تحقق پروژه فرهنگ خودت را با زبان خویش ایفا کن

Kategori: , , , , , , , , , , , Umud Urmulu - یکشنبه, دی ۰۸, ۱۳۹۲ - 0 comments
اومود اورمولو
طی پروژه‌ای که از سوی دانشگاه شهر حکاری ترکیه به نام "فرهنگ خودت را با زبان خویش ایفا کن" اجرا گردیده از این پس دانشجویان اروپائی که برای تحصیل به این دانشگاه مراجعه کنند در دوره‌های آموزش زبان کردی این زبان را یاد خواهند گرفت.
این پروژه در ابتدا میزبان دانشجویانی از 6 کشور اروپائی که شامل آزربایجان شمالی، اکراین، ایتالیا، لهستان و .. برای تحصیل به این دانشگاه مراجعه می نمایند خواهد بود و فرصت لازم برای آموزش زبان کردی را فراهم خواهد نمود. بر اساس گفته‌های آقای حسن ایلدیریم رئیس دانشگاه حکاری پروژه مذکور مورد حمایت برنامه آموزشی اتحادیه اروپا و برنامه آژانس ملی ترکیه می باشد.
رئیس دانشگاه شهر حکاری ترکیه در بخش دیگری از سخنانش با اصحاب رسانه چنین گفته است:
دانشجویان اروپائی در دانشگاه ما زبان کردی را فرا خواهند گرفت و در عین حال آنان نیز زبان مادریشان را به دانشجویان ما آموزش خواهند داد. هدف ما از این پروژه هم بسط زبان کردی و هم افزایش شعور فرهنگی دانشجویان می باشد. مدت پروژه 6 ماه می باشد، اولین گروه دانشجویان اروپائی نیز 35 جوان خواهد بود. 
در حالیکه دولت ترکیه با به رسمیت شناختن حق آموزش به زبان مادری(آموزش زبان مادری لاز،کرد، چرکس، آبخاز، سریانی، ارمنی و ..)، افزودن زبان کردی به دنیای تجارت و اقتصاد، واردات معلم برای آموزش زبان مادری، ارائه خدمات پزشکی به زبان مادری بیماران، چاپ فرهنگ لغت کردی از سوی فرهنگستان زبان و ادب ترک، رفع ممنوعیت زبان مادری مغایر با الفبای رسمی ترکیه، گشایش دانشکده ارتباطات به زبان کردی، تبعیض زدائی از کتب سیستم آموزش ترکیه و گنجاندن احترام به تنوع ائتنیکی – زبانی، آموزش زبان مادری در مهد کودک ها، تغییر اسامی شهرها و روستاها به زبان کردی، گشایش انستیتوی کردشناسی و صدها و هزاران رفرم کوچک و بزرگ سعی در احقاق حقوق اقلیت های زبانی و ائتنیکی موجود در ترکیه را در سر داشته و به پیش می برد ما در ایران شاهد کتمان رسمی و تحقیر تنوع ائتنیکی، دینی، فرهنگی و زبانی می باشیم به طوریکه هویت ائتنیکی انسان ترک و زبان مادری‌اش زبان ترکی تنها به سبب تمایز با گروه اقلیت حاکم استعمارگر به صورت رسمی در ایران کتمان و تحقیر می شود. کتمان تنوع ائتنیکی، دینی، زبان و فرهنگی در ایران در حالی از سوی دولت و ملت حاکم صورت می پذیرد که ایندکس تنوع ملی در ایران قابل قیاس با کشورهای منطقه و حتی جهان نیست و بی تردید ایران دارای یکی از متنوع ترین بافت های اجتماعی از بعد ائتنیکی، دینی، فرهنگی و زبانی می باشد که متاسفانه تاکنون تمامی این تنوعات نادیده گرفته شده و میلیاردها دلار هزینه ملی صرف یکسان سازی زبانی و فرهنگی و زدودن تفاوت های زبانی و فرهنگی از راه های خشونت آمیز و نقض آشکار حقوق فردی و جمعی بکار بسته شده است. عمده تفاوت ایران با دیگر کشورهای همسایه حاکمیت گروه اقلیت بر اکثریت و استعمار داخلی گروههای اکثریت می باشد. مهمترین ابزار استعمارگر در ایران برای تنوع زدائی سیستم آموزشی اجباری بر پایه رسمیت انحصاری زبان گروه اقلیت فارس زبان می باشد.
اولین خواسته و هدف فعالین ملی جامعه ترک از هر طیف و گروه فکری برای تبعیض زدائی زبانی و وجود شرایط برابر "رسمیت و سراسری اعلام نمودن زبان ترکی تحت ضمانت اجرائی قانون اساسی" بیان می گردد.        
منبع ترجمه خبر:
http://tinyurl.com/m3aa7s4

آموزش زبان اسپانیائی در سیستم آموزشی ترکیه، تداوم عدم آموزش زبان ترکی در ایران

Kategori: , , , , , , , , , , Umud Urmulu - پنجشنبه, دی ۰۵, ۱۳۹۲ - 0 comments
اومود اورمولو
زبان اسپانیائی که یکی از پرمتکلمترین زبانهای زنده دنیا می باشد از سال تحصیلی پیش رو در ترکیه به صورت رسمی در سیستم آموزشی و تحصیلی ترکیه آموزش داده خواهد شد. مجوز آموزش زبان اسپانیائی از سوی ارگان تعلیم و تربیت ترکیه مورد قبول واقع گردیده است.
درخواست آموزش زبان اسپانیائی از سوی نهادهای آموزشی واقع در استانبول به وزیر آموزش و پرورش ترکیه ارجاع داده شده و وزیر آموزش و پرورش ترکیه نیز طی بررسی اقدام به تصویب آموزش زبان اسپانیائی و قبول موفردات این زبان نموده است.
بدین ترتیب زبان اسپانیائی از سال تحصیلی 2014-2013 به صورت رسمی به سیستم آموزشی و تحصیلی ترکیه وارد خواهد شد و موسسات آموزشی وابسته به وزارت آموزش و پرورش ترکیه خواهند توانست از کلاسهای اول تا چهارم ابتدائی به آموزش زبان اسپانیائی بپردازند. در عین حال برنامه آموزشی برای کلاسهای پنجم تا هشتم نیز به گروه تعلیم و تربیت ارائه گردیده که پس از بررسی های لازم به احتمال بسیار زیاد آموزش رسمی این موفردات نیز آغاز خواهد شد. زبان اسپانیائی در 22 کشور و از سوی حدود 500 میلیون نفر بکار برده می باشد، آموزش رسمی زبان اسپانیای در ترکیه با توجه به رایزنی های مشترک دول اسپانیا و ترکیه محقق گردیده است.
در حالیکه دولت ترکیه آموزش زبان اسپانیائی را به صورت رسمی قبول و وارد سیستم آموزشی و تحصیلی خود نموده دولت ایران اکنون نیز بر سیاست های یکسان‌سازی زبانی - فرهنگی و طبل کتمان تنوع زبانی، دینی، فرهنگی و ائتنیکی جغرافیای ایران می کوبد. اکنون نیز در این جغرافیا به صورت رسمی وجود تنوعات مذکور کتمان گردیده و نادیده گرفته می شود و سیاستهای کلی دولت برای تنوع زدائی و پدید آوردن جامعه‌ای تک زبان، تک ایدئولوژیک و تک تیپ بر اساس ویژگی های گروه اقلیت حاکم با شدت ادامه دارد. یکسان‌سازی زبانی- فرهنگی در ایران در حالی صورت می پذیرد که این جغرافیا تمامی ویژگهای یک جامعه چندملیتی، چنددینی، چندفرهنگی و چندزبانی را داراست. مهمترین ابزار استعمارگر برای تنوع زدائی زبان اقلیت فارس زبان و سیستم آموزشی و تحصیلی اجباری میباشد. در جغرافیائی ایران زبان گروه اقلیت فارس زبان از موقعیت انحصاری ویژه‌ای برخوردار بوده و تنهاترین زبان رسمی و آموزشی ملل این جغرافیاست، در عین حال دولت با قوانین نوشته شده و نانوشته‌ای حق زیست را از دیگر زبان های اکثریت از جمله زبان ترکی که نه زبان محلی بلکه زبانی سراسری با سابقه‌ای‌ هزاران ساله در موضوعات دولت مداری، ادبیات، هنر و ... می باشد به عناوین مختلف گرفته است. رسالت سیستم آموزشی ایران نه تربیت نسلی آگاه به مسائل جهانی و احترام گذاشتن به تنوعات ائتنیکی،دینی، زبانی و فرهنگی بلکه تماما فارسیزه کردن کودکان ترک پایه‌ریزی گردیده است. ترکان این جغرافیا تنها به سبب تمایز "هویت ائتنیکی ترک" و "زبان مادری ترکی" از گروه اقلیت حاکم شهروندان درجه چندم دولت شناخته شده و از هیچ حقوق اولیه از از جمله حق آموزش به زبان مادری، حق اداره مناطق ملی، حق تعیین سرنوشت و .. محروم گردیده‌اند.  
در عین حال دولت حسن روحانی در زمان قبل از انتخابات در سفر به مناطق ترک‌نشینی همچون تبریز، اورمیه، اردبیل و ... سخن از "تاسیس فرهنگستان زبان و ادب ترکی" داده بود که علارغم گذشت بیش از 200 روز از شروع فعالیت دولت جدیدیک کلمه نیز در مورد وعده انتخاباتی حسن روحانی از مسولین امر بیان نگردیده و نماینده‌گان ترک موجود در مجلس که بیشتر برآیند مافیای فاسد قدرت می باشند تا از علت عدم تحقق این وعده انتخاباتی یک کلمه بر زبان نیاورده‌اند که خود این بی اعتنائی نماینده‌گان ترک نشان از گسست کامل و بی ارتباطی با جامعه ترک می باشد. 
اولین خواسته فعالین ملی ترک از هر طیف و گروه فکری در جهت تبعیض زدائی زبانی "رسمیت و سراسری نمودن زبان ترکی" تحت ضمانت اجرائی قانون اساسی و عدم تحمیل زبان فارسی به هر نام و عنوانی می باشد. 
منبع ترجمه خبر:
http://tinyurl.com/kyjnypr

آغاز تدریس زبان کردی در دانشگاه دمشق سوریه، عدم رسمیت زبان ترکی در ایران

Kategori: , , , , , , , , , , Umud Urmulu - یکشنبه, دی ۰۱, ۱۳۹۲ - 0 comments
اومود اورمولو
سوریه که طی 3 سال گذشته میزبان جنگ داخلی خانمان‌سوزی بوده و همواره به سبب خشونت هائی که چه از سوی دولت حاکم و چه از سوی بعضی از گروههای افراطی اسلاگرا صورت گرفته نقل محافل خبری بوده طی چند روز گذشته با اقدامی که از سوی دولت بشار اسد در مورد زبان مادری گروههای ائتنیکی کرد و ارمنی موجود در سوریه صورت گرفته اینبار مباحث زیادی را در رسانه‌های کرد و ارمنی زبان به راه انداخته است. حکومت بشار اسد به صورت رسمی دستور آموزش زبان کردی کرمانجی و ارمنی را در دانشگاه دمشق صادر نموده است.
حزب بعث به رهبری بشار اسد در دانشگاه دمشق و در انستیتوی زبانها اقدام به گشایش بخش ویژه‌ای برای آموزش زبان های کردی و ارمنی نموده است. خبر گشایش بخش آموزش زبانهای کردی و ارمنی در دانشگاه دمشق از سوی محمد ماردینی رئیس دانشگاه و به صورت رسمی در روزنامه دولتی الوطن چاپ گردیده است. بر اساس خبر روزنامه دولت سوریه زیرساخت های آموزش زبان های کردی و ارمنی در دانشگاه دمشق از سوی گروهی متشکل از آکادمیسین ها و متخصصین امر آموزش و پرورش صورت خواهد گرفت و مذاکرات و مباحث اولیه برای گشایش بخش های یاد شده با تنی چند از اعضای انتخاب شده کمسیون مذکور طی گردهمائی 1 روزه تحقق یافته است.
رئیس دانشگاه دمشق گشایش بخش آموزش زبان های کردی و ارمنی را مهم ارزیابی نموده و افزده: خواندن و نوشتن به زبان های کردی و ارمنی مهم می باشد، چونکه زبان‌های کردی و ارمنی زبان مادری گروهی از شهروندان سوریه می باشند و در عین حال این اولین قدم برای اهمیت دادن به زبان مادری و مبحث زبان خواهد بود.
وی در ادامه سخنانش پس از تحقق کامل بخش آموزش زبانهای کردی و ارمنی در دانشگاه دمشق از گشایش بخش زبان و ادبیات کردی در آینده نزدیک نیز خبر داده است. بسیاری از تحلیلگران این حرکت حزب بعث و شخص بشار اسد را برای نزدیکی هر چه بیشتر با کردزبانان که جمعیتی بالغ بر 1 الی 1.5 میلیون نفر را در سوریه تشکیل می دهند ارزیابی می کنند.
در حالیکه دولت سوریه که در جنگ داخلی می باشد به صورت رسمی آموزش زبان مادری 2 گروهی ائتنیکی موجود در سوریه را به رسمیت شناخته، در حالیکه تا شروع جنگ داخلی کردزبانهای سوریه‌ای حتی شناسنامه نیز نداشتند نشان از اهمیت مسئله زبان های ملی می باشد. در حالیکه به قول دولتمردان ایران این جغرافیا یکی از امنترین نقاط این کره خاکی می باشد تنوعات ائتنیکی، دینی، فرهنگی و زبانی موجود در این جغرافیا همواره طی 100 سال گذشته تحقیر و کتمان گردیده و تمامی برنامه‌های دولت و ملت حاکم برای یکسان سازی زبانی، دینی، فرهنگی و ائتنیکی بکار بسته شده است. مهمترین ابزار دولت و ملت حاکم برای پدید آوردن جامعه‌ای تک زبان، تک تیپ و تک ایدئولوژیک سیستم آموزشی اجباری بر اساس رسمیت انحصاری زبان گروه اقلیت فارس زبان بوده است. در جغرافیای ایران هدف سیستم آموزشی که می باید بر اساس بند دوم ماده 26 اعلامیه جهانی حقوق بشر "شکوفائی همه جانبه شخصیت انسان و تقویت رعایت حقوق بشر و آزادی های اساسی بوده، و در عین حال به گسترش حسن تفاهم، دگرپذیری و دوستی میان ملتهای و تمامی گروهای نژادی یا دینی" یاری رساند نبوده بلکه تماما در راستای تکثرزدائی، ایجاد نفرت ائتنیکی، نسل کشی زبانی و فرهنگی و در یک کلام فارسیزه کردن کودکان ملل غیرفارس از جمله ملت ترک پایه‌ریزی گردیده است. در حالیکه بشار اسد حق آموزش به زبان مادری 1- 1.5 میلیون کردزبان را به رسمیت شناخته در ایران حقوق فردی و جمعی 25- 35 میلیون ترک از سوی دولت و اقلیت حاکم به صورت آشکارا نقض گردیده و می گردد.
اولین خواسته فعالین ملی جامعه ترک برای رفع تبعیضات زبانی "رسمیت و سراسری اعلام نمودن زبان ترکی تحت ضمانت اجرائی قانون اساسی" و عدم تحیمل زبان گروه اقلیت فارس زبان به هر نام و عنوانی می باشد.     

