‏نمایش پست‌ها با برچسب عثمانی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب عثمانی. نمایش همه پست‌ها

تركی چرا و چگونه آزربایجانی شد؟

Kategori: , , , , , , , , , , , , Umud Urmulu - چهارشنبه, تیر ۲۶, ۱۳۹۲ - 0 comments
مئهران باهارلی
در رسپوبلیكای آزربایجان، چه كسانی و چرا نام ملت ترك را با آزربایجانی (آزربایجانلی) و نام زبان تركی را به آزربایجانی- زبان آزربایجان (آزربایجانجا) عوض كردند؟ 
زبان ملت ترك در كل جغرافیای آزربایجان، در سراسر ایران، آسیای صغیر و قفقاز، در طول تاریخ و همیشه تركی نام داشته است. امروز نیز در ایران و آسیای صغیر ملت ما خود را ترك و زبانش را تركی می نامد. اما وضعیت در شمال ارس به گونه ای دیگر است. در شمال ارس در دویست سال گذشته روند تغییر نام ملی-اتنیك خلق ترك از ترك به آزربایجانی و به موازات آن روند تغییر نام زبانش از تركی به ترتیب به تركی، زبان ترك، زبان آزربایجان و آزربایجانی متحقق شده است.
نخستین تغییر دهندگان: روسیه تزاری استعمارگر و مولفین ترك عاری از شعور ملی
در سالهای ١٨١٥-١٨٢٨ شمال ارس طبق معاهده های تركمنچای و گلستان به قلمرو روسیه تزاری الحاق شد. در سالهای ١٨٢٨-١٨٢٩ جنگهای روسیه و عثمانی آغاز گردید.
در سال ١٨٢٨ امپراتور تزار نیكلای اول، با فرمانی نام اتنیكی ترك در جنوب قفقاز را با نامهای تاتار و تاتارهای قفقاز عوض نمود. زبان تركی نیز زبان تاتار و زبان تاتارهای قفقاز نامیده شد.
تغییر نام ملت ترك و زبان تركی توسط امپراتوری روسیه، یك تدبیر نیك اندیشیده شده استعماری بود.
هدف روسیه با جعل یك هویت اتنیكی جدید برای تركهای ساكن در قفقاز جنوبی، در واقع بی هویت ساختن و بی ریشه ساختن وی بود. اما هدف غائی، جدا كردن توده ترك ساكن در قفقاز از تركهای ساكن ایران در جنوب و تركهای ساكن آناتولی در غرب و هویت ملی آنها بود. با این تدبیر قرار بود كه آرزو و آرمان توده ترك ساكن در قفقاز جنوبی برای اتحاد و ادغام شدن با ایران قاجاری و آناتولی عثمانی ریشه كن شود و بدین ترتیب سلطه روسیه بر شمال ارس ماندگار و حتی ابدی گردد. زیرا حاكمان روسیه حس می كردند تا زمانیكه در شمال ارس، در جنوب ارس و در شرق آناتولی، یك توده ترك با هویت و خصلتها و نام اتنیكی ملی یكسان اما تقسیم شده وجود داشته باشد، این پاره های تقسیم شده همیشه می توانند تحت حمایت دولتهای قاجاری و عثمانی متمایل به اتحاد و الحاق به  یكدیگر شوند. اما اتحاد تاتارهای قفقازی به تازگی آفریده شده در شمال ارس با ترك جنوب ارس و آناتولی، به سبب آنكه گروههائی با هویت ملی و نام ملی جداگانه اند، غیرممكن بود.  
پس از آنكه روسیه در راستای سیاستهای استعماری خود، نام توده ترك و نام زبان تركی را تغییر داد، بسیاری از مولفین و نویسندگان و شعرای ترك قفقاز جنوبی، به این سیاستهای بدخواهانه گردن نهادند. حتی بسیاری از آنها از وجود چنین سیاست استعماری بی خبر ماندند. آنها در نتیجه نبود شعور ملی، این نام و هویت جعلی را پذیرفتند و داوطلبانه به استفاده از اصطلاحاتی بی پایه چون زبان تاتاری ترك و زبان تاتاری آزربایجان به جای تركی آغازكردند. این وضعیت تا سال ١٩١٨ ادامه یافت.
جمهوری خلق آزربایجان: نام زبان ما تركی است
در ٢٨ ماه مه سال ١٩١٨ در نتیجه سیاستهای آینده نگرانه امپراتوری عثمانی و مداخله مستقیم ارتش عثمانی، در جنوب قفقاز دولتی مستقل و ملی بنام جمهوری خلق آزربایجان تاسیس شد. حاكمیت جدید در مخالفت با سیاستهای استعماری روسیه تزاری، نام توده ترك ساكن در شمال ارس را دوباره و به درستی ترك و نام زبان وی را همانگونه كه قبلا بود تركی نامید.
در ٢٧ ژوئن ١٩١٨ هئیت وزرای جمهوری خلق آزربایجان، تركی را زبان دولتی اعلام نمود و مصوبه ای را در "قبول تركی به عنوان زبان دولت و مجاز شمردن كاربرد زبان روسی در موسسات حكومتی به طور موقت" قبول نمود. این مصوبه تاریخی به جهت تركی نامیدن زبان ما دارای اهمیت است. همچنین این مصوبه، نخستین سند رسمی قبول شده در تاریخ دولتمداری آزربایجان در باره زبان دولت است. 
نخستین سالهای بلشویك سازی: نام زبان ما زبان تركی است
در ٢٨ آوریل سال ١٩٢٠ در نتیجه تهاجمات نیروهای مسلح- ارتش سرخ روسیه و كمونیستهای محلی وابسته به آنها، جمهوری خلق آزربایجان سقوط كرد و به جای آن حكومتی وابسته به روسیه با نام جمهوری شورائی سوسیالیستی آزربایجان تاسیس شد. بسیاری از سركردگان دولت مستقل آزربایجان دستگیر و اعدام شدند.
پس از اشغال آزربایجان شمالی توسط بلشویكها و تحت سلطه شورویها درآمدن این سرزمین، نام توده ترك در اسناد رسمی برای مدتی همچنان به صورت ترك باقی ماند. اما نام زبان به جای تركی كه جمهوری خلق آزربایجان قبول كرده بود، به زبان ترك تغییر یافت. ترك نامیده شدن خلق ترك و زبان ترك نامیده شدن زبان او، تا سال ١٩٣٧ ادامه یافت.
كمیته انقلاب به رهبری نریمان نریمانف و شورای كمیسارهای خلق، عموما اقداماتی را كه حكومت جمهوری خلق آزربایجان در عرصه اجرائی نمودن مصوبات مربوط به زبان دولت آغاز كرده بود، ادامه دادند. آنها به بالا بردن و مستحكم نمودن موقعیت زبان ترك در دولت تلاش نمودند.
در ٨ ماه فوریه ١٩٢١ كمیته انقلاب آزربایجان، فرمانی درباره اجرائی كردن امر كاربرد زبانهای روس و ترك در اداره جات شوروی منتشر نمود. در این فرمان اعلام می شد كه پس از دوره آمادگی سه ماهه، می بایست در تمام اداره جات مركز و نواحی، امور به همراه زبان روس، به زبان تركی نیز انجام گیرند. در فرمان، همچنین تربیت كادرهای محلی برای خدمت در ادارات دولتی و نیز گذر تدریجی به انجام امور صرفا به زبان ترك پیش بینی شده بود.
در تاریخ ٢٧ ماه ژوئن ١٩٢٤ كمیته اجرائی آزربایجان، با صدور بخشنامه ای زبان ترك را زبان دولتی اعلام نمود.
دومین تغییر دهندگان: روسیه استالینیست و عمال ترك محلی شان
در ٥ دسامبر ١٩٣٦ قانون اساسی جدید اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی تحت رهبری استالین تصویب شد. متعاقب آن جمهوریهای متفق هر كدام قانون اساسی خود را تصویب نمودند.
