‏نمایش پست‌ها با برچسب تحصیل. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب تحصیل. نمایش همه پست‌ها

رسمیت چند زبان در کردستان عراق، تداوم سیاست تک‌زبانی در ایران

Kategori: , , , , , , , , , , , , Umud Urmulu - دوشنبه, آبان ۱۲, ۱۳۹۳ - 0 comments
اومود اورمولو
نماینده‌گان پارلمان منطقه کردستان عراق در نشستی رسمیت زبان ترکی ترکمانی را در مناطق کردستان عراق به رسمیت شناختند و با این قدم برداشته شده توسط حکومت خودمختار کردستان عراق به صورت رسمی این منطقه نیز به جمع مناطقی با رسمیت چند زبان پیوست.
دیروز لایحه‌ای که دربرگیرنده رسمیت زبان ترکی ترکمانی در منطقه کردستان عراق بود توسط تنی چند از نماینده‌گان کردستان عراق به پارلمان آورده شده بود و پس از رای‌گیری در کنار رسمیت زبان‌های کردی و عربی زبان ترکی ترکمانی نیز به عنوان سومین زبان رسمی منطقه خودمختار کردستان عراق به رسمیت شناخته شد و حکومت کردستان عراق شرط برخورداری از این حق را برای ترکان عراقی جغرافیاهائی که دربرگیرنده 20% جمعیت ترک‌نشین باشد را اعلام نموده است. 
آیدین معرۇف نماینده حزب جبهه ترکمان عراق با ذکر اهمیت رسمیت زبان ترکی ترکمانی در منطقه خودمختار کردستان عراق سخنان زیر را بیان داشت:
از این پس زبان ترکی در کنار زبان‌های عربی و کردی در منطقه خودمختار کردستان عراق از موقعیت رسمی برخوردار بوده و در ادارات، سازمان‌ها، نها‌دها و... نیز قابل کاربرد رسمی خواهد بود. مناطقی از اربیل و سلیمانیه که دارای جمعیت قابل توجهی ترکمان نشین می‌باشند از این پس می‌توانند از رسمیت زبان ترکی بهره ببرند.
وجود یا عدم وجود ساختارهای آموزش زبان ترکی در کردستان عراق
معروف با ذکر کاربرد زبان ترکی ترکمانی در مدارس عراق از سال 1993 خاطرنشان می‌کند:
ترکمانان در این موضوع دارای زیرساخت‌های لازم جهت آموزش زبان ترکی می‌باشند، برای مثال ما در اربیل 13 و در سلیمانیه دارای 3 مدرسه می‌باشیم که مفردات مدارس یاد شده تماما به زبان ترکی به دانش آموزان ارائه می‌گردد.  در دیگر سو تا به امروز هزاران جوان ترک از دانشگاه صلاح‌الدین اربیل موفق به اتمام تحصیلات خود در رشته زبان و ادبیات ترکی گردیده‌اند که می‌توانند در فراهم نمودن زیرساختهای آموزش زبان ترکی مسئولیت بر عهده گیرند. 
سوای اهمیت برخورداری زبان ترکی از موقعیت رسمی در منطقه خودمختار کردستان عراق تحقق کامل آموزش چندزبانه به صورت تساوی با شهروندان کرد کردستان عراق خود مقاله‌ای دیگر را می‌طلبد، ولی مهمترین مسئله شناخت زبان ترکی در کردستان عراق و گذر از سیستم تک‌زبانه و تک‌تیپ و ایدئولوژک به سیستم آموزشی تکثرگرا می‌باشد که می‌باید مسئولیت کردستان عراق را بابت این مسئله ستود. گذر کردستان عراق به سیستم آموزشی چندزبانه بیانگر واقعیت عدم قیاس این منطقه خودمختار با ایران می‌باشد. 
آموزش به زبان مادری ایران
علارغم اینکه جغرافیای ایران دربرگیرنده صدها گروه ائتنیکی و زبانی مختلف با اقلیت حاکم می‌باشد تاکنون به صورت رسمی وجود گروه‌های ائتنیکی و زبانی یاد شده از سوی دولت و ملت حاکم کتمان گردیده و شهروندان غیرفارس دولت ایران تنها به سبب تمایز زبانی و ائتنیکی با گروه اقلیت حاکم به واقع شهروندان درجه چندم دولت نگریسته شده‌اند. میلیون‌ها ترک که بی‌تردید بزرگترین گروه زبانی و ائتنیکی موجود در جغرافیای ایران‌اند علارغم داشتن پیشینه تاریخی دولت‌مداری ترکی و رسمیت زبان ترکی در دوره‌های متعدد حکمداران ترک اکنون از اولیه‌ترین حقوق زبانی و ائتنیکی محروم گردیده و حتی هزینه‌های ملی فراوانی برای تحقیر، کتمان، به زیر سوال بردن، طرد، آسیمیلاسیون و ... زبان و هویت ترک در ایران طی سال‌های گذشته و اکنون بکار بسته شده و می‌شود.
رسمیت انحصاری زبان اقلیت حاکم فارسی‌زبان
در حالیکه منطقه خودمختار کردستان عراق با جمعیتی حدود 5 میلیونی دارای 3 زبان رسمی کردی، عربی و ترکی می‌باشد ایران 75 میلیون نفری با صدها گروه ائتنیکی و زبانی دارای یک زبان رسمی می‌باشد و دولت و ملت حاکم با استفاده از ابزارهای تبلیغاتی وسیعی که دارند بر تداوم سیاست‌های تک‌زبانی و تحمیل زبان اقلیت حاکم بر میلیون‌ها غیرفارس به عناوین مختلف اصرار می‌ورزند، در منظر گروه اقلیت حاکم رسمیت چند زبان مسئله‌ای استثنائی تلقی گردیده در حالیکه امروزه رسمیت تک‌زبان در جغرافیاهائی به مانند ایران که میزبان صدها گروه ائتنیکی و زبانی می‌باشد موردی استثنائی هست.   
سیستم آموزش تک‌زبانه در ایران
سیستم آموزشی ایران بر پایه زبان اقلیت حاکم بنا نهاده شده و میلیون‌ها کودک ترک، عرب، بلوچ، کرد،گیلک، مازنی، لر و ... برای برخورداری از امکانات آموزشی دولت ایران می‌باید هویت ائتنیکی و زبان مادری خود را طرد نموده و در گفتمان اقلیت حاکم آسیمیله گردند تا بتوانند از امکانات دولتی برخوردار شوند. این مسئل در حالی صورت می‌پذیرد که قانون اساسی فعلی ایران در بندهائی سخن از مسئولیت دولت ایران در جهت فراهم نمودن زیرساخت‌های آموزشی برای تمامی شهروندانش را بیان می‌کند.
حسن روحانی و آموزش زبان مادری
در حالیکه حسن روحانی در صورت پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری تحقق آموزش به زبان مادری گروه‌های مغلوب را در سفر به مناطق ملی غیرفارس‌نشین وعده داده بود و حتی بیانیه‌ای را نیز امضا و منتشر نموده بود علارغم گذشت نزدیک به 2 سال از بر عهده گرفتن مسئولیت ریاست جمهوری توسط وی کوچکترین قدمی در راه آموزش به زبان مادری گروه‌های مغلوب برداشته نشده و شاهد تکرار گفتمان استعماری گذشته می‌باشیم.     
منبع ترجمه خبر:
http://tinyurl.com/m9su63o

