مصطفی کمال آتاتورک

Kategori: , , , , , , , Umud Urmulu - شنبه, مهر ۰۶, ۱۳۹۲ - 0 comments
نویسنده: آتا‌سای
"ای قهرمانان انگلیسی، فرانسوی، استرالیایی، نیوزلندی و هندی که خونتان را بر خاکهای این مملکت ریختید! اینجا در خاک یک کشور دوست هستید. با آرامش و سکوت بیارامید. شما در کنار و هم آغوش سربازان ترک هستید. ای مادرانی که اولاد خویش را از دیارهای دور به اینجا فرستادید! اشک نریزید. فرزندانتان در آغوش ما هستند. با آرامش و راحت خواهند خوابید. آنها پس از دادن جانشان در این سرزمین دیگر فرزندان ما هستند".
این است نامه اولین رئیس جمهور ترکیه نوین، مصطفی کمال آتاتورک به سربازانی که با هدف تکه تکه کردن و تسخیر امپراتوری عثمانی، اشغال استانبول و پایان دادن به موجودیت ترکها در آناتولی و برگرداندن آنها به آسیای مرکزی! با تفکر "ترکیه آنقدر که نتوان آنرا به ترکها وانهاد سرزمینی مهم است."، پا به سرزمین ترکان نهادند و در آنجا جان باختند، که به دستور آتاتورک بزرگ در محل کشته شدنشان – پارک ملی گالی پولی(محل جنگ چاناق قلعه)- برای آنها مزارهایی ساخته شد که همه ساله در 18 مارس بازماندگان و نوادگانشان طی مراسم با شکوهی به زیارتشان می آیند.
مصطفی کمال، سرباز ـ دولتمردی برجسته بود که در قرن بیستم ظهور کرد و با نبوغ بی مانند خود ابتدا در میدان جنگ با خلق معجزات متعدد کشورش را نجات داده و سپس توانست از درون خاکسترهای یک امپراتوری، دولتی مدرن یعنی جمهوری دموکراتیک و لائیک ترکیه را خلق نماید. خودش در این باره میگفت: "بزرگترین اثر من جمهوری ترکیه است".
مصطفی کمال در سال 1915 زمانیکه یک افسر جوان 34 ساله بود با شکست دادن قوای متحدین در جنگ چاناق قلعه (گالی پولی) مانند ستاره ای درخشید و نامش بر سر زبانها افتاد. اهمیت این پیروزی در آن بود که به قوای متحدین اجازه نداد تا از تنگه های داردانل (چاناق قلعه) و بسفر (استانبول بوغازی) گذشته و کمکهای مالی و تسلیحاتی شان را به متحد خود روسیه برسانند. این امر موجب طولانی تر شدن جنگ جهانی اول و کنار کشیدن روسیه از جنگ در پی انقلاب اکتبر 1917 و حتی بعدها کمک به مصطفی کمال در حین جنگهای استقلال (قورتولوش ساواشی) به علت تضاد منافع روسیه و انگلیس شد. شاید اگر چنین نمیشد هم اکنون کشوری بنام ترکیه وجود خارجی نداشت.
در پی شکست دول آلمان و عثمانی و اشغال کشور، مصطفی کمال که "خلقتش" به او اجازه نمیداد وضع موجود را قبول کند و بقول خودش "استقلال شاخصه اصلی شخصیتی او بود" با دیدن کشتی های جنگی و سربازان انگلیسی در استانبول به دوستانش گفت: "همانطوری که آمده اند خواهند رفت" و خود سوار بر کشتی باندیرما راهی بندر سامسون و آناتولی شد تا به کمک نیروهای ملی، جنگ استقلال ترکها را آغاز نماید. هنگام حرکت، سربازان انگلیسی که احتمال میدادند مصطفی کمال با خود به آناتولی اسلحه حمل میکند به جستجوی کشتی باندیرما پرداختند ولی چیزی نیافتند. پس از خروج آنها از کشتی مصطفی کمال به یاران خود گفت:"این بیچارگان نمیدانند که ما با خود اسلحه نه، که یک ایده آل و ایمان را به آناتولی میبریم". و ایده آل او مبارزه با امپریالیزم و استعمار، نجات ملت ترک و آزادی کشور با شعار "یا استقلال یا مرگ" بود.
