‏نمایش پست‌ها با برچسب حقوق شهروندی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب حقوق شهروندی. نمایش همه پست‌ها

علارغم گذشت 10 ماه خبری از "تاسیس فرهنگستان زبان ترکی" و "آموزش به زبان مادری" نیست

Kategori: , , , , , , , , , , , Umud Urmulu - پنجشنبه, اردیبهشت ۱۸, ۱۳۹۳ - 0 comments
اومود اورمولو
دوشنبه 20 خرداد 1392 حسن روحانی که در شهر اورمیه برای پروپاگاندای انتخاباتی حضور به هم رسانیده بود در جمع مردم اورمیه که با شعارهای ترکی "گلین گئدک آغلایاق، اۇرمۇ گؤلۆن دۇلدۇراق" و "آنادیلده مدرسه، اۏلمالیدیر هر کسه" به پیشواز روحانی آمده بودند روبرو گردید و دقیقا جملات زیر را بر زبان آورده و وعده داد که:
"من نخواهم گذاشت دریاچه اورمیه خشک گردد، من به شما قول می دهم که اگر بار مسئولیت اجرائی کشور را بر دوش من قرار دهید، در اولین روز دولت، حل مشکل دریاچه اورمیه را در دستور کارم قرار خواهم داد".
"وعده دوم من به شما اجرا نمودن اصل 15 قانون اساسی است: این حق مردم است که بتوانند راجع به زبان مادری خود تصمیم بگیرند".
"وعده سوم من به شما تدوین و اجرای حقوق شهروندی است که در حقوق شهروندی، اقلیت و اکثریت وجود ندارد و ترک، کرد، بلوچ، عرب و فارس یکسان خواهند بود".
امروز از آن وعده ها نزدیک به 10 ماه می گذرد و حسن روحانی سکان دار اجرائی جغرافیای ایران را بر عهده گرفته است، علارغم گذشت 10 ماه از آغاز بکار دولت نه کوچکترین اقدام عملی به جزء برگزاری جلسات و کارگروه‌های فانتزی و بی نتیجه برای دریاچه اورمیه شاهد کوچکترین اقدام عملی دولت برای احیاء دریاچه اورمیه که خود با برگزیدن سیاست های غلط آبی در آزربایجان جنوبی و سدسازی مسبب اصلی خشک شدنش می باشد نبوده‌ایم. در عین حال حسن روحانی که وعده تاسیس فرهنگستان زبان و ادب ترکی را در سفرهای انتخاباتی به اقصی نقاط ترک نشین داده بود این مسئله را به زعم خود به استاندار آزربایجان شرقی محول نموده تا به نیت و اراده واقعی وعده دوم روحانی به جامعه ترک نیز برملا گردیده و بر آب افتد، چون ترک‌ها تنها در تبریز وجود ندارند و در اقصی نقاط جغرافیای ایران و در 3 منطقه عمده ترک نشین ساکند، بهمین جهت همانطور که فرهنگستان زبان و ادب فارسی تنها برای شیراز، یزد و اصفهان فعالیت نمی کند فرهنگستان زبان و ادب ترکی نیز می باید به صورت سراسری به فعالیت بپزدازد که این نیز جزء وظایف و اختیارات استاندار آزربایجان شرقی و ... نیست و بیشتر هدف از وصول این وعده روحانی به استانداری‌ها شانه خالی کردن و رفع مسئولیت وعده‌ای می باشد که به جامعه ترک داده بود.
روحانی برای وعده "آموزش به زبان مادری" وزیر اطلاعات دول قبلی را به سمت غیراجرائی و مشاور برگزید که علی یونسی نیز در تمامی مصاحباتش اصل مسئله آموزش به زبان مادری و عدم نیاز جوامع مغلوب به این حق طبیعی را به زیر سوال برده و با دیدی امنیتی مسئله آموزش به زبان مادری را درد گروه اقلیتی از روشنفکران جوامع مغلوب بیان نمود، حتی علی یونسی طی ماه های گذشته با غلطیدن به ادبیان پان آریانیستی یادآور نقش رحیم مشائی در دولت احمدی نژاد برای ملل مغلوب بوده است.
