"رسمیت زبان کردی در ترکیه" راه‌حل مسئله کرد می‌باشد

Kategori: , , , , , , , , , , Umud Urmulu - شنبه, آبان ۱۷, ۱۳۹۳ - 0 comments
اومود اورمولو 
بر اساس نظرات پرفسور دکتر فاضل حۆسنۆ اردم حقوقدان و عضو هیات علمی دانشگاه دجله ترکیه رسمیت زبان ترکی در منطقه خودمختار کردستان عراق قدمی مهم بشمار می‌آید و برای حل مسئله کرد در ترکیه نیز رسمیت زبان کردی می‌تواند به عنوان یکی از اقداما‌ت قابل توجه جهت مرتفع نمودن مسئله یاد شده تجویز گردد.
طی روزهای گذشته پارلمان کردستان عراق لایحه رسمیت زبان ترکی را در مناطقی که حدود 20% ترک‌نشین می‌باشند را به رای گذاشت و و لایحه یاد شده مورد قبول اعضای پارلمان واقع گردید به طوریکه زبان ترکی پس از زبان‌های کردی و عربی سومین زبان رسمی کردستان عراق اعلام شد. رسمیت زبان ترکی در کردستان عراق سبب افزایش حساسیت کردهای ترکیه‌ای نسبت به زبان مادری خود گردید.
ماده سوم قانون اساسی ترکیه بر رسمیت زبان ترکی دلالت دارد و ماده مذکور سبب عدم کاربرد رسمی زبان‌های دیگری شده است، البته یاد آور شویم که بر اساس رفرم‌های زبانی که از سال 2002 تا به اکنون صورت پذیرفته کاربرد زبان‌های گروه‌های ائتنیکی غیرترک در امور آموزشی، قضائی، سلامت و.. چه به عنوان دروس آموزش زبان مادری و یا تاسیس مدارس غیرانتفاعی آموزش زبان مادری به رسمیت شناخته شده است.
عضو هیات علمی دانشکده حقوق دیجله ترکیه تنها راه به رسمیت شناختن زبان کردی به عنوان دومین زبان رسمی ترکیه را تدوین قانون اساسی جدید معرفی می‌کند، وی جهت رسمیت 2 یا چندین زبان در ترکیه آلترناتیوهای متفاوتی را ارائه می‌کند. اردم باور دارد یکی از رویکردها در  قانون اساسی جدید می‌تواند عدم ذکر مسئله "زبان رسمی" باشد، دومین رویکرد در صورتیکه بر عدم ذکر نام زبان کردی یا دیگر زبان‌ها اصراری باشد می توان از عباراتی نظیر ‌"زبان‌های منطقه‌ای و یا بومی" استفاده نمود، در عین حال سومین رویکرد می‌تواند به صورت منفرد به ذکر تک‌تک زبان‌های رسمی در ترکیه اشاره نمود.
بنا به نظرات اردم بولیوی با 36 زبان رسمی و احترام به چندزبانگی – چندفرهنگی توانسته تمامیت ارضی خود را حفظ نموده و با مسئله زبان‌ها به صورت دمکراتیک برخورد نماید، در عین حال بسیاری از کشورهای اروپائی دارای چندین زبان رسمی می‌باشند و تجزیه نگردیده‌اند.
مسئله زبان‌های ملی در ایران
جغرافیای ایران نیز یکی از کشورهائی با تنوع زبانی وائتنیکی می ‌باشد که به طور رسمی تاکنون وجود گروه‌های ائتنیکی و زبانی غیرفارس در ایران توسط دولت و ملت حاکم کتمان گردیده و حق زیست را از زبان‌های غیرفارس تنها به سبب تمایز زبانی با گروه اقلیت حاکم گرفته است. در حالیکه کشورهای جنگ‌زده‌ای همچون افغانستان و عراق هر کدام دارای چندین زبانی رسمی منطقه‌ای و رسمی سراسری می باشند و کشورهائی نظیر ترکیه نیز به سرعت در حال گذر به سیستم‌های سیاسی و آموزشی تکثرگرا و چندزبانه‌اند در ایران شاهد تداوم رسمیت انحصاری زبان اقلیت حاکم و سیاست‌های خرد و کلان تکثرزدا، آسیمیلاسیونی، انکارکننده، ائتنوساید و ... می‌باشیم. همانطور که تجربه کشورهای دنیا و حتی کشورهای هم‌مرز ایران اثبات نموده یکی از اساسی‌ترین اقدامات جهت احقاق حقوق زبانی گروه‌های محکوم به رسمیت شناختن زبان‌ها و حقوق گروه‌های ائتنیکی محکوم در قوانین اساسی می باشد، البته طبیعتا مسئله گروه‌های محکوم در کشورهائی نظیر ایران به احقاق حقوق زبانی ختم نگردیده و مسئله دارای ابعاد مختلفی همچون تقسیم قدرت سیاسی را نیز در برمی‌گیرد. طبیعتا رسمیت و سراسری گشتن زبان ترکی در ایران می‌تواند به عنوانیکی از اقدمات اساسی دولت و ملت حاکم در حل و فصل دمکراتیک مسئله ترک در ایران گردد. ترک‌ها و رسمیت زبان ترکی در ایران
طبیعتا ترکان ساکن ایران دارای تفکرات سیاسی و اجتماعی متفاوت و متنوعی‌ از هم می‌باشند ولی آنچه که سبب معنا بخشیدن به مفهوم "ملت ترک" می‌گردد خواست و اراده‌ای مشترکی هست که بر رسمیت زبان ترکی و سراسری اعلام نمودن و ضمانت اجرائی آن توسط قانون اساسی ‌گرد هم آمده و توانسته به عنوان پل ارتباطی و عامل پیوندی در جامعه ترک عمل نماید.      
منبع ترجمه خبر: سایت راداو
http://tinyurl.com/lxafnxl

رسمیت چند زبان در کردستان عراق، تداوم سیاست تک‌زبانی در ایران

Kategori: , , , , , , , , , , , , Umud Urmulu - دوشنبه, آبان ۱۲, ۱۳۹۳ - 0 comments
اومود اورمولو
نماینده‌گان پارلمان منطقه کردستان عراق در نشستی رسمیت زبان ترکی ترکمانی را در مناطق کردستان عراق به رسمیت شناختند و با این قدم برداشته شده توسط حکومت خودمختار کردستان عراق به صورت رسمی این منطقه نیز به جمع مناطقی با رسمیت چند زبان پیوست.
دیروز لایحه‌ای که دربرگیرنده رسمیت زبان ترکی ترکمانی در منطقه کردستان عراق بود توسط تنی چند از نماینده‌گان کردستان عراق به پارلمان آورده شده بود و پس از رای‌گیری در کنار رسمیت زبان‌های کردی و عربی زبان ترکی ترکمانی نیز به عنوان سومین زبان رسمی منطقه خودمختار کردستان عراق به رسمیت شناخته شد و حکومت کردستان عراق شرط برخورداری از این حق را برای ترکان عراقی جغرافیاهائی که دربرگیرنده 20% جمعیت ترک‌نشین باشد را اعلام نموده است. 
آیدین معرۇف نماینده حزب جبهه ترکمان عراق با ذکر اهمیت رسمیت زبان ترکی ترکمانی در منطقه خودمختار کردستان عراق سخنان زیر را بیان داشت:
از این پس زبان ترکی در کنار زبان‌های عربی و کردی در منطقه خودمختار کردستان عراق از موقعیت رسمی برخوردار بوده و در ادارات، سازمان‌ها، نها‌دها و... نیز قابل کاربرد رسمی خواهد بود. مناطقی از اربیل و سلیمانیه که دارای جمعیت قابل توجهی ترکمان نشین می‌باشند از این پس می‌توانند از رسمیت زبان ترکی بهره ببرند.
وجود یا عدم وجود ساختارهای آموزش زبان ترکی در کردستان عراق
معروف با ذکر کاربرد زبان ترکی ترکمانی در مدارس عراق از سال 1993 خاطرنشان می‌کند:
ترکمانان در این موضوع دارای زیرساخت‌های لازم جهت آموزش زبان ترکی می‌باشند، برای مثال ما در اربیل 13 و در سلیمانیه دارای 3 مدرسه می‌باشیم که مفردات مدارس یاد شده تماما به زبان ترکی به دانش آموزان ارائه می‌گردد.  در دیگر سو تا به امروز هزاران جوان ترک از دانشگاه صلاح‌الدین اربیل موفق به اتمام تحصیلات خود در رشته زبان و ادبیات ترکی گردیده‌اند که می‌توانند در فراهم نمودن زیرساختهای آموزش زبان ترکی مسئولیت بر عهده گیرند. 
سوای اهمیت برخورداری زبان ترکی از موقعیت رسمی در منطقه خودمختار کردستان عراق تحقق کامل آموزش چندزبانه به صورت تساوی با شهروندان کرد کردستان عراق خود مقاله‌ای دیگر را می‌طلبد، ولی مهمترین مسئله شناخت زبان ترکی در کردستان عراق و گذر از سیستم تک‌زبانه و تک‌تیپ و ایدئولوژک به سیستم آموزشی تکثرگرا می‌باشد که می‌باید مسئولیت کردستان عراق را بابت این مسئله ستود. گذر کردستان عراق به سیستم آموزشی چندزبانه بیانگر واقعیت عدم قیاس این منطقه خودمختار با ایران می‌باشد. 
آموزش به زبان مادری ایران
علارغم اینکه جغرافیای ایران دربرگیرنده صدها گروه ائتنیکی و زبانی مختلف با اقلیت حاکم می‌باشد تاکنون به صورت رسمی وجود گروه‌های ائتنیکی و زبانی یاد شده از سوی دولت و ملت حاکم کتمان گردیده و شهروندان غیرفارس دولت ایران تنها به سبب تمایز زبانی و ائتنیکی با گروه اقلیت حاکم به واقع شهروندان درجه چندم دولت نگریسته شده‌اند. میلیون‌ها ترک که بی‌تردید بزرگترین گروه زبانی و ائتنیکی موجود در جغرافیای ایران‌اند علارغم داشتن پیشینه تاریخی دولت‌مداری ترکی و رسمیت زبان ترکی در دوره‌های متعدد حکمداران ترک اکنون از اولیه‌ترین حقوق زبانی و ائتنیکی محروم گردیده و حتی هزینه‌های ملی فراوانی برای تحقیر، کتمان، به زیر سوال بردن، طرد، آسیمیلاسیون و ... زبان و هویت ترک در ایران طی سال‌های گذشته و اکنون بکار بسته شده و می‌شود.
رسمیت انحصاری زبان اقلیت حاکم فارسی‌زبان
در حالیکه منطقه خودمختار کردستان عراق با جمعیتی حدود 5 میلیونی دارای 3 زبان رسمی کردی، عربی و ترکی می‌باشد ایران 75 میلیون نفری با صدها گروه ائتنیکی و زبانی دارای یک زبان رسمی می‌باشد و دولت و ملت حاکم با استفاده از ابزارهای تبلیغاتی وسیعی که دارند بر تداوم سیاست‌های تک‌زبانی و تحمیل زبان اقلیت حاکم بر میلیون‌ها غیرفارس به عناوین مختلف اصرار می‌ورزند، در منظر گروه اقلیت حاکم رسمیت چند زبان مسئله‌ای استثنائی تلقی گردیده در حالیکه امروزه رسمیت تک‌زبان در جغرافیاهائی به مانند ایران که میزبان صدها گروه ائتنیکی و زبانی می‌باشد موردی استثنائی هست.   
سیستم آموزش تک‌زبانه در ایران
سیستم آموزشی ایران بر پایه زبان اقلیت حاکم بنا نهاده شده و میلیون‌ها کودک ترک، عرب، بلوچ، کرد،گیلک، مازنی، لر و ... برای برخورداری از امکانات آموزشی دولت ایران می‌باید هویت ائتنیکی و زبان مادری خود را طرد نموده و در گفتمان اقلیت حاکم آسیمیله گردند تا بتوانند از امکانات دولتی برخوردار شوند. این مسئل در حالی صورت می‌پذیرد که قانون اساسی فعلی ایران در بندهائی سخن از مسئولیت دولت ایران در جهت فراهم نمودن زیرساخت‌های آموزشی برای تمامی شهروندانش را بیان می‌کند.
حسن روحانی و آموزش زبان مادری
در حالیکه حسن روحانی در صورت پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری تحقق آموزش به زبان مادری گروه‌های مغلوب را در سفر به مناطق ملی غیرفارس‌نشین وعده داده بود و حتی بیانیه‌ای را نیز امضا و منتشر نموده بود علارغم گذشت نزدیک به 2 سال از بر عهده گرفتن مسئولیت ریاست جمهوری توسط وی کوچکترین قدمی در راه آموزش به زبان مادری گروه‌های مغلوب برداشته نشده و شاهد تکرار گفتمان استعماری گذشته می‌باشیم.     
منبع ترجمه خبر:
http://tinyurl.com/m9su63o

