‏نمایش پست‌ها با برچسب فارس. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب فارس. نمایش همه پست‌ها

اورمیه: کنسرت ترکی ممنوع ولی کنسرت فارسی با حمایت و تبلیغات دولتی آزاد

Kategori: , , , , , , , , , , , , Umud Urmulu - چهارشنبه, شهریور ۱۳, ۱۳۹۲ - 0 comments
اورمولو
مطمئنا شما نیز جزء اشخاصی بوده اید که هر از چندگاهی که در خیابانهای شهر اورمیه قدم می زنید چشمتان به بیلبوردهای تبلیغاتی افتاده است، نکته ای که برای شخصم در این بیلبوردهای تبلیغاتی قابل تامل بوده وجود تبلیغات وسیع برای برگزاری کنسرت خواننده گان فارس زبان در اورمیه می باشد. برای مثال طی ماههای گذشته چندین خواننده فارس زبان با حمایت تبلیغاتی  و مادی وسیع دولت ایران دهها کنسرت در شهر اورمیه برگزار کرده اند.
نگرش دولت جمهوری اسلامی ایران طی 34 سال گذشته به هنر موسیقی بر کسی پوشیده نیست ولی تعدد برگزاری کنسرت های خواننده گان فارس زبان در اورمیه تطابقی با نوع نگرش دولت ایران نداشته و بلکه متضاد آن می باشد. برگزاری کنسرت های خواننده گان فارس زبان در شهر اورمیه با حمایت های وسیع مدیای دولت ایران و با نام های مختلفی هم چون برگزاری کنسرتهای عام المنفعه، برای حمایت از کودکان سرطانی و...  برای عدم ایجاد حساسیت ها در جامعه ترک برگزار می گردد. طبیعتا بهره گیری از هنر موسیقی برای کارهای عام المنفعه رسم مرسومی در جهان معاصر می باشد ولی نکته قابل تامل در اینجا نوع برخورد دوگانه دولت ایران با کنسرت های ترکی و فارسی می باشد. اورمیه شهری ترک نشین به مانند دیگر جغرافیاهای کره زمین با اقلیتی از دیگر گروههای ائتنیکی ، زبانی و دینی می باشد که فرهنگ مردمان غالب این شهر نیز فرهنگ و هنر ترکی هست و برگزاری کنسرت های خواننده گان فارس زبان در عین ممنوعیت و سنگ اندزای نسبت به برگزاری کنسرت های ترکی کوچکترین تطابقی با نیازها و خواسته های این شهر ترکنشین ندارد و تماما متضاد آن می باشد. گوئی هدف دولت ایران از ترویج موسیقی فارسی در شهر اورمیه نه حمایت از کارهای عام المنفعه بلکه ترویج فرهنگ و زبان فارسی اینبار تحت لوای موسیقی فارسی می باشد. 
در دسامبر 2009 که علم الدین ابراهیم اوف هنرمند 11 ساله از آزربایجان شمالی برای برگزاری کنسرت موسیقی مقامی به شهر اورمیه سفر کرده بود وزارت ارشاد وقت با سنگ اندازی های مختلف سعی در عدم برگزاری کنسرت ترکی نموده بود و تا آخرین دقایق برگزاری کنسرت یادم هست که وزارت ارشاد اجازه برگزاری کنسرت موغام را نمی داد و پس از ساعتها مباحثه و وساطت در وضعیت بسیار بدی که لایق موسیقی ترکی نبود سالن 2000 نفری خانه جوان اورمیه برای کنسرت فراهم گردید، در حالیکه به علت عدم گنجایش سالن هزاران نفر در بیرون از درب های سالن قادر به ورود به سالن نگشتند. نکته قابل تامل دوم درباره برگزاری کنسرت موغام علم الدین ابراهیم اوف در اورمیه از زبان دوستم که علم الدین ابراهیم اوف را به اورمیه دعوت نموده بود شندیم وی چرائی مخالفت اداره وزارت ارشاد وقت را دقیقا چنین توضیح داد:
"اداره وزارت ارشاد اورمیه برای برگزاری کنسرت ترکی در شهر شرطی مبتنی بر برگزاری کنسرتی مشابه از سوی خواننده گان فارس زبان در باکو را خواستار بود."