وعده تحقق حقوق شهروندی و زدودن تبعیضات وسیع زبانی، ائتنیکی، فرهنگی، دینی، جنسیتی و ... حسن روحانی نیز توخالی از آب درآمد، به طوریکه حتی پیش نویس حقوق به اصطلاح شهروندی حسن روحانی بارها و بارها متحجرتر، گنک‌تر، غیرقابل اجرائی تر، متناقضتر و ... از قانون اساسی فعلی دولت ایران بود. حسن روحانی که شعار دولت خود را "تدبیر و امید" معرفی کرده بود گوئی وسعت و محدوده تدبیر و امیدش محدود به فارس زبانان و منافع این گروه اقلیت حاکم بوده و برای ملل مغلوب از جمله ملت ترک مثال "اسکی تاس اسکی حامام" می باشد. البته تردیدی نیست که تداوم استعمار داخلی ملل مغلوب در ایران سبب افزایش گسست اجتماعی مابین گروه اقلیت حاکم فارس زبان و ملل مغلوب خواهد انجامید به طوریکه دیگر حتی نتوان به اشتراک گذاری یک جغرافیا تنها تامل نمود.

تابلوی شهرداری‌های دیاربکیر و تونجلی ترکیه به دو زبان ترکی و کردی مزین گردید

Kategori: , , , , , , , , , , , Umud Urmulu - یکشنبه, دی ۲۲, ۱۳۹۲ - 0 comments
اومود اورمولو
شهردار دیاربکیر ترکیه در راستای ارائه خدمات دو زبانه به عموم شهروندان اینبار در حرکتی جدید و قابل تحسین اقدام به تعویض تابلوی قدیمی ورودی شهرداری که تنها به زبان ترکی منقش بود نموده و در تابلوی جدید نصب شده از دو زبان ترکی و کردی استفاده نموده است. پس از این حرکت شهردار دیاربکیر شهردار شهر تونجلی ترکیه نیز در اقدام مشابهی نیز تابلوی ورودی شهرداری را به دو زبان ترکی و کردی تعویض نمود.
مهمترین نکته در این حرکات شجاعانه شهرداریهای شهرهای دیاربکیر و تونجلی ترکیه کاربرد زبان کردی در کنار زبان ترکی که زبان رسمی ترکیه هست می باشد و در عین حال نکته مهم دوم استفاده از کلمات "آمد" در تابلوی رسمی شهرداری دیاربکیر و "درسیم" برای نامیدن شهر تونجلی ترکیه است. بنا به نظر گروههای ملی‌گرای کرد نام شهر دیاربکیر آمد(عامد) و تونجلی درسیم بوده و دولت ترکیه طی سالهای گذشته نام این شهرها را تغییر داده است. آقای عثمان بایدمیر و خانم ائدیبه شاهین هر دو به ترتیب ریاست شهرداریهای دیاربکیر و تونجلی ترکیه را عهده دار می باشند، هر دوی اشخاص یاد شده از حزب ب.د.پ(حزب دست راست حزب کارگران کردستان در مجلس) به عنوان شهرداری برگیزده شده اند. 