آموزش به زبان مادری اقلیت سوریانی در ترکیه، محرومیت آموزش به زبان مادری در ایران

Kategori: , , , , , , , , , , , Umud Urmulu - جمعه, مهر ۰۴, ۱۳۹۳ - 0 comments
اومود اورمولو
مدرسه سوریانی موْر افرم که در منطقه یاشیل‌کؤی شهر استنابول واقع شده سال تحصیلی جدید را با میزبانی 22 دانش آموز آغاز نمود و هدف گزاری امسال مدرسه سریانی میزبانی 30 دانش آموز بیان شده است.
آخرین مدرسه سریانی‌ها در سال 1928 در شهر ماردین ترکیه بود و درست پس از 86 سال مدرسه سریانی موْر افرم کار خود را با جذب 22 دانش آموز جهت آموزش زبان سریانی آغاز نموده است. آغاز آموزش به زبان مادری سریانی‌ها پس از مجادله طولانی حقوقی در ترکیه و پیروزی در سال پیش که در دادگاه‌ عالی ترکیه کسب نمودند شروع شده است.
مجادله حقوقی سریانی‌ها جهت تحقق آموزش به زبان مادری
محکمه 13 اداری شهر آنکارا پارسال بخشنامه عدم گشودن مدرسه از سوی سریانی‌ها که توسط وزیر آموزش و پرورش ابلاغ گردیده بود را لغو نموده و در عین حال پس از لغو قرار صادره نیز اعتراضی از سوی وزیر آموزش و پرورش ترکیه به لغو قرار صورت نگرفت. وقف کلیسای مادر مریم استانبول پس از خرید محلی جهت تاسیس مدرسه اقدام به تهیه، تدوین و کاربرد مفردات درسی سریانی‌ها نموده و سپس برای کسب نشر به وزیر آموزش و پرورش فرستاده شد که سرانجام مسئولین آموزش و پرورش نیز اقدام به تصویب مفردات درسی سریانی‌ها نمودند و نهایتا سریانی‌ها موفق به شروع آموزش زبان مادری خود در سال جدید گشتند. شروع آموزش به زبان مادری سبب ایجاد هیجانی غیرقابل وصف در جامعه سریانی‌ها گردیده است.
تهیه و تدوین مفردات دروس آموزش زبان مادری
مفردات دروس زبان مادری سریانی‌ها توسط بخش انستیتوی سریانی دانشگاه آرتۇکۇله شهر ماردین ترکیه و به رهبری پرفسور محمد ساعد توپراق تهیه و تدوین شده است. ملزومات آموزش زبان سریانی به مانند آنچه که در مدارس ارمنی، رومی و یهودی موجود در ترکیه صورت گرفته توسط وزارت آموزش و پرورش نشر می‌گردد. 
تربیت معلمین آموزش زبان سریانی
به علت عدم وجود آموزش به زبان سریانی معلم و کادر آموزشی که دارای تسلط به زبان یاد شده باشد تربیت نگردیده و معلمین و کادر آموزشی فعلی به همراه دانش آموزان در حال گذراندن دوره فراگیری زبان سریانی می باشند.
ایران و آموزش زبان مادری
در حالیکه دولت ترکیه آموزش به زبان مادری را برای اقلیت 17.000 نفری سریانی به رسمیت شناخته در ایران شاهد تداوم انکار هویت‌های ائتنیکی غیرفارس و سیستم آسیمیلاسیونی آموزشی تک‌زبانه، ایدئولوژیک و تک‌تیپ‌ساز می باشیم. هدف سیستم آموزشی ایران نه تعلیم و تربیت کودکان بر اساس موازین حقوق بشری و مدرن جهانی بلکه فارسیزه کردن کودکان غیرفارس و ببار آوردن جامعه‌ای تک‌زبان و تک‌تیپ بر اساس ویژگی‌های گروه اقلیت فارسی‌زبان حاکم می‌باشد. در حالیکه اصل 19 قانون اساسی ایران بر حقوق برابر و مساوی مردم ایران فارغ از هر قوم، قبیله، رنگ، نژاد، زبان و ... و عدم امتیاز گروه ائتنیکی و زبانی بر دیگری تاکید‌ ورزیده ولی تاکنون میلیون‌ها شهروند ساکن ایران تنها به سبب تمایز زبانی و ائتنیکی با گروه اقلیت حاکم شهروندان درجه چندم دولت محسوب گردیده و از بسیاری از حقوق که اقلیت حاکم از آن بهره‌منداند محروم نگه داشته‌ شده‌اند. در عین حال اصل 30 قانون اساسی ایران از تکلف دولت به تامین وسایل آموزش و پرورش رایگان سخن می‌گوید در حالیکه میلیون‌ها غیرفارس به سبب عدم وجود آلترناتیو آموزشی و عدم جایگیری زبان مادری خود در سیستم آموزش ایران به صورت تحمیلی ملزم به آموزش زبان اقلیت حاکم می باشند.
وعده‌های حسن روحانی در مورد زبان مادری
در حالیکه حسن روحانی در ایام قبل انتخابات ریاست جمهوری و سفر به شهرهای ترک‌نشین و دیگر شهرهای غیرفارس‌نشین وعده تحقق آموزش به زبان مادری را داده بود تاکنون علارغم گذشت بیش از 1 سال از روی کار آمدن دولت وی کوچکترین اقدام عملی در جهت آموزش زبان مادری گروه‌های ائتنیکی مغلوب صورت نگرفته و میلیونها کودک ترک، عرب، بلوچ، کرد، گیلک، مازنی و ... امسال نیز سال تحصیلی جدید را بدون زبان مادری خود و با تحیمل زبان اقلیت حاکم آغاز نمودند.        
منبع ترجمه خبر:
http://tinyurl.com/l2zuv9b

"زبان ترکی" یکی از بهترین زبانها جهت آموزش علم ریاضیات

Kategori: , , , , , , , , , , , , Umud Urmulu - سه‌شنبه, مهر ۰۱, ۱۳۹۳ - 0 comments
اومود اورمولو
به نظر شما ریاضیات را به کمک کدام زبان به راحتی می توان آموخت؟ 
بر اساس نتایج آخرین تحقیقات علمی صورت گرفته فراگیری ریاضیات با زبان‌های ترکی، کره‌ای، چینی و ژاپنی در قیاس با زبان انگلیسی به مراتب راحت‌تر می باشد، دانشمندان علت راحتی فراگیری ریاضیات به زبانهای یاد شده را به کلمات و افاده‌های موجود در هر یک از زبان‌های یاد شده پیوند می‌دهند. نتایج تحقیقات مذکور حاکی از شمارش و حساب آسان در کودکانی که به هر یک از زبان‌های ترکی، چینی، ژاپنی و کره‌ای تسلط دارند می‌باشد. 
تاثیر تفاوت‌ زبان‌ها در فراگیری ریاضیات به صورت نوشتاری توسط کودکان یکی از مهمترین مباحثی می باشد که پداگوگ‌ها و روانشناسان در پی یافتن پاسخی علمی برای آن‌اند.  آخرین تحقیقات مرتبط با موضوع یاد شده حاکی از تاثیرات مضر کلمات زبان انگلیسی در کودکانی که به این زبان به شمردن و حساب می پردازند می باشد، محققین برای خنثی نمودن تاثیر مضر زبان انگلیسی در فراگیری ریاضیات توسعه مهارت ریاضی را در سنین پائین و به کمک بازی‌ها پیشنهاد می کنند.
بر اساس تحقیقات پرفسور کارن فوسون از بخش آموزشی دانشگاه نوروسترن و پرفسور یئپینگ‌لی به عنوان کارشناس آموزش ریاضی از دانشگاه A&M تگزاز که سال‌ها در مورد تفاوت‌ زبان‌های چینی و انگلیسی به تحقیق می پردازند اعداد شمارشی در زبان چینی دارای 9 نام ولی در زبان انگلیسی دارای 20 نام مختلف می باشند.
در اصل مشکل در زبان انگلیسی از شماره 11 شروع می گردد، شماره 11 در زبان انگلیسی دارای اسم ویژه‌ای می باشد ولی برای مثال در زبان ترکی نحوه تلفظ 11 به صورت "اۏن"(ده) و "بیر"(یک) به طوری که اول کلمه اۏن تلفظ شده و سپس بیر به آن افزوده می‌شود. کودکان به سبب سیستم تلفط و یادگیری آسان اعداد بالاتر از 10 بهتر و راحت‌تر می توانند شمارش اعداد و حساب را درک نموده و ارزش‌های ریاضی را متوجه گردند. 
وجود نامهای ویژه برای اعداد بزرگتر از 10 در زبان انگلیسی و تشابه تلفظ بعضی از اعداد سبب بروز اشتباهات در کودکان به هنگام یادگیری شمارش اعداد و پایه‌های حساب می گردد. در عین حال سردرگمی ناشی از جمع و تفریق اعداد در چندین مرحله در زبان انگلیسی سبب عدم درک کودکان از محتوای ریاضیات در زبان انگلیسی و افزایش بروز خطاها می شود. 
دکتر فوسون که نویسنده چندین کتاب ریاضی مفردات درسی می باشد مشکلات یاد شده در فراگیری ریاضیات را بسیار ناچیز شمرده و قدم‌های احتمالی که دربرگیرنده راه‌حل‌هائی برای موارد یاد شده باشد را سبب بروز مشکلات عدیده دیگری همچون کاهش فعالیت و ظرفیت یادگیری حافظه معرفی می کند، وی برای کودکانی که دارای زبان مادری انگلیسی می باشند کتابی با نام "Math Expressions" جهت کمک به آموزش آسان ریاضیات نگاشته است.
بر اساس نتایج تحقیقاتی که بر روی کودکان ابتدائی کشورهای آسیای شرقی صورت پذیرفته اکثر کودکان در قیاس با کودکانی که دارای زبان مادری انگلیسی می باشند در اعمال تفریق و جمع دارای مهارت‌های به مراتب بهتری‌اند، کودکانی که برای مثال دارای زبان مادری چینی می‌باشند در جمع اعداد دو رقمی از شیوه جداسازی اعدا به صورت یکان و دهگان بهره می برند.      
تاثیرات مضر زبان انگلیسی در فراگیری ریاضیات با توجه به مقایسه نتایح تحقیقی که بر روی 59 کودک 3 تا 11 ساله انگلیسی زبان در ایالت اوتاوای کانادا و 88 کودک ترکیه‌ای که دارای زبان مادری ترکی بوده‌اند به سال 2014 صورت پذیرفته قابل لمس می‌باشد. نتایج تحقیقات یاد شده که توسط مدیر علوم مفاهیمی دانشگاه کارلوت صورت گرفته حاکی از مهارت کودکان ترک در شمارش و درک اعداد می باشد در حالیکه در کودکانی که دارای زبان مادری انگلیسی بوده‌اند سطح یکسانی مشاهده نگردیده و کودکانی که دارای زبان مادری ترکی بوده‌اند به راحتی توانسته‌اند که مهارت ریاضیات خود را افزایش دهند. 
ترجمه آزادی از مقاله:    
http://tinyurl.com/nqsgfhd

آیا توسعه اقتصادی سبب مرگ زبانها می گردد؟

Kategori: , , , , , , , , , , , , , Umud Urmulu - چهارشنبه, شهریور ۲۶, ۱۳۹۳ - 0 comments
اومود اورمولو
بر اساس نتایج جدیدترین تحقیقات صورت گرفته توسعه اقتصادی سبب نابودی بسیاری از زبانهای اقلیت در اقصی نقاط دنیا الخصوص آمریکای شمالی، آروپا و استرالیا و.. گردیده است.
تحقیقات یاد شده به رهبری دکتر تاتسوآ آمانو از دانشگاه کمبریج صورت پذیرفته و نتایج تحقیقات نیز در مجله معتبر Proceedings of the Royal Society منتشر گردیده است، دانشمندانی که در تحقیقات مذکور حضور داشته‌اند بر حفاظت از زبانهای در معرض خطر مرگ‌زبانی تاکید ورزیده‌اند.
زبانهای در معرض خطر مرگ‌زبانی
بر اساس نظریات دکتر آمانو حدود یک چهارم(25% کل زبانهای زنده دنیا)زبانهای موجود در دنیا در معرض خطر واقع گردیده‌اند، نتایج بررسی‌های تحقیق مذکور حاکی از تاثیرات مضر توسعه اقتصادی بر زبانها در اکثر کشورهای دنیا می باشد.
تعداد متکلمین زبان Upper Tanana در آبلاسکا به حدود 25 نفر رسیده و زبان یاد شده تماما در معرض نابودی واقع شده است. در اروپا زبان Ume Samii و در فرانسه نیز زبان Auvergnat با ریسک نابودی مواجه می باشند. 
دکتر آمانو باور دارد "با گسترش اقتصاد در کشورها توسعه آموزش به زبان رایج یا حاکم سبب نابودی دیگر زبانهای مغلوب می ‌گردد"، او معتقد هست بسیاری از انسانها برای عدم طرد از زندگی اجتماعی، سیاسی و اقتصادی ملزم به فراگیری زبان مغلوب در جامعه می باشند. دکتر آمانو و همکارانش معتقدند که می باید برای حفاظت از زبانهای در معرض خطر پروژه‌های علمی و عملی با توجه به تجربه‌های موفق جهانی حفاظت از زبانها طراحی و تدوین گردد.     
نقش اقتصاد و سیاست در مرگ زبانها
دکتر دنیل کافومان رئیس زبانهای در معرض خطر از نقش مهم و عمده اقتصاد، اجتماع، سیاست و فرهنگ در مرگ زبانها در قیاس با عوامل محیطی خبر می دهد، بنا به گفته‌های وی در گذشته زبانها به سبب عوامل محیطی محکوم به نابودی می شدند ولی امروزه فاکتورهای سیاسی و اقتصادی جزء مهمترین عوامل مرگ زبانها محسوب می شوند.
جایگاه زبان ترکی در اقتصاد ایران
روزگاری نه چندان دور که بازارهای تبریز و اورمیه به عنوان یکی از مهمترین گذرگاه‌های جاده ابریشم محسوب می‌گردیدند به طبع آن زبان ترکی نیز در میان بازاریان، اصناف و تولیدات از جایگاه بسزائی برخوردار بود به طوریکه اکثر امورات اقتصادی بازارهای تبریز و اورمیه به زبان ترکی بود و حتی به جرات می توان ادعا نمود که بازاریان و ریش‌سفیدان بازار بسیار بیشتر از زبان فارسی به زبانهای ترکی عثمانی و روسی تسلط داشتند، ولی از سالهای آخر سقوط امپراطوری ترک قاجار رفته‌رفته بازارهای تبریز- اورمیه و به طبع آن زبان ترکی جایگاه خود را در اقتصاد از دست داده و اغلب بازاریان برای گذران چرخ اقتصادی خود ملزم به فراگیری و کاربرد زبان اقلیت حاکم فارس‌زبان نمودند. رخت بربستن زبان ترکی از بازارهای تبریز و اورمیه به موازات انتقال اقتصاد از تبریز به تهران صورت پذیرفت و گسترش وسایل ارتباط جمعی و مئدیاهای مختلف نیز که به انحصاریترین زبان اقلیت حاکم بود ضربه نهائی را بر پیکر زبان ترکی و اقتصاد در آزربایجان وارد نمود. در کنار تغییر مرکزیت اقتصادی از تبریز به تهران رسمیت انحصاری زبان اقلیت حاکم و تحمیل آن بر میلیونها ترکی که از آموزش به زبان مادری خود محروم داشته شده‌اند سبب وارد ساختن ضربات متعدد و کارائی بر زبان ترکی گردیده به طوریکه نسل جوان ترک امروزه از لغات و اصطلاحات قدیمی ترکی آگاهی ندارد و با پدران و مادربزرگان خود به زبان دیگری به جزء زبان مادری به برقراری ارتباط می پردازد که این مسئله نیز سبب عدم انتقال زبان ترکی و دارائی‌های این زبان غنی و زیبا به نسلهای بعدی ترک خواهد گردید.        
منبع ترجمه خبر:
http://tinyurl.com/pv26dja 

