واردات معلم برای آموزش زبان مادری در ترکیه

Kategori: , , , , , , , , , Umud Urmulu - یکشنبه, آبان ۰۵, ۱۳۹۲ - 0 comments
اومود اورمولو
دولت ترکیه در راستای تحقق حقوق زبانی گروههای ائتنیکی اقلیت موجود در ترکیه و حق به رسمیت شناختن آموزش زبان مادری گروههای مذکور طی سالهای گذشته قدم هائی برداشته که گنجاندن آموزش زبان مادری گروههای کرد، لاز، چرکس، آبخاز، زاز و ... در سیستم آموزشی ترکیه تنها یکی از قدم هایش می باشد، در عین حال ترکیه آموزش زبان مادری تمامی گروههای زبانی را در مدارس خصوصی آزاد نموده است. رفرم های دولت ترکیه در سیستم آموزشی تنها به گنجاندن آموزش زبان مادری گروههای اقلیت‌ها ختم نگردیده بلکه محتوی کتب درسی نیز در همین راستا دچار تغییرات متعددی که دربرگیرنده مفاهیم و واقعیات مبتنی بر تنوع ائتنیکی و زبانی موجود در ترکیه باشد دچار تغییراتی گشته‌اند.
بنا به محتوای پاکت دمکراتیزه شدن ترکیه که طی روزهای گذشته اعلام گردیده دانش آموزان اقلیت زبانی موجود در سیستم آموزشی ترکیه الخصوص کرد زبانها خواهند توانست در کنار آموزش دروس زبان و ادبیات خویش اقدام به یادگیری دروسی از جمله ریاضیات، علوم حرفه‌ای، فیزیک، زیست شناسی، شیمی و ... به زبان مادری خود اقدام نمایند، در عین حال به مانند چند سال گذشته آموزش زبان مادری اقلیت های زبانی ترکیه‌ای همچنان در مدارس دولتی و مدارس خصوصی ادامه خواهد داشت. 
برای فراهم نمودن زیرساخت آموزش زبان مادری گروههای اقلیت زبانی ترکیه‌ای قانون 5580 ارگان‌های آموزش خصوصی و قانون 2939 نهادهای آموزش زبان خارجی دچار تغییراتی همسو با به رسمیت شناختن حق آموزش به زبان مادری خواهید گردید. کابینه وزراء دولت رجب طیب اردوغان نیز طی قراری که اکنون نیز مشخص شده جمله "زبان آموزشی در مدارس خصوصی می تواند زبان کردی باشد" را به بندهای مواد مذکور خواهد افزود و پس از این در صورت خواست تاسیس مدارس خصوصی وزیر آموزش و پرورش ترکیه اقدام به دادن مجوز خواهد نمود.  
به سبب کمبود نیروی انسانی آموزش زبان کردی دولت ترکیه برای تامین نیروی آموزشی لازم از کردستان عراق و اروپا معلم استخدام خواهد نمود این مسئله در حالیکه صورت خواهد گرفت که اکنون نیز دانشگاه‌های بینگۆل، دیاربکیر، ماردین و حکاری و .. ترکیه در حال آموزش زبان کردی و فارغ التحصیلی صدها دانشجو می باشند. 
در حالیکه دولت های هم‌مرز ایران به طور سریع در حال زدودن تبعیض های مخرب زبانی، دینی، ائتنیکی، جنسیتی، فرهنگی و ... با استاندرادهای جهانی می باشند دولت ایران اکنون نیز بر طبل کتمان تنوع ائتنیکی، دینی، فرهنگی و زبانی منطقه جغرافیائی ایران می کوبد و تمام تلاش خود را برای پدید آوردن جامعه‌ای تک زبان، تک تیپ و تک ایدئولوژیک که بر پایه دارائی‌ها گروه اقلیت فارس زبان باشد اصرار می ورزد. جغرافیای ایران که از زمان شکل گیری‌اش تمامی ویژگی های یک جامعه چندملیتی، چنددینی، چندفرهنگی و چندزبانی را دارا بوده متاسفانه طی 100 سال گذشته به سبب سیاست های خرد و کلان دولت ایران تمامی فکر و ذکر دولت با هزینه های سرسام آور ملی صرف زدودن این تمایزها و تنوعات گشته، در حالیکه در جوامع توسعه یافته و دمکراتیک وجود تنوعات زبانی، دینی، فرهنگی و ائتنیکی میراثی انسانی تلقی می گردد وجود این تنوعات در ایران همواره به عنوان موضوعی امنیتی نمود داشته است. برای مثال تعریفی که همواره از ملل موجود در ایران طی سالهای پیش ارائه شده بر پایه مسائل و مفاهیم نژادپرستانه‌ای همچون آریائی و غیرآریائی بوده که ملت ترک به همراه اعراب جزء این تعریف آریائیسم دولت ایران نگنجیده و به عنوان عنصری بیگانه معرفی گشته‌اند، حتی علی یونسی وزیر اطلاعات دولت خاتمی که به عنوان رئیس "امور اقوام و اقلیت های دینی" از سوی حسن روحانی منصوب گردیده چند روز پیش طی مصاحبه‌ای که با روزنامه آرمان داشت دقیقا نگرش دولت جدید و عدم نگرش 100 ساله گذشته را با جملات زیر آشکار نمود:
"بسیاری از اقلیت‌ها در کشور ما، ایرانی‌الاصل هستند؛ کردها و بلوچ‌ها و زرتشتی‌ها و... ایرانی‌الاصل هستند و اقلیت‌ها خیلی ایرانی‌تر از خیلی‌های دیگر هستند و به نوعی از اصیل‌ترین اقوام ایرانی‌اند."