طرح قانون اساسی جمهوری سوسیالیستی شوروی آزربایجان، در اواخر سال ١٩٣٦حاضر شد و سپس برای مذاكره به كنگره فوق العاده نهم شوراهای آزربایجان تقدیم گردید. در ماده بیستم این طرح، زبان دولت جمهوری سوسیالیستی شوروی آزربایجان، به صورت زبان ترك تعیین شده بود.
در كنگره نهم، همه نمایندگان و در صدر آنها م. ج. باقروف و دیگر شخصیتها كه سران آزربایجان را تشكیل می دادند، در فرمها در مقابل سوال ملیت، پاسخ ترك را داده بودند.
پس از آن، رهبران آزربایجان شوروی، برای شركت در كنگره فوق العاده هشتم اتحاد شوروی كه قرار بود قانون اساسی جدید شوروی را تایید كند به مسكو سفر كردند. این سفر، نقطه عطفی به لحاظ نامگذاری توده ترك و زبان تركی در شمال ارس است. زیرا پس از بازگشت سران آزربایجان شوروی از این سفر، نامهای ترك و زبان ترك از شوروی برچیده شدند.
در تاریخ ١٤ مارس ١٩٣٧ قانون اساسی جدید آزربایجان در كنگره فوق العاده نهم شوراهای این كشور تائید شد. در این قانون اساسی ماده ای كه زبان دولت را زبان ترك اعلام می نمود و قبل از سفر مسكو در طرح قانون اساسی حاضر شده وجود داشت، حذف گردیده بود. در تمام اسناد كنگره نیز، یك شبه نام اتنیك- ملی خلق ترك به آزربایجانی و نام زبان وی تركی به زبان آزربایجان تغییر یافت. در این كنگره برای نخستین بار در لیست هئیت وكلا، نام آزربایجانی به عنوان نام ائتنیك- ملی به جای نام ترك بكار رفت (آزربایجانیها: ٢٢٥ نفر).
تاریخ ١٤ مارس می بایست به عنوان تاریخ دومین تغییر نام خلق ترك و زبان تركی در شمال ارس شمرده شود. پس از این تاریخ در اتحاد شوروی در هیچ جا و هرگز ترك به عنوان نام اتنیك- ملی خلق ترك، و تركی و حتی اصطلاح زبان ترك بكار نرفتند. به جای آنها در همه جا اصطلاحات آزربایجانی و زبان آزربایجان بكار رفتند. پس از این تاریخ در شوروی، ترك صرفا به عنوان نام اتنیك- ملی تركان تركیه و نیز به جای نام خانواده زبانهای توركیك بكار رفت.
صادر نمودن جعلیات شوروی به جنوب ارس
تصفیه ترك و زبان تركی و ریشه كردن آنها از قفقاز جنوبی، در حقیقت انتقام روسیه از عثمانی- تركیه بود كه در سال ١٩١٨ در شمال ارس جمهوری خلق آزربایجان مستقل و در جنوب آن در همان دوره حاكمیت نیمه مستقل اتحاد به رهبری مجدالسلطنه افشار ارومی را تاسیس كرده بود.
اما آثار مخرب این سیاست شوروی در بی هویت سازی و بی ریشه سازی توده ترك، به شمال ارس محدود نماند و به جنوب آن نیز پخش شد. پس از مارس ١٩٣٧ و بویژه در سالهای جنگ جهانی دوم و در دوره حكومت ملی آزربایجان، آزربایجانی به عنوان نام یك هویت اتنیكی- ملی و اصطلاح زبان آزربایجان، توسط ارگانهای دولت روسیه و گروهها، احزاب، رسانه ها و اشخاص عمدتا چپ وابسته به او به ایران و آزربایجان جنوبی نیز وارد شد. چنانچه در فرمان دسامبر ١٩٤٥ به امضای س. ج. پیشه وری در باره زبان دولتی حكومت ملی آزربایجان، در راستای سیاستهای ضدتركی استالینیستی، به جای ترك نام آزربایجانی و به جان تركی اصطلاح زبان آزربایجان بكار می رود.
بدین ترتیب، هویت ملی خلق ترك ساكن در جنوب ارس و ایران، از دو سوی شرق و شمال مورد تهاجم قرار گرفت. دولتهای ایران و شوروی برای نابود نمودن نام و هویت اتنیك ملی خلق ما ترك و نام زبان وی تركی، به ترتیب با استفاده از آزری- زبان آزری و آزربایجانی- زبان آزربایجان متحد شده بودند. این سیاستهای مخرب باعث گسستن خلق ترك از هویت ملی و تاریخش گردیدند و با آفریدن هویت اتنیكی آزری- آزربایجانی بر اساس جغرافیا، خلق واحد ترك را كه در سراسر ایران پراكنده است، تجزیه نمودند.
مهمل آزربایجانی (آزربایجانجا)
سیاستهای ضد تركی كه از زمان استالین در شوروی آغاز شده بودند، تنها به تغییر نام اتنیكی خلق ترك و نام زبان وی تركی بسنده نكردند. بلكه آنها به تغییر خود زبان و آفریدن یك زبان ادبی جدید نیز متمایل گشتند. در این راستا، هزاران كلمه تركی موجود در زبان گفتاری مردم و یا موجود در متون كلاسیك تركی، مهر محاوره ای و یا آرخاییك خورده و از زبان ادبی طرد گردیدند. كلمات بیشماری از زبانهای روسی، عربی و فارسی در زبان ادبی جای داده شد. روند تولید كلمات تركی معادل مفاهیم مدرن متوقف گردید و به جای آن، با استفاده از بن و پسوندهای فارسی و عربی، كلماتی من درآوردی مانند آزاركش (طرفدار) ایجاد شد.
در سالهای آتی، تب ضد تركی، به خلق اصطلاحاتی غیرمنطقی مانند آزربایجانی (آزربایجانجا) منجر شد. اصطلاح من در آوردی زبان آزربایجانی، ایجادی غلط مانند اصطلاحات زبان روسیه ای (به جای روسی)، زبان تركیه ای (به جای تركی)،... است. در نگرش حزب كمونیست روسیه، نام ملت مذكور آزربایجانی (آزربایجانلی) بود. بنابراین حتی طبق این نامگذاری استعماری و نادرست، نام زبان می باید نه آزربایجانی (آزه ربایجانجا)، بلكه آزربایجانی ای (آزه ربایجانلیجا) می شد.
جبهه خلق آزربایجان: نام زبان ما زبان ترك است.
با فرو پاشیدن اتحاد جماهیر شوروی، رسپوبلیكای آزربایجان در تاریخ ١٨اكتبر ١٩٩١ استقلال خویش را باز یافت. بسیاری از ناظران گمان كردند كه پس از این خلق ترك و زبان تركی، دوباره نامهای طبیعی و واقعی خود را بدست خواهند آورد، شرایط مناسب و فضای مساعد برای كاربرد زبان تركی به صورت یك زبان دولتی واقعی ایجاد خواهد شد. اما رسپوبلیكای آزربایجان، بدون آمادگی غافلگیر شده بود. در آزربایجانی كه مدتهای مدید تحت استعمار روسیه زیسته بود و بخش مهمی از نخبگان آن به لحاظ ملی، بی هویت شده بودند، دستگاه دولتی دارای هیچ گونه استراتژی در عرصه زبان نبود. علاوه بر آن، نه دولت نه جامعه آزربایجان برای استفاده از زبان تركی به صورت یك زبان دولتی واقعی حاضر نبودند. بدین سبب كاربرد زبان روسی در امور دولتی ادامه یافت.
در ١٥ مه ١٩٩٢، جبهه خلق آزربایجان به اقتدار رسید. با حاكمیت جبهه خلق آزربایجان، دولت آزربایجان همانند دوره جمهوری خلق آزربایجان، متوجه زبان ملی خویش گشت. 