وزارت ارشاد به دوستم دقیقا لغت برگزاری کنسرت خواننده فارس زبان در باکو را بکار برده بود، پس از شنیدن این جمله به سیاست های کلان و خرد دولت ایران در مواجه با انسان ترک، زبان ترکی، هنر ترکی، موسیقی ترکی، ادبیات ترکی و ... پی بردم.

جریمه توئیت نژادپرستانه 71.000 دلار

Kategori: , , , , , , , , , , , Umud Urmulu - شنبه, مرداد ۲۸, ۱۳۹۱ - 0 comments
فدراسیون فوتبال انگلیس برای ری توئیت کردن یک جمله نژادپرستانه توسط ریو فردیناند (Rio Ferdinand) بازیکن تیم منچستر یونایتد او را به پرداخت جریمه ای بالغ بر 71.000 دلار محکوم کرد.
ری توئیت نژادپرستانه ریو فردیناند در مورد اشلی کول (Ashley Cole) بازیکن سیاه پوست تیم چلسی بوده و وی را مورد خطاب قرار داده است.
علت این بحث بین دو بازیکن مرتبط با بازی سال پیش لیگ برتر انگلیس و حرکت نژادپرستانه جان تری کایپتان تیم چلسی نسبت به برادر ریو فردیناند با نام آنتون بوده است. 
در اثنای محاکمه جان تری، اشلی کول بر علیه وی در دادگاه حاضر شد و شهادت داد، و برادر خود را بری از هر گونه مسائل حاشیه ای معرفی کرد.
کلمه ای که ریوفردیناند برای آن محکوم به پرداخت 71.000 دلار شده است کلمه ای انلگیسی “choc ice” یا Frigo می باشد که از جمله کلمات آرگو بوده و به معنای ظاهری سیاه پوست و داخلی سفید پوست می باشد.
توئیتر (twitter) یک شبکه اجتماعی هست که در 140 کارکتر می توان مطلبی را ارسال کرد.
منبع ترجمه مقاله: خبرگزاری حزب سبزهای ترکیه به نقل از خبرگذاری Associated Press
http://tinyurl.com/bufjgth
وضعیت اینترنت ایران در مسائل نژادپرستانه به چه نحوی میباشد؟
برای مثال ما با جستجوی دو کلمه "جوک ترکی" به نتایجی بالغ بر 1.070.000 می رسیم، که بی شک در نوع خود در دنیا رکوردی محسوب می شود. اکثر این جوک های به اصطلاح ترکی هویت و زبان مردم ترک را نشانه گرفته اند و به معنای واقعی برای تحقیر، کتمان، سرکوب و .. مردم ترک بکار می روند. متاسفانه در ایران هیچ مرجعی نیز به این مسائل نژادپرستانه رسیدگی نمی کند.

اگر در آزربایجان زلزله نمی شد ...

Kategori: , , , , , , , , , , , , , , Umud Urmulu - پنجشنبه, مرداد ۲۶, ۱۳۹۱ - 0 comments
دو زلزله مهیبی که در تاریخ 2012/11/04 شهرهای تبریز، اهر، ورزقان، هریس و ... آزربایجان را لرزاند و سبب کشته شدن بیش از 1000 و زخمی شدن نزدیک به 6000 انسان شد سبب تغییر نگرش ظاهری و گذرا به ملت ترک و آزربایجان در میان خلق فارس و گروههای سیاسی مرکزگرا که اغلب نام سراسری را به یدک می کشند شد.
