ظلمی که بر "زبان ترکی" و "انسان ترک" در ایران روا داشته شده / می شود

Kategori: , , , , , , , , , , Umud Urmulu - شنبه, مرداد ۱۱, ۱۳۹۳ - 0 comments
اومود اورمولو
پس از فروپاشی سلسله ترک قاجار و ظهور فردی دست نشانده همچون رضاخان تئوریسین‌های نزدیک به وی برای اعمال حاکمیت مطلق دولت مرکزی و عدم تضعیف آن از سوی گروه های ائتنیکی و زبانی متعدد موجود در جغرافیای ایران دست به یکسان سازی وسیع و سراسری قوانین زدند ولی برای اعمال قوانین یکسان ساز وجود یک دولت ملی جزء ضروریات بود. دولت تازه تاسیس شده توسط رضاخان بدون اینکه حق تمثیلیت تمامی گروههای زبانی و ائتنیکی موجود در ایران را داشته باشد این حق را بر خود قائل شد که خود را نماینده تمامی گروههای ائتنیکی و زبانی نامیده و دولتش را "دولت ملی" بخواند، در حالیکه به مرور زمان و تصویب قوانین، گفتمان و ایدئولوژی برتری طلبانه‌ای همچون آریانیسم و باستانگرائی توسط خاندان پهلوی روشن شد که نه تنها دولت وی دولت ملی نبوده و حق تمثیل گروههای متعددی ائتنیکی و زبانی را نداشته بلکه دولت وی تماما از بعد گفتمان، کردار و ایدئولوژی برخواسته و تمثیل کننده جامعه فارس زبان ساکن ایران بوده است.
پس از دولت سازی مصنوعی پروسه‌ای مشابه اینبار برای ملت سازی نیز شروع گردید، ولی مهمترین مانع برای ملت سازی تنوع ائتنیکی، فرهنگی و زبانی ملل عمده موجود در جغرافیای ایران بود. رضاخان برای پدید آوردن جامعه‌ای هموژن دست به دامن اقتصاد مرکزگرا، سیستم اجباری و سراسری آموزش و پرورش، ساخت راه آهن سراسری و ... و الخصوص اصلاحات وسیع در زبان فارسی و موقعیت ویژه و انحصاری بخشیدن بر آن همچون زبان دولتی، زبان ایرانیت، زبان فرهنگ و هنر، زبان ادبیات و شعر، زبان اقتصاد و ... نمود.   
توسعه روند ملت سازی با ویژگی های یکسان ساز به بستر اسامی و نام ها نیز کشیده شد و به بهانه خالص سازی زبان فارسی که زبان برگزیده دولت بود موجی شدید و تکان دهنده بر لیه زبان فارسی و علیه زبان هائی همچون ترکی و عربی به راه افتاد تا تمامی واژه‌هائی که از زبانهای ترکی و عربی وارد زبان فارسی شده و دیگر "بیگانه" خوانده می شدند از زبان فارسی بیرون رانده شوند. نشریاتی همچون کاوه، ایرانشهر، ایران باستان و ... که جزء هم فکران رضاشاه در نیمه اول قدرت وی بودند با یاری جستن از نظریات تئوریسن های آلمان نازی همچون آرتور دو گوبینو، ماکس مولر، استوارات چمبرلین و ... زیرساختهای تاریخی و ایدئولوژیکی لازم جهت مشروعیت بخشیدن به برتری طلبی فارس زبانان و الخصوص زبان فارسی در ایران را به عنوان تمثیل کننده آریائیان محیاء می نمودند. در داخل نیز اشخاصی همچون محمود افشار، تقی زاده، فروغی، جمال زاده، مشفق کاظمی، احمد فرهاد، غلامحسین فروهر، احمد کسروی تبریزی و ... نیز بر طبل ترک و عرب ستیزی می کوبیدند. 
در پروژه مصنوعی ملت سازی رضاخانی که بر پایه طرد تنوع ائتنیکی، فرهنگی و زبانی ملل موجود در جغرافیای ایران شکل گرفته بود زبان گروه اقلیت فارس زبان جزء یکی از ارکان اصلی "ایرانیت" تعریف شده بود و به طور بارزتر ایرانی بودن مترادف با فارس زبان بودن معنا شده بود. در این دوره زبان گروه اقلیت حاکم به عنوان یکی از مهمترین ابزارها برای ایجاد وحدت اجباری ملل موجود در جغرافیای ایران و پروژه ملت سازی بکار بسته شد و در همین حال بود که دیگر زبانها همچون ترکی، عربی، لری، گیلکی، بلوچی، کردی، مازنی، طبری و.. به سبب تمایز با زبان گروه اقلیت حاکم به عنوان زبانهای "غیرملی ایران" نامیده شدند(اکبری، 1384، ص 252). در نامه باستان در زمینه طرز نگرش دولت به زبان حاکم چنین آمده بود: "دم از پارسی‌پرستی و ایران دوستی زدن و سخنان تازی و دیگر بیگانگان را گفتن و نبشتن، آهن سرد کوفتن است.... ما می خواهیم در سایه شاهنشاهی پهلوی، ایران نو را چون ایران باستان بیارائیم و... اگر پلی برای پیوند ایران باستان و ایران نو باشد، همین پارسی خواهد بود و بس..."(ایران باستان 1311 بهمن). در کنار موقعیت های انحصاری زبان فارسی، ارتش واحد، سازمان‌های اداری، سیستم آموزشی و پرورشی اجباری و سراسری مهمترین ابزارهای یکسان ساز دولت پهلوی برای ملت سازی بشمار می رفتند.  
رضاخان برای تغییر و فارسی سازی اسامی ترکی و عربی که بیگانه خوانده می شدند اول از ارتش که خود وزیر جنگ بود شروع نمود و در ادامه فرهنگستان ایران عهده دار فارسی سازی یا به عبارتی ترکی و عربی زدائی شد. فارسی سازی اسامی ترکی نیز تحت قالب "اسامی ایرانی" رفته رفته شروع گردید برای مثال روزنامه ایران به سال 1301 ش. نامه‌ای را که از طرف وزارت خارجه به وزارت داخله ارسال شده بود را به چاپ رساند، به این مضمون که چون ایستگاه های راه آهن جلفا، تبریز و دریاچه اورمیه به اسامی روسی نامیده شده و موجب اشکال است، لازم است که اسامی مزبور را تغییر و برای نقاط مذکور "اسامی ایرانی" انتخاب و معمول شود(1301 دلو 29). این تنها شروع فارسیزده کردن اسامی ترکی و غیرفارسی بود و پس از مدتی فارسی سازی و ترکی زدائی به تغییر نام واحد پول، نام خانوادگی، تابلوها مغازه، اسامی شهرها و روستا، خیابانها، معابر شهری، کوچه ها، میدانها، مدارس، ماهها و ... با تصویب قوانین و دستورات دولتی رسید. 