کردی در ترکیه زبان تجارت شد، زبان ترکی در ایران همچنان کتمان می گردد

Kategori: , , , , , , , , , , Umud Urmulu - پنجشنبه, آذر ۲۸, ۱۳۹۲ - 0 comments
اومود اورمولو 
دولت ترکیه طی سالهای گذشته برای افزایش استانداردهای دمکراسی خود مبتنی بر قوانین اتحادیه اروپا و ارائه تعریف نوینی از شهروند ترکیه فارغ از داشتن هر نوع هویتی ائتنیکی، دینی، فرهنگی و زبانی و برای تضمین برخورداری از حقوق برابر تمامی شهروندانش دست به رفرمهای متعددی زده که یکی از مهمترین این رفرمها بی تردید به رسمیت شناختن حق زیست و تضمین حق آموزش به زبان مادری گروههای متعددی ائتنیکی همچون کرد، لاز، چرکس، آبخاز و .... می باشد. در کنار به رسمیت شناختن حق آموزش به زبان مادری در ترکیه دولت یکی از مهمترین قدمها برای پاسداشت زبانهای موجود در ترکیه را نیز برداشته و آن نیز ورود زبانها به دنیا تجارت و اقتصاد می باشد، چون تنها به رسمیت شناختن و تضمین آموزش به زبان مادری امروزه دیگر نمی تواند سبب توسعه زبانی گردد بلکه مهمترین عامل در بسط و گارانتی نمودن رشد زبانها ورودشان به دنیای اقتصاد و تجارت می باشد.
بر اساس لایحه‌ای که از سوی مستشار اداره امنیت و نظم عمومی به حکومت ترکیه ارائه گردیده در صورت قبول لایحه مذکور تمامی زبانهای موجود در ترکیه خواهند توانست از سوی کمپانیها و شرکتها عمومی و خصوصی مورد کاربرد رسمی و در سطح دولتی قرار گیرند. بر این اساس تمامی زبانهای موجود در ترکیه و الخصوص زبان کردی در قرارداد بانکها با شهروندان، نامه‌نگاری شرکتها با ادارات دولتی، اسناد دولتی، تفاهم نامه‌های شرکتها و کمپانیها و ... کاربرد رسمی خواهند داشت.
گزارش تهیه و منتشر شده از سوی مستشار اداره امنیت و نظم عمومی ترکیه علت تقدیم لایحه کاربرد زبانهای موجود در ترکیه در امر اقتصاد و تجارت را همکاری با دولت ترکیه در راستای افزایش استانداردهای دمکراسی و کاربرد زبانهائی همچون کردی در امر اقتصاد برای آسان نمودن امور اقتصادی و امر خواندن و نوشتن به زبان کردی بیان گردیده است. بر این اساس ماده‌ای که هم اکنون در قانون اساسی ترکیه در راستای کاربرد زبان ترکی در امور اقتصادی می باشد نیز دچار تغییر خواهد شد و لایحه مذکور نیز خواستار تغییر این ماده قانونی گشته است.
در حالیکه دولتهای هم مرز ایران همچون ترکیه با استانداردهای اروپائی و کشورهائی نظیر افغانستان و عراق جنگ زده با استانداردهای خاورمیانه‌ای در حال تحقق هر چه سریعتر حقوق تمامی شهروندانشان فارغ از ارائه تبعیض به سبب داشتن هر نوع زبان، دین، فرهنگ و هویت ائتنیکی می باشیم ما در ایران چندملیتی، چنددینی، چندفرهنگی و چندزبانی شاهد اصرار بر تداوم سیاست های ورشکسته ملت سازی رضاخانی بر اساس ویژگهای گروه اقلیت حاکم برای پدید آوردن جامعه‌ای تک زبان، تک ایدئولوژیک و تک تیپ می باشیم. به طوریکه کشورهائی نظیر عراق و افغانستان تنها از بعد زبانی دارای چندین زبان رسمی سراسری و منطقه‌ای در سیستم آموزشی و تحصیلی می باشند ما در ایران که ایندکس تنوع ائتنیکی – زبانی اش قابل قیاس با هیچ کدام از کشورهای منطقه و دنیا نمی باشد شاهد رسمیت انحصاری زبان گروه اقلیت فارس زبان، عدم رسمیت دیگر زبانهای اکثریت هم چون زبان ترکی، عدم آموزش زبان مادری ملل غیرفارس، تحمیل زبان گروه اقلیت فارس زبان در سیستم آموزشی، ارائه تبعیض سیستماتیک در سیستم آموزشی به سبب عدم برخورداری دانش آموزان غیرفارس از زبان گروه اقلیت حاکم و عدم برخورداری از موقعیت برابر ... می باشیم. 
در عین حال که دولت جدیدی حسن روحانی نیز به مانند 34 سال گذشته برای پیروزی در انتخابات وعده تشکیل فرهنگستان زبان و ادب ترکی را داده بود علارغم اینکه حدود 200 روز از بر عهده گرفتن این سمت می گذرد شاهد بی اعتنائی و عدم تغییر نگرش به زبان ترکی و ملت ترک می باشیم. عدم تاسیس فرهنگستان زبان و ادب ترکی از سوی دولت روحانی در حالی صورت می پذیرد که تنها جوانان ترک دنیای مجازی تاکنون 2629 امضاء برای خواست بجای آوردن وعده انتخاباتی دولت حسن روحانی جمع آوری نموده‌اند. 
اولین خواسته جامعه ترک برای تبعیض زدائی و وجود شرایط برابر آموزشی "رسمیت و سراسری شدن زبان ترکی تحت ضمانت اجرائی قانون اساسی" و عدم تحمیل زبان فارسی به هر نام و عنوانی می باشد.            
منبع ترجمه خبر:
سایت روزنامه سراسری استار چاپ ترکیه
http://tinyurl.com/k24lumh

استاندارد دوگانه در قبال نامهای ترکی و کردی

Kategori: , , , , , , , , , , , , Umud Urmulu - سه‌شنبه, آذر ۲۶, ۱۳۹۲ - 1comments
اومود اورمولو
مدیر کل اداره ثبت و احوال استان کردستان به سبب آغاز هفته ثبت و احوال امروز طی نشستی مطبوعاتی با خبرنگاران و اصحاب رسانه‌های گروهی از عدم ممانعت استفاده اسامی کردی برای نامگذاری نوازان خبر داد.
عبدالله خسروی اظهار داشت که نام، هویت یک فرد هست و در شکل گیری شخصیت او بسیار موثر می باشد و باید سعی شود نام فرزندان بر اساس باورهای فرهنگی، ملی و دینی صورت پذیرد. سعی ما این هست که بر اساس قانون، شرع و عرف در ثبت نامها شهروندان را همراهی کنیم. وی در بخش دیگری از سخنانش از اولویت و استقبال از نامگذاریهای اصیل و مطابق با فرهنگ و هویت کردستان اشاره کرد. 
ایشان تصریح کردند که در ثبت احوال استان کردستان با نامهای کوردی که دارای ریشه و اصالت هستند و در کتب و فرهنگ های معتبر مانند فرهنگ ماموستا هه ژار و فرهنگ کردستان وجود دارند محدودیتی وجود نداشته و حتی از آن استقبال می شود و اگر کسی خلاف این مهم را اظهار کرده به شدت تکذیب می شود. وی به اسامی برتر و برگزیده نام نوزدان طی سال جاری در استان در بین جنس مونث و مذکر اشاره کرد و بیان داشت: محمد، آرتین، ماردین، آرسام و آژوان در جنس مذکر و ستایش، فاطمه، هستی، آوین و شنیا در جنس مونث پرطرفدارترین اسامی ثبت شده در کردستان هستند.
حال سخن اینجاست که چنین استانداردی چرا برای نام های ترکی وجود نداشته و اغلب اسامی ترکی به جز اسامی که حتی فارس زبانها به سبب تکثر در جامعه همچون سولماز، الناز، آیناز و... بکار می برند دیگر اسامی اصیل ترکی که مطابق با فرهنگ، تاریخ، آداب و اسطورهای جامعه ترک دارند تدابیر شدیدی از سوی مسئولین امر برای عدم نامگذاری و ممانعت از انتخاب نام های کردی بکار بسته میشود؟ چرا دولت ایران نامهائی همچون آژوان، روژ و ... کردی را مطابق با فرهنگ کردستان می پندارد ولی نامهای اصیل ترکی همچون ائلین، هارای، اوغوز و ... مغایر با فرهنگ ملت ترک و مناطق ترک نشین ارزیابی می کنند؟ آیا سخن حسین هاشم پور رئیس اداره ثبت و احوال سولدوز که ممانعت از کاربرد اسامی اصیل ترکی همچون اوغوز، هارای و ... را به سبب مغایرت با فرهنگ ایرانی اسلامی معرفی کرده بود نشئت گرفته از همین دیدگاه و استاندارد دوگانه دولت ایران به انسان ترک نیست؟ 
بارها و بارها شاهد ارجاع خانواده‌های ترک به دادگاه‌ها تنها به سبب اصرار خانواده‌های ترک بر نامگذاری فرزندشان به زبان ترکی بوده‌ایم، حتی دولت ایران به ممانعت از نامگذاری کودکان ترک به اسامی اصیل ترکی اکتفا ننموده و بعضا شاهد دستورا‌لعمل های دولتی و بخش نامه‌هائی برای ممانعت از کاربرد اسامی ترکی بوده‌ایم. 
حال سخن اینجاست که چرا کاربرد اسامی ترکی و به قولی ملت ترک بیگانه و غیرایرانی ولی اسامی کردی و جامعه کردزبان ایرانی تلقی می شود؟ آیا برخورد و استاندارد دوگانه با نامهای ترکی نوعی تبعیض سیستماتیک و ترک‌ستیزی نیست؟ 

ترکان عراق بازنده اصلی جنگ دئموگرافی خاورمیانه

Kategori: , , , , , , , , , , , , , , Umud Urmulu - یکشنبه, آذر ۲۴, ۱۳۹۲ - 0 comments
اومود اورمولو
در حالیکه جنگ خانمان سوز ائتنیکی- دینی در خاورمیانه و الخصوص در سوریه و عراق تداوم دارد جنگ دئموگرافیکی که در منطقه در جریان می باشد ترکان عراق را بر تخته هدف نشانده و روز به روز تنهاتر می کند به طوریکه شاهد افزایش ترورها، بمب گذاریها، پاک سازی ائتنیکی و ... وسیعی که ترکان عراق را هدف قرار داده می باشیم. حتی سرآغاز و صدای پای کوچ اجباری میلیونها ترک عراق به ترکیه را کمابیش می شنویم.
ترکان عراق با توجه به بافت جمعیتی، ویژگی های اجتماعی – تاریخی، نفوس و ... یکی از مهمترین موانع در ایجاد نقشه کردستان بزرگ در خاورمیانه می باشند، به همین سبب نیز بازیگران جهانی و منطقه‌ای سعی در پاک سازی کامل ترکان عراق برای رفع این سد می باشند.
پروپاگاندای انتقال نفت و گاز شمال عراق به ترکیه – اروپا و رویاهائی که کشورهای غربی در این راستا در حال بافیدنش می باشند یکی از مهمترین علائم جنگ روانی هست که برای پاک کردن حافظه تاریخی ملل منطقه از وجود 3 میلیون ترک موجود در عراق بکار بسته میشود. این در حالی می باشد که شاهد تغییرات عمیق دئموگرافیک در عراق و پاکسازی کامل ائتنیکی ترکان عراق را توسط کردزبانها شاهدیم، به طوریکه جمعیت شهرهای تاریخی ترکنشینی همچون کرکوک، موصل، اربیل، دوزخورماطو و ... پس از سال 2003 به یکباره به شدت کردنشین گردیده و با مهاجرت انبوه کردزبانها برای کردستانی کردن مناطق یاد شده مواجه گشته‌یم.
نتیجه دو تحقیق میدانی که از سوی مرکز مطالعات استراتژیک خاورمیانه (Center for Middle Eastern Strategic Studies) در رابطه با ترکان عراق و سوریه صورت گرفته دقیقا منطبق بر این واقعیت می باشد که نسل کشی جمعی و پاک سازی ائتنیکی بی صدائی را بر علیه ترکان عراق و سوریه را از سوی کردزبانان شاهد می باشیم. سخن فاروق قایمچی سفیر ترکیه در عراق به همین مضمون که شاهد "نسل کشی دسته‌جمعی ترکان عراقی می باشیم" نیز دلیلی بر این مدعاست که پاک سازی ائتنیکی وسیعی در جریان می باشد. 
طبیعتا پاک سازی بی صدای ترکان عراق و سوریه می باید زنگ خطری برای ما ملت ترک ساکن ایران و الخصوص تمامی مناطق ترکنشین غرب آزربایجان باشد، چون کردستانی کردن مناطق ترکنشین غرب آزربایجان و پاک سازی ائتنیکب ترکان سالهاست که با سکوت و چراغ سبز دولت و ملت حاکم برای سرکوب ملی‌گرای ترک در غرب آزربایجان که همواره به سبب نزدیکی به دولت عثمانی و اکنون ترکیه نوین یکی از سردمداران پرچم ملی‌گرای ترک بوده و هست بکار بسته شده / می شود. پس برماست که از تجربه تلخ پاک سازی های ائتنیکی خواهران و برادرانمان در عراق و سوریه دروس لازم را فرا بگیریم، بی تردید در این وادی تاریخی نیز مهمترین وظیفه را می باید نیروهای نظامی و مسلحی که امروزه در ارتش و سایر قوای نظامی ایران عضو می باشند بر دوش بکشند چون فردائی که سر سوزنی با خلع قدرت نیروهای مرکزی مواجه شویم صدها ارگان و سازمانهای متعدد تروریستی کردزبانی همچون حزب کارگران کردستان، حزب حیات آزاد کردستان، پ.ی.د و .... برای سربریدن تک تک ما ترکها و پاک سازیهای ائتنیکی وسیع دست بکار خواهند شد، چون امروز رسانه‌های احزاب کردی روزی نیست که سخن از کردستان بزرگ که در برگیرنده صدها و هزاران منطقه ترک‌نشینمان را در بر نگیرد مواجه نباشیم. بی تردید سالهای پیش نیز گروههای افراطی ارامنه تاکتیک متشابهی را قبل از نسل کشی خوجالی و قره‌باغ در آزربایجان شمالی بکار بستند و امروز پس از نسل کشی ترکان قره‌باغ اکنون به آرتساخ مبدل شد. طبیعتا در این وادی تاریخی نیز نیروهای مسلح فارس زبان اصفهان،یزد، سمنان و ... قادر به درک موقعیت پاک سازی ترکان و سیاست وسیع کردستانی کردن منطقه نخواهند بود چون خود آنها نیز دانسته یا ندانسته جزیئ از گفتمان حاکمند و در صورت شروع آشکار پاک سازئی های ائتنیکی ترکان در غرب آزربایجان خانواده و وطن آنان مورد تجاووز قرار نخواهد گرفت ولی شما و بنده‌ نوعی که شاهد تجربیات شیخ عبدالله، قاسملو، اوجالان، پژاک، پ.ک.ک، پ.ی.د، قتل عام سولدوز و ... بوده‌ایم به بهترین شکل ممکن با این مسئله دست به گریبان می باشیم.