بعضی از گروههای منتصب به خلق فارس همچون حرکت اعتراضی "جنبش سبز" سعی در جهت دهی امور و استفاده تبلیغاتی از زلزله برای پیشبرد اهداف خود نمود، بعضی از گروههای سیاسی پان ایرانیست و سلطنت طلب نیز با استفاده از فضای احساساتی بوجود آمده سعی در موج سواری نمودند. در کنار این گروههای مرکزگرا گروهی شناخته شده نیز با افکار به شدت نژادپرستانه و متحجرآمیز به مانند همشیه از ابزار زلزله و کشته شدگان نیز برای سرکوب ملت ترک و آزربایجان استفاده نمودند، در بسیاری از شبکه های اجتماعی به مانند فیسبوک، توئیتر، فرندفید، گوگل پلاس و .. سخنانی با مضمون زیر در همان ساعات اولیه زلزله آزربایجان و بعدها منتشر شد:
با کشته شدن چند ترک مگر چه می شود؟
******
شاید این مجازاتی ست برای خیانت آذربایجان در خرداد 88 / ما خیانت پان ترکان را فراموش نکرده ایم ولی به کمک هم وطنانمان خواهیم رفت..
******
میگم ها سال 88 رو یادتان هست؟
جوانان ما کتک خوردن .. باتوم خوردن ... کشته شدن...
اما صدائی از این ترکها بلند نشد...
حالا زمین و طبیعیت اینگونه پاسخ خیانت این انیرانیها رو داد..
حالا ما چرا باید بریم کمک؟
*****  
امید وارم پان ترکها اندکی بوئی از انسانیت ببرن... برخی ها میگن زمین لرزه ساختگی بوده و اما اینها همشان ترک اند... خامنه ای ، احمدی نژاد، موسوی ...
دولت آران (آذرابادگان دروغین) و ترکیه گوش به زنگ هستن تا اینا یه حرکتی بیان ..
انوقت مگه ساکت میشن...
و ..
همانطور که دیده میشود بیشتر این گروههای نژادپرست از گروههای مننتسب به حرکت اعتراضی مردم فارس (جنبش سبز) و سلطنت طلبان و دیگر گروها می باشند، در مورد عمل زشت نژادپرستانه این گروهها که نمونه های فوق در این نوشته به صورت مختصر ذکر شد لزومی به نوشتن مقاله نبوده و هر شخصی که دارای ذره ای نگرش انسان مدارانه باشد باید چنین مسائل راسیستی را به شدت محکوم کند، ما نیز این حرکت نژادپرستانه را محکوم می کنیم. سخن مقاله فوق پرداختن به این گونه نژادپرستی های آشکار که ملت ترک و دیگر ملل غیرفارس سالهاست با آنها دست به گریبان اند نمی باشد، بلکه همانطور که تیتر نوشته هم تداعی می کند سخنم در مورد اگر در آزربایجان زلزله نمی شد ... هست. 
پس از زلزله آزربایجان جنوبی بسیاری از همسایگان فارس زبان و غیرفارس زبان نیز به ضرورتهای انسانی و کمک به هم نوع فارغ از هویت! و زبان! دست یاری به سمت زلزله زدگان آزربایجان جنوبی برده و کمک های شایانی را به زلزله زده گان آزربایجان نمودند که مطمئناً قابل تقدیر می باشد، باید دست مریزاد گفت ولی باید پرسید اگر زلزله آزربایجان نمی شد همین فارس زبانان، گروههای سیاسی مرکز گرا، گروه اعتراضی مردم فارس زبان (حرکت سبز) و ... نمی باید صدای ملت ترک و آزربایجان می بودند و صدایشان را می شنیدند؟
مطمئناً پاسخ به سوال فوق منفی می باشد، بلکه نه تنها صدای آزربایجان و ملت ترک نمی شدند بلکه سعی در خفه کردن صدایشان در گلو نیز با انواع ابزارها می نمودند، چون تمامی این گروهها فارغ از نام و نگرش سیاسی که به یدک میشکند در یک مورد دید مشترک با حکام ایران داشته و دارند و آنهم کتمان هویت و حقوق پایمال شده میلیونها ترک، عرب، بلوچ، لر، کرد و ... دیگر ملل غیرفارس.
