Urmiye Şeherinde Hava Kirliliği Alarmı

Kategori: , , , , , , , , , , Umud Urmulu - چهارشنبه, اسفند ۰۹, ۱۳۹۱ - 0 comments

Güney Azərbaycan, Urmiye: Batı Azərbaycan çevre və Doğa Qoruma Örgütü tərəfinədən Turğalı (rəsmi) olaraq yayınlanan bildirgəyə Görə Güney Azərbaycanin Urmiye Şəhərinin hava kirliliği Alarm seviyəsinə yüksəlmişdir. Örgütnün yaydığı bildiriyə görə Urmiye Şəhərinin Hava kirliliği istandart seviyəsini qat qat aşmışdır.
Abbasnejad Batı Azərbaycanin Doğa və Çevre Örgütünün başxanı Urmiye şəhərinin indiki hava kirliliğini Yaşlı və körpələrə büyük təhlükəsi olduğunu söyləyərək Ailələri bu qonuda diqqətli olmalarını istəmişdir, onun dediklərinə görə Urmiye Şəhərinin əyər Hava kirliliği bu tür dəvam edərsə kəsin olaraq önümüzdəki illər Urmiye iranin kirli şəhərlərindən birisi olacaqdır.
Doğa və Çevre Uzmanlarına Görə Urmiye Şəhərinin havasinin kirlənməsi nədəni Trafik, üərətici və sənayə fabrikalarinin ürətdiği kirliliklər, Karbondioksit yüksəlişi vs söylənilməktədir. Ötə yandan Hava inversiyonu və Duzlu küləklərdə neçə vaxt olur Urmiye Şəhərinin havasinin kirlənməsində rol oynamaqdadır.   
Urmiye Gölünün quruması yanında Urmiye Şəhərinində kirlənməsi Türk Ulusunun sorunlarına bir yenisi Artırılması iran dövlətinin Türklərə verdiği bayramlıq olaraq dəyərləndirilməktədir. Urmiye Gölü yüzilimizin çevre fəlakəti olaraq yavaş yavaş tarixlərə yazılır ancaq iran dövləti indiyədək Urmiye Gölünün qorumaq amaclı bir addım bilə atmamiş və atmamağa israr etməktədir.

آیا آب آراز به دریاچه اورمیه منتقل خواهد شد؟

Kategori: , , , , , , , , , , , , Umud Urmulu - شنبه, اسفند ۰۵, ۱۳۹۱ - 0 comments
اورمولو 
طی ماه های گذشته سوالی در این مورد که آیا رود آراز در نقش ناجی دریاچه اورمیه ظاهر خواهد شد؟ در ذهن مردم ترک نقش بسته است.
دولت ایران برای بهره برداری از رودخانه آراز و منتقل نمودن آبش سعی در راضی نمودن حکومت آزربایجان شمالی دارد، ولی بر اساس منابع سیاسی آزربایجان تاکنون دولت ایران به صورت رسمی در مورد انتقال آب رود آراز به دریاچه اورمیه پیشنهادی را به دولت آزربایجان شمالی ارائه نداده است و بنا به اظهار نظر مسئولین دولتی آزربایجان شمالی دولت ایران می باید به صورت رسمی و طی مذاکراتی موضوع انتقال آب آراز به دریاچه اورمیه را مطرح کند.
آقای حسین قلی باقر اف وزیر اکولوژی و منابع طبیعی آزربایجان شمالی در تاریخ 21 نوامبر طی کنفرانسی مطبوعاتی بیان نمود که دولت ایران تاکنون مراجعتی رسمی در مورد انتقال آب رودخانه آراز به دریاچه اورمیه نداشته و در صورت مراجعت رسمی دولت آزربایجان شمالی مسئله را از ابعاد اکولوژیکی، سیاسی، اقتصادی و دیگر جهات مورد بررسی همه جانبه ای قرار خواهد داد تا هر دو دولت به نتیجه مشترکی دست یابند.