در واقع اهمیت دیگر پیروزی در جنگ چاناق قلعه در این بود که اعتماد به نفس لازم را به ترکها برای شروع جنگهای استقلال داده و آنها را امیدوار میکرد که با تکیه بر عزم و ایمان و روحیه جنگاوری هزاران ساله سرباز ترک و صد البته رهبری بزرگمرد نابغه ای چون مصطفی کمال میتوانند وطن مقدس خود را از یوغ قدرتهای استعماری انگلیس، فرانسه، ایتالیا و یونان آزاد کرده و خائنین داخلی را نیز گوشمالی نمایند. چنین هم شد و عاقبت نبوغ نظامی و سیاسی مصطفی کمال باعث گردید تا ترکیه ضمن رد معاهده ننگین سور که مورد تایید خلیفه عثمانی بود با دول پیروز جنگ جهانی در شرایط مساوی بر سر میز مذاکره نشسته و موفق به عقد معاهده شرافتمندانه لوزان گردد. معروف است که نخست وزیر انگلیس گفته بود:"در هر چند صد سال یک نابغه ظهور میکند، از بخت بد ما در این عصر آن مرد نابغه از میان ترکها ظهور کرد". بعدها وقتی یک ژنرال آلمانی به مصطفی کمال گفت که ما و شما در جنگ جهانی اول شکست خوردیم وی جواب داد که شما شکست خوردید، ما شکست را قبول نکرده مبارزه نموده و پیروز شدیم.
آتاتورک پس از نجات ملت ترک، بمنظور رسانیدن کشورش به سطح تمدن معاصر، دست به انجام یکسری انقلابات و اصلاحات اساسی در جامعه عقب مانده آنروز ترکیه زد. اگرچه مرگ زودهنگام او مصیبت بزرگی برای ملتش محسوب میشد، اما جانشینانش که تربیت یافته مکتب کمالیسم بودند با تمسک به میراث گرانبهایی که وی بر جای گذارده بود توانستند درهای پیشرفت و تمدن را بروی ملت ترک گشوده، ضمن حفظ کشور از گزند بلایا و مصایب، با گامهای استوار به سوی افقی که او ترسیم کرده بود حرکت نمایند. آتاتورک در سالهای نخستین دهه 1930 وقوع جنگ جهانی دوم را پیش بینی کرده، به یک ژنرال آمریکایی گفته بود که: "مابین سالهای 1940-1939 آلمان جنگ بزرگی را در اروپا شروع کرده، بجز روسیه و انگلستان موفق به اشغال تمامی اروپا خواهد شد. اما بیشترین نفع این جنگ ازآن آمریکاست، زیرا قدرتمندتر از همه از دل این جنگ بیرون خواهد آمد". هرچند عمرش کفاف آنرا نداد که در سالهای جنگ سکانداری کشور را بر عهده داشته باشد، اما جانشینانش با تاسی از دوراندیشیهای او موفق شدند ترکیه را از آتش جنگ جهانی دوم دور نگه دارند. این وقایع و حوادث سالهای بعد نشان داد که خدمات آتاتورک به کشورش پس از مرگ وی نیز ادامه خواهد داشت.
در عین حال مصطفی کمال مرد صلح بود و از جنگ نفرت داشت. میگفت:"اگر مجبور و ناگزیر نباشیم، جنگیدن بزرگترین جنایت علیه بشریت است".  جمله معروف او "یورددا صلح، جهاندا صلح" در واقع این حقیقت مسلم را بازگو میکرد که اگر در داخل مرزهای هر کشوری صلح، صفا، برابری و احترام به حقوق بشر وجود داشته باشد به تبع آن در کل جهان صلح و آرامش وجود خواهد داشت. او زمانی پا به صحنه سیاسی گذاشت که کشورش درگیر جنگهای متعدد بود، اما هنگام مرگش ترکیه هیچ دشمنی نداشت. این کاریست که هیچ رهبری در جهان موفق به انجام آن نشده است، به همین دلیل میتوان او را مرد صلح نامید.