در ٢٢ دسامبر همان سال مجلس رسپوبلیكای آزربایجان، قانون زبان دولتی را قبول نمود. در ماده اول این قانون گفته می شد: "زبان دولت رسپوبلیكای آزربایجان، زبان ترك است. در همه ارگانهای رسپوبلیكای آزربایجان، امور به زبان ترك انجام میشوند. زبان ترك به عنوان زبان دولت رسپوبلیكا، در همه عرصه های حیات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، علمی و فرهنگی بكار می رود و وظیفه زبان رابط در اراضی رسپوبلیكای آزربایجان را به جای می آورد". قانون مذكور در تاریخ ٢٢ دسامبر از سوی رئیس جمهور رسپوبلیكای آزربایجان امضاء و در تاریخ ٢٨ دسامبر در مطبوعات منتشر شد.
مهمترین نوآوری قانون، نامیدن زبان تركی به صورت زبان ترك بود. جبهه خلق آزربایجان، هر چند موفق شد كه اصطلاح زبان آزربایجان را برچیند، اما نتوانست آن را زبان تركی بنامد. هرچند حتی اصطلاح زبان ترك نیز كه جبهه خلق آزربایجان آنرا احیاء كرده بود، از سوی بخش بی هویت شده مردم و بویژه بعضی از مقامات دولتی و روشنفكران مورد قبول قرار نگرفت. همچو روشنفكرانی كه سیاستهای استعماری حزب كمونیست روسیه و شوروی را پذیرفته و بی هویت شده بودند، همچنان به استفاده از اصطلاح من درآوردی زبان آزربایجان ادامه دادند.
سومین تغییر دهندگان: مقامات دولتی و روشنفكران بی هویت شده
در ماه ژوئن سال ١٩٩٣ به حاكمیت جبهه خلق آزربایجان پایان داده شد. در ١٥ همین ماه، حیدر علیف به ریاست شورای عالی رسپوبلیكای آزربایجان انتخاب شد. پس ازاین تاریخ، دوباره در مراكز رسمی كاربرد اصطلاح زبان آزربایجان كه توسط حزب كمونیست روسیه در دوره حاكمیت استالین ایجاد شده بود، آغاز شد.
در سال ١٩٩٥ هئیتی برای آماده نمودن طرح قانون اساسی رسپوبلیكای آزربایجان، به ریاست حیدر علیف رئیس جمهور این كشور تشكیل شد. در ماده ٢٣ طرحی كه این هئیت آماده نمود، همانند قانون اساسی آزربایجان شوروی، زبان دولتی، زبان آزربایجان نامیده می شد.
در اواخر ماه اكتبر، از میان ١٧٠٠ پیشنهادی كه به هئیت رسیده بود، تنها ١٨ عدد از آنها زبان دولت را زبان ترك می نامیدند. در  ٥ ماه نوامبر، این اعداد به ترتیب نزدیك به ٣٠٠٠ و ٢٣ شدند.  با توصیه حیدر علیف، ماده ٢٣ به مذاكره گذاشته شد. اولین مباحثه در تاریخ ٣١اكتبر با شركت روشنفكران رسپوبلیكای آزربایجان در آكادمی علوم رسپوبلیكا برگزار شد. متعاقب آن در ٢ نوامبر، حیدر علیف اجلاسی دیگر با شماری از روشنفكران و نمایندگان احزاب سیاسی برگزار نمود.
در ١٢ نوامبر ١٩٩٥ قانون اساسی رسپوبلیكای آزربایجان با رفرندام پذیرفته شد. در ماده ٢١ قانون اساسی پذیرفته شده چنین گفته می شد: "زبان دولت رسپوبلیكای آزربایجان، زبان آزربایجان است. رسپوبلیكای آزربایجان، زبان آزربایجان را توسعه میدهد".  
در ٣ آگوست ٢٠٠١ رئیس جمهور رسپوبلیكای آزربایجان، فرمانی برای ایجاد روزهائی به نام الفبای آزربایجان و زبان آزربایجان صادر نمود. در این فرمان، نام زبان تركی با زبان آزربایجان و نام الفبای لاتینی ترك با الفبای آزربایجان عوض شده بود. در فرمان مزبور خواسته می شد كه روز اول ماه آگوست همه ساله به عنوان روز الفبای آزربایجان و زبان آزربایجان جشن گرفته شود.
در تاریخ ٣٠ سپتامبر ٢٠٠٢ مجلس ملی قانون مربوط به زبان دولت رسپوبلیكای آزربایجان را تصویب نمود. با امضای این قانون تصویب شده توسط حیدر علیف رئیس جمهوررسپوبلیكای آزربایجان، به اصطلاح روسیه ساخته زبان آزربایجان، بار دیگر موقعیت زبان دولتی داده شد.
مسئولین: ناآگاهی، بی هویت شدگی و مزدوری
در دوره تزار نیكلای اول هنگامی كه نام توده ترك به تاتار قفقازی تغییرمی یافت، كسانی كه بر علیه این سیاست استعماری قیام نكردند، بر عكس به آنها گردن نهادند و تغییر دادن نامهای خلق ترك و زبان تركی را پذیرفتند، در مقابل خلق ترك و تاریخ مسئولند.
در دوره استالین، هنگامی كه به فرمان حزب كمونیست روسیه در تاریخ ١٤مارس ١٩٣٧، نام ملی و تاریخی خلق ترك از ترك به آزربایجانی و نام زبان تركی به زبان آزربایجان تغییر می یافت، مقامات دولتی و روشنفكران رسپوبلیكای آزربایجان كه به این تغییر گردن نهادند، در مقابل خلق ترك و تاریخ مسئولند.
در سالهای جنگ جهانی دوم و دوره حكومت ملی آزربایجان، روس پرستان، وابستگان به دولت روسیه، آن دسته از گروهها و احزاب و رسانه های چپ و كمونیستی كه نامهای اتنیكی-ملی آزربایجانی و اصطلاح زبان آزربایجان را به جنوب ارس و ایران وارد نمودند، در مقابل خلق ترك و تاریخ مسئولند.
پس از كسب استقلال رسپوبلیكای آزربایجان و سقوط اقتدار جبهه خلق آزربایجان، مقامات دولتی و روشنفكرانی كه دوباره نام ملی خلق ترك و نام زبان تركی را به آزربایجانی و زبان آزربایجان تغییر دادند، در مقابل خلق ترك و تاریخ مسئولند.  
در رسپوبلیكای آزربایجان، نام ملی خلق ترك و نام زبان وی تركی،میبایست به آنها بازگردانیده شود.
روسیه پس از اشغال شمال ارس، وطن خلق ترك را به لحاظ جغرافیائی دوپاره كرده است. اما روسیه، تنها وطن خلق ترك را دو پاره نكرده، هویت توده و ملتی كه در این سرزمین می زید را نیز به لحاظ ملی دو پاره كرده است. روسیه با تغییر دادن هویت ملی توده ترك ساكن در شمال ارس، از ترك به آزربایجانی و زبان وی از تركی به زبان آزربایجان، به تجزیه خلق ترك نیز تشبث كرده و در این تشبث خود به درجه مهمی موفق شده است. چنانچه بخش عظیمی از مقامات دولتی، روشنفكران و توده مردم در رسپولیكای آزربایجان، در هماهنگی با فرمان حزب كمونیست روسیه استالینیست، نام و هویت ملی خود را نه ترك بلكه آزربایجانی و نام زبان خود را نه تركی بلكه زبان آزربایجان می دانند. و این در حالی است كه علی رغم تمام تقلاهای دولت ایران برای آسیمیلاسیون و بی هویت كردن خلق ترك ساكن در ایران و آزربایجان جنوبی، این خلق اكنون نیز مانند همیشه، خود را ترك و زبان خود را تركی می داند و می نامد.
امروز كسانی كه از وحدت سیاسی دو آزربایجان سخن می رانند، می باید نخست از پیش شرطهای لازم برای وحدت فرهنگی- ملی توده ای كه در شمال ارس خود را با هویت اتنیك- ملی آزربایجانی و زبانش را زبان آزربایجان معرفی می كند و توده دیگری در جنوب ارس كه هویت اتنیك – ملی خود را ترك و زبانش را زبان تركی می داند سخن بگویند. پیش شرط وحدت واقعی این دو توده، بازگرداندن نام و هویت واقعی توده ساكن در رسپوبلیكای آزربایجان به وی كه ترك می باشد، و نام زبان وی كه تركی می باشد به اوست.