بر اساس گفته های وزیر دولت آزربایجان شمالی توافق نامه ای بین دو دولت به امضاء رسیده و هر دو دولت ملزم به اجرای بندهای آن در خصوص آب رودخانه آراز می باشند. یکی از مهمترین بندهای این توافق نامه نیز جلوگیری از وارد آوردن هر گونه خسارت به رودخانه آراز و محیط زیستش می باشد. 
بیش از 70% دریاچه اورمیه خشک شده و بنا بر اساس گفته های کارشناسان میحط زیست در صورت تداوم روند از دست دادن آب دریاچه اورمیه ادامه آن نیز طی 3 الی 5 سال پیش رو خشک خواهد شد. طی ماه های گذشته سازمان ملل کمکی در حدود 135 میلیون دلار را نیز برای کمک به احیاء دریاچه اورمیه به دولت ایران اختصاص داد که احتمالاً سرنوشت این کمک مادی نیز چیزی جزء بقیه کمک های صورت گرفته قبلی نخواهد بود.
نماینده آزربایجان شمالی: دولت ایران فیگور متعصب ولی توخالی را برای احیاء دریاچه اورمیه به خود می گیرد.
فاضل آغامالی یکی از نماینده گان آزربایجان شمالی طی سخنانی با سایت رادیو آزادی چنین بیان می کند:
به نظر وی پس از اعتراضات داخلی در شهرهای ترک نشین و منعکس شدن خشکانیدن دریاچه اورمیه در مجامع جهانی دولت ایران به صورت فیگوری توخالی سعی در حامی نشان دادن احیاء دریاچه اورمیه نموده است. حتی به نظر وی دولت ایران به قصد مسئله نجات دریاچه اورمیه را به رودخانه آراز که نماد جدائی آزربایجان شمالی و آزربایجان جنوبی و به عبارتی نیمه ملت ترک در آن سوی آراز می باشد وابسته ساخته است تا در صورت عدم اجازه دولت آزربایجان شمالی مسئله خشکانیدن دریاچه اورمیه را حواله و تقصیر آزربایجان شمالی بیاندازد. از نظر علمی امکان احیاء دریاچه اورمیه با تمامی حجم آب رودخانه آراز وجود ندارد و مشکلاک فنی متعددی نیز در امر انتقال آب آراز به اورمیه از جمله ارتفاع متفاوت آراز و اورمیه که نیاز به پیمپاژی بسیار قوی دارد وجود دارد (سطح آراز پائین تر از دریاچه اورمیه می باشد). در دیگر سو اگر آب رودخانه آراز به صورت غیرعلمی برداشت شود به میحط زیست منطقه خسارات غیرقابل جبرانی را وارد می سازد.
احیاء دریاچه اورمیه بدون آراز نیز ممکن هست
فریده حسین اووا رئیس حزب سبزهای آزربایجان شمالی نیز از احیاء دوباره دریاچه اورمیه بدون نیاز به آراز خبر می دهد. به نظر وی قبل از روبرو شدن با فاجعه میحط زیستی قرن دولت ایران می باید قسمتی از آب سدهای موجود بر روی دریاچه اورمیه را به سمت دریاچه سرازیر کند تا دریاچه اورمیه بتواند جان دوباره ای بگیرد. در کنار آب سدها مسائلی همچون کشاورزی، سیستم آبیاری، نوع کاشت محصولات و ... نیز باید مورد توجه قرار گیرد. 
ترکان آزربایجانی شهرهای اورمیه، تبریز، اردبیل و ... بارها به علت خشک شدن دریاچه اورمیه به خیابانها ریختند که با واکنش امنیتی دولت ایران مواجه شده و مسئله محیط زیستی به مسئله ای امنیتی مبدل گشت. انسانها می توانند در دنیا برای چنین مسائل محیط زیستی به صورت آزاد و مسالمت آمیز به کمبودها معترض باشند. 