پس از اسکاتلند کاتالان‌ها نیز تاریخ رفراندوم "حق تعیین سرنوشت" خود را اعلام نمودند

Kategori: , , , , , , , , , , , , Umud Urmulu - جمعه, آذر ۲۲, ۱۳۹۲ - 0 comments
اومود اورمولو
در حالیکه 18 سپتامبر سال آینده رای دهنده‌گان اسکاتلندی برای برخورداری از "حق تعیین سرنوشت" خویش به پای صندوق های رای خواهند رفت تا به جدائی اسکاتلند از بریتانیا رای مثبت یا منفی دهند اکنون نیز ملی‌گرایان کاتالان تاریخی را علارغم مخالفت دولت مرکزی برای برگزاری رفراندومی به جهت برخورداری از حق تعیین سرنوشت و جدائی از اسپانیا اعلام نموده‌اند.
ملی‌گرایان کاتالانی در عین حالی که دولت مرکزی اسپانیا مخالف برگزاری رفرنداومی برای جدائی منطقه ثروتمند کاتالان از اسپانیا می باشند آنان خواهان برگزاری رفراندومی بدین منظور در سال آینده هستند. حکومت مادرید و حزب اصلی مخالف دولت نیز با خواست کاتالانی ها برای برگزاری رفراندوم حق تعیین سرنوشت مخالفت نموده‌اند ولی احزاب اصلی ملی‌گرای کاتالان در عین حالی که به توافق اولیه‌ای برای برگزاری رفراندوم در منطقه کاتالان دست یافته‌اند حتی تاریخ برگزاری رفراندوم را نیز مشخص نموده‌اند. 
احزاب کاتالانی خواهان برگزاری رفراندوم حق تعیین سرنوشتشان در 9 نوامبر 2014 با این مضمون که "آیا خواهان تشکیل دولت کاتالان می باشید؟"هستند و رای دهنده‌گان کاتالانی در صورتیکه جواب مثبت به پرسش قبلی داده باشند به سوال دومی با این مضمون که "آیا خواهان استقلال کاتالان می باشید؟" روبرو خواهند شد. آرتور ماس رئیس حکومت خودمختار کاتالان خواهان برخورد دمکراتیک حکومت مرکزی اسپانیا با برگزاری رفراندوم حق تعیین سرنوشت کاتالانی ها شده است. 
کاتالانها در شمال شرقی اسپانیا و جنوب فرانسه با جمعیتی بالغ بر 6.500.000 نفر واقع شده و دارای حکومت خودمختار مستقل از حکومت مرکزی اسپانیا می باشند که خواهان برگزاری رفراندوم برای تحقق حق تعیین سرنوشت و استقلال از اسپانیا می باشند.
در عین حال اسکاتلند نیز با جمعیتی حدود 5 و نیم میلیون نفر از 60 میلیون نفر جمعیت بریتانیا خواهان استقلال از بریتانیا می باشد که 18 دسامبر سال پیش رو به پای صندوق های رای خواهد رفت.
حال سخن اینجاست که میلیونها ترک ساکن جغرافیای ایران که از اولیه‌ترین حقوق انسانی و بشری از جمله حق آموزش به زبان مادری، حق اداره مناطق ملی ترک نشین(3 منطقه عمده ترکنشین آزربایجان جنوبی، قشقایستان و افشارستان)، حق داشتن روزنامه و مئدیا به زبان ترکی، حق تشکیل احزاب و ان‌جی‌اوهای ملی و الخصوص هنوز هم که در سال 2013 می باشیم هویت ائتنیکی "ترک" و زبان مادریشان "ترکی" از سوی دولت و ملت حاکم به صورت رسمی کتمان گردیده و روزی نیست که مورد انواع تحقیرها و اعمال سیستماتیک راسیستی واقع نگردند چرا نباید از حق تعیین سرنوشت خود برای تشکیل دولت ملی ترک برخوردار نبوده و استفاده نکنند؟ آیا  35-25 میلیون ترک که طی هزار سال گذشته به صورت پیوسته دارای صدها دولت و امپراطوری ترک بوده ساختار ملت مدرن را معنا نمی بخشند؟ آیا علارغم وجود استعمار داخلی که بر ملت ترک روا داشته شده زمان برخورداری از حق تعیین سرنوشت میلیونها انسان فرا نرسیده است؟ براستی رفتار گروه اقلیت حاکم در برابر این خواست رفراندومی برای برخورداری از حق تعیین سرنوشت ملت ترک به چه ترتیبی خواهد بود؟

Urmiye'li genclerin isteyi: Türk Dilinde Oxul

Kategori: , , , , , , , , , , , , , Umud Urmulu - دوشنبه, آذر ۱۸, ۱۳۹۲ - 0 comments
Umud Urmulu
Güney Azərbaycan, Urmiye: dünən İranın voleybol süper lig yarışlarından Urmiye bələdiyəsi Tehranın Saypa taxımıla Güney Azərbaycanın Urmiey şəhərində qarşı qarşıya gəldilər və Urmiye bələdiyəsi 3 -1 Tehran taxımını oddu, ancaq yarışmada ginə Urmiye’li gənclər Türk ulusal solganı olaraq “Türk dilində mədrəsə” istəyini yenilədilər.
Tehranın Saypa taxımı iran süper ligində 6 kəz ikinci sırada yer almışdır və dünən Urmiye taxımı qarşısında yenilməyə uğraması Urmiye Voleybol taxımının nə qədər güclü olduğunun göstərdi, İran’da Urmiye şəhəri voleybol Ana vətəni olaraq tanınmaqdadır . Ancaq bu yarışmanın ən önəmli bölümü Türk gənclərinin dəfələrəcə Urmiye’nın 6000 nəfərlik Stadyumunda Türk dilində eyitim istəyini sloganlarla səsləndirmələri oldu. Türk dilində oxu istəyi və slogani ilk kəz dəyil Urmiye, Güney Azərbaycan və iranın başqa Türk bölgələrində səslənir və Türklər basqıcı rejimlə qarşı qarşıya olduqları üçün idman stadyumlarında bu tür istəkləri dilləndirməkdədirlər.
 İran coğfafıyası bir çoxdilli, çokəkincli, çokdinli olmasına rağmən bu çeşidlilik egemən devlət və millət tərfindən son 100 ildə danılmaqda və görməməzlikdən gəlinməkdədir, eləcə devlətinin bütün çabası bu dilsəl, dinsəl və etniksəl çeşidliliyi ortadan qaldırmaq və azınlıq ancaq egemən millətinin özəlliklərini düşünərək bir dil, bir əkinc(kültür) və bir ideolojiyə dayalı toplum yaradmaqdır. Bu tür toplumu yaradmanın təməl yollarından birisi zorunlu eyitim sistemidir, iran’da azınlıq dili olan farsca ölkənin tək tuğralı(rəsmi) dilidir və büyük ayrıcalıqlara sahib və eləcə zorunlu eyitim dili də Anadili yox bəlkə azınlıq dili olan farscadır. 
Urmiye’li gənclərinin səsləndirdiyi Türk dilinə oxul istəyi bir çox Türk eyləmçi tərəfindən də İran’da dilsəl ayrımçılığı son vermək üçün ilk addım olaraq dilləndirilməkdədir, Türk eyləmçilərə görə çoxunluq dili olan Türkcə iran’da Anayasal olaraq tuğralı dili olub və güvəncə altına alınmalıdır, artı farsca hər nə adla olursa olsun Türklərə zorunlu olaraq öyrətilməməlidir. əyər farslar Türkcənin bir yad dil olaraq öyrənmək istərsələr kəsinliklə Türklər də farscanı bir yad dil olaraq öyrənməyə sıcaq baxa bilər. 
İrandaki Türklər azınlıq ancaq egemən qrup olan farslardan fərqli etnik kimli və Anadili daşıdıqları üçün toplumdan dışlanmış və büyük ayrımçılıq və sistematik ırqçılığa məruz qalmaqdadırlar.
Urmiye’li gənclərin Türk Dilində Oxul sloganini səsləndirmələrilə ilgili video

شعار مدرسه به زبان ترکی از سوی مردم اورمیه در سالن الغدیر

Kategori: , , , , , , , , , , , Umud Urmulu - دوشنبه, آذر ۱۸, ۱۳۹۲ - 0 comments
اومود اورمولو
آزربایجان جنوبی،اورمیه: دیروز در هفته هفتم مرحله دور رفت لیگ برتر والیبال باشگاه‌های ایران تیم شهرداری تبریز بر تیم سایپای البرز با نتیجه 3 بر 1 به برتری رسید، در کنار برد شیرین تیم اورمیه‌ای شعارهای ملی جوانان ترک که در رابطه با آموزش زبان مادری بود جزء مهمترین رویدادهای دیروز بود.
تیم والیبال سایپای البرز که نایب قهرمانی 6 دوره لیگ برتر والیبال را در پرونده خود به یدک می کشد، دیروز با پذیرش شکست 3 بر 1 در برابر تیم شهرداری اورمیه به قعر جدول رقابت های لیگ والیبال سقوط کرد. تیم شهرداری اورمیه با برتری مقابل سایپا 10 امتیازه شده و با چهار پله صعود در جایگاه چهام لیگ برتر والیبال قرار گرفت.
مهمترین نکته رقابت دیروز طنین انداز شدن شعارهای ملی جوانان ترک مبتنی بر برخوردار از "حق آموزش به زبان مادری" در سالن الغدیر اورمیه بود که هزاران جوان ترک یک صدا شعار ترکی "تۆرک دیلینده مدرسه، اۏلمالیدیر هر کسه" را بارها در سالن الغدیر فریاد کشیدند. علارغم تنوع ائتنیکی، دینی، فرهنگی و زبانی متعدد و گوناگون در جغرافیای ایران تاکنون تمامی تنوعات یاد شده از سوی دولت و ملت حاکم نادیده گرفته شده و گروههای ائتنیکی محکوم تنها به سبب تمایز زبان مادری و هویت ائتنیکی با گروه غالب حاکم از تمامی حقوق خود از جمله حق آموزش به زبان مادری که بی تردید از جمله حقوق اولیه هر شهروندی می باشد محروم نگه داشته شده‌اند. گرچه که در کشورهای توسعه یافته تنوعات زبانی، دینی، فرهنگی و ائتنیکی به عنوان میراثی انسانی تلقی می گردد در کشورهای جهان سوم و عقب مانده‌ای به مانند ایران تنوعات یاد شده بیشتر مسئله امنیتی اند و تمامی هم و غم دولت و ملت حاکم صرف یکسان سازی و پدید آوردن جامعه‌ای تک زبان، تک ایدئولوژیک و تک تیپ می گردد.  
همانطور که هزاران جوان ترک اورمیه‌ای دیروز شعار مدرسه به زبان ترکی را سر دادند، اولین خواست میلیونها ترک ساکن این جغرافیا "رسمیت زبان ترکی تحت ضمانت اجرائی قانون اساسی" و عدم تحمیل زبان گروه اقلیت فارس زبان به هر نام و عنوانی می باشد. اگر زمانی فارس زبانان خواستار آموزش زبان ترکی به کودکانشان شوند ما نیز به عنوان ملت ترک بی تردید به آموزش زبان گروه اقلیت حاکم با سمپاتی می نگریم ولی در غیر اینصورت عدم آموزش زبان مادری میلیونها ترک و تحیمل زبان گروه اقلیت فارس زبان بیانگر رابطه‌ای جزء استعمار داخلی ملت ترک نیست.