آقای یونسی در ادامه مصاحبه‌اش نیز نگرش و تفکر تنوع ستیز دولت ایران را آشکار نموده و وجود استعمار داخلی و تبعیض های ائتنیکی و زبانی موجود در ایران را آشکارا رد می کند:
"محرومیت وجود دارد اما نه به دلیل قومی یا غیرقومی"
اگر بنا را بر درستی ادعای آقای یونسی قرار دهیم سوال اینجاست که دولت حسن روحانی به چه علت بخشی را در دولت به نام امور اقوام و اقلیت های دینی ایجاد نموده در حالیکه وجود تبعیض و محرومیت ائتنیکی را به رسمیت نمی شناسد؟ در عین حال تعریف محرومیت از دیدگاه علی یونسی وزیر سابق اطلاعات چیست؟
- آیا درجه بندی شهروندان ساکن جغرافیای ایران به مفاهیمی نژادپرستانه‌ای همچون آریائی و غیرآریائی نوعی تبعیض و محرومیت نیست؟  یا رسمیت انحصاری زبان گروه اقلیت فارس زبان و عدم رسمیت زبان ملل غیرفارس در عین حال عدم آموزش زبان مادری ملت های غیرفارس و تحمیل زبان گروه اقلیت فارس زبان جزئی از تبعیض آشکار ائتنیکی – زبانی نمی باشند؟ و یا استعمار داخلی اقتصادی که در مناطق ملی شاهدیم به طوریکه پیشرفت و وجود امکانات و زیرساخت های اقتصادی در آزربایجان جنوبی، سیستان بلوچستان، عربستان، کردستان و .. با مناطق فارس نشینی همچون اصفهان، یزد و .. یکسان می باشد؟ و هزاران تبعیض آشکار و پنهاد نهادینه شده در جامعه که چه به صورت سیستماتیک توسط دولت و چه با توجه به قوانین نانوشته‌ای بر شهروندان جغرافیای ایران تنها به سبب داشتن تفاوت ائتنیکی، دینی، جنسیتی، زبانی و فرهنگی اعمال شده و می شود جزء محرومیت ها و تبعیض های ائتنیکی گروههای مغلوب به سبب تمایزشان با جامعه غالب اقلیت نیست؟ عدم قبول واقعیت چندملتی، چنددینی، چندفرهنگی و چندزبانی بودن جغرافیا ایران یکی از بزرگترین تبعیضات و نقض آشکار حقوق بشر جمعی است که تاکنون نیز با عناوین مختلف ادامه داشته‌است، علی یونسی در مصاحبه‌اش می گوید" در اینکه وحدت ملی و تمامیت ارضی اساس همه تصمیمات سیاسی است، تردیدی وجود ندارد". مفاهیم و واژه‌هائی همچون وحدت ملی، تمامیت ارضی و ...مهمترین ابزار برای مشروعیت بخشیدن به تبعیض ائتنیکی بر علیه ملل غیرفارس تداوم استعمار و استثمارشان را فراه نموده و می نماید.
منبع ترجمه خبر:
ترجمه آزادی از روزنامه ملیت چاپ ترکیه
http://tinyurl.com/kpfh45e

یونان به آموزش زبان ترکی نه گفت

Kategori: , , , , , , , , , Umud Urmulu - جمعه, آبان ۰۳, ۱۳۹۲ - 0 comments
اومود اورمولو
دولت یونان به آموزش همزمان زبانهای ترکی و یونانی در سطح کودکستان مناطق تراکیه غربی مخالفت نمود.
دولت یونان طی درخواستی که از سوی اقلیت ترک تراکیه غربی مبنی بر آموزش همزمان ترکی و یونانی در کودکستانها به وزیر آموزش و پرورش یونان ارجاع داده شده بود مخالفت نمود،علت مخالفت دولت یونان با آموزش زبان مادری گروه اقلیت ترک تضاد با حق برخورداری از آموزش بیان گردیده است. در حالیکه عدم برخورداری از حف آموزش زبان مادری تضادی اساسی و غیرقابل انکار با حق آموزش و کنوانسیون های جهانی حقوق بشر می باشد.
طی ماه های گذشته حزب دوستی، برابری و صلح درخواستی از وزیر آموزش و پرورش یونان مبنی بر حق کاربرد زبان های ترکی و یونانی در کودکستان نموده بود که این درخواست نیز با مخالفت دولت یونان مواجه شد.
از سال 2006 طی تصویب قانونی در یونان تمامی کودکان زیر 5 سال از هر گروه ائتنیکی، دینی و زبانی ملزم به ثبت نام در مهدهای کودک می باشند. در یونان آموزش اجباری به صورت دو دوره 6 و 3 ساله که مجموعا 9 سال می گردد ارائه میشود. 
مخالفت با آموزش دو زبان ترکی و یونانی از سوی دولت یونان در کودکستان در حالی صورت می گیرد که روم‌های استانبول دارای مدرسه به زبان خود می باشند و از حق آموزش به زبان مادری برخوردارند. در تراکیه غربی بر اساس آمار رسمی 50.000 ترک و 100.000 مسلمان ساکن اند.  
منطقه جغرافیائی ایران نیز دارای تنوع ائتنیکی، دینی، فرهنگی و زبانی غیرقابل انکاری می باشد که متاسفانه تمامی این تنوعات نادیده گرفته شده و هنوز نیز کودکان ملل غیرفارس از آموزش زبان مادری خود محروم نگه داشته شده‌اند، در عین حال ملزم به آموزش اجباری گروه زبان اقلیت فارس زبان به عناوین مختلف می باشند. در جغرافیای چندملیتی، چنددینی، چندفرهنگی و چندزبانی ایران مهمترین ابزار دولت برای تنوع زدائی سیستم آموزشی اجباری که بر اساس زبان گروه اقلیت حاکم شکل گرفته می باشد، هدف سیستم آموزشی ایران نه ترویج علوم متعدد و مفاهیم معاصر بلکه تمامی زدودن تنوعات مذکور و پدید آوردن جامعه‌ای تک زبان،تک تیپ و تک ایدئولوژیک بر اساس داشته‌های گروه اقلیت فارس زبان می باشد. ملت ترک ساکن ایران نیز به سبب تکثر و پراکندگی عمده در سه منطقه آزربایجان جنوبی، قشقایستان و افشارستان نه گروه اقلیتی ملی بلکه ملتی بی دولت تحت استعمار داخلی گروه اقلیت فارس زبان می باشد که از تمامی حقوق اولیه خود از جمله حق آموزش به زبان مادری، حق تعین سرنوشت، حق اداره مناطق ملی خود و ... محروم نگه داشته شده است.