فارسی سازی اسامی حتی به تغییر نام طوایف، مناطق ایلی، زبان مادری، گروه ائتنیکی و... نیز انجامید به طوریکه احمد کسروی در همین راستا کتابی به نام "آذری یا زبان مردم آذربایجان" نگاشته و در آن کتاب با طرح نظریه های غیرعلمی  به شدت به مفاهیم ترک و زبان ترکی حمله نبوده و به عناونین مخلتف زیر سوال برد، از همان هنگام بود که در راستای سیاست ترکی زدائی پهلوی نام های "آذری" و "زبان آذری" به ترتیب به جای مفاهیم "ترک" و "زبان ترکی" گنجانده شد و این سیاست انکار کننده زبان و هویت ائتنیکی انسان ترک تا به امروز در ایران تداوم داشته است. این مسئله در مورد تغییر نام طوایف و مناطق ایلی نیز برای حذف نشانه های دیگر گروههای ائتنیکی و زبانی غیرفارس زبان بکار بسته شد، برای مثال نامهای خزعل آباد به خسروآباد، خرعلیه به خرم کوشک، عرب به پل دشت، قراعئینی به سیه‌چشمه و ... تغییر داده شدند. بنا به نوشته های خود رضاشاه در سفرهائی که به دیگر مناطق غیرفارس نشین داشته وی شخصا دست به تغییر اسامی و فارسیزه کردن آنها نموده برای مثال در خاطراتش می نویسد: "من در مرکز امر کردم این ایالت را به نام حقیقی و شریف خود یعنی "خوزستان" بخوانند و به تمام ادارات دستور دادم که ابدا این ولایت را عربستان ننویسند(سفرنامه خوزستان، 2535، ص 180؛ حکمت، 2535، ص 237). فارسیزه کردن اسامی غیرفارسی و ترک - عرب زدائی در این دوره به حدی بود که مریت هاکس می نویسد: "روحیه جدید ناسیونالیسم در ایران دریائی است از فاشیسم اگر قرار بود اسمی بر روی محلی بگذارند، دقت خاصی بکار می رفت تا یک کلمه فارسی سره و نه عربی بکار رود". از حدود 107 واژه جغرافیائی که در این دوره با اسامی فارسی عوض گردیده 69 اسم مربوط به منطقه آزربایجان جنوبی بوده است(ساکما: 240027290). بعدها که کمسیون جغرافیائی برای تغییر اسامی و فارسیزه کردن آنها شکل گرفت در اساسنامه و بندهای 3 و 4 آن به ترتیب تغییر اسامی که با پیشوند و پسوند ترکی چای، سو، داغ، بلاغ و ... بود و تغییر اسامی ترکی یا عربی طوایف و نیروهای عشایر ایران به فارسی رسما به صورت سیستماتیک مورد تغییرات اساسی واقع گردید (بدره‌ای، 1357، ص 75).   
فارسیزده کردن سیستماتیک اسامی غیرفارسی و ترکی زدائی در دوره‌های اول و دوم خاندان پهلوی به صورت تماما مشابه ادامه یافت تا اینکه انقلاب اسلامی تحقق یافته و فضای نسبتا باز اندکی برای ملل غیرفارس پدید آمد. ولی این فضاء باز و تغییر نگرش دولت به تنوع زبانی، ائتنیکی و فرهنگی نیز گذرا بود و تمامی سیاست های پهلوی اول و دوم بی کم و کاست تنها با روتوشی از تفسیری خاص از اسلام تشیع دوباره عرضه گردید. رسمیت انحصاری زبان گروه اقلیت حاکم فارس زبان، تصویب آیین نامه اجرایی قانون ممنوعیت بکار گیری اسامی، عناوین و اصطلاحات بیگانه، تداوم فارسی سازی و تغییر اسامی تاریخی ترکی مناطق ملی ترک نشین، تداوم کتمان وجود انسان ترک و زبان ترکی در ایران، عدم آموزش زبان مادری، تحمیل زبان گروه اقلیت حاکم، کتمان تنوع ائتنیکی و زبانی جغرافیای ایران، و صدها مورد اینچنین دیگر ناشی از تداوم همان سیاستهای تنوع ستیز اینبار در دوران انقلاب اسلامی می باشد. حتی چند وقت پیش که حداد عادل رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی در مصاحبه‌ای به صراحت از نقشش در اخراج یک کارمند صدا و سیما تنها به سبب استفاده از کلمه اس‌ام‌اس پرده برداشت راقم این سطور ناخواسته به اخراج رئیس پست و تلگراف احواز وقت به دستور رضاشاه آنهم به سبب اینکه در نامه‌اش به وی یک کلمه اروپائی بکار برده بود(مراسان: 120 786-2-46)افتادم که طرز نگرش افراطی در مورد زبان اقلیت حاکم تغییر نکرده است.
گوشه‌ای از هزاران اسامی ترکی که با اسامی جعلی فارسی عوض گردیده‌‌اند:
ساری سو( آب زرد)، ايسسی سو (آبگرم)، دیلک آداسی (آرزو- جزیره دریاچه اورمیه)، قانلی قایا  (آرش- جزیره دریاچه اورمیه)، آلگون یا الگلو (سقز)، اردشه ‌تپه‌سی(اردشیر – جزیره دریاچه اورمیه)، آراز باری (ارسباران)، یاریم قایا (اشکسر – جزیره دریاچه اورمیه)، اومود (اومید – جزیره دریاچه اورمیه)، تورکلر آداسی (ایران نژاد – جزیره دریاچه اورمیه)، باریش (بارنج - روستا)، باشماق (باشه – از توابع سقز در استان کردستان فعلی)، داغ باغی(خیابان امام علی- اورمیه)، قاراداغ(ارسباران)، خیاو(مشکین شهر)، قاراآغاج(قدس)، اورمیه(رضائیه، ارومیه)، قالاجیک(عزیز آباد)، سۇ باتان(تازه ده)، سرایسکند(هشترود)، ملک کندی(ملکان)، گؤووز کندی(گاوخس)،  توفارقان(آذرشهر)، قاراخاچ(علی آباد)، ساوالان(سبلان)، تیکان تپه(تکاب)، بهنق 2(اسد آوا- اورمیه)، قوتان قوش (برزین – جزیره دریاچه اورمیه)، گمیچی تپه بزرگ تپه – (جزیره دریاچه اورمیه)، بوز قوش (بزگوش- نام کوه)، امچه‌لی (بناور- شهرستان گرگان)، بیناب (بناب- شهر)، بندر انزلی (بندر پهلوی)، آق مسته (بهرام – جزیره دریاچه اورمیه)،  بیله سووار (بیله سوار)، قان