در 27 نوامبر 1978 سازمان یونسکو تصمیم گرفت سال 1981 را بعلت تقارن با یکصدمین سال تولد مصطفی کمال آتاتورک بنام وی نامگذاری کند و به جهانیان اعلام نمود که "با اعتقاد به الگوبرداری نسلهای آینده از افرادی که در راه تفاهم، همکاری بین الملل و صلح جهانی قدم برداشته اند، ضمن بزرگداشت یاد و نام موسس جمهوری ترکیه، مصطفی کمال آتاتورک در یکصدمین سال تولدش در سال 1981 با در نظر گرفتن اینکه مصطفی کمال آتاتورک در تمامی موضوعات مورد علاقه یونسکو یک رفرمیست فوق العاده بوده، بویژه با قبول وی بعنوان یکی از اولین رهبران جنگ بر علیه استعمار و امپریالیزم و نمونه خارق العاده شخصیتی که  اقدامات مهمی در تفاهم بین ملل جهان و صلح مداوم داشته و یادآوری ایمان راسخش به آفرینش دنیایی مالامال از همدلی و همکاری در تمامی زندگی اش بدون قایل شدن هیچ فرقی بین انسانها از لحاظ رنگ، دین و نژاد و اینکه تمام اقداماتش را در راستای صلح و تفاهم بین المللی و احترام به حقوق بشر انجام داده تصمیم گرفته میشود که در سال 1980 نیز با همکاری حکومت ترکیه و سازمان یونسکو سمپوزیم های مربوط به شناساندن جهات مختلف آثار و شخصیت موسس جمهوری ترکیه، مصطفی کمال آتاتورک برگزار گردد".

Urmiye'də deprəm oldu

Kategori: , , , , , , , , , Umud Urmulu - جمعه, مهر ۰۵, ۱۳۹۲ - 0 comments
Güney Azərbaycan, Urmiye: bugün saat 13:32 dəqiqədə Güney Azərbaycanın Urmiye şəhərində 4/6 büyüklüğündə bir deprem oldu.
alınan ilk bilgilərə görə deprem Urmiye şəhərinin silvana bölgəsi və yerin 10 km gərçəkləşmişdi.
iran deprem qurumu Urmiye depremının büyüklük və gücünü 4/6 bal olaraq göstərməktədir.
olası yaralı və ölü sayıs haqqında heç bir xəbər yoxdur ancaq Urmiye'lilər hamısı küçə və xiyabanlarda olduğu görülməktədir.

زلزله مهیبی شهر اورمیه را لرزاند

Kategori: , , , , , , , , Umud Urmulu - جمعه, مهر ۰۵, ۱۳۹۲ - 0 comments
آزربایجان جنوبی، اورمیه: دقایقی پیش زلزله مهیبی شهر اورمیه را لرزاند.
بر اساس اطلاعات اولیه زلزله ای امروز جمعه 5 مهر 1392 به ساعت 13:32 دقیقه شهر اورمیه را لرزانده است.
اخبار اولیه ای که از سوی لرزه نگاری تبریز منتشر شده ناشی از شدت 5 ریشتری زلزه به مرکز منطقه سیلوانای اورمیه می باشد. دانشگاه ژئو فیزیک تهران نیز رقم 6/4 ریشتر را اعلام نموده است. بر اساس اطلاعات مرکز زلزله نگاری ایران زلزله اورمیه در عمق 10 کیلومتری منطقه سیلوانای اورمیه اتفاق افتاده است.
آثار مهیب زلزله اورمیه، تبریز و حیت در مناطق مختلف ترکیه، عراق و ایران حس گردیده است.
هنوز از تلفات و مجروحان احتمالی خبری مخابره نشده است.
این خبر بروز خواهد شد. 

آموزش زبان مادری اقلیت لاز در ترکیه، تداوم عدم آموزش زبان ترکی در ایران

Kategori: , , , , , , , , , , Umud Urmulu - پنجشنبه, شهریور ۲۸, ۱۳۹۲ - 0 comments
اومود اورمولو
طی هفته های گذشته وزیر آموزش و پرورش ترکیه برنامه مفردات آموزش زبان مادری گروه اقلیت لاز در ترکیه را پذیرفته و تصویب نمود و از سال تحصیلی پیش رو زبان اقلیت لاز در ترکیه نیز جزء دروس انتخابی در سیستم آموزشی ترکیه خواهد بود.