اولین خواسته و هدف فعالین ملی ترک رسمی و سراسری شدن زبان ترکی در ایران تحت ضمانت اجرائی قانون اساسی و عدم تحمیل زبان فارسی به هر نام و عنوانی می باشد.    
منبع ترجمه خبر:
http://tinyurl.com/khuma3u

بیلبوردهائی به زبان مادری در ترکیه، تداوم کتمان تنوع ائتنیکی و زبانی در ایران

Kategori: , , , , , , , , , Umud Urmulu - سه‌شنبه, مهر ۳۰, ۱۳۹۲ - 0 comments
اومود اورمولو
دولت ترکیه که طی سالهای گذشته رفرم‌های متعددی را برای به رسمیت شناختن حقوق زبانی تمامی شهروندان خود فارغ از داشتن هر نوع زبان و فرهنگی بکار بسته اینبار نیز ورود زبان مادری گروههای ائتنیکی اقلیت در سرویس ها و ارائه خدمات پزشکی را در دستور کار خود قرار داده است. در کنار این رفرم‌های متعددی نیز در جهت به رسمیت شناختن "حق آموزش به زبان مادری" گروههای اقلیت ائتنیکی در سیستم آموزشی و تحصیلی ترکیه نیز به طور مداوم شاهدیم.
در بیمارستان بیماری‌های کودکان شهر دیاربکیر ترکیه بیلبوردهائی برای آگاهی دادن به والدین و کودکان نسبت به بیماریها به زبان های ترکی، عربی، کردی و زازاکی نصب گردیده، بسیاری از این آفیش ها دارای پیغام های پزشکی می باشند.
نصب بیلبوردهای چندزبانه در بیمارستان کودکان شهر دیاربکیر ترکیه پس از اعلام بسته دمکراتیزه کردن ترکیه صورت گرفته است. پیغام های اغلب بیلبوردها در رابطه با اهمیت تغذیه با شیر مادر،  سلامت، اصراف نان، اهداء عضو، نظافت دست ها و بسیاری از موارد دیگر را دربر می گیرد. بیلبوردهائی که به زبان مادری 4 گروه ائتنیکی ترکیه نصب گردیده سبب توجه و خرسندی مراجعه کننده‌گان به علت فهم و ایجاد ارتباط آسان گردده است. 
بیمارستان کودک شهر دیاربکیر دومین بیمارستان بزرگ کودکان ترکیه می باشد و به علت وجود گروههای ائتنیکی متعدد در منطقه بیمارستان پذیرای شهروندان ترکیه‌ای با زبان مادری متفاوتی می باشد.
در حالیکه دولت ترکیه سعی در رفع تبعیض‌های زبانی به جای مانده از دوران ملت سازی عصر گذشته و ورود به تعریف نوینی از شهروندی ترکیه بر اساس معیارهائی همچون حقوق بشر، تکثرگرائی، احترام به تنوعات ائتنیکی و زبانی و ... دارد ما در منطقه جغرافیائی ایران شاهد تداوم کتمان تنوع ائتنیکی، دینی، فرهنگی و زبانی و برنامه‌های دولت ایران برای زدودن این تنوعات مذکور برای پدید آوردن جامعه‌ای تک زبان، تک تیپ و تک ایدئولوژیک که دربرگیرنده ویژگهای گروه اقلیت فارس زبان باشد را مواجه می باشیم. در ایران به جزء گروه اقلیت حاکم فارس زبان وجود تمامی گروههای زبانی – ائتنیکی محکوم به صورت رسمی و غیررسمی کتمان می گردد و زبان گروه اقلیت حاکم با توجه به قانون اساسی دولت ایران از رسمیت انحصاری برخوردار می باشد به طوریکه قوانین نوشته شده و نانوشته قانون اساسی حق زیست و آموزش زبان مادری را از دیگر ملل غیرفارس صلب نموده است. کتمان ملل غیرفارس و عدم رسمیت زبان هایشان در حالی صورت می گیرد که ملل غیرفارس تشکیل دهنده بیش از 70% جمعیت ایران‌اند و برای مثال ملت ترک خود به تنهائی نه گروه اقلیتی ملی و قومی بلکه ملتی بی‌دولت تحت استعمار داخلی گروه اقلیت فارس زبان می باشد. ملل غیرفارس ایران تنها به سبب داشت هویت ائتنیکی و زبان مادری متفاوت از گروه اقلیت فارس زبان حاکم به واقع شهروندان درجه چندم دولت ایران‌اند و از داشتن حداقل ترین حقوق زبانی و حقوق بشری هر انسان و جامعه‌ای که همانا آموزش زبان مادری می باشد محروم‌اند. مهمترین ابزار دولت و ملت حاکم برای بوجود آوردن جامعه‌ای تک زبان، تک تیپ و تک ایدئولوژیک سیستم آموزشی و تحصیلی اجباری که بر پایه رسمیت انحصاری زبان اقلیت فارسی شکل گرفته می باشد، به طوریکه هدف سیستم آموزشی و پرورشی ایران نه آموختن علوم نوین انسانی و ببار آوردن انسانی تکثرگرا و آگاه به مفاهیم مدرن بلکه فارس سازی کودکان ترک پایه ریزی شده است.
اولین خواسته تمامی فعالین ملی ملت ترک از هر طیف و گروه فکری "رسمیت و سراسری اعلام نمودن زبان ترکی" تحت ضمانت اجرائی قانون اساسی و عدم تحمیل زبان فارسی به هر نام و عنوانی می باشد.      