یاخماز (پناده - گرگان)، آق قالا (پهلوی دژ- قلعه)، یام (پیام)، دمیر داش (تنجک – جزیره دریاچه اورمیه)، چاخیرلی (جاگر)، جالایان (جلایان – رودخانه)، گامیش آوان (جمشید آباد – محله تبریز)، جووه‌ت (جوبند)، آرپالیق (جوزار – جزیره دریاچه اورمیه)، تاپداق (جوین – جزیره دریاچه اورمیه)، آغ زمی (خاک سفید - مرند)، آللاهیار (خدایار - سقز)، خاروانا (خروانق)، خالخال (خلخال)، داراوار (درآباد)، ترکمن صحرا (دشت گرگان)، گوموش تپه (دمشقیه)، قارل گوز (زال- از ایستگاه های راه آهن)، ساری تپه (زر تپه)، یوخاری آلتین (زرینه بالا - سقز)، آشاغی آلتین (زرینه پائین - سقز)، زولا چای (زولا رود)، ساری قایا (سارقیه)، ساققیزچی (ساقزچی)، سامانلی (سامانی - جزیره دریاچه اوزمیه)، آغ داغ (سپید – جزیره دریاچه اورمیه)، آغ قالا (سپید دژ)، یراق (ستام)، ساراب (سراب)، باش بولاق (سرچشمه - سقز)، سرئین (سرعین)، جئیرانلی(جاریحانی)، آخما قایا(احمقیه)، آجی چای(تلخه رود)،ساری قایا(سارقیه)،قارا گؤل(سیاه استخر)،قیزیل اؤزن(سفید رود) ،اوجان(بستان آباد)، آراز(ارس)، مئیدان چای(مهران رود) ،هلاکو(هرزند)،گلن به‌ی(گل انبر) ،انه‌مه‌(انانق)، تۆرکان اۏوا(فرزانه آباد)، کاظیم خان دیزه‌سی(فلاحی- اورمیه)، ساوۇج(ساوه) ، شورشورا(خیابان منتظری- اورمیه)، باخچاجیق(سردار آباد)، ساریجا (سریجه – جزیره دریاچه اورمیه)، ساغ مئشه (سعدی - اردبیل)، سئداوا (سعید آباد)، آغ تپه (سفید تپه – استان کردستان فعلی)، آغ گونبد (سفید گنبد)، سیئوان (سگبان)، سولطان داغی (سلطان داغی)، سوماقلو کندی (سوماق ده)، سولئیمان کندی (سلمان کند – استان کردستان فعلی)، سونقور (سنقر)، کاظیم خان داشی یا قیرخلار (سنگ کاظم – جزیره دریاچه اورمیه)، قارا گؤل (سیاه استخر)، قاراقایا (سیاه پایه)، قارا سو (سیاه چر)، آللاه وئری خان كؤرپوسو (سی و سه پل - اصفهان)، قارا چمن (سیاه چمن)، قارا چور (سیاه چور)، قاراقان یا قاراغان (سیاه دشت – در استان کردستان فعلی)، قارا بوغدا (سیاه گندم – در استان کردستان فعلی)، قاراناو (سیاه ناو - سقز)، قارا سو (سیاه آب)، قارا آدا (سیاوش- جزیره دریاچه اورمیه)، آغ ائولر(سیمین ده)، قاراعئین (سیاه چشمه – نزدیک ماکو)، قوروچای (شاه آباد)، قورشاقلی (شبدیز – جزیره دریاچه اورمیه)، دوه‌چی (شتربان)، شاراوخانا (شرفخانه)، دوزلوجا تپه‌سی (شورتپه – جزیره دریاچه اورمیه)، قاراوول داغی (شیر کوه)، صوفو چای (صافی رود)، صاندیقلی (صندوقلو)، سفلی آشاغی سوما (صومعه)، باش سوما (صومعه علیا)، قالاجیق (عزیز آباد)، آل آشیق (علی شیخ)، آستاریچای (عنصرود)، گودار چای (قادر رود)، داش آتان(دانش آباد)، قازان خان(غازیان)،قره تپه(سیاه کوه)، قاراوۇل داغی(شیرکوه)،حاجی به‌ی کندی(حاجی بکنده)، سایین قالا(شاهین دژ)،میشو(میشاب)، قافلانتی(قافلانکوه) ،باش بۇلاق(سرچشمه) ،قره سۇ(سیه چشمه) ،اۇچ نووا(اشنویه) ،عربلر(پلدشت)،قویون داغی(کبودان- از جزایز دریاچه اورمیه) ،کیوی(کوثر) ، گۇن‌دۏغان(کندوان)،طارم(آب بر)،زنگان(زنجان)،کؤشک سارای(کشکسرای) ، قره‌لر(علامه مجلسی- اورمیه)سۏیۇق‌بۇلاق(مهاباد) ،ساری‌داش(سردشت)،قاراعئینی(سیه چشمه)، خانا(پیرانشهر)، شئیطان اۏوا(طالقان)، ایراق دهنه(راهدانه)،ائششک یا ائشیک داغی!(جزیره اشک- از جزایر دریاچه اورمیه)،جیغاتی(زرینه رود)، دیلمقان یا سالماس(شاپور)،سولدوز(نقده)،گؤز آیران(کوزه گران)،داش دورگه(درگه سنگ)،قالالار(قلات)،تاتائو(سیمینه رود)،قۏشاچای(میان‌دوآب)، قافلانتی (قافلانکوه)، قیبله بوداغی (قبله چشمه – در استان کردستان فعلی)، قیزیل آغاج (قزل آقاچ)، قالا چای (قلعه رود)، قورووچای (قوری چای)، بارینما یا یوخاری گولایان داشی (کاکائی بالا – جزیره دریاچه اورمیه)، قامچیلار (کام – جزیره دریاچه اورمیه)، یالاقلی (کامه – جزیره دریاچه اورمیه)، آفشارجیق (کاوه – جزیره دریاچه اورمیه)، قویون داغلی (کبودان- جزیره دریاچه اورمیه)، گوجو وار (کجا آباد)، چاغلایان (کرکس- جزیره دریاچه اورمیه)،  کهرلان (کلخوران)، کئچل داشی (کلسنگ)، گون دوغان (کندوان)، قاشیق (کوشک - سقز)، امه‌جنلر (گرز – جزیره دریاچه اورمیه)، قیشلاق (گرمسار)، گلین (گلشن – در استان کردستان فعلی)، كؤمورچايی (گمناب)، خزر (مازندران)، یئددی گؤز(هفت چشمه)،یئددی دئییرمان(هفت آسیاب- اورمیه)،خان دره‌سی(دره قاسملو، دره شهدا)، آرواد کندی(ارباب کندی) ،لاها یا لاهی(لحاق)، چاناق بۇلاق(جناقیرد)، ارجه(ارجق)،کویوز(کویج)،سوم‌ارین(ثمرین)، شوشه‌گمیرن(شیشه‌گران)، دووار باشی(خیابان حر- اورمیه)، قالاجيق (قلعه‌جوق)، موتور باشی(ابوذر- اورمیه)، احمد آوا(احمد آباد)، چیل‌گز(چهل گز)، قارا دووروش (دولت‌آباد)، کهرآلان(کلخوران)، باری(بارق)، سالتاوار(سلطان آباد)، چاناق بۇلاق(چناق بولاق)، کؤرپۆ چونقارالی‌سی(چناقلی پل- اورمیه)، قوناق قیران(روئین دزق)، بیرازمان(پیرازمان، پیرازمیان)، اونار(انار)، سرداراووا(سردابه)، گؤل‌اۆستۆ(فلکه