رشته کردولوژی مقطع دکتری در ترکیه آغاز شد، تداوم کتمان هویت و زبان ترکی در ایران

Kategori: , , , , , , , , , , , Umud Urmulu - شنبه, اسفند ۱۹, ۱۳۹۱ - 0 comments
اورمولو - دانشگاه دجله ی ترکیه آغاز به ثبت نام بخش کوردولوژی در مقطع کارشناسی ارشد و بدون تز نموده است. دانشجویانی که موفق به فارغ التحصیلی در مقطع فوق لیسانس شوند دارای مهارت کردولوژی، استادی زبان و ادبیات کردی، حاکم قضا و ... خواهند شد.
پس از شروع دروس انتخابی آموزش "زبان مادری" در ترکیه به علت عدم وجود زیرساخت های آموزشی در سیستم آموزشی و تحصیلی ترکیه نظامی آموزشی با کمبود کادر تربیتی مواجه شد که وزیر آموزش و پرورش ترکیه نیز طی برنامه ای مدون اقدام به شروع پروژه ای جهت آموزش کادر لازم نموده که آغاز رشته کردولوژی و استادی زبان کردی در دانشگاه دجله یکی از این قدم ها می باشد. 
در اولین وهله دانشگاه Dicle اقدام به جذب 120 دانشجوی در حوزه زبان کردی کرمانجی و 30 دانشجوی در حوزه زبان زازکی نموده است که پس از فارغ التحصیلی هر یک از این اشخاص جزء اولین نتایج تعلیم کادر آموزشی برای زبان مادری دیگر گروههای ائتنیکی در ترکیه خواهند بود. دانشجویان مقطع کارشناسی ارشد نیز پس از گذراندن مراحل تحصیلی در صورت ادامه آموزش خواهند توانست در رشته کردولوژی، زبان و ادبیات کردی و .. در مقطع دکتری به تحصیل ادامه دهند.
بر اساس اخبار وزارت آموزش و پرورش ترکیه دانشجویان مقطع دکتری برای ادامه تحصیلی به کشور فرانسه اعزام خواهند شد و یا در صورت نیاز از سوی کوردولوژهای فرانسوی در دانشگاه های ترکیه آموزش خواهند دید.
بر اساس گفته های پرفسور Sabri Eyigün رئیس دانشگاه دجله ترکیه سیستم آموزشی و تحصیلی ترکیه در حال گذر از پروسه ای بسیار بزرگ در جهت تحقق آموزش زبان مادری تمامی گروههای ائتنیکی داخل ترکیه می باشد و رفرم های آموزشی و تحصیلی در ترکیه بسیار گسترده تر از آنچیزی که در جامعه بازنمود می یابد در حال تداوم می باشد.
در حالیکه اقلیت کرد ترکیه ای تنها در حوزه سیستم آموزشی و تحصیلی در حال چشیدن طعم آموزش زبان مادری آن هم در مقطع کارشناسی ارشد و دکتری می باشند متاسفانه کتمان هویت و زبان ترکی در ایران همچنان به صورت سیستماتیک ادامه دارد و در کنار آن سیاست های آسیمیلاسیون زبانی – فرهنگی که از خودبیگانگی جوانان ترک را نشانه گرفته توسط سیستم آموزشی و تحصیلی که بر پایه زبان غالب گروه استعمارگر می باشد همچنان به کودکان جامعه ترک تحمیل می گردد. جامعه ترک به علت زبان ترکی و داشتن هویت ائتنیکی ترک که متفاوت از جامعه غالب استعمارگر می باشد مورد انواع هجمه ها و سیاست های غیرانسانی به صورت سیستماتیک واقع می گردد. هنوز در ایران زبان فارسی که بدون کوچکترین تردیدی به علت بافت ائتنیگی چندملیتی – چندزبانی ایران یک زبان اقلیت محسوب می گردد بر ائتنیسیته ترک و دیگر ائتنیک های غیرفارس با نام های همچون زبان رسمی، زبان مشترک، زبان هویت ایرانی، زبان دولتی و ... تحمیل می شود گوئی زبان ترکی نمی تواند زبان رسمی، زبان مشترک، زبان هویت ایرانی ، زبان دولتی و ... گردد و یا منافاتی با زبان غالب گروه استعماگر جامعه دارد. در حالیکه چندملیتی- چندفرهنگی در کشورهای توسعه یافته به عنوان میراثی انسانی تلقی می گردد در ایران چندملیتی – چندزبانی به عنوان موضوع امنیتی تلقی شده و می باید گروههای مغلوب و مستمعره برای احیاء استعماگر فدا گردند. تمامی آمارهای منطقه ای دقیقاً نشان از ناهنجاری رسمیت انحصاری زبان فارسی در ایران که خلاف عرف منطقه ای و جهانی می باشد که زبان گروه اقلیتی بر دیگر گروههائی که تشکیل اکثریت را می دهند تحمیل گردد.   
منبع ترجمه خبر:
http://tinyurl.com/d4eafpm

آموزش زبان کردی به 6 هزار کودک در دیاربکیر، محرومیت کودکان ترک از آموزش زبان مادری

Kategori: , , , , , , , , , , , Umud Urmulu - پنجشنبه, دی ۲۱, ۱۳۹۱ - 0 comments
پس از تغییرات قانونی عمده ای که در قوانین سیستم آموزشی ترکیه برای تطابق بیشتر با واقعیات موجود در جامعه ترکیه صورت گرفت کلاس هائی برای آموزش زبان های کردی، زازکی و ... نیز در برنامه درسی مدارس مناطق کردنشین ترکیه گنجانده شد.
پس از تحقق این رفرم در سیستم آموزشی و تحصیلی ترکیه کودکان زاز، کرد و .. نیز توانستند نیازهای آموزش زبان مادری را تا حدودی مرتفع سازند، گرچه که اصلاح قانونی فوق نیز کماکان با آنچه می باید شود فاصله ای قابل تاملی دارد ولی بر اساس نگرش بسیاری از کارشناسان دولت ترکیه قصد دارد طی پروسه ای چند ساله زیرساخت های لازم برای جای دهی زبان های کردی، زازکی و ... را در سیستم های آموزشی ، قضائی، سیستم های مربتط با سرویسهای اجتماعی، حمل و نقل، تابلوها، علائم راهنمائی رانندگی، شهرداریها و ... را در پیش بگیرد و زیرساختهای این رفرم وسیع را نیز در قانون اساسی جدیدی که پیشنویسش ارائه شده می توان به خوبی مشاهده نمود.
پس از جای دهی دروس آموزش زبان مادری در سیستم آموزشی و تحصیلی ترکیه بر اساس آمار رسمی ارائه شده از سوی عمر دینچر وزیر آموزش و پرورش ترکیه تنها در شهر دیاربکیر اکنون 5.860 کودک کرد زبان به آموزش زبان کردی و 142 دانش آموز نیز آموزش زبان زازکی را به صورت رسمی آغاز نموده اند.  
رسمیت استفاده از زبان مادری در سیستم قضائی ترکیه، آموزش زبان کردی و عربی به پلیس ترکیه، آغاز بکار بخش به زبان کردی سایت دانشگاه حکاری ترکیه، آماده سازی فرهنگ لغت کردی از سوی فرهنگستان زبان ترک، آغاز آموزش زبان مادری در سیستم آموزشی و تحصیلی ترکیه و ... همگی جزء برنامه های میان مدت – بلند مدت ترکیه برای تعریف مدرنی از شهروندی در ترکیه را فارغ از زبان، هویت ائتنیکی، دین و مذهب و .. را در اذهان منعکس می سازد. دولت ترکیه قصد دارد از واقعیت های بافت جامعه خود برای پیشبرد و ترویج هر چه بهتر پایه های دمکراسی و پلورالیسم استفاده نماید و واقعیت های موجود در بافت جامعه ترکیه را نه تهدیدی امنیتی بلکه مبدل به فرصتی ایده آل مبدل سازد ولی هم مرز دولت ترکیه دولت ایران واقع شده است که دربرگیرنده بیشترین کثرت از جمعیت ترک پس از ترکیه می باشد درحالیکه سیاست های رسمی و غیررسمی دولت ایران بر مبنای کتمان، تحقیر، طرد و ... نسبت به ملت ترک را تعریف کرده و به پیش می برد. امروزه علارغم واقعیت بافت جامعه چندملیتی ایران نه تنها بافت چندملیتی، چندزبانی، چندمذهبی و .. ایران مورد کتمان واقع شده بلکه سیاست های آسیمیلاسیون و نسل کشی زبانی – فرهنگی به انواع مختلف به صورت سیستماتیک بر علیه ملت ترک و دیگر ملل غیرفارس روا داشته می شود قوانین نوشته شده رسمی و غیررسمی وجود هویت ائتنیکی به نام ترک، زبان ترکی و .. را تماماً به زیر سوال می برد. در حالیکه کودکان زاز، کرد و ... در ترکیه از آموزش زبان های مادری خود در مصرت قابل درکی به سر می برند در این سوی مرز هنوز کودکان ترک از آموزش زبان ترکی محروم شده و در عین حال نیز ملزم به آموزش و یادگیری زبان بیگانه و استعماری فارسی می باشند. بدون شک تداوم عدم رسمیت زبان ترکی و هویت ترک در ایران غیرقابل قبول بوده و تضادی 360 درجه با اوضاع منطقه ای و جهانی که رفته رفته در پروسه تحقق حقوق پایمال شده ملت های تحت ستم و محکوم می باشد را داراست، بدون تردید اولین خواست ملت ترک از هر طیف و گروه فکری "رسمیت و سراسری شدن زبان ترکی می باشد" . سپس قدمهای بعدی برای بازگرداندن جامعه ترک و قابلیت تعریف در ایران...