اندكی در باره توركان لهستان: تاتارهای ليپكا

Kategori: , , , , , , , , , , Umud Urmulu - چهارشنبه, فروردین ۰۷, ۱۳۹۲ - 0 comments
 مئهران باهارلی
تاتار لیپكا، نامی است كه برای نامیدن تاتارهای ساكن در شمال اروپای شرقی (لاتویا، لیتوانیا، لهستان، بلاروس، اوكرائین) بكار می رود. كلمه لیپكا نام لیتوانیا در زبان تاتاری كریمه است. نامهای دیگر این گروه، لیپكووییئ، لیپكانی و موسلومی است. سابقه اسكان این گروه در خانات بزرگ لیتوانیا به قرن ١٤ میلادی می رسد. نام لیپكا تاتار از همان آغاز در لیتوانیا به آنها داده شد. آنها تركیبی از اعقاب امپراتوری مغول چنگیز خان، اوردای سفید، اورادی سرخ-طلائی، خانات كریمه و خانات قازان بشمار می روند. گروه نخستین مهاجرین تاتارهای لیپكا اعتقادات شامانی خود را حفظ كرده بودند. موج دوم مهاجرت تاتارها به این منطقه- اینبار تاتارهای مسلمان- در اواخر قرن ١٤ بوقوع پیوست. آخرین موج مهاجرت لیپكاها به این منطقه پس از انقلاب بلشویكی در روسیه بود. از زمان جنگ گرونوالد در سال ١٤١٠ كه باعث شكست نیروهای آلمان-پروس از نیروهای لهستانی- لیتوانیائی- تاتاری شد، هنگ سواره نظام تاتارهای لیپكا در هر جنگ و عملیات نظامی عمده لیتوانیا و لهستان اشتراك داشته است. حتی در مكاتبات قرن شانزده از لهستان به عنوان سرزمین لهها و لیپكاها یاد شده است.
 تاتارهای لیپكا كه در آغاز به سبب یك كاست نظامی اشرافی بودن متشخص بودند با مرور زمان به زندگی شهری روی آوردند و به سبب صنایع دستی، اسبها و قابلیتهای باغبانی خود شناخته شدند. آنها به  دین خود وابستگی بسیار داشتند، هر چند توانستند در مقابل آسیمیلاسیون مقاومت كنند و سبك زندگی خاص خود را حفظ نمایند ، اما به مرور زمان زبان تاتاری خود را از دست دادند و اغلب طبقات فوقانیشان به زبان لهستانی و طبقات میانی و پائینیشان به زبان بلاروسی متكلم شدند. با اینهمه آنها تا سال ١٩٣٠ به استفاده از خط عربی برای نگارش زبان بلاروسی ادامه دادند. در سال ١٥٩١ تعداد تاتارهای لیپكا در لهستان-لیتوانیا-بلاروس بیش از ٢٠٠٠٠٠ نفر بود ( در شهرهای لیدا، ناواهراداك، لیوویه، مینسك، ...). امروز تعداد كل تاتارهای لیپكا در لهستان، لیتوانیا، لاتویا، بلاروس، اوكرائین ...  بین ١٥٠٠٠-١٠٠٠٠ نفر است. گروه بسیار كم شماری از تاتارهای لیپكا در ایالات متحده آمریكا (شمال شرق آن بویژه بروكلین نیویورك) نیز ساكن اند.
 تاتارهای لیپكا از نظر موقعیت زنان در میانشان از همه جوامع اسلامی دیگر متفاوت اند. زنان تاتار لیپكا -حتی زمانی كه آنها در خدمت امپراتوری عثمانی بودند- همیشه از درجه بسیار زیادی از آزادی برخوردار بوده ند. در مدارس تاتارهای لیپكا آموزش مختلط دختران و پسران همیشه یك قاعده و نرم بوده است. زنان تاتار لیپكا هرگز از حجاب و پوشش اسلامی استفاده نمی كنند، مگر در مراسم عروسی كه یك روسری بكار می برند. در واقع تاتارهای لیپكا اسما مسلمان اند و بسیاری از عادات و رسومات مسیحیان را در طول اقامت ٦٠٠ ساله خود در اوكرائین، بلاروس، لهستان و لیتوانیا اخذ كرده اند.
 در قرن شانزده با ایجاد محدودیتها برای غیركاتولیكهای ساكن در لهستان توسط سیگیسموند سوم، سلطان عثمانی موراد سوم مداخله كرد و خواستار آزادی تاتارهای لیپكا در مراسم مذهبی و حفظ سنتهایشان شد. پس از آن در جنگهای عثمانی- لهستان، تاتارهای لیپكا در صف عثمانیان جنگیدند، اما پس از اعاده حقوق مذهبی تاتارهای لیپكا در سال ١٦٧٩ در لهستان، بخشی از تاتارهای لیپكا صف عوض كردند. چنانچه در عملیات عثمانی برای فتح وین پایتخت اتریش، هنگهای سواره نظام تاتار در تركیب نیروهای لهستانی بر علیه ارتش عثمانی جنگیدند. بخش دیگر تاتارهای لیپكا تحت فرماندهی قارا موصطافا در صف نیروهای عثمانی جای داشتند. لیپكاها در تمام تاریخ بعد از آن، جزئی جداناپذیر از ارتش لهستان بوده اند. آنها در ارتش ناپلئون نیز جزئی از نیروهای لهستان را تشكیل می دادند. در آغاز قرن بیستم و بعد از آن در جنگ جهانی اول، لیپكاها در ارتش تازه تاسیس لهستان دارای هنگ خاص خود بنام تاتار با یونیفرم و پرچم ویژه بودند. در جنگ جهانی دوم نیز هنگ تاتارهای لیپكا از آخرین واحدهای ارتش لهستان بودند كه به نیروهای آلمان- نازی حمله نمودند.
 تاتارهای لیپكا شخصیتهای تاریخی بی شماری را به جامعه لهستان اعطاء نموده اند. تعدادی از آنها، همچنین در سطح جهانی نیز شهرت یافته اند. یكی از اینها هنرپیشه معروف آمریكائی، "چارلز برانسون" است كه از طرف پدری تاتار لیپكا بود. وی از اعقاب تاتارهای لیپكائی است كه در اوائل قرن بیستم به ایالات متحده آمریكا مهاجرت كردند. شخصیت دیگر مشهور، "مارتا استوارت"، از زنان رسانه ای آمریكا و مطرح در عرصه فعالیتهای اقتصادی است

دولت ترکیه فیلم مستند "مسئله ارمنی" را خواهد ساخت

Kategori: , , , , , , , , , , , , Umud Urmulu - چهارشنبه, آبان ۲۴, ۱۳۹۱ - 0 comments
بر اساس گفته های بولند آرینج دولت ترکیه قصد دارد فیلم مستند و تاریخی با موضوعیت مسئله ارمنی که دربرگیرنده تمامی وقایع تاریخی مستند از دیدگاه های متفاوت نسبت به این موضوع ارامنه را در فیلم مستندی برای اگاهی ملل دنیا تهیه و منتشر کند. 
گفته های معاون آقای رجب طیب اردوغان حاکی از شروع جمع آوری دیدگاه های مختلف در مورد مسئله ارمنی را آغاز کرده است. آرینچ در کمسیون بودجه مقداری از وقت سخنرانی خود را به موضوع مسئله ارامنه اختصاص داده و از پروژه بزرگ دولت ترکیه برای خاتمه دادن به نقاط تاریک این موضوع پرده برداشت.
بولند آرینج از کارگردان و بقیه مسائل مرتبط با این پروژه بزرگ مسائلی را بیان نکرد و موضوع را به روزهای پیش رو واگذار کرد.
مسئله تاریخی ارمنی به موضوع جدل دولت ترکیه از امپرطوری عثمانی تا جمهوری ترکیه با دیاسپورای ارمنی در غرب مبدل گردیده است و در بسیاری از اوقات این مسئله به عنوان چماغی برای اهرم فشار بر علیه دولت ترکیه استفاده می گردد. گروههای افراطی ارمنی باور دارند در حوادث جنگ جهانی اول امپراطوری عثمانی نسل کشی وسیعی را در حق ارامنه روا داشته است و آنها این عمل را نسل کشی می نامند در حالیکه اسناد تاریخی متعدد دقیقاً عکس موضوع را اثبات می کند و کشتارو نسل کشی ترکان در ترکیه، آزربایجان در قره باغ و خوجالی و ..، اورمیه، خوی، سلماس، کهنه شهر و ...که به فاجعه جیلوولوق مشهور می باشد یکی از پاک سازی های ائتنیکی ارامنه بر حق ترکان و مسلمانان می باشد.  
متاسفانه علارغم اصرارهای دولت ترکیه به بررسی این حادثه از سوی تاریخ نگاران جهانی و گشودن آرشیو های دولتی هر دو دولت تاکنون دولت ارمنی به این مسئله جواب رده داده است و آنها اول قبول نسل کشی و عذر خواهی دولت ترکیه را درخواست کرده و بعداً خواستار بررسی موضوع اند.  
منبع ترجمه خبر:
http://tinyurl.com/aw6m5q8 