از سال 2012 زیرساخت های لازم برای جایگیری دروس آموزش زبان های مادری گروههای ائتنیکی لاز، کرد، آبخاز، زازا، چرکس و ... در برنامه های سیستم آموزشی ترکیه و تغییرات اجباری قانون اساسی گنجانده شده بود که بر اساس تامین نیازهای آموزشی این گروههای ائتنیکی – زبانی از سال تحصیلی پیش رو تمامی این گروهها خواهند توانست زبان مادری خود را در سطوح ابتدائی (به استثنای کردها که در تمامی سطوح می توانند زبان مادری خود را به صورت دروس اختیاری بیاموزند) انتخاب نموده و آموزش های لازم را فرار گیرند. علت به طول انجامیدن گنجاندن دروس زبان مادری گروههای ائتنیکی مذکور عدم وجود کادر آموزشی و تدوین کتب آموزشی بیان شده است. 
مفردات دروس اقلیت لاز ترکیه ای از سوی انستیتوی لاز تدوین و سپس به وزیر آموزش و پرورش ترکیه ارجاع داده شده، البته شایان ذکر هست که دانشگاه مطرحی همچون "بوغازایچی" نیز در فراهم نمودن دروس آموزش زبان مادری لازها نقش بسزائی بر عهده داشته است.   
جایگیری دروس آموزش زبان مادری لازها، چرکس ها، کوردها، آبخارها و ... در سیستم آموزشی ترکیه بدون تردید نتیجه مجادله هویتی – زبانی روشنفکران گروههای ائتنیکی – زبانی مذکور می باشد. بر اساس آمار رسمی در ترکیه حدود 1.616.412 نفر لاز ساکن اند و لازها پس از گروههای ائتنیکی ترک ، کرد،عرب ،چرکز پنجمین گروه ائتنیکی موجود در ترکیه بشمار می روند.
در حالیکه اقلیت 1.616.412 لاز در کنار دیگر گروههای ائتنیکی در حال آماده شدن برای آموزش زبان مادری در سیستم آموزشی ترکیه می باشند در ایران که از بعد تنوع ائتنیکی ، دینی، زبانی ،فرهنگی و ... قابل قیاس با ترکیه نیست هنوز هم تنوع ائتنیکی – زبانی موجود در جغرافیای ایران کتمان شده و سیاست های آسیمیلاسیون و انتگراسیون برای زدودن تنوعات مذکور بکار بسته می شود. در ایران چندملیتی، چندزبانی، چنددینی و چندفرهنگی زبان اقلیت فارس زبان از موقعیت انحصاری و ویژه ای به عنان تنهاترین زبان رسمی برخوردار می باشد در حالیکه دیگر زبانهای اکثریت به مانند زبان ترکی از هیچ جایگاهی برخوردار نبوده و به صورت قوانین نوشته شده و نانوشته ای ممنوع می باشند. در عین حال سیستم آموزشی اجباری در ایران که بر پایه تحمیل زبان اقلیت فارس زبان بر دیگر ملیتها شکل گرفته مهمترین ابزار استعمارگر برای فارس سازی کودکان ترک و ترکی زدائی می باشد. به واقع شهروندان غیرفارس ایران همچون ملت ترک تنها به سبب داشتن زبان مادری و هویت ائتنیکی متفاوت از گروه اقلیت حاکم از جامعه طرد شده و به عنوان شهروندان درجه دوم تلقی و تعریف گردیده است، به طوریکه حتی در ایران اجازه کاربرد نام های ترکی برای کودکانمان ممنوع بوده و مخالف امنیتی به اصطلاح ملی تلقی می گردد. ترکان ساکن ایران با جمعیتی بالغ بر 25 – 35 میلیون نفر نه اقلیت ملی بلکه ملتی بدون دولت تحت استعمار و استثمار داخلی گروه اقلیت فارس زبان می باشند.
مهمترین خواسته جامعه ترک از هر طیف و گروه فکری رسمیت و سراسری شدن زبان ترکی در ایران تحت ضمانت اجرائی قانون اساسی برای مبارزه با تبعیض های متعدد زبانی موجود در ایران می باشد.      