فراهم نمودن زیرساختهای آموزش زبان مادری در ترکیه، تداوم عدم آموزش به زبان مادری در ایران

Kategori: , , , , , , , , , , , , Umud Urmulu - چهارشنبه, شهریور ۱۹, ۱۳۹۳ - 0 comments
اومود اورمولو
دولت ترکیه که در راستای تحقق "حق برخورداری از آموزش زبان مادری" تمامی شهروندان خود فارغ از منصوبیت ائتنیکی، دینی و فرهنگی قدمهائی با توجه به تغییرات قانون اساسی و تصویب بندهای جدید برداشته اینبار با همکاری ارگانهای آموزشی و ان‌جی‌او‌های غیردولتی دست به اجرای پروژه پیلوت در 3 شهر با اکثریت کرد‌نشین جهت آموزش زبان مادری زده است.
بنا به اخبار منتشر شده دولت ترکیه در حال فراهم نمودن زیرساختهای آموزشی لازم جهت آموزش  زبان مادری در مدارس مناطق پیلوت می باشد که هدف‌گذاری اول با آموزش زبان مادری 300 دانش آموز از تاریخ 15 سپتامبر آغاز خواهد شد.
همکاری ان‌جی‌اوها و ارگانهای آموزشی 
پروژه پیلوت آموزش به زبان مادری در ترکیه با همکاری ارگانها و ان‌جی‌اوهائی آموزشی نظیر خانه‌های حمایت از آموزش(MAPER)، حرکت آموزش و زبان کردی(TZP Kurdî) و حرکت ائییتیم‌ سه‌ن(Eğitim sen) صورت خواهد پذیرفت. مدارس انتخاب شده جهت آموزش زبان مادری در 3 شهر و منطقه دیاربکیر- باغلار، حکاری- یۆکسک‌اۏوا و شیرناک-جیزره صورت خواهد گرفت. 
مفردات آموزش زبان مادری
مفردات دروس آموزش زبان مادری نیز در برگیرنده دروس آموزش و خواندن زبان کردی، زندگی و محیط زیست، ریاضیات، موزیک، نقاشی، تربیت بدنی و ... خواهد بود. مفردات درسی نیز از سوی کمسیونهائی که از سوی ارگانها و ان‌جی‌اوهای آموزشی کردی تهیه و تدوین گردیده است. 
بایکوت 2 هفته‌ای مدارس دولتی
اکثر قریب به اتفاق سازمانها، نهادها و ان‌جی‌اوهای کردی به سبب عدم تحقق تمامی خواستهای آموزش زبان مادری خود در مدارس دولتی طی بیانیه مشترکی 2 هفته مدارس دولتی را بایکوت خواهند نمود.   
به رسمیت شناختن آموزش زبان مادری در قانون اساسی ترکیه
فراهم ساختن زیرساختهای آموزش زبان مادری در ترکیه پس از تصویب پاکتهای متوالی که با نام دمکراتیزه کردن ترکیه به تصویب رسیده آغاز گردیده است، بر اساس مواد تصویب شده مرتبط با آموزش زبان مادری دولت ترکیه به صورت رسمی حق آموزش زبان مادری را در مدارس خصوصی به رسمیت شناخته و در عین حال در مدارس دولتی نیز ساعات و دروسی با نام آموزش زبان مادری که دربرگیرنده آموزش زبان مادری و فرهنگ گروه‌های اقلیت ترکیه‌ای می باشد را در دستور کار قرار داده است. 
آموزش به زبان مادری در ایران
در حالیکه تنوع ائتنیکی، دینی، فرهنگی و زبانی موجود در جغرافیای ایران به مراتب متنوعتر از ترکیه میباشد دولت و ملت حاکم به صورت رسمی وجود تنوعات زبانی، دینی و فرهنگی را کتمان نموده و به بکار بستن سیاستهای سیستماتیک یکسان‌سازی سعی در زدودن تنوعات زبانی، فرهنگی و دینی موجود در جغرافیای یاد شده را با بکارگیری ابزارهائی نظیر رسمیت انحصاری زبان اقلیت حاکم فارس‌زبان و سیستم آموزشی اجباری به زبان گروه اقلیت حاکم به پیش می رانند. در جغرافیای ایران میلیونها ترک که بزگترین گروه ائتنیکی و زبانی موجود در این جغرافیا می باشند به صورت مستقیم و سیستماتیک با سیاستهای انکار زبان و هویت ائتنیکی ترک مواجه‌اند و مورد انواع تبعیضات آموزشی، ائتنیکی، فرهنگی و زبانی تنها به سبب تمایز ائتنیکی و زبانی با گروه اقلیت حاکم قرار می گیرند، در عین حال دولت و ملت حاکم به صورت رسمی- غیررسمی وجود شهروندانی با هویت ائتنیگی ترک و زبان مادری ترکی را اکنون نیز کتمان و انکار می کند. 
حسن روحانی و وعده‌ آموزش به زبان مادری
حسن روحانی در ایام تبلیغاتی انتخابات ریاست جمهوری در سفرهای متعددی که به مناطق ملی غیرفارس‌نشین داشت در صورت پیروزی در انتخابات وعده آموزش به زبان مادری گروه‌های مغلوب را داده بود که علارغم گذشت بیش از 1 سال از آغاز بکار دولت وی و شروع 1 مهر که روز زبان‌کشی میلیونها دانش آموز غیرفارس می باشد شاهد کوچکترین اقدام عملی و قانونی در مورد آموزش به زبان مادری گروه‌های محکوم نمی باشیم.     
منبع ترجمه خبر:
http://tinyurl.com/nyquto5

بازگرداندن اسامی ترکی محلات شهر اورمیه و پروژه خدمات شهرداری چندزبانه

Kategori: , , , , , , , , , , Umud Urmulu - یکشنبه, شهریور ۱۶, ۱۳۹۳ - 0 comments
اومود اورمولو
پس از فروپاشی سلسله ترک قاجار به سبب سیاستهای دولت- ملت‌سازی که بر پایه تفکر یکسان‌ساز، تک‌زبان و تک‌ایدئولوژیک شکل گرفت جهت ترویج زبان اقلیت حاکم برگزیده دولت در کنار رسمیت انحصاری زبان فارسی، آموزش اجباری به زبان اقلیت حاکم و ممنوعیت کاربرد دیگر زبانها در امر آموزش و دیگر موضوعات اجتماعی رسمی / غیررسمی به سیاست اصلی دولت مبدل گردید که یکی از زیرمجموعه سیاستهای دولت نیز "فارسی‌سازی" اسامی شهرها، محلات، کوه‌ها، دشت‌ها، رودها و... برای زدودن چهره ترکی مناطق ملی ترک‌نشین و دیگر مناطق غیرفارس‌نشین بود که بر اساس آمار غیررسمی طی سالهای یاد شده تا به اکنون بیش از 8 هزار اسامی اصیل و تاریخی ترکی در نقاط مختلف ترک‌نشین جغرافیای ایران با اسامی جعلی و بعضا تحقیر کننده فارسی تغییر داده شدند، که حتی چندی پیش معاون استانداری آزربایجان غربی در مصاحبه خود با مئدیای دولتی به وضوح از تغییر 2 هزار نام ترکی به اسامی فارسی طی دوران پهلوی خبر داد ولی به تداوم سیاستهای فارسی‌سازی پس از دوران پهلوی هیچ اشاره‌ای ننمود. گروه اقلیت حاکم طی این سالها جهت فارسیزه‌ کردن اسامی اصیل و تاریخی ترکی دست به تصویب مواد قانونی زده که به وضوح تصویب چنین موارد قانونی حاکی از سیاست‌های سیستماتیک نژادپرستانه، یکسان‌ساز و ترک‌ستیز در قانون اساسی ایران می‌باشد.    
شهر اورمیه که در جایگاه سوم شهرهای با اکثریت ترک‌نشین پس از تبریز و تهران واقع شده از سیاست فارسی‌سازی اسامی ترکی نیز نصیب خود را برده و هزاران نام اصیل ترکی محلات، رودها، کوه‌ها، چشمه‌ها و ... اورمیه با اسامی جعلی فارسی تغییر داده شدند. طی هفته‌های گذشته شهردار اورمیه طی عملی قابل تحسین اقدام به نصب تابلوهای اسامی اصیل و قدیمی ترکی بعضی از مناطق و محلات شهر اورمیه نموده، گرچه‌که علارغم فارسیزه‌ کردن اسامی ترکی محلات اورمیه سالهاست مردم از نامهای قدیمی و اصیل ترکی بهره می برند و کاربرد اسامی جعلی فارسی محدود به اومورات رسمی و دولتی می باشد ولی نصب تابلوهای ترکی در اورمیه خود به وضوح نشانگر مثمرثمر بودن مجادله هویتی و زبانی جامعه ترک و شکست سیاستهای فارسی‌سازی و طرد زبان و هویت ترکی در ایران میباشد. بازگرداندن اسامی ترکی به محلات اورمیه گرچه به صورت رسمی صورت نپذیرفته و تمامی نامهای جعلی فارسی محلات اورمیه همچنان در کنار تابلوهای غیررسمی ترکی که با رنگی دیگر مشخص شده وجود دارد و در عین حال نوشتار تابلوها نیز به هیچ وجه بر اساس قوانین زبان ترکی نبوده بلکه به شیوه فارسیزه شده اسامی ترکی با الفبای انگلیسی میباشد. ولی همین حرکت شهردار اورمیه در جغرافیائی به مانند ایران که سیاست رسمی دولت و ملت حاکم بر اساس انکار و تحقیر وجود انسانهائی با "هویت ترک" و "زبان مادری ترکی" می باشد خود به نوعی ساختارشکنانه می باشد.
بازگرداندن اسامی ترکی محلات شهر اورمیه هرچند عملی جزئی و کوچک در راه احقاق حقوق جامعه ترک در ایران بشمار می آید ولی سوالاتی مبنی بر نقش شهرداری‌ها را در جامعه به‌ همراه داشته که آیا شهرداریها می توانند پیش‌رو مجادله هویتی و انکار گروه‌های محکوم باشند یا نه. برای روشنتر شدن نقش شهرداریها به گوشه‌ای از فعالیتهای شهرداری منطقه کردنشین دیاربکیر ترکیه خواهیم پرداخت که شباهتهای متعددی با وضعیت ایران از بعد ساختار و قوانین سیاسی و اداری دارد، گرچه که شهرداران در ترکیه توسط رای مستقیم مردم برگزیده میشوند ولی در ایران از بالا و بیشتر برآیند مافیای قدرت‌اند تا انتخاب مردم. 
علارغم عدم رسمیت زبان کردی در ترکیه تابلوی رسمی ورودی شهردار شهر دیاربکیر به دو زبان ترکی و کردی می باشد که در تابلوی کردی بجای نام شهر دیاربکیر نام "آمد" که بنا به باور گروهی از جامعه کرد نام اصلی شهر دیاربکیر می باشد بکار برده شده، در عین حال سایت رسمی شهرداری به سه زبان ترکی، کردی و انگلیسی بوده و تمامی خدمات شهرداری به 3 زبان یاد شده ارائه می گردد(سایت شهرداری سور به زبانهای ترکی، کردی زازاکی، کردی کرمانجی، انگلیسی و ارمنی می باشد). شهردار دیاربکیر در کنار موارد یاد شده به فعالیتهائی همچون ایجاد و ترویج کاربرد اتیکت‌های رسمی به زبان کردی در بازار و اصناف(ترویج زبان کردی در اقتصاد)، حمایت مادی از فعالیت ان‌جی‌اوهای مرتبط با زبان و فرهنگ کردی، برگزاری فستیوالهای مختلف با محوریت زبان و فرهنگی کردی، ارائه خدمات شهرداری به چندین زبان، نصب تابلوهای راهنمائی و رانندگی چندزبانه، بکار بستن شرط استخدامی همچون آشنائی با زبان کردی و ... پرداخته است. عبدالله دمیرباش شهردار سور دیاربکیر یکی از شروط لازم و اجباری توافقنامه کار در شهرداری را آشنائی به زبان کردی گنجانده، چونکه بر اساس گفته‌های وی آشنائی به زبان ترکی بر اساس قانون یکی از ملزومات استخدام در شهرداری می باشد و با بکار بستن شرط داشتن مهارت به زبان کردی بی‌عدالتی و نابرابری موجود در قانون اساسی ترکیه رفع گردیده است. حتی شهردار برای استخدامین سالهای گذشته نیز اقدام به برگزاری کلاسهای آموزش زبان کردی نموده تا بنا به گفته وی چونکه 72% مردم شهر سور دارای زبان مادری کردی می باشند شهردار و خدمه آن بتوانند به راحتی با مردم ارتباط برقرار نموده و به ارائه خدمات بپردازند.  
یکی از فعالیتهای قابل تامل شهرداری سور گشایش کلاسهای آموزش زبان کردی و تهیه و تدوین مفردات دروسی همچون ریاضی، فیزیک، فلسفه، تاریخ و ... به زبان کردی می باشد، بر اساس نظریات شهردار زبان کردی نه تنها تهدیدی برای امنیت ملی و یکپارچگی ترکیه نیست بلکه سبب افزایش اتحاد در جامعه نیز می گردد. در اولین دوره کلاسهای آموزش زبان کردی شهرداری حدود 150 دانش آموز شرکت نموده‌اند که در پایان برگزاری کلاسهای آموزش زبان مادری تمامی دانش آموزان دیپلم آموزش زبان کردی را نیز دریافت خواهند نمود.       
حال سوال اینجاست که شهرداری اورمیه و دیگر شهرداران مناطق ترک‌نشین ایران نیز می توانند به فعالیتهائی نظیر موارد یاد شده بپردازند؟ آیا قدم بسیار باتاخیر شهرداری اورمیه قابل قیاس با اقدامات عملی شهرداری‌های مناطق کرد‌نشین ترکیه می باشد؟ آیا شهرداران مناطق ترک‌نشین برخواسته از جامعه ترک‌اند یا کدخدایان مدرن حکومت مرکزی در مناطق ترک‌نشین؟  
منابع:
سایت رسمی شهرداری دیاربکیر:
http://www.diyarbakir-bld.gov.tr/default.aspx
سایت رسمی شهرداری سور:
http://sur.bel.tr/turkce/ 
خبر کاربرد زبان کردی از سوی اصناف و بازاریان:
http://tinyurl.com/ny78kno
خبر شرط مهارت به زبان کردی در استخدام کارکنان شهرداری:
http://tinyurl.com/lezrh36     
خبر تاسیس کلاسهای آموزش زبان مادری توسط شهرداری سور:
http://tinyurl.com/d9jg7qt