منبع ترجمه خبر:
http://tinyurl.com/krc92ms

زبان ترکی پس از 100 سال دوباره زبان رسمی شد

Kategori: , , , , , Umud Urmulu - چهارشنبه, مهر ۲۴, ۱۳۹۲ - 0 comments
اومود اورمولو
با توجه به تصویب قانون رسمیت زبان ترکی در یکی از شهرداریهای پایتخت مقدونیه از این پس زبان ترکی ترکیه به عنوان یکی از زبان‌های رسمی کاربرد خواهد داشت.
مجلس شهرداری چاییر مقدونیه امروز طی نشستی که برگزار نمود رسمیت زبان ترکی را در مرزهای شهرداری به تصویب اعضاء رساند. پیش نویس رسمیت زبان ترکی از سوی دو تن از اعضاء حزب دمکراتیک تۆرک به نام سۆلیمان باکی و کمال علی به مجلس شهرداری تقدیم شد و پس از بازبینی پیش نویس این قانون با اجماع آراء قانون رسمیت زبان ترکی به تصویب مجلس شهرداری رسید.
پس از تصویب رسمیت زبان ترکی توسط اعضاء مجلس شهرداری چاییر بسیاری از نماینده‌گان خوشحالی خود را از رسمیت زبان ترکی با وقفه‌ای 100 ساله با خبرنگاران موجود در محل به هنگام مصاحبه بازگو نمودند. 
نماینده‌گان در زمان گفتگو با اصحاب رسانه رسمیت زبان ترکی در چاییر را یکی از روزهای مهم در تاریخ شهر اسکوپیه معرفی نمودند و تصویب این قانون در هنگام عید قربان را هدیه‌ای برای ترکان ابراز داشتند. 
منبع ترجمه خبر:
http://tinyurl.com/p24sw8l

نگرشی بر وعده تدریس زبان قومیت‌ها در مدارس

Kategori: , , , , , , , , , Umud Urmulu - یکشنبه, مهر ۲۱, ۱۳۹۲ - 0 comments
اومود اورمولو
علی ‌اصغر فانی سرپرست آموزش و پرورش طی مصاحبه ای که با سایت جماران به تاریخ 11 مهر 1392 داشته مابین مطالب بیان شده مصاحبه‌گر از بیانیه شماره 3 حسن روحانی که در برگیرنده آموزش زبان مادری قومیت‌ها می باشد سوالی مطرح نموده که علی اصغر فانی نیز در جواب چنین پاسخ می دهد:
ما باید اصل 15 را اجرا کنیم. یک سری برنامه ریزی ها در زمان آقای خاتمی شده که در نهایت متوقف شده اند. باید اکنون با بررسی هایی دوباره این برنامه ها، به جریان بیافتد. تدریس زبان قومیت‌ها در مدارس اولویت من است.
پس از ادای این جمله نصف و نیمه مدیای مرکزگرا و فارس زبان مانور تبلیغاتی و هیاهوئی بی موردی را در این مورد داشت که گوئی وعده‌ای تازه بیان گردیده که طی 34 سال گذشته هیچ زمان شاهدش نبودیم و حتی بعضی از رسانه های فارس زبان از عالم غیب خویش خرسندی به اصطلاح قومیت‌ها را نیز برای تنوری کردن مسئله بکار بردند. حق برخورداری از آموزش زبان مادری مسئله ای نیست که اجازه‌ای برای تدریس و تحققش از کسی خواسته و یا برای تحقق آن گدائی صورت گیرد بلکه عدم تحقق چنین حقوق اولیه‌ی جامعه‌ای یکی از بارزترین نشانه‌های نقض آشکار حقوق بشر جمعی، عدم ورود مفاهیم اولیه دمکراسی و پلورالیسم، وجود سیاست های آسیمیلاسیون و یکسان‌سازی فرهنگی و زبانی، عقب ماندگی جامعه مذکور، وجود آشکار تبعیض، وجود راسیسم زبانی و ... می باشد. سیستم آموزشی و تحصیلی جامعه‌ای که علارغم وجود تنوع ائتنیکی، دینی، فرهنگی و زبانی بر اساس رسمیت انحصاری زبان اقلیت فارس زبان شکل گرفته و بکار خود ادامه می دهد و مبحث برخورداری از حق آموزش زبان مادری ملل غیرفارس تنها جنبه انتخاباتی داشته و وعده وعیدهای 34 سال گذشته را اگر در ذهن تجسم کنیم به سرانجام این وعده توخالی نیز حتی قبل از بررسی وعده مذکور به سبب پیشینه وعده‌های قبلی می توان پی ببریم، خود مصاحبه‌ شونده نیز در ابتدای مطلب از عدم تغییر نظام آموزشی خبر می دهد در حالیکه مسئله اصلی عدم تطابق سیستم آموزشی و پرورشی ایران با نیازهای عصر حاضر می باشد نه تحقق اصلی به مانند اصل به اصطلاح 15 قانون اساسی که قابلیت پاسخگوئی نیازهای عصر حاضر را ندارد. 