امروز در تاریخ: روز استقلال آزربایجان

Kategori: , , , , , , , , , Umud Urmulu - پنجشنبه, مهر ۲۷, ۱۳۹۱ - 0 comments
در اواخر سده 20 مردم آزربایجان برای دومین بار پرچم استقلال خود را برافراشتند.
در تاریخ 30 آگوست 1991 بیانیه ای با مضمون به رسمیت شناخته شدن استقلال آزربایجان از سوی سیاسیون اتحاد جماهیر شوروی منتشر گشت و در تاریخ 18 اکتبر 1991 استقلال رسمی آزربایجان با توجه به قانون اساسی وقت به رسمیت شناخته شد.
در تاریخ 29 دسامبر رای گیری سراسری برای استقلال آزربایجان صورت گرفت که در برگه های رای جمله ای با مضمون اینکه "آیا شما خواستار استقلال آزربایجان و تشکیل جمهوری آزربایجان می باشید یا نه؟" قرار گرفته بود. و مردم آزربایجان استقلال خویش را از اتحاد جماهیر شوروی به رسمیت شناختند.
در مه 1992 مجلس ملی آزربایجان مارش ملی آزربایجان را که توسط اشعار احمد جواد و موسیقی اوزئیر حاجی بیلی ساخته شده بود را به رسمیت شناخت در کنار این پرچم رسمی آزربایجان نیز مورد حمایت مجلس ملی واقع گشت.
جمهوری دمکراتیک آزربایجان
در تاریخ 1906- 1914 ترکان آزربایجانی نیز در پارلمان روسیه حاضر گشتند. حزب مساوات که به رهبری محمد امین رسول زاده در تاریخ 1911 تشکیل شده بود سیاست های مستقلی را در پیش گرفته بود، در سال 1917 پس از وقوع انقلاب اکتبر که منجربه فروپاشی امپراطوری روسیه گشت آزربایجان نیز که آزادی نسبی را به خود دیده بود در تاریخ 28 مه 1918 جمهوری دمکراتیک آزربایجان را تاسیس نمود. متاسفانه جمهوری نوپای آزربایجان چندی بعد با ارتش روسیه به شدت سرکوب شد و حوادث خونینی در شهر باکو تحقق یافت. پس از این سربازان عثمانی، آزربایجان و داغستان به رهبری نوری پاشا اردوی قفقاز اسلام را تشکیل داده برای نجات آزربایجان و مناطق ترک نشین مذکور جنگ هائی را در سال 1918 شروع کردند. قوای عثمانی به علت شکست در تقابل با قوای انگلیس در جبهه سوریه در 30 اکتبر 1918 مجبور به عقب نشینی از آزربایجان گشت. در 28 آوریل 1920 اردوی بلوشویک ها (ارتش سرخ) وارد آزربایجان گشته و بدین صورت استقلال آزربایجان برای اولین بار با حوادث خونینی به پایان رسید. 
جمهوری سوسیالیست آزربایجان
رژیم مسکو در سال 1922 آزربایجان، ارمنستان و گرجستان را به عنوان جمهوری سوسیالیستی ماورای قفقاز را به رسمیت شناخت و تا دسامبر سال 1922 این سه منطقه ملی یکی از 4 جمهوری شوری گشتند. در سال 1936 خاک های ملی آزربایجان از ترکیب مذکور جدا شده و جمهوری سوسیالیست آزربایجان شکل گرفت. در سال 1969 حیدر علی اف از سوی رژیم مسکو به عنوان مسئول حزب کمونیست آزربایجان آورده شد. در 20 ژانویه 1990 به سبب حوادث آن سال رژیم مسکو به شدیدترین شکل ممکن قتل عامی را در باکو تحقق ساخت و 132 معترض آزربایجانی را در باکو به سبب اعتراض مسالمت آمیز کشت.            
جمهوری آزربایجان
در 30 آگوست 1991 آزربایجان نیز به مانند دیگر جمهوریهای شوروی استقلال خود را اعلام کرد و دولت مستقلی تشکیل داد. 
هر ساله روز 18 اکتبر به عنوان روز ملی استقلال آزربایجان شناخته می گردد، سایت خبری Urmiye News نیز روز استقلال آزربایجان را به تمامی آزربایجانیان تبریک عرض می کند، آزربایجانین باغمیسیزلیق گونو قوتلو اولسون.