من که بچه ی ترکام ، پس چرا خودم ترکی بلد نشدم ؟- ویدئو

Kategori: , , , , , , , , , , , , Umud Urmulu - شنبه, آبان ۲۰, ۱۳۹۱ - 0 comments
سوالات زبان شناختی از کودکی با ما هستند. گفتگوی جالب من (منظور نویسنده نیست، راوی) و برادرزاده ی چهار سال و نیمه ام را که مادری ترک و پدری لک زبان دارد. در این گفتگو ، سارا کوچولو میگه : خجالتم میاد باهاشون ( با ترکا ) ترکی حرف بزنم .
خجالتی که سارا کوچولو از آن حرف میزند، احتمال زیاد نوعی شرم خاص است که گاهی گریبان خود من را نیز می گیرد، شرم صحبت کردن به زبان مادری آن هم با هم زبانان آن هم در منزل . البته این شرم زیر مجموعه ی احساسات پیچیده ی دیگر انسان است و احتمالا ربطی به نوع گونه ی زبانی و یا حتی اینکه آن گونه، زبان مادری باشد یا غیر آن، ندارد. در مورد زبان مادری و صحبت کردن به آن با هم زبانان و اعضای خانواده ، مخصوصا اگر ساکن شهرهای بزرگ باشید ، این احساس، بیشتر پیش می آید.عدم اعتماد به نفس سارا کوچولو نشئت گرفته از بسیاری از مسائل اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، جامعه شناختی، تاریخی، روانشناختی و ... می باشد برای مثال تصویری که تلویزیون دولت ایران طی سالهای گذشته از یک انسان ترک روایت کرده همیشه شخصی کودن، خرفت، بی کلاس، کم سواد یا بی سواد، فقیر و ... بوده است و متاسفانه کودکان ما بدون داشتن آگاهی تصویری که از یک ترک در ذهنشان نقش بسته دارای چنین خصویاتی بوده و کودک بدون تردید به علت عدم آگاهی به نوعی دچار عدم اعتماد به نفس در استفاده از زبان مادری خود یعنی ترکی گردیده است. در کنار این سیستم آموزشی ایران که بر پایه زبان ملت حاکم بنا گردیده است فرصت را برای تحقیر و هجمه قرار دادن زبان ترکی و دیگر زبانهای ملل مغلوب فراهم ساخته است به طوریکه بسیاری از انسانهای میانسال اکنون قادر به تکلم به زبان ترکی و یا دیگر زبانهای مادری ائتنیکهای غیرفارس نمی باشند. 
در دیگر سو متاسفانه خانواده ها به علت به ظاهر تامین نیازهای زبانی کودکشان در سیستم آموزش اجباری که بر اساس زبان ملت غالب زبان فارسی می باشد اقدام به سخن گفتن و ترویج زبان فارسی در محیط خانواده و یا کودک می کنند که این نیز شاید به ظاهر مسئله سبب شکوفائی کودک در سیستم آموزشی ایران گردد ولی همین خانواده ها فرصت آموزش و رشد کودک به زبان مادری را از آن می گیرند و خود مرگ زبان ترکی را فراهم می سازند. بر اساس تحقیقات صورت گرفته در دنیا آموزش زبان مادری بیشترین تاثیر مثبت و منفی را در دختران به همراه داشته است به طوریکه سیستم های آموزشی که بر پایه زبان مادری کودک دختر بوده اند چه از لحاظ شکوفائی علمی، اعتماد به نفس، نوع نگرش به اجتماع و ... دارای تاثیرات بسیار مثبتی بوده اند.
متاسفانه سیستم آموزشی و تحصیلی ایران بر پایه زبان غالب و تحمیلش بر زبانهای ائتنیک های مغلوب شکل گرفته و به خودی خود فرصت رشد زبانی را از زبانهائی به مانند ترکی، عربی، لری، بلوچی، گیلکی و ... گرفته است و به نوعی آلت و مروج ژنوساید زبانی - فرهنگی زبانهای مغلوب گردیده است. 
زبان تنها ابزار ارتباطی نیست و زبان همواره تاریخ، فرهنگ، آداب و رسوم، مهمترین نشانه ملت شوندگی و گردآوری اجتماعی حول یک موضوع، گذشته و آینده و ... جامعه ای می باشد.      
برای دریافت مصاحبه فوق از لینک زیر اقدام کنید:

کردهای ترکیه ای روز اول مدارس را بایکوت خواهند کرد، ترکهای ساکن "ایران" چرا بایکوت نکنند؟