تغییر اسامی ترکی 12-6 شهر ترکیه به نامهای کردی

Kategori: , , , , , , , , , Umud Urmulu - یکشنبه, آذر ۱۰, ۱۳۹۲ - 0 comments
اومود اورمولو
در راستای افزایش استانداردهای دمکراسی ترکیه قانونی برای تغییر اسامی مناطق و شهرهای ترکیه به تصویب رسیده که بر اساس قانون یاد شده اجباری بودن کاربرد نامهای ترکی برداشته شده و مردمان هر منطقه و شهر در صورت خواست و پییگری قانونی خواهند توانست از نامهای مورد توافق مردم منطقه بهره ببرند.
در همین راستا مناطقی از ترکیه که دارای جمعیت کردزبان می باشند از فرصت به عمل آمده نهایت استفاده را نموده و خواستار تغییر صدها اسامی ترکی به اسامی کردی گشته اند، نماینده‌گان کردزبان مناطق شرقی و جنوب شرقی ترکیه که در مجلس حضور دارند درخواست های رسمی خود را مبنی بر کاربرد و تغییر اسامی ترکی به کردی شهرها را به مجلس ترکیه و به دفتر وزیر امور داخلی فرستاده ‌اند.
اسامی کوردی درخواستی بجای اسامی ترکی پس از بررسی گروهی از نماینده‌گان مجلس ترکیه و در صورت قبول کمیسیون مشترک نماینده‌گان به صورت ماده قانونی به تصویب خواهد رسید تا ضمانت اجرائی داشته باشند. کاربرد حروف Q,W,X که طی قانونی به تصویب رسیده کاربرد اسامی کردی در ترکیه را سهل نموده و منع قانونی کاربرد اسامی غیرترکی را برداشته است.
اسامی کردی که از سوی نماینده‌گان کوردزبان برای اسامی ترکی شهرها و مناطق به مجلس ترکیه فرستاده شده به قرار زیر می باشد:
دیاربکیر: آمد (Diyarbakır: Amed)
وان: Van: Wan    
بیتلیس: بدلیس(Bitlis: Bedlis)  
حکاری: جولمرگ(Hakkari: Colemêrg)
بینگول: چەولیگە (Bingöl: Cewlihg)
ارزرۇم: ارزرۏم(Erzurum: Erzerom)
سۇر: دیکران آمد(Sur: Dikran Amed)
باغلار: رضان(Bağlar: Rezan)
یئنی‌شهییر:بیجاره نوح (Yenişehir: Bajare Nuh)
سیلوان:میا فرقین (Silvan: Miya Farqin)
کۇلپ:پاسۇر(Kulp: Pasur)
دیجله: پیران(Dicle: Piran)
عادیل‌جواز: الجواز(Adilcevaz: Elcewaz)
گۆراۏیماک: نۏرشن(Güroymak: Norşen)
تاتوان: تتوان(Tatvan: Tetwan)
آحلات: خلات(Ahlat: Xelat)
تکمن: تاتۏس(Tekman: Tatos)
هینیس: خینیس(Hınıs: Xınus)
تغییر اسامی ترکی به کردی در ترکیه در حالی صورت می گیرد که در ایران روندی کاملا برعکس را شاهدیم، به طوریکه طی 100 سال گذشته هزاران اسامی اصیل و تاریخی ترکی با اسامی جعلی و مضحک فارسی تغییر داده شده و می شود. در عین دولت حاکم در حالیکه بر تغییر اسامی ترکی به اسامی جعلی فارسی اصرار می ورزد هزینه های میلیاردی را نیز صرف اسامی همچون خلیج ف-ا-ر-س در داخل و خارج می کند به طوریکه نام صدها مدرسه و مکان عمومی در اکثر شهرهای ترک نشین به این نام جعلی تغییر داده شده است. در دیگر سوی دولت و ملت حاکم به صورت قوانین نوشته شده و نانوشته ای نیز از کاربرد اسامی ترکی در مغازه‌ها، شرکت‌ها، کارخانه‌ها و ...جلوگیری می کند.
در زیر گوشه‌ای از هزاران نام اصیل ترکی که با اسامی جعلی فارسی تغییر داده شده گردآوری گردیده است:
اورمیه یا اورمو (رضائیه)، ساری سو( آب زرد)، ايسسی سو (آبگرم)، توفارقان (آذرشهر)، دیلک آداسی (آرزو- جزیره دریاچه اورمیه)، قانلی قایا  (آرش- جزیره دریاچه اورمیه)، آلگون یا الگلو (سقز)، آخماقايا (احمقيه)، اردشه ‌تپه‌سی(اردشیر – جزیره دریاچه اورمیه)، آراز (ارس)، آراز باری (ارسباران)، یاریم قایا (اشکسر – جزیره دریاچه اورمیه)، اومود (اومید – جزیره دریاچه اورمیه)، تورکلر آداسی (ایران نژاد – جزیره دریاچه اورمیه)، باریش (بارنج - روستا)، باشماق (باشه – از توابع سقز در استان کردستان فعلی)، قوتان قوش (برزین – جزیره دریاچه اورمیه)، گمیچی تپه بزرگ تپه – (جزیره دریاچه اورمیه)، بوز قوش (بزگوش- نام کوه)، امچه‌لی (بناور- شهرستان گرگان)، بیناب (بناب- شهر)، بندر انزلی (بندر پهلوی)، آق مسته (بهرام – جزیره دریاچه اورمیه)،  بیله سووار (بیله سوار)، قان یاخماز (پناده - گرگان)، آق قالا (پهلوی دژ- قلعه)، یام (پیام)، خانا (پیرانشهر)، تیکان تپه (تکاب)، آجیچای (تلخه رود)، دمیر داش (تنجک – جزیره دریاچه اورمیه)، چاخیرلی (جاگر)، ائششک داغلی (جزیره خر – جزیره دریاچه اورمیه)، جالایان (جلایان – رودخانه)، گامیش آوان (جمشید آباد – محله تبریز)، جووه‌ت (جوبند)، آرپالیق (جوزار – جزیره دریاچه اورمیه)، تاپداق (جوین – جزیره دریاچه اورمیه)، آغ زمی (خاک سفید - مرند)، آراز باری (خدا آفرین)، آللاهیار (خدایار - سقز)، خاروانا (خروانق)، خالخال (خلخال)، داراوار (درآباد)، ترکمن صحرا (دشت گرگان)، گوموش تپه (دمشقیه)، قارل گوز (زال- از ایستگاه های راه آهن)، ساری تپه (زر تپه)، یوخاری آلتین (زرینه بالا - سقز)، آشاغی آلتین (زرینه پائین - سقز)، جیغاتی (زرینه رود)، تاتائو (سیمینه رود)، زولا چای (زولا رود)، ساری قایا (سارقیه)، ساققیزچی (ساقزچی)، سامانلی (سامانی - جزیره دریاچه اوزمیه)، ساوالان (سبلان - کوه)، آغ داغ (سپید – جزیره دریاچه اورمیه)، آغ قالا (سپید دژ)، یراق (ستام)، ساراب (سراب)، باش بولاق (سرچشمه - سقز)، باخچاجیق (سردار آباد)، سرئین (سرعین)، ساریجا (سریجه – جزیره دریاچه اورمیه)، ساغ مئشه (سعدی - اردبیل)، سئداوا (سعید آباد)، آغ تپه (سفید تپه – استان کردستان فعلی)، قیزیل اؤزه‌ن (سفید رود)، آغ گونبد (سفید گنبد)، سالتاوار (سلطان آباد)، ساققیز (سقز)، سیئوان (سگبان)، سولطان داغی (سلطان داغی)، سوماقلو کندی (سوماق ده)، سولئیمان کندی (سلمان کند – استان کردستان فعلی)، سونقور (سنقر)، کاظیم خان داشی یا قیرخلار (سنگ کاظم – جزیره دریاچه اورمیه)، قارا گؤل (سیاه استخر)، قاراقایا (سیاه پایه)، قارا سو (سیاه چر)، آللاه وئری خان كؤرپوسو (سی و سه پل - اصفهان)، قارا چمن (سیاه چمن)، قارا چور (سیاه چور)، قاراقان یا قاراغان (سیاه دشت – در استان کردستان فعلی)، قارا بوغدا (سیاه گندم – در استان کردستان فعلی)، قاراناو (سیاه ناو - سقز)، قارا س (سیاه آب)، قارا آدا (سیاوش- جزیره دریاچه اورمیه)، آغ ائولر(سیمین ده)، قاراعئین (سیاه چشمه – نزدیک ماکو)، قوروچای (شاه آباد)، سالماس (شاهپور)، سایین قالا (شاهین دژ)، قورشاقلی (شبدیز – جزیره دریاچه اورمیه)، دوه‌چی (شتربان)، شاراوخانا (شرفخانه)، دوزلوجا تپه‌سی (شورتپه – جزیره دریاچه اورمیه)، قاراوول داغی (شیر کوه)، صوفو چای (صافی رود)، صاندیقلی (صندوقلو)، سفلی آشاغی سوما (صومعه)، باش سوما (صومعه علیا)، قالاجیق (عزیز آباد)، آل آشیق (علی شیخ)، آستاریچای (عنصرود)، تورکان اووا یا تورکان اوبا (فرازنه آباد)، گودار چای (قادر رود)، قافلانتی (قافلانکوه)، قیبله بوداغی (قبله چشمه – در استان کردستان فعلی)، قیزیل آغاج (قزل آقاچ)، قالا چای (قلعه رود)، قورووچای (قوری چای)، بارینما یا یوخاری گولایان داشی (کاکائی بالا – جزیره دریاچه اورمیه)، قامچیلار (کام – جزیره دریاچه اورمیه)، یالاقلی (کامه – جزیره دریاچه اورمیه)، آفشارجیق (کاوه – جزیره دریاچه اورمیه)، قویون داغلی (کبودان- جزیره دریاچه اورمیه)، گوجو وار (کجا آباد)، چاغلایان (کرکس- جزیره دریاچه اورمیه)،  کهرلان (کلخوران)، کئچل داشی (کلسنگ)، گون دوغان (کندوان)، قاشیق (کوشک - سقز)، امه‌جنلر (گرز – جزیره دریاچه اورمیه)، قیشلاق (گرمسار)، گلین (گلشن – در استان کردستان فعلی)، كؤمورچايی (گمناب)، خزر (مازندران)، قارینجا (ماغ – جزیره دریاچه اورمیه)، ماکی (ماکو)، ماراغا (مراغه)، دره‌گز (محمد آباد)، موتاللیق (متعلق)، آشاغی ماماق (مامک پائین)، گؤی مچيد (مسجد کبود)، عوثمان یوموروغو (مشت عثمان – جزیره دریاچه اورمیه)، ساووجبولاق یا سویوق بولاق (مهاباد)، چوميسا بولاغی (مهباد چای)، چاناق قایا (مهدیس – جزیره دریاچه اورمیه)، مئیدان چای (مهران رود)، مییو (میاب)، قوشاچای (میاندوآب)، ایری داش (مهرداد – جزیره دریاچه اورمیه)، میشوو (میشاب)، میششو داغ (میشوداغ)، گمیچی آداسی (ناخدا – جزیره دریاچه اورمیه)، آداجیق (نادید – جزیره دریاچه اورمیه)، دانالی یا دانلو (ناهید – جزیره دریاچه اورمیه)، نازلیچای (نازلو رود)، سولدوز (نقده)، موشون دره‌سی (نوشین دره)، یئنگیجه (نیکجه)، گرگر (هادی شهر)، بين گؤل یا مين گول (هزار برکه)، يئددی گؤز كؤرپوسو (هفت چشمه - اردبیل) و ... 
منبع ترجمه خبر:
روزنامه سراسری ملیت چاپ ترکیه
http://tinyurl.com/lza8rfh

چاپ دینار عراق به دو زبان عربی و کردی ، کتمان زبان و هویت ترک در ایران

Kategori: , , , , , , , , , , , Umud Urmulu - دوشنبه, آذر ۰۴, ۱۳۹۲ - 0 comments
اومود اورمولو
بر اساس اخبار رسمی منتشر شده توسط بانک مرکزی عراق از این پس دینارهای عراق دوزبانه چاپ خواهند گردید.
دینارهای عراق از سال 2014 به صورت دو زبانه و کاربرد 2 زبان رسمی عراق یعنی زبانهای عربی و کردی منتشر خواهند شد. در پشت و روی دینارهای عراقی و همچنین سکه های منتشر شده توسط بانک مرکزی عراق از هر دو زبان به طور وسیع استفاده خواهد شد.
بر اساس گفته های رئیس بانک مرکزی عراق، سیستم بانکی عراق برای رفع مشکلات مرتبط با موضوع چاره اندیشی نموده و گروهی متشکل از کارشناسان خبره را برای تامین زیرساختها چاپ اسکانسهای دوزبانه تعیین نموده و به زودی بانک مرکزی عراق اسکانهای دوزبانه را به صورت رسمی وارد بازار تجارت خواهد نمود. رئیس کل بانک مرکزی عراق از علائم، کلمات، موتیفها و .. دوزبانه ای که از این پس در اسکناسهای عراق نقش خواهند بست به مطلبی اشاره نکرده است.
در حالیکه عراق جنگ زده از سال 2003 با تحقق حقوقی همچون رسمیت چندین زبان به صورت رسمی سراسری و رسمی منطقه‌ای، کاربرد وسیع چند زبان در سیستم آموزشی و تحصیلی عراق، اجرای سرود ملی عراق به چندین زبان، گشایش کانالهای تلویزیونی منتصب به گروههای ائتنیکی و ... اکنون نیز چاپ اسکناس به دو زبان به سرعت و جدیت تمام در حال تحق حقوق گروههای ائتنیکی و زبانی موجود در عراق می باشد ما در ایران شاهد سیاست های یکسانسازی وسیع و کتمان تنوعات ائتنیکی، دینی، فرهنگی و زبانی به صورت وسیع می باشیم به طوریکه اکنون نیز تنوعات یاد شده موجود در این جغرافیا به صورت رسمی کتمان گردیده و گروههای اکثریت مغلوب تنها به سبب تمایز ائتنیکی و زبانی با گروه اقلیت حاکم استعمارگر به عنوان شهروندان درجه چندم دولت تلقی گردیده و از هیچ حقوق اولیه‌ای همچون حق برخورداری از آموزش زبان مادری، حق اداره مناطق ملی خود، حق داشتن مئدیای ملی، داشتن ان‌جی‌او ها، تمثیل در ساختار قدرت و ... محروم نگه داشته شده اند. مهمترین ابزار دولت و ملت حاکم برای پدید آوردن جامعه ای تک زبان، تک تیپ و تک ایدئولوژیک سیستم آموزشی و تحصیلی اجباری که بر پایه ویژگی های زبانی گروه اقلیت حاکم شکل گرفته به پیش برده میشود. 
اولین خواسته فعالین جامعه ترک از هر طیف و گروه فکری برای رفع تبعیضات زبانی متعدد در این جغرافیا رسمیت و سراسری شدن زبان ترکی بر اساس ضمانت اجرائی قانونی اساسی و عدم تحمیل زبان اقلیت فارس زبان به هر نام و عنوانی می باشد. گروهی از فعالین ترک و مرکزگرا که از تحقق اصل به اصطلاح 15 قانون اساسی فعلی سخن می گویند می باید به این حد از اطلاع و درک از مسائل برسند که در حالیکه در عراق و سوریه شاهد ظهور 2 دولت کرد خودمختار می باشیم سخن گفتن از اصل 15 قانون اساسی که قابلیت تطابق و پاسخگوئی به نیازهای انسان و جوامع امروزی را ندارد به مانند خاک پاشیدن بر روی آفتاب می باشد. شاید اگر 100 سال پیش بود می شد به تحقق اصل 15 امیدوار بود ولی اکنون روند جهانی و منطقه‌ای به شیوه‌ای دیگر بوده و دولت و ملت حاکم نیز یا می باید به مانند امروز در روندی متضاد شنا کنند که نتیجه‌اش از اکنون با توجه به نمونه های منطقه ای و جهانی مشخص هست که به کجا خواهد انجامید ویا می باید به طور سریع به استعمار داخلی گروه های مغلوب پایان داده و سعی در احقاق حقوق گروههای ائتنیکی – زبانی را در پیش بگیرند.

خوی و سلماس آزربایجان لرزید

Kategori: , , , , , , , , , , Umud Urmulu - یکشنبه, آبان ۱۹, ۱۳۹۲ - 0 comments
اومود اورمولو
بر اساس اطلاعات مندرج در پایگاه مرکز لرزه نگاری دانشگاه تهران امروز 19 آبان 1392 دو زلزله شهرهای خوی و سلماس آزربایجان را لرزانده است.
گزارشات اولیه موسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران حاکی از بزرگی 3.9 ریشتری زلزله سلماس و عمق 14 کیلومتری آن می باشد، مختصاب مرکز زلزله سلماس به صورت 38.31 شمالی و 44.86 شرقی بیان شده است. زمان زلزله شهر سلماس 00:51:03 به وقت محلی ثبت گردیده است.
در دیگر سو زلزه خوی نیز به قدرت 2.3 ریشتر و در عمق 7 کیلومتری و به ساعت 01:08:36 مشخص شده است. مشخصات جغرافیای زلزله شهر خوی به صورت 38.36 شمالی و 44.94 شرقی بیان شده است.
زلزله خوی و سلماس آزربایجان برای ملت ترک یاد آور یاد و خاطره زلزله ها و زلزله‌زده‌گان 21 مرداد 1391 اهر و ورزقان و درد و رنجی که در آن زمان و اکنون زلزه زده‌گان از بابت دید استعماری دولت و ملت حاکم به منطقه داشتند می باشد، نگرشی که تا روزها وجود زلزله را در آزربایجان کتمان نمود. بی تردید این نوع نگرس استعماری را هیچ زمان فراموش نخواهیم کرد... 