سرگل- اورمیه)، خئیرک(خیارک)، سوما(صومعه)، لیغلی گؤل(لجن گل)، آق‌قالا(آق قلعه)، دووقالاسی(دیو قالاسی)، دده مقصود(بابا مقصود)، ائیوازلی(عیوضلو)، خه‌نه‌یه(خانقاه- اورمیه)، ، قارینجا (ماغ – جزیره دریاچه اورمیه)، ماکی (ماکو)، ماراغا (مراغه)، دره‌گز (محمد آباد)، موتاللیق (متعلق)، آشاغی ماماق (مامک پائین)، گؤی مچيد (مسجد کبود)، عوثمان یوموروغو (مشت عثمان – جزیره دریاچه اورمیه)، چوميسا بولاغی (مهباد چای)، چاناق قایا (مهدیس – جزیره دریاچه اورمیه)، مئیدان چای (مهران رود)، مییو (میاب)، ایری داش (مهرداد – جزیره دریاچه اورمیه)، میشوو (میشاب)، میششو داغ (میشوداغ)، گمیچی آداسی (ناخدا – جزیره دریاچه اورمیه)، آداجیق (نادید – جزیره دریاچه اورمیه)، دانالی یا دانلو (ناهید – جزیره دریاچه اورمیه)، نازلیچای (نازلو رود)، موشون دره‌سی (نوشین دره)، یئنگیجه (نیکجه)، گرگر (هادی شهر)، بين گؤل یا مين گول (هزار برکه)

دیجیتال اکتیویزم و دیجیتال اکتیویست

Kategori: , , , , , , , , , , Umud Urmulu - پنجشنبه, تیر ۱۹, ۱۳۹۳ - 0 comments
اۇمۇد اۇرمۇلۇ
دۆنیادا 500 میلیۏن توئیتر و 1 میلیارددان چۏخ فیسبۏک قۇللانیجیسیندان سؤزائدیلیر. یۏتیۇبدا بیر گۆنده دؤرد میلیارد ویدئۏ ایزله‌نیلیر، هر کئچن ایکینجیک بۇ مجرایا میلیۏنلارجا اینسان قاتیلیر. بۇ آرتیق بامباشقا بیر ایله‌تیشیم ائوره‌نی ایچینده اۏلدۇغۇمۇزۇ گؤستریر. سۏسیال مئدیا بیرئیی بامباشقا گۆجلرله دۏناتیرکن، یازیلی، گؤرسل و ائشیدسل ایچه‌رییین اینسان تۏپلۇلۇقلارا چۏخۇ زامان دئنه‌تیمیسیز یاییلماسی، اؤن‌گؤرۆلمه‌سی گۆج سۏنۇجلار اۏرتایا چیخاریر. دۆنیادا و اۏرتادۏغۇدا بیر چۏخ تۏپلۇمسال حرکتلر باشلادیغیندا "دیجیتال اکتیویزم" قاورامینی داها چۏخ ائشیدمه‌یه باشلادیق. دیجیتال اکتیویزم، فرقلی اکتیویزم طۆرلرینین اینترنت قۇللانیمینا وئریلن بیر آددیر. اینترنت اکتیویزم، ا-اکتیویزم، سایبر اکتیویزم کیمی فرقلی قۇللانیملاری دا وار. آنجاق دیجیتال اکتیویزمین داها یایقین اۏلدۇغۇ گؤرۆلۆر. اینترنت اکتیویزمی، بللی بیر آماج چئوره‌سینده ائیلمی گرچکلشدیرمک اۆچۆن هؤرگۆتلنمه، ایله‌تیشیم کامپانیاسییلا تۏپلۇلۇقلارا ایله‌تی وئرمه، لۏبی چالیشمالاری، بۏیکۏت، دۆشرگه قارارتما، قایناق تۏپلاما، حؤکۆمت ویا شیرکتلرین حرکتلرینی ایزله‌یه‌رک دۆزه‌نلی اۏلاراق یازاناقلاما(Watchdog) کیمی ته‌مه‌ل چالیشمالاردان اۏلۇشۇر. باشدا سۏسیال مئدیا اۏلماق اۆزره گئنیش تۏپلۇلۇقلارا بیلگی آخیشییلا اۇلاشمایا اۏلاناق تانییان بلۏگ، ولۏگ، ویدئۏ، فۏتۏگراف پایلاشیم دۆشرگه‌لری کیمی آلانلاردا گرچکلشدیریلیر. 
آرپانت‌دن عرب دۆنیاسیندا دیکتاتؤرلارین سۏن باهارینا اۇزانان اکتیویزم اؤیکۆسۆ
دیجیتال اکتیویزم،هله اینترنت یۏخ‌کن وار اۏلدۏغۇنۇ سؤیلرسک آبارتمیش اۏلماریق. آرپانت زامانلاریندا، یانی پئنتاگۏن و بللی بیلیم‌یۇردلار آراسیندا قۇرۇلان ایلک آغ دؤنمینده، 1960’لارین سۏنۇندا، بۇ آغین گلیشدیرلمه‌سینه قاتیلان بیلیم آداملاری و اؤیرنجیلر سۏسیال مئدیانین آتالاری دئیه‌بیله‌جه‌ییمیز اِ- پۏستا قرۇپلاری قۇرمۇش، بۇرالاردا بیلیم- قۇرغۇ و سیاست دارتیشمالاری یاپیب هؤرگۆتلنمیش. دیجیتال اکتیویزمین هارداسا گۆنده‌لیک یاشامیمیزین بیر پارچاسی حالینه گلمه‌سینین ندنی اؤزه‌للیکله ویکیلیکس’ین 2010 سۏنۇندا، آمریکا بیرلشیک دئولتلری دیش‌ایشلر باخانلیغی ایله ائل‌چیلری آراسینداکی اؤزه‌ل یازیشمالاری ایچه‌رن "Cablegate" سیزینتیلاری دئیه‌بیلریک. آردیندان گلن عرب دۆنیاسیندا دیکتاتؤرلارین سۏن باهاری سۆره‌جی، سۏسیال مئدیادا مۇخالفتلرین هؤرگۆتلنمه‌سی، ایله‌تیشیم و قامۇ‌اۏیۇ اۏلۇشدۇرما چابالاری دیجیتال اکتیویزمین نه قدر ائتگیلی اۏلدۇغۇنۇ گؤستردی. سۏنرا یۇنانیستان، ایسپانیا، اؤفکه‌لیلر حرکتی(Los Indignados)، ایسرائیل، لۏندرا یاغمالاری دئییرکن "وال استریتی اشغال ائت"(OWS) ائلیملری گئدرک یئر‌کۆره‌سینه‌ یاییلان ایشغال حرکتلرینه دؤنۆشدۆ. بۇ ائیلمرین هر بیرینده اینترنتین، سۏسیال مئدیانین جیددی ائتگیسی اۏلدۇغۇ آچیقدیر.
دیجیتال اکتیویزم یاخشی بیر شئی می؟
دؤنۆم نؤقطه‌سی دئییله‌بیله‌جک بیرچۏخ اۏلایدا ائتگیسی اۏلان دیجیتال اکتیویزم یاخشی می یۏخسا پیس بیر شئی می دئیه سۏرمادان کئچه‌بیلمیر اینسان. دیجیتال اکتیویزم سایه‌سینده سیاستچیلر، گۆونلیک گۆجلری و شیرکتلر داها دیققتلی داورانیرکن، اؤزگۆرلۆکلرین دئمۏکراتیک بیر بیچیمده آختاریلماسینا قاتقیدا بۇلۇندۇغۇ قاچینیلماز. کئچمیشده تۏپلۇم ویجدانی یارالایان اۏلایلارا یالنیزجا بیلینجلی بللی بیر بؤلۆم تئپگی وئریرکن، بۇگۆن سۏسیال مئدیا آراجیلیغییلا تئپگی گؤسترنلرین ساییسی آرتیر. دۏغال اۏلاراق کۆچه‌یه چیخماق یئرینه ائولرده تئپگی گؤسترمکله اۇغراشانلار وار. بۇنلار بیرآز داها بیلگی‌سایار باشیندا اۏتۇراراق دۆنیایی دئییشدیریب قۇرتارمایا چالیشانلار. بۇ یئنی تۏپلۇلۇق آراسیندا، اینترنتله اۇغراشماییب کۆچه‌لره چیخانلاردا آز دئییل.