اصل به اصطلاح 15 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران که سرپرست آموزش و پرورش به آن اشاره کرده چیست و چرا تاکنون اجرا نگردیده و یا قابلیت اجرا دارد یا نه؟
در اصل 15 قانون اساسی "زبان و خط رسمی و مشترک مردم ایران فارسی بیان گردیده و از لزوم کاربرد زبان و خط فارسی در اسناد و مکاتبات و متون رسمی و کتب درسی خبر داده است، در عین حال استفاده از زبان های محلی و قومی در مطبوعات و رسانه های گروهای و تدریس ادبیات این گروهها در مدارس در کنار زبان فارسی را آزاد دانسته است". قانون اساسی فعلی دولت ایران منحصرا زبان و خط ملت فارس زبان را به رسمیت می شناسد و در این قانون اساسی از برابری ملل ساکن ایران و دارائی های زبانی- فرهنگی ملت ترک و حقوقش کوچکترین مطلبی را نمی توان یافت، پس قانون اساسی فوق رسمیتی برای ملت ترک ندارد چون برخواسته از واقعیات جوامع موجود در این جغرافیا نبوده و بیشتر برای ارجحیت بخشیدن و تداوم استعمار و استثمار ملل محکوم و مستمعره از سوی دولت و ملت حاکم استعمارگر شکل گرفته است. اصل 15 قانون اساسی در راستای راسیسم زبانی (Linguicism) می باشد به طوریکه زبان و خط مشترک همه ملل ساکن این جغرافیا را فارسی اعلام نموده، در حالیکه بیش از 70% ملل ساکن این جغرافیا از آموزش زبان مادری و ملی خود محروم گشته‌اند. اصل به اصطلاح 15 قانون اساسی ایران را اگر با قوانین اساسی کشورهای جنگ زده ای به مانند عراق و افغانستان مقایسه کنیم به بهترین وجه می توان به این سوال پاسخ داد که آیا این اصل قابلیت تطابق و تناسب با نیازها و ظرفیت پاسخگوئی نیازهای سیستم آموزشی عصر حاضر را دارد یا نه؟ ماده 4 قانون اساسی عراق می گوید:
1- زبان عربی و كردی زبان های رسمی عراق هستند و عراقی ها حق دارند طبق اصول آموزش زبانهای مادری مانند تركمنی یا سریانی ارمنی یا هر زبان دیگری را در موسسه های آموزشی دولتی یا خصوصی به فرزندان خود آموزش دهند. 
2 ـ دامنه اصطلاح زبان رسمی و چگونگی اجرای احكام این ماده در قانونی به شرح زیر تعیین می شود. 
2 ـ الف : انتشار دو روزنامه رسمی به این دو زبان . 
2 ـ ب : در اماكن رسمی مثل پارلمان , هیئت دولت , دادگاهها و كنفرانس رسمی از این دو زبان استفاده می شود. 
2 ـ ج : اسناد رسمی و نامه ها به این دو زبان به رسمیت شناخته می شود و اسناد رسمی نیز به این دو زبان منتشر خواهد شد. 
2 ـ د : طبق ضوابط آموزشی , مدارس دو زبانه دایر خواهد شد . 
2 ـ ه : هر مسئله دیگری مثل پول , گذرنامه و تمبر كه اصل برابری برای آن ضروری باشد. 
3 ـ نهادها و دستگاههای فدرال در منطقه كردستان از هر دو زبان استفاده می كنند. 
4 ـ زبان تركمنی و سریانی در واحدهای اداری كه اكثریت جمعیت را در انجا تشكیل می دهند زبان رسمی به شمار روند. 
5 ـ در صورتی كه اكثریت مردم یك منطقه یا استان در همه پرسی عمومی موافقت كنند هر منطقه یا استان می تواند هر زبان محلی را به عنوان زبان رسمی دیگر خود برگزیند.   
و یا در ماده های 4 و 16 قانون اساسی افغانستان جنگ زده می خوانیم:
ماده 4:
ملت افغانستان متشکل از اقوام پشتون، تاجک،‌ هزاره، ازبک، ترکمن،‌ بلوچ،‌ پــــشه یی، نـورستانی، ایماق، عرب، قرغیز، قزلباش، گوجر، بـراهـــوی وسایـر اقـوام می باشد.
ماده 16:
از جمله زبانهای پشتو، دری، ازبکی، ترکمنی، بلوچی، پشه یی، نورستانی، پامیری و سایر زبــانهای رایج در کشور، پشتو و دری زبانهای رسمی دولت می باشند.
در مناطقی که اکثریت مردم به یکی از زبانهای ازبکی، ترکمنی، پشه‌یی، نورستانی، بلوچی و یا پامیری تکلم می نمایند آن زبان علاوه بر پشتو و دری به حیث زبان سوم رسمی می باشد و نحوۀ‌ تطبیق آن توسط قانون تنظیم می گردد.
دولت برای تقویت و انکشاف همه زبانهای افغانستان پروگرامهای مؤثر طرح و تطبیق می نماید.
نشر مطبوعات و رسانه های گروهی به تمام زبانهای رایج در کشور آزاد می باشد.
مصطلحات علمی و اداری ملی موجود در کشور حفظ می گردد.        
همانطور که از قوانین اساسی این دو کشور جنگ زده به خوبی مشاهده می گردد موارد مرتبط با حقوق زبانی و فرهنگی هر دو کشور بر اساس واقعیات جوامع عراق و افغانستان بوده و نه بر اساس ویژگهای یک جامعه اقلیت و در جهت ساخت جامعه ای تک زبان، تک تیپ و تک ایدئولوژیک بلکه در جهت احترام به تنوع ائتنیکی، دینی، فرهنگی و زبانی می باشند. قوانین اساسی کشورها می باید آئینه واقعی آن جامعه باشند، در ایران علارغم وجود یک جامعه چندملیتی، چنددینی، چندفرهنگی و چندزبانی وجود این تنوعات به طور رسمی و غیررسمی کتمان می گردد در حالیکه ایندکس تنوع ملی و زبانی در ایران قابل قیاس با کشورهای جنگ زده‌ای همچون عراق و افغانستان و دیگر کشورهای جهان نمی باشد. رسمیت انحصاری زبان اقلیت فارسی و عدم رسمیت زبان های ملل غیرفارس از جمله ملت ترک که بی تردید نه اقلیت قومی بلکه ملتی بی‌دولت تحت استعمار داخلی گروه اقلیت فارس زبان می باشد از مهمترین کاستی های کلیت قانون اساسی دولت ایران می باشد. اگر هنوز در جغرافیای چندملیتی و چندزبانی ایران زبان اقلیتی همچون فارس زبانان دارای رسمیت انحصاری در سیستم آموزشی و دولتی هست در حالیکه کشورهای جنگ زده ای هم مرز ایران دارای چندین زبان رسمی سراسری و رسمی منطقه‌ای اند وضعیت فوق خود گویای عدم ورود دمکراسی، وجود استعمار داخلی و راسیسم زبانی در این جغرافیا می باشد. تفکر مرکزیت گرا و تنوع ستیز دولت و ملت حاکم یکی از مهمترین سدها در برابر رشد دمکراسی و تکثرگرائی در سیستم آموزشی می باشد. برای رفع موانع ورود مفاهیم اولیه دمکراسی و داشتن قانون اساسی منطبق با واقعیات جوامع موجود در ایران می باید اصلاحاتی در قانون اساسی مبتنی بر به رسمیت شناختن جغرافیای ایران به عنوان یک جغرافیای چندمیلتی، چنددینی، چندفرهنگی و چندزبانی و در عین حال به رسمیت شناختن حق آموزش به زبان مادری و رسمیت و سراسری نمودن زبان ترکی تحت ضمانت اجرائی و مکلف نمودن دولت ایران به برآوردن این اصول صورت گیرد.   