منبع ترجمه:
http://tinyurl.com/mc69pgu

نمونه هائی از حق آموزش به زبان مادری در قوانین اساسی 19 کشور

Kategori: , , , , , , , , , , Umud Urmulu - دوشنبه, شهریور ۲۵, ۱۳۹۲ - 0 comments
اومود اورمولو
دولت ترکیه که در حال تدوین قانون اساسی مدرنی برای مطابقت با نیازهای عصر حاضر و جامعه ترکیه می باشد اکنون در حال تحقیق و بررسی ماده قانونی مرتبط با زبان آموزشی و حق آموزش به زبان مادری می باشد. 
کمیسیونی که در رابطه با تدوین قانون اساسی جدید ترکیه شکل گرفته دیروز میزبان پرونده ای از نمونه قوانین اساسی کشورهای مختلف در مورد آموزش زبان مادری و نحوه تعریف و جایگیری این حقوق انسانی در قوانین اساسی کشورهای مختلف بود. سیرری ثۆریا اٶندر یکی از نمایندگان موجود در کمسیون در پیشنهادی سخنان زیر را در مورد ماده آموزش زبان مادری بر زبان آورد:
باید قانونی را تدوین کنیم که آموزش زبان ترکی از سوی هر شخص را یک حق و مسئولیتی شناخته در مرحله دوم حق آموزش زبان مادری را تحت ضمانت اجرائی قرار دهد.  
وی در ادامه سخنانش مثال هائی از قانون اساسی 19 کشور دنیا در مورد آموزش زبان مادری و حق آموزش به قرار زیر برشمرد:
آزربایجان:  
هر شخصی به هر زبانی که خواستار بود می تواند آموزش دیده و به فراگیری علوم مختلف بپردازد.
برزیل:
به صورت عمومی و پایه ای حق آموزش گارانتی شده و سیستم آموزشی به صورت منطقه ای و برای حفظ تاریخ و هنر و میراث و در عین حال احترام به پایه ریزی شده است.
بلغارستان:
شهروندان بلغارستان در کنار آموزش زبان بلغاری حق آموزش به زبان مادری خود را نیز دارا می باشند.
استونی:
تمامی ارگانهائی که از سوی دولت برای اقلیت های ایجاد شده قادراند زبان آموزشی را انتخاب کنند.
فیلیپین:
زبان رسمی فیلیپین "زبان فیلیپینی" می باشد ولی در عین حال اگر مواردی بر خلاف قانون اساسی وجود نداشته باشد زبان انگلیسی کاربرد وسیع دولتی دارد. زبان های مناطق مختلف فیلیپین هر کدام در سیستم آموزشی منطقه نقشی اساسی داشته و برای آموزش آنها دولت برنامه هائی را ارائه می دهد.
آفریقای جنوبی:
هر شخصی قادر به انتخاب زبان مادری خود برای آموزش می باشد که این زبان می تواند از مابین چندین زبان رسمی دولت باشد یا نه، ارگانهای آموزشی نیز موظف به آموزش و احترام به زبان مادری گروههای دیگر می باشند.
کرواسی:
تمامی ملت و گروههای اقلیت قابلیت افاده هویت ملی، آزادی انتخاب الفبا و میراث معنوی و فرهنگی خود را دارا می باشند و دولت نیز تمامی این حقوق را به ضمانت اجرائی قانون اساسی گارانتی نموده است.
سوئد:
تمامی کانتونها (مناطق سیاسی) که دارای ویژگی چندزبانگی و چندفرهنگی می باشند از سوی دولت حمایت می شوند و دولت نیز موظف به فراهم نمودن زیرساختهای آموزش زبان مادری شهروندانش می باشد.
قزاقستان:
هر شخصی زبان مادری و فرهنگ خویش را می تواند بکار بندد،هر شهروند قزاقستان می تواند به صورت آزادانه زبان، ارتباطات، آموزش و فعالیت های هنری را طبق خواسته اش بهره برداری کند.