دیجیتال اکتیویزم یاراری قدر ضرری اۏلدۇغۇنۇ دا سؤیلمک گره‌کیر. چۆنکۆ سۏسیال مئدیادا بیر توئیت یا دا لایک’لا ایله‌تی وئرمه‌یه چالیشانلارین،اصلینده نه‌یی، ندن دستکلدییینین یا دا قارشی چیخدیغینین فرقینده بیله اۏلمایانلارین وارلیغی، دیجیتال اکتیویزم آدینا بیر اکسی اۏلۇشدۇرۇر. دیجیتال اکتیویزمین اه‌ن اؤنملی سۏرۇنۇ، "دیجیتال فانۇس ائتگیسی" دئییلن بیر یارار ایتیریمیندن قایناقلانیر. اینترنتله سۏسیاللاشان اینسانلار، بیر بنری تیخلایاراق آفریقاداکی آجلاری دۏیۇردۇغۇنۇ، یاغیش اۏرمانلارینی قۇرتاردیغین ویا اۏزۏن ده‌لییینی باغلادیغینی دۆشۆنمه‌یه باشلاییر! سۏسیال مئدیا آراجیلیغییلا ساختا کیملیکلر قۇللانیلاراق ویا اۏلایلاری چارپیداراق اینسانلاری یؤنلندیرمه‌یه، اۆز اۆزه اۏلدۇغۇندان چۏخ داها قۏلای. بۇ دا اصلینده اینترنت اکتیویزمینین نه قدر اینانیلیر اۏلدۇغۇ قۏنۇسۇندا اینسانی دۆشۆنمه‌یه زۏرلاییر.
دۆنیایی اینترنت دئییل، اینسانلار دئییشدیریر
سیمون هیل "دیجیتال دئوریملر: اینترنت چاغیندا اکتیویزم"(Digital Revolutions: Activism in the Internet Age) کیتابی یازارینین یۏرۇملاری دیجیتال اکتیویزم قاورامینی آنلامایا یاردیمچی اۏلابیلر:
سۏسیال دئییشیم اۆچۆن اینترنت ساده‌جه بیر آراج اۏلاراق قۇللانیلابیلر. اینسانلارین داها قۏلای ایله‌تیشیمه کئچدییی، اکتیویستلردن چۏخ شئی اؤیرندییی، دۆنیانین بیر اۇجۇنداکی اۏلایلاری کامپانیالارلا دستکلمه قۏنۇسۇندا اینترنت اه‌ن بؤیۆک یاردیمچی. اؤزه‌للیکله اۏتۏریتر و سیرادۆزه‌نسل دئولت یاپیلارینا و حؤکۇمتلره قارشی ائتگیلی. اه‌ن سۏن عرب باهاریندا بۇنۇن اؤرنه‌یینی گؤردۆک آنجاق باشاری تک باشینا اینترنت اکتیویستلرینین دئییل. اینترنت، داها چۏخ اینسانی بیر آرایا گتیرمه‌یی، تۏپلۇلۇقلاری حرکته کئچیریب اکتیویزمین ایچینه چکمه‌یی و کامپانیالاری آرتیرمایی ساغلار. آنجاق هئچ بیرزامان تک باشینا حؤکۇمتی ایندیرمک اۆچۆن یئترلی دئییل. بۇ اۆزدن ساده‌جه نه کۆچه نه ده اینترنت اکتیویستلری تک باشینا ائتگیلی اۏلاماز. دیجیتال اکتیویستلر کۆچه‌لرله بیرلشدییینده ائتگی گؤستریر. اینترنت باشیندا اۏتۇراراق دۆنیایی دئیشدیره‌جه‌یینی دۆشۆننلری آنلامیرام. دۆنیایی اینترنت دئییل، اینسانلار دئیشدیرر. بیرئی اؤز اؤزگۆرلۆیۆنۆ فرق ائتدییینده دایانیشما ایچینده حرکت ائدرسه بۆتۆن اینسانلیق اۆچۆن دۏغرۇ قرارلار آلینار و دۆنیا دئییشه‌بیلر. 
قۇشقۇسۇز گۆنئی آزربایجان و ایرانداکی تۆرکلرده اۏرتادۏغۇدا سۏسیال مئدیانی داها ائتگین قۇللانان تۏپلۇملارین بیریسیدیر آنجاق آنادیلیمیز تۆرکجه‌ده ائییتیم گؤرمه‌دیییمیز اۆچۆن ایندیلیک هر قۏنۇدا تۆرکجه ایچه‌ریک، اؤته یاندان اۆره‌تیلن ایچه‌رییین آز اۏلماسییلا بیرلیکده چئشیدلی و اۇزمانجا قۏنۇلار و قاوراملار ایچردییی دارتیشمالیدیر. بیر چۏخ تۆرک گنجلییینین اۏخۇیۇب دۏغرۇ دۆزگۆن قاوراملار اۆره‌تمک یئرینه اۆزئیسل و دۇیقۇسال ایشلرله اۇغراشدیغی آچیقدیر، بۇ دۇرۇم ایسه تۆرک تۏپلۇمۇنۇن اۏرتادان قالدیرماسین گره‌کن اه‌‌ن اؤنملی قۏنۇلاردان ساییلماقدادیر. ایر گرچکدن ایچ سؤمۆرۆدن قۇرتۇلۇب و اؤز تۆرک دئولتیمیزی قۇرماق ایسته‌ییرسکسه تۆرکجه‌یه بؤتۇن یاشام آلانلاریمیزدا یئر وئرمه‌لیییک و اۇزمانجا اۏلاراق بیر چۏخ قۏنۇدا بیلگیلر اۆره‌تملیییک.