البته شهرداری دیاربکیر و دیگر شهرداران مناطقی عمده کردنشین که از سوی حزب ب.د.پ اداره میشوند با هزینه دولت ترکیه اولین مهدکودک به زبان کردی، تغییر تابلوهای راهنمائی و رانندگی به 2 زبان، ارائه خدمات دولتی پزشکی به زبان کردی، تغییر تابلوهای درون شهری به 2 زبان، چاپ بروشور و کتاب به زبان کردی(از جمله کتاب Meyîr در حوزه آشپزی و ..)، اجرای تئاتر کوردی، شب شعر کردی، برگزاری همایشهای مربتط با زبان و فرهنگی کردی، برگزاری فستیوال ها و کنگره‌های کردی، گشایش کلاس های آموزش زبان مادری با بودجه شهرداری، ائتیکت هائی به زبان کردی در بازارهای فروش میوه و تره‌بار، همایش زبان کردی و کردولوژی و صدها مورد دیگر از جمله اعمال شهرداریهای یاد شده می باشد که بی تردید قابل تحسین اند و نشان از پیوند عمیق شهرداران یاد شده با مردم خود.
حال سوال اینجاست که شهرداران شهرهای ترک نشینی به مانند تبریز، اورمیه، اردبیل، بیجار، همدان، قزوین، قروه، سولدوز، سونقور، ساووج‌بۇلاق، به‌ی‌کندی، تیکان تپه، قوشاچای و صدها شهر دیگر چرا تاکنون دست به هیچ عمل مشابهی در قبال زبان مادریمان ترکی نزده‌اند؟ آیا عدم تمایل و تحقق هر یک از اعمال یاد شده نشان از عم ارتباط شهرداران با مردمان شهرهای ترکنشین نمی باشد یا ناشی از عدم وجود شعور هویتی و زبانی انسانهای برگزیده به این عنوان هست؟ آیا شهرداران مناطق عمده ترک نشین از مرد ترک اند و مردم ترک را تمثیل می کنند یا برآیند مافیای قدرت و باندهای سیاسی اند؟ براستی چرا در شهرهای ترکنشین تابلوها، اعلائم راهنمائی رانندگی، سرویس هیا بهداشتی شهرداری، خدمات شهرداریها و... به دو زبان ترکی و فارسی ارائه نمی گردد؟            
منبع خبر، سایت روزنامه حریت چاپ ترکیه:
http://tinyurl.com/o48y9jj

تدریس اختیاری زبان کردی در دانشگاه بله اما کافی نیست

Kategori: , , , , , , , , , , , Umud Urmulu - سه‌شنبه, تیر ۱۳, ۱۳۹۱ - 0 comments
اومود اورمولو
از سالهای 1980 از روی عدم تدریس زبان کردی در ترکیه هر روز بر شدت تروریسم افزوده شد و زبان کردی یکی از آلات ترویج تروریسم گشت. پس از کودتای 12 سپتامبر که سبب ممنوع شدن زبان کردی از سوی ژنرال های وقت صورت گرفت خواسته یا ناخواسته روغنی بر نان ترور و تروریسم افزوده شد.
ترکیه هر زمانی که اراده به زیر سوال بردن این حرکت ممنوعه را در خود دید با پس لرزه هائی مواجه شد و همیشه عقب نشست. حقوقی که باید به تمام معنا یکجا محقق می شد در سالهای متوالی و رفته رفته به مانند اینکه شکنجه گر از روی بخشش و لطف حقی را ادا می کند محقق شد. در حالیکه حقوق کوردهای ترکیه ای باید به صورت تمام و کمال محقق می شد در این سالها نیز پروسه یک قدم به جلو یک قدم به عقب به دفعات آزمایش گردید. برای مثال در سالهائی در بعضی از شهرها استفاده از اسامی کوردی برای نامگذاری کودکان آزاد ولی در همان سال در بعضی دیگر از شهرها نامگذاری همین اسامی ممنوع شده بود. بعضی از فرمانداران شعار به زبان کردی را با خوشبینی و روی خوش دیده و رفتار کرده و می نگریستند ولی در عین حال بعضی از فرمانداران شعار کوردی را موازی با ترور و تروریسم معنا می دیدند.