دلیل این پاسخم را نیز به تمامی مسائل مرتبط با ملل غیر فارس و در اینجا ملت ترک و آزربایجان شرح می دهم. پس از ساقط شدن سلسله ترک و آزربایجانی قاجار و به روی کار آمدن دولت ایران بر پایه ایدئولوژی بر اساس داشته های مردم فارس زبان که تا به امروز نیز هر چند دارای تغیرات ظاهری در نام و مسائل فرعی شده ولی بدون کوچکترین تغییر نگرشی ادامه دار بوده است. حکومت پهلوی پدر و پسر بی شک با سخت نظریه های نژادپرستانه ای به مانند آذری، کشتار مردم و ارتش پس از اشغال آزربایجان در سال 1235، ممنوع ساختن زبان ترکی، سیاست فارسی سازی، آسیمیلاسیون زبانی و فرهنگی و ... ضربه مهلکی را بر تن ناتوان آزربایجان و خلق ترک وارد ساخت و برای به خاک سیاه نشاندن و مستعمرگی داخلی همیشگی آزربایجان اساسی ترین قدم ها در این دو حکومت برداشته شد. همین سیاستها در دوره جمهوری اسلامی نیز دقیقاً با ظاهری آراسته با اسلام عرضه شد و برای مثال هم اکنون نیز زبان مادریمان ترکی تنها در خانه هایمان قابل تکلم میباشد و ... طی این سالها کوچکترین قدمی در راه تحقق حقوق پایمال شده ملت ترک برداشته نشد، بلکه بعضی از قدمهای تاریخ مصرف گذشته نیز تنها از جبر مسائل منطقه ای و جهانی نشئت گرفت. طی این 33 سال انواع گروههای دوم خردادی، اصلاح طلب، اصول گرا، پیرو خط امام و رهبری و ... هر یک از گروههای مذکور یا خود در حکومت بوده و یا جزئی از اقتدار سیاسی وقت بوده اند. تاکنون کدام یک از گروههای سیاسی به ظاهر سراسری کوچکترین سخنی در مورد حقوق پایمال شده ملت ترک و آزربایجان ابراز نموده است؟ تاکنون کدام یک از گروههای مذکور در مورد علت عدم ممنوع بودن زبان ترکی و آموزش اجباری زبان فارس بر میلیونها ترک سخنی به میان آورده است؟ تاکنون کدام یک از این گروهها در مورد پایمال کردن حقوق زبانی، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی، مدنی، قضائی، ملی، شهروندی، تاریخی، انسانی، محیط زیستی و ... ملت ترک و آزربایجان مطلبی ابراز کرده اند؟ مطمئناً هیچ کدام چون این گروهها همانطور که در بالا نیز ذکر شد در یک مورد دید تماماً موازی با سیستم اقتداری دارند. 