Kategori: , , , , , , , , , , , , , Umud Urmulu - دوشنبه, شهریور ۱۳, ۱۳۹۱ - 0 comments
از اعلان روز 21 فوریه توسط سازمان یونسکو که در جهت تحقق حفاظت از زبانها به عنوان روز جهانی زبان مادری بوده چندین سال می گذرد. همه ساله در 21 فوریه خلق ترک ساکن ایران به همراه دیگر ملیت های غیرفارس مراسمات، بیانیه ها، اعتراضات و ... را به سبب ممنوعیت و عدم رسمیت زبان ها غیرفارس تدارک می بینند. در کنار روز جهانی زبان مادری روز اول مهر به سبب بازگشائی مدارسی که مهمترین ماشین آسیمیلاسیون دولت ایران بوده و می باشد نیز همه ساله اعتراضات مدنی دانش جوئی شکل می گیرد، مهمترین و مسالمت آمیزترین اعتراض برای روز نسل کشی زبانهای غیرفارس به نظر بایکوت روز اول رفتن به مدرسه و یا هفته اول مدارس می باشد.
بایکوت مدارسی که بر مبنای آموزش زبانی به غیراز زبان مادری ائتنیکهای موجود در کشوری می باشند اولین بار نیست و برای مثال کردهای ترکیه تا همین چند سال پیش روز اول مدارس و یا 1 هفته اول مدارس را بایکوت می کرده اند. اکنون نیز به سبب بهبود و روند دمکراتیک شدن ترکیه که در حال نوشتن قانون اساسی بر مبنای استانداردهای اروپائی در موضوع حقوق ائتنیکها، حقوق شهروندی، حقوق زبانی، حقوق دین باوران مختلف و ..می باشد بایکوت مدارس ترکیه توسط کوردهای ترکیه ای با حمایت های سندیکاهای سراسری ترکیه، گروههای فمنیسم، گروههای چپ، بسیاری از سازمانهای غیردولتی ترک و ... در شرف تحقق می باشد(1)، این در صورتی می باشد که کردهای ترکیه که جمعیتی بالغ بر 9 میلیون نفر می باشند اکنون دارای چندین کانال تلویزیون 24 ساعته به زبان کردی، اولین انستیتوی زبان کرد در دنیا، روزنامه های متعددی به زبان کوردی، صدها سندیکا و سازمان غیر دولتی در موضوعات مختلف، تدریس اختیاری زبان کردی در دانشگاه و ...می باشند ، ولی در ایران متاسفانه از زمان ممنوعیت و عدم رسمیت زبان ترکی تا به اکنون هیچ یک از سازمانهای غیردولتی، گروههای چپ، گروهای سیاسی فارس زبان به اصطلاح سراسری و ... کوچکترین سخنی در مورد نسل کشی زبانی- فرهنگی خلق ترک و دیگر ملل غیرفارس بر زبان نیاورده و حتی بعضی ها به سبب رویاروئی با هیولای تمامیت ارضی و ترس از قبول واقعیت چند ملیتی بودن این جغرافیا با سیستم های حاکم همراه بوده و هستند.   
چرا خلق ترک و دیگر ملل غیرفارس مدارس ایران را که نمونه بارز ماشین آسیمیلاسیون زبانی- فرهنگی می باشد بایکوت نکنند؟ مگر بایکوت کردن مصداق بارز حرکتی صلح طلبانه برای تحقق خواسته های به حق نیست؟ براستی آیا دولت ایران، ملت حاکم، گروههای سیاسی فارس زبان و .. واقعیت چند ملیتی بودن این جغرافیا را پذیرفته و در جهت احقاق حقوق پایمال شده میلیونها ترک، عرب، بلوچ، لر، گیلک، مازنی، کرد و .. قدم برداشته تا در زمره کشورهای معاصر قرار گیرند و یا با ادامه سیاست کتمان و آسیمیلاسیون زبانی – فرهنگی سبب مرگ زبانهای ملل غیرفارس خواهند شد؟    
بر اساس یافته علمی آموزش به زبان مادری سبب بسط ذهنی در کودکان می گردد(2)، نقش زبان مادری در دنیای کودک علاوه بر اینکه تحققش یکی از نیازهای اولیه انسانی می باشد از نظر توسعه ذهنیتی نیز نقش بسزائی دارد. بر اساس آمار سایت Ethnologue اکنون در اروپا 230، قاره آمریکا 1013 ، قاره آفریقا 2.058 ، آسیا 2.197، منطقه اقیانوس آرام 1311 و در کل دنیا حدود 7.000 نوع زبان و لهجه مورد تکلم واقع می گردد. بر اساس آمار رسمی و علمی که از سوی یونسکو ارائه شده بیش از 90-95% زبانهای امروزی تا سال 2010 تماماً دچار مرگ زبانی خواهد گشت(2)، بر همین اساس تنها 45-40 زبان خواهند توانست به دوره بعدی راه یابند. بیشتر زبانهائی که با خطر مرگ زبانی مواجه می باشند زبانهای اقلیت های ائتنیکی، زبانهای غیررسمی، زبانهای مغلوب در مواجه با زبان غالب و ... میباشند. امروزه در کشورهائی به مانند ایران به علت عدم آموزش زبان مادری و اجبار و تحمیل زبانی دیگر برای غیرفارس زبانان زبان اکثریت مغلوب با بحرانهای متعددی روبرو گشته است، به طوریکه بسیاری از زبانهای ملل غیرفارس امروزه در حوضه پاسخگوئی به نیازهای انسان غیرفارس زبان امروزی دچار نقصان های متعددی گشته اند، آثار فاخر ادبی (نظم و نثر) در بسیاری از زبانهای ملل غیرفارس وجود ندارد و یا در صورت وجود ضعیف و انگشت شمار می باشد. در دیگر سو به سبب روند جهانی شدن بعضی از زبانهای رابط بین المللی به سبب بهره گیری در زیرساخت جهانی ارتباطات اولین ترجیح خانواده های برای آموزش زبانی واقع می شود، خانواده ها برای تامین کار برای فردای کودک خواسته یا ناخواسته سعی در آموزش زبان رابط امروزی جهانی دارند. 
در بسیاری از کشورهای جهان به مانند ایران ائتنیک ها  و ملیت های مختلفی زندگی می کنند، زبان این ملیتها در صورتیکه به عنوان زبان رسمی کشور مذکور دارای ضمانت اجرائی نباشد به سبب مسائلی که سیستم های حاکم و زبان حاکم بر زبانهای محکوم روا می دارند این زبانها جزء طبقه بندی در معرض خطرترین زبانها واقع می شوند. در حالیکه یونسکو حق آموزش به زبان مادری را به رسمیت شناخته در بسیاری از کشورها به مانند ایران این حقوق هنوز هم نادیده گرفته شده و پایمال می گردد. 
سیستم های آموزشی که بر اساس زبان غالب می باشند سبب مرگ زبانهای مغلوب که جزء میراث بشریت می باشند می گردد. یونسکو زبان را به عنوان میراث فرهنگی شناخته و آموزش و بسط زبان مادری هر شخص و اجتماعی را برسمیت شناخته در عین حال حمایت های دولت ها را نیز برای گسترش زیرساختهای حفظ و گسترش زبانها خواستار شده، در حالی که بر اساس نتایج صورت گرفته بیشتر کودکان در سنین کوچکی در معرض آسیب زبان غالب می باشند، به طوریکه اغلب کودکان در چنین کشورهائی زبان مادری خود را فراموش کرده و ملزم به یادگیری زبان غالب می گردند. این کودکان در دوران بعدی به جای اینکه در کنار زبان مادری زبان رابطی را فرا گیرند تنها مبدل به متکلم به زبان غالب می گردند. هر یک از این اشخاص نیز به سبب تعلق به اجتماعی رفته رفته سبب نابودی فرهنگی می شوند.   
تحقیقات علمی در مورد زبان مادری
تحقیقات متعددی در مورد زبان مادری در محیط های شهری و روستائی دنیا صورت گرفته است. برای مثال در سال 1991 رامیرز(Ramirez) در مورد زبان مادری اقلیت اسپانیائی موجود در آمریکا که در حدود 2.352 نفر دانش آموز بوده انجام داده است. او دانش اموزان را به سه گروه مختلف تقسیم کرده و سه سیستم آموزشی مختلف را برای هر یک به اجرا گذاشت. گروه اول تنها زبان انگلیسی، گروه دوم 1-2 سال اسپانیائی و پس از آموزش زبان انگلیسی و گروه سوم 4-6 سال زبان اسپانیائی و پس از آموزش زبان انگلیسی را آموخت. از نتایج این تحقیق می توان نکات زیر را بیان کرد:
آموزش زبان مادری سبب افزایش خلاقیت در یادگیری زبان دوم، افزایش بهره وری در کلاس و ... می گردد. بر اساس نتایج تحقیق گروهی که زبان مادری را به صورت طولانی مدن در سیستم آموزشی آموخته اند در یادگیری زبان دوم که انگلیسی باشد دارای مهارت زیادی گشتند. گروهی که اصلاً زبان مادری را در سیستم تحصیلی اش گنجانده نشده بود دچار مشکلات عدیده درسی و آموزشی گشت، اعضای این گروه در سالهای بعدی در یادگیری زبان انگلیسی و دیگر دروس تحصیلی دچار ضعف های متعددی گشتند.   
در تحقیقی دیگری که توسط Thomas و Collier بر روی 210.000 دانش آموز روستائی و شهری که دارای زبان مادری اسپانیائی بودند صورت گرفت، این محققین دانش آموزان را به سه گروه تحصیلی تنها زبان مادری، زبان مادری و زبان انگلیسی و تنها زبان انگلیسی تقسیم کرده و آموزش دادند. در پایان تحصیلات و نتایج تحقیق برتری تحصیلی با دانش آموزانی بود که به زبان مادری خود آموزش دیده بودند این گروه از دانش آموزان در دوران دانشگاهی نیز موفق گشتند، در موضوع دو زبانگی نیز اولویت با آن دسته از دانش آموزانی بود که در کنار زبان مادری موفق به آموش زبان دوم گشته بودند(4). 
اومود اورمولو
منابع:
1- http://tinyurl.com/c6tb27m
2- http://tinyurl.com/c3e8ytm 
3- http://tinyurl.com/c6tb27m  
4- Cummins, J. (2000). Language, power, and pedagogy. Bilingual children in the crossfire. Clevedon, England: Multilingual Matters.