تۆرکجه – فارسجا سؤزلۆک
ایکینجیک(Ikincik)=ثانیه
ایله‌تیشیم(İlətişim)=ارتباط
ائوره‌ن(Evrən) =جهان، عالم
بیرئی (Birey)=فرد
دۏناتیم(Donatım)=تجهیز
گؤرسل(Görsəl)=تصویری
ائشیدسل(Eşidsəl)=شنوائی
ایچه‌ریک(İçərik)=محتوا
تۏپلۇلۇق(Topluluq)= جامعه
یاییلماق(Yayılmaq)=منتشر شدن
اؤن‌گؤرۆش(Öngörüş)=دور اندیشی
سۏنۇج(Sonuc)=نتیجه
اۏرتادۏغۇ(Ortadoğu)=خاورمیانه
تۏپلۇمسال(Toplumsal)=اجتماعی
قاورام(Qavram)=مفهوم
طۆر(Tür)=نوع
یایقین(Yayqın)=شایع،رایج
آماج(Amac)=هدف
چئوره(Çevrə)=اطراف
هؤرگۆتلنمه(Hörgütlənmə)=سازماندهی
ائیلم(Eyləm)=کنش
ایله‌تی(İləti)=پیام
دۆشرگه(Düşərgə)=سایت
دۆزه‌ن(Düzən)=نظم
ته‌مه‌ل(Təməl)=اساس، پایه
اۏلۇشۇم(Oluşum)=تشکیل
بیلگی(Bilgi)=معلومات
اۏلاناق(Olanaq)=امکان
اؤیکۆ(Öykü)=حکایه
آبارتماق(Abartmaq)= مبالغه کردن
بیلیم‌یۇرد(Bilimyurd)= دانشگاه
آغ(Ağ)=شبکه
گلیشدیرمک(Gəlişdirmək)=توسعه
بیلیم(Bilim)= علم
اؤیرنجی(Öyrənci)=دانشجو
قۇرغۇ(Qurğu)= بدیعی،انتزاعی
دارتیشما(Dartışma)=بحث
گۆنده‌لیک(Gündəlik)= روزانه
اؤزه‌للیک(Özəllik)= خصوصیت
اؤزه‌ل(Özəl)= خاص،ویژه
سیزینتی(Sızıntı)= نشت
سۆره‌ج(Sürəc)= روند، پروسه
قامۇ‌اۏیۇ(Qamuoyu)= افکار عمومی
ائتگیلی(Etgili)= موثر
اؤفکه(Öfkə)= خشم
دؤنۆم نؤقطه‌سی(Dönüm nöqtəsi)= نقطه عطف
اۏلای(Olay)= حادثه
گۆونلیک(Güvənlik)= امنیت
داورانیش(Davranış)= رفتار
اؤزگۆرلۆک(Özgürlük)= آزادی
قاتقی(Qatqı)=مشارکت،سهم
بیلینج(Bilinc)= آگاهی
تئپگی(Tepgi)= واکنش
آراجیلیق(Aracılıq)= میانجیگری
دۏغال(Doğal)= طبیعی
بیلگی‌سایار(Bilgisayar)= کامپیوتر
اکسی(Əksi)= منفی
اؤنملی(Önəmli)=مهم 
سۏرۇن(Sorun)=مسئله
اۏرمان(Orman)= جنگل
چارپیتماق(Çarpıt)=تحریف
اینانماق(İnanmaq)= باور کردن
قۏنۇ(Qonu)= موضوع
دئوریم(Devrim)= انقلاب
چاغ(Çağ)= عصر
یۏرۆم(Yorum)= نظر
آراج(Arac)= ابزار
سیرادۆزه‌نسل(Sıradüzənsəl)= هیرارشیک
یاپی(Yapı)= ساختار
اؤرنک(Örnək)= مثال
باشاری(Başarı)=موفقیت
دایانیشما(Dayanışma)= اتحاد
قۇشقۇ(Quşqu)= شبهه
ائتگین(Etgin)= فعال
ائییتیم(Eyitim)= آموزش
اۆرتمک(Ürətmək)= تولید کردن
اۆزئیسل(Üzeysəl)= سطحی
دۇیقۇسال(Duyqusal)= احساساتی 
دئنه‌تیم(Denetim)=کنترل

دستیار حسن روحانی: زبان مادری یک مطالبه اولویت‌دار برای عامه مردم نیست

Kategori: , , , , , , , , , , Umud Urmulu - سه‌شنبه, تیر ۱۷, ۱۳۹۳ - 0 comments
اومود اورمولو
علی یونسی وزیر اطلاعات دولت محمد خاتمی که به سمت غیراجرائی مشاور به اصطلاح اقوام و اقلیتهای دینی در دولت حسن روحانی منتصب گردیده تاکنون بارها در مصاحبه‌های مختلفی که داشته مسئله‌ای به نام "آموزش به زبان مادری"، "تبعیض زبانی"، "تبعیض ائتنیکی"، ارائه "راسیسم سیستماتیک" در ایران و ... را به زیر سوال برده و با غلطیدن در گفتمان مرکزگرایانه و بعضا پان ایرانیسم خجالتی سعی در کتمان وجود مشکلات یاد شده داشته است، یونسی در صفحه فیسبوکش با منتشر نمودن پیامی دوباره از عدم اولویت و ارجحیت مسئله "زبان مادری" و "آموزش به زبان مادری" برای مردم عامه خبر داده است.
یونسی در قسمتی از پیامش می نویسد:
- هدف از راه اندازی این صفحه برای من ایجاد یک راه ارتباطی مستقیم و بی واسطه با شما بوده است. دراین مدت خیلی از افراد چه موافق و چه مخالف اظهار نظر می کنند و مجموعا پیداست که انتظارات و توقعات طیف وسیعی از موضوعات را شامل می شود از توقعاتی که گاهی خارج از ظرفیت قانونی و حتی تجزیه طلبانه است گرفته تا مطالبات سخت گیرانه ای که هیچ حقی برای اقوام و اقلیتها قایل نیستند.
- عده‌ای از دو طرف درباره این موضوعات فشار می‌آورند، عده‌ای اساسن نام بردن از حقوق اقلیت‌های مذهبی و دینی و اقوام را برنمی‌تابند و از آن طرف افرادی که مدام به دنبال بالا بردن توقعات هستند و برخی مطالبات فرعی را به جای مطالبات اصلی جا می‌زنند مانند زبان مادری که یک مطالبه است اما مطالبه اولویت‌دار برای عامه مردم نیست، تاکید بیش از حد بر این نوع موضوعات کار را بر خدمت‌گزاران شما در دولت سخت خواهد کرد.      
طبیعتا اینکه عده‌ وسیعی از دولت و ملت حاکم مسائل ملی همچون تبعیض زبانی، عدم آموزش به زبان مادری، ارائه نژادپرستی سیستماتیک، استعمار اقتصادی و .. را برنمی تابند بیشتر ریشه در عدم از دست دادن موقعیتهای ویژه‌ای که تنها به سبب انتساب با گروه دولت حاکم دارند نشئت می گیرد، چون یک فارس زبان تنها به سبب فارس زبان بودن از موقعیتهای ویژه‌ای همچون رسمیت انحصاری زبان مادری‌اش، داشتن صدها ارگان و موسسه دولتی برای حفظ زبان و فرهنگش، برخورداری از موقعیت ویژه اقتصادی، کاربرد زبان مادری در سیستم آموزشی، داشتن احزاب و انجمنهای سیاسی و حق تشکل احزاب ملی و ... برخورداری می باشد در حالیکه دیگر گروههای ائتنیکی همچون ترکها از هیچ یک از امتیازات یاد شده برخوردار نمی باشند. 
در دیگر سو علی یونسی بدون اشاره به کوچکترین موردی از خواستهای گروههای ائتنیکی مغلوب آنها را در رده توقعات تجزیه طلبانه و غیرقانونی رده بندی نموده و با نگاهی امنیتی به مسائلی همچون آموزش به زبان مادری، خواست اداره مناطق ملی، مبارزه با ارائه راسیسم سیستماتیک، رفع تبعیض اقتصادی، رفه تبعیض زبانی – فرهنگی و ائتنیکی، توقف آسیمیلاسیون و ... می نگرد در حالیکه اکثر خواستهای گروههای ائتنیکی محکوم مقارن با مدرنترین متنهای حقوق بشری، حقوق کودک، حق آموزش به زبان مادری، کنواسیونهای بشری، حقوق زنان، حقوق احزاب و ... می باشند. 