منبع ترجمع مقاله: سایت رادیو آزادی
http://tinyurl.com/aqrjfrf

ارائه لایحه استانداردیزاسیون زبان کردی در ترکیه، تداوم عدم رسمیت زبان ترکی در ایران

Kategori: , , , , , , , , , , , Umud Urmulu - جمعه, اسفند ۰۴, ۱۳۹۱ - 0 comments
یکی از نماینده گان حزب ب.د.پ (حزب صلح و دمکراسی) که دست راست پ.ک.ک در مجلس ترکیه می باشد با ارائه لایحه قانونی افزوده شدن حروف ê, î, x,w,q جهت استانداردیزاسیون زبان کردی و رسمیت یافتن قانونی حق استفاده از حروف مذکور را در زبان نوشتاری کوردی به مجلس ترکیه ارائه نموده است.  
آقای عادل کورت با آماده نمودن لایحه قانونی که دربرگیرنده علل افزوده شدن حروف یاد شده به سبب عدم وجود حروف ê, î, x,w,q در الفبای ترکی ترکیه می باشد را به رئیس مجلس بزرگ ترکیه برای بررسی ارائه نموده است. 
بر اساس تکلیف قانونی وی حروف مذکور به علت عدم وجود در الفبای ترکی ترکیه سبب ایجاد مشکلات نوشتاری و اورتوگرافی برای بیان زبان کردی گشته اند. به گفته وی با رسمیت یافتن بهره گیری از زبان کردی توسط شهرداری ها، تابلوهای راهنمائی رانندگی، نام های شهرها – روستاها و معابر، اسامی پارک ها، برشورها، آفیش ها، کارتهای دعوت ... به علت عدم استفاده قانونی از حروف ê, î, x,w,q بسیاری از مردمان کوردزبان شرق و جنوب شرقی ترکیه که بیشتر کردزبان اند دچار مشکلت متعدد زبانی گشته اند. حتی بر اساس گفته های وی براساس ماده 222 قانون جزای ترکیه به سبب استفاده از حروف مذکور از سوی شهرداریهای مناطق شرق و جنوب شرقی ترکیه چندین بار مسئله به محاکمه قضائی ترکیه نیز کشیده شده است.
بر اساس لایحه قانونی مذکور از دولت ترکیه خواسته شده با قبول و افزودن حروف ê, î, x,w,q  به الفبای رسمی ترکیه و به رسمیت شناخته شدن حق استفاده قانونی این حروف در تمامی شناسنامه های کرد زبانان، نیروهای نظامی و به یک سخن تمامی زیرساختهای اجتماعی و فرهنگی ترکیه اجرا گردد.
در دیگر سو در لایحه قانونی مذکور نماینده از طرح دولت ترکیه که استفاده از زبان مادری در سیستمهای اجتماعی و قضائی ترکیه به رسمیت شناخته نیز نام برده و این امر را مسبب آسان نموند استفاده شهروندان ترکیه از خدمات دولت معرفی نموده است.
در کنار خبر مسرت بخش فوق در ترکیه علارغم اینکه جغرافیای ایران یک منطقه به ذاته چندملیتی – چندزبانی و چنددینی می باشد هنوز هم هویت میلیونها غیرفارس از جمله "ملت ترک" و "زبان ترکی" به طور رسمی از سوی دولت ایران به عناوین مختلف مورد کتمان واقع شده و سیاستهای آسیمیلاسیون رسمی دولت مبتنی بر سیستم آموزشی و تحصیلی با تمام قوت به پیش برده می شود. هنوز در ایران انسان ترک به علت هویت ائتنیکی و زبان متفاوتش از جامعه غالب و استعمارگر به عنوان شهروند درجه دوم تلقی شده و از هیچ از یک حقوق اولیه از جمله حق آموزش به زبان مادری و حقوقی نظیر حق کنترل مناطق ملی و صدها نمونه دیگر منع گردیده است. این در حالیه می باشد که کشورهای هم مرز با ایران در حال حل مسئله زبانهای ملی، ائتنیک های مغلوب و مسائل چنددینی می باشند ولی در ایران ما شاهد عقب گردی به گذشته چه در سیستم سیاسی حاکم چه در مدیای و اپوزوسیون فارس زبان حاکم می باشیم و که با مقولات تاریخ مصرف گذشته سعی در تداوم به استعمارکشیدن زبانی و فرهنگی میلیونها غیرفارس زبان از جمله ملت ترک با عناوینی نظیر زبان مشترک، زبان رسمی، هویت ایرانی، تمامیت ارضی و .. هستند، در حالیکه در دنیا طی سال پیش روز شاهد چندین نمونه حق استفاده از "تعیین سرنوشت" خواهیم بود سخن گفتن از مفاهیم مذکور در جامعه حاکم استعمارگر نشان از سطح سیر جامعه مذکور می باشد.  