پيشينه تدريس زبان ترکي در مدارس آزربايجان

Kategori: , , , , , , , , , , , , , Umud Urmulu - یکشنبه, بهمن ۱۷, ۱۳۸۹ - 0 comments
پيشينه تدريس زبان ترکي در مدارس آذربايجان
مرحوم دکتر صمد سرداری نیا
طبق  اصل 15 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، » تدريس ادبيات اقوام ايراني در کنار زبان فارسي آزاد است « . لکن پس از 32 سال از پيروزي انقلاب اسلامي، هنوز اين اصل به مرحله اجرا در نيامده ، در حالي که » به تصديق متخصصان امر، يکي از عوامل موثر در ميزان موفقيت کودکان در يادگيري زبان دوم، يادگيري زبان مادري است . در مورد کودکاني که آموزش مدرسه‌اي خود را به زبان غير مادري خود فرا مي‌گيرند ،‌گفته مي‌شود که نه تنها روند آموزشي آنان به کندي پيش مي‌رود بلکه به دانش زباني خود آنان نيز لطمه مي‌خورد و فرهنگشان مورد بي‌توجهي قرار مي‌"گيرد.«(1)
اين بي‌توجهي در شرايطي است که صفحات تاريخ آموزش و پرورش نوين ايران، که بر اساس اصول فنوتيک يا الفباي صوتي به ابتکار زنده ياد حاج» ميرزا حسن رشديه« در تبريز بنيانگذاري شده ، نشان مي‌دهد که تدريس در مدارس جديد  با زبان مادري مردم آذربايجان ، يعني زبان ترکي آذربايجاني آغاز شده و تا دوران سلطنت منحوس پهلوي ادامه داشته است.
»رشديه« با استفاده از دانش و آموخته‌هاي متخصصان بزرگ فن تعليم و تربيت از جمله » اوشينسکي« و »چئرنيايئوسکي« و با بهره‌گيري از تجارت گرانبهاي پنج ساله تعليم و تربيت خود در شهر ايروان ، توانست با تاليف و تدريس کتاب » وطن ديلي« در مدرسه‌اي که در تبريز بنيان گذاشته بود . اصول نوين علم آموزش و پرورش را در 120 سال پيش با موفقيت به مرحله اجرا در آورد .
سال‌ها پس از اقدام اساسي وي . سازمان يونسکو بارها بر اين اصل تاکيد کرده است که آموزش مدرسه اي کودکان بايد در تمام مراحل و يا لااقل در مراحل ابتدائي آن، به زبان مادري صورت پذيرد.(2)
يرزا حسن رشديه (1323 ـ 1228 شمسي) که نخست مي‌خواست براي تحصيل به نجف برود، پس از خواندن  مقاله‌اي در روزنامه اختر چاپ استانبول ، با همدستاني پدرش روانه استانبول ، مصر و بيروت مي"‌گردد. و در اين شهر بازپسين ، چگونگي آموزگاري نوين را ياد مي‌"گيرد.(3)
رشديه پس از ورود به تبريز ، نخستين مدرسه در ربيع‌الاول 1305 ه . ق درمحله ششگلان در مسجد مصباح الملک تاسيس مي کند و کودکان را از اسلوب جديد تدريس الفبا ، در مدت 60 ساعت خواندن و نوشتن مي‌آموزد و ولي قبل از آمدن به تبريز وي به مدت پنج سال مدرسه‌اي را در شهر ايروان داير کرده و آن را با اصول نوين تعليم و تربيت اداره مي‌کند و در همان جاست که، هم با تشکيلات مدارس روس‌ها آشنا مي‌شود و هم با نظريات مترقي متخصصان فن تعليم و تربيت . محمدعلي حسيني در اين  زمينه مي‌نويسد: رشديه که شرايط عمومي قفقاز را براي آغاز کارش مناسب مي ديد .‌درسال 1882 ميلادي مدرسه‌اي را به سبک نوين در شهر ايروان افتتاح مي‌کند ،‌در طول پنج سال ضمن تجربه فن آموزش و پرورش ،‌در اين مدت با نظريات مترقي متخصصان فن تعليم و تربيت . به ويژه با ايده‌هاي »اوشينسکي« درباره اصول جديد تحصيل آشنا مي‌شود. 
ادامه دهنده نظريات مترقي» اوشينسکي« در قفقاز، متخصص نامدار آذربايجان در فن تعليم و تربيت آلکسي» اوسيپوينچ چئرنيايئوسکي« بود کتاب درسي معروف او به نام » وطن ديلي« که بر اساس اصول صوتي به رشته تحرير در آمده بود ، دقت رشديه را به خود جلب مي‌کند.
اين کتاب که چئرنيايئوسکي در سال 1880 ميلادي آنرا براي آموزش زبان ترکي آذربايجاني به دست چاپ سپرده بود ،‌نخستين وسيله آموزشي در مشرق زمين بود که با اصول صوتي نگارش يافته بود.
رشديه اين روش جديد تدريس را به خوبي آموخته، بعدها کتاب درسي خود را تحت عنوان »وطن ديلي« در سال 1312 ه . ق / 1894 ميلادي درتبريز به چاپ رساند. اين کتاب درسي، هم از اين نظر که براي اولين بار با اصول صوتي نوشته شده بود و هم از نقطه نظر روش علمي نگاشته شدنش در تاريخ تدريس زبان مادري در آذربايجان، يک نقطه عطف به شمار مي‌رود . پروفسور» آقا محمد عبدالله يف« دراثر ارزشمند خود تحت عنوان» آذربايجان ديلي‌نين تدريسي تاريخي «(4) درباره اين کتاب درسي رشديه مي‌نويسد:»مولف در کتاب وطن ديلي به موضوعات زبان و اسلوب، توجه ويژه‌اي نموده است . رشديه با در نظر گرفتن سادگي و طبيعي بودن زبان و آ?فريدن مشکلات براي کودکان و اهميت سخن در درک زندگي ، سعي در حفظ شفافيت زبان(ترکي) آذربايجاني کرده بود. 
رشديه با توجه به تمام ظرافت‌ها و آهنگدار بودن زبان (ترکي) آذربايجاني در اين کتاب به سلامت اسلوب و اختصار متن بيشتر دقت کرده است . وي در تمام عمرش تلاش کرده بود براي آسان کردن آموزش الفباي بغرنج و سنگين عربي به کودکان آذربايجان ، راهها و روش‌هاي جديدي پيدا مي‌کند . تطبيق کردن اصول صوتي براي آسان کردن تعليم الفباي عربي قدم بزرگي بود که توسط او نه فقط در آذربايجان ،‌ بلکه در سراسر ايران برداشته شده است« .
بنا به نوشته فريدون کوچرلي، در تمام دنياي اسلام، آذربايجان نخستين خطه‌اي است که تدريس با اصول صوتي را آغاز نموده است.« (5)
کتاب درسي »وطن ديلي« نوشته ميرزا حسن رشديه که در مدرسه به دانش آموزان دوره ابتدائي تدريس مي‌کرد در سال 1312 ه. ق در چاپخانه دارالفنون تبريز چاپ شده است . در صفحه اول آن ، شناسنامه کتاب به زبان ترکي آذربايجاني نوشته شده که ترجمه فارسي آن بدين شرح است:
» کتابخانه‌اي است که مشتمل بر الفباي جديد که خواندن و نوشتن را بر اساس الفباي صوتي، به شاگردان مبتدي قبل از شش سالگي آموزش مي دهد.«
مولف و ناشرش در قطعه ايران ،‌صفحه آذربايجان حس‌بن‌مهدي مدير رشديه شهر تبريز است . در چاپخانه دارالفنون تبريز، مدرسه نظاميه که به نام مظفريه ناميده مي شود ، چاپ و منتشر گرديده است .‌تجديد چاپ آن با اجازه مولف خواهد بود.