Urmiyə Aşıq Məktəbi ekincsel Sovxa olaraq sebt olundu

Kategori: , , , , , , , , , , Umud Urmulu - شنبه, آبان ۱۸, ۱۳۹۲ - 0 comments
Umud Urmulu
Güney Azərbaycan, Urmiye: illər sonra uzun çalışmalar sonucu Urmiye Aşıq məktəbi qeyri maddi əkincsəl sovxa olaraq səbt olundu.
Urmiye aşıq məktəbi iran sınırlarında bulunan Türk bölgələrinə görə çeşidli özəlliklər daşıması nədənilə öncülük etmiş və etməkdədir, ancaq illər sonra Urmiye Aşıq məktəbi İranın qeyri maddi əkincsəl sovxa listəsində səbt olundu. Baxmayaraq Urmiye Aşıqları Türk millətinin adına yox bəlkə İranın bir əkincsəl varlığı kimi kimi göstərilməyə çalışılır ancaq Türk gələnəyi olan Aşıq musiqisi quşqusuz həmişə Türklük özəlliklərini daşımış və daşımaqdadır və İran’da egemən toplum və devlətlə uzaqdan yaxından ilgisi yoxdur.
Güney Azərbaycanın Urmiye, Qoşaçay, Xoy, Sulduz vs kimi şəhərlərinin aşıq gələnəyinə gənəl olaraq Urmiye Aşıq məktəbi deyilir. Adı çəkilən bölgələrının hamısı Türklərın ən yoğun olduğu yaşadığı yerlər sayılmaqdadır və Türkiyə ilə tarixsəl yaxınlığı nədənilə Urmiye Aşıq məktəbi bir çox uzamana görə Anadolu, Iraq Türkləri(özəlliklə Türk yurdu Kərkük vs) və İran sınırlarında bulunan Türk Aşıq musiqisində körpü rolünü oynamışdır.         
Urmiye Aşıq məktəbində başqa Türk bölgələrində olduğu kimi Zırna və Balaban alətləri qullanılmaqdadır. Urmiye’nın Sünni Türklərinden olan Dollu Mustafa ve Balovlu Miskin və Salmas Xıristıyanlarından olan Qul Hartun bu məktəbinin təməl daşını qoyan ustad şair və aşıqlardırlar. Günümüzdə Kürəsünni tayfaları və Sünni Türklərdən olan Verdanlı Aşıq Mənaf və Məhbub, Gəcinli Aşıq Səməd, Qulunculu Aşıq Zəkərya və Aşıq Bəxşəli, Eləvi Türklərden olan Güjlər aşıqları, Xıristıyan olan Aşıq Yusuf Ohanes və Şiə Türklərindən olan Aşıq Dehqan, Aşıq Bulud, Aşıq İsmeli, Aşıq Əli Qara Ağaclı və Aşıq Nabat Əli Urmiye Məktəbinin tanınmış aşıqlarıdırlar.
Urmiye Aşıq məktəbinin Aşıqları ən çox Balovlu Miskin, Dollu Mustafa, Qul Hartun, Xəstə Qasım, Tufarqanlı Abbas, Qulunculu Dədə Katib, Şəkəryazılı Aşıq Bəhlül və PurAzər kimi şairlərin şerlərini oxuyarlar.
Urmiye Aşıq Məktəbinin havalarından:
Urmu Gözəlləməsi - Urmu Şərqisi - Urmu Qarabağısı - Osmanlı Şərqisi – Qurbəti - Araz Basdı –Göycə Gözəlləməsi - Taciri – Bəhməni - Avçı Geraylısı – Həmədan Gəraylısı - Sulduzu – Şəkəryazı - Dihdabanı – Kəsmə Divan - Hicran - Dol hicranı - Qars – Qərəyni – Gülşəni – Bəndayı Hicranı - Xaça Xaldarı – Cəmşidi - Siyastapul - Paşam Köçdü – Müsəlman Kəşişoğlusu - Ermeni Keşişoğlusu – Tərəkəmə Gözəlləməsi – Səmahi - Duraxanı – Nəsrüllahı - Xoy Emrahısı –Kəsmə Kərəm - Zarıncı - Misri – Təcnis - Cığalı Təcnis – Pənahı – Gəraylı – Rəvzə Gəraylısı – Hərbi – Bəhri Divan və ...
Güney Azərbaycanın Urmiye şəhərində bir çox toy, törən vs də Aşıqların ifaları olur, baxmayarq iran devlətinin musiqini həram sayması nədənilə bu Türk gələnəyi ilgisizlik nədənilə bütyük zərbə almış ancaq irandaki Türklərın neçə il içində öz Ulusal kimlik və dillərinə geri dönüşlərı bugün Aşıqlığı yenidən canlandırmışdır.  
Sözcüklər:
Əkinc= Kültür
Sovxa= Miras

زبان گیلکی هم رسمی شد، زبان ترکی همچنان در ایران کتمان میشود

Kategori: , , , , , , , , , , Umud Urmulu - جمعه, آبان ۱۷, ۱۳۹۲ - 0 comments
اومود اورمولو
با تصویب اعضای شورای شهرستان رشت زبان گیلکی برای اولین بار به عنوان زبان رسمی جلسات این شورا تعیین شد.
رسمیت زبان گیلکی در جلسات شورای شهرستان رشت روز پنجشنبه 16 آذر 1392 با پیشنهاد رئیس شورا به اعضا و سپس با تصویب شورای شهرستان رشت مواجه شد.
بنا به گفته رئیس شورای شهر رشت، زبان گیلکی از جمله زبانهای ملل موجود در ایران بوده و در معرض خطر تهدید واقع شده است، اعضای شورای شهر رشت برای حفظ اصالت و جلوگیری از فراموشی زبان گیلکی و زنده نگاه داشتن این زبان اقدام به کاربرد زبان گیلکی در جلسات رسمی شورای شهر خواهند نمود.
آقای اسماعیل حاجی پور در گفتگو با خبرگزاری دولتی ایسنا افزود: به دلیل آنکه همه اعضای شورای شهرستان رشت گیلک زبان اند و از سوئی نیز بین نسل های جدید زبان گیلکی در حال فراموشی است از این پس جلسات رسمی شورا به زبان گیلکی برگزار خواهد شد. بنا به گفته های وی حفظ زبان گیلکی که حاوی رسوم، آداب مردم گیلک است نیاز به حمایت بیشتر دارد تا فراموش نگردد.
در حالیکه خبر مذکور از سوی خبرگزاریهای دولت ایران منتشر گردیده همچنان نیز زبان ترکی که نه زبان گروه اقلیت قومی و ملی بلکه زبان ملتی بی دولت که شهروندان درجه چندم ایران‌ تنها به سبب تمایز زبان مادری و به یدک کشیدن هویت اجباری ائتنیکی از گروه اقلیت حاکم می باشند مواجه می باشیم. کتمان هویت ائتنیکی ترک و زبان ترکی در ایران پیشینه ای 100 ساله داشته و میلیونها ترک در ایران از اولیه ترین حقوق شهروندی و اجتماعی که همانا آموزش زبان مادری باشد محروم گردیده و ملزم به آموزش تحمیلی زبان گروه اقلیت حاکم گردیده‌‌اند. جغرافیای ایران تمامی ویژگهای یک جغرافیای چندملیتی، چنددینی، چندفرهنگی و چندزبانی را دارا می باشد که متاسفانه طی 100 سال گذشته و اکنون تمامی تنوعات یاد شده کتمان گردیده و تمامی برنامه های کلان دولت و ملت حاکم برای یکسان سازی زبانی و ائتنیکی ملل غیرفارس بر اساس ویژگهای گروه اقلیت فارس زبان و پدید آوردن جامعه‌ای تک زبان، تک ایدئولوژیک و تک تیپ با استفاده از سیستم آموزشی و تحصیلی اجباری به پیش برده شده است. 
طبیعتا مقصود راقم این سطور از کاربرد زبان ترکی شیوه جناب استاندار آزربایجان غربی یا رادیو و تلویزیون های مناطق ملی ترک نشین نیست بلکه کاربرد و رسمیت زبان ترکی به شیوه‌ای مدرن به طوریکه پاسخگوی نیاز عصر و ملت ترک باشد هست.
اولین خواسته و هدف تمامی قریب به اتفاق فعالین ترک رسمیت و سراسری شدن زبان ترکی تحت ضمانت اجرائی قانون اساسی و عدم تحمیل زبان گروه اقلیت فارس زبان به هر نام و عنوانی می  باشد.

بایکوت مدارس به سبب ارائه آسیمیلاسیون در سیستم آموزشی و تحصیلی

Kategori: , , , , , , , , Umud Urmulu - سه‌شنبه, آبان ۱۴, ۱۳۹۲ - 0 comments
اومود اورمولو
خانواده‌های بوشناک به سبب آموزش اجباری زبان صربی به کودکانشان معترض بوده و مدارس را بایکوت نموده‌اند.
در فدراسیون بوسنی هرزگوین و خانواده‌های بوشناکی موجود در جمهوری صرب به سبب تحمیل زبان صربی و مسیحیت به کودکانشان تصمیم به بایکوت مدارس نموده اند. به نظر آنان کودکان بوشناک در مدارس و سیستم آموزشی تحت آسیمیلاسیون واقع می گردند.
بایکوت مدارس به سبب وجود آسیمیلاسیون از سوی خانواده‌های بوشناک در حالی صورت می پذیرد که از گشایش مدارس در بوستی هرزگوین 2 ماه می گذرد و اکنون نیز هزاران دانش آموز به سبب اعتراض به سیاست های آسیمیلاسیون سیستم آموزشی، مدارس را بایکوت نموده‌اند. آموزش اجباری زبان صربی به کودکان بوشناک در حالی صورت می پذیرد که بنا به گفته خانواده‌ها در مدارس بوشناکی هیچ دانش آموز صربی وجود ندارد و به واقع زبان صربی به کودکان بوشناک تحمیل می گردد. در کنار تحمیل اجباری زبان صربی کودکان بوشناک ملزم به آموزش اجباری کتب مرتبط با مسیحیت اند در حالیکه اکثریت خانواده‌ها مسلمان می باشند.
خانواده‌های بوشناک معترض به وجود آسیمیلاسیون در سیستم آموزشی در سارایوو و در دفتر نمایندگی اتحادیه اروپا کمپی ایجاد نموده و خواستار رفع این مشکل گشته‌اند. در حالیکه 15 روز از شروع کمپین در نمایندگی اتحادیه اروپا می گذرد هنوز نیز طرفین به تفاهم دست نیافته‌ و خانواده‌هائی که موفق به دیدار با مسئولین اتحادیه اروپا گشته اند از عدم حل مشکل و بی تفاوتی مسئولین اظهار نارضایتی می کنند. 
بایکوت مدارس توسط خانواده‌های بوشناک در حالی صورت می گیرد که ملل غیرفارس ساکن جغرافیای ایران نیز در موقعیت مشابه و به مراتب بدتری واقع گردیده‌اند، به طوریکه علارغم تنوع ائتنیکی، دینی، فرهنگی و زبانی وسیع موجود در این جغرافیا تمامی تنوعات مذکور از سوی دولت و ملت حاکم کتمان گردیده و سیاستهائی برای یکسان‌سازی تنوعات یاد شده و بوجود آوردن جامعه‌ای تک زبان، تک تیپ و تک ایدئولوژی آنهم بر اساس ویژگهای گروه اقلیت فارس زبان به پیش برده شده و می شود. مهمترین ابزار تنوع زدائی دولت و ملت حاکم سیستم آموزشی اجباری که بر پایه رسمیت انحصاری زبان گروه اقلیت فارس زبان شکل گرفته می باشد. در حالیکه بوسنی هرزگوین دارای 3 میلیون نفر جمعیت و 3 زبان رسمی بوسنیایی، کراواتی و صربی ایران با دارای بودن جمعیتی بالغ بر 80 میلیون و رسمیت انحصاری زبان اقلیت فارسی و تنوع ائتنیکی غیرقابل قیاس با بوسنی هرزگوین در حال تداوم استعمار داخلی ملل غیرفارس می باشد. در جغرافیای چندملیتی، چنددینی، چندفرهنگی و چندزبانی ایران به مانند بوسنی هرزگوین در هر یک از مناطق ملی غیرفارس گروه اقلیت فارس زبان جمعیتی بالغ بر 1% نفوس کل همان منطقه را تشکیل نمی دهد ولی زبان مادری گروه محکوم که همانا یکی از ملل غیرفارس می باشد ممنوع بوده و در عین حال زبان گروه اقلیت حاکم از رسمیت انحصاری برخوردار می باشد، برای مثال تمامی دانش آموزان ترک ملزم به یادگیری زبان گروه اقلیت فارس زبان در سه منطقه ترک نشین آزربایجان جنوبی، قشقایستان و افشارستان می باشند در حالیکه از آموزش زبان مادری خود "زبان ترکی" محروم‌اند در عین حال کودکان گروه اقلیت فارس زبان تنها به آموزش زبان مادری خود اکتفا می نمایند.
اولین خواسته فعالین ملی ترک از هر طیف و گروه فکری رسمی و سراسری شدن زبان ترکی در ایران تحت ضمانت اجرائی قانون اساسی و عدم تحمیل زبان گروه اقلیت فارس زبان برای رفع تبعیضات زبانی می باشد.  
منبع ترجمه خبر:
http://tinyurl.com/l5wr95y

موسیقی مکتب آشیقی به نام شهر اورمیه ثبت گردید

Kategori: , , , , , , , , , , , , Umud Urmulu - دوشنبه, آبان ۱۳, ۱۳۹۲ - 0 comments
اومود اورمولو
آزربایجان جنوبی، اورمیه: بالاخره پس از سالها کش و قوس و بروکراسی موسیقی مکتب آشیقی به عنوان میراث فرهنگی ناملموس به نام شهر اورمیه به شماره 165 در فهرست یاد شده ثبت گردید.
موسیقی آشیقی جزء مهمترین موسیقی های ملت ترک ساکن جغرافیای ایران و دیگر ترکان جهان می باشد که در آزربایجان جنوبی و دیگر مناطق ترک نشین جغرافیای ایران از تنوع قابل محسوسی برخوردار می باشد. 
بنا به نظر هنرمندان و موسیقی شناسان مکتب آشیقی شهر اورمیه جزء مهمترین و غنی ترین مکاتب آشیقی ترکان جهان می باشد به طوری که بسیار از ناموران موسیقی آشیقی مکتب اورمیه را به مانند پلی موسیقیائی تشبیه می کنند.
54 مقام موسیقی آشیقی اورمیه در عروسی‌ها، قهوه‌خانه های سنتی، مراسمات و ... نواخته میشود و مکتب آشیقی اورمیه مکتب عشق، عرفان و حماسه سرائی ملت ترک می باشد. قوپوزهای هفت سیمه با 14 پرده از جمله ویژگهای مکتب آشیقی اورمیه می باشد که خاصیتی یکتا به آن می بخشد در عین حال وجود اشعار قدیمی و مدرن ترکی نیز گوشه‌ای دیگر از ویژگی های مکتب آشیقی اورمیه هست.   
شهر اورمیه صدها آشیق و شاعر نامی آشیقی از جمله دوللو مصطفی، بالولو میسکین، آشیق فرهاد سلیمی، عزیز مراد خانی، آشیق درویش وهاب زاده، آشیق محمد حسین دهقان، جعفر مینائی(سویوق بولاق – نام جعلی مهاباد)، عبدالله زاده(ماکو)، شهبازپور(سویوق بولاق)، خلیلی(خوی)، محبوب، قوچعلی،  ساعد، قدرت عزیزی و ... را تقدیم هنر ملت ترک نموده است.
در زبان ترکی به آشیقها اوزان گفته میشود و پس از قبول اسلام توسط ترکها نام اوزان به آشیق که بر گرفته از ایشیق ترکی هست مبدل گردیده است. از قدیمیترین اوزانهای ترک می توان به "دده قورقود" را نام برد. اشعار آشیقها از روی تعداد هجاها و مفهوم نامگذاری شده و میشود، برای مثال 7 هجائی را بایاتی، 8 هجائی را گرایلی، 11 هجائی را قوشما و 15 هجائی را دیوان  و ... می نامند. از نامورترین انواع شهرهای آشیقی می توان به گرایلی، تجنیس، قوشما، مخمس، باغلاما، حربه، زوربا،دئییشمه و ... نام برد.   
بیتی از دوللو مصطفی:
اورمو دیاریندان من دوشدوم یولا
گزه- گزه بو مکانا یئتیشدیم
فیض آلدیم اوستاددان آلدیم پاییمی
گوهر آختاریردیم کانا یئتیشدیم