منبع ترجمه خبر:
http://tinyurl.com/as45v2b

Türk milletine inanmayan Azerbaycançıların vizyonsuzluq ve çelişgileri

Kategori: , , , , , , , , , , , Umud Urmulu - چهارشنبه, اسفند ۰۲, ۱۳۹۱ - 0 comments

Méhran Baharlı
S. B. bir yorumunda béle bir cümle işletmişdir: “Güney Azerbaycan milli herekatı ne Türk qarşıdı ve Türklüye alerjisi olan kökdenkomunist "GUYA" Azerbaycançıları qebul edir nede ki viziyonsuz, dövletleşme qonusunda çelişkiler yaşayan ve bağımsızlığı qebul etmeyen sözde Türk ""xalqının"" savunucularını qebul edir”.

1-Artıq şexler ve quruplar, öz düşüncelerini tanımlamasında oybirliyi bulunmayan soyut “Günéy Azerbaycan milli hereketi” adına déyildir, özlerinin somut görüşleri diye ileri sürmelidirler.  İranda her yérde Urmuda, Zenganda, Komicanda, Sunqurda, Mencilde, Baharda, Qorvada, Qezvinde, Savucbulaqda, Firuzabadda, Feridende, Bocnurda, Deregezde .... özünü Türk bilen ve Türk adlandıran insanlar öz kimlikleri, öz dilleri, öz târixleri, öz kültürleri ve öz sorunları ile ilgilenmeye ve bunlar haqqında bilinclenmeye başlamış ve bu bilinclenmeye orantılı olaraq - ferqli düzéylerde olsa bile- siyâsi éylemlere girişmekdedirler. Bu, bir Türk oyanışı, özüne qayıtması ve dirçelişidir. İndi bir sıra sexsler bu Türk kitlenin bir bölümünün bu oyanış hereketini kéyfi olaraq “günéy Azerbaycan milli hereketi” adlandırabiler. Başqası da bu oyanışını, hara olduğu üzerinde bile icma bulunmayan Günéy Azerbaycanla sınırlı görmeyip, gérçekci bir yaxlaşımla İranda yaşayan Türk étnosunun bir bütün olaraq milli bilinclenme hereketi görürebiler. Ancaq bunlar, tercih édilen ferqli baxış açılarından elde édilen gözlemlerdir ve béle de ileri sürülmeleri gerekmekdedir. Zâten şexsler ve qurupların öz adlarına déyil; ne olduğu belli olmayan, heqiqi ve huquqi kimliyi bulunmayan Günéy Azerbaycan Milli Hereketi adına danışması, siyâsi açıdan olqunlaşmama ve déneyimsizliyin belirti ve qanıtıdır. Dolayısı ile S. B.`ın yorumunda Günéy Azerbaycan Milli Hereketi “idéolojisi” ile “qebul édip étmedikleri”  diye sunduqları, dibde onun şexsinin belli qonularda ileri sürdüyü düşüncelerin ötesine géçemez.