نماینده سنندج: طلسم تدریس به زبان کردی در مدارس شکسته شود

Kategori: , , , , , , , , , , Umud Urmulu - پنجشنبه, شهریور ۱۳, ۱۳۹۳ - 0 comments
اومود اورمولو
سید حسن علوی نماینده سنندج، دیواندره و کامیاران در جلسه مشترک آموزش و پروش استان با وزیر آموزش و پرورش به تصویب مصوبه تدریس به زبان کردی در دانشگاه‌های کردستان از سوی فرجی دانا وزیر سابق علوم اشاره نموده و گفته "طلسم تدریس به زبان کردی می باید در مدارس شکسته شود"، علوی در ادامه سخنان خود بر اجرائی شدن مصوبه تدریس زبان کردی در دانشگاه‌ها و مدارس کردستان تاکید نموده است. 
ایشان در ادامه سخنان خود بر اصل قانون اساسی تاکید ورزیده و ابراز نموده اصل قانون اساسی مصوبه تدریس به زبان کردی در دانشگاه‌های کردستان را قانونی‌تر می کند، وی با بیان اینکه دولت تدبیر و امید باید این اصل را رعایت کرده و و مجوز داده شده را اجرایی کند، افزوده: ما همه به این دولت برای اجرایی کردن تدریس و آموزش زبان کردی امیدوار هستیم.
حق آموزش به زبان مادری و سکوت معنادار نماینده‌گان ترک 
در حالیکه نماینده‌گان اقلیت کرد از هر فرصتی برای برخورداری از حق آموزش به زبان مادری خود بهره می برند به صورت حیرت‌آوری نماینده‌گان ترک موجود در مجلس ایران سکوت معناداری را در قبال مسائل جامعه ترک برگزیده‌اند که سکوت یاد شده بهترین نشانه از گسست مابین جامعه ترک و نماینده‌گان ترک موجود در مجلس ایران می باشد که اینان هیچ حق تمثیلیتی از سوی جامعه ترک ندارند. اغلب نماینده‌گان ترک موجود در مجلس ایران بجای بررسی و سخنگوئی مشکلات جامعه ترک در پی پر نمودن جیب خود و اطرافیان خویش می باشند و ارتباط منطقی را مابین جامعه ترک و نماینده‌گان مذکور نمی توان یافت. سوال اینجاست که آیا نماینده‌گان ترک موجود در مجلس ایران از اساسیترین مشکل جامعه ترک که همانا برخورداری از حق آموزش به زبان مادری می باشد آگاه نیستند یا نمی‌خواهند موقعیت خود را با اعتراض به بی‌عدالتی و تبعیض آموزشی و زبانی موجود در ایران و دفاع از حق آموزش به زبان ترکی میلیونها شهروند ایران به خطر بیاندازند؟ بی‌تردید پاسخگوئی سوال یاد شده زیاد مشکل نیست، جامعه ترک می باید در برگزیدن تمامی نماینده‌گانی که در قبال مهمترین مسائل جامعه ترک سکوت اختیار می کنند به مجلس تجدید نظر کند چون ما به عنوان جامعه ترک می‌باید انسانهائی را به مجلس ایران بفرستیم که از موارد یاد شده در قانون اساسی دولت ایران و حداقلترین فرصتهای بدست آمده در جهت برخورداری جامعه ترک از حقوق خویش از جمله آموزش به زبان مادری دفاع کنند.  
حسن روحانی و وعده‌هائی که تحقق نیافت
حسن روحانی که در ایام سفرهای تبلیغاتی قبل از انتخابات رئیس جمهوری که به شهرهای ترک‌نشین تبریز،اورمیه، اردبیل و .. داشت 3 وعده اساسی تاسیس فرهنگستان زبان و ادب ترکی، احیاء دریاچه اورمیه و آموزش به زبان مادری را به جامعه ترک بود علارغم گذشت بیش از 1 سال از آغاز بکار دولت وی تاکنون کوچکترین اقدام عملی و قانونی در جهت تحقق هر یک از 3 وعده وی مشاهده نگردیده است. حسن روحانی تنها با تقلیل تاسیس فرهنگستان زبان و ادب ترکی از مسئله‌ای ملی به شهری از استاندار شهر تبریز خواسته که اقداماتی در این مورد انجام دهد که بنا به اخبار منتشر شده در مئدیای دولتی استانداری تبریز نیز از آماده بودن اساسنامه "فرهنگستان زبان ترکی آذری" خبر داده است، فقط مسئله اینجاست که آیا هدف دولت ایران با برگزیدن نام نژادپرستانه‌ای همچون "آذری" برای فرهنگستان زبان و ادب ترکی تداوم سیاستهای ترکی‌زدائی گذشته بدون کوچکترین تغییر در ساختار و محتوا برای زدودن نام "زبان ترکی" از این جغرافیا می باشد یا همت و شیوه‌ای جدید برای پدید آوردن زبانی نو که در مئدیای دولتی مناطق ترک‌نشین که به زبان "ترکی آذری" به فعالیت می پردازند شاهدیم، چونکه زبان یاد شده هیچ سنخیتی با زبان ترکی مردم ترک نداشته و بیشتر مخلوطی از چندین زبان و فارسیزه شده زبان کوچه بازاری ترکی هست تا زبان ادبی ترکی، در دیگر سو آیا زبانی می توان دارای دو نام "ترکی" و "آذری" باشد؟ برای زبان اقلیت حاکم نیز از دو نام متضاد بهره برده میشود؟. در عین حال می باید از دولت حسن روحانی پرسید که آیا شهروندان ترک در ایران تنها محدود به شهر تبریز می باشند که تاسیس فرهنگستان یاد شده تنها بر عهده استانداری تبریز گذاشته شده است، مگر فرهنگستان زبان و ادب فارسی تنها محدود به شیراز و اصفهان می باشد که میباید فرهنگستان زبان و ادب ترکی نیز محدود به شهر تبریز گردد؟

عابد فتاحی و ناخرسندی و اعتراض به بازگرداندن اسامی ترکی محلات شهر اورمیه

Kategori: , , , , , , , , , , , , , Umud Urmulu - چهارشنبه, مرداد ۱۵, ۱۳۹۳ - 0 comments
اورمولو
عابد فتاحی یکی از به اصطلاح نماینده‌گان "شهر اورمیه" که با توجه به ساختار مافیای قدرت در درون دولت ایران و به سبب چراغ سبز دولت و ملت حاکم جهت کردستانیزه کردن غرب آزربایجان و دیگر مناطق ترک‌نشین طی چند سال گذشته به شیوه‌‌ای تردستی‌وار به مجلس ایران راه یافته پس از برگرداندن اسامی اصیل ترکی محلات و خیابانهای شهر اورمیه از سوی شهرداری همصدا با مئدیای خارج نشین گروه‌های ناسیونالیست افراطی و دیگر گروههای مسلح کرد اعتراض جدی و ناخرسندی خود از بازگرداندن اسامی اصیل ترکی را از طریق سایت جوان پرس که منتصب به گروههای کرد حامی وی بوده و دیگر مئدیاهای افراطی کرد همچون کردستان مئدیا، روژه‌هلات، کانال تیشک، نیسان نیوز و ... را ابراز نموده است.
انتخاب عابد فتاحی به عنوان نماینده اجباری اقلیت کرد ساکن شهر اورمیه در حالیکه چنین مدلی برای هیچ یک از دیگر مناطق اقلیت نشین ایران همچون بیجار، قروه، تهران و ... صورت نمپذیرد خود علامت سوال بزرگی را پس این انتخاب و سیاستهای دولت و ملت حاکم برای غرب آزبایجان را به همراه دارد که خود مقاله‌ و مجالی دیگر را می طلبد. 
عابد فتاحی ناخشنودی خود از بازگرداندن اسامی اصیل ترکی محلات شهر اورمیه را با غلطیدن در گفتمان به غایت نژادپرستانه پان‌ایرانیستی- آریانیستی و تحریک روح ایرانگرایان ابراز داشته، به طوریکه وی اقدام شهرداری اورمیه در جهت تغییر اسامی جعلی فارسی به اسامی تاریخی ترکی را مغایر با قوانین دولت ایران در کاربرد نام های اصیل به اصطلاح فرهنگ ایرانی معرفی نموده و از اسامی ترکی با نامهائی همچون اسامی غیرایرانی و غربی یاد نموده است. در عین حال منبعی که ایشان برای ناخرسندی از اسامی ترکی ارائه داده آئین نامه‌ای هست که توسط حداد عادل در مجلس ایران به تصویب رسیده که از بعد محتوا و و مفاهیم هیچ کاستی از آئین نامه‌ها و بخش نامه‌های دوران آلمان فاشیستی ندارد.
عابد فتاحی در چندین مصاحبه‌ای که با سایت خبری جوان پرس داشته از تغییر اسامی محلات کرد‌نشین اورمیه و به الطبع اعتراض شهروندان کرد اورمیه‌ای سخن رانده است، طبیعتا اسامی بازگردانده شده ترکی محلات اورمیه قدمتی بسیار بیشتر از ورود مهاجرین کرد به شهر اورمیه و غرب آزربایجان را به یدک می کشد و لزومی به توضیح پیشینه اسامی ترکی همچون شورشورا آغزی، یئتدی دئییرمان، دره‌چائی و ... نیست. سخن اینجاست که هدف عابد فتاحی از همصدائی با گروههای ناسیونالیست افراطی کرد موجود در منطقه در تقابل با بازگرداندن اسامی ترکی اصیل شهر اورمیه در چیست؟ آیا اوضاع بلبوشیی که امروز در عراق و سوریه شاهدیم و سبب تحریک احساسات ناسیونالیسم کرد گردیده، به طوریکه در عراق و سوریه بادهای گذرای یاد شده سبب اشغال آشکار و مسلحانه کروکوک ترکمان نشین و دیگر مناطق غیرکردنشین عراق و سوریه گردیده اینبار از دهان و تریبون عابد فتاحی برای اجرا این نقشه شوم در غرب آزربایجان را شاهدیم؟ هدف عابد فتاحی از سخنان تحریک آمیز در حالیکه منطقه خاورمیانه در جنگ خانمان سوز مذهبی و ائتنیکی می سوزد از برافروختن آتش این شعله  در غرب آزربایجان را بر اساس کدامین هدف می توان بازگو نمود؟ آیا اصرار بر گفتمان ایدئولوژی ناسیونالبیم کرد و ناخرسندی از اسامی اصیل ترکی متضاد با وحدت شیعه و سنی که افرادی همچون عابد فتاحی از آن دم می زنند نیست؟ چه شده که ناسیونالیسم کرد ارجحتر از وحدت شیعه و سنی گردیده است. در دیگر سو پس از اعتراض به بازگرداندن اسامی اصیل ترکی محلات شهر اورمیه توسط عادل فتاحی مئدیای خارج‌نشین گروههای ناسیونالیست افراطی کرد جوانان ناآگاه کرد را به پاک کردن و خسارت زدن به تابلوهای ترکی دعوت نموده که متاسفانه طی چند روز گذشته به چندین تابلوی ترکی محلات خسارت وارد شده است. باید یادآور شد که مسئولیت مستقیم ایجاد ناامنی و درگیری ائتنیکی در شهر اورمیه بر عهده عادل فتاحی و مئدیاهائی که از ایشان حمایت می کنند می باشد.   
در دیگر سو بر اساس کدامین الگو می باید اسامی چند محله اقلیت نشین کرد اورمیه با اسامی کردی تغییر داده شوند؟ در کدام برهه تاریخی محلات و خیابانهای شهر اورمیه دارای اسامی کردی بوده‌اند که سپس این اسامی ترکیزه شده‌اند؟ آیا الگوی یاد شده در مناطق اقلیت نشین تهران، شیراز و .. و یا مناطق ترکنشین بیجار و قروه که علارغم پیشنه ترکی به سبب بازیهای سیاسی جهت زدودن نام آزربایجان و حذف تاریخ ترک از مناطق ملی و ائتنیکی به استان کردستان تقدیم گردیده نیز اجرا گردیده است؟ 
عابد فتاحی یکی از علل مخالفت خود با بازگرداندن اسامی ترکی را نامانوس بودن اسامی یاد شده عنوان کرده است، باید گفت طبیعتا اسامی تاریخی و اصیل ترکی شهری همچون اورمیه که دارای پیشینه ترکی بوده برای گروه‌های مهاجر کرد نامانوس آید ولی بی‌تردید هیچ یک از اسامی ترکی محلات اورمیه برای ساکنین اصلی و صاحبین اورمیه که آمیخته با فرهنگ اصیل و آداب و سنن جامعه ترک می باشد نامانوس نبوده بلکه تماما آئینه فرهنگی شهر اورمیه را به یدک می کشد. سخن اینجاست که نماینده اقلیت کرد اورمیه‌ای چرا تاکنون ناخرسندی خود از اسامی نامانوسی و غریبه‌ای همچون روژین، روژه‌هلات، آرارات و .. که با تبلیغ مئدیای ناسیونالسیت خارج نشین کرد-ارمنی در چندین مغازه اورمیه با هدف کردستانیزه کردن شهر اورمیه را شاهد بوده‌ایم عکس العملی نداشته و رگ ایرانیت و آریائی ایشان در بازگرداندن اسامی ترکی به محلات اورمیه عود نموده است؟ آیا برگزیدن اسامی که با نیات و اهداف سیاسی صورت پذیرفته مغایر با قوانین دولت ایران هست یا کاربرد اسامی اصیل هزاران ساله ترکی شهر اورمیه؟ 
سایت جوان پرس در همین رابطه مصاحبه‌ای با کارشناسی به نام "سهیلا همتی" که خود را دارای مدرک دیپلم ریاضی معرفی نموده انجام داده، بر اساس گفته‌های کارشناس یاد شده بیشتر نامهای مغازه و مراکز خرید به زبان ترکیه است و بعضی از مردم معنای آنها را نمی دانند. باید به کارشناس محترم عرض نمود که زبانی به نام "زبان ترکیه"وجود خارجی ندارد و اگر منظور زبان ترکی ترکیه بوده باشد به علت قرابت و نزدیکی که مابین دو شیوه آزربایجان و ترکیه‌ای زبان ترکی وجود دارد نمی توان این دو را از هم مستثنا دانسته و تمایز نمود و در صورتیکه حتی نامهای رایج در شهر اورمیه به شیوه ترکی ترکیه‌ای نیز باشند مسئله‌ای غیرعادی نیست و دقیقا به مانند کاربرد و یا حتی نزدیکتر از شیوه فارسی سمنانی و فارسی اصفهانی برای برگزیندن نامهاست. اما اینکه بسیاری از مردم معنای نامها را نمی دانند باید اذعان نمود که بله به سبب عدم آموزش زبان مادری میلیونها ترک در ایران شهروندان ترک ایران بی‌سواد مطلق از بعد زبان مادری‌اند و عدم درک نامهای ترکی مسئله‌ای غیرعادی نیست.
امید صالحی یکی دیگر از کارشناسان سایت جوان پرس که وی نیز دانشجوی رشته زبان و ادبیات فارسی بیان شده در مصاحبه خویش گفته: استفاده از این اسامی به تدریج باعث جایگزین شدن برخی از کلمات و عناوین زبان های خارجی در زبان فارسی و حتی نادیده گرفتن و فراموش شدن زبان مادری مردم می شود. میباید گفت از چه زمانی زبان ترکی که اقلا زبان نزدیک به 30% شهروندان دولت ایران هست زبانی خارجی گردیده و در ثانی کاربرد لغات ترکی آیا سبب فراموشی کدام زبان مادری خواهد شد؟ آیا فارس زبانان ساکن اورمیه که بی‌تردید رقم ناچیزی‌ می توانند باشند خدائی ناکرده دچار مشکل زبان مادری خواهند شد یا مردم ترک اورمیه‌ای که از تحصیل به زبان مادری محروم نگه داشته شده‌اند؟
یادآور شویم که این اولین حرکت ضدترک و همنوائی با گروههای ناسیونالیست خارج نشین عابد فتاحی نیست و بی‌تردید آخرین نیز نخواهد بود.  
سخن آخر اینکه دستهای پلیدی که در اورمیه طی دوره‌های گذشته به انتخاب تردست‌وار عابد فتاحی به عنوان نماینده اجباری اقلیت کرد ساکن اورمیه اعتراض نکرده‌اند امروزه میباید روبروی جامعه ترک پاسخگوی خیانت خود به وطن ملیمان آزربایجان و جامعه ترک باشند. سکوت در برابر زیاده‌خواهی‌ها و توسعه‌طلبی ارضی که از سوی تریبونهای مشخصی ابراز می گردد می تواند آینده‌ ناگواری را برای همه ما رقم زند و صاحبین این آب و خاک همواره باید به جد مواظب زیاده‌خواهی‌ها باشند.