واردات معلم برای آموزش زبان مادری در ترکیه

Kategori: , , , , , , , , , Umud Urmulu - یکشنبه, آبان ۰۵, ۱۳۹۲ - 0 comments
اومود اورمولو
دولت ترکیه در راستای تحقق حقوق زبانی گروههای ائتنیکی اقلیت موجود در ترکیه و حق به رسمیت شناختن آموزش زبان مادری گروههای مذکور طی سالهای گذشته قدم هائی برداشته که گنجاندن آموزش زبان مادری گروههای کرد، لاز، چرکس، آبخاز، زاز و ... در سیستم آموزشی ترکیه تنها یکی از قدم هایش می باشد، در عین حال ترکیه آموزش زبان مادری تمامی گروههای زبانی را در مدارس خصوصی آزاد نموده است. رفرم های دولت ترکیه در سیستم آموزشی تنها به گنجاندن آموزش زبان مادری گروههای اقلیت‌ها ختم نگردیده بلکه محتوی کتب درسی نیز در همین راستا دچار تغییرات متعددی که دربرگیرنده مفاهیم و واقعیات مبتنی بر تنوع ائتنیکی و زبانی موجود در ترکیه باشد دچار تغییراتی گشته‌اند.
بنا به محتوای پاکت دمکراتیزه شدن ترکیه که طی روزهای گذشته اعلام گردیده دانش آموزان اقلیت زبانی موجود در سیستم آموزشی ترکیه الخصوص کرد زبانها خواهند توانست در کنار آموزش دروس زبان و ادبیات خویش اقدام به یادگیری دروسی از جمله ریاضیات، علوم حرفه‌ای، فیزیک، زیست شناسی، شیمی و ... به زبان مادری خود اقدام نمایند، در عین حال به مانند چند سال گذشته آموزش زبان مادری اقلیت های زبانی ترکیه‌ای همچنان در مدارس دولتی و مدارس خصوصی ادامه خواهد داشت. 
برای فراهم نمودن زیرساخت آموزش زبان مادری گروههای اقلیت زبانی ترکیه‌ای قانون 5580 ارگان‌های آموزش خصوصی و قانون 2939 نهادهای آموزش زبان خارجی دچار تغییراتی همسو با به رسمیت شناختن حق آموزش به زبان مادری خواهید گردید. کابینه وزراء دولت رجب طیب اردوغان نیز طی قراری که اکنون نیز مشخص شده جمله "زبان آموزشی در مدارس خصوصی می تواند زبان کردی باشد" را به بندهای مواد مذکور خواهد افزود و پس از این در صورت خواست تاسیس مدارس خصوصی وزیر آموزش و پرورش ترکیه اقدام به دادن مجوز خواهد نمود.  
به سبب کمبود نیروی انسانی آموزش زبان کردی دولت ترکیه برای تامین نیروی آموزشی لازم از کردستان عراق و اروپا معلم استخدام خواهد نمود این مسئله در حالیکه صورت خواهد گرفت که اکنون نیز دانشگاه‌های بینگۆل، دیاربکیر، ماردین و حکاری و .. ترکیه در حال آموزش زبان کردی و فارغ التحصیلی صدها دانشجو می باشند. 
در حالیکه دولت های هم‌مرز ایران به طور سریع در حال زدودن تبعیض های مخرب زبانی، دینی، ائتنیکی، جنسیتی، فرهنگی و ... با استاندرادهای جهانی می باشند دولت ایران اکنون نیز بر طبل کتمان تنوع ائتنیکی، دینی، فرهنگی و زبانی منطقه جغرافیائی ایران می کوبد و تمام تلاش خود را برای پدید آوردن جامعه‌ای تک زبان، تک تیپ و تک ایدئولوژیک که بر پایه دارائی‌ها گروه اقلیت فارس زبان باشد اصرار می ورزد. جغرافیای ایران که از زمان شکل گیری‌اش تمامی ویژگی های یک جامعه چندملیتی، چنددینی، چندفرهنگی و چندزبانی را دارا بوده متاسفانه طی 100 سال گذشته به سبب سیاست های خرد و کلان دولت ایران تمامی فکر و ذکر دولت با هزینه های سرسام آور ملی صرف زدودن این تمایزها و تنوعات گشته، در حالیکه در جوامع توسعه یافته و دمکراتیک وجود تنوعات زبانی، دینی، فرهنگی و ائتنیکی میراثی انسانی تلقی می گردد وجود این تنوعات در ایران همواره به عنوان موضوعی امنیتی نمود داشته است. برای مثال تعریفی که همواره از ملل موجود در ایران طی سالهای پیش ارائه شده بر پایه مسائل و مفاهیم نژادپرستانه‌ای همچون آریائی و غیرآریائی بوده که ملت ترک به همراه اعراب جزء این تعریف آریائیسم دولت ایران نگنجیده و به عنوان عنصری بیگانه معرفی گشته‌اند، حتی علی یونسی وزیر اطلاعات دولت خاتمی که به عنوان رئیس "امور اقوام و اقلیت های دینی" از سوی حسن روحانی منصوب گردیده چند روز پیش طی مصاحبه‌ای که با روزنامه آرمان داشت دقیقا نگرش دولت جدید و عدم نگرش 100 ساله گذشته را با جملات زیر آشکار نمود:
"بسیاری از اقلیت‌ها در کشور ما، ایرانی‌الاصل هستند؛ کردها و بلوچ‌ها و زرتشتی‌ها و... ایرانی‌الاصل هستند و اقلیت‌ها خیلی ایرانی‌تر از خیلی‌های دیگر هستند و به نوعی از اصیل‌ترین اقوام ایرانی‌اند."
آقای یونسی در ادامه مصاحبه‌اش نیز نگرش و تفکر تنوع ستیز دولت ایران را آشکار نموده و وجود استعمار داخلی و تبعیض های ائتنیکی و زبانی موجود در ایران را آشکارا رد می کند:
"محرومیت وجود دارد اما نه به دلیل قومی یا غیرقومی"
اگر بنا را بر درستی ادعای آقای یونسی قرار دهیم سوال اینجاست که دولت حسن روحانی به چه علت بخشی را در دولت به نام امور اقوام و اقلیت های دینی ایجاد نموده در حالیکه وجود تبعیض و محرومیت ائتنیکی را به رسمیت نمی شناسد؟ در عین حال تعریف محرومیت از دیدگاه علی یونسی وزیر سابق اطلاعات چیست؟
- آیا درجه بندی شهروندان ساکن جغرافیای ایران به مفاهیمی نژادپرستانه‌ای همچون آریائی و غیرآریائی نوعی تبعیض و محرومیت نیست؟  یا رسمیت انحصاری زبان گروه اقلیت فارس زبان و عدم رسمیت زبان ملل غیرفارس در عین حال عدم آموزش زبان مادری ملت های غیرفارس و تحمیل زبان گروه اقلیت فارس زبان جزئی از تبعیض آشکار ائتنیکی – زبانی نمی باشند؟ و یا استعمار داخلی اقتصادی که در مناطق ملی شاهدیم به طوریکه پیشرفت و وجود امکانات و زیرساخت های اقتصادی در آزربایجان جنوبی، سیستان بلوچستان، عربستان، کردستان و .. با مناطق فارس نشینی همچون اصفهان، یزد و .. یکسان می باشد؟ و هزاران تبعیض آشکار و پنهاد نهادینه شده در جامعه که چه به صورت سیستماتیک توسط دولت و چه با توجه به قوانین نانوشته‌ای بر شهروندان جغرافیای ایران تنها به سبب داشتن تفاوت ائتنیکی، دینی، جنسیتی، زبانی و فرهنگی اعمال شده و می شود جزء محرومیت ها و تبعیض های ائتنیکی گروههای مغلوب به سبب تمایزشان با جامعه غالب اقلیت نیست؟ عدم قبول واقعیت چندملتی، چنددینی، چندفرهنگی و چندزبانی بودن جغرافیا ایران یکی از بزرگترین تبعیضات و نقض آشکار حقوق بشر جمعی است که تاکنون نیز با عناوین مختلف ادامه داشته‌است، علی یونسی در مصاحبه‌اش می گوید" در اینکه وحدت ملی و تمامیت ارضی اساس همه تصمیمات سیاسی است، تردیدی وجود ندارد". مفاهیم و واژه‌هائی همچون وحدت ملی، تمامیت ارضی و ...مهمترین ابزار برای مشروعیت بخشیدن به تبعیض ائتنیکی بر علیه ملل غیرفارس تداوم استعمار و استثمارشان را فراه نموده و می نماید.
منبع ترجمه خبر:
ترجمه آزادی از روزنامه ملیت چاپ ترکیه
http://tinyurl.com/kpfh45e

یونان به آموزش زبان ترکی نه گفت

Kategori: , , , , , , , , , Umud Urmulu - جمعه, آبان ۰۳, ۱۳۹۲ - 0 comments
اومود اورمولو
دولت یونان به آموزش همزمان زبانهای ترکی و یونانی در سطح کودکستان مناطق تراکیه غربی مخالفت نمود.
دولت یونان طی درخواستی که از سوی اقلیت ترک تراکیه غربی مبنی بر آموزش همزمان ترکی و یونانی در کودکستانها به وزیر آموزش و پرورش یونان ارجاع داده شده بود مخالفت نمود،علت مخالفت دولت یونان با آموزش زبان مادری گروه اقلیت ترک تضاد با حق برخورداری از آموزش بیان گردیده است. در حالیکه عدم برخورداری از حف آموزش زبان مادری تضادی اساسی و غیرقابل انکار با حق آموزش و کنوانسیون های جهانی حقوق بشر می باشد.
طی ماه های گذشته حزب دوستی، برابری و صلح درخواستی از وزیر آموزش و پرورش یونان مبنی بر حق کاربرد زبان های ترکی و یونانی در کودکستان نموده بود که این درخواست نیز با مخالفت دولت یونان مواجه شد.
از سال 2006 طی تصویب قانونی در یونان تمامی کودکان زیر 5 سال از هر گروه ائتنیکی، دینی و زبانی ملزم به ثبت نام در مهدهای کودک می باشند. در یونان آموزش اجباری به صورت دو دوره 6 و 3 ساله که مجموعا 9 سال می گردد ارائه میشود. 
مخالفت با آموزش دو زبان ترکی و یونانی از سوی دولت یونان در کودکستان در حالی صورت می گیرد که روم‌های استانبول دارای مدرسه به زبان خود می باشند و از حق آموزش به زبان مادری برخوردارند. در تراکیه غربی بر اساس آمار رسمی 50.000 ترک و 100.000 مسلمان ساکن اند.  
منطقه جغرافیائی ایران نیز دارای تنوع ائتنیکی، دینی، فرهنگی و زبانی غیرقابل انکاری می باشد که متاسفانه تمامی این تنوعات نادیده گرفته شده و هنوز نیز کودکان ملل غیرفارس از آموزش زبان مادری خود محروم نگه داشته شده‌اند، در عین حال ملزم به آموزش اجباری گروه زبان اقلیت فارس زبان به عناوین مختلف می باشند. در جغرافیای چندملیتی، چنددینی، چندفرهنگی و چندزبانی ایران مهمترین ابزار دولت برای تنوع زدائی سیستم آموزشی اجباری که بر اساس زبان گروه اقلیت حاکم شکل گرفته می باشد، هدف سیستم آموزشی ایران نه ترویج علوم متعدد و مفاهیم معاصر بلکه تمامی زدودن تنوعات مذکور و پدید آوردن جامعه‌ای تک زبان،تک تیپ و تک ایدئولوژیک بر اساس داشته‌های گروه اقلیت فارس زبان می باشد. ملت ترک ساکن ایران نیز به سبب تکثر و پراکندگی عمده در سه منطقه آزربایجان جنوبی، قشقایستان و افشارستان نه گروه اقلیتی ملی بلکه ملتی بی دولت تحت استعمار داخلی گروه اقلیت فارس زبان می باشد که از تمامی حقوق اولیه خود از جمله حق آموزش به زبان مادری، حق تعین سرنوشت، حق اداره مناطق ملی خود و ... محروم نگه داشته شده است.
اولین خواسته و هدف فعالین ملی ترک رسمی و سراسری شدن زبان ترکی در ایران تحت ضمانت اجرائی قانون اساسی و عدم تحمیل زبان فارسی به هر نام و عنوانی می باشد.    
منبع ترجمه خبر:
http://tinyurl.com/khuma3u

بیلبوردهائی به زبان مادری در ترکیه، تداوم کتمان تنوع ائتنیکی و زبانی در ایران

Kategori: , , , , , , , , , Umud Urmulu - سه‌شنبه, مهر ۳۰, ۱۳۹۲ - 0 comments
اومود اورمولو
دولت ترکیه که طی سالهای گذشته رفرم‌های متعددی را برای به رسمیت شناختن حقوق زبانی تمامی شهروندان خود فارغ از داشتن هر نوع زبان و فرهنگی بکار بسته اینبار نیز ورود زبان مادری گروههای ائتنیکی اقلیت در سرویس ها و ارائه خدمات پزشکی را در دستور کار خود قرار داده است. در کنار این رفرم‌های متعددی نیز در جهت به رسمیت شناختن "حق آموزش به زبان مادری" گروههای اقلیت ائتنیکی در سیستم آموزشی و تحصیلی ترکیه نیز به طور مداوم شاهدیم.
در بیمارستان بیماری‌های کودکان شهر دیاربکیر ترکیه بیلبوردهائی برای آگاهی دادن به والدین و کودکان نسبت به بیماریها به زبان های ترکی، عربی، کردی و زازاکی نصب گردیده، بسیاری از این آفیش ها دارای پیغام های پزشکی می باشند.
نصب بیلبوردهای چندزبانه در بیمارستان کودکان شهر دیاربکیر ترکیه پس از اعلام بسته دمکراتیزه کردن ترکیه صورت گرفته است. پیغام های اغلب بیلبوردها در رابطه با اهمیت تغذیه با شیر مادر،  سلامت، اصراف نان، اهداء عضو، نظافت دست ها و بسیاری از موارد دیگر را دربر می گیرد. بیلبوردهائی که به زبان مادری 4 گروه ائتنیکی ترکیه نصب گردیده سبب توجه و خرسندی مراجعه کننده‌گان به علت فهم و ایجاد ارتباط آسان گردده است. 
بیمارستان کودک شهر دیاربکیر دومین بیمارستان بزرگ کودکان ترکیه می باشد و به علت وجود گروههای ائتنیکی متعدد در منطقه بیمارستان پذیرای شهروندان ترکیه‌ای با زبان مادری متفاوتی می باشد.
در حالیکه دولت ترکیه سعی در رفع تبعیض‌های زبانی به جای مانده از دوران ملت سازی عصر گذشته و ورود به تعریف نوینی از شهروندی ترکیه بر اساس معیارهائی همچون حقوق بشر، تکثرگرائی، احترام به تنوعات ائتنیکی و زبانی و ... دارد ما در منطقه جغرافیائی ایران شاهد تداوم کتمان تنوع ائتنیکی، دینی، فرهنگی و زبانی و برنامه‌های دولت ایران برای زدودن این تنوعات مذکور برای پدید آوردن جامعه‌ای تک زبان، تک تیپ و تک ایدئولوژیک که دربرگیرنده ویژگهای گروه اقلیت فارس زبان باشد را مواجه می باشیم. در ایران به جزء گروه اقلیت حاکم فارس زبان وجود تمامی گروههای زبانی – ائتنیکی محکوم به صورت رسمی و غیررسمی کتمان می گردد و زبان گروه اقلیت حاکم با توجه به قانون اساسی دولت ایران از رسمیت انحصاری برخوردار می باشد به طوریکه قوانین نوشته شده و نانوشته قانون اساسی حق زیست و آموزش زبان مادری را از دیگر ملل غیرفارس صلب نموده است. کتمان ملل غیرفارس و عدم رسمیت زبان هایشان در حالی صورت می گیرد که ملل غیرفارس تشکیل دهنده بیش از 70% جمعیت ایران‌اند و برای مثال ملت ترک خود به تنهائی نه گروه اقلیتی ملی و قومی بلکه ملتی بی‌دولت تحت استعمار داخلی گروه اقلیت فارس زبان می باشد. ملل غیرفارس ایران تنها به سبب داشت هویت ائتنیکی و زبان مادری متفاوت از گروه اقلیت فارس زبان حاکم به واقع شهروندان درجه چندم دولت ایران‌اند و از داشتن حداقل ترین حقوق زبانی و حقوق بشری هر انسان و جامعه‌ای که همانا آموزش زبان مادری می باشد محروم‌اند. مهمترین ابزار دولت و ملت حاکم برای بوجود آوردن جامعه‌ای تک زبان، تک تیپ و تک ایدئولوژیک سیستم آموزشی و تحصیلی اجباری که بر پایه رسمیت انحصاری زبان اقلیت فارسی شکل گرفته می باشد، به طوریکه هدف سیستم آموزشی و پرورشی ایران نه آموختن علوم نوین انسانی و ببار آوردن انسانی تکثرگرا و آگاه به مفاهیم مدرن بلکه فارس سازی کودکان ترک پایه ریزی شده است.
اولین خواسته تمامی فعالین ملی ملت ترک از هر طیف و گروه فکری "رسمیت و سراسری اعلام نمودن زبان ترکی" تحت ضمانت اجرائی قانون اساسی و عدم تحمیل زبان فارسی به هر نام و عنوانی می باشد.      
منبع ترجمه خبر:
http://tinyurl.com/krc92ms