حمله ارامنه با فرماندهی آندرانیک به خوی

Kategori: , , , , , , , , , , , , Umud Urmulu - جمعه, بهمن ۱۴, ۱۳۹۰ - 0 comments
 دکتر توحید ملک زاده دیلمقانی
به دنبال تشکیل دولت ارمنستان در ایالت ایروان که از نظر تاریخی جزوی از آزربایجان تاریخی محسوب می‌شود، آندرانیک از سران مهاجم ارمنی مخالفت خود را با تشکیل این دولت در محدوده کوچک فعلی اعلان کرد. وی از ارامنه افراطی بود که خواستار تشکیل ارمنستان بزرگ از دریای خزر تا دریای سیاه بود و به این محل کوچک برای تشکیل ارمنستان قانع نبود. دسته‌های منسوب به آندرانیک در طی جنگ جهانی اول وظیفه تاریخیشان را که همانا ضربه زدن به مسلمانان بود را به خوبی انجام داده بودند و کمک‌هایشان به قوای روس در قلع و قمع ترکان آزربایجان و آناطولی قابل بحث و گفتگو است. ولی بر اساس موافقت‌نامه باطوم، قوای مسلحه آندرانیک می بایستی خلع سلاح می‌گردید ولی آندرانیک نه تنها ارمنستان در مرزهای فعلی را قبول نداشت بلکه با هرگونه پیمان صلحی نیز مخالف بود. لذا در صدد برآمد با قوایش به جنوب دریاچه اورمیه رسیده و از آنجا به قوای انگلیس بپیوندد.
قوای آندرانیک که بالغ بر 3000 نفر بودند پس از عبور از سواحل گؤیچه‌گؤل ( امروزه ارامنه نام این دریاچه را به سئوان عوض کرده اند) به نزدیکی‌های نخجوان رسیده و آماده عبور از پل جلفا و ورود به جنوب رود ارس می شوند. جلفای شمال آزربایجان ‌در دست ‌ارمنی‌ها و جلفای ‌جنوب آزربایجان در دست عثمانی ها بود.
21 ژوئیه 1918، 500 سوار ارمنی با 500 پیاده به جلفا آمده و با فریب قوای عثمانی به استعداد یک دسته چند ده نفری و ادعای اینکه دیگر صلح شده و ما به وان بر می‌گردیم و عقبمان هم مهاجرین هستند با در دست داشتن پرچم سفید به نیروهای عثمانی حمله و به طرف جنوب ارس حمله کردند.
به دنبال پیشروی ارامنه به طرف مواضع عثمانی و خصوصاً شهر خوی فرماندهی سپاه چهارم دستور متوقف کردن پیشروی ارامنه را صادر نمود. عثمانی‌ها با دو گروهان پیاده و دو توپ کوهستانی و جمعی سواره به فرماندهی مین با شی حسین حسنو در 2 ژوئیه از راه شیطان آوا ( ریحانه ـ خوی ) به طرف جلفا پیشروی کرد. نام این سپاه، سپاه جدید جلفا بود. فرماندهی سپاه چهارم در جبهه سلماس نیز پیشروی قوای عثمانی به طرف اورمیه را متوقف کرد تا قوای آندرانیک را قلع و قمع نماید.
موقعیت قوای عثمانی مستقر در آزربایجان در زمان حمله آندرانیک
در زمان حمله آندرانیک قوای عثمانی در موقعیت زیر بودند:
تیپ 5 : در شمال غرب ارتفاعات کریم آباد عثمانی‌ها به مدافعه مشغول و در صورت حمله دشمن به طرف شورگؤل و قوشچی عقب نشینی کرده و با نیروهای والی حیدربگ در غرب سلماس ارتباط برقرار خواهد نمود.
تیپ 12: در مسیر خوی ـ ائواوغلو ـ جلفا پیشروی و مانع حرکت آندرانیک و قوای ارمنی وی به جنوب خواهد شد. بدین ترتیب گردان‌های 36 و 35 و سواره 36/1 با دو آتشبار در 23 ژوئیه به مغانجوق، 24 ژوئیه به جنوب خوی و 25 ژوئیه به ائواوغلو رسیده و به سپاه جدید جلفا خواهند پیوست. در ضمن این قشون با اعزام نیروهایی راه فرار دشمن به تبریز را خواهد بست.
سواره نظام گردان 12 تحت فرمان سپاه چهارم در گولوزان خواهد ماند و در جنوب غرب سلماس قلعه چهریق و اطراف را محافظه و در صورت لزوم مدافعه خواهد کرد. این گردان سواره با نیروهای سیمیتقو به اورمیه حملاتی خواهد کرد.
مرکز فرماندهی ‌قوای ‌عثمانی ‌نیز کماکان درجنوب دیلمان(شیطان آوا) خواهد بود.
پیشروی قوای عثمانی به طرف خوی
بر اساس فرمان صادره از سوی سرفرماندهی قوای عثمانی تیپ 12 براساس دستور العمل قبلی به پیشروی ادامه داد ولی پس از آمدن اخباری دال بر پیشروی سریع‌ارامنه به‌نزدیکی‌ها ی خوی، استراحت تیپ در شمال در مغانجوق ملغی شد و دستور داده شد تا شب به قره‌تپه واصل گردیده در 24 ژوئیه به خوی برسند.
اردوی جدید جلفا نیز که با عده‌ای معدود در شمال خوی بود در 8 کیلومتری شمال شرق خوی در اطراف روستای نوایی با دسته‌های ارمنی مشغول جنگ شد ولی نتوانست مقاومت کند و در شب 23 به 24 ژوئیه به خوی عقب نشینی کرد. عثمانی‌ها و آزربایجانی‌ها در موقعیت بدی قرار داشتند.
به دنبال این رویدادها در 23 ژوئیه ساعت 30 : 18 فرمان زیر از طرف سرفرماندهی قوای عثمانی صادر شد که تیپ 12 شب 23 به 24 ژوئیه بایستی به 5 کیلومتری جنوب خوی ـ کوه‌های غضنفر برسد.