در نگارش کتاب» وطن ديلي« که به زبان ترکي آذربايجاني و با روش علمي نگاشته شده است .‌مولف از طرز معيشت مردم آذربايجان الهام گرفته است . مردم ترک زبان با خواندن آن در عرض 60 ساعت با سواد مي‌شدند. 
اين کتاب دو بخش دارد ، قسمت اول را الفبا و قسمت دوم را مثال ها تشکيل مي‌دهند. تدريس الفبا بر اساس ادبيات شفاهي مردم آذربايجان  تدوين گرديده و مولف براي تفهيم مباني کلمات و واژه‌ها براي نوباوگان ، از امثال و حکم  و آتالار سؤزو« استفاده کرده و در نتيجه توانسته است با کمک کلام پندآموز بزرگان . معاني مختلف را به دانش آموزان بياموزد. 
اين سخنان حکم آميز ، دانش آموزان را نسبت به خيرخواهي و نوعدوستي تشويق کرده و آنان را از شرارت، دروغگويي و رياکاري منع مي‌کند . مثلا : اؤزگه‌يه قويو قازان اؤزو دوشرـ خائن هئچ زآمان آرتماز ـ درس اوخويان درسدن دوْيماز ـ بوگون ايشيني صاباحا قوْيما و ديگر مثال‌ها . 
کتاب وطن ديلي به طرز زيبايي با زبان مادري مؤلف و با شيوه‌اي ساده و سليس نوشته شده است . در اين اثر، جمله‌ها کوتاه و روش‌ و مثال‌ها سهل و منسجم هستند(6) 
مثلا درصفحه 104 کتاب در حکايتي تحت عنوان خسته مارال حادثه‌اي را با استادي اين چنين ترسيم مي‌کند :
مارالين بيري خسته اوْلموشدور ، دوْست و آشنالاري اونون کئف و احواليندان خبر آلماق اوچون ياتديغي محلّه ‌يه‌گليرديلر . بونلار گليب گئتديکلردن زامان او يئرده کي اوت و علفي يئييب تلف ائتميشديلر . مارال خسته‌ليکدن خلاص اولدو . اما اطرافيندا يئيه‌جک هئچ بير شئي قالماديغي اوچون آجيندان تلف  اولموشدور.« (7)
در اين شرايط بود که يادگيري زبان فارسي هم در کنار زبان مادري نوباوگان آذربايجان آسان‌تر مي‌نمود و به همين علت است که طبق نظر بعضي از محققان خارجي ، وقتي که آموزش زبان دوم مبتني بر يادگيري زبان مادري باشد، نتيجه بهتري خواهد داد و يادگيري زبان دوم براي کودک آسان‌تر خواهد بود از همين روست که در به کار بردن زبان مادري کودک لااقل در آغاز تعليم ، تأکيد شده است.(8)
چگونگي تدريس در مدرسه‌اي که مرحوم »ناصر دفتر روائي« در سال 1326 ه . ق در شهر خلخال تأسيس کرده مثال روش ديگري بر اين امر بديهي است . وي درخاطرات خود مي‌نويسد:
قضاراحاج ميرزا محمد تقي خوجيني که سابقا در بادکوبه مکتبخانه‌اي با اصول قديمه داشت و اخيرا حاج زين‌العابدين تقي اوف که از متموّلين و معارف خواهان عالم اسلامي قفقاز بود يک نفر معلم از اسلامبول به بادکوبه جلب کرد و جمعي از معلمان قديمي را تحت تعليم و تربيت او گرد‌آورده  و دارالتعليمي افتتاح کرد و اصول جديد تعليم و تدريس را به آن‌ها ياد داده بود . که از جمله آن‌ها حاج ميرزا محمد تقي بود که مدتي نيز دربادکوبه تدريس داشته و اين اوقات براي ديدار خانواده خود به خلخال آمده بود. 
با اين که در خلخال افکار عمومي به کلي از اين گونه تاسيسات بيگانه و اقدام بدان مستلزم انواع مخاطره و فداکاري‌ها بود نگارنده از روي يک احساسات دروني خود را براي مقابله با هر گونه مرارت و مخاطره حاضرکردم . و با استفاده از وجود حاج ميرزا محمد تقي مرحوم بدين اراده افتادم که مدرسه‌اي در قصبه خلخال افتتاح و خدمات وطني خود را از اين راه تعقيب نمايم . . .  اين مدرسه در جاي خود از حيث ترتيبات و اتحاد شکل لباس شاگردان و انتظامات داخلي از مدارس شهرهاي بزرگ پايي که نداشته و مخصوصا پيشرفت‌هايي در ظرف دو سه ماه براي شاگردان  تهيه مشهود گرديد و به خوبي از عهده ترکيب کلمات و خواندن و نوشتن برآمدند . درنظر همه حيرت‌آور و رفته رفته انظار عمومي را به طرف مدرسه جلب کرد و زبان طاعنان را کوتاه ساخت و اين حال در اثر مهارت تام و تمامي بود که حاج ميرزا تقي مرحوم در تدريس مقدماتي و جلب توجه اطفال داشت.
فقط نقصي که داشت اين بود _که اين فن را به زبان ترکي و از روي اصول عثماني تحصيل کرده بود . از قضا اين حال به مذاق شاگردان ابتدائي اين مدرسه که ترک زبانند مفيد افتاد و بهتر و سهل‌تر مي‌توانستند مطلب را درک نمايند .‌والا با اصول و اصطلاحات فارسي ممکن نيست اطفال خردسال ترک زبان ،‌خواندن و نوشتن را بدين زودي و سرعت زياد ياد بگيرند . (9)
نگارش و تدريس کتب درسي به زبان ترکي درآذربايجان ، مختص زنده ياد حاج ميرزا حسن رشديه نبود.‌پس از وي نيز اين اقدام خيرخواهانه را ديگري ادامه دادند از جمله کتب درسي پنج جلدي به زبان ترکي آذربايجاني تحت عنوان خمسه ادبيّه نيز از سوي ميرزا  صادق تبريزي فرزند ملا اسدالله در سال 1893 ميلادي( 1272شمسي) با اصول نوين تعليم و تربيت در تبريز چاپ و منتشر شده است._(10)
زبان ترکي در آن دوران نه تنها در مدارسي که خود آذربايجاني‌ها تاسيس کرده بودند تدريس مي‌شد ، بلکه در آموزشهائي هم که توسط ميسيون‌هاي آمريکائي و ديگران در شهرهاي آذربايجان تاسيس گرديده بود از جمله در مموريان(11) اسکول جزو برنامه‌هاي درسي بود دکتر »جان الدر« دراين زمينه مي‌نويسد:
در اين هنگام در آموزشگاه آمريکايي تبريز فقط زبان ارمني تدريس مي‌شد ومقصود اصلي ميسيون. تربيت عده‌اي از جوانان براي مشاغل آموزگاري و بشارت بود . زبان ترکي‌ نيز از آن جهت که زبان متداول آذربايجان بود در اين آموزشگاه شاگردان تعليم داده مي‌شد. کلاس‌هاي اول و دوم آموزشگاه که به ترتيب در سال‌هاي 1889و 1890 فارغ التحصيل شدند. هر يک از 7 نفر شاگرد تشکيل مي‌ شد . بار ديگر به کمک سخاوتمندانه خانم تاو يک سالن بزرگ و دو اطاق مطالعه ، مخصوصا به منظور توسعه بخش ترکي مدرسه ساخته شد . چون دايما تقاضا مي‌شد زبان انگليسي  هم در آموزشگاه تدريس شود . آقاي باسکرويل براي تدريس انگليسي و آقاي وانير براي تعليم زبان فرانسه ، توسط ميسيون استخدام شدند به تدريح والدين مسلمان به برتري آموزشگاه آمريکا پي برده فرزندانش را به آنجا فرستادند . در سال 1909 دويست و شصت و سه کودک در آموزشگاه تحصيل مي‌کرد . که از آن ميان 124 نفرشان مسلمان بودند . سال بعد .‌عده شاگردان به 313 نفر رسيد که قريب نيمي از آنان را کودکان مسلمان تشکيل مي‌دادند . در سال‌هاي بعد ، برنامه مدرسه را اصلاح و تکميل نموده . تدريس زبان‌هاي فارسي و روسي را هم به آن اضافه کردند(13). اين ميسيون در مراسم افتتاح کليسايي در تبريز، در سخنراني‌ها علاوه بر زبان‌هاي انگليسي و ارمني، از زبان ترکي نيز استفاده کردند . » دکتر جان الدر« مي‌نويسد: 