حال روی سخنم با مردم فارس زبان می باشد، دستتان درد نکند که پس از ویرانی آزربایجانی که خود شما سالها تیشه بر ریشه اش زدید امروز پس از کشته شدن هزاران انسان دوباره یادی از این فرزند ناتنی خود کردید، ولی باور کنید سرمایه های ناشی از معدن مس سرنگون ورزقان که تامین کننده 40% مس ایران هست در همان شیراز، اصفهان، یزد، سمنان، تهران، مشهد و ... سرمایه گذاری شده و دیگر شهرهای آزربایجان جنوبی تنها با قطره چکان اقتصادی امورات خود را می گذارنند. مردم فارس نیز خود طی 88 ساله گذشته در راه سیاستهای دولت ایدئولوژیک فارس تماماً نقشی اساسی را ایفا کرده اند، طی این سالها کدام یک از نویسندگان، شعرا، اندیشمندان، روشنفکران، سینماگران، روزنامه نگاران ،سیاست مداران و ... کوچکترین سخنی در مورد ظلمی که بر ملت ترک روا داشته میشد لب گشودند؟ کدام یک طی این سالها از ممنوع بودن زبان ترکی مطلبی نوشت؟ کدام یک از علل عقب ماندگی اقتصادی و فقر مناطق ترک نشین و آزربایجان قلم زد؟ کدام یک از علل فجایع زیست محیطی منطقه که ناشی از عدم مدیریت و نگاه امنیتی و سیاست زمین سوخته بود سخنی گفت؟ ... .از همین حادثه خرداد 85 آزربایجان مثالی ذکر کنم، فکر نکنم حافظه تاریخی مان معیوب باشد، گرچه که به مدد علم نیز امروزه می توان در صورت معیوب بودن بخشی از حافظه نیز از طریق همین اینترنت آرشیو بسیاری از سایتهائی مثل بی بی سی، رادیو فردا، صدای آمریکا، سایتهای همین اصلاح طلبان که امروزه صدای دمکراسیشان گوش فلک را کر میکند و به ظاهر تحت لوای جنبش اعتراضی مردم فارس (جنبش سبز) صدای ملت ترک و آزربایجان شده اند را در همان خرداد 85 جستجو کرده و یافت، مگر ما فراموش کرده ایم که همگی در قتل عام خلق ترک در آن زمان نقش  داشتید، مگر همین بی بی سی ، رادیو فردا، صدای آمریکا و .. که جزء بانیان راسیسم فارس و پان ایرانیسم اند نوع برخوردشان در آن زمان در کنار سیستم اقتدار وقت نبود که همگی انسانهائی را که به جهت توهین نژادپرستانه به خیابانها ریخته بودند را جیره بگیر علیف، ترکیه ، سازمان های اطلاعاتی و ... معرفی می کرند، مگر همان تلویزیون های خارج نشین لس آنجلسی در همان روزها نمی فرمودند که اگر خلق ترک و آزربایجان به فکر ماه و هلال بیافتد فارغ از نوع سیستم حکومتی تا پایان در کنارش خواهند بود... نوع رفتار همین بی بی سی فارسی، صدای آمریکا، رادیو فردا، سایتها و مدیای جنبش به اصطلاح سبز و اصلاح طلبی در مورد زندانیان سیاسی ترک و ازربایجانی را فراموش کرده ایم، مگر آن جوانان دختر و پسر رعنای ترک در نظر اینان تجزیه طلب و پان ترک معرفی نمی گردد؟ مسائل خرداد 85 به کنار، تنها از سالگرد حادثه خرداد 85 برای آزربایجان و خلق ترک نیز 2 ماه می گذرد، چرا هیچ یک از مدیاها (بی بی سی، صدای آمریکا، رادیو فردا و..)، همین گروهای اصلاح طلب، جنبش خلق فارس (جنبش سبز) و ... در آن زمان هیچ سخنی از ظلمی که بر حق ملت ترک از سوی سیستم حاکم ایران روا داشته شد اشاره نداشته که هیچ حتی تنها یه سطر نیز در این مورد مطلب ننگاشتند. یا چرا در روز جهانی زبان مادری (هر ساله 2 اسفند) بیانیه ای در مورد عدم آموزش زبانهای ترک، عربی، لری، بلوچی، کردی و ... در سیستم آموزشی ایران و آموزش اجباری زبان فارسی که به اجبار و تحمیل به میلیونها ترک، عرب، بلوچ، لر، کرد و ... روا داشته میشود سخنی نگفته اید؟       
در ترکی مثلی هست که می گوید: اه یری اوتوروب دوز دانیشاق (کج نشسته و درست و رو راست باشیم). 