اوضاع داخل خوی در موقع حملات آندرانیک
خبر لشکر آندرانیک به خوی ابتدا به وسیله فرماندهی پادگان عثمانی در خوی اعلام گردید. آن شب به مناسبت پیروزی ارتش عثمانی در سلماس جشن باشکوهی در خوی برپا بود و سه روز چراغانی ادامه داشت و نطق‌هایی شد. شب شنبه 31 خرداد (12 رمضان/21 ژوئیه 1918) یوسف ضیاء بیگ افسر سیاسی ارتش عثمانی ضمن نطق خود خبر از آمدن 8000 ارمنی مسلح به نزدیکی های خوی داد و ادامه داد: همه اهل شهر باید مسلح شوند و با آذوقه سه روزه برای دفاع به ائواوغلو بروند. اگر شما سه روز مقاومت نمایید نیروهای ما به کمک خواهند رسید. مردم سخن یوسف ضیاء را باور نکردند با این همه اقدامات احتیاطی را به عمل آورند. پیکی را برای استمداد به ماکو نزد سردار فرستادند، تلگرافی به تبریز زدند. به روستاها هم خبر فرستادند که آماده باشند و به کمک بیایند. از دیگر سو ساکنان روستاهای اطراف شهر به شهر پناه آورده بودند. خانه ها و مساجد لبریز بود. کسانی هم که وسیله داشتند به نواحی‌غرب شهر تا زورآوا گریخته بودند.
همان ‌شب ‌یک نیروی 500 نفری مرکب از عسگرهای ‌عثمانی ‌و سواره‌های ‌آزربایجانی برای دفاع به ائواوغلو عزیمت می‌کنند و در گردنه ارسی به نیروهای آندرانیک می رسند در این جنگ شکست می خورند و با دهها تلفات به خوی باز می گردند.
در خوی مردم تصمیم به مقاومت می گیرند تا قشون عثمانی از سلماس به خوی برسد. سپیده دم روز دوشنبه 3 تیر ماه 1297 شمسی (14رمضان/23 ژوییه 1918) ارامنه به پشت دیوارهای خوی می رسند تا ظهر نیمی از شهر را محاصره می کنند. تمام مردم شهر برای دفاع از خوی آماده بودند. با طنین نخستین گلوله ها مدام آب وشربت و غذا به مدافعان برج و باروها می‌رسانیدند. در لحظه هایی که امید از همه جا بریده شده بود نزدیک ظهر، سالار حسن خان آواجیقی با 50 سوار از دروازه چورس وارد شد و یکسر به جنگ ارامنه رفتند.
تنها توپ قدیمی یادگاری از عهد فتحعلی شاه را که تنها به درد اعلام وقت در ماه رمضان می خورد بالای بارو کشیدند. توپ برای شلیک گلولهِ‌ای نداشت و به جای گلوله، زنجیر در داخل لوله توپ می نهادند و آتش می‌کردند. یک توپ مهاجمان در تازه کند به وسیله همین توپ خاموش شد. در برج‌ها چندین نفر به ضرب گلوله شهید شدند. سر سه نفر را گلوله توپ برد. در شهر گلوله های توپ های مهاجمان چند خانه را در هم کوبید و ویران کرد. مجموع شهدا به 15 تن رسید.
نزدیک های ظهر، مهاجمان ارمنی برای گشودن شهر حیله ای به کار بردند. سه تن از آنان که لباس عسگرهای عثمانی را برتن داشتند و به ترکی عثمانی حرف می زدند طرف دروازه شووه نه(شهانق) آمده و گفتند ما از طرف اردوی اسلام آمده ایم و آنها پشت سر ما هستند دروازه را باز کنید. نگهبانان برج شاد شدند اما در گشودن دروازه احتیاط کردند. یکی گفت مرا با طناب آویزان کنید تا ببینم که هستند. پایین رفت و به حیله آنان پی برد. نگهبانان از فراز برج هر سه را کشتند.
عسگرهای زخمی عثمانی که در شهر مانده بودند به مسئولان دفاع شهر پیغام دادند که ما می دانیم اگر ارمنی ها شهر را بگیرند ما را قطعه قطعه خواهند کرد و چون تفنگ داریم پس ما را هم به برج ها ببرید تا بجنگیم. یکی را بالای برج دروازه خیابان (جاده سلماس) بردند و به خواست او یک لنگه کاه زیرش ریختند. او دراز کشید و مشغول تیراندازی شد. بعد از ظهر صدای توپ عثمانی ها آمد. آنان مشغول جنگ با ارامنه در جنوب خوی بودند.
در جبهه های جنوب نیز در ساعت 30 :6 روز 24 ژوئیه بین قوای ارمنی و عثمانی جنگ در گرفت. به دنبال این درگیری ها تیپ فوراً گردان 35 را به تپه‌های جنوب خوی سوق داده و گردان 34 در سمت چپ دشمن قرار گرفت. یک گروهان از گردان های 34 و 35 و یک گروهان از گردان های 36 به عنوان احتیاط نگه داشته شده بود.
عقب نشینی ارامنه از خوی شروع شد. برای تعقیب آنها در مسیر ائواوغلو، تیپ عثمانی در 25 ژوئیه به حرکت خود ادامه داده و در شب 25 به 26 در ارتفاعات ائواوغلو ساکن شد.
سواره های عثمانی نیز در مسیر مرند به قارابولاغ به کشفیات خود ادامه دادند. شب 27 به 28 ژوئیه ارامنه تماماً از پل جلفا گذشته و پل را به آتش کشیدند. روز 28 ژوئیه سواره ها به پل جلفا نزدیک شدند. در طی این حمله ارامنه، بیش از 2000 تن از مردم آزربایجان شهید شدند.