ظلمی که بر "زبان ترکی" و "انسان ترک" در ایران روا داشته شده / می شود

Kategori: , , , , , , , , , , Umud Urmulu - شنبه, مرداد ۱۱, ۱۳۹۳ - 0 comments
اومود اورمولو
پس از فروپاشی سلسله ترک قاجار و ظهور فردی دست نشانده همچون رضاخان تئوریسین‌های نزدیک به وی برای اعمال حاکمیت مطلق دولت مرکزی و عدم تضعیف آن از سوی گروه های ائتنیکی و زبانی متعدد موجود در جغرافیای ایران دست به یکسان سازی وسیع و سراسری قوانین زدند ولی برای اعمال قوانین یکسان ساز وجود یک دولت ملی جزء ضروریات بود. دولت تازه تاسیس شده توسط رضاخان بدون اینکه حق تمثیلیت تمامی گروههای زبانی و ائتنیکی موجود در ایران را داشته باشد این حق را بر خود قائل شد که خود را نماینده تمامی گروههای ائتنیکی و زبانی نامیده و دولتش را "دولت ملی" بخواند، در حالیکه به مرور زمان و تصویب قوانین، گفتمان و ایدئولوژی برتری طلبانه‌ای همچون آریانیسم و باستانگرائی توسط خاندان پهلوی روشن شد که نه تنها دولت وی دولت ملی نبوده و حق تمثیل گروههای متعددی ائتنیکی و زبانی را نداشته بلکه دولت وی تماما از بعد گفتمان، کردار و ایدئولوژی برخواسته و تمثیل کننده جامعه فارس زبان ساکن ایران بوده است.
پس از دولت سازی مصنوعی پروسه‌ای مشابه اینبار برای ملت سازی نیز شروع گردید، ولی مهمترین مانع برای ملت سازی تنوع ائتنیکی، فرهنگی و زبانی ملل عمده موجود در جغرافیای ایران بود. رضاخان برای پدید آوردن جامعه‌ای هموژن دست به دامن اقتصاد مرکزگرا، سیستم اجباری و سراسری آموزش و پرورش، ساخت راه آهن سراسری و ... و الخصوص اصلاحات وسیع در زبان فارسی و موقعیت ویژه و انحصاری بخشیدن بر آن همچون زبان دولتی، زبان ایرانیت، زبان فرهنگ و هنر، زبان ادبیات و شعر، زبان اقتصاد و ... نمود.   
توسعه روند ملت سازی با ویژگی های یکسان ساز به بستر اسامی و نام ها نیز کشیده شد و به بهانه خالص سازی زبان فارسی که زبان برگزیده دولت بود موجی شدید و تکان دهنده بر لیه زبان فارسی و علیه زبان هائی همچون ترکی و عربی به راه افتاد تا تمامی واژه‌هائی که از زبانهای ترکی و عربی وارد زبان فارسی شده و دیگر "بیگانه" خوانده می شدند از زبان فارسی بیرون رانده شوند. نشریاتی همچون کاوه، ایرانشهر، ایران باستان و ... که جزء هم فکران رضاشاه در نیمه اول قدرت وی بودند با یاری جستن از نظریات تئوریسن های آلمان نازی همچون آرتور دو گوبینو، ماکس مولر، استوارات چمبرلین و ... زیرساختهای تاریخی و ایدئولوژیکی لازم جهت مشروعیت بخشیدن به برتری طلبی فارس زبانان و الخصوص زبان فارسی در ایران را به عنوان تمثیل کننده آریائیان محیاء می نمودند. در داخل نیز اشخاصی همچون محمود افشار، تقی زاده، فروغی، جمال زاده، مشفق کاظمی، احمد فرهاد، غلامحسین فروهر، احمد کسروی تبریزی و ... نیز بر طبل ترک و عرب ستیزی می کوبیدند. 
در پروژه مصنوعی ملت سازی رضاخانی که بر پایه طرد تنوع ائتنیکی، فرهنگی و زبانی ملل موجود در جغرافیای ایران شکل گرفته بود زبان گروه اقلیت فارس زبان جزء یکی از ارکان اصلی "ایرانیت" تعریف شده بود و به طور بارزتر ایرانی بودن مترادف با فارس زبان بودن معنا شده بود. در این دوره زبان گروه اقلیت حاکم به عنوان یکی از مهمترین ابزارها برای ایجاد وحدت اجباری ملل موجود در جغرافیای ایران و پروژه ملت سازی بکار بسته شد و در همین حال بود که دیگر زبانها همچون ترکی، عربی، لری، گیلکی، بلوچی، کردی، مازنی، طبری و.. به سبب تمایز با زبان گروه اقلیت حاکم به عنوان زبانهای "غیرملی ایران" نامیده شدند(اکبری، 1384، ص 252). در نامه باستان در زمینه طرز نگرش دولت به زبان حاکم چنین آمده بود: "دم از پارسی‌پرستی و ایران دوستی زدن و سخنان تازی و دیگر بیگانگان را گفتن و نبشتن، آهن سرد کوفتن است.... ما می خواهیم در سایه شاهنشاهی پهلوی، ایران نو را چون ایران باستان بیارائیم و... اگر پلی برای پیوند ایران باستان و ایران نو باشد، همین پارسی خواهد بود و بس..."(ایران باستان 1311 بهمن). در کنار موقعیت های انحصاری زبان فارسی، ارتش واحد، سازمان‌های اداری، سیستم آموزشی و پرورشی اجباری و سراسری مهمترین ابزارهای یکسان ساز دولت پهلوی برای ملت سازی بشمار می رفتند.  
رضاخان برای تغییر و فارسی سازی اسامی ترکی و عربی که بیگانه خوانده می شدند اول از ارتش که خود وزیر جنگ بود شروع نمود و در ادامه فرهنگستان ایران عهده دار فارسی سازی یا به عبارتی ترکی و عربی زدائی شد. فارسی سازی اسامی ترکی نیز تحت قالب "اسامی ایرانی" رفته رفته شروع گردید برای مثال روزنامه ایران به سال 1301 ش. نامه‌ای را که از طرف وزارت خارجه به وزارت داخله ارسال شده بود را به چاپ رساند، به این مضمون که چون ایستگاه های راه آهن جلفا، تبریز و دریاچه اورمیه به اسامی روسی نامیده شده و موجب اشکال است، لازم است که اسامی مزبور را تغییر و برای نقاط مذکور "اسامی ایرانی" انتخاب و معمول شود(1301 دلو 29). این تنها شروع فارسیزده کردن اسامی ترکی و غیرفارسی بود و پس از مدتی فارسی سازی و ترکی زدائی به تغییر نام واحد پول، نام خانوادگی، تابلوها مغازه، اسامی شهرها و روستا، خیابانها، معابر شهری، کوچه ها، میدانها، مدارس، ماهها و ... با تصویب قوانین و دستورات دولتی رسید. 
فارسی سازی اسامی حتی به تغییر نام طوایف، مناطق ایلی، زبان مادری، گروه ائتنیکی و... نیز انجامید به طوریکه احمد کسروی در همین راستا کتابی به نام "آذری یا زبان مردم آذربایجان" نگاشته و در آن کتاب با طرح نظریه های غیرعلمی  به شدت به مفاهیم ترک و زبان ترکی حمله نبوده و به عناونین مخلتف زیر سوال برد، از همان هنگام بود که در راستای سیاست ترکی زدائی پهلوی نام های "آذری" و "زبان آذری" به ترتیب به جای مفاهیم "ترک" و "زبان ترکی" گنجانده شد و این سیاست انکار کننده زبان و هویت ائتنیکی انسان ترک تا به امروز در ایران تداوم داشته است. این مسئله در مورد تغییر نام طوایف و مناطق ایلی نیز برای حذف نشانه های دیگر گروههای ائتنیکی و زبانی غیرفارس زبان بکار بسته شد، برای مثال نامهای خزعل آباد به خسروآباد، خرعلیه به خرم کوشک، عرب به پل دشت، قراعئینی به سیه‌چشمه و ... تغییر داده شدند. بنا به نوشته های خود رضاشاه در سفرهائی که به دیگر مناطق غیرفارس نشین داشته وی شخصا دست به تغییر اسامی و فارسیزه کردن آنها نموده برای مثال در خاطراتش می نویسد: "من در مرکز امر کردم این ایالت را به نام حقیقی و شریف خود یعنی "خوزستان" بخوانند و به تمام ادارات دستور دادم که ابدا این ولایت را عربستان ننویسند(سفرنامه خوزستان، 2535، ص 180؛ حکمت، 2535، ص 237). فارسیزه کردن اسامی غیرفارسی و ترک - عرب زدائی در این دوره به حدی بود که مریت هاکس می نویسد: "روحیه جدید ناسیونالیسم در ایران دریائی است از فاشیسم اگر قرار بود اسمی بر روی محلی بگذارند، دقت خاصی بکار می رفت تا یک کلمه فارسی سره و نه عربی بکار رود". از حدود 107 واژه جغرافیائی که در این دوره با اسامی فارسی عوض گردیده 69 اسم مربوط به منطقه آزربایجان جنوبی بوده است(ساکما: 240027290). بعدها که کمسیون جغرافیائی برای تغییر اسامی و فارسیزه کردن آنها شکل گرفت در اساسنامه و بندهای 3 و 4 آن به ترتیب تغییر اسامی که با پیشوند و پسوند ترکی چای، سو، داغ، بلاغ و ... بود و تغییر اسامی ترکی یا عربی طوایف و نیروهای عشایر ایران به فارسی رسما به صورت سیستماتیک مورد تغییرات اساسی واقع گردید (بدره‌ای، 1357، ص 75).   