2-S. B. Türk xalqını savununanlar haqqında béle yazır: “viziyonsuz, dövletleşme qonusunda çelişkiler yaşayan ve bağımsızlığı qebul etmeyen sözde Türk ""xalqının"" savunucularını ...”. Bu temelsiz iddianın tersine, Türk xalqını savunanlar ne vizyonsuzdurlar, ne dévletleşme qonusunda en kiçik bir çelişgileri vardır, ne de bağımsızlığı redd édirler. Tersine İranda Türk milletinin qurtuluşunu, onun dévletleşme ve gérçek anlamda bağımızlığını sağlayabilecek, çelişgi içermeyen tek vizyonlu düşünce, S. B.`ın bu “Sözde Türk xalqını savunanlar” dédikleridir. Öte yandan son seksen ilde görüldüyü ve tecrübe ile defelerle qanıtlandığı kimi, kilasik Azerbaycançılıq, Türk xalqımızı bölen ve kimliksizleşdiren; milletleşmeme, dévletleşmeme ve bağımsızlaşmamasını qarantileyen; géçmişi olmadığı kimi geleceyi de olmayan vizyonsuz, çelişgiler yumağı olan bir düşüncedir.
Sözde Türk xalqı? İranda Kürd xalqı, Türkmen xalqı, Beluç xalqı ve .... başqaları kimi, Türk xalqı da bir gérçeklikdir. Türk milletini danan kilasik Azerbaydançılar, istiqlalı onun üçün alacaqları xalqın doğru adı ve gérçek kimliyini bile bilmirler ve işqalçı Sovyét koloniyalizminin yaratdığı Günéy Qafqazyalı bir milli kimlik ve millet olan Azerbaycanlı`nı özlerinin milli kimliyi ve milleti ile deyişik salırlar. Zâten Türk xalqının varlığı ve bütünlüyüne inanmayanın ve öz milletlerinin adına sayqısızlıq édenlerin, vizyonlu olması da önemsiz ve deyersizdir, dévlet ve bağımsızlıq istemesi de.
Kim vizyonsuzdur? İndiki durumda tek vizyonsuz olan düşünce sâhibleri, Günéy Azerbaycanın istiqlalından danışan kilasik Azerbaycançılardır. Yuxarıda da söylendiyi kimi bunlar, sözünü étdikleri istiqlalı onun üçün alacaqları xalqın doğru adı ve gérçek kimliyini bile bilmirler ve işqalçı Sovyét koloniyalizminin yaratdığı Günéy Qafqazyalı bir milli kimlik ve millet olan Azerbaycanlı`nı özlerinin milli kimliyi ve milleti ile deyişik salırlar. Veten diye üzerinde quracaqları topraqların hara olduğundan xebersizdirler ve bunun İranın quzéybatısında bütün Türk topraqları olduğunu danırlar. En kötüsü de bu istiqlalı, istiqlala qavuşmuş tek bir milli mucadile örneyi bulunmayan Ortadoğu kimi bir yérde, hansı yolla ele getirecekleri haqqında en kiçik bir ip ucu bile yoxdur. Eceba belirsiz bir târixde ve daha belirsiz bir yöntemle İran`a démokrasi gelenden sonra démokratik référandumla mı bağımsız olacaqlar? Yoxsa Günéy Azerbaycanlı milletlerini? Fars milleti ile üz üze getirdikden sonra bir iç savaş yaradıp ve Birleşmiş Milletlerin mudâxilesini mi qarantileyecekler? Ya da Birinci Dünya Savaşında Osmanlı ve İkinci Dünya Savaşında Rusyanın yapdığı kimi, qonşu dévletlerden biri, örneyin Türkiyenin ordusu İran`a girip onlar üçün bağımsız bir dévlet mi quracaq? Belke de Batı ve İsrailin İran`a saldırmasından sonra, ya da sâhib olduqları PKK kimi silahli bir gücle Günéy Azerbaycanı konvansiyonél veya gérila savaşı sonucunda mı qurtaracaqlar?