وسایل خانه آتا ترک در شهر دیاربکر ترکیه به سرقت رفت

Kategori: , , , , , , , , , , Umud Urmulu - یکشنبه, اسفند ۰۱, ۱۳۸۹ - 0 comments
آتا ترک زمانیکه به شهر دیاربکر ترکیه آمده  و در خانه ای که مسکن گزیده بود دیشب توسط دزدی به سرقت رفت.
خانه ی آتا ترک در شهر دیاربکر در محله قازی  ترکیه که از سوی شخصی به وی هدیه شده بود سرقت شده است. سارق اکثر وسائل تاریخی مانده از دوره عثمانی و چندین سند ، مقداری پول، و ... را سرقت کرده است. شخصی که برای نظافت منزل و خانه آتا ترک آمده بود از کمبود اشیاء با خبر شده و قضیه را به پلیس ترکیه خبر داده است. پلیس ترکیه بعد از رسیدن به محل حادثه شروع به انگشت نگاری کرده است و در تعقب دزد اشیاء منزل آتا تورک می باشد. 
منبع خبر:

در مجلس نمایندگان امریکا فیلم قتل عام ترکها توسط ارامنه به نمایش گذاشته شد

Kategori: , , , , , , , , , , , , , , Umud Urmulu - شنبه, مرداد ۰۹, ۱۳۸۹ - 0 comments
در مجلس نمایندگان ایالات متحده امریکا ، فیلمی بنام شورش ارامنه که طی آن قتل عام ترکها توسط دستجات مسلح ارمنی نشان داده میشود به نمایش گذاشته شد.
با اقدامات مجلس انجمن های دوستی ترکیه و امریکا ، فیلم مستندی بنام The Armenian Revolt در یکی از ساختمانهای جنبی مجلس نمایندگان امریکا نشان داده شد.
در این فیلم مستند به کارگردانی Marty Callaghan ، قتل عام ترکهای مسلمان توسط ارامنه مسلح در آناطولی شرقی و نخجوان با اسناد و مدارک نشان داده میشود.
در این فیلم، حملات گروههای ارمنی مسلح در بنیه ارتش روسیه و فرانسه در شهرها و قصبات و وادار شدن این گروهها به عقب نشینی با خروج نیروهای خارجی از منطقه جلب دقت میکند.
بروس فین حقوقدان امریکائی و مشاور رونالد ریگان یکی از روسای جکهور اسبق امریکا ، طی سخنانی در خلال نمایش فیلم، باذ یاد آوری اینکه در آن زمان صدها هزار ترک معصوم در قصبات و روستاهای خود از سوی ارامنه به قتل رسانیده شدند تاکید ورزید ، اقدام کشورهائی چون فرانسه و سوئیس در جهت انتقاد از ترکیه و منع حتی مباحثه پیرامون حوادث سال ۱۹۱۵ در کشور ، بمعنای پی روی از سیاست یک بام و دو هوا میباشد.
وی با تاکید به لزوم گشایش آرشیو های ارمنستان و بویژه تاشناکها در مورد حوادث سال ۱۹۱۵ بر روی محققین ، دعوت ترکیه در جهت مباحثه پیرامون حادثه در سطح بین المللی را خاطر نشان ساخت.
Marty Callanghan کارگردان فیلم شورش ارامنه، اخیرا با فیلم " خون، شن و نفت " دقت افکار عمومی را بخود جلب کرده بود.
در فیلم مورد بحث، به تلاش کشورهای غربی در خلال جنگ جهانی اول، در جهت سرنگون ساختن امپراطوری عثمانی با استفاده از ملی گرائی قومی در خاورمیانه، شبه جزیره عرب و قفقاز و تاسیس دولتهای جدید در راستای منافع خود، جلب دقت میشود.
فیلم فوق از لینک زیر قابل مشاهده می باشد:
منبع: http://tinyurl.com/323tdow

با پشتیبانی Blogger.
 
UrmiyeNews.Com - Batı Azerbaycan'ın Sesi
Tema: Bal Medya