آیا اجرای اصل نارسای 15 مسئله زبانهای ملی را در ایران حل می کند؟
بی تردید نه، همانطور که در سطور بالا به محتوا و محدودیت‌های این اصل اشاره گردید این اصل قابلیت حل مسئله زبان های ملی را ندارد. مهمترین مسئله و کلید حل مسئله زبان های ملی رسمیت تمامی زبان های ملل موجود در ایران به دو صورت رسمی سراسری (ترکی و فارسی) و رسمی منطقه‌ای تحت ضمانت اجرائی قانون اساسی و موکلف نمودن دولت ایران و ارگانهای دولتی برای اجراء این ماده می باشد. در صورت عدم موکلف نمودن دولت ایران و ارگانهای مرتبط در عین حال ضمانت اجرائی زبان‌های رسمی توسط دولت ایران همانطور که تجربه 34 سال گذشته نشان داده به سبب عدم وجود اراده لازم در تحقق اینچنین مواردی با بی میلی دولت مواجه خواهد گردید.      
رسمیت چند زبان در جغرافیاهای چندملیتی و چندزبانی استثنا نیست بلکه رسمیت انحصاری یک زبان اقلیت در جغرافیای چندملیتی و چندزبانی به مانند ایران استثناست 
سیستم های مدرن و معاصر آموزشی بسیاری از کشورهائی که دارای گروههای ائتنیکی و زبانی متعددی می باشند اغلب بر پایه رسمیت چندین زبان و به رسمیت شناختن حق زیست برای تمامی زبانها شگل گرفته‌اند. برای مثال کشورهائی هم چون اسرائیل دارای دو زبان رسمی (عربی و عبری)، سوئیس 4 زبان رسمی، قزاقستان 2 زبان رسمی، سوئد 1 زبان رسمی سراسری و 4 زبان رسمی منطقه‌ای، بلژیک 3 زبان رسمی،  تانزانیا 2 زبان رسمی، کانادا 2 زبان رسمی، هندوستان 3 زبان رسمی سراسری و 22 زبان رسمی منطقه‌ای، سریلانکا 2 زبان رسمی، بولیوی 4 زبان رسمی، نروژ 2 زبان رسمی، پاراگوئه 2 زبان رسمی، قرقیزستان 2 زبان رسمی، افغانستان 2 زبان رسمی سراسری و 2 زبان رسمی منطقه‌ای، اسپانیا 1 زبان رسمی سراسری و 3 زبان رسمی منطقه‌ای، عراق 2 زبان رسمی سراسری و چندین زبان رسمی منطقه‌ای، آفریقای جنوبی 11 زبان رسمی سراسری، اتریش 1 زبان رسمی سراسری و 3 زبان رسمی منطقه‌ای، کوزوو 2 زبان رسمی سراسری و 4 زبان رسمی منطقه‌ای و ... و سیستم آموزشی و پرروشی بر مبنای تکثر زبانی و چندزبانی اند. همانطور که مشاهده می گردد حتی اسرائیل که نزد دولت و ملت حاکم با لقب غاصب و اشغالگر معرفی میشود نیز دارای 2 زبان رسمی عربی و عبری می باشد در حالیکه در جغرافیای ایران ما با رسمیت انحصاری زبان اقلیت فارس زبان مواجه می باشیم، براستی آیا اسرائیل غاصب و اشغالگر هست یا فارس زبانان؟ مهمترین تغییری که می باید در وهله اول در سیستم آموزشی صورت پذیرد نه اجرای اصل عقب مانده‌ای همچون اصل 15 بلکه تغییرات اساسی همچون عدم تمرکزگرائی سیستم آموزشی، احترام به تنوعات ائتنیکی و زبانی، برچیدن تبعیضات متعدد سیستم آموزشی و پرورشی ایران، کاربرد تمامی زبان های ملل ساکن این جغرافیا و به رسمیت شناختن حق زیست تمامی‌شان و ... می باشد.