دوباره می پرسم اگر در آزربایجان زلزله نمی شد... یا بهتر هست بگویم پس از زلزه نیز همان رفتار عادت کرده خلق ترک را از مردم فارس، مدیای ها نام برده شده، گروههای سیاسی مرکز گرا و گروهای منتصب به جنبش خلق فارس (جنبش سبز) و ... را شاهد خوایم بود؟ برای مثال نظر خلق فارس و گروههای سیاسی فارس از هر طیف و جناحی که باشند در مورد حق تعیین سرنوشت ملت ترک چیست؟ در مورد رسمی و سراسری شدن زبان ترکی چطور؟ یا در مورد تقسیم قدرت و وجود مجلسی در تبریز با حق وتو؟ در مورد تقسیم منابع اقتصادی به چه نحوی میباشد؟ در مورد اعاده اراضی تاریخی و ائتنیکی ترک و ازربایجان چطور؟ و بسیاری از سوالهای دیگر که ذهنم را می آزارد...
آیا خلق فارس زبان ، مدیای فارس، گروهای سیاسی مرکز گرای فارس حاضر اند برای ملت ترک و آزربایجان هزینه دهند؟ آیا حاضرید در یک روز مشخص صدای دریاچه اورمیه باشید و در خیابانهای تجمعاتی داشته باشید؟ یا حاضرید برای تحقق رسمی شدن زبان ترکی روزی را در کنار هم به اعتصاب سراسری بگذرانیم؟ برای آزادی زندانیان سیاسی ترک و ازربایجانی چطور؟ برای رفع نوع نگاه استعماری به مناطق ترک نشین و آزربایجان چطور؟ ...
مطمئناً جوابتان خیر می باشد، پس چرا ملت ترک و آزربایجان باید برای منافع خلق فارس و دولت ایدئولوژیک فارس هزینه دهد؟ مگر ستارخانها، خیابانی ها، شاه اسماعیل صفوی ها، باکریها، امینی ها و ... کم هزینه برای خلق فارس زبان و دولت ایدئولوژیک فارس دادند؟ جواب این همه هزینه برای خلق ترک و ازربایجان به غیر از ناتوانی و درماندگی بیشتر چه شد؟ باور کنید ملت ترک از گذشته درس لازم را آموخته و تنها برای منافع ملی خود اگر لزومی باشد به پرداخت هزینه می باشد.   
مبارزه خلق فارس زبان برای بدست آوردن حقوقی به مانند افزایش استانداردهای دمکراسی، حقوق زنان، آزادی های فردی و اجتماعی، آزادی مطبوعات و ... می باشد ولی مبارزه ملت ترک برای احقاق حقوق پایمال شده ای به مانند رسمی شدن زبان ترکی، کنترل و اداره مناطق ترک نشین و آزربایجان، مبارزه برای وجود اثبات هویت و زبان ترکی در ایران، مبارزه با سیاست های آسیمیلاسیون زبانی – فرهنگی، مبارزه با راسیسم فارس و پان ایرانیسم و ... و در سطحی بالاتر مبارزه برای دمکراسی... همانطور که دیده میشود مبارزه ما نیز برای اهداف متفاوتی می باشد. 
مسائل زلزله پس از چند روز، هفته و ماه به فرمواشی سپرده خواهد شد ولی هیچ یک از دردها، خواسته های به حق و بی پاسخ ما به هیچ وجه قابل فراموشی نیستند. به نظرم زلزله آزربایجان فرصتی را برای خلق فارس ، مدیای فارس و گروهای سیاسی فارس فراهم ساخت تا ذره ای هم که شده خود را از عذاب وجدان سکوت و ظلمی که بر حق ملت ترک روا داشته اند رهایی یابند.