و مهمترین نکته در سخنان وزیر سابق اطلاعات به زیر سوال بردن خواست آموزش به زبان مادری گروههای محکوم می باشد، بی‌تردید یکی از مهمترین خواستها و اهداف گروههای ائتنیکی مغلوب از جمله خلق ترک مبارزه برای احقاق حقوق ائتنیکی و زبانی می باشد که آموزش به زبان مادری و طبیعتا رسمیت زبانها و پذیرش جغرافیای ایران به عنوان یک جغرافیای چندملیتی، چنددینی، چندفرهنگی و چندزبانی و قدمهائی برای رفع تبعیضات متعدد و تحقق حقوق زبانی و ملی‌شان جزء اصلیترین خواستها و اهداف هر یک از گروههای مغلوب ائتنیکی هست. تظاهرات خیابانی در اوضاع امنیتی موجود در مناطق ملی غیرفارس نشین، گردهمائی‌های فرهنگی و هنری، وجود دهها دانشجو و فعال فرهنگی و سیاسی زندانی به سبب مطالبه حقوق زبانی، شعارهای صدها هزار نفر در ورزشگاههای شهرهائی همچون تبریز و اورمیه، فعالیت اینترنتی هزاران جوان و .. همگی ناشی از خواست وسیع و مردمی آموزش به زبان مادری در میان ملل مغلوب و الخصوص ملت ترک می باشد. در عین حال اگر حسن روحانی واقعا به مسئله آموزش به زبان مادری و تبعیضات زبانی متعدد بر گروههای محکوم باور نداشت علت انتصاب سمت غیراجرائی مشاور امور اقوام پس چیست؟   یادآور شویم که حسن روحانی در سفر به شهرهای ترک‌نشینی همچون تبریز، اورمیه، اردبیل و ... وعده تاسیس فرهنگستان زبان و ادب ترکی و آموزش به زبان مادری را به جامعه ترک داده بود که علارغم گذشت بیش از 1 سال از روی کار آمدن وی شاهد تداوم گفتمان امنیتی قدیمی در مواجه با تبعیضات متعدد می باشیم.   
  

توسعه‌طلبی ارضی و حق تعیین سرنوشت

Kategori: , , , , , , , , , , Umud Urmulu - یکشنبه, تیر ۱۵, ۱۳۹۳ - 0 comments
اومود اورمولو
این روزها در خاورمیانه دو مفهوم "توسعه‌‌طلبی ارضی" و "حق تعیین سرنوشت" جزء مفاهیمی‌اند که بیشتر به گوشمان می خورند، گرچه که دو مفهوم یاد شده دارای مفاهیم متفاوتی از هم‌ می باشند ولی بعضی از اوقات خواسته یا ناخواسته گروهی سعی در بهره‌برداری از مفاهیم یاد شده در جهت مشروعیت بخشیدن به منافع و اهداف غیرمشروع، غیرانسانی و غیرحقوقی خود دارند.
برای مثال حکومت کردستان عراق به رهبری مسعود بارزانی طی ماه‌ها و روزهای گذشته خبر از برپائی رفراندومی جهت" حق تعیین سرنوشت" جهت استقلال کردستان عراق از دولت مرکزی خبر داده، این در حالی می باشد که بیشتر مناطق مورد مناقشه حکومت مرکزی و حکومت کردستان عراق همچون کرکوک، موصل، دیاله و ... پس از حمله گروه افراطی دولت اسلامی شام و عراق به ناگاه توسط پیشمرگان مسلح حکومت کردستان عراق به نام حفاظت در برابر ترور دولت شام و عراق به واقع اشغال گردیده و مسعود بارزانی به صراحت از عدم عقب‌نشینی از مناطق یاد شده خبر داده است. این در صورتی می‌گیرد که مناطقی از جمله کرکوک، موصل، دیاله و ... دارای ترکیب ائتنیکی، دینی، زبانی، فرهنگی مختلفی بوده و بی هیچ وجه همگن نمی باشد و در عین حال در تاریخ نیز به هیچ وجه جزء سرزمین کردستان نبوده‌ و اغلب مناطق مذکور ترکمان نشین بوده‌ و می باشند که پس از اشغال عراق توسط آمریکا در ورای همکاری حکومت کردستان عراق با چراغ سبز آمریکائیها تحت اشغال آرام حکومت کردستان عراق و پاک‌سازی از وجود ترکمانان واقع گردید به طوریکه از سال 2003 تا به اکنون صدها آکادمیسین، روشنفکر، اکتیویست، سیاست مدار و ... ترکمان توسط گروههای نامشخص به صورت  ناجوانمردانه ترور گردیده‌اند و شهری همچون کرکوک پس از سال 2003 با انفجار جمعیتی و مهاجرت هدف‌دار به سبب "تغییرات دمگرافیک" و "کردستانیزه کردن" مواجه گردید به طوریکه حکومت کردستان عراق و ناسیونالیسم کرد که تا سال 2003 کوچکترین سخنی از کرکوک نمی کرد به یکباره کرکوک توسط ناسیونالیستهای کرد به "قلب کردستان" مبدل گردید مفهومی که در دیگر مناطق خاورمیانه که شاهد توسعه‌طلبی و زیاده‌خواهی گروههای افراطی و نژادپرست کرد از جمله در غرب آزربایجان، بیجار، قروه و .. دیگر مناطق ترک‌نشین با اقلیت کردنشین از سوی گروهها و مئدیای افراطی کرد مارک گذاری می گردد می باشیم. 
بی‌تردید ما به عنوان خلق ترک چه در آزربایجان جنوبی و چه دیگر ترکان ساکن ایران به عنوان مستمعره داخلی دولت و ملت حاکم مفهوم "حق تعیین سرنوشت" را به خوبی آشنا بوده و ارج می نهیم و این حق را نیز برای دیگر ملل تحت ستم ملی به رسمیت می شناسیم ولی توسعه‌طلبی ارضی کردی در خاورمیانه در سایه سلاح و گروههای افراطی همچون‌حزب کارگران کردستان(پ‌ک‌ک) ،حزب حیات آزاد کردستان(پژاک)،پ‌ی‌د و صدها گروه تروریستی وافراطی مشابه هیچ ارتباطی با حق تعیین سرنوشت ندارد و سرانجامی که این نوع افراطی گریها خواهد داشت تنها و تنها بروز جنگهای ائتنیکی فرسایشی و ایجاد نفرت پراکنی ائتنیکی خواهد بود. برای مثال ترک‌ستیزی و سیاست کردستانیزه کردن غرب آزربایجان که از سوی احزاب و مئدیای حاکم کرد طی 34 سال گذشته با چراغ سبز دولت و ملت حاکم در ایران به جهت سرکوب ملی گرائی ترک و سد آگاهی ملی جامعه ترک به پیش برده شده و می شود ‌بی‌تردید سبب ایجاد گسست و ایجاد نفرت مابین دو ملت ستم دیده ترک و کرد گردیده به طوریکه علارغم نزدیکی جغرافیائی این ملت نتوانسته‌اند در کنار هم بر علیه استعمارگر صف ببندند. پس از تحقق مراحل اشغال آرام، اشغال مسلحانه و آشکارا اکنون شاهد تاریخ سازی از سوی مئدیا و گروههای افراطی ناسیونالیست کرد برای کرکوک و دیگر مناطق ترکمان نشین عراق می باشیم که بله از قدیم و الایام کرکوک قلب کردستان بوده و چنین و چنان، همان ناسیونالیسم کوری که با سخنان تکراری برای دیگر مناطق خاورمیانه که دارای جمعیتهای چندملیونی می باشند تنها به جرم وجود دهها تا صدها هزار نفر حکم کردستانی بودن را می پیچاند. دقیقا یادم هست چند سال پیش در سایت اجتماعی فیسبوک با یکی از اعضای حزب دمکرات کردستان ایران که در نروژ ساکن بود در مورد بی‌ا‌خلاقی مئدیای کرد در مورد غرب آزربایجان و سیاست کردستانیزه کردن غرب آزربایجان بحث می‌کردیم، پس از نوشتن دهها کامنت و آوردن اسناد رنگین و ... که هر جائی کردی زندگی می کند دلیلی بر کردستان بودن آن منطقه نیست دوست عضو حزب دمکرات کردستان کامنت جالبی با این مضمون نوشت: درست هست که اکنون غرب آزربایجان کردستانی نشده و ترکها(علارغم سیاست وسیع تغییرات دمگرافیک) در اکثریت‌اند ولی 100 سال بعد چه؟  
- بی‌تردید در روز مبادا دستها و گروههائی از دولت و ملت حاکم سعی در ایجاد کشتار و درگیری مابین دو ملت ترک و کرد خواهند داشت و به مانند امروز آتش بیار معرکه خواهد بود، می باید فعالین آگاه هر دو ملت هوشیار باشند.