همانطور که از قوانین اساسی کشورهای جنگ زده‌ای همچون عراق و افغانستان مشاهده می شود در هر دو قانون اساسی مکلف و موظف نمودن دولت به احقاق حقوق زبانی و فرهنگی تمامی گروههای ائتنیکی توسط دول یاد شده هست در حالیکه در قانون اساسی ایران نه تنها دولت هیچ مسئولیتی در قبال زبان های ملل غیرفارس را ندارد بلکه به غیر از دولت نیز هیچ ارگانی مسئولیت و متکلف به چنین امری نمی باشد و بیشتر این اصل حالت توصیه‌ای دارد تا اجرائی. طی 34 سال گذشته صدها شرح مختلف از اصل به اصطلاح 15 شده به طوریکه حتی اشخاص شناخته شده‌ای به مانند "حمید احمدی" که دارای تمایلات به شدت نژادپرستانه‌ای می باشد در تاریخ 13 تیر 1392 طی مصاحبه‌ای‌ که با روزنامه سراسری بهار داشته می گوید "بخش‌های عمده‌ای از اصل 15 در 15 سال گذشته به مرحله اجرا درآمده" است، ایشان در بخش دیگری از سخنانش آموزش زبان به اصطلاح قومیت ها را لزوما برعهده دولت نمی داند و دولت را نیز به تامین هزینه‌های آن ملزم نمی بیند. همانطور که مشاهده می گردد بسیاری از انسانهای منتصب به جامعه فارس زبان و مرکزگرای ایران حتی از تحقق اصل عقب مانده 15 طی 15 سال گذشته خبر می دهند در حالیکه همانطور که در قوانین اساسی کشورهای جنگ زده ای به مانند افغانستان و عراق مشاهده نمودیم مسئولیت اصلی و وظیفه دولت تامین آموزش به زبان مادری تمامی شهروندان می باشد، اگر دولت وظیفه تامین هزینه های آموزش زبان مادری تمامی شهروندان خود را ندارد پس آیا چنین دولتی از مشروعیت لازم برخوردار می باشد یا نه؟ در ثانی در صورت عدم تامین هزینه های آموزش زبان مادری توسط دولت حاکم، راه برای افزایش گسست اجتماعی مابین دولت و ملت حاکم و ملل محکوم فراهم نگردیده و ملل محکوم به سمت استقلال و تشکیل دولت ملی خود قدم برنمی دارند؟ آیا دولت در قبال زبان اقلیت فارس زبان که به عناوین مختلف طی پروسه‌ی غیرطبیعی اول به عنوان انحصاری‌ترین زبان رسمی، سپس به عنوان زبان دولت و بعدها به عنوان زبان مشترک ملل ساکن جغرافیای چندملیتی و چندزبانی ایران به ملل محکوم ارائه و تحمیل گردیده نیز آموزش زبان فارسی را سوای مسئولیت دولت دانسته یا تمامی هم و غم خود را برای گسترش این زبان اقلیت و فارس سازی ملل غیرفارس تحت ابزار سیستم آموزشی و بودجه های کلان دولتی به پیش نبرده است؟      
در مورد عدم اجرای این اصل عقب مانده مهمترین مسئله وجود دید امنیتی و اطلاعاتی به موضوع زبان ملتهای غیرفارس، عدم درک مسئله زبانهای ملی، خواست تداوم استعمار و استثمار ملل مستمعره از سوی جامعه حاکم استعمارگر، عدم وجود اراده در دولت و ملت حاکم و ... را می توان برشمرد. در عین حال در مورد عدم تطابق اصل 15 قانون اساسی می باید به این نکته توجه داشت که سیستم آموزشی و پرورشی ایران تماما بر مبنای بوجود آوردن جامعه‌ای تک زبان، تک تیپ، تک ایدئولوژیک پایه‌ریزی شده و احترام و لزوم برخورداری گروه‌های متنوع ائتنیکی، دینی، فرهنگی و زبانی در این سیستم از هیچ جایگاهی برخودار نمی باشند بلکه هدف سیستم آموزشی ایران زدودن تمامی این تنوعات و مهمترین خصیصه‌اش تنوع ستیزی می باشد.  
تبعیض آشکار در سیستم آموزشی و تحصیلی ایران    
به علت رسمیت انحصاری زبان اقلیت فارس زبان و عدم رسمیت زبان های دیگر ملل غیرفارس در ایران به‌طبع سیستم آموزشی نیز بر پایه زبان اقلیت شکل گرفته است، هر دانش آموز ترک،عرب، بلوچ، لر، گیلک، کرد و .. ملزم به یادگیری تحمیلی زبان گروه اقلیت فارس زبان و عدم آموزش زبان مادری خود می باشد در حالیکه کودکان فارس زبان تنها به آموزش زبان مادری خود اکتفا می نمایند. بر اساس آمارهای متعددی دولتی میزان فرار از مدرسه و افت تحصیلی در مناطق ملی ملل غیرفارس چندین برابر مناطق فارس زبان می باشد. دانش آموزان غیرفارس تنها به سبب داشتن زبان مادری و هویت ائتنیکی متفاوت از گروه اقلیت حاکم فارس زبان ملزم به آموزش زبان مادری گروه اقلیت و طرد زبان مادری خویش و در عین حال دچار تبعیض زبانی می گردند. هیچ یک از کودکان ملل غیرفارس به صورت مادرزادی دوزبانه به دنیا نمی آیند و تنها پس از ورود به سیستم آموزش تنوع ستیز ایران ملزم به یادگیری زبان تحمیلی اقلیت فارس زبان می باشند. حمید‌رضا حاجی بابائی در مصاحبه‌ای که 22 مهر 1391 با خبرگزاری دولتی ایسنا داشت اظهار کرده بود که 70% دانش آموزان در سراسر ایران پس از ورود به کلاس اول و گذارندن یک سال تحصیلی هنوز زبان مادری آنها به فارسی تبدیل نشده است، این مسئله برای اولین از زبان یک مقام مسئول دولت ایران بیان گردیده و به خوبی منعکس کننده نسل کشی زبان کودکان غیرفارس توسط سیستم آموزشی ایران می باشد. در عین حال بر اساس گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس ایران 5 میلیون دانش آموزی که در 8 سال گذشته در امتحانات مردود شده‌اند کودکانی می باشند که دارای زبان مادری غیر از زبان فارسی اند. مسئله دیگر آموزش تحمیلی زبان گروه اقلیت فارس زبان و آموزش زبان مادری ملل غیرفارس به عنوان واحدهای درسی در کنار زبان فارسی می باشد، آموزش زبان مادری به صورت دروس فوق برنامه و کمک آموزشی صورت نمی گیرد بلکه آموزش زبان خارجی همچون زبان فارسی می باید به صورت دروس فوق برنامه و کمک آموزشی صورت گیرد و کودکان ملل غیرفارس از جمله ملت ترک از مهد کودک تا مراحل آموزش عالی می باید تمامی دروس را به زبان مادری خود فرا گیرند.    