» در حدود سال 1890 يکي از دوستان آقاي » اولد فادرز« نوشت چون دخترش وفات يافته ميل دارد به ياد او هر طور که ميسيون تبريز صلاح بداند ،‌موسسه‌اي بنا کند . ميسيون تبريز پيشنهاد کرد با مبلغي که والدين دختر متوفي مي‌پردازند ، کليسائي در آن شهر ساخته شود. براي ساختن کليسا از تهران کسب اجازه شد و دستور رسيد که هيچ مانعي در امر ساختن ايجاد ننمايند .‌ساختمان کليسا در تابستان 1891 ، بدون برخورد به مانعي ، به اتمام رسيد . حتي در يکي از روزهاي ماه محرم جماعتي وارد محوطه کليسا شدند و رو به کارگران کرده و گفتند : خدواند به شما قوت دهد و کارتان را متبارک گرداند« بناي زيبائي با گنجايش 250 نفر ساخته شد . چون مخارج ساختمان از ميزان بخشش‌هاي کاوينگتون تجاوز کرد . مبلغ 450 تومان آن را در همان تبريز جمع کردند. در روز گشايش کليسا ، داخل عمارت از جمعيت مملو بود و تا آن روز کليساي تبريز چنين جمعيتي را به چشم نديده بود . مراسم گشايش و تقديس کليسا به سه ز بان ترکي و ارمني و انگليسي انجام يافت (14)
در دوران مشروطيت که تعداد مدارس در تبريز رو به افزايش گذاشته بود، تدريس به ز بان ترکي ادامه داشت و دانش آموزان که در صحنه‌هاي مختلف انقلاب شرکت فعال داشتند‌، تمام خطابه‌ها و اشعار خود را به زبان ترکي نوشته و قرائت مي‌کردند.
در اين ايام ، آگهي‌هاي متعددي براي پذيرش دانش‌آموز ، از سوي مداري تبريز در جرايد آن روزگار از جمله روزنامه » انجمن« به چاپ رسيده است که نشانگر تدريس به زبان ترکي در اين آموزشگاهها مي باشد . از جمله اين اعلان، از سوي مدرسه ادبيّه در شماره نهم نشريه » انجمن «که در تاريخ چهارم سوال 1324 ه، ق منتشر شده ، بدين شرح درج گرديده است:
» مدرسه ادبيّه قبول مي‌کند طفل هفت ساله را که هيچ  به مکتب نرفته ، در مدت چهار ماه به نوشتن جمع الفاظ مشکله خواه فارسي و خواه ترکي و عربي و عدد نويسي مي باشد دارا نمايد.‌ الان اطفالي که در مدرسه تحصيل مي‌کنند ،‌اولياي اطفال حق دارند آمده امتحان نمايند. محل مدرسه حاجي سيد حسين کهنه‌«.‌ 
فعاليت‌هاي سياسي دانش آموزان مدارس تبريز هم در صفحات جرايد آن عهد از جمله نشريه  » انجمن« منعکس است که محصلين چسان در صحنه‌هاي مبارزه حاضر شده و در حمايت از آزادي چه نقش ارزنده‌اي ايفا مي‌کردند . در تمام اين مجاهدت‌ها ، کودکان تبريزي خطابه‌هاي خود را به زبان مادريشان نوشته و همراه با اشعاري به زبان ترکي قرائت مي‌کردند . درشماره 44 روزنامه » انجمن « که در غره محرم 1325 ه .‌ق منتشر شده در اين زمينه آمده است:
روز پنجشنبه 23 ذيحجه (1324 برحسب موعد حضرات حجج الاسلام  و اعضاي محترم انجمن مبارک در تلگرافخانه حاضر شدند که با حضرات حجج الاسلام تهران و اعضاي دارالشوراي کبراي ملي مخابره حضوري نموده. صحّت و سقم اخبارات و مکتوبات منتشره و وارده را بدانند. اهالي نيز بازار و دکان را بسته و منتظر جواب سوالات و اجراي مطالب و عرايض بوده، در مساجد و تلگرافخانه جمع گشتند . تمامي اطفال و شاگردان کارخانجات فرشبافي که تعطيل کرده بودند ،‌به قدر هزار نفر در صحن تلگرافخانه جمع شده  به آواز حزين با شعارهاي ترکي مترنم بودند و مي‌گفتند » بير قاشيق قانيميز وار امنا و وکلاي ميلته نصار گتيرميشيک « حضار را رقّت دست داده ،‌مي‌"گريستند و مي‌"گفتند ما سلطنت مشروطه مي‌خواهيم. . . 
متعلمين مدرسه سعادت و ادبيّه و نوبر دبستان تماما با معلمين خود دسته به دسته در صحن تلگرافخانه جمع شده ، اشعار ذيل را مي‌خواندند:
آماليميز افکاريميز اقبال وطن‌دير
سر حدّ بيزه قلعه بيزيم خاک وطن‌دير
دعوا گونو يکسر گؤرونن قانلي کفن‌دير
ايرانليلاريق جان وئروبن نام آلاريق بير.
دعواده شهادتله هامي کام آلاريق ‌بير
قانيله قيليجدير گؤرونن بيرَقيميزده 
جان قوْرخوسو يوخدور ديلميزده جانيميزدا 
هر گوشه‌ده بير شير ياتيب توپراقيميزدا 
ايرانليلاريق جان وئرن نام آلاريق‌بيز
دعواده شهادتله‌ هامي کام آلاريق بيز
ايرانلي آدي هر اوره‌گه‌ لرزه سالاندير
اجداديميزين هيبتي معروف جهاندير
و خطابه مفصلي که مضمون آن مبتني بر سلطنت مشروطه و رفع و دفع ظالمين و مستبدّين و ترغيب و تحريص ملت براخذ حقوق خود بود ، قرائت کرده و مي‌گفتند» بير بير قاشيق قانيميزي اليميزه آليب ميلته نثار ائيله‌مگه گلميشيک . . .« 
متعلمين مدرسه رشديه و رشد قدس با ازدحام و جمعيت به تلگرافخانه آمدند . چون در صحن ،‌جا و مکان تنگ بود لهذا متعلمين دو مدرسه که قريب دويست نفر بودند بر بام اطاق‌هاي تلگرافخانه بالا رفته از آنجا اشعار ترکي و فارسي را با آهنگ غريب و حزين مي‌خواندند و مردم را به اخذ حقوق خود تشويق مي‌کردند . حقيقتاً عالم غريبي داشت. . . 
بعد متعلمين مدرسه پرورش (و مدرسه اول رشديه) با بيرق‌هاي سرخ که منقوش بود به (ياشاسين مشروطه) ، (ياشاسين انجمن)‌، (ياشاسين حريت) در دست شاگردان به تلگرافخانه آمده جهت ضيق مکان به پشت بام‌ها رفته با صف و نظام ايستاده ، بيرق‌ها را به پشت‌بام نصب نموده اشعار ذيل را خواندند:
چوخ ياشا اي انجمن اي افسر فوق وطن
دولت مشروطه ايله اولسون در امن
يا صاحب الزمان ظهورت شتاب کن
اسلام شد ز پاي تو پا در رکاب کن
و با ترکي مي‌گفتند خدايا خداوندا:
سود اَمَر اوشاقلار اوياندي
قيرميزي علملر گؤيه اوجالدي
بوتون قان رنگينه بوياندي
صور اسرافيل چاليندي
فريادلر گؤيه اوجالدي