کلمبیا:
برای حفظ زبان و میراث فرهنگی خود تمامی شهروندان کلمبیا قادر به استفاده از سیستم آموزشی دوزبانه می باشند.
مجارستان:
قانون اساسی مجارستان کاربرد زبان ملی و زبان گروههای اقلیت ائتنیک ملی را در مجامع عمومی به رسمیت شناخته و قانون اساسی برای حفاظت و بسط فرهنگ و زبان دیگر گروههای ضمانت اجرائی لازم را در خود تعریف نموده است.
لهستان:
گروههای ملی و دیگر گروههای ائتنیکی برای حفاظت از زبان و دین خود می توانند ان جی او ها و ارگانهای مرتبطی تاسیس نمایند.
رومانی:
تمامی دوران تحصیلی به زبان رومانی بوده ولی تمامی گروههای اقلیت نیز از حق آموزش به زبان مادری برخوردار می باشند. 
روسیه:
هر شهروند روسیه در انتخاب زبان آموزشی، ارتباطی و دینی آزاد می باشد.
اسلواکی:
گروههای اقلیت ملی و یا دیگر گروههای ائتنیک اقلیت که شهروندان اسلوونی می باشند از حقوق آموزش زبان مادری و کاربرد و بسط آن برخوردار خواهند بود، در عین گروههای مذکور می توانند برای برخورداری از آموزش به زبان مادری و حفظ فرهنگ خویش ارگانها و ان جی او های مختلفی را تاسیس نمایند.
اسلوونی:
هر شخصی به ملت و جامعه ای که منصوب به آن می باشد وابسته هست، هر شخصی می تواند برای حفظ و گسترش زبان ، دین و فرهنگ خویش و کاربرد الفبا از حق آموزش زبان مادری برخوردار شود. 
اکراین:
شهروندان اکراین که جزء اقلیت ها می باشند می توانند در صورت عدم تداخل و تضاد با قوانین اکراین از زبان مادری خود در آموزش بهره ببرند و دولت نیز موظف به گارانتی نمودن حق آموزش زبان مادری می باشد. 
بولیوی:
بولیوی در کنار زبان اسپانیائی دارای 38 زبان رسمی می باشد.
مراکش:
زبان رسمی عربی می باشد ولی قوانین اساسی مراکش زبان Amazigh را نیز به رسمیت می شناسد.   
قانون اساسی جغرافیای ایران چندملیتی، چنددینی، چندزبانی و چندفرهنگی نیز رسمیت انحصاری زبان مادری گروه اقلیت فارس زبان را به رسمیت شناخته و سعی در ارجحیت بخشیدن به دارائی های گروه اقلیت فارس زبان نموده است، در عین حال اصل 15 قانون اساسی وجود دارد که قابلیت تطابق با نیازهای عصر حاضر و واقعیات موجود در جامعه ایران ندارد. از اصل 15 نیز تاکنون صدها تشریح مختلف شده و حتی اشخاصی به مانند امیر احمدی که دارای تمایلات شدید راسیستی اند چندماه پیش سخن از اجرا شدن این اصل عقب مانده طی 15 سال گذشته خبر داده بودند. ما در مثال ایران در حالیکه با عدم رسمیت زبان مادری میلیونها ترک مواجه می باشیم در عین حال با تحمیل زبان اقلیت فارس زبان که برای زدودن تنوع ائتنیکی – زبانی در ایران با ابزار سیستم آموزشی مزین گردیده مواجه ایم. عدم تحقق حقوق اولیه میلیونها شهروند ترک در حالی صورت می پذیرد که ترکان ساکن ایران به سبب تعدد، پراکندگی و سابقه دیرینه دولت مداری حداقل هزاران ساله در این جغرافیا نه گروه اقلیتی ملی بلکه ملتی بدون دولت تحت استعمار داخلی گروه اقلیت فارس زبان اند.
مهمترین خواسته و هدف فعالین ترک از هر طیف و گروه فکری رسمیت و سراسری شدن زبان ترکی در ایران تحت ضمانت اجرائی قانون اساسی می باشد.                
منبع:
http://tinyurl.com/lsp9z4f
با پشتیبانی Blogger.
 
UrmiyeNews.Com - Batı Azerbaycan'ın Sesi
Tema: Bal Medya