Sâde ve dözümsüz kilasik Azerbaycançı aktivistler: Eceba kilasik Azerbaycançıların bu séçeneklerin her biri ile ilgili, qısa, orta ve uzun ve`deli taktik ve istiratéjileri var mıdır? Mence yoxdur. Çünkü bu amacları gérçekleşdirmek üçün ilk önce milli şuura sâhib bir Günéy Azerbaycan Milletini? yaratmaq ve herekete géçirmek, öte yandan bu amaclara zemin yaradacaq iç ve dış qoşulları hazırlamaq gerekir. Bunun da önqoşulu, Türkce oxul ve Türkce éyitim görmüş bir quşağın var olmasıdır. Ancaq dözümsüz ve sâde kilasik Azerbaycançılar, ilk başdan yanlış yola sapmışlardır. Onlar Türk milletini sözde sayır ve onun yérine xeyal ürünü olan Azerbaycan milleti ile uğraşırlar. Artı, onların béle qarmaşıq zemine hazırlama, qısa ve`de, orta ve`de` uzun ve`de ... kimi qavramlarla işleri yoxdur. Onların özlerinin dédiyine göre, “qısa vede, orta vede ve uzun ve`de tek pılanları vardır, o da istiqlalıdır”. Vizyon bu ise, doğrudur, sözde Türk xalqını savunanlar gérçekden ve kesinlikle vizyonsuzdurlar!
3-Türk milletinin Dévletleşme ve Bağımsızlığı: Sözde Türk xalqını savunanların, Türk xalqının dévletleşmesi haqqında en kiçik bir çelişgileri yoxdur. Türk xalqı uzun ve`dede ne tek İran`ın quzéy batısında, belke yaşadığı öteki iki Türk Milli Bölgesinde de (Qaşqayurd, Afşaryurd) öz milli dévletlerine sâhib olmalıdır ve olacaqdır. 
a-Orta ve`deli istekler: İranda Türk adında bir millet yaşayır. İran dévleti Türk milletinin milli varlığını ve milli haqlarını danır. Dolayısı ile İranda bir Türk Sorunu vardır. Türk Sorunun çözümü, İran dévletinin anayasal olaraq Türk xalqının milli kimliyini tanıması ve Milli Haqlarını qebul étmesiyle başlar. Milli haqlar veya istekler qısa, orta ve uzun ve`deli isteklerden oluşur. Türk xalqının yaşadığı bölgelerde veya Türk Milli Bölgelerinde Özünü Yönetme Haqqı, milli isteklerden biridir. Özünü Yönetmenin misdaqı, Orta ve`dede Türk xalqının özünü belediyeler düzéyinde yönetmesi, uzun ve`dede ise milli dêvletini qurmasıdır.
b-Uzun ve`deli istekler: Bu dévletlerin ve özellikle İran`ın quzéybatısında Téhran-Erak-Sunqur`dan başlayan ve Türkiye Cumhuriyeti -Azerbaycan Réspublikası sınırlarında biten alanda qurulacaq Türk milli dévletin durumunu ise, fédéral mı olacaq yoxsa bağımsız, Azerbaycan Réspublikası, yoxsa Türkiye Cumhuriyeti ile mi birleşeceyini, veya tek başına bağımsız bir dévlet olaraq yaşayacağını, o zamanın iç ve dış qoşulları belirleyecekdir. İç qoşulların bir néçesi Türk xalqımızda milli bilinclenme ve oluşacaq bağımsızlıq isteyinin derecesi, İran`ın başa başına sepelenmiş Türk xalqımızın tek bir Türk milleti olaraq güclenmesi, siyâsi qurupların onu herekete géçirebilme yéteneyi, .... dış qoşullardan bir néçesi de qonşu, bölgesel ve qlobal güclerin bu isteye yaşıl ışıq yaxması, bu doğrultuda aralarında bir sinérji oluşması, İran dévletinin zeyiflemesi, Türk siyâsi quruplarının bu qoşulları uzmanca ve amaca uyqun qullanabilmesi ve .....dir.