فارسیزده کردن سیستماتیک اسامی غیرفارسی و ترکی زدائی در دوره‌های اول و دوم خاندان پهلوی به صورت تماما مشابه ادامه یافت تا اینکه انقلاب اسلامی تحقق یافته و فضای نسبتا باز اندکی برای ملل غیرفارس پدید آمد. ولی این فضاء باز و تغییر نگرش دولت به تنوع زبانی، ائتنیکی و فرهنگی نیز گذرا بود و تمامی سیاست های پهلوی اول و دوم بی کم و کاست تنها با روتوشی از تفسیری خاص از اسلام تشیع دوباره عرضه گردید. رسمیت انحصاری زبان گروه اقلیت حاکم فارس زبان، تصویب آیین نامه اجرایی قانون ممنوعیت بکار گیری اسامی، عناوین و اصطلاحات بیگانه، تداوم فارسی سازی و تغییر اسامی تاریخی ترکی مناطق ملی ترک نشین، تداوم کتمان وجود انسان ترک و زبان ترکی در ایران، عدم آموزش زبان مادری، تحمیل زبان گروه اقلیت حاکم، کتمان تنوع ائتنیکی و زبانی جغرافیای ایران، و صدها مورد اینچنین دیگر ناشی از تداوم همان سیاستهای تنوع ستیز اینبار در دوران انقلاب اسلامی می باشد. حتی چند وقت پیش که حداد عادل رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی در مصاحبه‌ای به صراحت از نقشش در اخراج یک کارمند صدا و سیما تنها به سبب استفاده از کلمه اس‌ام‌اس پرده برداشت راقم این سطور ناخواسته به اخراج رئیس پست و تلگراف احواز وقت به دستور رضاشاه آنهم به سبب اینکه در نامه‌اش به وی یک کلمه اروپائی بکار برده بود(مراسان: 120 786-2-46)افتادم که طرز نگرش افراطی در مورد زبان اقلیت حاکم تغییر نکرده است.
گوشه‌ای از هزاران اسامی ترکی که با اسامی جعلی فارسی عوض گردیده‌‌اند:
ساری سو( آب زرد)، ايسسی سو (آبگرم)، دیلک آداسی (آرزو- جزیره دریاچه اورمیه)، قانلی قایا  (آرش- جزیره دریاچه اورمیه)، آلگون یا الگلو (سقز)، اردشه ‌تپه‌سی(اردشیر – جزیره دریاچه اورمیه)، آراز باری (ارسباران)، یاریم قایا (اشکسر – جزیره دریاچه اورمیه)، اومود (اومید – جزیره دریاچه اورمیه)، تورکلر آداسی (ایران نژاد – جزیره دریاچه اورمیه)، باریش (بارنج - روستا)، باشماق (باشه – از توابع سقز در استان کردستان فعلی)، داغ باغی(خیابان امام علی- اورمیه)، قاراداغ(ارسباران)، خیاو(مشکین شهر)، قاراآغاج(قدس)، اورمیه(رضائیه، ارومیه)، قالاجیک(عزیز آباد)، سۇ باتان(تازه ده)، سرایسکند(هشترود)، ملک کندی(ملکان)، گؤووز کندی(گاوخس)،  توفارقان(آذرشهر)، قاراخاچ(علی آباد)، ساوالان(سبلان)، تیکان تپه(تکاب)، بهنق 2(اسد آوا- اورمیه)، قوتان قوش (برزین – جزیره دریاچه اورمیه)، گمیچی تپه بزرگ تپه – (جزیره دریاچه اورمیه)، بوز قوش (بزگوش- نام کوه)، امچه‌لی (بناور- شهرستان گرگان)، بیناب (بناب- شهر)، بندر انزلی (بندر پهلوی)، آق مسته (بهرام – جزیره دریاچه اورمیه)،  بیله سووار (بیله سوار)، قان یاخماز (پناده - گرگان)، آق قالا (پهلوی دژ- قلعه)، یام (پیام)، دمیر داش (تنجک – جزیره دریاچه اورمیه)، چاخیرلی (جاگر)، جالایان (جلایان – رودخانه)، گامیش آوان (جمشید آباد – محله تبریز)، جووه‌ت (جوبند)، آرپالیق (جوزار – جزیره دریاچه اورمیه)، تاپداق (جوین – جزیره دریاچه اورمیه)، آغ زمی (خاک سفید - مرند)، آللاهیار (خدایار - سقز)، خاروانا (خروانق)، خالخال (خلخال)، داراوار (درآباد)، ترکمن صحرا (دشت گرگان)، گوموش تپه (دمشقیه)، قارل گوز (زال- از ایستگاه های راه آهن)، ساری تپه (زر تپه)، یوخاری آلتین (زرینه بالا - سقز)، آشاغی آلتین (زرینه پائین - سقز)، زولا چای (زولا رود)، ساری قایا (سارقیه)، ساققیزچی (ساقزچی)، سامانلی (سامانی - جزیره دریاچه اوزمیه)، آغ داغ (سپید – جزیره دریاچه اورمیه)، آغ قالا (سپید دژ)، یراق (ستام)، ساراب (سراب)، باش بولاق (سرچشمه - سقز)، سرئین (سرعین)، جئیرانلی(جاریحانی)، آخما قایا(احمقیه)، آجی چای(تلخه رود)،ساری قایا(سارقیه)،قارا گؤل(سیاه استخر)،قیزیل اؤزن(سفید رود) ،اوجان(بستان آباد)، آراز(ارس)، مئیدان چای(مهران رود) ،هلاکو(هرزند)،گلن به‌ی(گل انبر) ،انه‌مه‌(انانق)، تۆرکان اۏوا(فرزانه آباد)، کاظیم خان دیزه‌سی(فلاحی- اورمیه)، ساوۇج(ساوه) ، شورشورا(خیابان منتظری- اورمیه)، باخچاجیق(سردار آباد)، ساریجا (سریجه – جزیره دریاچه اورمیه)، ساغ مئشه (سعدی - اردبیل)، سئداوا (سعید آباد)، آغ تپه (سفید تپه – استان کردستان فعلی)، آغ گونبد (سفید گنبد)، سیئوان (سگبان)، سولطان داغی (سلطان داغی)، سوماقلو کندی (سوماق ده)، سولئیمان کندی (سلمان کند – استان کردستان فعلی)، سونقور (سنقر)، کاظیم خان داشی یا قیرخلار (سنگ کاظم – جزیره دریاچه اورمیه)، قارا گؤل (سیاه استخر)، قاراقایا (سیاه پایه)، قارا سو (سیاه چر)، آللاه وئری خان كؤرپوسو (سی و سه پل - اصفهان)، قارا چمن (سیاه چمن)، قارا چور (سیاه چور)، قاراقان یا قاراغان (سیاه دشت – در استان کردستان فعلی)، قارا بوغدا (سیاه گندم – در استان کردستان فعلی)، قاراناو (سیاه ناو - سقز)، قارا سو (سیاه آب)، قارا آدا (سیاوش- جزیره دریاچه اورمیه)، آغ ائولر(سیمین ده)، قاراعئین (سیاه چشمه – نزدیک ماکو)، قوروچای (شاه آباد)، قورشاقلی (شبدیز – جزیره دریاچه اورمیه)، دوه‌چی (شتربان)، شاراوخانا (شرفخانه)، دوزلوجا تپه‌سی (شورتپه – جزیره دریاچه اورمیه)، قاراوول داغی (شیر کوه)، صوفو چای (صافی رود)، صاندیقلی (صندوقلو)، سفلی آشاغی سوما (صومعه)، باش سوما (صومعه علیا)، قالاجیق (عزیز آباد)، آل آشیق (علی شیخ)، آستاریچای (عنصرود)، گودار چای (قادر رود)، داش آتان(دانش آباد)، قازان خان(غازیان)،قره تپه(سیاه کوه)، قاراوۇل داغی(شیرکوه)،حاجی به‌ی کندی(حاجی بکنده)، سایین قالا(شاهین دژ)،میشو(میشاب)، قافلانتی(قافلانکوه) ،باش بۇلاق(سرچشمه) ،قره سۇ(سیه چشمه) ،اۇچ نووا(اشنویه) ،عربلر(پلدشت)،قویون داغی(کبودان- از جزایز دریاچه اورمیه) ،کیوی(کوثر) ، گۇن‌دۏغان(کندوان)،طارم(آب بر)،زنگان(زنجان)،کؤشک سارای(کشکسرای) ، قره‌لر(علامه مجلسی- اورمیه)سۏیۇق‌بۇلاق(مهاباد) ،ساری‌داش(سردشت)،قاراعئینی(سیه چشمه)، خانا(پیرانشهر)، شئیطان اۏوا(طالقان)، ایراق دهنه(راهدانه)،ائششک یا ائشیک داغی!(جزیره اشک- از جزایر دریاچه اورمیه)،جیغاتی(زرینه رود)، دیلمقان یا سالماس(شاپور)،سولدوز(نقده)،گؤز آیران(کوزه گران)،داش دورگه(درگه سنگ)،قالالار(قلات)،تاتائو(سیمینه رود)،قۏشاچای(میان‌دوآب)، قافلانتی (قافلانکوه)، قیبله بوداغی (قبله چشمه – در استان کردستان فعلی)، قیزیل آغاج (قزل آقاچ)، قالا چای (قلعه رود)، قورووچای (قوری چای)، بارینما یا یوخاری گولایان داشی (کاکائی بالا – جزیره دریاچه اورمیه)، قامچیلار (کام – جزیره دریاچه اورمیه)، یالاقلی (کامه – جزیره دریاچه اورمیه)، آفشارجیق (کاوه – جزیره دریاچه اورمیه)، قویون داغلی (کبودان- جزیره دریاچه اورمیه)، گوجو وار (کجا آباد)، چاغلایان (کرکس- جزیره دریاچه اورمیه)،  کهرلان (کلخوران)، کئچل داشی (کلسنگ)، گون دوغان (کندوان)، قاشیق (کوشک - سقز)، امه‌جنلر (گرز – جزیره دریاچه اورمیه)، قیشلاق (گرمسار)، گلین (گلشن – در استان کردستان فعلی)، كؤمورچايی (گمناب)، خزر (مازندران)، یئددی گؤز(هفت چشمه)،یئددی دئییرمان(هفت آسیاب- اورمیه)،خان دره‌سی(دره قاسملو، دره شهدا)، آرواد کندی(ارباب کندی) ،لاها یا لاهی(لحاق)، چاناق بۇلاق(جناقیرد)، ارجه(ارجق)،کویوز(کویج)،سوم‌ارین(ثمرین)، شوشه‌گمیرن(شیشه‌گران)، دووار باشی(خیابان حر- اورمیه)، قالاجيق (قلعه‌جوق)، موتور باشی(ابوذر- اورمیه)، احمد آوا(احمد آباد)، چیل‌گز(چهل گز)، قارا دووروش (دولت‌آباد)، کهرآلان(کلخوران)، باری(بارق)، سالتاوار(سلطان آباد)، چاناق بۇلاق(چناق بولاق)، کؤرپۆ چونقارالی‌سی(چناقلی پل- اورمیه)، قوناق قیران(روئین دزق)، بیرازمان(پیرازمان، پیرازمیان)، اونار(انار)، سرداراووا(سردابه)، گؤل‌اۆستۆ(فلکه سرگل- اورمیه)، خئیرک(خیارک)، سوما(صومعه)، لیغلی گؤل(لجن گل)، آق‌قالا(آق قلعه)، دووقالاسی(دیو قالاسی)، دده مقصود(بابا مقصود)، ائیوازلی(عیوضلو)، خه‌نه‌یه(خانقاه- اورمیه)، ، قارینجا (ماغ – جزیره دریاچه اورمیه)، ماکی (ماکو)، ماراغا (مراغه)، دره‌گز (محمد آباد)، موتاللیق (متعلق)، آشاغی ماماق (مامک پائین)، گؤی مچيد (مسجد کبود)، عوثمان یوموروغو (مشت عثمان – جزیره دریاچه اورمیه)، چوميسا بولاغی (مهباد چای)، چاناق قایا (مهدیس – جزیره دریاچه اورمیه)، مئیدان چای (مهران رود)، مییو (میاب)، ایری داش (مهرداد – جزیره دریاچه اورمیه)، میشوو (میشاب)، میششو داغ (میشوداغ)، گمیچی آداسی (ناخدا – جزیره دریاچه اورمیه)، آداجیق (نادید – جزیره دریاچه اورمیه)، دانالی یا دانلو (ناهید – جزیره دریاچه اورمیه)، نازلیچای (نازلو رود)، موشون دره‌سی (نوشین دره)، یئنگیجه (نیکجه)، گرگر (هادی شهر)، بين گؤل یا مين گول (هزار برکه)