تمام نظم‌لر پوزولدي
ميلت قوربانلارينين صفي دوزلدي
اي ژاپونلره رحم ائليين الله
اي ميکادوي ژاپوني آييلدان الله
تلگراف سيملري يورولدي
ملت‌ قاني هيجانه گلدي
اي مظلوملاري ظولمدن قورتاران الله
ملت سينه‌سين دويونمکدن 
توک تلگراف باران
جوان شاهيميزين قلبينه ائت
استبداد سئونلري پايمال ائت
ظولم قوشونوني داغيت
بيز ملت بيچاره ترحم ائت« 
اين دانش آموزان در مناسبت‌هاي مختلف با شور و شوق زايدالوصفي به انجمن ايالتي‌ آذربايجان آمده و خطابه‌هاي خود را که به زبان ترکي مي‌نوشتند براي حضار قرائت مي‌کردند.
در شماره‌‌هاي مختلف روزنامه‌» انجمن « از اين خطابه‌ها فراوان ديده مي‌شود. به عنوان مثال » خطابه‌ تلامذه مدرسه سعادت و نوبر« را که به مناسبت جشن اولين سالگرد صدور فرمان مشروطيت به رشته تحرير درآمده ،‌از شماره 116 نشريه » انجمن « که در تاريخ 25 جمادي الثاني 1325 ه . ق منتشر شده مرور مي‌کنيم:
»بو روز فيروز کي حقيقتاً ثاني نوروز ، بلکه ملي بايراملارين و نوبر شاگردلري تبريکات صميمانه‌لري يگانه حاميلريميز انجمن مقدس ملي حضور‌لارينا و حضرت اجل آقاي حکمران قوللوغونا خصوصا و افراد مجاهدين هموطنلريميزه عموما تقديم و حسّيات مليّه‌ميزي ذيلا عرض ائلمگه‌ جسارت ائيليروخ. 
دونياده هر بايرامين بير سببي واردير کي افراد ملت او بايرام گونون احتراميني و عظمتيني او سببه رعايت ائيلرلر و بو بايراملار هر ييريسي ميلتين بير قدرت و اختيار و شرف و اعتبار قازانديغي گوندور. 
بيزيم بو بايراميميزين شرف و اعتباريني تخمين ائيلياخ بيزيمکيلر نه باشارا بيلر، آنجاق دئيه‌بيللم کي بوگون بي‌ادب ستمگر و دلبخواه حاکم‌لرين ظلموندن گئجه گوندوز آخان گؤز ياشلاري قورودي و آجي آجي نوحه‌لر واينن‌لر شيرين شيرين اميدلره و تبسملره عوض اولدي، حدي حسابي اولچوسي اولمايان قولي چوماخلوخلاره سدّ چکيلدي و اللي آتميش ، بلکه نئچه يوز ايلليک مظلوملارين تظلم سسي بوگوندن اعتبارا ائشيديلماغا باشلادي . دين و دوولت يولوندا باش وئرن سربازلارين شرف و اعتباري کئچن ايل بو گونکي گون واسيطه‌سيله معين اولدي . بير ايل مقدم هر جور حقارت و بي‌‌اعتناليخلارا تقليد و پيرو اولورلار.
نئچه مين نفر بلکه خانوار زراعتچيلريميز کي ايندييه کيمي بير خداناشناس ويجدانسيز مباشرين و معده بخارينا و بير بوش سوزلرينه آيه مُنّزل کيمي اطلاعات ائيلردي و هر گونه حقوق بشريتدن محروم ائدرديلر اما ايندي طهران انجمن ملي سينده عالم و سوزي نافذ وکيللري وار بوندان اقدم بير نفر بدخواه و دشمن معارف مدرسه‌لريله ميخانه‌لري بير گؤزده گوررديلر بير حکم ايله مسدود ائدرديلر اولاد و مربيلريني سورغو سؤالسيز محکوم ائليب بيگانه مملکتلره نفي تبعيد ائيلر اما الحمدا.‌. . ايندي کمال شوق و اشتها ايله معلم‌لري آختاريرلار و نوباگان وطني تربيت و تعليم اوچون مجلس و انجمن‌لر منعقد اولور و مدرسه‌لر تاسيس ائديرلر. پس بيزيم بورجوموزديرکي بو مشروطه مقدسين يولونداکي طهران شهداسي و قراجه‌داغ و ماکو مظلوملاريني خير دعا ايله ذکر ائيلياخ و حال حاضرده جان و ماليله چاليشان وکيللريميزي دعا ائيليخاخ«.
اين روال ادامه داشت تا اين که بر سلسله منحوس پهلوي با تعطيل کردن مدارس ترکي در آذربايجان ، ضربه سنگيني بر روند پيشرفت و توسعه فرهنگي اين خطه حماسه آفرين وارد آورد .
»پروانه آبراهاميان« در اين زمينه مي‌نويسد:
» در اين بين اقدام رضا شاه براي يکسان سازي ملي رنجش‌هاي بيشتري بين اقليت‌هاي ديني و زباني ايجاد کرده .‌. . اما روبه تعطيل مدارس و چاپخانه هاي اقليت‌ها به ويژه به آذري‌ها سخت ضربه زد آذري‌ها شهري‌تر از کردها ، عرب‌ها ،‌بلوچ‌ها و ترکمن‌ها بودند . روشنفکران بومي داشتند .‌در نتيجه وقتي مدارس ،‌روزنامه‌ها و چاپخانه‌هاي فارسي در آذربايجان جايگزين مدارس ، روزنامه‌ها و چاپخانه‌هاي ترکي شدند . رنجش فرهنگي فزوني گرفت، نوسازي (مدرنيزاسيون) نوع جديدي از گروه گرائي را برانگيخته بود. نوعي نه مبتني بر روستاها ، قبايل و محلات شهري منطقه ،‌بلکه بر اقليت‌هاي زباني و فرهنگي خرده دولت(15).
اين ضربه رضاخان ميرپنج چنان طاقت‌فرسا بود که با گذشت هشتاد سال از آن روزهاي تير و تار، هنوز هم که هنوز است نوباوگان آذربايجان نمي‌توانند در کنار زبان فارسي ، زبان مادري خود را در مدارس بياموزند ، هر چند که طبق اصل 15 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، اين حق ابتدائي به صراحت به ايرانيان غير فارس داده شده است.
 زير نويس:
1و 2 ـ سولماز مدرس ـ» سواد آموز« يا » نوآموز« ـ اختر 1381/9/12 ـ ص 6
3 ـ براي اطلاع از شرح احوال رشديّه مراجعه کنيد به کتاب » تبريزشهر اولين‌ها « بهمين قلم
4ـ آقا محمد عبدالله يف ـ آذربايجان ديلي‌نين تدريس تاريخي ـ باکي ـ معارف ـ 1966  ـ‌ص 103 و 238
5 ـ‌ محمدعلي حسيني ـ رشديه  و وطن‌ ديلي ـ مهد آزادي ـ تورکجه‌ ادبيات صحيفه‌سي ـ 79/10/4
6 ـ حسن مجيدزاده (ساوالان ) ـ حاج ميرزا حسن رشديه‌ـ مجله وارليق ـ شماره 2 ـ خرداد 1358 ـ ص 47
7 ـ مهد آزادي ـ تورکجه ادبيات صحيفه‌سي ـ  1387/8/26ـ ص 4
8 ـ‌ سولماز مدرس ـ پيشين
9 ـ خاطرات و اسناد ناصر دفتر رواني ـ تهران ـ 1363 ـ به کوشش ايرج افشار ـ ص 21
10 ـ محمد لوي عباسي ـ مجله شفق ـ شماره مرداد 1325 ـ ص 41
11 و 12 ـ براي اطلاع بيشتر درباره مموريان اسکول و باسکرويل مراجعه کنيد به جلد دوم مشاهير آذربايجان به همين قلم
13 ـ تاريخ ميسيون آمريکائي در ايران ـ مترجم سهيل آذري ـ انتشارات نورجهان ـ تهران 1333 ـ‌ص 59 
14 ـ تاريخ ميسيون آمريکائي در ايران ـ مترجم سهيل آذري ـ انتشارات نورجهان ـ تهران 1333 ـ‌ص 59 
15 ـ‌ ايران بين دو انقلاب ـ ترجمه کاظم فيروزمند و . . . ـ ص 

 Ref: http://www.navidazerbaijan.com/

با پشتیبانی Blogger.
 
UrmiyeNews.Com - Batı Azerbaycan'ın Sesi
Tema: Bal Medya