در اصل 15 قانون اساسی به رسمیت شناختن خط عربی اصلاح شده برای فارسی به عنوان تنهاترین و انحصاری‌ترین خط رسمی موجود در ایران اشاره شده، در حالیکه ملل غیرفارس همچون ملت ترک تنها به سبب عدم رسمیت خط لاتین ترکی و عدم آموزش زبان ترک نمی توانند از محتوای علمی تولید شده در کشورهائی نظیر ترکیه و آزربایجان شمالی و جهان ترک بهره ببرند و خود نیز قادر به نشر کتاب و کاربرد استاندارد خط ترکی لاتین نمی باشند، ممنوعیت رسمی خطوط لاتین بیشتر به سبب تمایز ملت ترک از همزبانانشان در آنسوی مرزها و آسیمیله شدن در ملت فارس زبان شکل گرفته است.   
رسمیت و سراسری نمودن زبان ترکی تحت ضمانت اجرائی قانون اساسی
به گواه هزاران سند و مدرک تاریخی، زبان ترکی اقلا در یک هزار سال گذشته در دولتهای ترکی نظیر دولت بستام (ويستهام)، بنی‌ساج، سالاریان (کنگریان)، سیمجوریان، کرما (آل‌قاورد)، سلجوقیان اصفهان، سلجوقیان لرستان(برسقیان)، سلجوقیان همدان-آزربایجان، سلجوقیان عراق - آزربایجان، شوملا (شمله)، افشار-عربستان (خوزستان)، قتلق خانیان کرمان (قاراخیتای)، آق‌سنقریان (احمد یلیان)، اتابکان آزربایجان (ایلدنیزیان)، آل‌پیشگین، اتابکان فارس (سالغوریان)، اتابکان یزد، ایلخانیان (هلاکوئیان)، جلایریان (ایلکانیان)،  چوپانیان (آل سلدوز)، ارغون شاهیان، اینجوییان (آل مظفر)، تیموریان (کورکانیان)، تیموریان خراسان (دوغاتیموریان)، تیموریان اصفهان، شیروانشاهان (میرانشاهان)، قاراقویونلوها (بارانلوها)، آغ قویونلوها (بایندیریه)، صفویه (قزلباشیه)، افشاریان، خانات آزربایجان (افشار- اورميه، كنگرلو- ماكو، بيگلربيگی- تبريز، بديراوغلو- اردبيل، دنبلی- خوی، شقاقی- سراب، گرگر، نمين، خياو، قاراداغ، مراغه، ...)، قاجاریان و حکومت ملی آزربایجان یکی از زبان‌های دولتی و رسمی دول ترک حاکم بر اراضی ایران بوده و در اسناد و مدارک رسمی دولتی، صدور فرمانها، مکاتبات ارگانهای متعدد دولتی، انتشارات، دیپلماسی بین‌المللی، ارتباطات دیپلماتیک خارجی، چاپ اسکناسها، ضرب سکه، مناسبات رسمی بین سران دولتها و ... بکار رفته است. رسمیت انحصاری زبان اقلیت فارس زبان بی تردید طی پروسه‌ای غیرطبیعی و محصول شرایط سیاسی جهان در آغاز قرن 20 و نبود شرایط دمکراتیک در عین حال فقدان آگاهی در جامعه عقب مانده ایران و ... می باشد. برای زدودن تبعیضات زبانی موجود در ایران و حل مسئله زبان‌های ملی که یکی از مهمترین تبعیض ها رسمیت انحصاری زبان اقلیت فارس زبان می باشد بی تردید یکی از قدم‌های اولیه رسمیت تمامی زبانها در 2 سطح رسمی منطقه‌ای و رسمی سراسری می باشد، رسمیت زبان ترکی در مقیاس سراسری یکی از اصلی‌ترین خواست‌ها و ضرورتهای حل دمکراتیک مسئله زبان های ملی می باشد.     
نکته آخر اینکه هیچ زمان فراموش نکنیم که خاتمی با شعار به اصطلاح "گفتگوی تمدن"ها آمد ولی در داخل همچنان تبعیض های زبانی و استعمار ملل مستمعره به عنوانین دیگری همچنان ادامه داشت و در دوره 8 ساله وی نیز در مورد آموزش زبان مادری کوچکترین قدمی به جزء شعارهای توخالی برای مصرف جامعه جهانی و پوچ شاهد رفع تبعیض های زبانی در ایران نبودیم.
پی‌نوشت: در حالیکه مدیای مرکزگرا و فارس زبان با آب و تابی سخنان سرپرست وزارت آموزش و پرورش ایران را در مورد " وعده تدریس زبان قومیت‌ها در مدارس منعکس می کند ایشان در تاریخ 20 مهر مصاحبه‌ای با سایت پانا داشته و خبر از انعکاس غلط سخنانش در مورد تدریس زبان به اصطلاح قومیت‌ها خبر داده است، وی در مصاحبه‌اش می گوید: "آن گونه که در برخی رسانه ها منعکس شده بود، درست بیان نشده است، بلکه طبق اصل 15 قانون اساسی تاکید شده است زبان رسمی ما فارسی است اما گفته شده تدریس ادبیات قومیت ها درمدارس بلا مانع است. هدف ما این است که با برنامه ریزی های دقیق و همکاری سازمان پژوهش، شورای عالی آموزش و پرورش و اگر لازم شد با ورود شورای عالی انقلاب فرهنگی، کار را به صورت اصولی دنبال کنیم". همانطور که در متون بالا اشاره شد مسئله تبعیض های زبانی موجود در ایران و عدم تدریس زبان مادری ملتهای غیرفارس خارج از محدوده وظایف محمد، احمد و حسن‌ها می باشد و تا تغییر نگرشی بر ملتهای غیرفارس از بالا اتفاق نیافتد مسئله بدین سادگی قابل حل نخواهد بود.
با پشتیبانی Blogger.
 
UrmiyeNews.Com - Batı Azerbaycan'ın Sesi
Tema: Bal Medya