- برای به ثمر رسیدن توسعه‌طلبی ارضی تحقق پاک سازی‌های ائتنیکی وسیع و به عبارت دیگر نسل کشیهای خاموش جزء ملزومات میباشد، این همان راهی هست که در کرکوک و دیگر مناطق ترکمان نشین عراق در حال تجربه می باشد.
- برای تاریخ سازی جهت کردستانیزه کردن بافت منطقه جهت شروع پاک سازی ائتنیکی از بین بردن تمامی منابع و اسناد مالکیت و دمگرافی منطقه جزء ملزومات می باشد، این همان شیوه‌ای هست که در کرکوک پس از اشغال آمریکا در سال 2003 به ناگاه تمامی ادارات اسناد و ثبت کرکوک توسط گروههای ناشناس سوزانده و به یغما برده شد.
- امروز ناسیونالیسم کرد روزهای اوج تاریخی خود را سپری می کند، در صورتیکه ورای برخورداری از حق تعیین سرنوشت شاهد تداوم سیاست کردستانیزه کردن دیگر مناطق غیرکردنشین باشیم در پروسه میان مدت شاهد بروز درگیریهای وسیع ائتنیکی در منطقه و ظهور ملی‌گرائیهای متعدد از سوی ملل منطقه بر علیه کردها خواهیم بود که بی‌تردید بازنده این بازی به دهها دلیل کردهها خواهند بود.                
- در عین حال اشغال خاموش و سپس آشکار و مسلحانه کرکوک و دیگر مناطق ترکمان نشین عراق و فرار نظامیان حکومت مرکزی از این مناطق بی‌تردید می باید برای ملت ترک در روز مبادا که این جغرافیا نیز شاهد خلا حکومت مرکزی یا عصیانهای ائتنیکی احتمالی خواهد بود دارای نکات قابل تامل و حیاتی می باشد که سیاسیون و پیشروان جامعه ترک می‌باید به فکر چاره و راهی برای روز مبادا جهت عدم مواجهه با چنین تابلوئی گردند.
- براستی آیا ملتهای تحت ستم داخلی در خاورمیانه بدون داشتن گروههای نظامی آموزش دیده و خبره،مئدیای قدرتمند و چندین زبانه، ارگانهای حقوق بشری، روزنامه‌نگاران حرفه‌ای و ... قادر به حفظ خاکهای آبا و اجدادی خود و تشکیل دولتهای ملی خود می باشند؟

مبارزه با "استعمار زبانی" در آفریقا

Kategori: , , , , , , , , , , , Umud Urmulu - شنبه, تیر ۱۴, ۱۳۹۳ - 0 comments
اومود اورمولو
در آفریقا نقشه زبانی کلاسیک در حال تغییر می باشد، زبان های رسمی به علل اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و ... به عقب نشسته و جای آنها را زبانهای جدیدی می گیرد.
گامبیا که در غرب قاره آفریقا واقع شده و سالها زبان رسمی‌اش زبان انگلیسی بوده اکنون با توجه به سیاست‌های دولت گامبیا مبنی بر مبارزه با "استعمار زبانی"، زبان عربی جایگاه زبان حاکم را به خود اختصاص داده است. یحیی جمیح رئیس جمهور گامبیا در تاریخ 6 مارس از نیت حکومت خود مبنی بر مبارزه با استعمار زبانی و بازگشت به خویش تن خویش که همانا کاربرد وسیع زبان ملیشان می باشد خبر داده است.
آقای جمیح در مصاحبه‌ای که با کانال تلویزیون دولتی GRTS داشت سخنان زیر را بر زبان آورده:
استعمارگران هر آنچه داشتیم را به یغما بردند و در پس خود تنها زبان انگلیسی را به عنوان میراث استعماری بجای گذاشتند، ما مصمم به مبارزه استعماری زبانی می باشیم و به زودی زبان عربی جایگزین زبان انگلیسی خواهد شد.
تفکر مبارزه با استعمار زبانی سبب گردیده که گامبیا از مجمع کشورهای مشترک المنافع بریتانیا کنار گذاشته شود، در تاریخ 2 اکتبر 2013 حکومت وقت از عدم اشتراک گامبیا در یک مجمع استعماری خبر داده بود و در تاریخ 24 مارس به صورت رسمی زبان عربی زبان رسمی گامبیا اعلان گردید.    
یکی از زبان شناسان دانشگاه شیخ آنتا دیوپ در مصاحبه‌ای که در همین زمینه با سایت خبری آناطولی ترکیه داشته چنین می گوید:
زبان عربی بی تردید جزئی جداناپذیر از میراثمان می باشد و طرد زبان استعماری انگلیسی و کاربرد رسمی و دولتی زبان عربی به نوعی بازگشت به خویشتن خویش می باشد. پس از انقلاب زبانی و کشف حقیقت زبان بود که اتحاد ملی‌مان بیشتر شد و در سایه رشد اقتصادی نیز کاربرد زبان عربی فزونی می یاید و انسانها به سبب گردش چرخه اقتصادی به زبان ملی خود روی می آوردند. 
گرچه که ملت ترک ساکن منطقه جغرافیائی ایران اکنون در استعمار داخلی دولت و ملت حاکم به سر می برند و از دولت ملی خود بی‌نصیب‌اند و نمی توان از مبارزه دولت ملی با استعمار زبانی سخن گفت ولی شیوه‌های مبارزاتی که در دنیا و الخصوص در جغرافیاهائی نظیر آفریقا که استعمار زبانی را تجربه کرده‌اند بی‌تردید می تواند سبب افزایش آگاهی جامعه ترک و نسل جوان ترک با مفهوم "استعمار زبانی" و شیوه‌های مسالمت آمیز و مدرن علیه مبارزه با استعمار زبانی یاری رساند. بی‌شک تنها در سایه رهائی زبان مادری و ملی‌مان ترکی خواهیم توانست به سمت احیاء دولت مداری ترکی و رهائی از یوغ استعمار داخلی قدم برداریم.   
منبع ترجمه خبر:
http://tinyurl.com/olv8mua
با پشتیبانی Blogger.
 
UrmiyeNews.Com - Batı Azerbaycan'ın Sesi
Tema: Bal Medya