c-Qısa ve`deli istekler: Ancaq bu Orta ve Uzun ve`deli istekleri gérçekleşdirebilmek üçün, daha önce qısa ve`deli istekler elde édilmiş olmalıdır. Onlar nelerdir? İran dévletinin anayasal olaraq Türk milletinin varlıq ve milli kimliyini- olduğu kimi ve Türk olaraq- qebul étmesi, Türkcenin anayasal olaraq ölke çapında resmi édilmesi, İranın quzéybatıısında bütün Türk bölgeni qapsayacaq ve véto haqqında sâhib olan bölgesel parlaméntin qurulması. Bunlar gérçekleşdirilenden sonradır ki uzun ve`deli istekleri dillendirme anlamlı ve gérçekçi olar. Yoxsa yurddışında néçe neferin istiqlal istemesi ile İran dévleti kimi Ortadoğulu bir dévlet parçalanmaz. Sırf istiqlal istekleriyle Ortadoğu dévletleri parçalanıp millletler bağımsız olabilseydi, Qibris`de Türkler; Iraq, İran, Suriye ve Türkiye`de Kürdler, Gürcüstan`da Osétinler, Rusya ve Qafqaz`da Çéçenlerle Tatarlar, Pakistan`da Beluçlar, hetta Filistinliler ve Keşmirliler ..... kilasik Azerbaycançıların bu nüsxesini çoxdan işletmiş ve bağımsız olmuşlardı.

Özetle: Türk xalqının kimliyi ve haqlarını savunanların düşüncesi, Türk xalqını sözün gérçek anlamında qurtaracaq, onu milletleşdirecek, üzerinde yaşadığı topraqları vetenleşdirecek, burada milli dévletini quracaq tek düşüncedir. Bu düşünce söylenen amacları gérçekleşdirmek üçün qısa, orta ve uzun ve`deli istekleri içeren yol xeritesine sâhibdir. Öte yandan kilasik Azerbaycançılığın her çéşiti, bunları yapmaqdan âcizdir. Bunu kilasik Azerbaycançılığın son seksen ilde ne Türk xalqının milletleşmesi, ne Türk topraqlarının vetenleşmesi ve ne de dévletleşmesinde ileriye doğru qalıcı héç bir şéy yapamadığı ve her açıdan iflas étmesi gösterir.

زبان مهمترین عامل ملت شوندگی با مثال انقلاب زبان کردی در مناطق کردنشین سوریه

Kategori: , , , , , , , , , , , Umud Urmulu - چهارشنبه, اسفند ۰۲, ۱۳۹۱ - 0 comments
بر اساس آمار رسمی ارائه شده از سوی یونسکو حدود 3 هزار لهجه و زبان با خطر مرگ زبانی مواجه می باشند و بدون کوچکترین تردیدی زبان ترکی در ایران نیز به علت سیاستهای آسیمیلاسیون، کتمان، تحقیر، عدم رسمیت، ژنوساید زبانی، هجمه زبان فارسی و ..  با مرگ زبانی دست به گریبان می باشد.
در حالیکه کردهای سوریه تا همین شروع اعتراضات حتی شهروند سوریه نیز محسوب نمی شدند پس از شروع اعتراضات در سوریه با کش و قوس های فراوانی که گاه در کنار اسد و گاه در موضعی بی تفاوت نسبت به آنچه که در کل سوریه که به عنوان جنگ داخلی شناخته می شود می گذرد به خود گرفتند تصویری بسیاری درهم و نامشخص از وضعیت خود را ارائه کردند، البته ناگفته نماند که پس از خروج نیروهای بشار اسد مناطق نیمه و یا اکثراً کوردنشین سوریه در سخن هم که شده با نوعی خودمختاری مواجه گشت که گروههای رادیکال و مسلح زیرشاخه سازمان تروریستی حزب کارگران کردستان در ترکیه نیز به بهترین شکل ممکن از این خلاء استفاده نمودند. در کنار تمامی مسائل یاد شده و نشده کردهای سوریه امروز در وضعیت بسیاری بهتری نسبت به دیروز واقع شده اند و بر اساس امار غیررسمی منتشر شده از سوی مدیای ناسیونالیست کرد منطقه طی این مدت 100 مدرسه تماماً به زبان کردی و حدود 500 معلم آموزشگر زبان کوردی پرورش و ساخته شد.    