زبان ترکی پس از 100 سال دوباره زبان رسمی شد

Kategori: , , , , , Umud Urmulu - چهارشنبه, مهر ۲۴, ۱۳۹۲ - 0 comments
اومود اورمولو
با توجه به تصویب قانون رسمیت زبان ترکی در یکی از شهرداریهای پایتخت مقدونیه از این پس زبان ترکی ترکیه به عنوان یکی از زبان‌های رسمی کاربرد خواهد داشت.
مجلس شهرداری چاییر مقدونیه امروز طی نشستی که برگزار نمود رسمیت زبان ترکی را در مرزهای شهرداری به تصویب اعضاء رساند. پیش نویس رسمیت زبان ترکی از سوی دو تن از اعضاء حزب دمکراتیک تۆرک به نام سۆلیمان باکی و کمال علی به مجلس شهرداری تقدیم شد و پس از بازبینی پیش نویس این قانون با اجماع آراء قانون رسمیت زبان ترکی به تصویب مجلس شهرداری رسید.
پس از تصویب رسمیت زبان ترکی توسط اعضاء مجلس شهرداری چاییر بسیاری از نماینده‌گان خوشحالی خود را از رسمیت زبان ترکی با وقفه‌ای 100 ساله با خبرنگاران موجود در محل به هنگام مصاحبه بازگو نمودند. 
نماینده‌گان در زمان گفتگو با اصحاب رسانه رسمیت زبان ترکی در چاییر را یکی از روزهای مهم در تاریخ شهر اسکوپیه معرفی نمودند و تصویب این قانون در هنگام عید قربان را هدیه‌ای برای ترکان ابراز داشتند. 
منبع ترجمه خبر:
http://tinyurl.com/p24sw8l

