربایجان هلال احمرهای آمریکا، تایوان، سنگاپور، آلمان، روسیه خاوستار کمک به جستجو و امداد رسانی مجروحان حادثه دیده شدند، و در عین تعجب برانگیز بودن مقامات ایران تمامی این درخواستهای کمک را رد کردند.(3)
مرضیه وحید دستجردی وزیر بهداشت و درمان ایران در پیامی از عدم احتیاج ایران به کمک های بین المللی سخن گفته و در دیگر سو آقای ابولحسن فقیح نیز از درخواست کمک سازمانهای هلال احمر کشورها همسایه مبنی بر کمک دهی به جستجو امداد رسانی به آورگان سخن گفته و در پیام تشکری از عدم لزوم این کمک های خارجی سخنان متعددی را بیان کرد. اکیپ های متخصص و با تجهیزات ترکیه نیز که در تبریز حضور داشتند پس از ساعاتی حضور در تبریز به ترکیه بازگشتند. نکته قابل تامل در خبری هست که از سوی معاون اول رئیس جمهوری در خبرگزاریهای دولتی با تیتر "آماده دریافت کمک های بین المللی به زلزله زدگان هستیم" (4) منتشر گشته هست، در خبر فوق آقای رحیمی شب دوشنبه اظهار داشته اند که ما در موقعیت های مشابه به کشورهای زلزله زده کمک هائی داشته ایم و اکنون نیز آماده دریافت کمک های بین المللی در مورد زلزله زدگانیم. بالاخره سازمانهای بین المللی کدامین سخن مسئولین ایران را باور کنند، این سخن در حالی بیان میشود که به احتمال زیاد منظور مسئولین محترم کمک های مادی هست، نه کمک برای زلزله زدگان آزربایجان، شاید با وضعیت اقتصادی وخیم ایران مسئولین دولتی حق داشته باشند از کشورهای خارجی کمک هائی را دریافت کنند.    
بنا به گزارش های دریافتی از محل حادثه و گزارشهای که به طور پیوسته از اشخاص موجود در محل گزارش داده می شود آمار کشته ها بسیار بیشتر از آمارهای دولتی ارائه شده و وضعیت امداد رسانی نیز به مراتب کندتر و مشکل دارتر می باشد. چرا دولت ایران تنها 24 ساعت پس از زلزله جستجو برای امداد رسانی را به آوارگان زلزه متوقف ساخت هنوز بر کسی معلوم نیست ولی گوئی بسیاری از سیاستمداران ایران قصد داشتند - دارند آزربایجان و ترکان را در زلزله دفن کنند. 
منبع مقاله:
1- آمار رسمی امام زاده های ورزقان و اهر:
http://tinyurl.com/8fd4tkg 
2- 40 درصد ذخیره مس کشور در معدن مس سونگون ورزقان قرار دارد
http://tinyurl.com/cad5kkp 
3- گزارش روزنامه حریت ترکیه از رد کمک های انسان دوستانه ترکیه به زلزله زدگان
http://tinyurl.com/cogenwg
4- معاون اول رییس جمهوری : آماده دریافت كمك های بین المللی به زلزله زدگان هستیم
http://tinyurl.com/bpj57hl  

رقم اصلی کشته شدگان زلزله آزربایجان بیش از 1000 نفر می باشد

Kategori: , , , , , , , , , , , , , Umud Urmulu - دوشنبه, مرداد ۲۳, ۱۳۹۱ - 0 comments
متاسفانه آزربایجان و مردم ترک بار دیگر مورد تبعیض شدید رسانه ملی واقع شدند، به طوریکه رسانه ملی هیچ واکنشی به کشته شدگان زلزله آزربایجان نشان نداده و حتی از پوشش خبری درست و همه جانبه زلزله آزربایجان سرباز زد.
هنوز پس از گذشت 3 روز از زلزله آزربایجان (اهر، هریس، ورزقان و ...) آمار دقیق فوت شدگان  مشخص نیست، گوئی آزربایجان جزئی از سرزمین ایران نیست و هیچ مسئولی تاکنون در مورد آمار پاسخگوی مردم نبوده است.
آمارهای دولتی بسیار ضد و نقیض و به مانند همیشه جهت دارند، ولی نکته تامل برانگیز مصاحبه نمانده سابق هریس و اهر از منطقه برای خبرگزاری رسمی ایرنا می باشد که در صورت صحیح بودن خبر نشان از سانسور شدید اخبار مردم ترک و آزربایجان می باشد.
دیروز نماینده سابق اهر و هریس گزارشی از محل حادثه با خبرگزاری ایرانا داشته است که متاسفانه گزارش مذکور پس از دقایقی از سایت خبرگزاری حدف گردیده است، ولی به لطف یکی از دوستان (شخصی به لقب وحید آنلاین!) صفحه و گزارش فوق در گوگل کش وجود داشته و توسط  ایشان فریز شده است که از لینک زیر قابل مشاهده می باشد:
از نکات پراهمیت این گزارش می توان خطوط زیر را بیان کرد:
این نماینده قبلی مجلس نیز از عدم پوشش خبری زلزله آزربایجان ناله کرده و آمار کشته شدگان را تا دیروز نه 250 نفر بلکه بیش از 1000 نفر خوانده است. ادعای او مبنی بر این بوده که تنها 250 مورد فوت ثبت شده در پزشکی قانونی اند و آمار واقعی بسیار بیشتر از این می باشد، چون مردمانی که نزدیکان خود را از دست داده اند با دستان خود و به صورت دسته جمعی اقدام به کفن و دفن کشته شدگان می پردازند و در این اوضاع نابسامان شخصی به فکر ثبت نام عزیزش در پزشکی قانونی نیست، اخبار فعالین ملی ترک از منطقه نیز مهر تائیدی بر این ادعاست.
او در جای دیگری از سخنانش مسئولین دولتی را به سبب برخورد نامناسب با آزربایجان مورد نقد قرار می دهد و می گوید:
تا بعداز ظهر امروز (منظور دیروز) نه رئیس جمهور و نه هیچ یک از وزرای وی در محل زلزله زده حاضر نشده اند، بلکه استاندار آزربایجان شرقی نیز در محل حادثه حاظر نشده است. او با بیان اینکه محمود احمدی نژاد برای افتتاح یک گاوداری با سفره های یک روزه به دیگر استانها می پردازد هنوز خبری از مناطق زلزله زده آزربایجان ندارد.
به گفته وی تا دیرور حتی یک بالگرد برای کمک به مجروحان به منطقه زلزله زده وارد نشده، شاید با ورود و گسیل کردن مجروحین آمار تلفات بدین حد نبود.    
او در ادامه سخنان خود از صدای و سیمای ملی نیز انتقاد کرده است، صدا و سیمای ملی در روزی که مردم ترک و آزربایجان در حال غم و عزای از دست رفتگان بودند در حال پخش مجموعه طنز خنده بازار بوده است.
با پشتیبانی Blogger.
 
UrmiyeNews.Com - Batı Azerbaycan'ın Sesi
Tema: Bal Medya