دیجیتال اکتیویزم و دیجیتال اکتیویست

Kategori: , , , , , , , , , , Umud Urmulu - پنجشنبه, تیر ۱۹, ۱۳۹۳ - 0 comments
اۇمۇد اۇرمۇلۇ
دۆنیادا 500 میلیۏن توئیتر و 1 میلیارددان چۏخ فیسبۏک قۇللانیجیسیندان سؤزائدیلیر. یۏتیۇبدا بیر گۆنده دؤرد میلیارد ویدئۏ ایزله‌نیلیر، هر کئچن ایکینجیک بۇ مجرایا میلیۏنلارجا اینسان قاتیلیر. بۇ آرتیق بامباشقا بیر ایله‌تیشیم ائوره‌نی ایچینده اۏلدۇغۇمۇزۇ گؤستریر. سۏسیال مئدیا بیرئیی بامباشقا گۆجلرله دۏناتیرکن، یازیلی، گؤرسل و ائشیدسل ایچه‌رییین اینسان تۏپلۇلۇقلارا چۏخۇ زامان دئنه‌تیمیسیز یاییلماسی، اؤن‌گؤرۆلمه‌سی گۆج سۏنۇجلار اۏرتایا چیخاریر. دۆنیادا و اۏرتادۏغۇدا بیر چۏخ تۏپلۇمسال حرکتلر باشلادیغیندا "دیجیتال اکتیویزم" قاورامینی داها چۏخ ائشیدمه‌یه باشلادیق. دیجیتال اکتیویزم، فرقلی اکتیویزم طۆرلرینین اینترنت قۇللانیمینا وئریلن بیر آددیر. اینترنت اکتیویزم، ا-اکتیویزم، سایبر اکتیویزم کیمی فرقلی قۇللانیملاری دا وار. آنجاق دیجیتال اکتیویزمین داها یایقین اۏلدۇغۇ گؤرۆلۆر. اینترنت اکتیویزمی، بللی بیر آماج چئوره‌سینده ائیلمی گرچکلشدیرمک اۆچۆن هؤرگۆتلنمه، ایله‌تیشیم کامپانیاسییلا تۏپلۇلۇقلارا ایله‌تی وئرمه، لۏبی چالیشمالاری، بۏیکۏت، دۆشرگه قارارتما، قایناق تۏپلاما، حؤکۆمت ویا شیرکتلرین حرکتلرینی ایزله‌یه‌رک دۆزه‌نلی اۏلاراق یازاناقلاما(Watchdog) کیمی ته‌مه‌ل چالیشمالاردان اۏلۇشۇر. باشدا سۏسیال مئدیا اۏلماق اۆزره گئنیش تۏپلۇلۇقلارا بیلگی آخیشییلا اۇلاشمایا اۏلاناق تانییان بلۏگ، ولۏگ، ویدئۏ، فۏتۏگراف پایلاشیم دۆشرگه‌لری کیمی آلانلاردا گرچکلشدیریلیر. 
آرپانت‌دن عرب دۆنیاسیندا دیکتاتؤرلارین سۏن باهارینا اۇزانان اکتیویزم اؤیکۆسۆ
دیجیتال اکتیویزم،هله اینترنت یۏخ‌کن وار اۏلدۏغۇنۇ سؤیلرسک آبارتمیش اۏلماریق. آرپانت زامانلاریندا، یانی پئنتاگۏن و بللی بیلیم‌یۇردلار آراسیندا قۇرۇلان ایلک آغ دؤنمینده، 1960’لارین سۏنۇندا، بۇ آغین گلیشدیرلمه‌سینه قاتیلان بیلیم آداملاری و اؤیرنجیلر سۏسیال مئدیانین آتالاری دئیه‌بیله‌جه‌ییمیز اِ- پۏستا قرۇپلاری قۇرمۇش، بۇرالاردا بیلیم- قۇرغۇ و سیاست دارتیشمالاری یاپیب هؤرگۆتلنمیش. دیجیتال اکتیویزمین هارداسا گۆنده‌لیک یاشامیمیزین بیر پارچاسی حالینه گلمه‌سینین ندنی اؤزه‌للیکله ویکیلیکس’ین 2010 سۏنۇندا، آمریکا بیرلشیک دئولتلری دیش‌ایشلر باخانلیغی ایله ائل‌چیلری آراسینداکی اؤزه‌ل یازیشمالاری ایچه‌رن "Cablegate" سیزینتیلاری دئیه‌بیلریک. آردیندان گلن عرب دۆنیاسیندا دیکتاتؤرلارین سۏن باهاری سۆره‌جی، سۏسیال مئدیادا مۇخالفتلرین هؤرگۆتلنمه‌سی، ایله‌تیشیم و قامۇ‌اۏیۇ اۏلۇشدۇرما چابالاری دیجیتال اکتیویزمین نه قدر ائتگیلی اۏلدۇغۇنۇ گؤستردی. سۏنرا یۇنانیستان، ایسپانیا، اؤفکه‌لیلر حرکتی(Los Indignados)، ایسرائیل، لۏندرا یاغمالاری دئییرکن "وال استریتی اشغال ائت"(OWS) ائلیملری گئدرک یئر‌کۆره‌سینه‌ یاییلان ایشغال حرکتلرینه دؤنۆشدۆ. بۇ ائیلمرین هر بیرینده اینترنتین، سۏسیال مئدیانین جیددی ائتگیسی اۏلدۇغۇ آچیقدیر.
دیجیتال اکتیویزم یاخشی بیر شئی می؟
دؤنۆم نؤقطه‌سی دئییله‌بیله‌جک بیرچۏخ اۏلایدا ائتگیسی اۏلان دیجیتال اکتیویزم یاخشی می یۏخسا پیس بیر شئی می دئیه سۏرمادان کئچه‌بیلمیر اینسان. دیجیتال اکتیویزم سایه‌سینده سیاستچیلر، گۆونلیک گۆجلری و شیرکتلر داها دیققتلی داورانیرکن، اؤزگۆرلۆکلرین دئمۏکراتیک بیر بیچیمده آختاریلماسینا قاتقیدا بۇلۇندۇغۇ قاچینیلماز. کئچمیشده تۏپلۇم ویجدانی یارالایان اۏلایلارا یالنیزجا بیلینجلی بللی بیر بؤلۆم تئپگی وئریرکن، بۇگۆن سۏسیال مئدیا آراجیلیغییلا تئپگی گؤسترنلرین ساییسی آرتیر. دۏغال اۏلاراق کۆچه‌یه چیخماق یئرینه ائولرده تئپگی گؤسترمکله اۇغراشانلار وار. بۇنلار بیرآز داها بیلگی‌سایار باشیندا اۏتۇراراق دۆنیایی دئییشدیریب قۇرتارمایا چالیشانلار. بۇ یئنی تۏپلۇلۇق آراسیندا، اینترنتله اۇغراشماییب کۆچه‌لره چیخانلاردا آز دئییل.
دیجیتال اکتیویزم یاراری قدر ضرری اۏلدۇغۇنۇ دا سؤیلمک گره‌کیر. چۆنکۆ سۏسیال مئدیادا بیر توئیت یا دا لایک’لا ایله‌تی وئرمه‌یه چالیشانلارین،اصلینده نه‌یی، ندن دستکلدییینین یا دا قارشی چیخدیغینین فرقینده بیله اۏلمایانلارین وارلیغی، دیجیتال اکتیویزم آدینا بیر اکسی اۏلۇشدۇرۇر. دیجیتال اکتیویزمین اه‌ن اؤنملی سۏرۇنۇ، "دیجیتال فانۇس ائتگیسی" دئییلن بیر یارار ایتیریمیندن قایناقلانیر. اینترنتله سۏسیاللاشان اینسانلار، بیر بنری تیخلایاراق آفریقاداکی آجلاری دۏیۇردۇغۇنۇ، یاغیش اۏرمانلارینی قۇرتاردیغین ویا اۏزۏن ده‌لییینی باغلادیغینی دۆشۆنمه‌یه باشلاییر! سۏسیال مئدیا آراجیلیغییلا ساختا کیملیکلر قۇللانیلاراق ویا اۏلایلاری چارپیداراق اینسانلاری یؤنلندیرمه‌یه، اۆز اۆزه اۏلدۇغۇندان چۏخ داها قۏلای. بۇ دا اصلینده اینترنت اکتیویزمینین نه قدر اینانیلیر اۏلدۇغۇ قۏنۇسۇندا اینسانی دۆشۆنمه‌یه زۏرلاییر.
دۆنیایی اینترنت دئییل، اینسانلار دئییشدیریر
سیمون هیل "دیجیتال دئوریملر: اینترنت چاغیندا اکتیویزم"(Digital Revolutions: Activism in the Internet Age) کیتابی یازارینین یۏرۇملاری دیجیتال اکتیویزم قاورامینی آنلامایا یاردیمچی اۏلابیلر:
سۏسیال دئییشیم اۆچۆن اینترنت ساده‌جه بیر آراج اۏلاراق قۇللانیلابیلر. اینسانلارین داها قۏلای ایله‌تیشیمه کئچدییی، اکتیویستلردن چۏخ شئی اؤیرندییی، دۆنیانین بیر اۇجۇنداکی اۏلایلاری کامپانیالارلا دستکلمه قۏنۇسۇندا اینترنت اه‌ن بؤیۆک یاردیمچی. اؤزه‌للیکله اۏتۏریتر و سیرادۆزه‌نسل دئولت یاپیلارینا و حؤکۇمتلره قارشی ائتگیلی. اه‌ن سۏن عرب باهاریندا بۇنۇن اؤرنه‌یینی گؤردۆک آنجاق باشاری تک باشینا اینترنت اکتیویستلرینین دئییل. اینترنت، داها چۏخ اینسانی بیر آرایا گتیرمه‌یی، تۏپلۇلۇقلاری حرکته کئچیریب اکتیویزمین ایچینه چکمه‌یی و کامپانیالاری آرتیرمایی ساغلار. آنجاق هئچ بیرزامان تک باشینا حؤکۇمتی ایندیرمک اۆچۆن یئترلی دئییل. بۇ اۆزدن ساده‌جه نه کۆچه نه ده اینترنت اکتیویستلری تک باشینا ائتگیلی اۏلاماز. دیجیتال اکتیویستلر کۆچه‌لرله بیرلشدییینده ائتگی گؤستریر. اینترنت باشیندا اۏتۇراراق دۆنیایی دئیشدیره‌جه‌یینی دۆشۆننلری آنلامیرام. دۆنیایی اینترنت دئییل، اینسانلار دئیشدیرر. بیرئی اؤز اؤزگۆرلۆیۆنۆ فرق ائتدییینده دایانیشما ایچینده حرکت ائدرسه بۆتۆن اینسانلیق اۆچۆن دۏغرۇ قرارلار آلینار و دۆنیا دئییشه‌بیلر. 
قۇشقۇسۇز گۆنئی آزربایجان و ایرانداکی تۆرکلرده اۏرتادۏغۇدا سۏسیال مئدیانی داها ائتگین قۇللانان تۏپلۇملارین بیریسیدیر آنجاق آنادیلیمیز تۆرکجه‌ده ائییتیم گؤرمه‌دیییمیز اۆچۆن ایندیلیک هر قۏنۇدا تۆرکجه ایچه‌ریک، اؤته یاندان اۆره‌تیلن ایچه‌رییین آز اۏلماسییلا بیرلیکده چئشیدلی و اۇزمانجا قۏنۇلار و قاوراملار ایچردییی دارتیشمالیدیر. بیر چۏخ تۆرک گنجلییینین اۏخۇیۇب دۏغرۇ دۆزگۆن قاوراملار اۆره‌تمک یئرینه اۆزئیسل و دۇیقۇسال ایشلرله اۇغراشدیغی آچیقدیر، بۇ دۇرۇم ایسه تۆرک تۏپلۇمۇنۇن اۏرتادان قالدیرماسین گره‌کن اه‌‌ن اؤنملی قۏنۇلاردان ساییلماقدادیر. ایر گرچکدن ایچ سؤمۆرۆدن قۇرتۇلۇب و اؤز تۆرک دئولتیمیزی قۇرماق ایسته‌ییرسکسه تۆرکجه‌یه بؤتۇن یاشام آلانلاریمیزدا یئر وئرمه‌لیییک و اۇزمانجا اۏلاراق بیر چۏخ قۏنۇدا بیلگیلر اۆره‌تملیییک.
تۆرکجه – فارسجا سؤزلۆک
ایکینجیک(Ikincik)=ثانیه
ایله‌تیشیم(İlətişim)=ارتباط
ائوره‌ن(Evrən) =جهان، عالم
بیرئی (Birey)=فرد
دۏناتیم(Donatım)=تجهیز
گؤرسل(Görsəl)=تصویری
ائشیدسل(Eşidsəl)=شنوائی
ایچه‌ریک(İçərik)=محتوا
تۏپلۇلۇق(Topluluq)= جامعه
یاییلماق(Yayılmaq)=منتشر شدن
اؤن‌گؤرۆش(Öngörüş)=دور اندیشی
سۏنۇج(Sonuc)=نتیجه
اۏرتادۏغۇ(Ortadoğu)=خاورمیانه
تۏپلۇمسال(Toplumsal)=اجتماعی
قاورام(Qavram)=مفهوم
طۆر(Tür)=نوع
یایقین(Yayqın)=شایع،رایج
آماج(Amac)=هدف
چئوره(Çevrə)=اطراف
هؤرگۆتلنمه(Hörgütlənmə)=سازماندهی
ائیلم(Eyləm)=کنش
ایله‌تی(İləti)=پیام
دۆشرگه(Düşərgə)=سایت
دۆزه‌ن(Düzən)=نظم
ته‌مه‌ل(Təməl)=اساس، پایه
اۏلۇشۇم(Oluşum)=تشکیل
بیلگی(Bilgi)=معلومات
اۏلاناق(Olanaq)=امکان
اؤیکۆ(Öykü)=حکایه
آبارتماق(Abartmaq)= مبالغه کردن
بیلیم‌یۇرد(Bilimyurd)= دانشگاه
آغ(Ağ)=شبکه
گلیشدیرمک(Gəlişdirmək)=توسعه
بیلیم(Bilim)= علم
اؤیرنجی(Öyrənci)=دانشجو
قۇرغۇ(Qurğu)= بدیعی،انتزاعی
دارتیشما(Dartışma)=بحث
گۆنده‌لیک(Gündəlik)= روزانه
اؤزه‌للیک(Özəllik)= خصوصیت
اؤزه‌ل(Özəl)= خاص،ویژه
سیزینتی(Sızıntı)= نشت
سۆره‌ج(Sürəc)= روند، پروسه
قامۇ‌اۏیۇ(Qamuoyu)= افکار عمومی
ائتگیلی(Etgili)= موثر
اؤفکه(Öfkə)= خشم
دؤنۆم نؤقطه‌سی(Dönüm nöqtəsi)= نقطه عطف
اۏلای(Olay)= حادثه
گۆونلیک(Güvənlik)= امنیت
داورانیش(Davranış)= رفتار
اؤزگۆرلۆک(Özgürlük)= آزادی
قاتقی(Qatqı)=مشارکت،سهم
بیلینج(Bilinc)= آگاهی
تئپگی(Tepgi)= واکنش
آراجیلیق(Aracılıq)= میانجیگری
دۏغال(Doğal)= طبیعی
بیلگی‌سایار(Bilgisayar)= کامپیوتر
اکسی(Əksi)= منفی
اؤنملی(Önəmli)=مهم 
سۏرۇن(Sorun)=مسئله
اۏرمان(Orman)= جنگل
چارپیتماق(Çarpıt)=تحریف
اینانماق(İnanmaq)= باور کردن
قۏنۇ(Qonu)= موضوع
دئوریم(Devrim)= انقلاب
چاغ(Çağ)= عصر
یۏرۆم(Yorum)= نظر
آراج(Arac)= ابزار
سیرادۆزه‌نسل(Sıradüzənsəl)= هیرارشیک
یاپی(Yapı)= ساختار
اؤرنک(Örnək)= مثال
باشاری(Başarı)=موفقیت
دایانیشما(Dayanışma)= اتحاد
قۇشقۇ(Quşqu)= شبهه
ائتگین(Etgin)= فعال
ائییتیم(Eyitim)= آموزش
اۆرتمک(Ürətmək)= تولید کردن
اۆزئیسل(Üzeysəl)= سطحی
دۇیقۇسال(Duyqusal)= احساساتی 
دئنه‌تیم(Denetim)=کنترل