نگرشی بر وعده تدریس زبان قومیت‌ها در مدارس

Kategori: , , , , , , , , , Umud Urmulu - یکشنبه, مهر ۲۱, ۱۳۹۲ - 0 comments
اومود اورمولو
علی ‌اصغر فانی سرپرست آموزش و پرورش طی مصاحبه ای که با سایت جماران به تاریخ 11 مهر 1392 داشته مابین مطالب بیان شده مصاحبه‌گر از بیانیه شماره 3 حسن روحانی که در برگیرنده آموزش زبان مادری قومیت‌ها می باشد سوالی مطرح نموده که علی اصغر فانی نیز در جواب چنین پاسخ می دهد:
ما باید اصل 15 را اجرا کنیم. یک سری برنامه ریزی ها در زمان آقای خاتمی شده که در نهایت متوقف شده اند. باید اکنون با بررسی هایی دوباره این برنامه ها، به جریان بیافتد. تدریس زبان قومیت‌ها در مدارس اولویت من است.
پس از ادای این جمله نصف و نیمه مدیای مرکزگرا و فارس زبان مانور تبلیغاتی و هیاهوئی بی موردی را در این مورد داشت که گوئی وعده‌ای تازه بیان گردیده که طی 34 سال گذشته هیچ زمان شاهدش نبودیم و حتی بعضی از رسانه های فارس زبان از عالم غیب خویش خرسندی به اصطلاح قومیت‌ها را نیز برای تنوری کردن مسئله بکار بردند. حق برخورداری از آموزش زبان مادری مسئله ای نیست که اجازه‌ای برای تدریس و تحققش از کسی خواسته و یا برای تحقق آن گدائی صورت گیرد بلکه عدم تحقق چنین حقوق اولیه‌ی جامعه‌ای یکی از بارزترین نشانه‌های نقض آشکار حقوق بشر جمعی، عدم ورود مفاهیم اولیه دمکراسی و پلورالیسم، وجود سیاست های آسیمیلاسیون و یکسان‌سازی فرهنگی و زبانی، عقب ماندگی جامعه مذکور، وجود آشکار تبعیض، وجود راسیسم زبانی و ... می باشد. سیستم آموزشی و تحصیلی جامعه‌ای که علارغم وجود تنوع ائتنیکی، دینی، فرهنگی و زبانی بر اساس رسمیت انحصاری زبان اقلیت فارس زبان شکل گرفته و بکار خود ادامه می دهد و مبحث برخورداری از حق آموزش زبان مادری ملل غیرفارس تنها جنبه انتخاباتی داشته و وعده وعیدهای 34 سال گذشته را اگر در ذهن تجسم کنیم به سرانجام این وعده توخالی نیز حتی قبل از بررسی وعده مذکور به سبب پیشینه وعده‌های قبلی می توان پی ببریم، خود مصاحبه‌ شونده نیز در ابتدای مطلب از عدم تغییر نظام آموزشی خبر می دهد در حالیکه مسئله اصلی عدم تطابق سیستم آموزشی و پرورشی ایران با نیازهای عصر حاضر می باشد نه تحقق اصلی به مانند اصل به اصطلاح 15 قانون اساسی که قابلیت پاسخگوئی نیازهای عصر حاضر را ندارد. 
اصل به اصطلاح 15 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران که سرپرست آموزش و پرورش به آن اشاره کرده چیست و چرا تاکنون اجرا نگردیده و یا قابلیت اجرا دارد یا نه؟
در اصل 15 قانون اساسی "زبان و خط رسمی و مشترک مردم ایران فارسی بیان گردیده و از لزوم کاربرد زبان و خط فارسی در اسناد و مکاتبات و متون رسمی و کتب درسی خبر داده است، در عین حال استفاده از زبان های محلی و قومی در مطبوعات و رسانه های گروهای و تدریس ادبیات این گروهها در مدارس در کنار زبان فارسی را آزاد دانسته است". قانون اساسی فعلی دولت ایران منحصرا زبان و خط ملت فارس زبان را به رسمیت می شناسد و در این قانون اساسی از برابری ملل ساکن ایران و دارائی های زبانی- فرهنگی ملت ترک و حقوقش کوچکترین مطلبی را نمی توان یافت، پس قانون اساسی فوق رسمیتی برای ملت ترک ندارد چون برخواسته از واقعیات جوامع موجود در این جغرافیا نبوده و بیشتر برای ارجحیت بخشیدن و تداوم استعمار و استثمار ملل محکوم و مستمعره از سوی دولت و ملت حاکم استعمارگر شکل گرفته است. اصل 15 قانون اساسی در راستای راسیسم زبانی (Linguicism) می باشد به طوریکه زبان و خط مشترک همه ملل ساکن این جغرافیا را فارسی اعلام نموده، در حالیکه بیش از 70% ملل ساکن این جغرافیا از آموزش زبان مادری و ملی خود محروم گشته‌اند. اصل به اصطلاح 15 قانون اساسی ایران را اگر با قوانین اساسی کشورهای جنگ زده ای به مانند عراق و افغانستان مقایسه کنیم به بهترین وجه می توان به این سوال پاسخ داد که آیا این اصل قابلیت تطابق و تناسب با نیازها و ظرفیت پاسخگوئی نیازهای سیستم آموزشی عصر حاضر را دارد یا نه؟ ماده 4 قانون اساسی عراق می گوید:
1- زبان عربی و كردی زبان های رسمی عراق هستند و عراقی ها حق دارند طبق اصول آموزش زبانهای مادری مانند تركمنی یا سریانی ارمنی یا هر زبان دیگری را در موسسه های آموزشی دولتی یا خصوصی به فرزندان خود آموزش دهند. 
2 ـ دامنه اصطلاح زبان رسمی و چگونگی اجرای احكام این ماده در قانونی به شرح زیر تعیین می شود. 
2 ـ الف : انتشار دو روزنامه رسمی به این دو زبان . 
2 ـ ب : در اماكن رسمی مثل پارلمان , هیئت دولت , دادگاهها و كنفرانس رسمی از این دو زبان استفاده می شود. 
2 ـ ج : اسناد رسمی و نامه ها به این دو زبان به رسمیت شناخته می شود و اسناد رسمی نیز به این دو زبان منتشر خواهد شد. 
2 ـ د : طبق ضوابط آموزشی , مدارس دو زبانه دایر خواهد شد . 
2 ـ ه : هر مسئله دیگری مثل پول , گذرنامه و تمبر كه اصل برابری برای آن ضروری باشد. 
3 ـ نهادها و دستگاههای فدرال در منطقه كردستان از هر دو زبان استفاده می كنند. 
4 ـ زبان تركمنی و سریانی در واحدهای اداری كه اكثریت جمعیت را در انجا تشكیل می دهند زبان رسمی به شمار روند. 
5 ـ در صورتی كه اكثریت مردم یك منطقه یا استان در همه پرسی عمومی موافقت كنند هر منطقه یا استان می تواند هر زبان محلی را به عنوان زبان رسمی دیگر خود برگزیند.   
و یا در ماده های 4 و 16 قانون اساسی افغانستان جنگ زده می خوانیم:
ماده 4:
ملت افغانستان متشکل از اقوام پشتون، تاجک،‌ هزاره، ازبک، ترکمن،‌ بلوچ،‌ پــــشه یی، نـورستانی، ایماق، عرب، قرغیز، قزلباش، گوجر، بـراهـــوی وسایـر اقـوام می باشد.
ماده 16:
از جمله زبانهای پشتو، دری، ازبکی، ترکمنی، بلوچی، پشه یی، نورستانی، پامیری و سایر زبــانهای رایج در کشور، پشتو و دری زبانهای رسمی دولت می باشند.
در مناطقی که اکثریت مردم به یکی از زبانهای ازبکی، ترکمنی، پشه‌یی، نورستانی، بلوچی و یا پامیری تکلم می نمایند آن زبان علاوه بر پشتو و دری به حیث زبان سوم رسمی می باشد و نحوۀ‌ تطبیق آن توسط قانون تنظیم می گردد.
دولت برای تقویت و انکشاف همه زبانهای افغانستان پروگرامهای مؤثر طرح و تطبیق می نماید.
نشر مطبوعات و رسانه های گروهی به تمام زبانهای رایج در کشور آزاد می باشد.
مصطلحات علمی و اداری ملی موجود در کشور حفظ می گردد.        
همانطور که از قوانین اساسی این دو کشور جنگ زده به خوبی مشاهده می گردد موارد مرتبط با حقوق زبانی و فرهنگی هر دو کشور بر اساس واقعیات جوامع عراق و افغانستان بوده و نه بر اساس ویژگهای یک جامعه اقلیت و در جهت ساخت جامعه ای تک زبان، تک تیپ و تک ایدئولوژیک بلکه در جهت احترام به تنوع ائتنیکی، دینی، فرهنگی و زبانی می باشند. قوانین اساسی کشورها می باید آئینه واقعی آن جامعه باشند، در ایران علارغم وجود یک جامعه چندملیتی، چنددینی، چندفرهنگی و چندزبانی وجود این تنوعات به طور رسمی و غیررسمی کتمان می گردد در حالیکه ایندکس تنوع ملی و زبانی در ایران قابل قیاس با کشورهای جنگ زده‌ای همچون عراق و افغانستان و دیگر کشورهای جهان نمی باشد. رسمیت انحصاری زبان اقلیت فارسی و عدم رسمیت زبان های ملل غیرفارس از جمله ملت ترک که بی تردید نه اقلیت قومی بلکه ملتی بی‌دولت تحت استعمار داخلی گروه اقلیت فارس زبان می باشد از مهمترین کاستی های کلیت قانون اساسی دولت ایران می باشد. اگر هنوز در جغرافیای چندملیتی و چندزبانی ایران زبان اقلیتی همچون فارس زبانان دارای رسمیت انحصاری در سیستم آموزشی و دولتی هست در حالیکه کشورهای جنگ زده ای هم مرز ایران دارای چندین زبان رسمی سراسری و رسمی منطقه‌ای اند وضعیت فوق خود گویای عدم ورود دمکراسی، وجود استعمار داخلی و راسیسم زبانی در این جغرافیا می باشد. تفکر مرکزیت گرا و تنوع ستیز دولت و ملت حاکم یکی از مهمترین سدها در برابر رشد دمکراسی و تکثرگرائی در سیستم آموزشی می باشد. برای رفع موانع ورود مفاهیم اولیه دمکراسی و داشتن قانون اساسی منطبق با واقعیات جوامع موجود در ایران می باید اصلاحاتی در قانون اساسی مبتنی بر به رسمیت شناختن جغرافیای ایران به عنوان یک جغرافیای چندمیلتی، چنددینی، چندفرهنگی و چندزبانی و در عین حال به رسمیت شناختن حق آموزش به زبان مادری و رسمیت و سراسری نمودن زبان ترکی تحت ضمانت اجرائی و مکلف نمودن دولت ایران به برآوردن این اصول صورت گیرد.   
آیا اجرای اصل نارسای 15 مسئله زبانهای ملی را در ایران حل می کند؟
بی تردید نه، همانطور که در سطور بالا به محتوا و محدودیت‌های این اصل اشاره گردید این اصل قابلیت حل مسئله زبان های ملی را ندارد. مهمترین مسئله و کلید حل مسئله زبان های ملی رسمیت تمامی زبان های ملل موجود در ایران به دو صورت رسمی سراسری (ترکی و فارسی) و رسمی منطقه‌ای تحت ضمانت اجرائی قانون اساسی و موکلف نمودن دولت ایران و ارگانهای دولتی برای اجراء این ماده می باشد. در صورت عدم موکلف نمودن دولت ایران و ارگانهای مرتبط در عین حال ضمانت اجرائی زبان‌های رسمی توسط دولت ایران همانطور که تجربه 34 سال گذشته نشان داده به سبب عدم وجود اراده لازم در تحقق اینچنین مواردی با بی میلی دولت مواجه خواهد گردید.      
رسمیت چند زبان در جغرافیاهای چندملیتی و چندزبانی استثنا نیست بلکه رسمیت انحصاری یک زبان اقلیت در جغرافیای چندملیتی و چندزبانی به مانند ایران استثناست 
سیستم های مدرن و معاصر آموزشی بسیاری از کشورهائی که دارای گروههای ائتنیکی و زبانی متعددی می باشند اغلب بر پایه رسمیت چندین زبان و به رسمیت شناختن حق زیست برای تمامی زبانها شگل گرفته‌اند. برای مثال کشورهائی هم چون اسرائیل دارای دو زبان رسمی (عربی و عبری)، سوئیس 4 زبان رسمی، قزاقستان 2 زبان رسمی، سوئد 1 زبان رسمی سراسری و 4 زبان رسمی منطقه‌ای، بلژیک 3 زبان رسمی،  تانزانیا 2 زبان رسمی، کانادا 2 زبان رسمی، هندوستان 3 زبان رسمی سراسری و 22 زبان رسمی منطقه‌ای، سریلانکا 2 زبان رسمی، بولیوی 4 زبان رسمی، نروژ 2 زبان رسمی، پاراگوئه 2 زبان رسمی، قرقیزستان 2 زبان رسمی، افغانستان 2 زبان رسمی سراسری و 2 زبان رسمی منطقه‌ای، اسپانیا 1 زبان رسمی سراسری و 3 زبان رسمی منطقه‌ای، عراق 2 زبان رسمی سراسری و چندین زبان رسمی منطقه‌ای، آفریقای جنوبی 11 زبان رسمی سراسری، اتریش 1 زبان رسمی سراسری و 3 زبان رسمی منطقه‌ای، کوزوو 2 زبان رسمی سراسری و 4 زبان رسمی منطقه‌ای و ... و سیستم آموزشی و پرروشی بر مبنای تکثر زبانی و چندزبانی اند. همانطور که مشاهده می گردد حتی اسرائیل که نزد دولت و ملت حاکم با لقب غاصب و اشغالگر معرفی میشود نیز دارای 2 زبان رسمی عربی و عبری می باشد در حالیکه در جغرافیای ایران ما با رسمیت انحصاری زبان اقلیت فارس زبان مواجه می باشیم، براستی آیا اسرائیل غاصب و اشغالگر هست یا فارس زبانان؟ مهمترین تغییری که می باید در وهله اول در سیستم آموزشی صورت پذیرد نه اجرای اصل عقب مانده‌ای همچون اصل 15 بلکه تغییرات اساسی همچون عدم تمرکزگرائی سیستم آموزشی، احترام به تنوعات ائتنیکی و زبانی، برچیدن تبعیضات متعدد سیستم آموزشی و پرورشی ایران، کاربرد تمامی زبان های ملل ساکن این جغرافیا و به رسمیت شناختن حق زیست تمامی‌شان و ... می باشد.
همانطور که از قوانین اساسی کشورهای جنگ زده‌ای همچون عراق و افغانستان مشاهده می شود در هر دو قانون اساسی مکلف و موظف نمودن دولت به احقاق حقوق زبانی و فرهنگی تمامی گروههای ائتنیکی توسط دول یاد شده هست در حالیکه در قانون اساسی ایران نه تنها دولت هیچ مسئولیتی در قبال زبان های ملل غیرفارس را ندارد بلکه به غیر از دولت نیز هیچ ارگانی مسئولیت و متکلف به چنین امری نمی باشد و بیشتر این اصل حالت توصیه‌ای دارد تا اجرائی. طی 34 سال گذشته صدها شرح مختلف از اصل به اصطلاح 15 شده به طوریکه حتی اشخاص شناخته شده‌ای به مانند "حمید احمدی" که دارای تمایلات به شدت نژادپرستانه‌ای می باشد در تاریخ 13 تیر 1392 طی مصاحبه‌ای‌ که با روزنامه سراسری بهار داشته می گوید "بخش‌های عمده‌ای از اصل 15 در 15 سال گذشته به مرحله اجرا درآمده" است، ایشان در بخش دیگری از سخنانش آموزش زبان به اصطلاح قومیت ها را لزوما برعهده دولت نمی داند و دولت را نیز به تامین هزینه‌های آن ملزم نمی بیند. همانطور که مشاهده می گردد بسیاری از انسانهای منتصب به جامعه فارس زبان و مرکزگرای ایران حتی از تحقق اصل عقب مانده 15 طی 15 سال گذشته خبر می دهند در حالیکه همانطور که در قوانین اساسی کشورهای جنگ زده ای به مانند افغانستان و عراق مشاهده نمودیم مسئولیت اصلی و وظیفه دولت تامین آموزش به زبان مادری تمامی شهروندان می باشد، اگر دولت وظیفه تامین هزینه های آموزش زبان مادری تمامی شهروندان خود را ندارد پس آیا چنین دولتی از مشروعیت لازم برخوردار می باشد یا نه؟ در ثانی در صورت عدم تامین هزینه های آموزش زبان مادری توسط دولت حاکم، راه برای افزایش گسست اجتماعی مابین دولت و ملت حاکم و ملل محکوم فراهم نگردیده و ملل محکوم به سمت استقلال و تشکیل دولت ملی خود قدم برنمی دارند؟ آیا دولت در قبال زبان اقلیت فارس زبان که به عناوین مختلف طی پروسه‌ی غیرطبیعی اول به عنوان انحصاری‌ترین زبان رسمی، سپس به عنوان زبان دولت و بعدها به عنوان زبان مشترک ملل ساکن جغرافیای چندملیتی و چندزبانی ایران به ملل محکوم ارائه و تحمیل گردیده نیز آموزش زبان فارسی را سوای مسئولیت دولت دانسته یا تمامی هم و غم خود را برای گسترش این زبان اقلیت و فارس سازی ملل غیرفارس تحت ابزار سیستم آموزشی و بودجه های کلان دولتی به پیش نبرده است؟      
در مورد عدم اجرای این اصل عقب مانده مهمترین مسئله وجود دید امنیتی و اطلاعاتی به موضوع زبان ملتهای غیرفارس، عدم درک مسئله زبانهای ملی، خواست تداوم استعمار و استثمار ملل مستمعره از سوی جامعه حاکم استعمارگر، عدم وجود اراده در دولت و ملت حاکم و ... را می توان برشمرد. در عین حال در مورد عدم تطابق اصل 15 قانون اساسی می باید به این نکته توجه داشت که سیستم آموزشی و پرورشی ایران تماما بر مبنای بوجود آوردن جامعه‌ای تک زبان، تک تیپ، تک ایدئولوژیک پایه‌ریزی شده و احترام و لزوم برخورداری گروه‌های متنوع ائتنیکی، دینی، فرهنگی و زبانی در این سیستم از هیچ جایگاهی برخودار نمی باشند بلکه هدف سیستم آموزشی ایران زدودن تمامی این تنوعات و مهمترین خصیصه‌اش تنوع ستیزی می باشد.  
تبعیض آشکار در سیستم آموزشی و تحصیلی ایران    
به علت رسمیت انحصاری زبان اقلیت فارس زبان و عدم رسمیت زبان های دیگر ملل غیرفارس در ایران به‌طبع سیستم آموزشی نیز بر پایه زبان اقلیت شکل گرفته است، هر دانش آموز ترک،عرب، بلوچ، لر، گیلک، کرد و .. ملزم به یادگیری تحمیلی زبان گروه اقلیت فارس زبان و عدم آموزش زبان مادری خود می باشد در حالیکه کودکان فارس زبان تنها به آموزش زبان مادری خود اکتفا می نمایند. بر اساس آمارهای متعددی دولتی میزان فرار از مدرسه و افت تحصیلی در مناطق ملی ملل غیرفارس چندین برابر مناطق فارس زبان می باشد. دانش آموزان غیرفارس تنها به سبب داشتن زبان مادری و هویت ائتنیکی متفاوت از گروه اقلیت حاکم فارس زبان ملزم به آموزش زبان مادری گروه اقلیت و طرد زبان مادری خویش و در عین حال دچار تبعیض زبانی می گردند. هیچ یک از کودکان ملل غیرفارس به صورت مادرزادی دوزبانه به دنیا نمی آیند و تنها پس از ورود به سیستم آموزش تنوع ستیز ایران ملزم به یادگیری زبان تحمیلی اقلیت فارس زبان می باشند. حمید‌رضا حاجی بابائی در مصاحبه‌ای که 22 مهر 1391 با خبرگزاری دولتی ایسنا داشت اظهار کرده بود که 70% دانش آموزان در سراسر ایران پس از ورود به کلاس اول و گذارندن یک سال تحصیلی هنوز زبان مادری آنها به فارسی تبدیل نشده است، این مسئله برای اولین از زبان یک مقام مسئول دولت ایران بیان گردیده و به خوبی منعکس کننده نسل کشی زبان کودکان غیرفارس توسط سیستم آموزشی ایران می باشد. در عین حال بر اساس گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس ایران 5 میلیون دانش آموزی که در 8 سال گذشته در امتحانات مردود شده‌اند کودکانی می باشند که دارای زبان مادری غیر از زبان فارسی اند. مسئله دیگر آموزش تحمیلی زبان گروه اقلیت فارس زبان و آموزش زبان مادری ملل غیرفارس به عنوان واحدهای درسی در کنار زبان فارسی می باشد، آموزش زبان مادری به صورت دروس فوق برنامه و کمک آموزشی صورت نمی گیرد بلکه آموزش زبان خارجی همچون زبان فارسی می باید به صورت دروس فوق برنامه و کمک آموزشی صورت گیرد و کودکان ملل غیرفارس از جمله ملت ترک از مهد کودک تا مراحل آموزش عالی می باید تمامی دروس را به زبان مادری خود فرا گیرند.    
در اصل 15 قانون اساسی به رسمیت شناختن خط عربی اصلاح شده برای فارسی به عنوان تنهاترین و انحصاری‌ترین خط رسمی موجود در ایران اشاره شده، در حالیکه ملل غیرفارس همچون ملت ترک تنها به سبب عدم رسمیت خط لاتین ترکی و عدم آموزش زبان ترک نمی توانند از محتوای علمی تولید شده در کشورهائی نظیر ترکیه و آزربایجان شمالی و جهان ترک بهره ببرند و خود نیز قادر به نشر کتاب و کاربرد استاندارد خط ترکی لاتین نمی باشند، ممنوعیت رسمی خطوط لاتین بیشتر به سبب تمایز ملت ترک از همزبانانشان در آنسوی مرزها و آسیمیله شدن در ملت فارس زبان شکل گرفته است.   
رسمیت و سراسری نمودن زبان ترکی تحت ضمانت اجرائی قانون اساسی
به گواه هزاران سند و مدرک تاریخی، زبان ترکی اقلا در یک هزار سال گذشته در دولتهای ترکی نظیر دولت بستام (ويستهام)، بنی‌ساج، سالاریان (کنگریان)، سیمجوریان، کرما (آل‌قاورد)، سلجوقیان اصفهان، سلجوقیان لرستان(برسقیان)، سلجوقیان همدان-آزربایجان، سلجوقیان عراق - آزربایجان، شوملا (شمله)، افشار-عربستان (خوزستان)، قتلق خانیان کرمان (قاراخیتای)، آق‌سنقریان (احمد یلیان)، اتابکان آزربایجان (ایلدنیزیان)، آل‌پیشگین، اتابکان فارس (سالغوریان)، اتابکان یزد، ایلخانیان (هلاکوئیان)، جلایریان (ایلکانیان)،  چوپانیان (آل سلدوز)، ارغون شاهیان، اینجوییان (آل مظفر)، تیموریان (کورکانیان)، تیموریان خراسان (دوغاتیموریان)، تیموریان اصفهان، شیروانشاهان (میرانشاهان)، قاراقویونلوها (بارانلوها)، آغ قویونلوها (بایندیریه)، صفویه (قزلباشیه)، افشاریان، خانات آزربایجان (افشار- اورميه، كنگرلو- ماكو، بيگلربيگی- تبريز، بديراوغلو- اردبيل، دنبلی- خوی، شقاقی- سراب، گرگر، نمين، خياو، قاراداغ، مراغه، ...)، قاجاریان و حکومت ملی آزربایجان یکی از زبان‌های دولتی و رسمی دول ترک حاکم بر اراضی ایران بوده و در اسناد و مدارک رسمی دولتی، صدور فرمانها، مکاتبات ارگانهای متعدد دولتی، انتشارات، دیپلماسی بین‌المللی، ارتباطات دیپلماتیک خارجی، چاپ اسکناسها، ضرب سکه، مناسبات رسمی بین سران دولتها و ... بکار رفته است. رسمیت انحصاری زبان اقلیت فارس زبان بی تردید طی پروسه‌ای غیرطبیعی و محصول شرایط سیاسی جهان در آغاز قرن 20 و نبود شرایط دمکراتیک در عین حال فقدان آگاهی در جامعه عقب مانده ایران و ... می باشد. برای زدودن تبعیضات زبانی موجود در ایران و حل مسئله زبان‌های ملی که یکی از مهمترین تبعیض ها رسمیت انحصاری زبان اقلیت فارس زبان می باشد بی تردید یکی از قدم‌های اولیه رسمیت تمامی زبانها در 2 سطح رسمی منطقه‌ای و رسمی سراسری می باشد، رسمیت زبان ترکی در مقیاس سراسری یکی از اصلی‌ترین خواست‌ها و ضرورتهای حل دمکراتیک مسئله زبان های ملی می باشد.     
نکته آخر اینکه هیچ زمان فراموش نکنیم که خاتمی با شعار به اصطلاح "گفتگوی تمدن"ها آمد ولی در داخل همچنان تبعیض های زبانی و استعمار ملل مستمعره به عنوانین دیگری همچنان ادامه داشت و در دوره 8 ساله وی نیز در مورد آموزش زبان مادری کوچکترین قدمی به جزء شعارهای توخالی برای مصرف جامعه جهانی و پوچ شاهد رفع تبعیض های زبانی در ایران نبودیم.
پی‌نوشت: در حالیکه مدیای مرکزگرا و فارس زبان با آب و تابی سخنان سرپرست وزارت آموزش و پرورش ایران را در مورد " وعده تدریس زبان قومیت‌ها در مدارس منعکس می کند ایشان در تاریخ 20 مهر مصاحبه‌ای با سایت پانا داشته و خبر از انعکاس غلط سخنانش در مورد تدریس زبان به اصطلاح قومیت‌ها خبر داده است، وی در مصاحبه‌اش می گوید: "آن گونه که در برخی رسانه ها منعکس شده بود، درست بیان نشده است، بلکه طبق اصل 15 قانون اساسی تاکید شده است زبان رسمی ما فارسی است اما گفته شده تدریس ادبیات قومیت ها درمدارس بلا مانع است. هدف ما این است که با برنامه ریزی های دقیق و همکاری سازمان پژوهش، شورای عالی آموزش و پرورش و اگر لازم شد با ورود شورای عالی انقلاب فرهنگی، کار را به صورت اصولی دنبال کنیم". همانطور که در متون بالا اشاره شد مسئله تبعیض های زبانی موجود در ایران و عدم تدریس زبان مادری ملتهای غیرفارس خارج از محدوده وظایف محمد، احمد و حسن‌ها می باشد و تا تغییر نگرشی بر ملتهای غیرفارس از بالا اتفاق نیافتد مسئله بدین سادگی قابل حل نخواهد بود.
با پشتیبانی Blogger.
 
UrmiyeNews.Com - Batı Azerbaycan'ın Sesi
Tema: Bal Medya