قدم های کاملی که باید تماماً به صورت یکجا برای تحقق حقوق کردها برداشته می شد به تعبیر مردم آناطولی قدم قدم و آسته آسته محقق شد. به طوریکه در ذهن انسان این تصور خطور می کرد که گوئی حقوق اعاده شده از روی لطف و مرحمت می باشد. در پایان دولت مجبوراً به اعاده بسیاری از حقوق کردها به عنوان شهروند ترکیه شد و مطمئناً در پروسه ای تمامی حقوق بجای مانده نیز محقق خواهند شد. نکته قابل توجه در تحقق حقوق کردهای ترکیه ای پروسه زمانی می باشد که اعاده حقوق در زمانی محقق شد که پاسخگوی خواستهای جامعه کرد نبود و کمتر مورد توجه قرار گرفت.
نباید به ترور و تروریسم متصل شود.
دومین خطای ترکیه معنا کردن تروریسم و حقوق شهروندان کرد خود در یکجا بود. زمانی که عملیات های سازمان تروریستی حزب کارگران کردستان (Kurdistan Workers' Party) افزایش می یافت دولت نیز متقابلاً خطاهای متعددی در اعاده حقوق شهروندان خود مرتکب می شد، در عین حال زمانیکه عملیات های تروریستی پ.ک.ک کاهش می یافت حقوق و آزادی های فردی آزادی عمل بیشتری را به خود می دید. برای مثال پس از دستگیری عبدالله اوجالان رهبر پیشین حزب کارگران کوردستان برای اولین بار در تاریخ جمهوری ترکیه که مصادف با دوران اقتدار یکی از حکومت های ملی گرای ترکیه بود بسیاری از قوانین سد شده در راه تدریس و آموزش زبان کردی برداشته شد، به طوریکه کلاس های آموزش به زبان کردی آزاد شده و اجازه فعالیت یافتند. در دوران اقتدار حزب عدالت و توسعه نیز قدم های بسیاری در مورد برداشتن سدهای قانونی تدریس و آموزش و حفظ زبان کوردی برداشته شد. در حالیکه این حرکت از اساس خطاوار می باشد. به هیچ وجه در خصوص "حقوق اساسی شهروندان نمی توان چانه زنی داشت، بدون استثنا نمی توان این حقوق را نیز به شروطی وابسته کرد". مخاطب مسئله حقوق کردها شهروندان کوچه و بازاراند که باید بدون استثنا دارای تمامی حقوق قانونی خود شوند.
در همین اثنا رجب طیب اردوغان در هفته گذشته قانون تدریس به زبان کوردی و تدریس اختیاری دروس کردی را به تصویب مجلس رساند، ولی این حرکت نیز گرچه بسیار مهم ولی ناکافی می باشد. گشایش کانال TRT 6 و تدریس زبان کردی در دانشگاه ها به صورت دروس اختیاری گرچه قدم های مهمی در راه تحقق حقوق شهروندی می باشند ولی تمامی این حقوق جزء زیربناهای تشکیل جمهوری مدرن ترکیه بوده که تا به اکنون فرصت اجرائی نداشته اند. البته این قدم ها در جبهه مقابل هم تاثیراتی داشت به طوریکه لیلا زانا یکی از شناخته شده ترین ناسیونالیست های افراطی کرد نیز زبان ملایمی را طی روزهای اخیر برگزیده است. گرچه که به نظرم تدریس اختیاری دورس به زبان کردی نیز قابل قبول نمیباشد و جزء قدم های کوچک بشمار می آید باید قدم های بزرگی را برداریم.
زبان کوردی هم زبان ماست.
باید بی اعتمادی و بدبینی را به دور بیاندازیم. باید هر شخصی که خواهان تحصیل به زبان کردی می باشد به خواسته خود به صورت تمام و کمال برسد. تا زمانی که آموزش به زبان کردی مشکلی را برای آموزش به زبان ترکی نیاورد تدریس زبان کردی باید نه به صورت دروس اختیاری بلکه به صورت تمامی دورس در مدارس و دانشگاههای خصوصی تدریس گردد. دولت ترکیه باید زبان کردی را نیز جزء زبانهای ترکیه شمرده و به مانند زبان ترکی زیرساخت های حفظ و گسترش این زبان را نیز محیا سازد.