گروه های سیاسی مرکز گرا و فارس و مدیای فارسی بی شک اوضاع خاورمیانه را در نظر دارند و آنالیزهائی را نیز برای فردای ایران ترتیب می دهند، امروز اتفاقاتی که در سوریه شاهدیم شاید فردا در ایران اتفاق بیافتد و شاید کمک به زلزله زدگان آزربایجان فرصتی را برای غلبه بر ترس هر آنچه که در سوریه اتفاق افتاده تکرارش را درایران شاهد نباشیم صورت گرفته باشد. ولی باور کنید دنیا در حال تغییر نگرش هست و شما نیز مجبورید از قابل کوچکی که برای خود ساخته اید رهایی یابید، بی شک فردای این منطقه آنطوری نخواهد بود که از اکنون برای آن در بیرون و هر جائی با پولهای میلیاردی دول خارجی پی ریزی می گردد، بلکه آینده این منطقه را خلق های تحت ستم و ظلم شکل دهی خواهند کرد، انقلابهای عربی مصدقا بارز این ادعا هستند، برای فردای ایران نیز ملت ترک و دیگر ملل تحت ستم غیرفارس نقشی اساسی و تعیین کننده خواهند داشد.

رادیو فردا و داستان تکراری نام دریای خزر

Kategori: , , , , , , , , , , , , Umud Urmulu - دوشنبه, خرداد ۱۶, ۱۳۹۰ - 0 comments
یک خبر با دو تیتر و دو نام برای دریای خزر؛ یعنی خزر و مازندارن در متن خبر رادیو فردا درج شده است. این یک تاریخ سازی جعلی است. نام جعلی دریای مازندران به جای نام اصلی دریای خزر از زمان پهلوی ها در ایران آغاز شد و اینک در اینجا و آنجا و حتی در رادیوهای بین المللی موزیانه کنار هم درج می شود. فکرش را بکنید، بعد از سالهای نسبتا طولانی این خبرها را به مثابه منبع تاریخی استفاده خواهند کرد و عنوان خواهند کرد که نام اصلی دریای خزر، همان مازندران بوده است! کاری که امروز با خلیج عرب انجام میدهند و آن را خلیج فارس میخوانند و جا میاندازند. اگر دقت کنید با وجود اینکه امریکا رسما استفاده از نام خلیج فارس را کنار گذاشته است، اما گویندگان رادیو فردا حتی در ترجمه های تقلبی خود از خبرها نام خلیج فارس را به کرات و بدون ریشه آن در اصل متن تکرار میکنند.
این است شگرد تاریخ سازی جعلی در ایرانی که قربانی استبداد و ناسیونالیسم افراطی فارسی است
منبع: لینکهای زیر را نگاه کنید
 http://www.radiofarda.com/archive/news/latest/143/143.html?id=24215881
http://www.radiofarda.com/content/f10_13_people_drowned_in_khazar_sea_and_more_than_450_were_survived/24215921.html
امیر رسولی:
رادیو فردا از شورایی به اسم کشورهای شورای همکاری کشورهای خلیج فارس نام می برد که وجود خارجی ندارد. اسم اصلی این شورا، "مجلس التعاون لدول الخليج العربية" می باشد که ترجمه فارسی آن "شورای همکاری کشورهای عرب خلیج" و "شورای همکاری کشورهای خلیج عربی است". تحریف اسم رسمی یک شورای بین المللی نقض آشکار اصول حرفه ای روزنامه نگاری است
منبع نوشته: فیسبوک آقای یونس شاملو
 شما در نظر بگیرید آیا گردانندگان همین رادیو فردا تاب نوشتن خلیج عربی را حتی در داخل پرانتز می توانند داشته باشند؟ یا خلیج رعبی ارجحتر از نام ترکی خزرو هزاران نام ملی ترکی می باشد؟

نقدی بر شعار تیم ملی ایران در جام ملتهای آسیا

Kategori: , , , , , , , , , , , , Umud Urmulu - پنجشنبه, دی ۰۹, ۱۳۸۹ - 0 comments
شعار ترکان ازبک در جام ملتهای آسیا به زبان ترکی گوج بیرلیکده دیر (قدرت در اتحاد هست) مقایسه کنید با شعار تیم ملی ایران! که لقب شاهزاده های پارسی را به یدک می کشد
حال کدام شعار راسیستی و کدام انسانی و در جهت اعتلای انسانیت می باشد؟ 
کدام شعار از ندیدن خلقها ساکن یک منطقه جغرافیایی می آیو و کدام شعار از برابری سخن می گوید؟
کدام شعار همه  را به یک رنگ می بیند و کدام شعار به تفاوت رنگها ارزش قائل شده و همدلی را بهتر از هم رنگ بودن می داند؟ 
و ...