دستیار حسن روحانی: زبان مادری یک مطالبه اولویت‌دار برای عامه مردم نیست

Kategori: , , , , , , , , , , Umud Urmulu - سه‌شنبه, تیر ۱۷, ۱۳۹۳ - 0 comments
اومود اورمولو
علی یونسی وزیر اطلاعات دولت محمد خاتمی که به سمت غیراجرائی مشاور به اصطلاح اقوام و اقلیتهای دینی در دولت حسن روحانی منتصب گردیده تاکنون بارها در مصاحبه‌های مختلفی که داشته مسئله‌ای به نام "آموزش به زبان مادری"، "تبعیض زبانی"، "تبعیض ائتنیکی"، ارائه "راسیسم سیستماتیک" در ایران و ... را به زیر سوال برده و با غلطیدن در گفتمان مرکزگرایانه و بعضا پان ایرانیسم خجالتی سعی در کتمان وجود مشکلات یاد شده داشته است، یونسی در صفحه فیسبوکش با منتشر نمودن پیامی دوباره از عدم اولویت و ارجحیت مسئله "زبان مادری" و "آموزش به زبان مادری" برای مردم عامه خبر داده است.
یونسی در قسمتی از پیامش می نویسد:
- هدف از راه اندازی این صفحه برای من ایجاد یک راه ارتباطی مستقیم و بی واسطه با شما بوده است. دراین مدت خیلی از افراد چه موافق و چه مخالف اظهار نظر می کنند و مجموعا پیداست که انتظارات و توقعات طیف وسیعی از موضوعات را شامل می شود از توقعاتی که گاهی خارج از ظرفیت قانونی و حتی تجزیه طلبانه است گرفته تا مطالبات سخت گیرانه ای که هیچ حقی برای اقوام و اقلیتها قایل نیستند.
- عده‌ای از دو طرف درباره این موضوعات فشار می‌آورند، عده‌ای اساسن نام بردن از حقوق اقلیت‌های مذهبی و دینی و اقوام را برنمی‌تابند و از آن طرف افرادی که مدام به دنبال بالا بردن توقعات هستند و برخی مطالبات فرعی را به جای مطالبات اصلی جا می‌زنند مانند زبان مادری که یک مطالبه است اما مطالبه اولویت‌دار برای عامه مردم نیست، تاکید بیش از حد بر این نوع موضوعات کار را بر خدمت‌گزاران شما در دولت سخت خواهد کرد.      
طبیعتا اینکه عده‌ وسیعی از دولت و ملت حاکم مسائل ملی همچون تبعیض زبانی، عدم آموزش به زبان مادری، ارائه نژادپرستی سیستماتیک، استعمار اقتصادی و .. را برنمی تابند بیشتر ریشه در عدم از دست دادن موقعیتهای ویژه‌ای که تنها به سبب انتساب با گروه دولت حاکم دارند نشئت می گیرد، چون یک فارس زبان تنها به سبب فارس زبان بودن از موقعیتهای ویژه‌ای همچون رسمیت انحصاری زبان مادری‌اش، داشتن صدها ارگان و موسسه دولتی برای حفظ زبان و فرهنگش، برخورداری از موقعیت ویژه اقتصادی، کاربرد زبان مادری در سیستم آموزشی، داشتن احزاب و انجمنهای سیاسی و حق تشکل احزاب ملی و ... برخورداری می باشد در حالیکه دیگر گروههای ائتنیکی همچون ترکها از هیچ یک از امتیازات یاد شده برخوردار نمی باشند. 
در دیگر سو علی یونسی بدون اشاره به کوچکترین موردی از خواستهای گروههای ائتنیکی مغلوب آنها را در رده توقعات تجزیه طلبانه و غیرقانونی رده بندی نموده و با نگاهی امنیتی به مسائلی همچون آموزش به زبان مادری، خواست اداره مناطق ملی، مبارزه با ارائه راسیسم سیستماتیک، رفع تبعیض اقتصادی، رفه تبعیض زبانی – فرهنگی و ائتنیکی، توقف آسیمیلاسیون و ... می نگرد در حالیکه اکثر خواستهای گروههای ائتنیکی محکوم مقارن با مدرنترین متنهای حقوق بشری، حقوق کودک، حق آموزش به زبان مادری، کنواسیونهای بشری، حقوق زنان، حقوق احزاب و ... می باشند. 
و مهمترین نکته در سخنان وزیر سابق اطلاعات به زیر سوال بردن خواست آموزش به زبان مادری گروههای محکوم می باشد، بی‌تردید یکی از مهمترین خواستها و اهداف گروههای ائتنیکی مغلوب از جمله خلق ترک مبارزه برای احقاق حقوق ائتنیکی و زبانی می باشد که آموزش به زبان مادری و طبیعتا رسمیت زبانها و پذیرش جغرافیای ایران به عنوان یک جغرافیای چندملیتی، چنددینی، چندفرهنگی و چندزبانی و قدمهائی برای رفع تبعیضات متعدد و تحقق حقوق زبانی و ملی‌شان جزء اصلیترین خواستها و اهداف هر یک از گروههای مغلوب ائتنیکی هست. تظاهرات خیابانی در اوضاع امنیتی موجود در مناطق ملی غیرفارس نشین، گردهمائی‌های فرهنگی و هنری، وجود دهها دانشجو و فعال فرهنگی و سیاسی زندانی به سبب مطالبه حقوق زبانی، شعارهای صدها هزار نفر در ورزشگاههای شهرهائی همچون تبریز و اورمیه، فعالیت اینترنتی هزاران جوان و .. همگی ناشی از خواست وسیع و مردمی آموزش به زبان مادری در میان ملل مغلوب و الخصوص ملت ترک می باشد. در عین حال اگر حسن روحانی واقعا به مسئله آموزش به زبان مادری و تبعیضات زبانی متعدد بر گروههای محکوم باور نداشت علت انتصاب سمت غیراجرائی مشاور امور اقوام پس چیست؟   یادآور شویم که حسن روحانی در سفر به شهرهای ترک‌نشینی همچون تبریز، اورمیه، اردبیل و ... وعده تاسیس فرهنگستان زبان و ادب ترکی و آموزش به زبان مادری را به جامعه ترک داده بود که علارغم گذشت بیش از 1 سال از روی کار آمدن وی شاهد تداوم گفتمان امنیتی قدیمی در مواجه با تبعیضات متعدد می باشیم.   
  

توسعه‌طلبی ارضی و حق تعیین سرنوشت

Kategori: , , , , , , , , , , Umud Urmulu - یکشنبه, تیر ۱۵, ۱۳۹۳ - 0 comments
اومود اورمولو
این روزها در خاورمیانه دو مفهوم "توسعه‌‌طلبی ارضی" و "حق تعیین سرنوشت" جزء مفاهیمی‌اند که بیشتر به گوشمان می خورند، گرچه که دو مفهوم یاد شده دارای مفاهیم متفاوتی از هم‌ می باشند ولی بعضی از اوقات خواسته یا ناخواسته گروهی سعی در بهره‌برداری از مفاهیم یاد شده در جهت مشروعیت بخشیدن به منافع و اهداف غیرمشروع، غیرانسانی و غیرحقوقی خود دارند.
برای مثال حکومت کردستان عراق به رهبری مسعود بارزانی طی ماه‌ها و روزهای گذشته خبر از برپائی رفراندومی جهت" حق تعیین سرنوشت" جهت استقلال کردستان عراق از دولت مرکزی خبر داده، این در حالی می باشد که بیشتر مناطق مورد مناقشه حکومت مرکزی و حکومت کردستان عراق همچون کرکوک، موصل، دیاله و ... پس از حمله گروه افراطی دولت اسلامی شام و عراق به ناگاه توسط پیشمرگان مسلح حکومت کردستان عراق به نام حفاظت در برابر ترور دولت شام و عراق به واقع اشغال گردیده و مسعود بارزانی به صراحت از عدم عقب‌نشینی از مناطق یاد شده خبر داده است. این در صورتی می‌گیرد که مناطقی از جمله کرکوک، موصل، دیاله و ... دارای ترکیب ائتنیکی، دینی، زبانی، فرهنگی مختلفی بوده و بی هیچ وجه همگن نمی باشد و در عین حال در تاریخ نیز به هیچ وجه جزء سرزمین کردستان نبوده‌ و اغلب مناطق مذکور ترکمان نشین بوده‌ و می باشند که پس از اشغال عراق توسط آمریکا در ورای همکاری حکومت کردستان عراق با چراغ سبز آمریکائیها تحت اشغال آرام حکومت کردستان عراق و پاک‌سازی از وجود ترکمانان واقع گردید به طوریکه از سال 2003 تا به اکنون صدها آکادمیسین، روشنفکر، اکتیویست، سیاست مدار و ... ترکمان توسط گروههای نامشخص به صورت  ناجوانمردانه ترور گردیده‌اند و شهری همچون کرکوک پس از سال 2003 با انفجار جمعیتی و مهاجرت هدف‌دار به سبب "تغییرات دمگرافیک" و "کردستانیزه کردن" مواجه گردید به طوریکه حکومت کردستان عراق و ناسیونالیسم کرد که تا سال 2003 کوچکترین سخنی از کرکوک نمی کرد به یکباره کرکوک توسط ناسیونالیستهای کرد به "قلب کردستان" مبدل گردید مفهومی که در دیگر مناطق خاورمیانه که شاهد توسعه‌طلبی و زیاده‌خواهی گروههای افراطی و نژادپرست کرد از جمله در غرب آزربایجان، بیجار، قروه و .. دیگر مناطق ترک‌نشین با اقلیت کردنشین از سوی گروهها و مئدیای افراطی کرد مارک گذاری می گردد می باشیم. 
بی‌تردید ما به عنوان خلق ترک چه در آزربایجان جنوبی و چه دیگر ترکان ساکن ایران به عنوان مستمعره داخلی دولت و ملت حاکم مفهوم "حق تعیین سرنوشت" را به خوبی آشنا بوده و ارج می نهیم و این حق را نیز برای دیگر ملل تحت ستم ملی به رسمیت می شناسیم ولی توسعه‌طلبی ارضی کردی در خاورمیانه در سایه سلاح و گروههای افراطی همچون‌حزب کارگران کردستان(پ‌ک‌ک) ،حزب حیات آزاد کردستان(پژاک)،پ‌ی‌د و صدها گروه تروریستی وافراطی مشابه هیچ ارتباطی با حق تعیین سرنوشت ندارد و سرانجامی که این نوع افراطی گریها خواهد داشت تنها و تنها بروز جنگهای ائتنیکی فرسایشی و ایجاد نفرت پراکنی ائتنیکی خواهد بود. برای مثال ترک‌ستیزی و سیاست کردستانیزه کردن غرب آزربایجان که از سوی احزاب و مئدیای حاکم کرد طی 34 سال گذشته با چراغ سبز دولت و ملت حاکم در ایران به جهت سرکوب ملی گرائی ترک و سد آگاهی ملی جامعه ترک به پیش برده شده و می شود ‌بی‌تردید سبب ایجاد گسست و ایجاد نفرت مابین دو ملت ستم دیده ترک و کرد گردیده به طوریکه علارغم نزدیکی جغرافیائی این ملت نتوانسته‌اند در کنار هم بر علیه استعمارگر صف ببندند. پس از تحقق مراحل اشغال آرام، اشغال مسلحانه و آشکارا اکنون شاهد تاریخ سازی از سوی مئدیا و گروههای افراطی ناسیونالیست کرد برای کرکوک و دیگر مناطق ترکمان نشین عراق می باشیم که بله از قدیم و الایام کرکوک قلب کردستان بوده و چنین و چنان، همان ناسیونالیسم کوری که با سخنان تکراری برای دیگر مناطق خاورمیانه که دارای جمعیتهای چندملیونی می باشند تنها به جرم وجود دهها تا صدها هزار نفر حکم کردستانی بودن را می پیچاند. دقیقا یادم هست چند سال پیش در سایت اجتماعی فیسبوک با یکی از اعضای حزب دمکرات کردستان ایران که در نروژ ساکن بود در مورد بی‌ا‌خلاقی مئدیای کرد در مورد غرب آزربایجان و سیاست کردستانیزه کردن غرب آزربایجان بحث می‌کردیم، پس از نوشتن دهها کامنت و آوردن اسناد رنگین و ... که هر جائی کردی زندگی می کند دلیلی بر کردستان بودن آن منطقه نیست دوست عضو حزب دمکرات کردستان کامنت جالبی با این مضمون نوشت: درست هست که اکنون غرب آزربایجان کردستانی نشده و ترکها(علارغم سیاست وسیع تغییرات دمگرافیک) در اکثریت‌اند ولی 100 سال بعد چه؟  
- بی‌تردید در روز مبادا دستها و گروههائی از دولت و ملت حاکم سعی در ایجاد کشتار و درگیری مابین دو ملت ترک و کرد خواهند داشت و به مانند امروز آتش بیار معرکه خواهد بود، می باید فعالین آگاه هر دو ملت هوشیار باشند.
- برای به ثمر رسیدن توسعه‌طلبی ارضی تحقق پاک سازی‌های ائتنیکی وسیع و به عبارت دیگر نسل کشیهای خاموش جزء ملزومات میباشد، این همان راهی هست که در کرکوک و دیگر مناطق ترکمان نشین عراق در حال تجربه می باشد.
- برای تاریخ سازی جهت کردستانیزه کردن بافت منطقه جهت شروع پاک سازی ائتنیکی از بین بردن تمامی منابع و اسناد مالکیت و دمگرافی منطقه جزء ملزومات می باشد، این همان شیوه‌ای هست که در کرکوک پس از اشغال آمریکا در سال 2003 به ناگاه تمامی ادارات اسناد و ثبت کرکوک توسط گروههای ناشناس سوزانده و به یغما برده شد.
- امروز ناسیونالیسم کرد روزهای اوج تاریخی خود را سپری می کند، در صورتیکه ورای برخورداری از حق تعیین سرنوشت شاهد تداوم سیاست کردستانیزه کردن دیگر مناطق غیرکردنشین باشیم در پروسه میان مدت شاهد بروز درگیریهای وسیع ائتنیکی در منطقه و ظهور ملی‌گرائیهای متعدد از سوی ملل منطقه بر علیه کردها خواهیم بود که بی‌تردید بازنده این بازی به دهها دلیل کردهها خواهند بود.                
- در عین حال اشغال خاموش و سپس آشکار و مسلحانه کرکوک و دیگر مناطق ترکمان نشین عراق و فرار نظامیان حکومت مرکزی از این مناطق بی‌تردید می باید برای ملت ترک در روز مبادا که این جغرافیا نیز شاهد خلا حکومت مرکزی یا عصیانهای ائتنیکی احتمالی خواهد بود دارای نکات قابل تامل و حیاتی می باشد که سیاسیون و پیشروان جامعه ترک می‌باید به فکر چاره و راهی برای روز مبادا جهت عدم مواجهه با چنین تابلوئی گردند.
- براستی آیا ملتهای تحت ستم داخلی در خاورمیانه بدون داشتن گروههای نظامی آموزش دیده و خبره،مئدیای قدرتمند و چندین زبانه، ارگانهای حقوق بشری، روزنامه‌نگاران حرفه‌ای و ... قادر به حفظ خاکهای آبا و اجدادی خود و تشکیل دولتهای ملی خود می باشند؟
با پشتیبانی Blogger.
 
UrmiyeNews.Com - Batı Azerbaycan'ın Sesi
Tema: Bal Medya