گروه های سازمان یافته کوردهای سوریه ای با حمایتی که از سوی مسعود بارزانی و دیگر ناسیونالیستهای کرد چه به صورت شخصی و یا سازمانی دریافت نموده اند در عین حال با افزایش شعور ملی و تهیه نقشه راه اولین مسئله را "آموزش زبان کردی" و ترویج آن مابین کرد زبان قرار داده اند نه خواست رفراندوم برای استقلال، دقیقاً انتخاب نقشه راه بر پایه افزایش شعور ملی که بدون تردید از آموزش و تحصیل به زبان کردی و ترویج و پروراندن انسانهای مسلط به زبان کردی می گذرد اکنون در قسمت بزرگی از کردهای سوریه در جریان می باشد، با افزایش شعور ملی و کسب دانش به زبان مادری در عین حال پروراندن روشنفکران ملی کردهای سوریه ای خواهند توانست آینده خود را چه به صورت فدرال، استقلال و .... شکل داده و رقم زنند.
به علت اعمال سیاستهای غیرانسانی و غیراخلاقی گروههای سیاسی و غیرسیاسی کرد که مناطق ملی ترک نشین و آزربایجان را مورد هجمه قرار داده اند متاسفانه در بضعی از فعالین ملی ترک احساس خوبی نسبت به گروههای مذکور مشاهده نمی شود که قابل درک می باشد ولی این به منزله نادیده گرفتن اعمال گروههای سیاسی صلح طلب کورد در منطقه نمی باشد. مثلاً فراهم نمودن زیرساختهای انقلاب زبان کوردی در مناطق کردنشین سوریه یکی از این اعمال می باشد، کردهای سوریه اول نه بحث رفراندوم برای "حق تعیین سرنوشت" را چه از دولت و چه از مخالفین خواسته اند بلکه اولین قدم تهیه نقشه راهی مبتنی بر اهداف کوتاه، میان و بلند مدت می باشد که مهمترین بخش از این مسئله کمک به تثبیت هویت و زبان کردی در سوریه بوده و به احتمال بسیار زیاد در روندهای پیش رو نیز سعی در تثبیت و ضمانت تمامی حقوق زبان و هویت کردهای سوریه در قانون اساسی سوریه خواهد بود. این نقشه راه ارتباطی با تجزیه، فدرالیسم، تداوم وضعیت فوق و یا هر سناریوی دیگری ندارد و یکی از مترقی ترین و غیرقابل اغماض ترین اقدامات در جهت روند ملت شوندگی کردان سوریه در صورت تکرار هر سناریوئی می باشد.
نقش زبان در پروسه ملت شوندگی بر کسی پوشیده نیست و زبان یکی از مهمترین عوامل در روند ملت شوندگی در جوامع مستمعره و مغلوب می باشد، همانطور که امروزه هزاران و میلیونها انسان در این جغرافیا به مدد زبان مادری ترکی توانسته اند حول مفاهیم و منافع مشترکی قابلیت تعریف مفهومی به نام ملت ترک را ایجاد کنند یکی از نمونه های بارز نقش زبان می باشد. بدین جهت می باشد که در ایران اکثر قریب به اتفاق فعالین ملی ترک خواستار رسمی و سراسری شدن زبان ترکی و رفع تبعیض های ائتنیکی – زبانی اند. 
سوالی که به ذهن می رسد این می باشد که آیا فعالین ملی و روشنکفران جامعه ترک ساکن ایران چنین نقشه راه کوتاه مدت- میان مدت و بلند مدتی را دارند و یا نه از همان اول خواستار رفراندومی برای حق تعیین سرنوشت می باشند. دیگر ملتهای مستمعره و مغلوب در دنیا از جمله کاتالان ها، باسکی ها، ایرلند، اسکاتلند و .. نیز موقعیت و پروسه مشابهی را با ملت ترک گذرانده اند و تجربیات انان نیز در تهیه نقشه راه می تواند برای ما درسی بزرگی باشد.
با پشتیبانی Blogger.
 
UrmiyeNews.Com - Batı Azerbaycan'ın Sesi
Tema: Bal Medya