جواب به این سوالات و سوالات بیشمار دیگر را بر عهده اذهان آزاد اندیش می سپارم
در بین مرور خبرها سایت گل مقاله جالبی نوشته که در اینجا دوباره این مقاله خوب را منتشر می کنم:
تب جام ملتهای آسیا آرام آرام در حال بالا گرفتن است، تیمها آخرین بازیهای تدارکاتی خود را انجام می دهند و برای تماشای بازی افتتاحیه در هفتم ژانویه بین قطر و ازبکستان آماده می شوند. در هیمن راستا سه شنبه صبح اتوبوس های 16 تیم شرکت کننده در این بازیها در حالی که طرحی از پرچم آن کشور و شعار تیم را بر روی خود منقش داشت پرده برداری شدند.
این اتوبوسها که ظرفیت حمل 45 سرنشین را دارند برای منتقل کردن بازیکنان و کادر فنی از هتل به زمین مسابقه و جلسات تمرینی مورد استفاده قرار خواهند گرفت. آلکس سوسای دبیر کل کنفدراسیون آسیا در این مورد گفت "این اولین بار است که پرچم هر کشوربرای طراحی اتوبوسها و شعار هر تیم در جام ملتهای آسیا مورد استفاده قرار می گیرند و من مطمئن هستم که بازیکنان برای دیدن این طرح خلاقانه لحظه شماری می کنند".
شعارهای تیمهای مختلف با الهام گرفتن از ایده های متنوعی طرح شده اند، مثلا استرالیا و ژاپن شعارهای "مثل تندر آمده ایم" و "سامورایی آبی بر بام آسیا" را که نشان از میل به پیروزی تیمشان را نشان می دهد برای خود برگزیده اند، چین شعار" اژدهای خیزان" را با الهام از سمبلهای محلی و عربستان لقب این تیم "شاهینهای سبز" را به عنوان شعار انتخاب کرده اند.
در این میان شعار "شاهزاده های پارسی" که برای تیم ایران انتخاب شده است از دو جهت تامل برانگیز به نظر می آید.
 اول اینکه بنا به اظهارات مقامات AFC این شعارها باید از طرف هواداران تیمها انتخاب می شدند که احتمالا فدراسیون فوتبال ایران در این مورد از هواداران تیم ملی نظرخواهی نکرده است گرچه از چند ماه پیش سایت ای اف سی از علاقه مندان فوتبال همه کشورها دعوت به اعلان نظر کرده بود
نکته دوم به انتخاب لقب پارسی برای تیم ملی ایران باز می گردد، لقبی که با لحاظ نمودن ایران به عنوان کشوری چند قومیتی (ملی – اگر دیگر ملل غیر فارس قوم باشند شکی نیست که خلق فارس نیز قوم می باشد) چندان بیانگر اقوام مختلف به عنوان شهروندان ایرانی و طرفداران تیم ملی ایران نیست. به نظر می رسد انتخاب القاب این چنینی می تواند موجب ایجاد حساسیتهای بیجا در مورد تیمی شود که تمام ایرانیان به آن افتخار می کنند و شاید استفاده از لقب ایرانی به جای پارسی می توانست بهتر از شعار کنونی، تیمی را توصیف کند که هواداران بیشماری از سراسر ایران که لزوما فارس نیستند انتظار بردش را دارند.
منبع خبر سایت گل: http://tinyurl.com/2vxtzfg
با پشتیبانی Blogger.
 
UrmiyeNews.Com - Batı Azerbaycan'ın Sesi
Tema: Bal Medya