باید رفرم ها و اصلاحات در حوزه های به غیر از آموزش زبان کردی نیز به صورت عاجل شروع شود. برای مثال در مناطق مشخصی از جمله تابلوهای راهنمائی و رانندگی ، بعضی از فرودگاهها، ترمینال ها، برشورهای رسمی، اعلام اخطاری و.. از تابلو های دو یا سه زبانه (ترکی، انگلیسی و کردی ) بهره جست.
در محاکمه دستگاه قضائی باید حق انتخاب زبان بر عهده محکوم و متقاضی باشد، هیچ کس نباید با نگرش اینکه تو زبان ترکی می دانی نمی توانی از زبان کوردی برای مدافعه خود استفاده کنی بهره ببرد، بلکه باید حق انتخاب زبان محاکمه برای شخص محکوم محترم شمرده شود.
در بیمارستانهای مناطق خاص باید مترجمان زبان کردی فعالیت داشته باشند تا احتیاجات شهروندان کرد مرتفع شود. 
باید اسامی مناطق با طلب مردم منطقه قابل تغییر گردد. به طور خلاصه باید در شهرها زبان و هویت شهروندان کورد قابل لمس باشد.
در تمامی کتابخانه ها به خصوص کتاب خانه های ملی باید بخشی با عنوان نشریات کردی دایر گردد، باید دولت همانطور که از نشریات به زبان ترکی حمایت می کند همین حمایت از نشریات به زبان کوردی صورت گیرد.
لیست کارها و اعمالی که باید محقق شوند بسیار طولانی می باشد، اگر در صورتیکه ترک ها و کردها به مانند برادر هدفشان زندگی در یک جغرافیای مشترک باشد.
منبع ترجمه مقاله: روزنامه استار چاپ ترکیه ، به قلم سئدات لاچین ار      
طرز نگرش یک روزنامه نگار ترک ترکیه ای در روزنامه ملی و سراسری را با طرز نگرش تمامی گروههای سیاسی، فرهنگی، هنری و ... 100 سال گذشته ایران مقایسه کنید، کدام یک مروج ناسیونالیسم افراطی و کدام یک در جهت تحقق دمکراسی، حقوق بشر، آزادی های اجتماعی و فردی، حقوق شهروندی و ... می باشد؟ 
زبان ترکی و خلق ترک در ایران داری سابقه هزاران ساله تدریس، سلطنت، دولت مداری، زبان رسمی و .. می باشد ولی طی 88 ساله گذشته این حق از خلق ترک به اجبار دور نگه داشته شده است. مطئناً یکی از علل عمده عدم تحقق حقوق ترک ها و دیگر ائتنیک های غیرفارس ناشی از نوع نگرش بسیار متحجرانه و بیگانه نگر ائتنیک فارس یعنی ملت حاکم نشئت گرفته، اگر به مانند این متن که در روزنامه سراسری و ملی ترکیه منتشر گشته است در 88 سال گذشته تعداد اشخاص منتصب به ائتنیک فارس که از زبان ترکی زبانی که متکلمین آن حداقل 30-40% جمعیت کل ایران را تشکیل می دهند دفاع می کردند شاید امروز مسئله زبانی ترکان و دیگر ملل غیر فارس حل شده و صحبت از ورود و مشارکت در عرصه گسترش دمکراسی بود نه مبارزه با راسیسم فارس و پان ایرانیسم.    
آیا ملت ترک و ملل غیر فارس برای تحقق این آمال چاره ای به جز استقلال دارند؟ 
با پشتیبانی Blogger.
 
UrmiyeNews.Com - Batı Azerbaycan'ın Sesi
Tema: Bal Medya